روزنامه جمهوري اسلامي 05/12/1387 صفحه عقيدتي

  • ديدگاه امام خميني درباره لزوم تشكيل حكومت در سيره پيامبر اسلام
  • حرص زشت و زيبا در كلام امام رضا(ع )
  • *****
    ديدگاه امام خميني درباره لزوم تشكيل حكومت در سيره پيامبر اسلام


  • به مناسبت سالروز رحلت پيامبر اكرم (ص )
    به حكم عقل و ضرورت اديان هدف بعثت و كار انبيا(ع ) تنها مسئله گويي و بيان احكام نيست . اينطور نيست كه مثلا مسائل و احكام از طريق وحي به رسول اكرم (ص ) رسيده باشد و آن حضرت و حضرت اميرالمومنين و ساير ائمه (ع ) مسئله گوهايي باشند كه خداوند آنان را تعيين فرموده تا مسائل و احكام را بدون خيانت براي مردم نقل كنند و آنان نيز اين امانت را به فقها واگذار كرده باشندتا مسائلي را كه از انبيا گرفته اند بدون خيانت به مردم برسانند و معناي « الفقها امنا الرسل » اين باشد كه فقها در مسئله گفتن امين باشند. در حقيقت مهمترين وظيفه انبيا(ع ) برقرار كردن يك نظام عادلانه اجتماعي از طريق اجراي قوانين و احكام است كه البته با بيان احكام و نشر تعاليم و عقايد الهي ملازمه دارد. چنانكه اين معني از آيه شريفه بوضوح پيداست : « ولقد ارسلنا بالبينات وانزلنا معهم الكتاب والميزان ليقوم الناس بالقسط ... » هدف بعثتها به طور كلي اين است كه مردمان براساس روابط اجتماعي عادلانه نظم و ترتيب پيدا كرده قد آدميت راست گردانند و اين با تشكيل حكومت و اجراي احكام امكان پذير است خواه نبي خود موفق به تشكيل حكومت شود مانند رسول اكرم (ص ) و خواه پيروانش پس از وي توفيق تشكيل حكومت و برقراري نظام عادلانه اجتماعي را پيدا كنند.
    خداوند متعال كه در باب خمس مي فرمايد : « واعلموا انما غنمتم من شي فان لله خمسه وللرسول ولذي القربي ... » يا درباره زكات مي فرمايد : « خذ من اموالهم صدقه ... » يا درباره خراجات دستوراتي صادر مي فرمايد در حقيقت رسول اكرم (ص ) را نه براي فقط بيان اين احكام براي مردم بلكه براي اجراي آنها موظف مي كند همانطور كه بايد اينها را ميان مردم نشر دهد مامور است كه اجرا كند. مالياتهايي نظير خمس و زكات و خراج را بگيرد و صرف مصالح مسلمين كند عدالت را بين ملتها و افراد مردم گسترش دهد اجراي حدود و حفظ مرز و استقلال كشور كند و نگذارد كسي ماليات دولت اسلامي را حيف و ميل نمايد.
    اين كه خداوند رسول اكرم (ص ) را رئيس قرار داده و اطاعتش را واجب شمرده است : « اطيعواالله واطيعواالرسول واولي الامر منكم ... » مراد اين نبوده كه اگر پيغمبر اكرم (ص ) مساله گفت قبول كنيم و عمل نماييم . عمل كردن به احكام اطاعت خداست . همه كارهاي عبادي و غيرعبادي كه مربوط به احكام است اطاعت خدا مي باشد.
    متابعت از رسول اكرم (ص ) عمل كردن به احكام نيست مطلب ديگري است . البته اطاعت رسول اكرم (ص ) به يك معني اطاعت خداست چون خدا دستور داده از پيغمبرش اطاعت كنيم . اگر رسول اكرم (ص ) كه رئيس و رهبر جامعه اسلامي است امر كند و بگويد همه بايد با سپاه « اسامه » به جنگ بروند كسي حق تخلف ندارد. اين امر خدا نيست بلكه امر رسول است . خداوند حكومت و فرماندهي را به آن حضرت واگذار كرده است و حضرت هم بنا بر مصالح به تدارك و بسيج سپاه مي پردازد والي و حاكم و قاضي تعيين مي كند يا بركنار مي سازد.
