
ابن سينا درباره عظمت و جايگاه امام علي (ع ) مي گويد :
« امام علي (ع ) در ميان ياران رسول خدا
مانند كلي در ميان جزئيات محسوسه بود و يا مانند عقول قاهره
نسبت به اجسام ماديه
بود. »
خطيب بغدادي (ابوبكر احمد بن علي ) از اسماعيل بن جعفر (راوي موثق ) از ابن عباس نقل كرده است :
« در قرآن
حدود سيصد آيه
درباره علي (ع ) نازل شده است . برخي از قدما
مانند طبري و ابونعيم
رساله هايي به نام مانزل من القرآن
في علي (ع ) تاليف كرده اند.
هم چنين ابن حجر و شبلنجي از ابن عساكر از ابن عباس
موضوع سيصد آيه را درباره علي (ع ) نقل كرده اند. »
علامه فقيد
محمدتقي جعفري مي نويسد :
« هيچ گونه جاي ترديد نيست كه ما نمي توانيم شخصيت علي بن ابي طالب (ع ) را مانند شخصيت هاي يك بعدي تاريخ نشان بدهيم و
كتابش (نهج البلاغه ) را هم به عنوان كتابي كه يك شخصيت يك بعدي از خود به يادگار گذاشته است
تلقي نماييم . ما با انساني سروكار
داريم كه هدف اعلايي براي زندگي دارد
زمامداري كه عادل مطلق است
داراي معرفتي در حد اعلي درباره انسان و جهان
وابستگي به
مبادي عالي هستي
خود را جزئي از انسان ديدن
وابستگي مستقيم به خدا
تقوا و فضيلت درحد اعلا
پاكي گفتار و كردار و انديشه و
نيت پاك و ده ها امتيازات از اين قبيل
كه در علي بن ابي طالب
با اتفاق تمام تواريخ
ثبت شده است . »
« ميخائيل نعيمه »
نويسنده مسيحي لبناني الاصل و از بزرگان ادبيات و فلسفه معاصر عرب
چنين اظهار مي كند :
« يك نويسنده و مورخ
هر چند نابغه و هنرمند باشد
هرگز نمي تواند حتي در هزار صفحه
تصوير كامل از شخصيت علي (ع ) و
عظمت او بازگشايد; زيرا آن چه اين عنصر بي پايان عربي
ميان خود و خدايش انجام داده
چيزي است كه هيچ كس نشنيده و نديده است
و بيش از آن كارهايي است كه از دست و زبان و قلم او برخاسته است . پس در اين صورت
هر چهره اي كه از شخصيت او ترسيم كنيم
ناچار مبهم و نارسا و اندك خواهد بود. »
او مي افزايد :
« اين بزرگي و عظمت علي (ع ) هرچند روزگاران زيادي بر آن مي گذرد
همواره مي تواند براي ما گنجينه پرمايه اي باشد كه بدان توجه
كنيم و امروز يا هر روز ديگر
كه نيازي به ساختمان يك زندگي شايسته و سربلند داشته باشيم
از آن الهام بگيريم . »
و سپس ادامه مي دهد كه :
« علي عنصر نامتناهي تفكر و انديشه
در هر زمان و مكاني است » .

*****
رهبران و مردمان
حقوق و وظايف متقابل
|

اشاره
آنچه پيش روي داريد
از سخنرانيهاي امام علي (ع ) در صحراي صفين است . اين سخنان سرشار از حكمت و
رهنمودهاي اجتماعي و سياسي و حكومتي مي باشد و حقوق و وظايف متقابل رهبران و زمامداران را با مردم جامعه
مي نماياند. اين آگاهي بخشي ها و بينش آفريني ها براي زمامداران و دولتمردان امروز بسيار راهنما و راهگشا مي باشد.
حقوق اجتماعي
پس از ستايش پروردگار
خداوند سبحان
براي من
بر شما به جهت سرپرستي حكومت
حقي قرار داده
و براي
شما همانند حق من
حق تعيين فرموده است
پس حق گسترده تر از آن است كه وصفش كنند
ولي به هنگام عمل
تنگنايي بي مانند دارد!
