روزنامه جمهوري اسلامي 11/12/1387 صفحه عقيدتي
*****
در باره خودمان و تاريخچه مديريت وزارتخانه هاي ايران از يكصد سال گذشته تاكنون


  • محمدحسن اصغرنيا عضو هيات علمي دانشگاه مسئول بنياد جانبازان هفتم تير
    به بهانه سي امين سالگرد انقلاب اسلامي قلمم را پس از مدتها برداشتم تا چيزي بنويسم . ديدم بحمدالله سوژه ها فراوانند ولي مجال اندك است و حوصله خوانندگان كاهش يافته و بازار تحقيق كساد است و همگان عجله دارند كه هرچه زودتر به نتيجه برسند و قضاوت كنند.
    بايد اقرار كنم كه ما در زمينه تاريخ نگاري عقب افتاده هستيم و هرگروهي تاريخ را به سود خود مي نويسد و مصادره به مطلوب مي كند و ميراث خواران در همه صحنه ها و ميادين نه تنها كم نشده اند بلكه در حال افزايش هستند و از اين جهت خودكفا هستيم و...
    نوشتن تاريخ معاصر سخت تر است و همه اهل نظرند از هر صنف و جناح و قبيله اي . برخي معتقدند تاريخ يكي از منابع معرفت انسانهاست .
    بعضي مي گويند تاريخ علمي است كه رخدادهاي پيشين را مي كاود.
    ملتي كه از تاريخ گذشته خود آگاهي نداشته باشد ناگزير اشتباهات گذشته را تكرار خواهد نمود. حرفهاي ما در باره مردماني است كه اهل ايران زمين اند با ويژگيهاي مثال زدني از قوميت هاي گوناگون و عشاير مختلف و فرهنگ و آداب و سخن و خلق و خوي و عواطفي خاص فلات ايران .
    ايراني نرمتر از موم و تيزتر از شمشير است .
    اگر نيم نگاهي از يكصد سال پيش تاكنون داشته باشيم دولت 10 وزارتخانه تاسيس كرده است :
    .1 وزارت جنگ .2 وزارت داخله .3 وزارت خارجه .4 وزارت ماليه .5 وزارت علوم و معارف .6 وزارت عدليه .7 وزارت تجارت .8 وزارت صنايع .9 وزارت فلاحت .10 وزارت دربخانه
    البته قصد ندارم توضيح واضحات بدهم ايراني زيرك تاريخ است بااشاره اي مطلب را دنبال مي كند و سره را از ناسره تشخيص مي دهد.
    در حد امكان سعي مي كنم خلاصه اي از اهداف اوليه وزارتخانه ها را از نگاه ديروزيها بنگارم و انتظاري كه از امرزويهاست بنويسم با توشه و توان مختصري كه دارم و مددي كه شما در تكميل نوشتارم خواهيد فرمود. مي خواهم نگاهي از درون داشته باشم و انگيزه هاي كارمندان و كاركنان را بازبيني كنم همان طور كه معتقدم امروز محتاج بازشناسي انقلاب اسلامي با نگاهي از درون هستيم نه خوش بينانه و نه بدبينانه بلكه واقع بينانه . تا بحث تاريخ در كلاس جامعه گيراتر شود و مايه عبرت و تفكر و تعقل و تكلم صاحب منصبان گردد.
    الف ـ منصب و مواجب و القاب .
    در ازاي خدمت دولت نوكر را به مرور ايام و به موجب حسن اقدام به اختلاف درجه و رتبه ممتاز نمايد و در هر مقامي به اندازه متنعم و سرافراز گرداند. مواجب مقدم بر القاب و مناصب است چه هر يك از حواشي و خدمتكاران را وظيفه و مستمري مقرر است ليكن به هر كس در ازاي هر خدمت القاب و منصب نتوان داد و باز القاب بر مناصب مقدم .
    چه مكاسب بالطبع مشتمل بر القاب است ليكن مناصب موقوف بر خدمت كافي و زحمت وافي است .
