روزنامه جمهوري اسلامي 14/11/1387 صفحه حوزه
*****
امام و انقلاب




  • نگاهي به نقش حضرت امام در انقلاب در چند اثر پژوهشي پيروزي انقلاب اسلامي در بهمن ماه 1357 موجب شد تا نقش روحانيت شيعه به عنوان نيروي سياسي تاثيرگذار بينش از پيش مورد توجه پژوهشگران سياسي به ويژه محققان مسائل ايران قرار گيرد و مركز تحليل هاي آن ها واقع شود. البته روحانيت بارها پيش از اين نيز در صحنه هاي سياست و اجتماع حاضر شده و در كل در يك قرن و نيم گذشته از قيام تنباكو تا نهضت مشروطه و نهضت هاي ملي نفت پيشتاز مبارزه با استبداد داخلي و استعمار خارجي و دخالت بيگانگان بوده هميشه بر آزادي و آزادگي مردم تحت پرچم اسلام و بر حفظ استقلال كشور تاكيد كرده است اما انقلاب اسلامي را مي توان نخستين حركتي دانست كه بر اساس آرمان و اهداف مورد نظر روحانيت به نتيجه رسيد. « اسلامي » و « شيعي » بودن ايدئولوژي انقلاب ايران مهم ترين اين مدعا است .
    تفاوت اساسي نهضت اسلامي در سال 57 با حركت هاي قبل از آن در اين بوده است كه اولا اين نهضت داراي يك تئوري سياسي براي حكومت كردن و ايدئولوژي جايگزين پس از سقوط نظام سياسي حاكم بود ثانيا از يك رهبر مذهبي سياسي قاطع مصمم دور انديش آگاه به وضعيت داخلي و بين المللي و شجاع برخوردار بود كه مردم ستمديده ايران نجات خود را در عملي شدن آموزه هاي مطرح شده از سوي ايشان مي ديدند و ثالثا داراي يك شبكه وسيع و منسجم از نيروها و نهادهاي بسيج گر براي گسترش تبليغ و تبيين انديشه ها آمال و اهداف رهبري انقلاب بود كه در نهاد ريشه دار روحانيت تجلي پيدا كرده بود. از اين رو هر گونه شناختي درباره ي انقلاب اسلامي و پيامدهاي آن بدون بررسي دقيق و همه جانبه رهبري نهضت و نهاد روحانيت ناقص و ناكافي خواهد بود.
    تاكنون پژوهش هاي بسياري به ويژه از سوي محققان خارجي درباره نقش بي بديل حضرت امام در پيدايش و تداوم انقلاب و نقش روحانيت در آن نوشته شده است و هر كدام با گزينش گوشه اي از اين موضوع پردامنه نتايج مهمي را به جامعه پژوهشي كشور ارائه داده اند به عنوان نمونه مي توان به بررسي چگونگي شكل گيري رهبري كاريزماتيك براي امام در انقلاب شيوه ها و تاكتيك هاي امام در مبارزه توان روحانيت در بسيج توده ها خاستگاه اجتماعي روحانيون نقش شبكه مساجد استفاده از شيوه هاي خاص فرهنگي و تبليغي و يا طرح ايدئولوژي بومي براي مبارزه اشاره كرد.
    در اين مجال چند كتاب كه در سالهاي اخير در رابطه با نقش رهبري حضرت امام و روحانيت شيعه در انقلاب اسلامي ايران نگاشته شده است معرفي ميگردد تا انشاالله با مطالعه آنها آشنايي بيشتر جامعه جوان ما با انقلاب اسلامي و زمينه هاي آن فراهم گردد.
    نقش حضرت امام
    در جامعه شناسي انقلاب رهبري از اركان اصلي هر انقلاب به شمار مي رود. بسياري از جامعه شناسان صاحب نظر به نقش قاطع رهبري در شكل گيري و پيروزي انقلاب اسلامي ايران اذعان داشته و اين نقش را موثرتر و سرنوشت سازتر از ساير انقلاب هاي سياسي اجتماعي دو قرن اخير دانسته اند. به گونه اي كه شكل گيري انقلاب اسلامي در ايران بدون در نظر گرفتن رهبري امام خميني امري نزديك به محال مي نمايد و نام امام از انقلاب ايران تفكيك ناپذير مي باشد.