حق اگر به سود كسي اجرا شود
ناگزير به زيان او نيز روزي به كار رود
و چون به زيان كسي اجرا شود روزي به سود
او نيز جريان خواهد داشت .
اگر بنا باشد حق به سود كسي اجرا شود و زياني نداشته باشد
اين مخصوص خداي سبحان است نه ديگر آفريده ها
به خاطر قدرت الهي بر بندگان
و عدالت او بر تمام موجوداتي كه فرمانش بر آنها جاري است
لكن خداوند حق
خود را بر بندگان
اطاعت خويش قرار داده
و پاداش آن را دو چندان كرده است
از روي بخشندگي
و گشايشي كه
خواسته به بندگان عطا فرمايد.
حقوق متقابل رهبري و مردم
پس
خداي سبحان برخي از حقوق خود را براي بعضي از مردم واجب كرد
و آن حقوق را در برابر هم گذاشت
كه
برخي از حقوق برخي ديگر را واجب گرداند
و حقي بركسي واجب نمي شود مگر همانند آن را انجام دهد.
و در ميان حقوقي الهي
بزرگ ترين حق
حق رهبر بر مردم و حق مردم بر رهبر است
حق واجبي كه خداي سبحان
بر هر دو گروه لازم شمرد
و آن را عامل پايداري پيوند ملت و رهبر
و عزت دين قرار داد. پس رعيت اصلاح نمي شود
جز آن زمامداران اصلاح گردند
و زمامداران اصلاح نمي شوند جز با درستكاري رعيت .
و آنگاه كه مردم حق رهبري را ادا كنند
و زمامدار حق مردم را بپردازد
حق در آن جامعه عزت يابد
و راه هاي دين
پديدار و نشانه هاي عدالت برقرار
و سنت پيامبر(ص ) پايدار گردد
پس روزگار اصلاح شود و مردم در تداوم حكومت
اميدوار و دشمن در آرزوهايش مايوس مي گردد.
اما اگر مردم بر حكومت چيره شوند
يا زمامدار بر رعيت ستم كند
وحدت كلمه از بين مي رود
نشانه هاي ستم
آشكار
و نيرنگ بازي در دين فراوان مي گردد
و راه گسترده سنت پيامبر(ص ) متروك
هواپرستي فراوان
احكام دين
تعطيل
و بيماري هاي دل فراوان شود.
مردم از اينكه حق بزرگي فراموش مي شود
يا باطل خطرناكي در جامعه رواج مي يابد احساس نگراني نمي كنند!
پس در آن زمان نيكان خوار
و بدان قدرتمند مي شوند
و كيفر الهي بر بندگان بزرگ و دردناك خواهد بود. پس بر
شماست كه يكديگر را نصيحت كنيد
و نيكو همكاري نماييد.
درست است كه هيچ كس نمي تواند حق اطاعت خداوندي را چنانكه بايد بگزارد
هر چند در به دست آوردن رضاي
خدا حريص باشد
و در كار بندگي تلاش فراوان نمايد
لكن بايد به مقدار توان
حقوق الهي را رعايت كند كه يكي از
واجبات الهي
يكديگر را به اندازه توان نصيحت كردن
و برپاداشتن حق
و ياري دادن به يكديگر است .
هيچ كس هر چند قدر او در حق بزرگ
و ارزش او در دين بيشتر باشد
بي نياز نيست كه او را در انجام حق ياري
رسانند
و هيچ كس گرچه مردم او را خوار شمارند
و در ديده ها بي ارزش باشد
كوچك تر از آن نيست كه كسي را در انجام
حق ياري كند
يا ديگري به ياري او برخيزد. (پس يكي از ياران پا خاست و با سخني طولاني امام را ستود
حرف
شنوايي و اطاعت از امام را اعلام داشت . آنگاه امام فرمود : ) كسي كه عظمت خدا در جانش بزرگ
و منزلت او در قلبش
والاست
سزاوار است كه هر چه جز خدا را كوچك شمارد.