    آنچه گفته شده و مي شود كه انبيا عليهم السلام به معنويات كار دارند و حكومت و سررشته داري دنيايي مطرود است و انبيا و اوليا و بزرگان از آن احتراز مي كردند و ما نيز بايد چنين كنيم اشتباه تاسف آوري است كه نتايج آن به تباهي كشيدن ملتهاي اسلامي و باز كردن راه براي استعمارگران خونخوار است . زيرا آنچه مردود است حكومتهاي شيطاني و ديكتاتوري و ستمگري است كه براي سلطه جويي و انگيزه هاي منحرف و دنيايي كه از آن تحذير نموده اند جمع آوري ثروت و مال و قدرت طلبي و طاغوت گرايي است و بالاخره دنيايي است كه انسان را از حق تعالي غافل كند. و اما حكومت حق براي نفع مستضعفان و جلوگيري از ظلم و جور و اقامه عدالت اجتماعي همان است كه مثل سليمان بن داود و پيامبر عظيم الشان اسلام صلي الله عليه وآله و اوصياي بزرگوارش براي آن كوشش مي كردند از بزرگترين واجبات و اقامه آن از والاترين عبادت است ; چنانچه سياست سالم كه در اين حكومتها بوده از امور لازمه است .
    آن كسي كه جهات معنوي خودش را تقويت كرد آن كس در جهات طبيعي هم قوي مي شود. مثل مثل انبياست و اوليا با همه آن معنويات با همه آن معارف الهيه كشورداري هم مي كردند حكومت هم تاسيس مي كردند حدود را هم جاري مي كردند كساني هم كه مضر به جامعه بودند از دم شمشير مي گذراندند در عين حالي كه در آن پايه از معارف بودند.
    زندگي همه انبياي عالم همه انبيا از اول از آدم تا حالا همه شان اين معنا بوده است كه در مقابل جور حكومت عدل را مي خواستند درست كنند. و مع الاسف به قدري به گوش ما خواندند به قدري به گوش ملت ما خواندند به گوش ملتهاي ضعيف خواندند كه حكومت به شما چكار دارد شما برو نمازت را بخوان شما مسجدت را برو همين ! البته ما اگر فقط مسجد برويم و دعا بكنيم و بعد هم دعا به ـ عرض بكنم كه ـ آن بزرگان چه بكنيم همه با ما خوب مي شوند! اما وظيفه اين است كه ما برويم مسجد بنشينيم دعا بخوانيم يا وظيفه اين است كه ما بايد قيام بكنيم وظيفه اين است كه ما همه بايد همه چيز خودمان را در راه اسلام فدا بكنيم چنانچه اولياي ما اين كار را كردند.
    بايد به اين نادانان گفت كه قرآن كريم و سنت رسول الله صلي الله عليه وآله آن قدر كه در حكومت و سياست احكام دارند در ساير چيزها ندارند بلكه بسيار از احكام عبادي اسلام عبادي سياسي است كه غفلت از آنها اين مصيبتها را به بار آورده . پيغمبر اسلام (ص ) تشكيل حكومت داد مثل ساير حكومتهاي جهان لكن با انگيزه بسط عدالت اجتماعي و خلفاي اول اسلامي حكومتهاي وسيع داشته اند و حكومت علي بن ابي طالب عليه السلام نيز با همان انگيزه به طور وسيعتر و گسترده تر از واضحات تاريخ است و پس از آن بتدريج حكومت به اسم اسلام بوده و اكنون نيز مدعيان حكومت اسلامي به پيروي از اسلام و رسول اكرم صلي الله عليه وآله بسيارند.
    سنت و رويه رسول اكرم (ص )
    سنت و رويه پيغمبر اكرم (ص ) دليل بر لزوم تشكيل حكومت است . زيرا اولا خود تشكيل حكومت داد و تاريخ گواهي مي دهد كه تشكيل حكومت داده و به اجراي قوانين و برقراري نظامات اسلام پرداخته و به اداره جامعه برخاسته است والي به اطراف مي فرستاده به قضاوت مي نشسته و قاضي نصب مي فرموده سفرايي به خارج و نزد روساي قبايل و پادشاهان روانه مي كرده معاهده و پيمان مي بسته جنگ را فرماندهي مي كرده و خلاصه احكام حكومتي را به جريان مي انداخته است . ثانيا براي پس از خود به فرمان خدا تعيين حاكم كرده است . وقتي خداوند متعال براي جامعه پس از پيامبر اكرم (ص ) تعيين حاكم مي كند به اين معني است كه حكومت پس از رحلت رسول اكرم (ص ) نيز لازم است و چون رسول اكرم (ص ) با وصيت خويش فرمان الهي را ابلاغ مي نمايد ضرورت تشكيل حكومت را نيز مي رساند.
