روزنامه جمهوري اسلامي 16/11/1387 صفحه كتاب و كتابخواني
*****
سبك رهبري امام خميني




  • قسمت اول
    كتاب « سبك رهبري امام خميني » را عباس شفيعي نوشته پژوهشگاه حوزه و دانشگاه و شركت چاپ و نشر بين الملل آن را در 230 صفحه منتشر كرده اند . در فهرست مطالب كتاب مذكور عناوين زير ديده مي شود : رهبري در اسلام ولايت فقيه بنياد رهبري امام خميني نگرش هاي مختلف در مطالعات رهبري تئوري ها و مدل هاي رهبري نظريه رهبري فرهمند رويكرد امام خميني به رهبري و ويژگي هاي الگوي رهبري اسلامي مدل رهبري امام خميني مباحث ويژه مديريت و رهبر امام خميني و عناوين متعدد ديگر. در ذيل بخش هايي از كتاب مذكور را براي بهره مندي خوانندگان درج مي كنيم .

    مدل رهبري امام خميني
    پرسش كلي اين است كه رهبري امام خميني بر چه شيوه اي مبتني بود با مروري اجمالي در كلمات گفتار و سيره عملي بينانگذار جمهوري اسلامي ايران مشخص مي شود كه سبك رهبري ايشان مدلي منحصر به فرد و مبتني بر پيش فرض هاي ديني بود گفته ها و نوشته هاي به جاي مانده از آن رهبر فقيد و نيز نوع عملكرد ايشان يك روش مطلوب در رهبري را معرفي مي كند كه ما آن را مديريت بر قلوب ناميده ايم . امام راحل اين روش از رهبري را حكومتي شيرين تلقي كرده و مي فرمايد : « حكومت بر قلوب (مديريت بر قلوب ) يك حكومت شيرين است به خلاف حكومت بر ابدان كه قلوب با آ ها نباشد » .
    ايشان اين روش رهبري را روشي اسلامي دانسته و به مديران و رهبران جامعه اسلامي توصيه مي كند كه « شما كوشش كنيد و به دوستان خودتان بگوييد كه قلوب مردم را به دست بياورند همان طوري كه در صدر اسلام قلوب مردم متوجه به حكومت بود » .
    و به طور طبيعي ثمره اعمال اين روش اسلامي بسيار شيرين بوده و با پيروزي همراه است همچنان كه در صدر اسلام اين روش در رهبري به كار مي رفت . « حكومت صدر اسلام حكومت بر قلوب بود و لهذا با جمعيت هاي كم بر امپراتوري هاي بزرگ غلبه كردند.
    امام خميني پس از اينكه اين شيوه را شيوه صدر اسلام دانسته و آثار شيرين آن را يادآور مي شود در سطح كلان آن را طرح كرده و به جوامع اسلامي آن را پيشنهاد مي دهد چنانچه مي فرمايد : « من لازم مي دانم كه به شما آقايان كه در راس بعضي از كشورهاي اسلامي هستيد نصيحت كنم شما كوشش كنيد كه حكومت بر قلوب كشورهاي خودتان بكنيد نه حكومت بر ابدان و قلوب از شما كناره بگيرند »
    نتايج حاصل از عمل به روش مديريت بر قلوب همان طور كه در صدر اسلام سبب پيروزي و غلبه بر امپراتوري هاي بزرگ شد مي تواند در زمان كنوني نيز مثمرثمر بوده و ملل اسلامي را از آسيب هاي قدرت هاي بزرگ حفظ كند. رهبر فقيد انقلاب بر اين باورند كه : « اگر ما حكومت بر ارواح بكنيم و سران كشورهاي اسلامي حكومت بر ارواح بكنند و قلوب ملت ها را به دست بياورند با اين كثرت جمعيت و با اين مخازن زياد اينها آسيب پذير نخواهد بود » .
