روزنامه جمهوري اسلامي 17/11/1387 صفحه عقيدتي

  • وحدت و همگرايي حوزه و دانشگاه زمينه ساز پيروزي انقلاب اسلامي
  • تفسير قرآن در سلول برادران ارتشي
  • رنگ بهاران
  • هدف نهضت اسلامي
  • حجله نوراني فجر
  • *****
    وحدت و همگرايي حوزه و دانشگاه زمينه ساز پيروزي انقلاب اسلامي




  • از اينكه احساس مي كنم طبقات جوانان غيور دانشجوي قديم و جديد داخلي كشور و خارج و روشن ضميران ساير طبقات ملت شريف مسلمان ايدهم الله تعالي از خواب گران چند صد ساله كه به نغمه هاي خواب آور اعمال خبيث استعمار بر ملت ها غلبه كرده بود بيدار شده اند و در فكر چاره هستند و از پيوستگي دانشجويان مدارس قديم و دانشگاه ها و همكاري آنها و ساير طبقات بيدار در اين نهضت مقدس اسلامي كه به خواست خداوند متعال منتهي به قطع ايادي اجانب و استعمار خواهان و غربزدگان خواهد شد احساس مسرت و سربلندي مي كنم .
    اين پيوستگي قدم اول است كه به رغم اجانب و نوكران چشم و زبان بسته آنها در راه آزادي ملت هاي زير دست برداشته شده و اساس و زيربناي شكست نهائي چپاولگران و عمال خبيث كساني است كه با تبليغات مسمومه ساليان دراز شما برادران و فرزندان ملت را مانند دشمنان ستمگر ملت هاي ضعيف بر مركب آمال به تاخت و تاز و بند كشيدن ملل اسلامي و مكيدن خون آنها با كمال امنيت و آرامش خاطر اشتغال داشتند.
    اكنون كه مي بينم شما فرزندان عزيز شاهراه اساس را يافته و بر پايه وحدت اسلامي به هم پيوسته ايد و نور تابناك قرآن مجيد ـ دستور آزادي ملل ضعيف و راهنماي چگونگي نهضت مردان تاريخ و پيمبران پاك در هر عصري بر ضد ستمگران و استثمار و استعمار پيشگان بر قلب هاي شما پرتو افكنده است به خود نويد مي دهم كه به خواست خداي بزرگ آتيه درخشان زندگي نزديكي در انتظار ملل مظلوم است .
    بر شما جوانان روشنفكر است كه از پا ننشينيد تا خواب رفته ها را از اين خواب مرگبار برانگيزانيد و با فاش كردن خيانت ها و جنايت هاي استعمارگران و پيروان بي فرهنگ آنها غفلت زده ها را آگاه نمائيد و از اختلاف كلمه و تفرقه و هواهاي نفساني كه راس همه فسادهاست احتراز كنيد و به خداوند تبارك و تعالي روي نياز آوريد كه شما را در اين راه هدايت فرمايد و با جنود فوق طبيعت كمك كند.
    « انه قال ولي قدير قال الله تعالي والذين جاهدوا فينا لنهدينهم سبلنا و ان الله مع المحسنين » .
    (گزيده اي از ديدگاه هاي امام خميني )