    ما معتقد به ولايت هستيم و معتقديم پيغمبر اكرم (ص ) بايد خليفه تعيين كند و تعيين هم كرده است . آيا تعيين خليفه براي بيان احكام است بيان احكام خليفه نمي خواهد. خود آن حضرت بيان احكام مي كرد همه احكام را در كتابي مي نوشتند و دست مردم مي دادند تا عمل كنند. اينكه عقلا لازم است خليفه تعيين كند براي حكومت است . ما خليفه مي خواهيم تا اجراي قوانين كند. قانون مجري لازم دارد. در همه كشورهاي دنيا اين طور است كه جعل قانون به تنهايي فايده ندارد و سعادت بشر را تامين نمي كند. پس از تشريع قانون بايد قوه مجريه اي به وجود آيد. در يك تشريع يا در يك حكومت اگر قوه مجريه نباشد نقص وارد است .
    به همين جهت اسلام همان طور كه جعل قوانين كرده قوه مجريه هم قرار داده است . ولي امر متصدي قوه مجريه قوانين هم هست . اگر پيغمبر اكرم (ص ) خليفه تعيين نكند « ما بلغ رسالته » رسالت خويش را به پايان نرسانده است . ضرورت اجراي احكام و ضرورت قوه مجريه و اهميت آن در تحقق رسالت و ايجاد نظام عادلانه اي كه مايه خوشبختي بشر است سبب شده كه تعيين جانشين مرادف اتمام رسالت باشد. در زمان رسول اكرم (ص ) اينطور نبود كه فقط قانون را بيان و ابلاغ كنند بلكه آن را اجرا مي كردند. رسول الله صلي الله عليه وآله وسلم مجري قانون بود مثلا قوانين جزايي را اجرا مي كرد دست سارق را مي بريد حد ميزد رجم مي كرد. خليفه هم براي اين امور است . خليفه قانونگذار نيست . خليفه براي اين است كه احكام خدا را كه رسول اكرم (ص ) آورده اجرا كند. اينجاست كه تشكيل حكومت و برقراري دستگاه اجرا و اداره لازم مي آيد. اعتقاد به ضرورت تشكيل حكومت و برقراري دستگاه اجرا و اداره جزئي از ولايت است چنانكه مبارزه و كوشش براي آن از اعتقاد به ولايت است .
    سنت و رويه پيغمبر اكرم (ص ) دليل بر لزوم تشكيل حكومت است . زيرا اولا خود تشكيل حكومت داد و تاريخ گواهي مي دهد كه تشكيل حكومت داده و به اجراي قوانين و برقراري نظامات اسلام پرداخته و به اداره جامعه برخاسته است والي به اطراف مي فرستاده به قضاوت مي نشسته و قاضي نصب مي فرموده سفرايي به خارج و نزد روساي قبايل و پادشاهان روانه مي كرده و معاهده و پيمان مي بسته جنگ را فرماندهي مي كرده و خلاصه احكام حكومتي را به جريان مي انداخته است . ثانيا براي پس از خود به فرمان خدا تعيين حاكم كرده است

  • *****
    حرص زشت و زيبا در كلام امام رضا(ع )


  • از : دكتر محمدرضا جواهري
    استاديار دانشگاه فردوسي مشهد
    گفتار سيره و رفتار معصومان عليهم السلام راهنماي بشريت در جهت آئين مهرورزي است . همه معصومان و امام رضا عليه السلام الگوي عالي براي آموزش آئين مهرورزي به جهانيان اند. نهي ها و نكوهش هاي امام رضا عليه السلام در راستاي مبارزه با موانع مهرورزي بوده و امر و فرمان ها نيز براي دعوت مردم به مهرورزي نسبت به مومنان و مهرباني بابندگان خدا و عموم انسان ها براي رستگاري آنان است .