و از او سزاوارتر كسي كه نعمت هاي خدا را فراوان در اختيار دارد
و بر خوان احسان خدا نشسته است
زيرا نعمت
خدا بر كسي بسيار نگردد جز آن كه حقوق الهي بر او فراوان باشد.
روابط سالم و متقابل رهبر و مردم
مردم ! از پست ترين حالات زمامداران در نزد صالحان اين است كه گمان برند آنها دوستدار ستايش اند
و كشورداري
آنان بر تكبر و خودپسندي استوار باشد
و خوش ندارم
در خاطر شما بگذرد كه من ستايش را دوست دارم
و خواهان
شنيدن آن مي باشم .
سپاس خدا را كه چنين نبودم و اگر ستايش را دوست مي داشتم
آن را رها مي كردم
به خاطر فروتني در پيشگاه خداي
سبحان
و بزرگي و بزرگواري كه تنها خدا سزاوار آن است . گاهي مردم
ستودن افرادي را براي كار و تلاش روا مي دانند.
اما من از شما مي خواهم كه مرا با سخنان زيباي خود مستاييد
تا از عهده وظائفي كه نسبت به خدا و شما دارم برآيم
و حقوقي كه مانده است بپردازم
و واجباتي كه بر عهده من است و بايد انجام گيرد ادا كنم . پس با من چنانكه با پادشاهان
سركش سخن مي گويند
حرف نزنيد
و چنانكه از آدم هاي خشمگين كناره مي گيرند دوري نجوييد
و با ظاهرسازي با من
رفتار نكنيد
و گمان مبريد اگر حقي به من پيشنهاد دهيد بر من گران آيد
يا در پي بزرگ نشان دادن خويشم
زيرا كسي كه
شنيدن حق
يا عرضه شدن عدالت بر او مشكل باشد
عمل كردن به آن
براي او دشوارتر خواهد بود.
پس
از گفتن حق
يا مشورت در عدالت خودداري نكنيد
زيرا خود را برتر از آن كه اشتباه كنم و از آن ايمن باشم
نمي دانم
مگر آن كه خداوند مرا حفظ فرمايد . (1 )
پس همانا من و شما بندگان و مملوك پروردگاريم كه جز او پروردگاري نيست .
او مالك ما
ما را بر نفس خود اختياري نيست . ما را از آنچه بوديم خارج و بدانچه صلاح ما بود درآورد. به جاي
گمراهي هدايت
و به جاي كوري بينايي به ما عطا فرمود . (2 )
پاورقي :
1 ـ مي پرسند اگر امام معصوم است چرا مي فرمايد
خود را برتر از آن كه اشتباه كنم نمي دانم دو پاسخ مطرح است . اول
آنكه امام (ع ) فرمود بدون كمك خدا از اشتباه مصون نمي باشم كه خود اثبات عصمت است . دوم امام (ع ) در تمام كارهاي
حكومتي با مشاوران خود مشورت مي كرد
و به راي و نظر آنها عمل مي كرد. فرمانداري را نصب مي كرد و بعدها
مشخص مي شد كه آن شخص لايق نبوده . اينگونه نبود كه مشورت نكند يا در همه جا از علم غيب كمك بگيرد.