    مواجب اجرت تن است و مناصب قيمت جان .
    اگر معني جهاد و شان مناصب محفوظ ماند به ده نفر دفع صد توان كرد. اين خود بر خرد ميزان عيان است .
    ب ـ حدود نوكران (كارمندان و كارگزاران دولت )
    اول شرط نوكري علم است و عمل كه بر نادان تكليف جهل است و ناآزموده را ارتكاب خطا سهل .
    لهذا بايد نوكر مسئول از بدو شباب به كسب آداب پرداخته نخست مقدمات و اطلاعات كليه را آموخته سپس اگر اهل نظام است علوم نظامي و اگر اهل قلم است فنون انشا و اصول قوانين را تحصيل نمايد و باز چندي تابع استاد تجربه آموزد تا شايسته خدمت و بايسته نعمت گردد. پيداست كه از نادان موظف و از سرهنگ مزلف (زلف دار) چه خدمت آيد. آن را قوت و دليل و برهان به مشت خواهد بود و اين در ميان مبارزه آخر دشمن را پشت خواهد نمود.
    با علم و عمل جزوزه و اخلاق نوكر نيز محل اعتنا و قابل رعايت است كه از دزد عالم و فاسق عامل چشم صداقت و امانت نتوان داشت . مختصري آگاهي از وزارتخانه هاي دهگانه آن روز و بيست و چندگانه امروز ضروريست .
    وزارت درب خانه
    سلطنت امري است معظم تا مبنا بر اصول منظم نباشد رفاهيت ملت و آسودگي دولت به حصول نخواهد پيوست . اوقات ملوكانه عزيزتر از آنست كه مصروف امور معاشيه گردد. اصول سهام دولت كه سلطنت را بذل همت در آن سزاوارتر است ترويج دين خيرالمرسلين و تربيت مسلمين و حفظ امنيت و اقامه معدلت است بر وفق قانون شرع و قواعد عرف به تشكيل ادارات و سختي و مدارات .
    از براي انتظام دستگاه سلطنت و آسودگي خاطر پادشاه وزارت درب خانه مقرر است . كه بر هر رشته از مهمات معاشيه رئيس بگمارد و ترتيبي كه موجب فراغت بال و آسايش خيال شخص سلطنت تواند بود پيش آورد.
    اجزاي درب خانه بايد رتبه خود را نيكو دانسته به مشاغل خويش دل خوش باشند. و در مداخله به ادارات دولتي رغبت نداشته ترقي خود را در خدمات خلوت بدانند به حس ادب و لطف مشرب ممتاز باشند از سرمايه صداقت و پيرايه امانت بهره مند بوده ليلا و نهارا به خدمات خود قيام نموده از نمامي و سعايت تقاعد واجب شمارند.
    رعايت حسب و نسب تربيت و ادب در محارم واجب تر است كه ايشان نمونه اخلاق و آينه اطوار سلاطين اند. خوي ايشان دلالت بر خوي سلطان كند. اگر احيانا از ايشان ناشايستي صادر شود خلق پندارند كه آن پسند شهريار است . غالبا بر مطالب و حالات مواظبت كنند و انتشار اخبار دهند و مفاسد بي شمار بر سو رفتار ايشان مترتب گردد.
    نبايد گردش در سراي سلطنت جزو مشاغل باشد كه جماعتي به مجرد استجازه ورود از تقرب لاف زنند و آن را دستاويز تعدي و اجحاف كنند و گاهي طمع در اثاثه حكام نمايند كه در حضور دكر خيري كرده اند و گاهي منت بر متصديان مهام نهند كه فلان شبهه را از خاطر مبارك بيرون آورده اند...
    وزارت علوم و معارف
    دولت را در انجام مهام عامه به رجال حاجت نامه است كه حوائج جمهور و غوامض امور بي عاملان عادل و مديران كامل برآورده نشود و حل مشكلات جز به راي معضلات گشاي از قوه به فعل نيايد.