    يكي از موضوعات مهمي كه مي تواند مكتب مهرورزي اهل بيت عليهم السلام را نشان دهد موضوع « حرص » است . بررسي ابعاد حرص و شناخت ماهيت و حكم « حرص دنيوي » و « حرص اخروي » از منظر امام رضا عليه السلام تابلو راهنماي آئين مهرورزي رضوي است .
    حرص در آئينه كلام امام رضا عليه السلام در دو مفهوم متضاد با دو حكم متفاوت به كار رفته است . علاقه شديد به ثروت اندوزي و مظاهر دنياگرايي در واقع « حرص دنيوي » است و همين حرص مانع بزرگ مهرورزي نسبت به انسان هاست و بر همين اساس از جانب امام رضا عليه السلام به شدت محكوم و نكوهش شده است .
    علاقه شديد به انجام كارهاي خير در اجتماع و اراده قوي براي قضاي حوائج مومنان و سرور و شادي قلبي آنان و دفع بدي از آنان نيز « حرص اخروي » وزير بناي آئين مهرورزي است و از اين رو امام رضا عليه السلام عموم مسلمانان را به آن امركرده وبه سوي آن فراخوانده اند. واژه حرص در كلام امام رضا عليه السلام در دو قسم مخالف و متضاد به كار رفته است . براساس رهنمودهاي امام هشتم عليه السلام « حرص » داراي اقسام : زشت و زيبا بد و خوب نهي شده و امر شده حرام و حلال مذموم و ممدوح زيان بار و سودمند هلاك كننده و نجات بخش است . البته در ميان مردم مفهوم منفي حرص بيشتر شناخته شده و رايج است . عموم مردم با حرص زيان بار و زشت آشنايند و گرفتاري آنان به اين نوع از حرص مانع زندگاني سالم و رشد و تكامل اخلاقي آنان است .
    حرص در لغت به معناي علاقه شديد ميل فراوان رغبت بسيار و افراط در اراده است (1 ) . بررسي انگيزه و هدف و موضوع و متعلق حرص بهترين ملاك و معيار براي درك ماهيت حرص و روشن شدن اقسام آن است .
    حرص زشت و ويرانگر
    علاقه بي حد و حساب به جمع آوري ثروت و رغبت شديد به اندوختن اموال نيرومندترين و مشهورترين قسم از حب دنياست . پول دوستي بي پايان و ثروت اندوزي بي نهايت علت غرق شدن در دنياگرايي و عامل هلاكت و نابودي است (2 ) .
    امام رضا عليه السلام فرموده اند : اياكم و الحرص والحسد فانهما اهلكاالامم السابقه (3 ) . از حرص و حسد بپرهيزيد و دوري كنيد همانا آن دو امت هاي پيشين را هلاك و نابودكرده اند. مطابق اين حديث رضوي زيان حرص آن قدر زياد است كه منتهي به هلاكت امت هاشده و مي شود. حرص در رفاه طلبي و سرمايه داري و افزون خواهي هاي مادي عمومي تنها افراد را نابود نمي كند بلكه عامل نابودي امت ها و حكومت ها و تمدن هاست .
    با دعوت به زهد و قناعت و تقوا و بازداشتن مردمان از روي آوردن به انباشت ثروت و كالا و مبارزه با زرق و برق دنيا و تجمل گرايي و تشريفات دنيوي مي توان قدري حرص آنان را محدود و كنترل نمود.
    علاقه شديد و تمايل فراوان به ثروت و سرمايه عامل آلودگي انسان ها به روش هاي كثيف و راه هاي ننگين و ابزارهاي پليد براي رسيدن به هدف هاي مادي است و باعث سقوط فرد و جامعه مي شود. رباخواري دزدي رشوه خواري ظلم اقتصادي قتل قاچاق فروشي غارت و چپاول اموال عمومي خودفروشي جاسوسي رواج فحشا كم فروشي غش زدن فريبكاري و... راه كارهايي است كه حريص با آن ها به جمع آوري مال و ثروت مي پردازد. بنابراين حرص موجب پيدايش و گسترش فساد اقتصادي و در نهايت سقوط اخلاقي و هلاكت است . حرص فضيلت ها و مكارم و ارزش هاي اخلاقي را از بين مي برد. اين لوازم ايجابي و سلبي حرص كه همواره با حرص است و از آن جدا نمي شود عوامل و علل هلاكت امت هاست . امام رضا عليه السلام نيز با آگاهي و شناخت اين لوازم تفكيك ناپذير حرص مسلمانان را از حرص برحذر داشته و اثر نهايي حرص ورزي عمومي را كه هلاكت امت ها است بيان كرده اند.