    با آنكه پرداختن به شخصيت و زندگي چنين رهبر بزرگي از گامهاي نخستين درباره انقلاب اسلامي ايران به شمار مي رود ولي متاسفانه عليرغم گذشت سه دهه از اين واقعه عظيم هنوز جاي خالي آثار در خور و شايسته در اين زمينه كاملا مشهود است . با اين حال پژوهشگران گرانقدري در اين وادي گام نهاده تا حد مقدور مسئوليت خويش را در اين باره ادا كرده اند كه به سه مورد از آنها اشاره مي شود.
    1 ـ زندگينامه سياسي امام خميني
    كتاب زندگي نامه سياسي امام خميني توسط آقاي محمد حسن رجبي تدوين و از سوي مركز اسناد انقلاب در بيش از 500 صفحه منتشر شده است . اين كتاب پس از يك ديباچه مختصر زندگي سياسي حضرت امام را در شش فصل تنظيم و تدوين كرده است .
    به اعتقاد نويسنده بررسي زندگي سياسي امام بدون اشاره به رويدادهاي سياسي مهم آن دوران صورتي انتزاعي و مبهم خواهد داشت و اهميت مواضع سياسي نظري و عملي ايشان را به هيچ روي نشان نخواهد داد.
    زيرا اين مواضع خود مبين آگاهي سياسي و حضور فعال امام در متن آن رويدادها است . به همين دليل حوادث و جريانات مهم سياسي اين دوران به موازات ادوار زندگي سياسي امام بنا بر ضرورت بررسي شده است .
    در فصل اول اين كتاب از آغاز جنبش عدالتخواهانه ـ كه بعدهابه « مشروطه خواهي » تغيير جهت يافت ـ و فرجام آن و به قدرت رسيدن رضاخان تا پايان حكومت ديكتاتوري او به اجمال سخن رفته است . در آن جنبش علما نقش مهمي در گسترش و پيروزي داشتند اما حوادث دردناكي كه بر جنبش و رهبران روحاني آن گذشت و القائاتي كه از سوي استعمار صورت گرفت آثار منفي سياسي وسيعي در ميان روحانيون و حوزه هاي علميه برجاي گذاشت كه تدريجا بي رغبتي به امور سياسي و تفكيك ديانت از سياست جو غالب و رايج حوزه هاي علميه گرديد. حكومت ديكتاتوري رضاخان و برنامه هاي اسلام ستيزي او كه باتبليغات منفي و خشونت عليه روحانيت همراه بود اين شبهه را در ميان آنها بيش از پيش قوت بخشيد. زندگي سياسي امام از همين سال ها و در چنان فضايي آغاز شده كه موضوع فصل دوم كتاب است . در اين دوره كه از سال 1300 و تا سال 1320 (پايان ديكتاتوري رضاخان ) ادامه مي يابد امام در حوزه علميه قم و معارف معمول و غيرمعمول (فلسفه و عرفان ) ديني را نزد بهترين استادان فرا گرفت و مدارج علمي را تا عالي ترين سطوح طي كرد و همزمان دست به تاليف و تضعيف آثار گرانبهاي عرفاني و اخلاقي زد كه نشان دهنده نبوغ دانش و سلوك نظري و علمي اوست .
    آنچه سبب گرديد كه امام ضمن زندگي و پرورش در حوزه تحت تاثير القائات و انفعال سياسي متحجرين و مقدس مآبان واقع نشود (گذشته از سير و سلوك نظري و عملي عرفاني ) آشنايي و مراوده با چهره هاي انقلابي متعهد و پرهيزگاري بود كه تاثير ژرف و ماندگار بر شخصيت ايشان برجاي گذاردند.
