
كتاب « شكنجه در عصر پهلوي » را مهيار خليلي تاليف كرده و موزه عبرت آن را منتشر نموده است . در فهرست مطالب كتاب مذكور
عناوين زير ديده مي شود : كميته مشترك ضدخرابكاري
مشت زني
انواع مشت زني
لگد زدن
لگدزدن بر شكم زن حامله
سيلي زدن
ضربه زدن به سر
دست بند قپاني
بستن پا
بستن چشم
آويختن
آويختن صليبي
انواع شلاق
لخت كردن و شلاق زدن
استعمال باتون
برقي
سوزاندن
داغ كردن
سوزاندن با شمع و فندك و كبريت
خاموش كردن سيگار زيرگلو
سوزاندن بدن به وسيله ميله و ميخ
كشيدن
ناخن با انبردست
قفس داغ
نمك پاشيدن بر روي زخم و انواع شكنجه هاي وحشيانه ديگر كه در اين كتاب به آن ها اشاره شده است .
نمونه هايي از شكنجه هايي كه ساواك اعمال مي كرده و در اين كتاب درج شده است
چنين است :
آويختن
آويختن انسان متهم يا مجرم
يكي از شكنجه هاي رايج در دوران تاريخ است . اولين بار در تاريخ مدون
آويختن در كتيبه داريوش ذكر
شده است كه مي نويسد (... او را آويختم ). در زمان هاي قديم از ديوار آويختن ـ از درخت آويختن ـ بر بالاي دار يا چوب آويزان كردن
بسيار ذكر شده است . بابك خرم دين را بر بالاي چوبي كه توسط شتر كشيده مي شده است آويخته بودند. (ر ـك به طبري )
در زندان اروپاي قرون وسطي
زندانيان را از ميخ بالاي ديوار و يا سقف مي آويختند.
طرز آويختن به شرح ذيل است :
1 ـ آويزان كردن با دو دست .
2 ـ آويزان كردن با يك دست .
3 ـ آويختن از گردن .
4 ـ آويختن از زير بغل .
5 ـ آويختن وارونه از دو پا .
6 ـ آويختن واونه از يك پا .
7 ـ آويختن از كمر
8 ـ آويختن از موي بلند .
9 ـ آويختن هاي نوع ديگر كه ذكر نشده است .
1 ) آويختن از مچ : دو دست را به هم بسته و طناب و يا زنجير را به مچ وصل مي كردند و بر ميخ يا قلاب سقف مي بستند . فشار سنگين
بدن بر مچ ها وارد شده و موجب تورم دست و سياه شدن آن پس از مدتي مي گرديده است و به علت اينكه خون نمي تواند در بدن گردش
خود را كامل انجام دهد
پاها متورم و دردناك و كشيدگي عضلات و تاندن ها موجب درد شديد و كرخ شدن تدريجي بدن مي گردد و پس
از مدتي غضروف هاي مياني مهره هاي كمر جابجا مي شد و اگر متهم را حركت مي دادند اين عمل تسريع مي گرديد . بيشتر از 24 ساعت
آويختن موجب مرگ مي گردد.
كساني كه به مدت يك ساعت و يا بيشتر آويخته شده اند
پس از رهايي به مدت يك هفته و گاهي بيشتر از درد ناحيه كمر و سر
استخوان زانو و مفصل ران رنج مي برند.
آويخته شدن بيش از يك ساعت موجب درد ناحيه كمري تا آخر عمر و ساييدگي استخوان هاي مهره كمري مي گردد.
مفاصل مچ چنان دردناك مي شود كه طاقت انسان از بين مي رود. به خصوص تاب دادن موجب گيجي و سياهي چشم مي شود.
2 ) آويختن با مچ يك دست : در اين آويختن سنگيني بدن موجب آن مي شود كه تاندن هاي دست كشيدگي بيشتر را تحمل كند و اغلب
موجب پارگي تاندن و جدا شدن استخوان هاي مچ و كتف و بازو مي گردد. درد اين نوع شكنجه بسيار شديد است .
3 ) آويختن از گردن : در اين حالت موجب جدا شدن مهره هاي محور گردن و ستون فقرات شده است و بيش از 50 % موجب قطع نخاع
مي گردد و دو ساعت يا بيشتر موجب درد غيرقابل تحمل مي گردد. كساني كه به اين وسيله آويخته شده اند اغلب داراي شكستگي
غضروف جلوي گلو مي شده اند. اگر شكنجه گر و يا مجري ناوارد باشد به سرعت موجب شكستگي گردن و يا خفگي مي گردد. سه دقيقه
و حداكثر پنج دقيقه موجب خفگي مي گردد.وارد بودن طرف كه گره طناب و يا حلقه آهني را زير چانه قرار بدهد
موجب شكستگي فك
زيرين و جدا شدن فوقاني فك مي گردد. اين شكنجه درد شديدي را وارد مي كند. به خصوص فشار در ناحيه استخوان گيج گاهي موجب
بيهوشي و خرد شدن فك و دندان هاي آسيا مي گردد.
