
حكم اعدام دشنام دهنده به پيامبر اسلام (ص ) در فتاواي فقيهان و مجتهدان از صدر اسلام تا امروز
از : دكترمحمدرضا جواهري
استاديار دانشگاه فردوسي
هنگامي كه سلمان رشدي در كتاب آيات شيطاني به رسول الله اهانت كرد و دشنام داد و ناسزا گفت
1 امام خميني رضوان الله تعالي
عليه حكم اعدام وي را صادر كرد و نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران تمام مشكلات صدور اين حكم الهي را براي رضاي خدا با جان
ودل پذيرفت و سختي هاي آن را تحمل كرد. عمل سلمان رشدي مصداق روشن دو عنوان مجرمانه ساب النبي و ارتداد فطري است كه
حكم هر يك به تنهايي اعدام است و به دليل اهانت به رسول اعظم صلي الله عليه وآله وسلم بايد كشته شود. شهامت و شجاعت امام
خميني در دفاع از پيامبر اسلام با صدور حكم قتل سلمان رشدي و پافشاري بر آن بر جهانيان آشكار گرديد و موج اهانت به مقدسات
مسلمانان را مهار كرد و در مسلمانان و حتي عموم متدينان جهان روحيه و جرات پاسداري از مقدسات را ايجاد يا تقويت نمود.
امام خميني در25 بهمن 1367 در حكم خويش چنين
نوشتند :
باسمه تعالي
انالله وانااليه راجعون
به اطلاع مسلمانان غيورسراسرجهان مي رسانم مولف كتاب آيات شيطاني كه عليه اسلام و پيامبر و قرآن تنظيم وچاپ و منتشر شده
است همچنين ناشرين مطلع از محتواي آن
محكوم به اعدام مي باشند. از مسلمانان غيور مي خواهم تا در هر نقطه اي كه آنان را يافتند
سريعا آنها را اعدام نمايند تا ديگر كسي جرات نكند به مقدسات توهين نمايد و هر كس در اين راه كشته شود
شهيد است ان شاالله .
ضمنا اگر كسي دسترسي به مولف كتاب دارد و خود قدرت اعدام او را ندارد
او رابه مردم معرفي نمايد تا به جزاي اعمالش برسد . 2
در 29 بهمن 1367 نيز دفترامام خميني اين اطلاعيه را صادر
كرد :
باسمه تعالي
رسانه هاي گروهي استعماري خارجي به دروغ به مسئولين نظام جمهوري اسلامي نسبت مي دهند كه اگرنويسنده كتاب آيات شيطاني
توبه كند
حكم اعدام درباره او لغو مي گردد. حضرت امام خميني مدظله فرمودند : اين موضوع صددرصد تكذيب مي گردد. سلمان
رشدي اگر توبه كند و زاهد زمان هم گردد
بر هر مسلمان واجب است باجان و مال
تمامي هم خود را به كار گيرد تا او را به درك واصل
گرداند. حضرت امام اضافه كردند : اگر غير مسلماني از مكان او مطلع گردد و قدرت اين را داشته باشد تا سريعتر از مسلمانان او را اعدام
كند
بر مسلمانان واجب است آنچه را در قبال اين عمل مي خواهد به عنوان جايزه و يا مزد عمل به او بپردازند . 3
گرچه با صدور حكم امام خميني
سلمان رشدي مجبور است در زندان خود ساخته و لايه هاي حفاظتي سنگين با هزينه هاي فراوان
استكبار جهاني زندگي كند
ولي اميد مي رود سر انجام روزي توسط مسلمان غيوري مجازات گردد.
توهين وسب خاتم الانبيا و المرسلين حضرت محمد صلي الله عليه و آله و سلم
درفقه اسلامي « جرم » است و احكام و « مجازات »
قطعي و مشخصي دارد. قتل و اعدام
كيفر شناخته شده و مجازات و حكم شرعي ساب النبي در شريعت اسلامي است . دربررسي
استدلالي اين حكم و تبيين دلايل آن
گزارشي از آرا و فتاواي دانشمندان مسلمان از صدر اسلام تا معاصران ارائه مي گردد.
اصحاب پيامبر اسلام
كساني كه سخنان پيامبر را درباره ساب النبي شنيده و سيره نبوي را در برخورد با شاتم النبي ديده اند با حجم شرعي و مجازات دنيوي
اهانت كننده به پيامبر آشنا شده اند و پيشگامان اجراي حكم ساب النبي و ابلاغ حكم به نسل بعدي خويش بوده اند.
برترين صحابي
نخستين ايمان آورنده به پيامبر اسلام
وزير
وصي و خليفه ايشان امام علي عليه السلام
از پيشگامان اجراي حكم شرعي براي اهانت
كنندگان به پيامبر خدا و مجازات دشنام دهندگان به رسول الله است . برخي از اقدامات امام علي عليه السلام در به كيفر رساندن آزار
دهندگان به رسول الله در تاريخ اسلام مشهور است . از اسيران جنگ بدر تنها دو تن به فرمان پيامبر خدا اعدام شدند. امام علي عليه السلام
نضرين حارث و عقبه بن ابي معيط را به كيفر رساند . 4 جرم اين دو دشمني با خدا و پيامبر و اذيت و آزار زباني وعملي پيامبر خدا بود .
