روزنامه جمهوري اسلامي 27/11/1387 صفحه گزارش
*****
بازار ايران وابسته به توليدات چيني !




  • شاپور عرفان دوست
    با عبور از دالان هاي بازار تهران عمده فروشي يا تك فروشي فرقي نمي كند آنچه كه بيش از هر چيزي نگاه ها را متوجه خود مي سازد محصولات خارجي است كه با برچسب هاي مختلف از ديگر كشورها خصوصا چين به معرض فروش گذاشته شده است . جالب اينكه محصولات چيني در بين كالاهاي داخلي و خارجي گذشته از كيفيت نه چندان مناسب در بسته بنديهاي زرق و برق دار و با قيمت نازل عرضه مي شود كه مانند مغناطيس خريداران را به سوي خود جذب مي كند و طولي نخواهد كشيد تا توليدكننده داخلي را به كلي خانه نشين كند اگر چه نشانه هاي آن اكنون فراوان شده است .
    از بازار نساجي و پوشاك گرفته تا لوازم خانگي و ابزارآلات صنعتي و... همه جا رد پاي محصولات چين قابل مشاهده است كه دلسوزانه ! اجناس توليدي خود را با حداقل قيمت روانه بازارهاي ايران كرده اند تا ما براي رفع مايحتاج خود در سختي و مرارت نيفتيم و رنج توليد را بر خود هموار سازيم .
    با ديدن بازارهاي مملو از كالاهاي كشور چين براي هر شخص عاقلي اين پرسش پيش مي آيد كه آيا توليدكننده داخلي به خواب رفته يا خريدار داخلي دچار توهم شده كه مرغ همسايه را غاز ديده و شيفته ماركهاي خارجي شده است
    عقل نمي پذيرد كشور ايران با ملتي پرتلاش كه پيشينه تاريخي اش گواه سرآمدي اش در عرصه صنعت و توليد است به روزي افتاده باشد كه تا اين حد بازار خود را در اختيار بيگانه قرار دهد
    هرچند نمي توان همه بازارهاي داخلي و مراكز توليد را يك به يك بررسي كرد تا دلايل هجوم كالاهاي چيني و عقب نشيني توليدات داخلي را مشخص ساخت . اما بازديد از بازار سنتي تهران كه محدوده اي چند هكتاري از خيابان پانزده خرداد تا خيابان مولوي را شامل مي شود و گفتگو با توليدكنندگان و كسبه بازار حتما ما را در يافتن جواب كمك خواهد كرد.
    اگر از ورودي دروازه نو در خيابان خيام كه كمي بالاتر از ميدان محمديه واقع شده وارد بازار تهران شويد قطعا متوجه مي شويد كه علاوه بر اينكه محلي براي عرضه كالاست يكي از مهمترين مراكز توليدي تهران هم محسوب مي شود. در اينجا قدم به قدم با توليدي هاي كوچك و بعضا نسبتا بزرگي مواجه مي شويد كه هر كدام با توليد محصولي خاص در چرخش اقتصاد كشور سهمي را به عهده مي گيرند.
    با ورود به يكي از پاساژها كه عمده فعاليت آن توليد جوراب است اول چيزي كه مورد توجه قرار مي گيرد انبوه كارتن هاي نخ است كه محيط داخل و بيرون مغازه ها با آن پر شده است . حتما با خود فكر مي كنيد نوسان قيمت مواد اوليه باعث شده توليدكنندگان به فكر ذخيره نخ باشند از اين رو تا توانسته اند نخ انبار كرده اند. به دنبال شنيدن پاسخ وارد يكي از توليدي ها مي شوم . ديوارهاي كاهگلي با لايه نازك گچي كه ظاهرا نامناسب آن را با پوسترهاي مناظر طبيعي پوشانده اند لباس هاي رنگ ورو رفته كارگران ماشين هاي بافندگي مربوط به چند دهه گذشته فقدان بهداشت و نور كافي همه و همه دست به دست هم داده اند تا محيط ملال آوري را فراهم سازند. تصور كنيد به چه سختي كارگران مي توانند در اين مكان هاي تنگ و تاريك كار كنند چه رسد به اينكه توقع ابتكار و نوآوري هم از آنها داشته باشيم !
