بسم الله الرحمن الرحيم
رعايت حدود و اندازه ها در رفتارهاي سياسي و تعامل با دولت هاي خارجي
يكي از اصول مهم و تعيين كننده در روابط ميان دولت هاست .
هر جا اين اصل رعايت نشود
وضعيتي پديد خواهد آمد كه مقابله با پيامدهاي آن آسان نيست .
در تاريخ روابط ايران با شيخ نشين هاي جنوب خليج فارس
تا قبل از تاسيس نظام جمهوري اسلامي همواره نوعي رفتار تحقيرآميز از طرف
ايران و التماس رابطه از طرف شيخ نشين ها وجود داشت . معروف است كه هر يك از شيوخ خليج فارس هرگاه براي سفر به ايران اظهار تمايل
مي كردند
بعد از مدت ها انتظار و در صف ماندن حداكثر يكي از استاندارهاي يك استان جنوبي ايران به آنها اجازه ملاقات ميداد و چند روزي در
بوشهر يا شيراز و يا بندرعباس اجازه اقامت مي يافتند و بيش از اين براي آنها حساب باز نمي شد.
بعد از پيروزي انقلاب اسلامي
مسئولان نظام جمهوري اسلامي براساس معيارهاي ديني و رعايت كرامت انساني
معادلات گذشته را بطور
كلي تغيير دادند و براي شيوخ خليج فارس نيز همان احترام را قائل شدند كه براي سران ساير كشورهاي اسلامي قائل بودند. دولتمردان نظام
جمهوري اسلامي از اينكه شاه ايران با برخورداري از عنوان « ژاندارم خليج فارس » با شيوخ منطقه برخوردي تحقيرآميز مي كرد و آنها را رعاياي
خود ميدانست ناراضي بودند و تلاش مي كردند با آنها روابط اسلامي ـ انساني داشته باشند . امام خميني
كه با درهم شكستن رژيم 2500 ساله
شاهنشاهي و بيرون ريختن مستشاران آمريكائي از ايران
استبداد و استعمار را يكجا دفن كرده بود و در چشم ملت هاي منطقه و جهان اسلام
عظمت و عزتي بي نظير يافته بود
در اوج اقتدار اعلام كرد : ما دست دوستي خود را به سوي همه برادران مسلمان و عرب خود دراز مي كنيم و
مايل هستيم با همه آنها روابط برادرانه و مودت آميز داشته باشيم .
اين رفتار كريمانه امام خميني و دولتمردان نظام جمهوري اسلامي
صرفا به دليل تكيه اي بود كه آنها بر تعاليم اسلام داشتند و كرامت انساني
را اصل مهمي ميدانستند كه بايد به آن پاي بند باشند. پاي بندي به اين اصل تا امروز برقرار است و عملا در مقاطع مختلف به ظهور پيوسته است .
تعدادي از سران كشورهاي عربي و شيوخ خليج فارس
شرايط جديد را به درستي درك كردند و شايستگي خود را براي رفتار كريمانه
جمهوري اسلامي ايران نشان دادند. اما بعضي از آنها به دليل ضعف شخصيتي و كم ظرفيتي خود
از درك شرايط جديد عاجز ماندند و رفتار
كريمانه دولتمردان جمهوري اسلامي ايران را بگونه اي ديگر تفسير كردند و از آن سواستفاده نمودند. صدام يك نمونه از اين قبيل سران بود و
همينطور كساني كه در جريان جنگ تحميلي 8 ساله او را همراهي كردند و پرونده خود را سياه نمودند .
جمهوري اسلامي ايران
به همين افراد نيز فرصت دوباره اي دادو حتي هنگامي كه صدام به كويت حمله كرد عليرغم همراهي هاي فراواني كه
شيوخ كويت با او كرده بودند
دولتمردان جمهوري اسلامي ايران در مواضع سياسي خود جانب كويت را گرفتند و كمك هاي زيادي براي حفظ
تماميت ارضي كويت بعمل آوردند. ولي باز هم بعضي از شيوخ خليج فارس نتوانستند موقعيت ممتاز پديد آمده را درك كنند و از حسن نيت و
بزرگ منشي جمهوري اسلامي ايران استفاده نمايند.