5
در فتح مكه
پيامبر خدا صلي الله عليه و آله و سلم كه عفو عمومي صادر فرمود و كفار قريش در امان قرار گرفتند
افرادي را نام برد و
حكم نمود كه بايد به قتل برسند هرچند به پرده كعبه در مسجدالحرام دست آويخته و پناه آورده باشند. يكي از آنان « ابن خويرث بن
نقيد » بود كه پيامبر را آزار داده و فاطمه عليها السلام و ام كلثوم دو دختر پيامبر را در سفر هجرت به مدينه دربين راه
به زمين افكنده و به
ساحت مقدس پيامبر جسارت و اهانت كرده و ايشان را هجو و سب نموده بود. امام علي عليه السلام به در خانه اش رفته و پيش از فرار
با شمشير گردنش را زدند . 6
امام علي عليه السلام
درباره كيفر قتل زن يهودي كه پيامبر خدا را سب و شتم كرده بود چنين فرمودند : زن يهودي پيامبر خدا را شتم
مي كرد . مردي او را خفه كرد و كشت « فابطل رسول الله دمها » پيامبر خدا خونش را هدر و باطل شمرد . 7 فقيهان به اين روايت امام علي
عليه السلام براي اثبات عدم تفاوت بين مسلمان و كافر در حكم قتل ساب النبي استناد كرده اند. همچنين ايشان از قول پيامبر خدا نقل
كرده اند : « من سب نبيا قتل و من سب اصحابه جلد » 8 هركس پيامبري را سب كند كشته شود و هركس اصحاب پيامبر را سب كند تازيانه
زده شود.
ساير اصحاب پيامبر
عموم اصحاب پيامبر اعظم صلي الله عليه و آله و سلم در پرتو آموزش هاي رسول الله
پي به حكم ساب النبي برده و به آن اعتقاد
داشتند. ابن تيميه مي نويسد : اصحاب پيامبر به گونه بودند كه هرگاه مي شنيدند كسي پيامبر را سب مي نمايد و آزار مي دهد او را به قتل
مي رساندند و كسي كه اقدام به قتل ساب النبي مي نمود « ناصرالله و رسوله » ياور خدا و پيامبرش ناميده مي شد . 9 وي مدعي اجماع
صحابه بر حكم قتل ساب النبي است و اعتقاد دارد ادعاي اجماع صحابه درهيچ مسئله فرعيه اي رساتر از مسئله ساب النبي نيست . 10
مجاهد از ابن عباس نقل كرده است : هر مسلماني كه خدا يا يكي از پيامبران را سب كند رسول الله را تكذيب نموده و اين ارتداد است و
وادار به توبه مي گردد اگر برنگشت بايد كشته شود و هركافر معاهدي دشمني ورزد و خدا يا يكي از پيامبرانش را سب نمايد نقض عهد
كرده است پس او را بكشيد . 11 سيف بن عمر تميمي در كتاب « الرده و الفتوح » مي گويد : مهاجر بن ابي اميه از جانب ابوبكر حاكم يمامه
بود زني آوازخوان در آوازش پيامبر را شتم كرده و دشنام داد دستش را بريد و دندان هاي پيشين او را كند. خبر به ابوبكر رسيد. به او نامه
نوشت : به من خبر رسيد درباره زني كه در آوازها و سخنانش پيامبر را شتم كرده و دشنام داده چه كار كرده اي
اگر پيش از آن كار
از من نظر
مي خواستي به تو فرمان مي دادم كه او را به قتل برساني
زيرا حد پيامبران شبيه حدود ديگر نيست . هر مسلماني شتم پيامبر كند مرتد
است و هر معاهد و كافر ذمي اي كه پيامبر را دشنام دهد محارب است . 12 به نظر ابن تيميه اين نوشتار ابوبكر صراحت در وجوب قتل
ساب النبي دارد . مسلمان باشد يا كافرمرد باشد يا زن 13 ! ابوبرزه نقل كرده است : ابوبكر از مردي به شدت به خشم آمد
به گونه اي كه
رنگش تغيير يافت
او به ابوبكر دشنام داده بود. به ابوبكر گفتم : گردنش را بزنم و او را بكشم ! وي گفت : واي به حالت حكم قتل براي
شتم
پس از رسول الله براي هيچ كس نيست . 14 ليث بن ابي سليم از مجاهد آورده است : مردي را كه سب نبي كرده بود نزد عمر
آوردند او را كشت و گفت : هركس خدا يا يكي از انبيا را سب كرد بكشيد . 15 راهبي از كنار عبدالله بن عمر گذشت به او گفتند اين راهب
پيامبر را سب مي كند. گفت : اگر سب او را بشنوم او را مي كشم ! ما با آنان عهد ذمه نبسته و به آنان پناه نداده ايم كه پيامبر ما را سب كنند.
