روزنامه جمهوري اسلامي 15/11/1387 صفحه جبهه و جنگ

  • يادداشت هايي از روزهاي حساس عمليات كربلاي 5 از كتاب در دست انتشار خاطرات آيت الله هاشمي رفسنجاني
  • ارتش پيش و پس از انقلاب
  • *****
    يادداشت هايي از روزهاي حساس عمليات كربلاي 5 از كتاب در دست انتشار خاطرات آيت الله هاشمي رفسنجاني


  • قسمت سوم
    دوشنبه 22 دي 1365 ـ 11 جمادي الاول 1406
    اول اطلاع گرفتم از آقاي رضايي در مورد عمليات ديشب . معلوم شد در محور جنوب به جزيره بوارين رسيده اند و مشغول پاكسازي جزيره هستند و در نقطه اي بر سر قرارگاه دشمنان درگيرند. در محور غرب شلمچه پيشرفت نداشته اند و فقط انهدام دشمن انجام شده گويا دشمن هم با حضور شخص صدام در اين محور برنامه تهاجم وسيع داشته كه شكست خورده . در شمال جبهه با تصرف پلي بر روي كانال ماهي پيشرفت كرده اند. به آقاي خرازي گفتم تبليغات را با شور و حال ادامه دهند. از مشكلات فيلم برداران در جبهه و سخت گيري حفاظت شكوه شد كمك كرديم .
    آقاي روحاني اطلاع داد كه فرمانده نيروي هوايي آقاي صديق در بيمارستان بستري است . ولي متاسفانه هنوز تكليف مسئله خلبان رئيس ستاد نيرو كه با اجازه آقاي صديق به لندن رفته و خانواده اش را برده و احتمالا از ترس تعقيب يك اتهام برنگردد روشن نشده است .
    عصر آقاي روحاني و آقاي ترابي رفتند به غرب براي بررسي برنامه عمليات ارتش . امروز هم عراق به شهرها حمله وسيع بمباران و پرتاب موشك داشته . مهم ترين حربه اش را به كار گرفته . تعداد شهدا تا امروز 1500 نفر است . سخت متاثر شدم .
    اول شب آقاي سعيدي مسئول حفاظت سپاه آمد. گزارشي در مورد پرونده انصاري دلال اسلحه كه اخيرا به اتهام گرفتن مبلغ كلاني از اطريشي ها در معامله توپ 155 و رشوه دادن به مسئولان بازداشت شده داد .
    شب رفتيم به محل قرارگاه سابق خاتم در جاده اهواز خرمشهر. آقايان رحيم صفوي و رشيد و رفيق دوست از منطقه عمليات آمدند. توضيحاتي درباره برنامه عمليات و وضع موجود دادند. دشمن به سختي مقاومت مي كند و پيشروي ما به كندي انجام مي شود. نيروها نياز به واحدهاي تازه نفس دارند. اصرار داشته كه عمليات ارتش تاخير نيفتد. كه دشمن مجبور به تقسيم نيروهايش بشود و مي تواند نيروي زيادي به منطقه بصره بياورد.
    در انتهاي كانال ماهي دشمن در ميان نيروهاي ما موضعي را حفظ كرده و مانع الحاق دو بخش مهم صفوف ما در پنج ضلعي و كانال مي شود. به گلف برگشتم . امروز دستوري به واحدهاي سپاه مبني بر تداوم عمليات و بهره برداري كامل از امكانات و نيروها خطاب به فرمانده سپاه دادم .
    سه شنبه 23 دي 1365 ـ 12 جمادي الاول 1406
    بعد از نماز صبح با آقاي شمخاني تلفني صحبت كردم . ديشب توانسته اند يكي از قرارگاه هاي مهم دشمن در شرق رود دويجي را تصرف كنند و نيروي كافي وارد جزيره بوارين كنند (ديشب هم وارد شده بودند ولي چون مشكل همان قرارگاه باقي بوده پيشرفتي نشده بود). آقاي رضايي اطلاع داد كه موشك به بغداد زده شده . دستور دادم حل مسئله نفوذ دشمن در ميان دو بخش در اولويت قرار گيرد. قرار است به غرب بروم براي نظارت عمليات ارتش .