    جوابي كه در مورد علت انباشته شدن كارتن هاي نخ مي شنوم تاسف آور است آنها كارتن هاي پر از جوراب ايراني است كه در طول يكي دو سال اخير فروخته نشده و روي دست توليدكننده مانده است و به عبارتي محصول تلاش كارگراني است كه دير يا زود كيفيت آنها تنزل خواهد يافت و از چرخه عرضه و تقاضا خارج مي شود. اين همان زنگ خطري است كه ساليان سال است مسئولين صداي آن را نشنيده يا از شدت تكرار ديگر براي آنها عادي شده است .
    آقاي علي اشتري يكي از بافندگان جوراب با گله مندي از وضعيت توليد داخلي و جفايي كه به آن مي شود مي گويد : سياستهاي حمايتي دولت از توليدكنندگان اغلب مقطعي و ناپايدار بوده است تنها حمايت لفظي از توليد و ايجاد بنگاه هاي اقتصادي زودبازده كفايت نمي كند لازم است دولت پوشش حمايتي خود را از قشر توليدكننده گسترده تر نمايد و مواداوليه را به هر نحو ممكن به قيمت ارزان تحويل آنان بدهد و با پرداخت وام و انواع تسهيلات آنها را تشويق كند تا از صنعت روز دنيا استفاده كنند و جهت ارتقاي توليدات داخلي ابتكار و نوآوري داشته باشند.
    وي مي افزايد : سياستهاي تشويقي و حمايتي دولت در صورت تداوم مي تواند صنعت گران و توليدكنندگان را دلگرم سازد تا در رقابت با محصولات خارجي نه تنها عقب نشيني نكنند بلكه به فكر فتح بازارهاي خارجي خصوصا كشورهاي همسايه هم باشند كه رغبت زيادي براي خريد كالاي ايراني دارند.
    وي مي گويد : اينطور كه پيش مي رود و توليد ملي هر روز ضعيف تر مي شود تا مدتي ديگر من و كارگرم به جمع انبوه بيكاراني خواهيم پيوست كه دولت بايد به ما حقوق بيكاري پرداخت كند سرمايه اي كه مي توانست ريشه توليد را مستحكم سازد و باعث شكوفايي اقتصاد شود.
    آقاي احمد رحيمي كه هيچ وقت قطعات فرسوده دستگاههاي جوراب بافي خود را از بازار نخريده و با نبوغ خود آنها را در كارگاه اش ساخته است يكي ديگر افراد شاغل در اين بازار است او هم مي گويد : ديگر علاقه اي به توسعه كار ندارم . علت را كه مي پرسم ادامه مي دهد : با تغيير در دستگاهها موفق شديم بهتر از جورابهاي ابريشمي چيني توليد كنيم و مدتي با آموزش اين فن به ديگران محصول منحصر به فردي را روانه بازار كرديم اما هجوم انواع جوراب چيني با قيمت ارزان توان رقابت را از ما گرفته است و كسي توليدات ما را نمي خرد.