16 فردي در كوفه عمر را سب كرد . غرفه بن حارث كندي صحابي شنيد نصراني پيامبر را دشنام داد او رازد و بيني اش را نرم و خورد كرد
عمروبن عاص شنيد گفت ما با آنان عهد ذم بسته ايم
غرفه پاسخ داد : معاذ الله ! آيا ما با آنان عهد بسته ايم اظهار شتم نبي نمايند . 17 حاكم
كوفه به عمربن عبدالعزيز كه به تعبير ابن تيميه خليفه راشد عالم به سنت و پيرو سنت از تابعين بوده است . 18 نامه نوشت و براي قتل
او نظر خواست
عمربن عبدالعزيز براي او نوشت :
لايحل قتل امر مسلم بسب احد من الناس الا رجلا سب رسول الله فمن سبه فقد حل دمه . 19 قتل هيچ مسلماني براي سب هيچ
انساني حلال نيست جز مردي كه رسول الله را سب كند پس هركس پيامبر را سب كرد خونش حلال است . آرا و نظراتي كه از برخي
اصحاب پيامبر و تابعين ذكر شد براي نشان دادن شهرت كيفر قتل براي ساب النبي در عصر رسالت و صدر اسلام كافي است .
نظريه مذهب شيعه
ما بنيانگذار و موسس مذهب شيعه را حضرت محمد صلي الله عليه و آله و سلم مي دانيم 20 و اصل و اصول مذهب شيعه را از رسول
اعظم مي شماريم
از اين رو اعتقاد داريم كه مذهب شيعه همان اسلام راستين است و تشيع در مكه و مدينه در دوران 23 سال رسالت
پيامبر اسلام بر اساس وحي الهي و سنت نبوي پديد آمد و حتي نام شيعه از رهنمودها و سخنان پيامبر كه اهل سنت نيز نقل كرده اند
اخذ شده است . 21
همين حقيقت را امام علي عليه السلام در نامه اي براي شيعيان يادآوري نموده و نوشته اند : انتم شيعه النبي محمد صلي الله عليه و آله و
سلم
اسم غير مختص
امر غير مبتدع . 22 شما شيعه پيامبر خدا حضرت محمد صلي الله عليه و آله و سلم هستيد شيعه اسم
اختصاصي (افرادي نظير سلمان
مقداد
عمار و ابوذر) نيست (بلكه اسم عام است براي تمام كساني كه مومن به نبي و وصي نبي باشند
به كار مي رود)
شيعه امر نوظهور و جديد و بدعت نيست . بنابراين احاديث نبوي در مسئله ساب النبي و درمجموع سنت پيامبر به
همراه آنچه از روايات ائمه معصومين عليهم السلام دركتب حديثي معتبر شيعه واهل سنت وجود دارد. در حقيقت نظريه بنيانگذار
مذهب شيعه و خلفا و اوصياي ايشان است .
آرا رهبران مذاهب چهارگانه اهل سنت
بنيانگذاران مذاهب چهارگانه اهل سنت همگي
كيفر قتل را براي ساب النبي پذيرفته اند. اختلاف آنان در مباني و دلايل گستره و دواير
انواع و اشكال
جزئيات و احكام ساب النبي است . بنابر اين مالك بن انس
ابوحنيفه
احمد بن حنبل و محمد بن ادريس شافعي و
پيروان آنان بر قتل ساب النبي اتفاق دارند به گونه اي كه بسياري از دانشمندان اهل سنت ادعاي اجماع بر مجازات قتل ساب النبي
نموده اند . پذيرش قتل ساب النبي از جانب مذاهب چهارگان اهل سنت در الفقه علي المذاهب الاربعه 23 و در الشفا بتعريف حقوق
المصطفي 24 و احكام اهل الملل 25 و الصارم المسلول علي شاتم الرسول 26 و القصاص علي ضو القرآن و السنه 27 و ادوار فقه و
بيان كيفيت آن 28 و التاج الجامع للاصول 29 و ساير كتاب ها گزارش شده است . ابن تيميه درباره فتواي امامان چهارگانه رئيسان مذاهب
اربعه مي نويسد : ان الساب ان كان مسلما فانه يكفر و يقتل بغير خلاف و هو مذهب الائمه الاربع و غيرهم . 30 دشنام دهنده به پيامبر
اگر
مسلمان باشد
خلافي نيست در اين كه كافر شده و به قتل مي رسد و همين مذهب و نظر امامان چهارگانه و غير آن است .
فتواي فقيهان از گذشته تاكنون
همه فقيهاني كه در آثار خويش به مسئله دشنام و ناسزاگويي به پيامبر پرداخته اند
بي استثنا از قتل ساب النبي ياد كرده اند. بسياري از
آنان ادعاي نفي خلاف كرده و تصريح بر اجماع و اتفاق فقيهان معاصر خويش نموده اند.