    هر شخص را پايه ايست و هر كس را مايه اي كه قلم دردست محارب عاطل و تيغ دردست محاسب باطل است . غزا را شجاعت بايد و عطا را سخاوت . در استعداد هر كس نگريستند و او را به فراخور سرمايه فطرت پيرايه تربيت بخشيدند و بذر لياقت اشخاص را در زمين عمل و منيت تجربه پرورش دهند تا گل فضايل از خار رذايل ممتاز آيد و هر تني بر حسب پايه سرفراز گردد.
    دهقان كامل و باغبان عامل داند كه تا زوايد غضبان را از گريبان اشجار دور نكنند. زمين را شيار نزنند و مايه خارج در آن داخل نكنند الوان ثمار حاصل نشود و بهره بسيار واصل نگردد.
    بر اولياي دولت لازم و منحتم است كه تازه نهالان باغستان ملك را هم از كودكي كه آيينه ضمير آدمي روشن است و صور ادب به وجه احسن در آن منقش مي افتد در بوستان تربيت پرورش دهند تا به فرصت لياقت هر كس را معلوم كرده باشند در وقت حاجت به مشاغل مناسب بگمارند و نتيجه سعي خويش بردارند و اين خدمت به عهده وزارت علوم و معارف محول است به دو شعبه منقسم : يكي از براي ايقان عقيده و ديگري از براي تعليم فنون و صنايع پسنديده .
    وزارت داخله
    از براي حفظ امنيت و انتظام مملكت دولت بايد در هر محلي به فراخور وسعت و اهميت آنجا اجراي حكومتي مقرر دارد كه ناظر بر ادارات دولتي بوده احكام را مجري نمايند و از حال رعيت مطلع بوده حافظ مصالح دولت باشند. اجراي مذكور بر حسب تكليف مختلفند و از براي سهولت مذاكرات و اتحاد ادارات شعب مختلفه كه مشغول اين خدمت هستند در تحت رياست وزارت داخله مي باشند.
    خوبست مملكت را يا به نسبت ماليات يا به نسبت جمعيت تقسيم كنند و ملاحظه مشرب و زبان را مرعي دارند. به هر حال صلاح مملكت را ملحوظ دارند.
    به مصلحت حكام را ممالك ايران : خراسان استرآباد مازندران گيلان آذربايجان خمسه كردستان عربستان عراق فارس و كرمان است .
    بعضي شهرها و توابع آنها امروز حكومتي عليحده دارند چون قزوين شاهرود قم كاشان همدان بروجرد دامغان سمنان بندرات و امثال اينها تهران و توابع آن معلوم است در تحت حكومت مخصوص است .
    لازمه پيشرفت كار قدرت است و چون اجزاي نظميه در زندگي خلق همه جا همراهند بايد موقع شناس مجرب متدين و سالم باشند و الا اسباب هتك آبرو و خسارت خلق خواهند شد. چون سلب اختيار از آنها نتوان كرد. بايد سياسات سخت در تنبيه ايشان قرار داد و بايد قبل از اينكه مصدر خدمات نظميه واقع شوند در ادارات ديگر خاصه نظام خدمت وافي كرده باشند و روساي اداره جد و جهد بليغ در ملاحظه اطوار ايشان به عمل بياورند.
    اشخاصي را كه مستوجب حبس شدند بايد در محبس تا اندازه اي كه ميسر است تربيت كرد اقلا از بدترشدن محفوظ داشت .
    دوره گرد و گدا و لاابالي و عرق خور را اداره پليس تحت الحفظ در محلي به كار به دارد و تا دو سال سرپرستي كند. شايد به راه بيايند و اجازه آن از طرف قضات حاصل مي شود. تشخيص مدت آن با وزير داخله است و مخارج آن از محل خيرات مخصوصا جوانان بي باعث لاابالي را با اهتمامي زيادتر در تحت حفظ آورده در تربيت و انقلاب عقيدت آنها سعي كنند. اطفالي كه مصدر شر واقع شوند و ولي آنان ايشان را حفظ نتواند كرد به مكتبي بسپارند كه تربيت شوند. اموال اوقاف كه امروز تفريط مي شوند خوب است دولت به مصرف احياي نفوس از اين گونه اشخاص برساند. چند مدرسه را در بلاد مختلفه بخصوص جمع آوري جوان ها و اطفال بي باني مقدر فرمايند.