4 ) آويختن از زير بغل : اين شكنجه اگر چه دردي را در اول وارد نمي كند ولي به تدريج موجب عدم تعادل گردش خون مي گردد . ابتدا
گيجي و حال به هم خوردگي
پس از 24 ساعت موجب كشيدگي عضلات و درد شديد در ناحيه پا و تورم و دفع بي اختيار ادرار و مدفوع
و درد ناحيه لگن مي گردد. چند روز آويخته شدن موجب مرگ مي گردد.
5 ) آويخته شدن وارونه : موجب كندي نفس ـ سرگيجه و دور بيني (وديپ لوپي در چشم ) و عدم تنس ـ جمع شدن آب دهان و بيرون
ريختن آن
كندي ضربان قلب و درد در ناحيه سر و پشت و شكم و درد شديد در ناحيه مفصل لگن خاصره و درد شديد در ناحيه كمر و
گردن و گوش و زوزه گوش و سنگيني ناحيه زبان و عدم قدرت بلغ آب دهان در زنداني و يا مجرم پس از مدتي كوتاه به علت خون ريزي
چشم ها خون آلود مي شده است . مرگ پس از چند ساعت .
6 ) آويختن از يك پا : عوارض ذكر شده در دو پا را دارد در حالي كه سنگيني دو برابر و پاي آزاد نيز لختي شديد ايجاد كرده عدم تعادل را
دو برابر مي كند. مرگ حداكثر زمان دو ساعت .
7 ) آويختن از كمر : از روي شكم كه سر و دست رو به پايين باشد موجب سرگيجه و سردرد و درد شكم در ناحيه بستي شدن و گرامپ هاي
شكمي مي گردد. آب دهان روان
چشم ها بي حالت و خستگي و بالاخره ريزش ادرار و گاه مدفوع و درد ناحيه مقعد و روده بزرگ بالاخره
بالا رفتن (اوره مي گردد). مرگ در اثر اورمي و در نهايت
درد در ناحيه كمرو جدا شدن مهره ها.
8 ) آويختن از موي سر : موجب كشيده شدن سر و بالاخره درد شديد شخص مجروح شده كه اگر تداوم داشته باشد ناحيه صورت و گردن
كشيده و درد شديدي را براي متهم ايجاد كرده كه تا مدتي ادامه خواهد داشت . اين شكنجه نادر مي تواند ساعت ها ادامه داشته باشد. جدا
شدن پوست سر وصورت از عضو حتمي است .
9 ) آويختن هاي ديگر : نظير آويختن از انگشت شصت و يا چهار انگشت و انگشت شصت پا كه مدت مديدي نمي تواند ادامه يابد .
آويختن صليبي
ابتدا زنداني را روي يك چهارپايه قرار داده و سپس دست هاي او را به سمت بالا كشيده توسط دستبند فولادي از ناحيه مچ به نرده ها
مي بستند. پس از آن چهارپايه را از زير پاي زنداني مي كشيدند و او توسط دست هايش آويزان مي ماند كه در اين حالت بدن به شكل
صليبي درمي آمد و فشار طاقت فرسايي به مچ دست
رگ ها و اعصاب
استخوان ها و كتف وارد مي شد و اين فشار به حدي بود كه پس
ازمدت زمان كوتاهي زنداني از هوش مي رفت و تا مدت ها دست هاي او كرخت و بي حس مي ماند. هنگامي كه زنداني به حالت صليبي
آويخته مي شد بعضا شكنجه گران با برهنه نمودن او شروع به شلاق زدن و سوزاندن كليه موهاي سر و صورت و بدن توسط الكل و
خاموش كردن سيگار بر روي نقاط حساس بدن او مي نمودند.
تازيانه
تازيانه و شلاق و سوط از اقسام وسايل شكنجه است و از زماني كه تاريخ مدون شده است تاكنون از اين وسيله به عنوان شكنجه و
آزار استفاده شده است . در كتيبه هاي منقور آشوري شلاق زدن نقل شده است .