فقيهان شيعه
قدما و معاصران
هريك از فقهاي شيعه به موضوع ساب النبي صلي الله عليه و آله و سلم توجه كرده و از آن سخن گفته است
بدون هيچ كوتاهي
بر قتل
ساب النبي اصرار و پافشاري كرده است . در كتاب هاي فقهي در ابواب حدود
ارتداد و قذف
نجاسات
مكاسب محرمه به مناسبت از
حكم قتل ساب النبي سخن گفته شده است . فقيهان و مجتهدان شيعه در عصر رسالت و دوران حضور امام معصوم عليه السلام كه در
طبقه اصحاب و شاگردان معصومين عليهم السلام قرار داشتند
اين حقيقت را در قالب فقه ماثور و نقل حديث معتبر از پيامبر صلي الله
عليه و آله و سلم و ائمه عليهم السلام بيان نموده اند. از اين رو كتب روائي و حديثي ياران معصومين عليهم السلام
كتاب راي و
فتواي آنان نيز بوده است . « اصول اربعماه » چهارصد كتاب حديثي فقه ماثور از اصحاب امامان بوده است كه در كتب اربه برجسته
حديثي
به ويژه نخستين آنها « الكافي » محمد بن يعقوب كليني رازي گردآوري شد . 31
نخستين فقيهي كه علاوه بر كتاب هاي حديثي كه نوشت در كتاب اجتهادي خويش
براساس كتاب و سنت
بدون نقل حديث نظر و
فتواي خود را نگاشت
ابوجعفر محمد بن علي بن الحسين بن بابويه قمي معروف به شيخ صدوق متوفاي 381 ه . ق است . وي در كتاب
فقهي « الهدايه في الاصول و الفروع » چنين فتوا داده است : و من سب رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم او اميرالمومنين عليه
السلام او احد الائمه صلوات الله عليهم فقد حل دمه من ساعته . 32 هركس پيامبر خدا يا اميرمومنان علي بن ابي طالب عليه السلام يا
يكي از امامان را دشنام دهد و ناسزا گويد خونش از همان ساعت حلال مي شود. پس از وي سيد مرتضي علم الهدي در « انتصار في
انفرادات الاماميه » آرا و فتاواي بنيانگذاران مذاهب چهارگانه اهل سنت و ساير فقيهان بزرگ سني مذهب در مسئله ساب النبي را آورده
و نقد و بررسي نموده و سپس نوشته است : مما كان الاماميه منفرده به
القول بان من سب النبي صلي الله عليه و آله و سلم مسلما كان
او ذما قتل في الحال . 33 از منفردات اماميه
قول به اين است كه هركس پيامبر را سب كند مسلمان باشد يا ذمي
در آن حال (در همان
لحظه بي درنگ ) كشته شود. شيخ طوسي علاوه بر دو كتاب برجسته حديثي خويش به نام هاي تهذيب الاحكام و الاستبصار فيما
اختلف من الاخبار
در كتاب الخلاف 34 و المبسوط في فقه الاماميه 35 در ضمن بحث از ارتداد و در كتاب « النهايه في مجرد الفقه و
الفتاوي » جداگانه از ساب البني بحث كرده است . وي در نهايه مي نويسد : من سب رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم او احدا من
الائمه عليهم السلام صار دمه هدرا و حل لمن سمع ذلك منه قتله . 36 كسي كه پيامبر خدا يا يكي از امامان را سب كند خونش هدر
مي گردد و بر هركس سب را از او بشنود قتلش حلال است .
قاضي ابن البراج در المهذب 37 و جواهر الفقه يا الجوهر من الفقه 38 و فضل بن حسن
امين الاسلام طبرسي در الموتلف من المختلف
بين ائمه السلف 39 و ابن زهره در غنيه النزوع الي علمي الاصول و الفروع 40 و ابن ادريس در السرائر الحاوي لتحرير الفتاوي 41 محقق
حلي در المختصر النافع و شرائع الاسلام في مسائل الحلال و الحرام 42 و فاضل آبي در كشف الرموز في شرح مختصر النافع 43 و
علامه حلي در اجوبه المسائل المهنائيه 44 و تحرير الاحكام الشرعيه علي مذهب الاماميه 45 و تذكره الفقها46 و منتهي المطلب في
تحقيق المذهب و تبصره المتعلمين في احكام الدين 47 ابن فهد حلي در التنقيح الرائع لمختصر الشرائع 48 و المهذب البارع في شرح
مختصر النافع 49 و شهيد اول در اللمعه الدمشقيه 50 و شهيد ثاني در الروضه البهيه في شرح اللمعه الدمشقيه 51 و حاشيه الارشاد52
و مسالك الافهام الي تنقيح شرائع الاسلام 53 و مقدس اردبيلي در زبده البيان في احكام القرآن 54 و مجمع الفائده و البرهان 55 و شيخ
بهائي در جامع عباسي 56 و فيض كاشاني در مفاتيح الشرايع 57 و شيخ حر عاملي در هدايه الامه الي احكام الشريعه 58 و فاضل
هندي در كشف اللثام و الابهام عن قواعد الاحكام 59 و مجلسي ثاني (علامه محمد باقر مجلسي ) در ملاذ الاخيار في فهم تهذيب
الاخبار60 و علي بن محمد بن ابي المعاذ طباطبائي معروف به صاحب رياض در رياض المسائل في تحقيق الاحكام بالدلائل 61 و
الشرح الصغير في شرح مختصر المنافع 62 و ميرزاي قمي در جامع الشتات في اجوبه السئوالات 63 و مولي احمد نراقي در رسائل و
مسائل 64 و محمد حسن نجفي در جواهر الكلام في شرح شرائع الاسلام 65 و شيخ مرتضي انصاري در صراه النجاه 66 فتوا به قتل
ساب النبي صلي الله عليه و آله و سلم داده اند.