    از مطالب پيشين استفاده مي شود كه رهبر بزرگوار انقلاب در رهبري شيوه مديريت بر قلوب را معرفي كرده و آن را روشي ديني تلقي نموده است و در سطح كلان براي اداره جوامع اسلامي آن را شيوه اي مطلوب مي پندارد. امام خميني در طول ساليان طولاني كه جامعه اسلامي ايران را رهبري كرد از اين روش ديني پيروي كرد و قلوب ايرانيان بلكه ديگر مسلمانان را با خود همراه ساخته و آنان را به نحو مطلوب خدايت و راهنمايي كرد به گونه اي كه از منظر پيروان و دوستداران ايشان سبك رهبري وي اثربخش ترين و كاراترين شيوه بوده است . اكنون پرسش اين است كه مفهوم مديريت بر قلوب چيست و چگونه مي توان به آن دست يافت ; به عبارت ديگر رهبران از چه ويژگي هايي بايد برخوردار شوند و چه نوع رفتاري را بايد انجام دهند تا بتوانند به روش مديريت بر قلوب دست يابند
    مفهوم مديريت بر قلوب
    رهبري در يك تعبير به معناي « نفوذ و اثرگذاري » بر افراد است و اين نفوذ و تاثير زماني اثربخش خواهد بود كه بر قلوب آدمي قرار گيرد. با اين تعبير رهبري هنر نفوذ بر قلب ها و باورهاي ديگران است و اين هنر به ناچار بايد از قلب يك رهبر آغاز شود تا قلوب را به تسخير درآورد.
    ) به معناي نفوذ و اثرگذاري بر دل هاست به گونه اي كه انسان ها از درون Management to Hearts « مديريت بر قلوب » ( متحول گردند. با اين تعبير هنر مديريت بر محور اداره قلوب دور مي زند و مدير بايد بتواند قلوب افراد را متحول سازد و به طور طبيعي اگر رهبر يا مديري خود متحول نشده باشد نمي تواند عامل تغيير شود; از اين رو هنر نفوذ بر قلوب ديگران از قلب دگرگون شده يك رهبر نشات مي گيرد كه به طور يقين آن دگرگوني در دست خداست . به تعبير رهبر فيقد انقلاب « مقلب القلوب خداست . به خدا متوجه شو تا دل هاي مردم به تو متوجه شود » . بنابراين اگر يك رهبر بخواهد بر قلوب پيروان خود حكومت كند لازم است حكومت خدا را بر خويش پذيرفته و بار سنگيني امانت الهي را تحمل نمايد; البته تحمل اين امانت بسيار سخت و طاقت فرساست چرا كه سنگيني اين امانت آسمان ها زمين و كوه ها را هراسانده و آنها از تحمل اين مسئوليت خطير سربرتافته اند چنانچه قرآن مي فرمايد : « انا عرضنا الامانه علي السموت و الارض و الجبال فابين ان يحملنها و اشفقن منها; ما امانت را بر آسمان ها زمين و كوه ها عرضه داشتيم آنها از حمل آن سر بر تافته و ترسيدند » .
    ممكن است اين پرسش مطرح شود كه منظور از امانت الهي چيست
    در پاسخ گفته مي شود : « امانت كمالي است كه براي آدمي از جهت بينش يا باور او و عمل صالح و نيز سلوك طريقه كمال حاصل مي شود به اين معنا كه از حضيض ماده به اوج اخلاص ارتقا يابد » .