    در فصل سوم اوضاع سياسي كشور در سال هاي 1320 تا 1343 بررسي شده است . در اين دوره كه با پايان يافتن ديكتاتوري رضاخان آغاز مي شود حوادث سياسي مهمي در كشور به وقوع پيوست . هرج و مرج و بي ثباتي سياسي ضعف دولت مركزي آزادي هاي نسبي سياسي و اجتماعي و به دنبال آن آزادي انجام فرايض و شعائر اسلامي و آزادي فعاليت احزاب و جمعيت هاي سياسي از ويژگي هاي بارز اين دوره است . فعاليت هاي امام در اين دوره حساس و در عرصه حوزه و جامعه موضوع فصل چهارم را تشكيل مي دهد در سال 1322 امام با نگارش كتاب كشف الاسرار به انتقاد اساسي از رژيم رضاخان پرداخت . به استناد همين كتاب ايشان برخلاف نظر بسياري از روحانيون و سياسيون آن زمان بر اين باور بود كه جز تعداد انگشت شماري از مهره هاي رژيم رضاخان هيچ چيز تغيير نكرده و همچنان روابط و مناسبات ناسالم گذشته و ساختار نظامي سياسي پيشين به قوت خود باقي است . و لذا خواهان تغييرات بنيادين در روابط و مناسبات آن نظام است . در خلال همين كتاب امام به طرح « ولايت فقيه » يا حكومت اسلامي به عنوان دكترين « حكومت اسلامي » پرداخته و كليات و ابعاد آن را شرح و بسط مي دهد. موضوع ديگر اين فصل بررسي مواضع ايشان در برابر نهضت ملي و رهبري آن است .
    بخش ديگر فعاليت امام در اين دوره صرف تمركز و تثبيت مرجعيت در ايران و تغيير و تحول در حوزه هاي علميه گرديد زيرا ايشان وقوع هرگونه تحول و انقلاب را مسبوق به تحول فكري مي دانست كه قاعدتا مي بايست نخست در حوزه هاي علميه و در ميان روحانيون (به عنوان پيشاهنگان مبارزه آينده ) پديد آيد. لذا در اين سال ها به اصلاح حوزه و تعليم و تربيت تعداد زيادي از طلاب پرداخت و آنان را به سلاح علم و تقوا و اجتهاد در مسائل مجهز نمود.
    از سال 1340 و اندكي پس از رحلت آيت الله بروجردي باب جديدي در روابط منفي روحانيت و دستگاه حاكم و نهايتا مبارزه امام با رژيم شاه گشوده شده كه موضوع نوشتار فصل پنجم است . در اين دوره كه از ماجراي انجمن هاي ايالتي و ولايتي آغاز مي گردد فعاليت هاي سياسي امام روز به روز بيشتر آشكارتر وسيعتر و قاطعتر شد و به مقابله مستقيم با رژيم شاه انجاميد. خشونت و قساوت شاه در ايجاد فاجعه مدرسه فيضيه و واقعه پانزده خرداد 1342 و سكوت و عقب نشيني برخي از مراجع و علما در مقابل ارعاب و تهديد رژيم نه تنها كمترين ترديدي در تداوم مبارزه امام ايجاد نكرد بلكه ايشان را نسبت به قريب الوقوع بودن پيروزي جنبش اسلامي مطمئن تر نمود و با انتقاد و افشاي ابعاد سياست هاي تسليم طلبانه و ضداسلامي شاه و ايادي استكبار بين المللي به رهبري آمريكا مردم را به هوشياري سياسي نسبت به مقدرات كشور و ادامه مبارزه دعوت كرد . سخنراني معروف به رد كاپيتولاسيون در آبان ماه 1343 و دستگيري و تبعيد امام به تركيه موضوع اين فصل مي باشد. ويژگيهاي مبارزه امام عنوان فصل نهايي اين كتاب است .
    محقق در پي تدوين اين كتاب معتقد است : زندگي امام مبين اين واقعيت است كه سكوت و فرياد صبر و خشم نرمي و خشونت امربه معروف و نهي ازمنكر و تولي و تبراي او تنها براي رضاي خدا بود ولاغير. و با مجاهدات خود و هدايت حضرت حق تعالي در زندگي سياسي هفتاد ساله خويش از مواضع اصولي خود هيچگاه عدول نكرد و از هيچ قدرتي نهراسيد و گذشت روزها و سال ها حقانيت و درستي نظر آن حكيم فرزانه را بارها به اثبات رساند.
    2 ـ رهبري و انقلاب
    كتاب رهبري و انقلاب كه نقش امام خميني در انقلاب اسلامي ايران را مورد بررسي قرار مي دهد توسط آقاي دكتر حسين حسيني تاليف شده و توسط پژوهشكده امام خميني و انقلاب اسلامي در 350 صفحه انتشار يافته است . اين كتاب پژوهشي درباره علل تاثيرگذاري شخصيت امام خميني بر افكار و رفتار طيف وسيعي از اقشار مختلف مردم ايران و بسيج آنان در روند پيروزي انقلاب اسلامي ايران مي باشد.