از معاصران در قرن چهاردهم و پانزدهم هجري قمري نيز حسين حلي در دليل العروه الوثقي 67 و محمد جواد مغنيه در فقه الامام
الصادق عليه السلام 68 و احمد خوانساري در جامع المدارك في شرح مختصر النافع 69 و امام خميني در تحرير الوسيله 70 و شهاب
الدين مرعشي نجفي در القصاص علي ضو القرآن و السنه 71 و منهاج المومنين 72 و ابوطالب تجليل تبريزي در التعليقه الاستدلاليه
علي تحرير الوسيله 73 و سيد ابوالقاسم خوئي در تكمله منهاج الصالحين 74 و صراط النجاه 75 و حاج آغا رضا مدني كاشاني در
كتاب القصاص للفقها و الخواص 76 و ميرزا هاشم آملي در المعالم الماثوره 77 و محمد رضا موسوي گلپايگاني در الدر المنضود في
احكام الحدود78 و عبدالعلي سبزواري در مهذب الاحكام في بيان الحلال و الحرام 79 و علي آل كاشف العظا در النور الساطع في
الفقه النافع 80 و شهيد محمد باقر صدر در ماورا الفقه 81 و محمد تقي بهجت در جامع المسائل 82 و محمد غروي و ياسرمازح در
الفقه علي المذاهب الاربعه و مذهب اهل البيت عليهم السلام 83 و شيخ جواد تبريزي در اسس الحدود و التعزيرات 84 و صراط
النجاه 85 و محمد فاضل لنكراني در تفضيل الشريعه في شرح تحرير الوسيله (الحدود)86 و جامع المسائل 87 و محمد مومن قمي در
مباني تحرير الوسيله 88 و ميرزا علي مشكيني اردبيلي در الفقه الماثور89 و ناصر مكارم شيرازي در انوار الفقاهه 90 و استفتائات
جديد و الفتاوي الجديده 91 و سيد محمد شيرازي در الفقه (موسوعه استدلاليه في الفقه الاسلامي )92 و محمد ابراهيم جناتي در
ادوار فقه و كيفيت بيان آن 93 و سيد صادق شيرازي در شرح تبصره المتعلمين في احكام الدين 94 و لطف الله صافي گلپايگاني در
جامع الاحكام 95 و يوسف صانعي در مجمع المسائل 96
فتوي به قتل ساب النبي صلي الله عليه و اله و سلم داده اند .
نظرات و آرا فقيهان اهل سنت
فقيهان اهل سنت از پيروان مذاهب چهارگانه و غير آنان از زمان تاسيس اين مذاهب تا عصر حاضر در آثار خويش قول به قتل ساب النبي
صلي الله عليه و آله و سلم را آورده و بر قتل دشنام دهنده به پيامبر تصريح نموده اند.
ابوبكر احمد بن محمد خلال در احكام اهل الملل من الجامع لمسائل الامام احمد بن حنبل 97 و علاالدين سمرقندي در تحفه الفقها
(بدائع الصنائع للكاساني )98 و قاضي عياض در الشفا بتعريف حقوق المصطفي 99 و ابو اسحاق شيرازي در فقه مذهب الامام
الشافعي 100 و قاضي ابوالوليد محمد بن احمد بن محمد بن احمد بن رشد القرطبي الاندلسي در بدايه المجتهد و نهايه
المقتصد101 و ابو العباس احمد بن عبدالحليم بن مجدالدين عبدالسلام معروف به ابن تيميه خراني در الصارم المسلول علي شاتم
الرسول 102 و الفتاوي الكبري 103 و شيخ زين الدين بن ابراهيم بن نجيم در اشباه و النظائر علي مذهب ابي حنيفه النعمان 104 و ابن
قدامه در المغني 105 و علا الدين ابي الحسن مرداوي حنبلي در الانصاف في معرفه الراجح من الخلاف علي مذهب الامام احمد بن
حنبل 106 و ابوالبركات احمد الدرد از فقهاي مالكي در الشرح الكبير107 و ابن حزم اندلسي در المحلي 108 و ابن حجر عسقلاني در
فتح الباري 109 و ابن القيم الجوزيه در زاد المعاد110 و عبد الرحمن جزيري در الفقه علي المذاهب الاربعه 111 و عبدالقادر عوده در
التشريع الجناني 112 و وهبه الزحيلي در الفقه الاسلامي و ادلته 113 حكم شرعي قتل ساب النبي صلي الله عليه وآله و سلم را گزارش
كرده اند.