2 ـ نهج البلاغه
خطبه 216
در ميان حقوق الهي
بزرگ ترين حق
حق رهبر بر مردم و حق مردم بر رهبر است
حق واجبي كه خداي سبحان
بر هر
دو گروه لازم شمرد و آن را عامل پايداري پيوند ملت و رهبر و عزت دين قرار داد
اي مردم
از پست ترين حالات زمامداران در نزد صالحان اين است كه گمان برند آنها دوستار ستايش مي باشند و
كشورداري آنان بر تكبر و خودپسندي استوار باشد. من خوش ندارم در خاطر شما بگذرد كه من مدح و ستايش را دوست
دارم و خواهان شنيدن آن مي باشم
من از شما مي خواهم كه مرا با سخنان زيباي خود مستاييد
تا از عهده وظايفي كه نسبت به خدا و شما دارم برآيم و
حقوقي كه مانده است بپردازم و واجباتي كه بر عهده من است و بايد انجام گيرد انجام دهم
با من همانطور كه با پادشاهان سركش سخن مي گويند
حرف نزنيد
و همان گونه كه از آدم هاي خشمگين كناره
مي گيرند دوري نجوييد
و با ظاهرسازي با من رفتار نكنيد
و گمان مبريد كه اگر حقي به من پيشنهاد دهيد بر من گران
آيد
يا در پي بزرگ نشان دادن خويش هستم

*****
علي را بشناسيد...
|

اي قوم علي گوي
علي را بشناسيد
مرآت رخ لم يزلي را بشناسيد
در چهر علي مهر خداكرده تجلي
در آينه آن مهر جلي را بشناسيد
هرگز نرسد حد امامت بولايت
يا دوست بگوئيد و
ولي را بشناسيد
در راه ولا تيغ بلا راست بلي گوي
پيمانه گسار ازلي را بشناسيد
برخيز و صلائي بزن از مدحت مولا
كاي قوم علي گوي
علي را بشناسيد
ميرآفتابي (افتخار)

*****
انور ولايت
|
اول به صفاي دل
ولي را بشناس
آنگاه محمد و علي را بشناس
كن ديده از انوار ولايت روشن
زين جلوه خداوند جلي را بشناس .
عباس فرات
محراب
آه سحري چو پرده از خواب گرفت
سرچشمه ي خورشيد جهانتاب گرفت
پيچيد به خويش
از جهان تاب گرفت
تا خون علي
دامن محراب گرفت .
مشفق كاشاني

*****
خدمت رساني
|
در فرهنگ اسلام موضوع خدمت رساني به مردم بويژه صالحان و مومنان از جايگاه خاصي برخوردار است . اولياي الهي همواره در
خدمت به خلق
پيشقدم بوده و به پيروان خويش سفارش نموده اند كه در انجام اين فريضه مهم كه از عالي ترين درجات دينداري است
همت گماشته و در نفع رساني به مردم
ولو با خدمتي اندك
از هيچ كوششي دريغ نورزند. اين عمل چندان بااهميت است كه پيامبر
اكرم (ص ) ميزان محبوبيت نزد خدا را وابسته به آن دانسته و مي فرمايد : « بهترين مردم كسي است كه براي ديگران سودمندتر باشد. »
از ديگر وجوه خدمت به خلق
بعد عبادي آن است
زيرا عبادت تنها به روزه گرفتن و نمازخواندن محدود نمي شود و چنانچه فكر
قلب و اعضا در خدمت حق باشند و اعمال خالصانه در راه رضاي خدا انجام پذيرد
روحيه خدمت گذاري نيز زمينه ساز عبادت پروردگار
است . در آموزه هاي ديني خدمت به مردم وظيفه هر فرد مسلمان و جز برنامه هاي اصلي پيامبران و اساس اخلاق اسلامي است . اهميت
اين مطلب به حدي است كه پيامبر اكرم (ص ) كساني را كه با بي توجهي و غفلت از پذيرش اين مسئوليت شانه خالي مي كنند
مسلمان
نمي داند : « من اصبح و لايهتم بامور المسلمين فليس منهم » و « من سمع رجلا ينادي يا للمسلمين فلم يجبه فليس بمسلم » ; كسي كه در هر
صبحگاه به امور مسلمين همت نگمارد و در انديشه كارهاي آنان نباشد از آنها نيست و كسي كه بشنود مردي فرياد مي زند و كمك
مي طلبد و به او كمك نكند مسلمان نيست .
