بسم الله الرحمن الرحيم
اجلاس سران عرب قرار است ظرف هفته هاي آينده تشكيل شود تا اوضاع دنياي عرب در پرتو جنگ 22 روزه در غزه را ارزيابي كند
و احيانا تصميماتي در همين مقوله بگيرد.
در برخورد اول چنين به نظر مي رسد كه دنياي عرب از خواب غفلت بيدار شده و از واكنش هاي انفعالي خود در روزهاي پرالتهاب
جنگ در غزه پشيمان است و مي خواهد به جبران رفتار غيراصولي خود در آن مقطع بپردازد. ولي سئوال جدي اينست كه آيا واقعا دنياي
عرب از سكوت
انفعال و بلاتصميمي خود در ماجراي غزه پشيمان است يا آنكه درصدد اقدام و اتخاذ تصميمي در تداوم همان مسير
تاسف بار است
« عمرو موسي » دبيركل اتحاديه عرب از احتمال استعفاي خود به دنبال فجايع غزه
سخن به ميان آورده و ضمن تاكيد بر وجود
شكاف داخلي در جبهه اعراب و دو دستگي كشورهاي عرب مي گويد : دنياي عرب واقعا چهره زشتي پيدا كرده و هر لحظه در معرض
شكست است و اگر در اجلاس آينده موفق به پر كردن شكاف موجود نشويم
بهتر است كنار بروم تا بلكه شخص ديگري بتواند اين
شكستها را جبران و شكافها را ترميم كند.
عمرو موسي البته مدعي است كه همواره در جهت منافع اعراب حركت كرده و هرگز مواضع خود را تغيير نداده است ولي سئوال
جدي اينست كه آيا واقعا تحركات و مواضع اتحاديه عرب در جهت منافع و مصالح اعراب بوده و هست
اين نكته از آن جهت اهميت دارد كه رژيم كمپ ديويدي قاهره
جمهوري اسلامي ايران را از حساسيت نشان دادن نسبت به مسائل
فلسطين و فجايع غزه منع كرده و ادعا نموده است كه موضوع فلسطين و غزه يك مسئله عربي است و دليلي براي توجيه حساسيت ايران
به اين مسئله وجود ندارد! شواهد و قرائن فراواني وجود دارد كه نشان مي دهد اين موضع رژيم قاهره مردود است و حتي سران رژيم
كمپ ديويدي هم در ميدان عمل كمترين اعتقادي به اين ادعاي خود ندارند.
بايد پرسيد اگر مسئله فلسطين و فجايع غزه يك موضوع صرفا عربي است
چرا مبارك و رژيم قاهره در اوج بمبارانها و حملات
ارتش صهيونيستي به غزه
نه تنها به داد مردم مظلوم غزه نرسيدند
كه حتي با مسدود نگهداشتن « گذرگاه رفح » و مخالفت با تشكيل
اجلاس اضطراري سران عرب در « دوحه »
سعي داشتند زمينه هاي شكست مقاومت در غزه را فراهم و اشغالگران را پيروز صحنه معرفي
كنند اگر مسئله فلسطين و نسل كشي در غزه يك موضع صرفا عربي است
چرا مبارك
شخصا در تماس با سران عرب
آنها را از سفر به
دوحه باز مي داشت و به سكوت در برابر جنايات شرم آور اسرائيل تشويق مي كرد
اگر فجايع غزه يك موضوع صرفا عربي است
چرا مبارك در اين زمينه حتي به محكوميت لفظي نسل كشي اسرائيل در غزه نپرداخت
و مقاومت را عامل اين جنگ نابرابر معرفي كرد و مردم غزه را بخاطر آن محكوم نمود
واقعيت اينست كه هم رژيم قاهره
هم اتحاديه عرب و هم تمامي دربارهاي عرب از عمق فاجعه در غزه آگاه بودند و كاملا آگاهانه و
تعمدي خواستار سركوب حماس و ناكامي مقاومت شدند و حتي براي تحقق اين خواسته هاي شرم آور با اشغالگران همكاري و
همفكري مي كردند. رهبران اسرائيل بارها به تصريح از دربارهاي بي افتخار عرب بعنوان حاميان سركوب حماس در غزه سخن به ميان
آوردند و حتي گزارشاتي منتشر شد كه نشان مي داد جنگ غزه به هزينه عربستان بر مردم غزه تحميل شده و در واقع ماشين جنگي
اسرائيل
مجري خواسته هاي آل سعود در سركوب مقاومت اسلامي است .