با توجه به اين سطح از فتاوي و تصريحات بر كيفر قتل ساب النبي از صدر اسلام تا فقهاي معاصر
در جهان اسلام از شيعه و اهل سنت
شايد بتوان اصل مجازات قتل ساب النبي صلي الله عليه و آله و سلم را صرف نظر از مباني و دلايل و ساير احكام ساب النبي از
« ضروريات دين اسلام » شناخت . البته نظر به ادعاهاي اجماع كه توسط فقهاي شيعه و اهل سنت در مسئله قتل ساب النبي صورت
گرفته اين نظريه بيشتر به ذهن مي رسد.
والسلام علي من يخدم الحق لذات الحق
1 ـ آرمسترانگ
زندگينامه پيامبر اسلام
ص 25 و ص 143 تا ص 149
2 ـ صحيفه نور
ج 21
ص 86 صحيفه امام
ج 21
ص .263
3 ـ صحيفه نور
ج 21
ص 87 صحيفه امام
ج 21
ص .268
4 ـ ابن هشام
السيره النبويه
ج 1
ص 710 ابن اثير
الكامل في التاريخ
ج 2
ص 27 قاضي عياض
الشفا بتعريف حقوق
المصطفي
ج 2
ص 545 ابو اسحاق الشيرازي
المهذب في فقه مذهب الامام الشافعي
ج 2
ص 235 و .236
5 ـ ابن تيميه
الصارم المسلول علي شاتم الرسول
ص 141 و .142
6 ـ ابن هشام
السيره النبويه
ج 2
ص 860 و 861 ابن اثيرالكامل في التاريخ
ج 2
ص 123 و 125 ابن تيميه
الصارم المسلول
علي شاتم الرسول
ص .140
7 ـ محمد حسن النجفي
جواهر الكلام في شرح شرايع الاسلام ج 41
ص 439 الشوكاني
نيل الاوطارفي شرح منتقي الاخبار
ج 7
ص .213
8 ـ ابن تيميه
الصارم المسلول علي شاتم الرسول
ص .92
9 ـ ابن تيميه
الصارم المسلول علي شاتم الرسول
ص 145 و .146
10 ـ ابن تيميه
الصارم المسلول علي شاتم الرسول
ص .194
11 ـ ابن تيميه
الصارم المسلول علي شاتم الرسول
ص 195 و .196
12 ـ ابن تيميه
الصارم المسلول علي شاتم الرسول
ص 194 و 195 قاضي عياض
الشفا بتعريف حقوق المصطفي
ج
2 ص .546
13 ـ ابن تيميه
الصارم المسلول علي شاتم الرسول
ص .195
14 ـ سنن نسائي
ج 7
ص 109 و 110 الشوكاني
نيل الاوطارج 7
ص 214 ابن تيميه
الصارم المسلول علي شاتم الرسول
ص
92 قاضي عياض
الشفا بتعريف حقوق المصطفي
ج 2 ص .546
15 ـ ابن تيميه
الصارم المسلول علي شاتم الرسول
ص .195
16 ـ ابن تيميه
الصارم المسلول علي شاتم الرسول
ص .197
17 ـ ابن تيميه
الصارم المسلول علي شاتم الرسول
ص 198 و .199
18 ـ ابن تيميه
الصارم المسلول علي شاتم الرسول
ص .199
19 ـ قاضي عياض
الشفا بتعريف حقوق المصطفي
ج 2
ص .547
20 ـ امام خميني
صحيفه نور
ج 21
ص 135 و 171 آل كاشف الغطا
آيين ما
ص 131 و 132 طباطبائي
شيعه در اسلام
ص
4 و 5 سبحاني
منشور عقايد اماميه
چاپ اول
قم
موسسه الامام الصادق عليه السلام
1376 رازي
كتاب الزنيه
ج 3
ص
.259
21 ـ ابن منظور
لسان العرب
ج 8
ص 189 خوري شرتوني لبناني
اقراب الموارد
ج 1
ص 627 ابن خلدون
العبر
ج 1 ص
196 حاكم الحسكاني
ابوالقاسم
شواهد التنزيل
ج 2 ص 467 ابن حجر عسقلاني
لسان الميزان
ج 5
ص 286 و 297 علامه
مجلسي
بحار الانوار
ج 65
ص 17 و 19 و .24
22 ـ علامه مجلسي
بحار الانوار
ج 3
ص .8
23 ـ الجزيري
الفقه علي المذاهب الاربعه
ج 5
ص 368 و 370 و 372 و .373
24 ـ قاضي عياض
الشفا بتعريف حقوق المصطفي
ص 541 و 542 و .547
25 ـ احمد بن محمد خلال
احكام اهل الملل
ص 256 و .258
26 ـ ابن تيميه
الصارم المسلول علي شاتم الرسول
ص 246 و .530