    اين امانت كه ولايت الهي است و انسان آن را پذيرفته وي استعداد و شايستگي حمل آن را دارد و چون آسمان و زمين استعداد آن را نداشتند نتوانستند تحمل كنند. از گفتار علامه طباطبايي استفاده مي شود كه شرايط پذيرش اين مسئوليت خطير ايمان و عمل صالح است . اكنون اگر مدير يا رهبري شرايط پذيرش حكومت و ولايت الهي را داشته باشد رابطه خود را با خدا اصلاح نموده و اين ارتباط را تقويت مي كند تقويت ارتباط با خدا گام نهادن در عرص عبوديت و ربوبيت الهي است ; از اين رو اساس مديريت بر قلوب بر اصلاح رابطه انسان با خدا استوار است رابطه اي از حق به سوي خلق ; با اين نگاه ميان عبوديت و روبوبيت نسبتي مستقيم وجود دارد; بدين معنا كه انسان به ميزاني كه در مسير عبوديت گام برمي دارد; در ساحت ربوبيت بالا مي رود و هرچه از خود مي گذرد به توانايي ها مي رسد و مالك امور مي شود; از اين رو « كسي كه با قدم عبوديت سير كند و داغ ذلت بندگي را در ناصيه خود گذارد وصول به عز ربوبيت پيدا مي كند طريق وصول به حقايق ربوبيت سير در مدارج عبوديت است » . البته داغ ذلت بندگي خدا از هر تاج شرف و عزت بشري فراتر و والاتر است .
    در يك نتيجه گيري كلي از مطالب پيشين مي توان گفت كه اگر رهبر يا مديري بخواهد مديريت بر قلوب داشته باشد و در اعماق جان پيروان نفوذ كند لازمه اش اين است كه خود تحت نفوذ حكومت الهي باشد و در باور و رفتار امانت الهي را پذيرفته و رابطه اش را با خدا برقرار سازد به اين معنا كه در مسير عبوديت گام بردارد در نتيجه در ساحت ربوبيت بالا مي رود. رهبر و مدير اگر بتواند داغ ذلت بندگي را در پيشاني خود نهد عزت ربويي پيدا كرده و بر اعماق جان انسان ها نفوذ خواهد كرد.
    شرايط دستيابي به مديريت بر قلوب
    در مديريت بر قلوب رهبر بايد بتواند قلوب پيروان را تسخير كرده و آنان را براي رسيدن به اهداف بسيج كند. ممكن است اين پرسش مطرح شود كه رهبر چگونه مي تواند قلوب افراد را تسخير كند تا بتواند مديريت بر قلوب داشته باشد لازمه مديريت بر قلوب پذيرفتن حكومت الهي بر خويشتن است و لازمه اين پذيرش اصلاح رابطه با خداست . اگر كسي بخواهد رابطه اش را با خدا اصلاح كند و عبد واقعي براي « رب » باشد لازم است به زينت باور و عمل صالح آراسته گردد كه در اين صورت خداوند محبتش را در دل ديگران قرار داده و او را محبوب ساخته در نتيجه نفوذش در قلب ها زياد مي شود. قرآن در اين باره مي فرمايد : « ان الذين امنوا و عملوا الصالحات سيجعل لهم الرحمن ودا; مسلما كساني كه ايمان آورده و كارهاي شايسته انجام داده اند خداوند رحمان محبتي براي آنان در دل ها قرار مي دهد (قلوب را تسخير مي كنند) » .
    بديهي است كه محبت در دل ها سبب مي شود فرد (عبد صالح ) در ميان مردم از جايگاه ويژه اي برخوردار شده و قلوب آن ها را تسخير كند و به طور طبيعي اين عزت در پرتو اطاعت خداوند به دست مي آيد.
    خاطرنشان مي گردد كه برخي افراد ممكن است از نظر قومي يا حكومتي يا سلطنتي هيچ جايگاهي نداشته باشند; با اين حال اين گونه افراد نيز مي توانند در پرتو اطاعت الهي به جايگاه رفيعي دست پيدا كرده و بر عزت واقعي دست يازند. اين نكته مهم در گفتارگران مايه امام دوم شيعيان ديده مي شود آنجا كه مي فرمايد : « اذا اردت عزا بلا عشيره و هيبه بلاسلطان فاخرج من ذل معصيه الله الي عز طاعه الله ; اگر مي خواهي بدون داشتن عشيره و طايفه عزت داشته باشي و بدون برخورداري از سلطنت و مقام شكوه و هيبت داشته باشي از ذلت معصيت خدا به سوي عزت اطاعت الهي حركت كن » .