    آقاي وحيدي آمد از قرباني فر نقل كرد كه به كنگرلو گفته نظاميان شوروي آمده اند عراق و هدايت عمليات در مقابل ما را به عهده گرفته اند. لحن شوروي در حمايت از عراق اخيرا صريح و گستاخ شده .
    ساعت نه حركت كرديم . به سوي غرب در بين راه از انديمشك وضع جبهه را پرسيديم . نگران بوديم چون نيروهاي گارد رئيس جمهور عراق امروز پاتك سنگيني آغاز كرده اند. ناهار را در كافه اي در نزديك كوهدشت خورديم و نماز ظهر را همان جا خوانديم .
    نزديك غروب به اسلام آباد غرب رسيديم . تازه بمباران شده بود مردم شهر را تخليه كرده بودند و شبيه تعطيل عمومي بود. حتي پمپ بنزين ها هم كار نمي كرد.
    اول شب به قرارگاه غرب نيروي زميني ارتش رسيديم در ارتفاعات مشرف به سومار و نفت شهر. در بين راه بعد از كوهدشت تا اين جا همه جا از ميان جنگل هاي بلوط گذشتيم . خوشبختانه در غرب اين همه جنگل خوب داريم .
    در قرارگاه آقاي حسني سعدي و آقاي جمالي گفتند ديشب يك اسير عراقي گرفته ايم . گفته كه از عمليات ما مطلعند و آن ها هم يك درجه دار از ما اسير گرفته اند. نظرشان را راجع به انجام عمليات خواستم . گفتند بهتر است عمل بكنيم . آن ها رفتند جلوتر براي انجام عمليات من هم ماندم در قرارگاه به انتظار.
    احمد آقا تلفني پيغام داد كه موشك به بغداد خيلي موثر بوده باز هم زده شود. گفتم به تاسيسات نظامي و حساس اقتصادي بزنند. بعد از نماز و شام دعاي توسل خوانديم . ساعت ده و نيم عمليات با رمز يا فاطمه الزهرا آغاز شد . نيروي زميني با 5 لشكر عمل مي كند . از بام قرارگاه خواستيم منظره را ببينيم ولي جز صداي توپ ها و برق آتش سلاح ها چيزي قابل تشخيص نبود. به انتظار نتيجه مانديم . اطلاع رسيد عراق خرم آباد و باختران را بمباران كرده و در جنوب موفقيت داشته ايم .
    چهارشنبه 24 دي 1365 ـ 13 جمادي الاول 1406
    نزديك صبح بيدار شدم . اطلاع گرفتم از نتيجه عمليات گفتند در دو محور راست و چپ موفق بوده اند. ولي در دو محور وسط كه اصل و هدف عمليات بوده پيشرفتي نداشته اند. آقاي روحاني هم صبح از قرارگاه جلو آمد و شرح كار را داد. آقايان حجازي و رازيني هم آمدند. مايوس نبودند ولي آقاي روحاني به ادامه كار خوشبين نيست . سايت هاك را هم كه بنا بود اينجا باشد هنوز راه نينداخته اند. گويا يك بخش آن از هلي كوپتر حامل آن افتاده و خراب شده برنامه تبليغي را مشخص كرديم و آقاي خرازي به اجرا پرداخت .
    با قرارگاه كربلاي پنج در جنوب تماس گرفتيم . ديروز و ديشب هم پيشرفت هائي داشته اند و پاتك ها را به خوبي دفع كرده اند امروز مشغول پاكسازي جزيره بوارين هستند. عصر فرماندهان ارتش آمدند جمع بندي عمليات را گفتند. قرار شد عمليات را ادامه دهند. نياز به كمپرسي داشتند به آقاي فروزنده گفتم تامين كنند . با اتومبيل به سوي تهران حركت كرديم از ساعت 5 عصر تا 3 بامداد در راه بوديم .