    سئوال اصلي اين پژوهش اين است كه : چگونه امام خميني توانست به عنوان رهبري با جاذبه فراگير در راس نهضت انقلابي قرار گيرد و با چه اهرم نفوذي توانست مردم را به حركت درآورد و در جهت اهداف انقلاب هدايت كند
    مولف براي پاسخ دادن به اين سئوال به نقد و بررسي ديدگاههاي مختلف در مورد نقش رهبري در انقلاب ايران مي پردازد و سعي مي كند با بهره گيري از مطالعات انجام شده مدلي جامع تر و توضيحي روشن از دلايل شكل گيري رهبري امام خميني را ارائه كند و به اثبات اين فرضيه بپردازد كه انطباق ويژگيهاي شخصيتي انديشه اي و رفتاري امام خميني با الگوها و اسطوره هاي فرهنگ شيعه باعث گرايش توده هاي مردم به ايشان شد.
    اين كتاب در هشت فصل تدوين گرديده است . فصل اول فراهم آورنده چهارچوب نظري و مدل تحليلي كتاب است . در اين فصل منابع و آثار و بر در مورد رهبري كاريزمايي و تجديدنظرهاي متاخرين در مورد آراي او مورد جستجو واقع شده و براساس آن يك مدل تحليل ارائه شده است . در اين مدل ضمن درنظر گرفتن عوامل عيني و ذهني چهار تئوري اساسي مربوط به فرايند گروش كاريزمايي ارائه شده است كه از ميان آنها يك تئوري يعني تئوري جانشين سازي اسطوره اي به عنوان تئوري محوري در نظر گرفته شده و منبع استخراج فرضيه اصلي تحقيق نيز قرار گرفته است . فصل دوم به بررسي اسطوره هاي كاريزمايي در فرهنگ شيعه اختصاص يافته است . فرهنگ شيعه با داشتن مفاهيمي سرشار از ارزش ها و عواطف كاريزمايي (مانند امامت ) و وجود مصداقهاي شورانگيز اين مفاهيم منبعي غني براي الگوگيري و ارائه تعاريف ارزشي و قدسي از روابط اقتداري است .
    فصل سوم به بررسي زندگي و افكار امام خميني مي پردازد و هدف آن يافتن ويژگيهاي كاريزمايي بالقوه در شخصيت و انديشه ايشان است . در فصل چهارم دكترين و انديشه انقلابي امام بررسي شده است . با توجه به تعريفي از ايدئولوژي كه مبناي تجزيه و تحليل اين فصل قرار گرفته اين بررسي در دو سطح انجام شده است : سطح اول به جنبه هاي بيشتر نظري ايدئولوژي امام پرداخته است و سطح دوم جنبه همه فهم اين ايدئولوژي را بررسي كرده است . در پايان هر بخش نيز به تاثيرات كاريزمايي احتمالي آن سطح اشاره شده است .
    رهبري كاريزمايي امام قبل از شكوفايي در سالهاي 56 و 57 دوره اي از آزمونهاي اوليه و روند تكاملي را طي كرده است . اين آزمونها و تكاملها در بستري از درگيريها بين كاريزما و مريدانش از يك سو و ضد كاريزما و نيروهايش از سوي ديگر صورت گرفت و امام را هر چه بيشتر براي در دست گيري جامعه انقلابي سال 57 آماده ساخت . بنابراين فصل پنجم به اين فرآيند و تحولات شكل گرفته در آن اختصاص يافته است . زمينه هاي اجتماعي شكل گيري كاريزما و نطفه هاي بحران فصل ششم و هفتم كتاب را به خود اختصاص داده است با اين تفاوت كه در فصل ششم بيشتر به عوامل سياسي اقتصادي و اجتماعي اين زمينه ها و در فصل هفتم بيشتر به زمينه هاي فكري و فرهنگي (مذهب گرايي ) پرداخته شده است .