در كتيبه داريوش ذكري از شلاق زدن مخالفين شده است . در نقش هاي به دست آمده در ستون ها شلاق خوردگان ديده مي شوند. در
كتيبه هاي باقي مانده از ماهايا نيز نقش شلاق خوردگان نقل شده است . غرور حاكمان و سلاطين و قاهرين كه بر بي گناهان تازيانه
مي رانده اند
ديده مي شود.
سراسر تاريخ از تازيانه زنندگان ذكر شده است .
حتي در قرن بيستم مارشال هاي هيتلري شلاق چرمي به دست
ديده مي شوند. فيلد مارشال رونشدت كه فرمانده مدافعين در فرانسه
بود
در زمان فرماندهي با شلاق چرمي در دست خويش نقشه ها را نشان مي داد
بدون اينكه از ميله چوبي يا فلزي استفاده
كند.
سلاطين از شلاق
هم براي راندن اسب و هم زدن بر بدن كاركنان دربار خويش استفاده مي كردند.
انواع شلاق
از تركه هاي نازك درختان مانند بيد ـ انار و گلابي و يا تركه هاي بافته شده از ساقه هاي گندم و جو و كتان و ليف خرما و كنف
(شاهدانه ) و نخ هاي بافته به هم از ليف و كتان و ابريشم و چرم و پوست تا سيم هاي نازك مسي و سربي ـ تا كابل برق چند لايه و تاب
داده و يا افشان استفاده مي شده است .
براي اينكه شلاق ها اثر دردناك بيشتري داشته باشند
نوك آن تكه هاي سرب ـ سنگ ـ چرم مي بسته اند.
شلاق ها بر دو نوع بوده است : انتهاي صاف
انتهاي افشان انتهاي صاف كه بدون گره آزاد بوده است .
انتهاي افشان داراي بندهاي آزاد يا وصل شده به تكه هاي سرب و يا سيم و يا سنگ و يا حتي سوزن و ميخ بوده است .
اين شلاق ها كه اكنون به جاي آن بيشتر از كابل هاي برق چند لايه استفاده مي كنند اثرات دردناكي را داشته است .
اثرات باقي مانده بر روي بدن از شلاق
1 ـ پشت ـ اثرات به صورت داغ هاي كشيده سرخ شده و سياه شده ديده مي شود . چند ضربه كنار هم موجب پاره شدن رگ هاي
سطحي و خونريزي و خون مردگي . گاهي موجب پاره شدن تاندن عضلات و اثرات آن باقي مانده به صورت برآمده هاي برجستگي
روي بدن ديده مي شود.
2 ـ روي شكم ـ همان اثرات پشت ـ مضافا با درد در روي شكم هم ديده مي شود .
3 ـ روي بازوها و پاها به صورت نوارهاي سياه ـ سرخ ـ خون آلود ديده مي شود
گاه موجب پارگي پوست و خون ريزي وسيع در
منطقه .

4 ـ كف پا ـ موجب تورم در كف پا و خون ريزي و شكستگي استخوان كف پا و پاشنه و انگشتان بيرون
افتادن ناخن و برجسته شدن زير
ناخن كه در آمدن ناخن مجدد را مشكل ساخته و يا بدشكل و به صورت برجسته نمايان مي سازد.
5 ـ اثرات بر كف دست ـ موجب متورم شدن كف دست ـ خونريزي پشت دست ـ شكستگي ناخن ـ استخوان هاي كف جمع مي گردد .
بازجويان و شكنجه گران كميته مشترك پس از آنكه متهم را شلاق پيچ مي كردند او را وادار مي كردند كه روي پاها بدود و اين عمل
موجب سرعت جريان خون مي شده است و اگر خون ريزي بيشتر ادامه مي يافت موجب آن مي شده است كه ميوگلوبين موجود در
هموگلوبين آزاد شده و فشار كمتري به كليه بيايد. پا بر روي پا مي گذاشتند. آاب دادن فراوان به متهم و يا مجرم موجب تسريع در عمل
دفع مواد آلي شده و تقريبا جلوگيري از مرگ مي كرده است . اما پس از شلاق خوردن به علت تورم و جمع شدن خون در مناطق متورم
شده ميوگلوبين آزاد شده به كليه رفته و صافي كليه با سرعت نمي توانسته است آن را دفع كند در كليه اوره جمع شده موجب بالارفتن اوره
شده و موجب مرگ در اثر اورمي مي شده است و اوره وارد خون مجروح شده و صورت متهم و مجروح خاكستري مي شدند
چشم ها
برق خود را از دست داده و خاكستري مي شدند و بالاخره مرگ در اثر اورمي انجام مي گرفت . قبل از اين حركت كه
كليه كساني كه مورد
دياليز واقع مي شدند و اوره آنها دفع مي گرديد به علت نارسايي كليه درمي گذشتند و متهم بوي ادرار مي دهد.