    در حديث ديگر امام رضا عليه السلام فرموده اند : لاتحدثوا انفسكم بالفقر ولا بطول العمرفانه من حدث نفسه بالفقربخل و من حدثها بطول العمر حرص (4 ) . به خودتان از فقر و طول عمر سخن مگوئيد هركس به خودش از فقر سخن بگويد بخيل شود و هركس به آن از طول عمرسخن گويد حريص گردد.
    مطابق اين حديث رضوي ترس از فقر عامل بخل است و وحشت از ناداري دستان انسان را مي بندد و او را از سخاوت و انفاق در راه خدا محروم مي نمايد. سخن گفتن از طول عمر نيز انسان را حريص بار مي آورد. تلقين عمر طولاني به نفس رام نشدني موجب افزايش روحيه دنياگرايي و خودخواهي انسان مي گردد و علاقه شديد به جمع آوري مال و ثروت و پاسداري از آن انسان را از خدا و كار براي آخرت باز مي دارد.
    محمدبن اسماعيل بن بريع گفته است امام رضا عليه السلام فرمود : لا يجتمع المال الا بخصال خمس : ببخل شديد و امل طويل و حرص غالب وقطيعه الرحم و ايثارالدنياعلي الاخره (5 ) . مال جز با پنج خصلت جمع نمي شود : بخل شديد و آرزوي طولاني و حرص غالب و قطع رحم و برتري دنيا بر آخرت .
    بديهي است علاقه شديد به مال موجب جمع آوري ثروت مي گردد. آدم حريص تمام هدف زندگاني اش گردآوري ثروت است و از هر راه نادرست و با هر وسيله كثيف و ابزار پليد براي رسيدن به همين هدف شب و روز تلاش مي كند و در آخر عمر ثروت فراوان به دست آمده از راه هاي حرام را براي بهره برداري ديگران مي گذارد و مي رود.
    حرص زيبا و ارزشمند
    حرص براي ثروت دنيا رياست قدرت شهوت و براي جلوه ها و مظاهر دنياگرايي و در يك جمله حرص براي خود حرص حيواني پليد منكر و از رذايل اخلاقي است اما حرص براي ديگران و دلسوزي و علاقه شديد به كمك مالي به ديگران و قضاي حوائج مومنان و سودرساني به آنان وحل مشكلات انسان ها و هدايت و نجات آنان حرص ارزشمند زيبا معروف و از فضايل و مكارم اخلاقي است .
    سيره و رفتار پيامبر خدا صلي الله عليه وآله و سلم واهل بيت عليهم السلام بهترين سرمشق و نمونه براي بشريت در اين نوع از حرص زيبا و ثمربخش است . امام رضا عليه السلام هم خود پيشگام در چنين حرصي بوده اند. هم مسلمانان را به آراستگي به آن فراخوانده وفرموده اند : احرصوا علي قضا حوائج المومنين وادخال السرور عليهم و دفع المكروه عنهم (6 ) . بر قضاي حوائج مومنان و خوشحال نمودن آنان و برطرف نمودن مكروه و بدي از آنان حريص باشيد.
    اين سخنان گهربار امام رضا عليه السلام براي هميشه زنده و راهگشاست و در جهان امروز و در جامعه اسلامي آثار فوري كاربردي فراواني در توسعه اقتصادي و پيشرفت مادي و معنوي و سعادت امت اسلامي دارد. در اين حديث شريف رضوي مسلمانان جهان امر به حرص شده اند و امام هشتم عليه السلام از آنان دعوت كرده اند كه حريص باشند. اما نه حريص بر جمع آوري ثروت براي خويش بلكه حريص بر كمك و ياري مومنان و بندگان خدا براي سه كار : « قضاي حوائج آنان » و « شادكامي قلبي آنان » و « دفع هرگونه بدي از آنان » . اگر مسلمانان جهان خود را متعهد بدانند قدم كوچكي در اين مسير بردارند و جهت گيري حرص خود را با اين سه كار هماهنگ نمايند مشكلات جهان اسلام در همه كشورها و به ويژه فلسطينيان به سرعت و به آساني حل مي گردد.