    شايد به ذهن خطور كند كه استقبال نكردن از نوسازي صنعت از دلايل سير قهقرايي توليد ما مي باشد از اين جهت با راهنمايي بافندگان وارد آپارتماني مي شوم كه مجهز به دستگاههاي بافندگي كامپيوتري است . آقاي مصطفي احمدي مديريت آنجا را برعهده دارد. فردي كه نتوانسته كالاي با كيفيت توليدي خود را با بسته بندي هاي زيبا و شكيل به سهولت در بازار عرضه كند و درآمدزايي داشته باشد. او كه از گراني مواداوليه كمبود قطعات و هجوم محصولات چيني در بازار گلايه شديد دارد مي گويد : ما با صنعت نوپايي كه داريم نيازمند حمايت هستيم اگر دولت نمي تواند توليد را تقويت و از لحاظ مالي توليدكننده را حمايت كند حداقل اجازه ندهد كالاي خارجي با توليد ضعيف ما به رقابت بپردازد زيرا در اين رقابت نابرابر توليد داخلي صددرصد عقب نشيني خواهد كرد و اقتصاد ضعيف كشور ما دچار خسارتهاي غيرقابل جبران خواهد شد. او مي گويد : توليدات ما با كم توجهي و عدم استقبال هموطنان ما مواجه شده است . زيرا آنها ترجيح مي دهند جنس ارزان چيني را بخرند و از كالاي داخلي به خاطر قيمت بالايي كه دارد استقبال نمي كنند.
    آقاي احمدي بالا بودن قيمت مواد اوليه را يكي از دلايل اصلي بالا رفتن قيمت توليدات داخلي مي داند و مي گويد : دولت ما هم بايد با الگو قرار دادن كشوري مثل چين كه مواد ارزان قيمت را براي توليدكنندگان خود فراهم مي سازد تمام همت خود را به كار ببندد تا مواداوليه با قيمت اندك به دست ما برسد.
    از مهمترين گذري كه بازار « عباس آباد » را به بازار امام و بازارچه هاي حواشي آن متصل مي كند نمي دانم عبور كرده ايد يا نه اينجا در طرفين خود در هر 50 يا صد متر با يك بازارچه كه به راسته معروف است مواجه مي شويد در هر راسته اي صنفي را مشاهده مي كنيد كه در حال عرضه اجناس خود هستند. بازارچه را هم مملو از منسوجات چيني مي بينم بازار كفش و كيف داخلي هم تحت تاثير واردات خارجي در حال ركود است بازار لوازم خانگي و اشيا لوكس را هم در اختيار بلورجات و ظروف چيني مي بينم و به ندرت صنايع ايراني را در گوشه و كنار مشاهده مي كنم . اگر از خيابان پانزده خرداد و پله نوروزخان هم وارد بازار شويد در همان ابتدا با لوازم التحرير چيني رو به رو مي شويد كه بزرگترين ماركهاي مداد و خودكار اروپايي را جعل كرده اند و روانه بازارهاي دنيا نموده اند.
    آنچه كه بيش از هر چيز دل هر ايراني را به درد مي آورد ديدن كالاهايي است كه مي توانستيم با تلاش صنعتگران داخلي نمونه آن را در داخل توليد كنيم هرچند كشور ما از لحاظ برخي توليدات صنعتي دچار ضعف است اما در مورد توليد بعضي اجناس كه به سرمايه گذاري كلان و حمايت شركتهاي غربي نياز چنداني ندارد مي توانستيم به خودكفايي كامل برسيم تا بازار ما جولانگه دست ساخته هاي بيگانه گان نباشد.


    با شنيدن خبر هجوم فرش چيني از كسبه بازار چنان متاثر مي شوم كه بي درنگ براي يافتن صحت و سقم اين خبر راهي بازار سنتي فرش و قالي شدم . باور نمي شد چشم و چراغ هنر ايراني هم در معرض هجوم دست بافته هاي چيني قرار گرفته باشد.
    با ورود به بازار سنتي فرش تهران و مشاهده انواع قالي و فرش كه حاصل هنرمندان سخت كوش و صبور كشورمان است ناخودآگاه احساس غرور به آدم دست مي دهد واقعا فرش ايراني شناسنامه هنر اين مرزبوم است و در جهان تاكنون خوش درخشيده و توانسته است تا به امروز بي رقيب باقي بماند. اما اخيرا در اثر سهل انگاري و غفلت اين صنعت و هنر منحصر به فرد به خاطر قيمت ارزان انواع مواد اوليه و حتي محصول نهايي خارجي خود در حال عقب نشيني است و آن نيز احتمالا جاي خود را به رقباي ضعيف تر از خود واگذار نمايد.