  • *****
    تفسير قرآن در سلول برادران ارتشي




  • از خاطرات ستوانيكم كريم عسگرزاده
    روز ششم بهمن ماه 57 بود . پرسنل هوانيروز ارتش در پايگاه اصفهان در اعتصاب غذا به سر مي بردند . ثانيه ها به سختي مي گذشت . اعتصابيون در گوشه و كنار پادگان گرد هم جمع شده بودند و در مورد حضرت امام (ره ) و انقلاب با هم صحبت مي كردند . ساعت 3 بعد از ظهر بود ناگهان زمين و زمان به لرزه درآمد. فريادهايي از دور مي رسيد و هر لحظه نزديكتر مي شد.همه از يكديگر سوال مي كردند كه چه خبر شده است هر يك به طرف سر و صدا مي رفت . كمي بعد متوجه پرسنل گروه پشتيباني عمومي اصفهان شديم كه با حمل عكسهايي از حضرت امام (ره ) در حالي كه پاهايشان را محكم به زمين مي كوبيدند و فرياد « مرگ بر شاه » سر مي دادند به طرف گروه رزمي مسجد سليمان مي دويدند. پرسنل گروه مسجد سليمان كه در انتظار اين لحظه ثانيه شماري مي كردند به جمع آنهاپيوستند و ازدرب غربي پايگاه خارج شدند و خودشان را به دروازه شيراز رساندند. در آنجا مردم انقلابي اصفهان اشك ريزان به استقبال گروه شتافتند و در اين هنگام بود كه فرياد مرگ بر شاه ارتش و مردم يكپارچه به آسمان رفت . مزدوران رژيم كه نابودي خود را به چشم مي ديدند درصدد برآمدند كه چاره اي بينديشند اما توفيقي نيافتند. صبح روز هفتم بهمن ماه همگي تصميم گرفته بوديم كه در ورزشگاه اصفهان جمع شويم . دژخيمان شاه كه از برگزاري اين اجتماع با خبر شده بودند تصميم گرفتند كه از برپايي اين اجتماع جلوگيري كنند. بنابراين شروع به دستگيري نظاميان شركت كننده در مراسم كردند. به اين شكل كه در مسيرهاي فرعي افرادي را كه به سمت ورزشگاه در حال حركت بودند زير نظر قرار مي دادند و در يك فرصت مناسب آنها را دستگير مي كردند.
    بنابراين من هم توسط دژخيمان رژيم دستگير شده و به زندان افتادم . سربازان شاه با اين ترفند فقط 30 نفر از نظاميان انقلابي را توانستند دستگير كنند . چون برادران متوجه اين ترفند شده و به همه اطلاع دادند . آن شب ساعت 11 مسئول زندان با شلاقي كه در دست داشت وارد سلول ما شد و بلافاصله شروع به فحاشي كرد. كتابي را از جيب خود بيرون آورد و گفت : » من بيشتر از شما به قرآن اعتقاد دارم . به همين جهت هميشه آن را نزد خودم نگه مي دارم « . او با گفتن اين حرفها اين طور وانمود ميكرد كه اقدام ما عليه رژيم شاه اقدامي عليه قرآن است .
    به هر حال روز نهم بهمن ماه خبر آوردند كه مردم اصفهان در چهار راه نقاشي به همراه آيت الله طاهري (نماينده ولي فقيه در اصفهان ) جلوي يگانهاي رژيم شاه را گرفته و خواستار آزادي ما شده اند. فرماندهان نظامي وقتي كه ازاين اقدام به وحشت افتادند تصميم گرفتند كه ما را از اصفهان خارج كنند . بنابر اين ساعت 2 نيمه شب سرو صدايي در زندان پيچيد . در سلولها را باز كردند و بيدار باش دادند . مسول زندان از ما خواست كه هر چه زودتر خودمان را آماده حركت كنيم . يكي از برادران پرسيد : « ما را كجا مي بريد » مسئول زندان جواب داد : « مي خواهيم به افسر نگهبان پايگاه تحويلتان بدهيم . شما فردا آزاد مي شويد » .
    بعد يكي يكي از زندان خارج شديم . دو نفر از مزدوران ما را سوار اتومبيل مخصوص زندانيان كرده و مستقيم به فرودگاه بردند. ما در يك دالان طولاني از نيروهاي مسلح رژيم دست بسته وارد يك فروند هواپيماي سي ـ 130 ارتش شديم . پس از دو ساعت پرواز هواپيما در پادگان خاش به زمين نشست . ما را پس از پياده كردن مستقيم به زندان بردند. ما در زندان با چند تن از پرسنل ارتش كه شب قبل به آنجا آورده بودند برخورد كرديم . اين خود براي ما قوت قلبي بود. در آن زندان يكي از پرسنل ارتش آيات قرآن را براي ما تفسير و ترجمه مي كرد وهمه از آن استفاده مي كرديم . اما دژخيمان خيلي زود متوجه اين قضيه شدند و آن برادر را از ما جدا كردند. روزها گذشت و ما در انتظار اعدام بوديم چون از شواهد امر بر مي آمد كه ما اعدامي هستيم . هيچكس با ما صحبتي نمي كرد. بعد از چند روز متوجه شديم كه رفتار نگهبانها عوض شده است . با ما خوشرفتاري مي كنند و ما را به حمام بردند. از اين موضوع ما تعجب كرديم تا اينكه يكي از سربازان پادگان مخفيانه به ما اطلاع داد كه حضرت امام تشريف آورده اند. ما با شنيدن اين خبر بسيار خوشحال شديم و سجده شكر به جا آورديم و پس از چند روز به اصفهان برگشتيم .
    روابط عمومي نيروي زميني ارتش جمهوري اسلامي ايران
    ماموران شاه 30 نفر از ارتشيان انقلابي را دستگير كردند و به زندان انداختند
    درزندان يكي ازبرادران ارتش براي ما قرآن را ترجمه و تفسير مي كرد. دژخيمان شاه متوجه شدند و او رااز جمع ما جدا كردند

  • *****
    رنگ بهاران




  • در سينه ام دوباره غمي جان گرفته است امشب دلم به ياد شهيدان گرفته است
    تا لحظه هاي پيش دلم گور سرد بوداينك به يمن ياد شما جان گرفته است
    در آسمان سينه من ابر بغض خفت صحراي دل بهانه باران گرفته است
    از هر چه بوي عشق تهي بود خانه ام اينك صفاي لاله و ريحان گرفته است
    ديشب دو چشم پنجره در خواب مي خزيدامشب سكوت پنجره پايان گرفته است
    امشب فضاي خانه دل سبز و ديدني است
    در فصل سرد رنگ بهاران گرفته است
    سلمان هراتي