در اين ميان
شيوخ امارات كم استعدادي عجيبي از خود نشان دادند و به تحريك بيگانگان بر سر مسائل جعلي تا توانستند بهانه گيري كردند.
سالهاست كه استعمارگران تلاش مي كنند به كمك رسانه هاي وابسته
خطر غده سرطاني رژيم صهيونيستي براي منطقه را با جعل موضوعات
توهم زا و يا دامن زدن به توهمات كهنه به فراموشي بسپارند. اين تلاش شيطنت آميز در مقاطع مختلف به اقتضاي زمان مطرح مي شود تا براي
مدتي افكار عمومي را به خود مشغول كند و از دشمن واقعي كه رژيم صهيونيستي است غافل نمايد.
شكست سخت رژيم صهيونيستي و حاميان غربي و منطقه اي اين رژيم در جنگ 22 روزه غزه
رسوائي بزرگي براي سران ارتجاع عرب از
جمله شيوخ امارات بود كه با سكوت خود بر جنايات صهيونيست ها مهر تاييد زدند و به قتل عام كودكان و زنان و مردم غيرنظامي غزه و تخريب
منازل و بيمارستان ها و مدارس و مساجد آنها رضايت دادند. اكنون براي به فراموشي سپردن اين رسوائي بزرگ
يكبار ديگر لازم است موضوع
جديدي عليه جمهوري اسلامي ايران خلق شود يا به موضوعات كهنه و نخ نما شده دامن زده شود تا از يكطرف حمايت هاي بي دريغ جمهوري
اسلامي ايران از مردم مظلوم غزه فراموش گردد و از طرف ديگر بر جنايات رژيم صهيونيستي و همدستي سران ارتجاع عرب با صهيونيست ها و
آمريكا يكجا سرپوش گذاشته شود.
براساس همين طرح
يك شيخ اماراتي به نام « انور محمد قرقاش » به عنوان وزير مشاور در امور خارجي امارات سخنان تازه اي به زبان رانده
است . وي در مصاحبه با شبكه « العربيه » كه بوق آل سعود است و در اين زمينه اهداف مشتركي با شيوخ امارات دارد
جمهوري اسلامي ايران را به
سه اتهام متهم كرده است : اشغال جزاير سه گانه
فعاليت هاي اتمي غيرشفاف و دخالت در امور داخلي امارات !
مورد اول كه ديكته بيگانگان است
زيرا تاريخ شهادت مي دهد سه جزيره مورد نظر همواره ايراني بوده اند و جز لاينفك خاك ايران هستند.
مورد دوم نيز تكرار لاطائلات بوش كوچك است كه دوران حكمراني وي بر آمريكا سپري شده و نشخوار كردن پس مانده هاي او براي اين شيخ
اماراتي افتخاري نيست . و درباره مورد سوم از توضيحات قرقاش چنين بر مي آيد كه منظورش اعتراض مجلس شوراي اسلامي به بدرفتاري
امارات با مسافران ايراني است .
به نظر مي رسد وزارت امور خارجه كشورمان در تعامل با طرف هاي خارجي در اصل مهم رعايت حدود و اندازه ها غافل شده و براي طرف
اماراتي بيش از ظرفيتي كه دارد حساب باز كرده است . دولت بايد به پيروي از اصل رعايت حدودو اندازه ها در تعامل با امارات
اموري را رعايت
كند. ايجاد محدوديت در رفت و آمدها
مشخص نمودن محدوده اي براي مبادلات تجاري و تعيين جايگاه محدود امارات در سياست خارجي
جمهوري اسلامي ايران از اموري هستند كه مي توانند موجب تنبيه شيوخ امارات شوند و آنها را از اين قبيل گستاخي ها پشيمان كنند. بازگشت به
برخوردهاي غيراسلامي دوران قبل از انقلاب با شيوخ امارات را توصيه نمي كنيم ولي توجه بيش از آنچه استحقاق دارند به آنها را نيز مجاز
نميدانيم .

|