حضرت امام و خدمت گذاري
« با دلي آرام و قلبي مطمئن و روحي شاد و ضميري اميدوار به فضل خدا از خدمت خواهران و برادران مرخص و بسوي جايگاه
ابدي سفر مي كنم ... و بدانند كه با رفتن يك خدمتگزار در سد آهنين ملت خللي حاصل نخواهد شد كه خدمتگزاران بالا و والاتر در
خدمتند. »
حضرت امام خميني (ره ) در دوران حيات ارزشمند خود
طلايه دار عزت و بزرگواري ايران سرفراز بود
وي سخناني متاثر از كلام
وحي
رسالت انبيا و هدايت اوصيا داشت
به گفتار خود عمل مي كرد و مروج آئين پاك رسول خدا محمد مصطفي (ص )
بود.
نفوذ عرفاني و معنوي اين رادمرد صحنه هاي علم و تقوي همه جهانيان را به حيرت انداخت و مردم شريف ايران را به عزت و افتخار
گرانقدري رساند. او كه الگوي جاودان حكومت بر قلب ها قلمداد مي شد
راز و رمز اين توفيق و موفقيت حكومت ها را در خدمتگزاري و
جذب قلوب مردم مي داند و در سراسر حيات ارزشمندشان به خدمتگزاري اين ملت شريف افتخار ميكند و از ديگران مي خواهد كه
نصيحت پدرانه او را بپذيرند و از خدمت و خدمت رساني به مردم دريغ ننمايند. امام بزرگوارمان در بسياري از موقعيت ها به مسئولين
تذكر مي دهند كه كارهاي خود را خوب انجام دهند و در خدمت مردم باشند و به مردم يادآوري كنند كه حكومت اسلامي
حكومت
خدمت است حتي تا آنجا كه اهميت خدمتگزاري را در سيره پاك رسول الله (ص ) متذكر مي شوند : « پيغمبر اكرم (ص ) خدمتگزار مردم
بود
با آنكه مقامش آن بود ولي خدمتگزار بود
خدمت مي كرد » .
همچنين امام راحل فتح قلوب را بالاتر از فتح كشورها معرفي مي نمايد
سخنان حكمت آميز اين مراد و مرشد بزرگ قرن در اين باب
چنين است : « اگر بخواهيد مملكت تان مال خودتان باشد و مال خود اين ملت باشد
بايد اين ملت را به همان گرمي كه هست نگه داريم ...
ارزش اين ها زياد است
اما بايد حفظ كنيم اين ارزش ها را
پيروزي مملكت ما براي همين ارزش هاست اين پيروزي قلوب بالاتر از
پيروزي كشور است ... دائما در نظرتان باشد كه ما يك بنده هستيم كه اين مردم ما را به اين محل رساندند و ما براي آنها بايد خدمت
بكنيم . »
جايگاه خدمت و خدمتگزاري در نظام جمهوري اسلامي از زبان امام راحل (ه )
با نگاهي گذرا به سيره انبيا و امامان و خلف صالح آنها حضرت امام خميني (ره ) و دقت در رفتار اين اسوه هاي حسنه
به راحتي
جايگاه رفيع خدمت و خدمتگزاري روشن خواهد شد. پيامبر عظيم الشان كه رحمت و محبت نبوي
بنياد و اساس رسالت او بود
توجهي خاص براي خدمت به مردم داشت و خداوند بزرگ در معرض چنين پيامبري پس از آنكه وي را « عزيز عليه ما عنتم » معرفي
مي كند واژه « حريص عليكم » را نيز مي آورد. در كلام آسماني فوق شدت علاقه پيامبر به هرگونه خير
سعادت
پيشرفت و ترقي
به جهت
خوشبختي انسان است و رسيدن به زمينه هاي فوق از طريق خدمت به مردم و رعايت افراد جامعه امكان پذير خواهد بود. امام راحل با
عنايت به هدايت هاي بزرگ ترين راهنماي عالم وجود به چنين راه مقدسي تاسي مي كند و در فرازي از گفتارهاي عالمانه اش مي فرمايد :
« من دعاگوي شما هستم و شما اين احتمال را بدهيد كه اگر به من بگوئيد خدمتگزار بهتر از اين است كه بگويند رهبر
رهبري مطرح
نيست
خدمتگزاري مطرح است
اسلام ما را موظف كرده است كه خدمت بكنيم
خدمتگزاري مطرح است » .