  • *****
    هدف نهضت اسلامي


  • اين نهضت چه هدفي را تعقيب مي كند و چه مي خواهد آيا دموكراسي مي خواهد آيا مي خواهد دست استعمار را از اين كشور كوتاه كند آيا براي دفاع از آنچه امروز حقوق بشر ناميده مي شود بپاخاسته است تبعيضها نابرابريها را مي خواهد معدوم كند ريشه ظلم را مي خواهد بكند ماترياليسم را مي خواهد نابود سازد و آيالله
    پاسخ اين پرسشها را از آنچه درباره ماهيت نهضت و ريشه هاي آن بيان كرديم و هم از بيانيه ها و اعلاميه هاي رهبران نهضت مي توان به دست آورد. آنچه اينجا به اجمال در پاسخ اين پرسشها مي توان گفت اينست كه : آري و نه .
    آري يعني همه آن هدفها جز اهداف نهضت است . و نه يعني محدود به هيچيك از آنها نيست . يك نهضت اسلامي نمي تواند از نظر هدف محدود باشد. زيرا اسلام در ذات خود يك « كل تجزيه ناپذير » است و يا به دست آوردن هيچ يك از آن هدفها پايان نمي پذيرد.
    البته اين به معني اين نيست كه نهضت از نظر تاكتيك برخي هدفها را بر برخي ديگر مقدم نمي دارد و مراحل وصول به هدف را در نظر نمي گيرد. مگر خود اسلام از نظر تاكتيك تدريجا پياده نشد امروز نهضت مرحله نفي و انكار و درهم كوبيدن استبداد و استعمار را مي پيمايد. فردا كه از اين مرحله عبور كرد و به سازندگي و اثبات رسيد هدفهاي ديگرش را دنبال خواهد كرد.
    جمله هائي از نهج البلاغه از بيان مولاي متقيان درباره هدفهاي اصلاحيتش ... و هم فرزند بزرگوارش حسين عليه السلام نيز عين جمله ها را در بيان نهضتي كه قصد آنرا داشت . در عهد معاويه در جمع كبار صحابه و شخصيتهاي برجسته اسلامي در موسم و موقف حج آورده است به طور اجمال بيانگر اهداف كلي همه نهضتهاي اسلامي است و البته در هر دوره اي هر نهضتي يك سلسله هدفهائي فرعي و جزئي خاص خود نيز دارد. هدفهاي كلي در چهار جمله بيان شده است : نرد المعالم من دينك : نشانه هاي محو شده راه خدا را كه جز همان اصول واقعي اسلام نيست ـ باز گردانيم . يعني بازگشت به اسلام نخستين و اسلام راستين بدعتها را از ميان بردن و سنتهاي اصيل را جايگزين كردن يعني اصلاحي در فكرها و انديشه ها و تحولي در روحها و ضميرها و قضاوتها در زمينه خود اسلام .
    نظهرالاصلاح في بلادك : اصلاح اساسي و آشكار و چشمگير كه نظر هر بيننده را جلب نمايد و علائم بهبودي وضع زندگي مردم كاملا هويدا باشد در شهرها و مجامع به عمل آوريم . يعني تحولي بنيادين در اوضاع زندگي خلق خدا.
    يامن المظلومون من عبادك : بندگان مظلوم خدا از شر ظالمان امان يابند و دست تطاول ستمكاران از سر ستمديده گان كوتاه شود. يعني اصلاحي در روابط اجتماعي انسانها.
    تقام المعطله من حدودك : مقررات تعطيل شده خدا و قانونهاي نقض شده اسلام بار ديگر به پا داشته شود و حاكم بر زندگي اجتماعي مردم گردد. يعني تحولي ثمربخش و اسلامي در نظامات مدني و اجتماعي جامعه .
    هر مصلحي كه موفق شود اين چهار اصل را عملي سازد : افكار و انديشه ها را متوجه اسلام راستين سازد و بدعتها و خرافه ها را از مغزها بيرون براند به زندگي عمومي از نظر تغذيه و مسكن و بهداشت و آموزش و پرورش سامان بخشد روابط انساني انسانها را براساس برابري و برادري و احساس اخوت و همساني برقرار سازد و ساخت جامعه را از نظر نظامات و مقررات حاكم طبق الگوي خدائي اسلامي قرار دهد به حداكثر موفقيت نائل آمده است . (متفكر شهيد آيت الله مرتضي مطهري نهضت هاي اسلامي در صد ساله اخير)

  • *****
    حجله نوراني فجر


  • موج شط شفق از سينه پر جوش شماست
    فلق آئينه اندام كفن پوش شماست
    پاسداران ره عشق دليرانه به پيش !
    كه در اين ره علم حادثه بر دوش شماست
    تا مي عاشقي از جام شهادت زده ايد
    عشق حيران ز خروش دل مدهوش شماست
    روح بخش دل بيدار دليران امروز
    نفس قدسي سردار قدح نوش شماست
    عطر جانبخش سحر در رگ گل مي رقصد
    شعر خوشبوي ظفر بر لب چاووش شماست
    سوي اين باديه با مشعل تكبير شويد
    كاين نداي ملكي زمزمه در گوش شماست
    خوش برانيد كه در حجله نوراني فجر
    شاهد فتح و ظفر تشنه آغوش شماست
    زكريا اخلاقي