27 ـ المرعشي النجفي
القصاص علي ضو القرآن و السنه
ج 1 ص 321 و .330
28 ـ جناتي
ادوار فقه و بيان كيفيت آن
ص 450 و .451
29 ـ التاج الجامع للاصول
ج 3
ص .40
30 ـ ابن تيميه
الصارم المسلول علي شاتم الرسول
ص .5
31 ـ شهيد ثاني (زين الدين بن علي العاملي )
الدرايه
ص .7
32 ـ شيخ صدوق
الهدايه في الاصول و الفروع
ج 1
ص .265
33 ـ سيد مرتضي علم الهدي
الانتصار في انفرادات الاماميه
ص 480
مسئله .270
34 ـ شيخ طوسي
كتاب الخلاف
ج 3
ص 170 تا .173
35 ـ شيخ طوسي
المبسوط في فقه الاماميه
ج 7
ص .270
36 ـ شيخ طوسي
النهايه في مجرد الفقه و الفتاوي
ج 1
ص .730
37 ـ قاضي ابن البراج
المهذب
ج 2
ص .551
38 ـ قاضي ابن البراج
الجوهر في الفقه
ص .139
39 ـ امين الاسلام طبرسي
الموتلف من المختلف بين ائمه السلف ج 2
ص .376
40 ـ ابن زهره
غنيه النزوع الي الاصول و الفروع
ص .428
41 ـ ابن ادريس
السرائر الحاوي لتحرير الفتاوي
ج 3
ص .532
42 ـ محقق حلي
المختصر النافع
ص 221 شرائع الاسلام في مسانل الحلال و الحرام
ج 4
ص .167
43 ـ فاضل آبي
كشف الرموز في شرح مختصر النافع
ج 2
ص .567
44 ـ علامه حلي
اجوبه المسائل المهنائيه
ص .93
45 ـ علامه حلي
تحرير الاحكام الشرعيه علي مذهب الاماميه
ج 1
ص 157 و ج 2
ص .239
46 ـ علامه حلي
تذكره الفقها
ج 9
ص 409 و .433
47 ـ علامه حلي
منتهي المطلب في تحقيق المذاهب
ص 902 و 991 تبصره المتعلمين من احكام الدين
ج 2
ص .408
48 ـ ابن فهد حلي
التنقيح الرائع
لمختصر الشرائع
ج 4
ص .364
49 ـ ابن فهد حلي
المهذب البارع في شرح المختصر النافع
ج 5
ص .75
50 ـ شهيد اول
اللمعه الدمشقيه
ج 2
ص .239
51 ـ شهيد ثاني
الروضه البهيه في شرح اللمعه الدمشقيه
ج 9
ص .194
52 ـ شهيد ثاني
حاشيه الارشاد
ج 1
ص .470
53 ـ شهيد ثاني
مسالك الافهام الي تنقيح شرائع الاسلام
ج 3 ص 94 و ج 14
ص .452
54 ـ مقدس اردبيلي
زبده البيان في احكام القرآن
ص .10
55 ـ مقدس اردبيلي
مجمع الفائده و البرهان في شرح ارشاد الاذهان
ج 13
ص 70 و .71
56 ـ شيخ بهائي
جامع عباسي
ج 2
ص .154
57 ـ فيض كاشاني
مفاتيح الشرايع
ج 2
ص .105
58 ـ شيخ حر عاملي
هدايه الامه الي احكام الائمه ج منتخب المسائل
ج 8
ص .454
59 ـ علامه مجلسي
ملاه الاخيار في فهم تهذيب الاخبار
ج 16 ص 166 و 448 و .449
60 ـ فاضل هندي
كشف اللثام و الابهام عن قواعد الاحكام
61 ـ صاحب رياض
رياض المسائل في تحقيق الاحكام بالدلائل ج 16
ص .55
62 ـ صاحب رياض
الشرح الصغير في شرح مختصر النافع
ج 3 ص .365
63 ـ الجيلاني (ميرزاي قمي )
جامع الشتات في اجوبه السئوالات
ج 1
ص .410
64 ـ النراقي
رسائل و مسائل
ج 1
ص 220 و .221
65 ـ النجفي
جواهر الكلام في شرح شرائع الاسلام
ج 41
ص .432
66 ـ الانصاري
صراه النجاه
ص .203
67 ـ حلي
دليل العروه الوثقي
ج 1
ص .473
68 ـ مغنيه
فقه الامام الصادق عليه السلام
ج 6
ص 277 و .278
69 ـ الخوانساري
جامع المدارك في شرح مختصر النافع
ج 7 ص 109 و .112
70 ـ امام خميني
تحرير الوسيله
ج 2
ص .429
71 ـ المرعشي النجفي
القصاص علي ضو القرآن و السنه
ج 1 ص 316 تا .335
72 ـ المرعشي النجفي
منهاج المومنين
ج 2
ص .275