    آقاي مهدي ناظم زاده كه ساليان سال است به صورت موروثي در كار توليد و عرضه فرش ايراني كار مي كند با اظهار نگراني از وضعيت فعلي فرش مي گويد : نزديك به دو دهه است كه فرش كشور ما از لحاظ توليد و صادرات دچار افت شده است .
    وي عوامل داخلي و خارجي را در اين زمينه موثر مي داند و مي گويد : بي توجهي مسئولين به صنعت فرش لطمه غيرقابل جبراني به آن وارد كرده است ما علاوه بر اينكه بازار خارجي خود را به رقباي ضعيفي چون چين افغانستان پاكستان و تركيه واگذار كرده ايم در مرزهاي كشور هم آغوش خود را به سوي فرش هاي قاچاق شده از كشورهاي همسايه ها و چين گشوده ايم . آقاي نانظم زاده چند بازار فرش مهم تهران را نام مي برد و مي گويد : شما انواع فرش چيني را مي توانيد در آن بازارها پيدا كنيد كه از گليم و گبه ايراني هم بي دوام تر و ضعيف تر مي باشند.
    وي مي افزايد : طبق آمارهاي ارائه شده 6 تا 10 ميليون نفر در كنار توليد و فروش انواع قالي و فرش ... ارتزاق مي كنند و شايسته نيست دولتمردان ما به بستن چشم خود نسبت به قاچاق اين كالا بازار داخلي را به محصول بيگانه واگذار نمايند و شاهد نابودي اين صنعت و بي كار شدن ميليونها نفر شوند.
    او در حالي كه نمونه هايي از فرش هاي چيني را باز مي كند تا نامرغوب بودن آن را در قياس با فرش كشور ما نشان دهد ادامه مي دهد : يكي از دلايل از دست رفتن بازار خارجي ما توليد فرش هايي با اسم مشهورترين ماركهاي ايراني است كه توسط توليدكنندگان بيگانه جعل شده و روانه بازار دنيا مي شود او ادامه مي دهد كشور چين يك شهر صنعتي با نام كاشان داير كرده است و عمده فعاليت اين شهر فرش بافي است كه با نام فرش قطبي (يكي از ماركهاي معروف كاشان ) توليدات خود را به فروش مي رساند.
    وي مغازه هايي را هم نشان مي دهد و مي گويد : اين مغازه ها اكنون بسته شده يا صاحبان برخي از آنها به كارهاي ديگر روي آورده اند در حالي كه آنها تا چند سال پيش در كار عرضه فرش فعال بوده اند و به دليل ورشكستگي از كار فرش بيرونم رفته اند.
    با هزار و يك تاسف متوجه مي شوم اقتصاد پريشان كشور كه نمود بارز آن را در بازار تهران به عينه مي بينم براي بازسازي به يك همت بزرگ نيازمند است همتي كه لازم است از سوي دولت و ملت اتخاذ شود و با استفاده از تمام استعدادهاي بالقوه كشور و با استفاده از تدابير اساسي اقتصاد بيمار و مجروحان آن را نجات يابد.
    پيش از آنكه از محدوده بازار خارج شوم نشاني پاساژ ملي را كه به من گفته بودند سيل البسه چيني را در آنجا مي شود ديد گرفتم و راهي آنجا شدم اين پاساژ چند طبقه كاملا در سيطره محصولات چيني است طوري كه برخي توليدكنندگان ايراني هم براي آنكه بتوانند اجناس توليدي خود را در آنجا به فروش برسانند ماركهاي چيني را به توليدات خود چسبانده اند تا از قافله عقب نمانند!