امام بزرگوار در جائي ديگر به رهبران نظام توصيه هائي ارائه كرده اند : « خود را وقف در خدمت به اسلام و جمهوري اسلامي و
محرومان و مستضعفان بنمايند » . در فراز ديگري از سخنان امام راحل (ره ) آمد است : « اگر چنين برنامه اي تحقق پيدا كند (حكومت ها به
مردم خدمت كنند) محيط رعب از بين مي رود و محيط دوستي پيش مي آيد و مبدل به محيط برادري مي شود يك چنين محيطي كه
محيط برادري باشد
ملت پشتيبان دولت است و اگر ملت پشتيبان يك دولتي شد
دولت سقوط نمي كند » . سخن گهربار ديگري از رهبر
بزرگ انقلاب چنين است : امروز شما با تعهد به احكام اسلام و با تعهد به جمهوري اسلامي در خدمت بندگان خدا و مستضعفين باشيد و
بيشتر از همه طبقات ضعيف را ملاحظه كنيد و اين يك عبادت بزرگ است براي شما
و من اميدوارم كه شما به اين عبادت موفق باشيد.
و مهم تر از سخن فوق اينكه فرموده اند :
« گمان نمي كنم عبادتي بالاتر از خدمت به محرومين وجود داشته باشد » . سخن ايشان در ارزش خدمتگزاري چنين است : من
نمي توانم براي خدمتگزاري جواني كه براي خدمت به اسلام شب تا صبح شب زنده داري مي كند و در حال خطر واقع مي شود
مجاهده
مي كند
ارزش براي اين ما نمي توانيم حساب كنيم ... مگر غير از خدا مي تواند كسي به اين اعمال پاداش دهد
محدوده خدمت
ممكن است اين سئوال پيش بيايد كه آيا خدمت
مطلقا
ارزشي ذاتي دارد در هر جا و به هر كس كه خدمت بشود پسنديده و مورد
ستايش است يا خدمت مسلمانان به يكديگر در جامعه اسلامي است كه داراي ارزش و اهميت است از نظر اسلام خدمت به مردم به
تعبير روايات (ناس ) عملي است مطلوب و شايسته . پيامبر اكرم (ص ) فرمود : راس العقل بعد الدين انودد الي الناس و اصطناع الخير الي
كل بروفاجر. (پس از ايمان به خداوند
سرآمد تمام اعمال عاقلانه
بشردوستي و نيكي به مردم است چه خوب و درستگار باشند و چه
فاسق و گناهكار).
از آنجا كه زندگي اجتماعي برپايه ارتباطات سنجيده و در سايه خيرخواهي و علاقه به هم نوع پايه ريزي گرديده و براساس تعاون و
خدمت به هم توام مي يابد
لازم است افراد به فكر منفعت خويش نباشند و در پي ارضاي غرايز شخصي قدم برندارند بلكه به نفع ديگران
نيز گام بردارند
درد آنها را درد خود دانسته و در درمانش بكوشند چنين انديشه مثبتي موجب مي شود تيرگي ها و مشكلات از آسمان
زندگي انسان ها كنار رفته و درد دردمندان به داروي جانبخش طبيبان دوار (خدمتگزاران ) درمان شود و به مدد دست هاي تواناي آنها
جامعه اي پيشرو
سالم و سربلند به وجود آيد.
به اميد روزي كه خداوند متعال خدمت خالصانه و بي منت ما و همه مسئولين نظام به مردم را قبول درگاه حضرتش قرار داده و
پاداش آن را در آخرت به نيكي عطا فرمايد.
مهناز ذبيحي طاري

| | | | |