73 ـ تجليل تبريزي
التعليقه الاستدلاليه علي تحرير الوسيله
ص 385 و .386
74 ـ الخوئي
تكمله منهاج الصالحين
ص .45
75 ـ الخوئي
صراط النجاه
ج 1
ص .263
76 ـ المدني الكاشاني
كتاب القصاص للفقها و الخواص
ص 76 و .77
77 ـ الاملي
المعالم الماثوره
ج 2
ص .263
78 ـ الگلپايگاني
الدر المنضود في احكام الحدود
ج 2
ص 242 تا .267
79 ـ السبزواري
مهذب الاحكام في بيان الحلال و الحرام
ج 28 ص .31
80 ـ آل كاشف الغطا
النور الساطع في الفقه النافع
ج 1
ص .476
81 ـ الصدر
ماورا الفقه
ج 9
ص .121
82 ـ البهجت
جامع المسائل
ج 2
ص 423 و 439 و ج 5
ص .303
83 ـ الغروي و يا سرمازح
الفقه علي المذاهب الاربعه و مذهب اهل البيت عليهم السلام
ج 4
ص 295 و 298 و 301 و ج 5
ص
351 و .654
84 ـ التبريزي
اسس الحدود و التعزيرات
ص 257 و .258
85 ـ التبريزي
صراط النجاه
ج 5
ص .257
86 ـ الفاضل اللنكراني
الحدود
ص 403 تا .411
87 ـ فاضل لنكراني
جامع المسائل
ص 537 تا .542
88 ـ المومن القمي
مباني تحرير الوسيله
ج 2
ص 493 تا .510
89 ـ المشكيني الاردبيلي
الفقه الماثور
ص .502
90 ـ المكارم الشيرازي
انوار الفقاهه
كتاب الحدود
الجز الثاني ص 197 تا .212
91 ـ المكارم الشيرازي
الفتاوي الجديده
ج 2
ص 390 و 391 و استفتائات جديد
ج 2
ص 506 و .508
92 ـ الحسيني الشيرازي
الفقه
ج 87
ص 385 تا 402
93 ـ جناتي
ادوار فقه و كيفيت بيان آن
ص 450 و .451
94 ـ الشيرازي
شرح تبصره المتعلمين في احكام الدين
ج 2
ص 408 و در پاسخ به استفتائات مولف اين رساله كه تصوير آن در
ضمائم آمده است .
95 ـ صافي گلپايگاني
جامع الاحكام
ج 2
ص 373 و .374
96 ـ صانعي
مجمع المسائل
ج 2
ص 36 تا 40 و پاسخ به استفتائات پژوهشي اينجانب كه تصوير آن در ضمائم آمده است .
97 ـ الخلال
احكام اهل الملل من الجامع لمسائل الامام احمد بن حبش
ص 255 تا .258
98 ـ السمرقندي
تحفه الفقها و هي اصل بدائع الصنائع للكاساني
ص 556 و .557
99 ـ قاضي عياض
الشفا بتعريف حقوق المصطفي
ص .541
100 ـ القرطبي الشيرازي
المهذب
ج 2
3 ص 221 و 222 و 272 .
101 ـ ابن رشد الاندلسي
بدايه المجتهد و نهايه المقتصد
ج 2
ص .376
102 ـ ابن تيميه
الصارم المسلول علي شاتم الرسول
تمام كتاب .
103 ـ ابن تيميه
الفتاوي الكبري
ج 4
ص .515
104 ـ ابن نجيم
الشباه و النظائر علي مذهب ابي حنيفه النعمان
ص .189
105 ـ ابن قدامه
المغني
ج 10
ص .231
106 ـ المرداوي الحنيلي
معرفه الراجح من الخلاف علي مذهب الامام احمد بن حنبل
ج 4
ص .257
107 ـ ابوالبركات
الشرح الكبير
ج 4
ص .309
108 ـ ابن حزم
المحلي
ج 11
ص .4
109 ـ ابن حجر
فتح الباري
ج 12
ص .236
110 ـ ابن القيم
زاد المعاد
ج 3
ص .213
111 ـ الجزيري
الفقه علي المذاهب الاربعه
ج 5
ص .368
112 ـ العوده
التشريع الجنائي
ج 2
ص .724
113 ـ الزحيلي
الفقه الاسلامي و ادلته
ج 6
ص .184
امام خميني با صدور حكم تاريخي خويش عليه كتاب آيات شيطاني
نه تنها در مسلمانان
كه در عموم دين داران جهان روحيه و
جرات پاسداري از مقدسات را ايجاد نمود
عمل سلمان رشدي مصداق روشن دو عنوان مجرمانه « ساب النبي » و « ارتداد فطري » است كه حكم هر يك از آنها اعدام است

|