    پنجشنبه 25 دي 1365 ـ 14 جمادي الاول 1406
    ساعت 9 به مجلس آمدم . از جبهه ها سراغ گرفتم . جنوب خوب است و غرب جالب نيست . پيشروي جنوب هم كند است . بعد از تنفسي در جلسه علني شركت كردم . پس از ختم جلسه براي نمايندگان اوضاع جبهه ها را توضيح دادم . خيلي خوشحالند. بمباران شهرها در سايه پيروزي هاي جبهه تلخي و تاثيرات سو معمولي را ندارد.
    ظهر و عصر در دفترم به خواندن گزارش ها و رسيدگي به امور جنگ گذشت شب آقايان نخست وزير و رئيس جمهور آمدند. توضيحات وضع جبهه ها را دادم و در امور مربوط مشورت شد. در مورد فرماندهي نيروي هوايي و مساله كويت و انتقاد از شوروي در نماز جمعه فردا بحث شد. شب به خانه رفتم .
    جمعه 26 دي 1365 ـ 15 جمادي الاول 1406
    از جبهه ها خبر گرفتم . در جنوب پيشرفت داشته ايم و در جزيره بوارين و در غرب خبري نبود جز پاتك دشمن در نماز جمعه عمدتا درباره جنگ حرف زدم . عصر احمدآقا آمد. درباره جنگ و فرماندهي نيروي هوايي صحبت شد. آقاي رحماني آمد درباره اعزام نيروهاي بسيج مشورت كرد. براي اعزام نيروي انبوه در دهه فجر.
    شب بيشتر به مطالعه و گزارش هاي رسيده چند روز سفرم گذشت . امروز ما به بغداد موشك زديم و عراق چند مورد بمباران شهرها را داشت . در حال اقامه نماز جمعه و ايراد خطبه وضعيت قرمز اعلام شد و آژير خطر به صدا درآمد و وضع مراسم عادي ماند و من به صحبت ادامه دادم و مردم مضطرب نشدند. همان لحظه قم بمباران شد و در نماز جمعه قم مردم با شعار و حماسه به استقبال بمباران رفتند.

  • *****
    ارتش پيش و پس از انقلاب




  • گفت و گو با امير سرتيپ سيد ناصر حسيني درباره همراهي ارتش با انقلاب
    ارتش پيش از انقلاب و وضعيت آن را در مقابله با اهداف و خواسته هاي رژيم پهلوي چگونه مي بينيد
    تاريخ ارتش بخشي از تاريخ معاصر ملت ايران است و در واقع هرچه در تاريخ ايران اتفاق افتاده مي توان نمونه هايش را در ارتش هم ديد.
    موسي (ع ) در دامان فرعون پرورش يافت و سرانجام هم نابودش كرد. ارتش در قبل از انقلاب هم به همين صورت بود. در واقع در آن دوره ارتش به شدت در حال تقويت و ساماندهي بود . بخش عمده اي از بودجه كشور در ارتش هزينه مي شد . رقمي در حدود 20 ميليارد دلار در 5 ساله آخر حكومت شاهنشاهي صرف خريد تجهيزات ارتش شد . پول از مردم بود اما منافع آن براي آمريكا و دست نشانده اش بود . اين كارها انجام مي شد و شاه هم راضي بود. چون اين ارتش قرار بود تاج و تخت شاهنشاهي را حفظ كند. اما درون اين ارتش اتفاق ديگري در حال وقوع بود. مباني اعتقادي و مذهبي مردم ايران به رغم تمام تلاش هاي رژيم پهلوي به جرات در اكثريت كاركنان همين ارتش ريشه دوانده بود. مباني مذهبي به همراه خود اعتقادات ديگري نيز مي آورد. اعتقاد به استقلال كشور اعتقاد به قدرت كشور اعتقاد به ائمه معصومين (ع ) اعتقاد به همراهي مردم و اينكه نبايد زير سلطه بيگانگان باشند. اين موضوع را سفير وقت آمريكا هم متوجه شده بود كه حدود يك سال قبل از انقلاب در گزارشي به كاخ سفيد مخابره كرده بود : اين ارتش با اين اعتقادات نمي تواند جلوي مردم و انقلاب بايستيد و عكس العمل نشان دهد.