    از مطالب پيشين استفاده مي شود كه مديريت بر قلوب روشي اسلامي است كه با انجام اطاعت الهي به وسيله انسان حاصل گرديده و با ايمان و عمل صالح محبت در قلوب ايجاد مي شود و در نتيجه تسخير قلوب به وسيله خداوند رحمان براي عبد صالح به دست مي آيد و اين عزتي است كه در پرتو عبوديت حاصل مي شود; در نتيجه اگر مديران و رهبران بخواهند از اين موهبت الهي برخوردار گردند و از روش مديريت بر قلوب بهره مند شوند لازم است كه حاكميت الهي را بر خويشتن پذيرفته و رابطه ميان خود و خدا را اصلاح كنند.
    بديهي است كسي كه حاكميت خدا را پذيرفته باشد در باور و عمل خويش جز خدا به هيچ چيز ديگر نينديشيده و مخلصانه در مسير رضايت الهي گام برمي دارد و به طور طبيعي چنين فردي به باور الهي و عمل صالح مزين گرديده و در كارهاي شايسته مسابقه خواهد داد تا به نغمه الهي در زمينه اعمال صالح كه « فاستبقوا الخيرت » باشد جامه عمل بپوشاند; با اين توصيف مي توان امام خميني (ره ) را بعد صالحي دانست كه رابطه ميان خود و خدا را اصلاح نموده و مخلصانه در مسير رضايت الهي كوشيده در نتيجه خداوند دوستي و محبت او را در دل هاي ميليوني امت اسلامي قرار داده و مديريت بر قلوب را به وي ارزاني داده است . اين عبد صالح خدا ضمن بهره مندي از اين موهبت الهي اين مدل را به ديگر رهبران و مديران جوامع پيشنهاد مي كند.
    مدل مديريت بر قلوب در رهبري
    در اين مدل عوامل مختلفي مورد توجه قرار مي گيرد. برخي از آنها را مي توان در رابطه رهبر با خالق هستي تفسير كرد و برخي عوامل را مي توان در ارتباط رهبر با مخلوق در هستي تعريف نمود; با توجه به اين عوامل رهبر از يك سو بايد رابطه خود را با خداي خويش اصلاح كند و از سوي ديگر مردم و پيروان را مدنظر قرار دهد. جالب اين است كه وقتي به مردم توجه مي كند لازم است از منظر الهي به آنها بنگرد نه منافع شخصي يا سازماني . با توجه به اين رويكرد عوامل الهي جنبه علتي پيدا كرده و ديگر عوامل معلول شمرده مي شوند; بدين سان اگر رهبر عامل الهي را مدنظر قرار ندهد ديگر نمي تواند به ديگر عوامل با همان نگرش بنگرد و در نتيجه مدل مزبور دچار نقض شده و مديريت بر قلوب حاصل نمي گردد. نكته ديگر آن است كه عوامل الهي در اين مدل از رتبه و ارزش بالاتري برخوردار بوده و از نظر سلسله مراتبي در راس قرار مي گيرد به گونه اي كه بر ديگر عوامل مقدم است .