    در اين پاساژ لباس مردانه از كاپشن و شلوار گرفته تا پيراهن و زيرپوش انحصارا در اختيار چين است . البسه زنانه هم كه تنوع آن چندين برابر لباس مردانه است توليد كشور چين مي باشد. هر كسبه اي كه اين اجناس را مي فروشد به سختي حاضر به گفتگو مي شود و از اينكه بخواهد عكسي از مغازه اش گرفته شود ممانعت مي كند. بالاخره يكي از فروشندگان البسه چيني با بي ميلي به چند سئوال پاسخ مي دهد و خود را علي كسرايي معرفي مي كند و مي گويد : تمام اجناس مغازه من چيني است و ما اين اجناس را به خاطر قيمت ارزان آن خريداري مي كنيم .
    همزمان جواني نمونه هايي از انواع البسه چيني را به يكي از مغازه دارها نشان مي دهد به سراغ او مي روم او هم به سختي سخن مي گويد اما وقتي متوجه مي شود كه هدف من حمايت از توليد داخلي است مي گويد : اگر كالاي داخلي ما مرغوب باشد جايگاه خود را پيدا مي كند و نيازي به تبليغ ندارد اما كالاي درجه دو و سه داخلي اغلب به خاطر قيمت گران و كيفيت نامناسب توان رقابت با كالاي چيني را ندارد از اين رو كالاي چيني گوي سبقت را از آن ربوده و توانسته جايگزين كالاي درجه دو و سه داخلي شود زيرا اندكي بهتر و قيمت آن پايينتر و با بسته بندي قشنگتري ارائه مي شود.
    او در ادامه مي افزايد : من چند سالي در كار توليد سرمايه گذاري كردم اما فقدان مواداوليه و گراني آن باعث شد تا نتوانم محصول خود را به فروش برسانم و لذا تصميم گرفتم به ويزيتوري البسه چيني روي آورم كاري كه علي رغم ميل خود به آن مي پردازم و اگر روزي توليد ايراني مورد حمايت دولت قرار گيرد و به آن بها داده شود و اجازه ندهد سيل كالاي بيگانه وارد بازار شود من به شغل سابق خود برمي گردم اما فعلا نمي توانم زيرا هيچگونه حمايتي از توليد ايراني ديده نمي شود و همه دلسرد شده اند.

    داستان غم انگيز هجوم اجناس خارجي به بازار ايران با اين گزارش مختصر پايان نمي گيرد و پرداختن به همه اين ماجرا از حوصله اين نوشته كوتاه بيرون است . اما آنچه كه مسلم است اين پديده تلخ ضربه بزرگي به توليد داخلي وارد خواهد كرد و دير يا زود مصائبي را براي اقتصاد كشور به همراه خواهد آورد كه براي رفع و جبران آن سالها آبرو وقت و هزينه بايد صرف شود.
    آنچه بيش از همه دل هر ايراني را به درد مي آورد مشاهده انبوه كالاهاي ساخت كشوري همچون چين است كه عمده بازارهاي ما را به تسخير خود درآورده است در حاليكه هنوز ادعاي خودكفايي ملي داريم
    مهمترين ركن خودكفايي ملي مشاهده نمود آن در صحنه هاي اجتماع است اما آنچه اكنون بيشتر از هرچيز نشانه هاي وابستگي را در خود دارد سيل محصولات خارجي در بازارهاي كشور است
    روزگاري فرش دستباف ايراني به نماد كامل هنر و صنعت ملي تبديل شده بود اما اكنون ديدن فرش دستباف و موكت چيني در بازار ايران كه حتي طرح هاي ايراني را با خود دارند بسيار تاسف برانگيز شده است
    يك حجره دار در بازار تهران : تمام اجناس مغازه من ساخت كشور چين است چون اين محصولات قيمت ارزاني دارند و مردم هم از آن استقبال مي كنند!
    هر قدر توليد محصولات ايراني به دليل پرداخت عوارض و ماليات و ساير پرداختي ها گران تمام شود به همان ميزان بازار مصرف در اختيار توليدكنندگان خارجي خصوصا چيني ها قرار مي گيرد كه دولت آن كشور جوايز صادراتي هنگفتي را براي رونق توليد ملي مي پردازد