    آنها تشخيص داده بودند كه ارتش در كوران انقلاب از فرماندهان خود اطاعت نمي كند. اينكه ارتش فرمانده ديگري دارد. فرمانده پنهاني به نام امام خميني (ره ) كه از ايشان دستور مي گيرد. اگر خوب نگاه كنيم مي بينيم كه ارتش در آن زمان با وجود حكومت پليسي و ديكتاتوري شاه و ساواك و ... با امام در رابطه است با روحانيون مبارز و مردم رابطه دارد ساماندهي شده اند با انقلاب همراهند. اين همان مصداق پرورش موسي در دامان فرعون است . دوراني پيش از انقلاب يك دوره از تاريخ ارتش ايران و در واقع يك مرحله از حيات اين نيرو است .
    عملكرد ارتش در دوران انقلاب را چگونه ارزيابي مي كنيد
    بخش مهمي از حيات ارتش و يكي از پرافتخارترين دوره هاي آن دوران انقلاب است . در اين دوره ارتش فداكاري هاي زيادي كرد تا خود را به مردم و انقلاب ثابت كند. از غير مسلح كردن تانك ها گرفته تا حضور در صحنه هاي انقلابي و تظاهرات و پيوند با مردم . عكس ها و فيلم هاي باقي مانده از آن دوران اين موضوع را ثابت مي كند. در اين زمان ارتباط با امام خميني هم به عينه خود را نشان داد. وقتي حضرت امام فرمودند فرزندان من در ارتش پادگان ها را ترك كنند در سريع ترين زمان ممكن پادگان خالي شد. يا وقتي به دستور ايشان مبني بر بازگشت به پادگان ها دوباره اطاعت كردند. حتي قبل از انقلاب هم به صورت جمعي و مخفيانه نزد حضرت امام رفتند و آمادگي خود را براي دفاع از انقلاب اعلام كردند. در اين اتفاقات من نقش دين و اعتقاد مذهبي را بسيار پر رنگ مي دانم . اينكه اميد را در دل مردم و امام زنده نگه داشت و آمريكا و شاه را كاملا نا اميد كرد. اگر اين اتفاقات و اعتقادات نبود انقلاب به اين سرعت پيروز نمي شد. نمونه هاي مشابه انقلاب هاي ديگر را ببينيد كه چقدر به طول انجاميد و چقدر كشته داشتند.
    مقطع پيروزي انقلاب و دوران بعد از آن را در تاريخ ارتش چگونه ارزيابي مي كنيد
    نقش حياتي ارتش در مرحله سوم يعني دوران بعد از پيروزي انقلاب اسلامي است . دقيقا از روز بعد از انقلاب جمهوري اسلامي صاحب ارتشي نمونه در سطح خاورميانه شد. ارتش تمام تجهيزات امكانات و قدرتي كه از زمان شاه بدست آورده بود در اختيار انقلاب گذاشت و دست الهي و حضور ملكوتي حضرت امام (ره ) مانند دم عيسوي در اين ارتش دميده شد و يك ارتش زنده و پويا بعد از انقلاب بوجود آمد . همه 29 فروردين سال 1358 را به ياد دارند كه ارتش اعلام آمادگي كرد و به فرمان امام به خيابان ها آمد و رژه رفت و طرفداري خود را از انقلاب اعلام كرد . از حيات بعد از انقلاب ارتش تا امروز 27 سال مي گذرد و حماسه آفريني هاي فرزندان اين ملت در ارتش روز به روز بيشتر مشاهده مي شود . آنها بحران 8 سال دفاع مقدس را با پيروزي پشت سر گذاشتند و سربلند بيرون آمدند .