شديدترين دردها و رنج ها در اثر شلاق است و به قول شكنجه ديدگان بدترين شكنجه ها است .
شلاق هاي به كار برده شده در كميته مشترك ; چرمي ـ كابل و سيمي بوده است و تقريبا تمام زندانيان شايد 90 % آنان با شلاق نوازش
شده اند.
با تازيانه به چشم مجروح كوفتن
شكنجه گران چنان از انسانيت به دور بوده اند كه متهم و مجروحي را كه چشمش مجروح بوده علاوه بر زدن بر روي تن او چشم
مجروح را مورد ضربت قرار مي داده اند تا متهم مجروح دردي مضاعف را تحمل كند. يك مورد آن به كوري و چندين مورد به بدشكلي و
كجي چشم مبدل شده است .
سوزانيدن
سوزانيدن متهم از شكنجه هاي رايج بوده است كه ميله اي را داغ كرده و يا اطوي الكتريكي را گرم كرده و آنگاه با فشار شديد بر روي
دست هاي متهم قرار مي دادند كه بالطبع موجب سوختگي دست و يا پا و يا سينه آنان مي شده است .
سوزانيدن به چند نوع بوده است :
1 ـ قرار دادن ميله گرم و يا اطوي گرم بر روي صورت متهم
2 ـ قرار دادن ميله و اطوي داغ بر روي دست هاي متهم
3 ـ قرار دادن ميله و اطوي داغ بر روي پاهاي متهم
4 ـ قرار دادن ميله و اطوي داغ بر روي پشت و سينه متهم
5 ـ قرار دادن ميله و اطوي داغ بر روي انگشتان متهم
6 ـ قرار دادن ميله و اطوي داغ بر روي آلت متهم
7 ـ قرار دادن ميله و اطوي داغ بر روي ران پاي متهم
8 ـ قرار دادن ميله داغ بر روي لب هاي متهم
با سيگار افروخته سينه را سوزانيدن
شكنجه گران و قاهرين هر روز براي كار خويش ابداعي جديد مي كردند . يكي از ابتكارات
سيگار افروخته را كه در نوك آن 700 درجه
حرارت موجود است براي خانم هاي زنداني روي سينه و نوك پستان سينه آنها مي زدند كه درد شديدي را ايجاد مي كرده است زيرا اين
موضع بسيار حساس و داراي رشته هاي عصبي زياد است . اين كار چندين بار انجام شد و علاوه بر زنان
بر روي مردان نيز اعمال شده
است .
سوزانيدن لب متهم
داغ كردن لب ها يكي از وسايل رايج تنبيه و شكنجه بوده است . در ايران بعضي از خانواده ها حتي در اين اواخر بچه هايي را كه دروغ
مي گفتند
با داغ كردن سنجاق قفلي و سوزن و گذاردن آن روي لب تنبيه مي كردند. در مدرسه شرف (خرد بعدي ) شاگردي بود كه لب هاي
او توسط مادرش داغ شده بود و اثر آن به صورت دو خط نازك شبيه اثر بخيه باقي مانده بود.
گاه لب ها كلا سوخته و دندآنهاپديدار مي شده است . برخي از زندانيان زمان قاجار كه لب هاي آنان سوزانيده شده بود
تا عصر
مشروطه زندگي مي كردند.
در كميته مشترك
منوچهري و رسولي شكنجه گر
ميله آهني را داغ كرده و بر روي لب زنداني قرار مي دادند كه اثر دردناك آن حتي
موجب بيهوشي متهم مي شده است .
بيضه را با فندك سوزانيدن
اين شكنجه را جاي ديگر نيافتم اگرچه از شكنجه گران كميته مشترك اين كار بعيد نبوده است .
طريقه كار بدين شكل بوده است كه متهم را عريان كرده و با دستبند و پاي بند
دست ها و پاهاي او را مي بسته و بعد با فندك و چوب
كبريت افروخته بيضه متهم را مي سوزانيدند. گاه نيز ميله و اطوي داغ را روي بيضه ها قرار مي دادند كه موجب درد شديدي به متهم
مي شده است .
داغ كردن
داغ و درفش كردن از شكنجه هاي باقي مانده از زمان هاي بسيار قديم است . داغ كردن انسان در اروپا و بعد هم در خلافت عباسيان
امري رايج بوده است . در حكومت صفويه در ايران و قاجاريان داغ و درفش يكي از شكنجه هاي رايج بوده است . اين عمل چندين بار
انجام گرفته است .