    حرص بر انجام حاجات مومنان
    علاقه شديد به قضاي حاجات مومنان و تمايل زياد به برطرف نمودن نيازهاي مومنان نيازمند به خودسازي و تهذيب نفس است . تبديل حرص مادي و خوددوستي انسان به علاقه جدي و شديد به رفع مشكل مادي ديگران و انجام كارهاي ديگران و تامين نيازهاي اقتصادي مومنان تحول ارزشمند در جهت گيري و متعلق حرص است و امام رضا عليه السلام پيروان خويش را به همين تحول بزرگ روحي فرمان داده و فراخوانده اند.
    اين كه انسان با علاقه فراوان كوشش كند حاجت برادر مومن خويش را برآورده كند و از او دستگيري نمايد بسيار ارزشمند و زيباست . دويدن و تلاش بي پايان در راه مشكل گشايي مومنان و حاجت روايي آنان امر و دستور امام رضا عليه السلام در اين رهنمود جاويدان الهي است .
    امام رضا عليه السلام در جاي ديگر فرموده اند : لايتم عقل امر مسلم حتي تكون فيه عشرخصال : ... لايسام من طلب الحوائج اليه (7 ) . عقل انسان مسلم كامل نمي شود تا اين كه ده خصلت در او باشد : ... از حاجت خواستن مردم از او ناراحت و خسته نگردد. براساس اين گفتار امام هشتم عليه السلام خوشنودي و نشاط در راه روانمودن حاجات مردم از نشانه هاي كمال عقل هر مسلمان است . روي آوردن مردم به انسان براي طرح نيازهاي گوناگون خويش نبايد او را ناراحت و عصباني نمايد زيرا كمال عقل در تلاش براي پاسخ درست به نيازهاي مردم و تامين حاجت هاي آنان است .
    در حديث ديگرامام رضا عليه السلام فرموده اند : التوددالي الناس نصف العقل (8 ) . اظهار دوستي با مردم نيمي از عقل است . برطبق اين حديث مهرورزي نسبت به مردم و رعايت لوازم مهرورزي آن قدر ارزش دارد كه نشانه بزرگ خردورزي و برابر با نصف عقل است .
    در حديث ديگر امام رضا عليه السلام فرموده اند : اجل الخلائق واكرمهااصطناع المعروف واغاثه الملهوف و تحقيق امل الامل و تصديق رجا الراجي والاستكثار من الاصدقا في الحياه والباكين بعد الوفاه (9 ) . بزرگ ترين و گرامي ترين صفت ها نيكي كردن به ديگران و پناه دادن به بي پناهان و فريادرسي غمديدگان و رنجديدگان و تحقق بخشيدن آرزوي آرزومندان و اميد اميدواران و افزون ساختن دوستان در زندگي و گريه كنندگان پس از مرگ است . آن چه در اين حديث رضوي جليل ترين و گرامي ترين صفت ها شناخته شده از مظاهر و آثار حرص در برآورده نمودن حاجت هاي مومنان است .
    امام هشتم عليه السلام در رهنمودي ديگر فرموده اند : عونك للضعيف افضل من الصدقه (10 ) . كمك توبه ضعيف وياري ناتوان بهتر از صدقه است . به حكم اين حديث رضوي هرچه صدقه ثواب داشته باشد ياري ناتوان بالاتر از آن را دارد.
    در حديث ديگر امام رضا عليه السلام از رسول خدا صلي الله عليه وآله و سلم چنين نقل كرده اند : راس العقل بعدالايمان بالله التودد الي الناس و اصطناع الخيرالي كل بروفاجر(11 ) . سرعقل پس از ايمان به خدا مهرباني نمودن به مردم و نيكي و دوستي و خيرخواهي براي هر نيكوكار و بدكاراست .
    حرص بر مسرور و خوشحال نمودن مومنان
    حرص بر وارد نمودن سرور بر دل مومنان نيز دستور امام رضا عليه السلام است . علاقه شديد به خوشحال نمودن مومنان ازمكارم اخلاقي است . حرص برادخال سرور و سعي و كوشش در جهت خشنودي و سرور مومنان و شادكامي قلبي آنان يك اصل ارزشمند در فرهنگ رضوي است . قطعا انسان با ايمان تنها از كارهاي خوب و انجام معروف خوشحال مي گردد.او هرگز از منكرات و گناهان و كارهاي زشت شاد و خوشحال نمي شود. بنابراين فرمان به مسرور نمودن قلبي مومنان فرمان بر انجام كارهاي معروف و اقدامات مشروع و ارزشمند و تلاش در راه تامين حاجت هاي معقول و شرعي انسان هاي باايمان است .