    درباره فرار شاه و مقطع 26 دي تا 12 بهمن چه ارزيابي داريد
    شاه خود را فرمانده كل قوا مي دانست . رده اول ارتش را از معتمدان خود قرار داده بود اما از درجه سرهنگ به پايين همه انقلابي بودند و پيوند نزديكي با مردم داشتند. تاثير فرار شاه اين بود كه فرمانده ارتش حذف شد و عملا اين ارتش در زمان انقلاب توسط فرمانده ديگري به نام امام خميني (ره ) هدايت مي شد. سيستم سلسله مراتبي مختل شد و كسي حرف افسران و فرماندهان را گوش نمي داد الا فرمان حضرت امام فرمانده جديدش را مفهوم خروج شاه از ايران اين بود كه فرماندهان رده بالا هم ديگر پشتوانه خود را از دست دادند و از دور خارج شدند و نهايتا هم بي طرفي خود را اعلام كرد.
    از روز 12 تا 22 بهمن چه تحليلي از روند اتفاقات و نقش ارتش در آن روزها داريد
    در حقيقت از لحظه ورود امام پاي ارتش در ميان بود. شما مي دانيد كه امام با بالگردهاي ارتش جابجا مي شدند. مراسم استقبال و ورود امام با حضور ارتش صورت گرفت . حتي ارتش در داخل راديو و تلويزيون در نظر داشت كه مراسم ورود امام را به صورت مستقيم پخش كند اما وجود ژنرالي سرسپرده مانع از پخش مستقيم مي شود ولي همچنان مراسم ضبط مي شود و همين اتفاق باعث شورش و بلوا در پادگان مي شود و دقيقا از همان جا خروج كامل نيروهاي ارتشي از سيستم شاهنشاهي شروع مي شود.


    يكي از حساس ترين مقطع حيات ارتش از روزهاي 22 بهمن تا 29 فروردين است كه هجمه شديدي عليه ارتش وجود داشت . چگونه ارتش آن مقطع را پشت سر گذاشت
    ارتش با كمك نيروهاي معتقد و حمايت كامل حضرت امام خود را حفظ كرد. پادگان هاي ارتش مملو از سلاح و مهمات بود. اگر اين مهمات و سلاح ها ميان مردم پخش مي شد پيش بيني اتفاقاتي كه مي افتاد غير قابل تصور است . همان نيروهاي ارتشي و انقلابي اسلحه را حفظ كردند تا به فرماندهان جديد خود تحويل دهند. درايت و رهبري امام كه شناخت دقيقي از نيروهاي ارتش و مردم داشت نقش بسيار مهمي در حفظ ارتش و مقابله با درخواست هايي مبني بر انحلال آن داشت . كساني سعي داشتند كه انقلاب اسلامي را از يك بازوي قوي محروم كنند اما امام هرگز به چنين كاري تن ندادند. توطئه هاي زيادي هم وجود داشت مانند جدا سازي بخش هايي از كشور در كردستان و خوزستان و نهايتا هم جنگ تحميلي 8 ساله . حال بدون ارتش چگونه مي شد اين توطئه ها را خنثي كرد . اين توطئه ها درايت و پيش بيني امام را در آن زمان نشان مي داد.
    پاكسازي ارتش در چه مواردي بود
    بنيه ملي و مذهبي در ارتش چنان قوي بوده كه خودش را تقويت و بازسازي كند. پاكسازي به موارد و نفرات بسيار كم محدود مي شد كه سرسپردگيشان به رژيم طاغوت محرز بود يا اينكه عليه انقلاب در صدد توطئه و مقابله بودند. اما بخش بسيار زيادي از بدنه ارتش با حفظ سمت و درجه ها در ارتش باقي ماندند و در مقابل توطئه ها هم ايستادند. اين نكته را هم بايد در نظر گرفت كه در پاكسازي ها خود نيروهاي ارتش اقدام كردند و خارج از آن نهادي اقدام نكرد. كودتايي هم كه قرار بود عليه انقلاب انجام شود توسط خود نيروهاي داخل ارتش كشف و خنثي شد.