اين شكنجه به وسيله داغ كردن درفش كه يك وسيله كفاشي بوده است و سوزن بزرگ آهني كه به دست چوبي متصل بوده است كه آن
را داغ كرده و پس از سرخ شدن به بدن متهم فرو مي كردند. درفش با فرو رفتن و سوزانيدن موجب درد شديد مي شده است و جلوي
خون ريزي را به علت سوزانيدن و نسج مي گرفته است .
ميرزارضاي كرماني را سردارافخم (آقابالاخان سردار) رئيس فاسدالاخلاق شهرباني ناصرالدين شاه به وسيله درفش و سيخ داغ كرد.
داغ كردن به وسيله ميله هايي مانند سيخ كباب بوده است كه اثر آن سوختگي را بر بدن باقي مي گذارده است .
سوزاندن باسن با صندلي داغ
يكي از وسايل شكنجه مرسوم در كميته مشترك كه عنوان تهديد داشته و كمتر مورد عمل قرار گرفته است
نشاندن متهم بر روي
صندلي فلزي بوده كه زير آن كوره برقي يا اجاق برقي روشن مي كردند
متهم را نيمه عريان بر روي صندلي مي نشاندند آنگاه كوره برقي را
به زير صندلي قرار مي دادند. پس از مدتي صندلي داغ شده و گرماي آن موجب سوختن يا داغ شدن باسن مي گرديد. اثرات سوختگي
تاول يا خشكي در مقعد تا مدت ها باقي مي ماند. اين شكنجه اثر رواني شديدتر از خود آن را داشته است . براي چندين نفر اين عمل
انجام گرفته است .
سوزاندن با شمع فندك يا كبريت
يكي از شكنجه هاي رايج
سوزاندن نقاطي از بدن توسط فندك شمع يا كبريت بوده است كه متهم را نيمه عريان كرده آنگاه كبريت يا
فندك را به نقاط حساس بدن مانند نوك سينه
لاله گوش
بالاي لب
زير چانه
انگشت كوچك يا سبابه همچنين قسمت پشت
تاندن پا
عضو حساس بدن
بيضه
زير بغل و كشاله ران نزديك مي كردند. گاه سوزاندن بسيار شديد بود كه اثر آن باقي مي ماند. يكي از كارهاي
رايج نيز سوزاندن ابرو بود. مورد خاصي از سوزاندن پلك چشم هم ذكر شده است .
فرو كردن سوزن به زير ناخن زنداني و داغ كردن آن
يكي از شكنجه هاي رايج
فرو كردن سوزن به زير ناخن بوده است كه سوزن و سنجاق را به وسيله فندك گرم كرده كه زجري شديد بر
متهم وارد مي كرده است . اگرچه داغ كردن سوزن باعث جلوگيري از خونريزي مي شده است ولي زجر شديدي بر متهم وارد مي كرده است .
اين كار از عفوني شدن ناخن نيز جلوگيري مي كرده است .
خاموش كردن سيگار زير گلو و نقاط حساس بدن
اين نوع شكنجه به اين شكل بوده است كه معمولا بازجويان و شكنجه گران جهت شكنجه
سيگار خود را بر روي بدن متهمين
خاموش مي نمودند. چون متهمين معمولا چشمانشان بسته بوده است
در نتيجه متوجه نمي شدند و بازجويان به صورت ناگهان سيگار
روشن را يا پشت دست
يا نقاط حساس بدن مانند زير گلو
بر روي صورت و يا بر روي سينه خاموش مي نمودند.
آتش سيگار حرارتي نزديك 700 درجه دارد و سوختن با اين حرارت بسيار دردناك است .
سوزاندن بدن بوسيله ميله و سيخ
يكي از كارهاي شكنجه گران و آدمكشان دستگاه امنيتي پهلوي
سوزانيدن بود. آن به اين صورت بوده است كه زنداني را كه آويزان
كرده بودند پس از مدتي شلاق زدن اگر اعتراف نمي كرد سيخ را كه در آتش بخاري گرم كرده بودند بر پشت مجروح او مي نهادند. زنداني اي
كه نسرين رفاهي از او ياد مي كند
هيكلي نحيف داشته كه در اتاق بازجو رحماني كنار ديوار آويزان بود كه به احتمال قوي دانشجو بوده
است و رياحي بازجو كنار بخاري ايستاده بود سيخ گداخته را بر سينه او نهاد و فقط صداي ناله اي و ديگر هيچ . جسد او را پايين آوردند و
بر او سيلي نواخته او ديگر تمام كرده بود. اين جنايت ديگري است از جنايات رژيم پهلوي كه شقاوت و ديوانگي را به حد افراط رسانيده
بوده است .

|