    به طور كلي عوامل مهم در مدل مديريت بر قلوب بر موارد كلي زير مشتمل است : الف ) انگيزه الهي ; ب ) تكليف مداري ; ج ) مردم داري . انگيزه الهي در يك طرف طيف و در جايگاه والاتر و برتر آن از نظر سلسله مراتب و مردم داري در طرف ديگر طيف و از نظر رتبه پايين تر از آن قرار دارد. عامل تكليف مداري به دو عامل فرعي « تكليف در برابر خدا » و « تكليف در برابر مردم » تقسيم مي شود. باتوجه به اين موضوع عامل تكليف مداري در اين پيوستار رهبري از نظر رتبه پس از انگيزه الهي و پيش از مردم داري قرار مي گيرد. خاطرنشان مي شود كه عامل انگيزه الهي به انديشه و تفكر رهبر عامل تكليف مداري به نگرش رهبر و مردم داري به رفتار رهبر مربوط مي شود; از اين رو عوامل رهبري بينشي نگرشي و رفتاري اند. از سوي ديگر بعضي عوامل مربوط به شخص رهبر و برخي به پيروان و مردم مربوط مي شود. در عين حال در همه موارد نبايد از عامل انگيزه الهي غفلت كرد. با توجه به اين نكته در مقابل كار يا فعاليت يا خدمتي كه براي مردم انجام مي گيرد انتظار هيچ گونه جبران وجود ندارد; بنابراين مدير يا رهبر خدماتي كه مي رساند هيچ چشم داشتي به جبران از سوي افراد زيرمجموعه نداشته و اجر خود را فقط از خدا طلب مي كند. زير مدل مديريت بر قلوب را نشان مي دهد :
    همچنان كه نمودار نشان مي دهد اگر رهبر بخواهد در قلوب پيروان نفوذ كند لازم است كه انگيزه الهي داشته باشد و به مردم توجه كند بدين معنا كه از يك سو رابطه خويش را با خدا تقويت نموده و فعاليت ها را با انگيزه الهي انجام دهد و از سوي ديگر به مردم خدمت كرده و خدماتي كه به مردم ارائه مي دهد نيز با انگيزه الهي باشد و نيز تكليف خود را هم در برابر خدا و هم در برابر خلق انجام دهد و همه اين فعاليت ها با محوريت انگيزه الهي انجام گيرد. با اين توصيف خدمت به مردم در اين مدل اگر به انگيزه شخصي حزبي يا جناحي باشد نمي تواند اثربخش باشد در نتيجه تسخير قلوب حاصل نمي شود.
    پس از بيان اجمالي « مدل مديريت بر قلوب » هر يك از عناصر مهم در اين مدل توضيح داده مي شود تا به طور كامل بررسي و مطالعه صورت پذيرد.
    عناصر مهم مديريت بر قلوب
    مدل مديريت بر قلوب داراي عناصر و مولفه هاي مهمي است كه مهم ترين مولفه ها شامل انگيزه الهي رهبر تكليف مداري و مردم داري است . دو عنصر مهم در اين مدل كه معمولا در دو طرف طيف رهبري قرار مي گيرد و شاكله اصلي الگوي حاضر را تشكيل مي دهد به رهبر و پيروان مربوط است يكي از آنها انگيزه الهي و ديگري مردم داري است . خاطرنشان مي شود كه از نظر اهميت انگيزه الهي در جايگاه والاتري قرار گرفته و مردم داري بدون در نظر گرفتن آن در اين مدل جايگاهي ندارد; بدين معنا كه مولفه مردم داري در آينه انگيزه الهي تعريف مي گردد.