    علت گرايش بدنه ارتش با در نظر گرفتن شرايط آن زمان به امام و انقلاب چه بود
    افسران و درجه داران ارتش افراد با سواد و معتقدي بودند. تقريبا تمام آن ها در خانواده اي مذهبي و معتقد پرورش يافته بودند و اعتقاد مذهبي و عمل به فرامين مذهبي در خون آنها بود. مردم ايران ارادت عجيبي نسبت به اسلام و اهل بيت دارند و بالطبع آن نسبت به روحانيون كه پيوندي ميان مردم و اعتقادات مذهبي برقرار مي كنند هم احترام قائلند. در نتيجه آن زمان هم نسبت به امام خميني (ره ) علاقه عجيبي وجود داشت . در ارتش هم همين وضعيت وجود داشت . با اين توضيحات قابل پيش بيني بود كه ارتش در مقابل انقلاب نمي ايستد.
    به نظر شما وارد كردن ارتش به متن انقلاب و استفاده از آن براي برقراري حكومت نظامي اشتباه نبود
    نمي توان به عنوان اشتباه ذكر كرد . چون بعد از ژاندارمري و شهرباني قدرت نظامي ارتش بود . ارتش از 17 شهريور وارد جريان انقلاب شد در حالي كه براي اين كار پيش بيني نشده بود و اصلا ماهيت آن براي حوادث شهري و مقابله با مردم نيست . اما بايد اين نكته را در نظر بگيريم كه شاه چاره اي جز اين تصميم نداشت . انقلاب آن قدر اوج گرفته بود كه هيچ نيرويي توان مقابله با آن را نداشت . شاه مجبور بود تا از آخرين سلاحش استفاده كند. اما او شناخت دقيقي از متن و درون ارتش نداشت . روي كار آمدن دولت نظامي ازهاري هم تاثير نداشت . و اين آخرين تير تركش شاه بود و او ديگر كاري نمي توانست انجام دهد. شاه وقتي ديد كه دولت نظامي هم نتوانست كاري كند مايوس شد و ايران را ترك كرد.
    ارتباط ارتش با انقلاب و جمهوري اسلامي را در دوران امروز چگونه مي بينيد
    ارتش از بعد از انقلاب پيوند خود را با نظام هرچه بيشتر تقويت كرد و حماسه هاي فراواني آفريد. مردم ارتش را خوب مي شناسند. من مصداق اين موضوع را استقبال و حضور پر شور مردم در مراسم تشييع پيكر امير شهيد سپهبد علي صياد شيرازي مي دانم كه به نظرم بعد از مراسم تشييع امام و فرزند برومندش سومين تشييع بزرگ بعد از انقلاب است . دستاورد اين همراهي و پيوند همين استقلال و توانمندي امروز ماست . دستاوردهاي رزمايش هاي ارتش در سال هاي اخير را نبايد دست كم گرفت . اين ها نمونه هايي از قدرت نظامي انقلاب اسلامي هستند و لرزه بر دل دشمنان مي افكنند. ما امروز قدرت بسيار مهم و بزرگي در منطقه از لحاظ نظامي هستيم .
    روابط عمومي نيروي زميني ارتش جمهوري اسلامي ايران
    ارتش پيش از انقلاب و با وجود حكومت پليسي و ديكتاتوري شاه و ساواك به طور مخفيانه با امام و روحانيون مبارز رابطه داشت
    حضور ملكوتي حضرت امام خميني مانند دم عيسوي درارتش دميده شد و يك ارتش زنده و پويا به وجود آورد
    ارتش بعد از انقلاب پيوند خودرا بانظام هرچه بيشتر تقويت كرد و حماسه هاي فراوان آفريد.