    وزارت عدليه
    عدالت آن است كه حاكمي مقرر فرمايند كه حالات مختلفه را در آن راه نباشد و ترتيبي در كار بياورند كه هيچكس از احكام آن حاكم تجاوز نتواند كرد و آن حاكم قانوني مكتوب مشهور است كه تمام خلق آنرا بدانند و حمايت كنند و امروز قانوني انفع از قانون شرع موجود نيست . ايراد مدعي از جهل اوست و اگر جايي نقصي به نظر آيد از شرع نيست از تصرف
    مردم است .
    قانون حفظ حقوق و جريان حدود است يا رعايت آداب و اخلاق يا دستورالعمل و تكليف در مباشرت امور.
    از طرف دولت وزارت عدليه مامور به رسيدگي حقوق خلق است و امروز حاصل عمل آنكه اگر وزارت عدليه حكمي داد مدعي به محضر مرضي الطرفين رجوع مي كند و اگر از آنجا مايوس شد به ديوان خانه عارض مي شود.
    وزارت خارجه
    وزارت امور خارجه از اهم ادارات دولت است . صلح و جنگ سود و زيان دولت به زبان محاوره با خارجه است به كلمه اي دشمن را دوست توان كرد و به حرفي دوست را دشمن .
    وزارت خارجه را كسي شايسته است كه تجربه بسيار زباني گويا و فكري توانا داشته باشد. عادات و قانون مملكت را نيكو داند و از عوائد ساير ملل مطلع بشود تا حقوق ملت را ادا و حفظ تواند كرد. هر جا مقدمات موافق ببيند نتيجه مساعد گيرد هر جا استنباط مخالف نمايد به حيل كلامي و لطف اجوبه به موالفت مبدل سازد و همواره در محاوره و مكاتبه هر جا اقتضا كند به ابهام توسل جويد و جاي مفرباقي گذارد.
    مروج تجارت هر ملكي كنسولهاي زيرك كار دانند و اقصي مقصوداز مراوده و مذاكرات با خارجه همين است .
    اگر دولت قانون مجري و محكمه و مسلم داشت چه جاي آن بود كه وكلاي خارجه در محاكمات مداخله نمايند. در ايران وزارت خارجه از براي مرافعات محكمه مخصوص دارد و اين توهين قانون مملكتي است .
    سرپرستي اهل ذمه و احقاق حقوق آنها شعبه اي از شعب اداره خارجه است . صحبت و گفتار و حفظ اسرار عموم نوكر را لازم است خاصه اجزاي اداره خارجه را كه اقوال و افعال ايشان از ملك به ملك سرايت كند و گوشزد خلق عالم شود.
    محل ايران در ربع مسكون قسمي واقع شده است كه در نقشه پلتيك اهميت كلي دارد. اگر رئيس اداره خارجه بصيرت تام و اطلاع كامل از اوضاع عالم داشته باشد و فرصت كار از براي خودش باقي بگذارد.
    وزارت جنگ
    عمده در نظام نظم است . نظم حاصل نشود مگر به دقت و مواظبت حفظ مراتب . در تمام دول عموم خلق به خدمت نظامي مكلفند بلااستثنا هركس از سن هيجده سالگي الي بيست و چهار سالگي بايد حاضر شده اگر اهل علم و تحصيل است يك سال و الا سه ساله مشغول خدمت نظامي باشد بعد از سه سال خارج شده تا چند سال درصورت لزوم احضار شده در فوج خدمت مي كند.
    اهل نظام حق مرافقت با انجمن هاي پلتيكي ندارند.
    اسامي وزراي كشور از ابتدا تاكنون
    وزراي كشور جمهوري اسلامي ايران