اگر قرار بود اراده دشمنان انسانيت
سرنوشت حوادث را رقم بزند
امروزه بايستي شاهد جشن در اسرائيل
رقص و پايكوبي در
دربارهاي عرب و ياس و نوميدي در غزه مي بوديم . ولي خدا نخواست كه دشمنان اسلام و مشتي رژيم هاي منافق و بي آبرو
احساس
پيروزي كنند و مجاهدان راه خدا به اراده خداوندي پيروز شدند.
انتظار مي رفت دربارهاي عرب از اين پديده هاي آشكار و از اين معجزات محسوس
درس عبرت بگيرند و دستكم از اين پس مسير
خود را تغيير دهند ولي دنيا به چشم خود ديد كه ساعاتي پس از برقراري آتش بس يكجانبه از طرف رژيم صهيونيستي رژيم قاهره در
« شرم الشيخ »
ميزبان سران كشورهاي عرب و اروپايي براي بررسي راههاي جلوگيري از قاچاق اسلحه به غزه بود تا محاصره غزه كاملتر
شود!
رژيم قاهره البته نقش و ماموريت ديگري را هم بر عهده گرفت . اين رژيم
با در نظر گرفتن اتمام دوره رياست محمود عباس بر
تشكيلات باصطلاح خودگردان
خواستار تداوم رياست وي و حتي حاكميت دار و دسته ابومازن و طيف خائن « فتح » برغزه شد! در واقع
مبارك ماموريت داشت
كاري را كه رژيم صهيونيستي در جنگ 22 روزه قادر به انجام آن نبود و محمود عباس از طريق دسيسه و كودتا
هم نتوانست انجام دهد
قاهره آنرا با تشكيل اجلاس « شرم الشيخ » محقق كند و تثبيت نمايد كه البته ناكام شد.
اين براي رژيم قاهره بسيار شرم آور است كه « ليوني » و « رايس » وزراي خارجه اسرائيل و آمريكا با امضاي توافقنامه استراتژيك در
واشنگتن
سرفصل ماموريتهاي مبارك و رژيم قاهره را تعيين
تصويب و اعلام نمايند و ساعاتي بعد
مبارك براي انجام همان
دستورات
با تمامي وجودش وارد عمل شود. شناسايي و انهدام كانالهاي زيرزميني انتقال آذوقه به غزه توسط رژيم قاهره
مبارك را در
حد يك « مزدور بدون اونيفورم ارتش اسرائيل » معرفي مي كند.
اگر قرار باشد روزي عاملان فجايع غزه محاكمه و مجازات شوند
قطعا سران خائن رژيمهاي عرب همدست اسرائيل و در راس آنها
سران قاهره و رياض نيز بايستي به خاطر آنهمه جنايت سازمان يافته و نسل كشي در غزه پاسخگو باشند و مجازات شوند. فجايع غزه
پرده از روي خيانت دربارهاي عرب و دلالان صهيونيسم برداشت .
« عمرو موسي » اگر چه ادعا مي كند كه در جهت منافع و مصالح دنياي عرب حركت مي كند ولي واقعيت اينست كه از عمق فاجعه آگاه
است و مي داند آنچه در غزه رخ داد
خيانتي آشكار از جانب دربارهاي بي افتخار عرب بود و بغض جاهلانه ارتجاع عرب نسبت به
مقاومت اسلامي را با دشمني اشغالگران شرور صهيونيست عجين كرد و در هم آميخت ولي خدا نخواست كه اين شرارتها به هدف
برسد. تصادفي نبود كه حتي كودكان غزه فرياد مي زدند « حسبنا الله و نعم الوكيل » . آنها خدا را به ياري مي طلبيدند و خدا نيز آنها را ياري
نمود.
اجلاس سران عرب در اين مقوله چه مي خواهد بگويد و چگونه عمل خواهد كرد آيا آنها از گذشته و از سير حوادث حيرت انگيز
غزه درس گرفته اند و مي خواهند به حقايق عيني و ملموس اعتراف كنند و به جبران گذشته ها بپردازند يا آنكه مي خواهند بر خيانت و
شرارت خود سرپوش بگذارند و همين راه پر ننگ و نكبت كنوني را ادامه دهند البته به دربارهاي بي افتخار عرب و به عمرو موسي و
اتحاديه عرب اميدي نيست ولي باز هم بايستي منتظر بمانيم تا ببينيم سير تحولات دنياي عرب به كجا مي انجامد و منافقان
حاكم چه
راهكاري را بر مي گزينند

|