    حرص بردفع مكروه از مومنان
    مكروه هر كار بد زشت و نفرت آور است امام رضا عليه السلام حرص بر دفع مكروه از مومنان را خواستار شده و مسلمانان را بر آن تشويق نموده اند. علاقه شديد به بازگرداندن مكروه از مومنان و مهار بدي ها و اعمال نفرت آور نسبت به آنان از صفت هاي زيبا و از اقسام حرص مقدس و ممدوح است . هر مسلماني بايد هر آن چه را براي خويش بد مي شمارد براي مومنان جهان بد بشمارد و خود در برخورد با مومنان انجام ندهد و اگر ديگران نيز انجام دادند اقدام بر دفع بدي و مكروه از آنان بنمايد. تمايل فراوان به اين كه به هيچ مومني بدنگذرد و هيچ مومني بد نبيند حرص پاك و پسنديده است .
    نتيجه گيري
    حقيقتي كه با دقت و تامل در احاديث رضوي معطوف به نكوهش و ستايش حرص روشن مي شود اين است كه حرص مطلقا بد نيست . تنها با حرص دنيوي و علاقه شديد به مال و ثروت دنيا و مظاهر پليد آن كه مانع رشد رستگاري و سعادت و مهرورزي به انسان هاست بايد مبارزه كرد و آن را كنار گذاشت اما حرص اخروي و تمايل به مهرباني و مهرورزي به بندگان خدا و علاقه فراوان به قضاي حوائج مومنان و سرور آنان و دفع مكروه و بدي از آنان . همواره ارزشمند و مقدس و نشانه ايمان به خدا و كمال است . بنابراين ماپيروان امام رضا عليه السلام بايد شيفته خدمت باشيم نه تشنه ثروت !.
    1 ـ راغب اصفهاني ابي القاسم الحسن بن محمدبن المفضل المفردات في غريب القرآن دفتر نشر كتاب چاپ دوم 1404 « ه ق ص .113 ناصر علي عبدالله المعجم البسيط ويرايش دوم دانشگاه علوم اسلامي رضوي مشهد چاپ دوم 1380 ص 126
    2 ـ النراقي محمد مهدي جامع السعادات موسسه الاعلمي للمطبوعات لبنان بيروت جامعه النجف الدينيه چاپ چهارم بي تا ج 2 ص 102 و ص .103
    3 ـ علامه مجلسي محمدباقر بحارالانوار الجامعه لدر راخبارالائمه الاطهار عليهم السلام موسسه الوفا بيروت چاپ سوم 1403 ه ق 1982 م ج 78 ص 346
    4 ـ علامه مجلسي بحارالانوار ج 78 ص 346
    5 ـ شيخ صدوق ابي جعفر محمدبن علي بن الحسين قمي ابن بابويه عيون اخبارالرضا عليه السلام ترجمه حميدرضا مستفيد و علي اكبر غفاري درالكتب الاسلاميه تهران چاپ اول 1380 ج 1 ص 566
    6 ـ علامه مجلسي بحارالانوار ج 78 ص 347
    7 ـ الحراني حسن بن علي بن الحسين بن شعبه تحف العقول موسسه النشر الاسلامي قم چاپ اول بيتا ص 442 علامه مجلسي بحارالانوار ج 78 ص 336
    8 ـ ابن شعبه حراني تحف العقول ص 443 علامه مجلسي بحارالانوار ج 78 ص 335
    9 ـ الحلواني ابوعبدالله الحسين بن محمدبن الحسن نزهه الناظر و تنبيه الخاطر تحقيق و ترجمه عبدالهادي مسعودي دارالحديث قم چاپ اول 1383 ص 206 و ص 207 علامه مجلسي بحارالانوار ج 78 ص 355
    10 ـ شيخ صدوق عيون اخبار الرضا عليه السلام ج 2 ص 31 و ص 32
    11 ـ شيخ صدوق عيون اخبار الرضا عليه السلام ج 2 ص 35