    الف ) انگيزه الهي رهبر
    كارها و فعاليت هايي كه انجام مي دهيد با چه انگيزه اي است به پدر و مادر احترام گذاشته و خدمت مي كنيد. براي تامين معاش خود تلاش مي كنيد درس مي خوانيد به امور شخصي خود مي رسيد به بزرگان احترام مي گذاريد كوچك ترها را مورد محبت قرار مي دهيد به ديگران خدمت مي كنيد فعاليت اقتصادي انجام مي دهيد به پژوهش علمي مي پردازيد اين فعاليت ها با چه انگيزه اي صورت مي گيرد اگر در تمام اين فعاليت ها تنها انگيزه شخصي يا سازماني يا قومي يا جناحي و يا حتي عاطفي باشد و از انگيزه هاي الهي غفلت شود نمي تواند بار ارزش معنوي داشته باشد ولي اگر فعاليت هايي كه انجام مي دهيد با انگيزه الهي باشد يعني به قصد قرب به خدا و فقط براي رضاي خداوند انجام گيرد داراي ارزش معنوي و الهي بوده و براي انجام دهنده فعاليت ثواب اخروي منظور مي شود. اكنون اگر در جايگاه رهبري خدماتي كه به پيروان خود ارائه مي كند با انگيزه الهي باشد يعني خدمت فقط براي رضاي خدا انجام شده و هيچ چشم داشت و تقاضايي به خاطر آن خدمت نداشته باشيد بلكه جبران آن خدمات را به خداوند واگذاريد يكي از آثار جبران خدمات به وسيله خداوند در تسخير قلوب پيروان ظاهر مي گردد. اگر خدمت براي خدا باشد اگر كار براي خدا باشد دست خدا به همراه شما خواهد بود ولي « اگر اين قصد خالص در پيش شما كوچك بشود دست خدا هم برداشته مي شود. كوشش كنيد كه اين نهادي كه شما در آن خدمت مي كنيد و خدمت ارزنده اي هست بسيار كوشش كنيد كه اين خدمت در راه خدا باشد خدمت به بندگان خدا خدمت به بندگان مستضعف باشد نه براي هواهاي نفساني و كوشش كنيد كه اين خدمت آلوده نشود به بعضي از كارهايي كه ناپسند است » . همچنان كه مشاهده مي شود انگيزه الهي در گفتار امام خميني ملاك فعاليت خالصانه است و به طور قطع بايد دليل آن را در كلام وحي جستجو كرد چه اينكه « اخلاص در عمل » جايگاه ويژه اي در قرآن دارد به طوري كه خداوند انسان ها را در كارهاي فردي و گروهي بدان دعوت مي كند. خداوند از پيامبرش مي خواهد كه آنان را فقط به يك چيز يعني انگيزه الهي توصيه كند چنانچه مي فرمايد : « قل انما اعظكم بوحده ان تقوموالله مثني و فردي بگو به امت من به يك سخن شما را پند مي دهم و آن سخن اين است كه شما » .]انگيزه الهي داشته باشيد[خالص براي خدا دو نفر به دونفر با هم يا هر يك تنها قيام كنيد
    مفسران در تفسير اين آيه شريف سخناني مشابه دارند كه انگيزه الهي در كار از آنها استفاده مي شود. علامه طباطبايي « ان تقوموالله » را به « حركت و قيام به خاطر خدا » تعبير نموده است . مرحوم طبرسي در تفسير آن بيان مي دارد : « معناي قيام ايستادن بر روي پاها نيست بلكه مراد از قيام قصد اصلاح كردن و رفتن به سوي آن است » .
    امام خميني (ره ) در تفسير آيه فوق مي فرمايد : « اجتماعي و انفرادي قيام لله بكنيد انفرادي براي وصول به معرفت الله اجتماعي براي وصول به مقاصد الله » . همانطور كه از آيه شريف استفاده مي شود. انگيزه الهي در انجام فعاليت هاي فردي و اجتماعي انسان توصيه شده است . اگر رهبران و مديران سازمان ها بتوانند خود را به اين مولفه مهم مجهز كرده و اخلاص در عمل داشته باشند به واسطه همين اخلاص خداوند قلوب مومنان را در تسخير آنان قرار داده و بدين سان محبوب دل ها مي شوند همان گونه كه امام راحل اين گونه بودند.
    امام خميني : اگر بر قلوب و ارواح حكومت بكنيم و سران كشورهاي اسلامي حكومت بر ارواح كنند و قلوب ملتها را به دست بياورند با اين كثرت جمعيت و با اين مخازن زياد اينها آسيب ناپذير خواهند بود
    مديريت بر قلوب روشي اسلامي است كه با انجام اطاعت الهي به وسيله انسان حاصل گرديده و با ايمان صالح محبت در قلوب ايجاد مي شود و در نتيجه تسخير قلوب به وسيله خداوند رحمان براي عبدصالح به دست مي آيد و اين عزتي است كه در پرتو عبوديت حاصل مي شود. انگيزه الهي تكليف مداري و مردمداري از عوامل مهم مديريت بر قلوب است