    فصل هشتم به طور مشخص تري روند فراگيرشدن رهبري كاريزمايي در سالهاي 56 و 57 و توازي آن با توسعه جنبش كاريزمايي را بحث كرده است . براي اين كار ابتدا وضعيت عمومي صحنه سياست ايران در سال 56 و روند شروع بحران تشريح مي شود . اين همان بحراني است كه امام ضمن استفاده از آن و به توسعه آن نيز مي پردازد. سپس وضعيت رهبري امام در اين دوره از نظر پيوند با جامعه استراتژي مبارزه و طيف پيروان و مريدان اوليه تحليل مي گردد. آنگاه سعي مي شود تا با ارائه تصويري پويا از روند شكل گيري و توسعه رهبري كاريزمايي اين روند به صورت تعامل ميان رهبر پيروان و ضد كاريزما در صحنه جنبش كاريزمايي ديده شود.
    3 ـ سير مبارزات امام خميني در آينه اسناد به روايت ساواك
    كتاب بيست و دوجلدي « سير مبارزات امام خميني در آينه اسناد به روايت ساواك » مجموعه اي است ارزنده كه با واكاوي ميان اسناد به دست آمده از ساواك به تحليل حيات سياسي ـ مبارزاتي حضرت امام خميني مي پردازد و از اين رهگذر ابعاد و زواياي شخصيتي معمار و بنيان گذار نظام مقدس جمهوري اسلامي را بررسي مي كند.
    جلد اول اين مجموعه اسنادي را بررسي مي كند كه پيرامون وضعيت حوزه علميه قم و نيز جايگاه و ويژگي هاي حضرت امام و وقايع قبل از حادثه 15 خرداد سال 1342 و موضع گيري هاي امام است .
    جلدهاي دوم تا هشتم مباحثي چون : واقعه 15 خرداد و بازتاب آن دستگيري ها و تبعيدها شهادت فرزند امام قيام نوزده دي قم هجرت امام به پاريس رهبري نهضت از تبعيدگاه و مواضع و پيام هاي انقلاب آفرين را در بردارد.
    اسناد مربوط به « امام رجال گروه هاي سياسي و اجتماعي خاندان منسوبين و بيت امام » « امام و مردم » « امام و رژيم شاه » و « امام دولت ها و مسائل جهاني » از جمله مباحثي هستند كه در جلدهاي نهم تا بيست ويكم مورد اشاره و تحليل واقع شده اند.
    در جلد دوم اين مجموعه صفحه 212 در سندي از قول سرلشگر خلعتبري ـ بازپرس حضرت امام در دوران زندان ـ آمده است :
    « هرگز مردي با اين نيرو و قدرت نديدم . اين شخص علنا براي مرگ خود را حاضر مي نمايد و در جواب بازجويي سكوت اختيار كرده است »
    سكوت امام خميني در برابر بازجوها و بي پاسخ گذاشتن پرسش هاي آنان مهم و جالب است در يكي از اين گزارش ها آمده است :
    « نسبت به بازجويي از نامبرده بالا اقدام لازم به عمل آمد. ليكن طي دو دفعه بازجويي از دادن جواب به سئوالات مطروحه خودداري و در دفعه اول اظهار نموده : چون استقلال قضايي در ايران نيست و قضات محترم تحت فشار هستند نمي توانم به بازپرسي جواب دهم . ضمن بازجوئي مجدد مشاراليه اظهارات مذكور را مجددا تاييد و اضافه مي كند : استنباط نموده ام كه شما من را محكوم مي كنيد لذا چه لزومي دارد كه به سئوالات جواب دهم و به علاوه چنانچه دادگاهي تشكيل گردد اگر از قضات دادگستري در دادگاه متشكله حضور نداشته باشند اينجانب در آغاز نيز از اداي جواب خودداري خواهم نمود » .
    در صفحه 242 جلد دوم آمده است :
    « آيه الله خميني علاوه بر اين كه از تبعيد و زندان نمي ترسد به وسيله تيمسار پاكروان و تيمسار عزيزي پيغام داده است كه به هيچ وجه حاضر نيست با دولت سازش نمايد مگر جريان را وسيله راديو يا روزنامه در اختيار ملت ايران بگذارد بدين معنا كه اجازه دهند نامبرده از راديو و روزنامه جات استفاده كند و چون دولت هم به اين امر راضي نيست قرار است خميني و قمي را به كرمان و محلاتي را به تبريز تبعيد نمايند. »
    هرگونه شناختي درباره ي انقلاب اسلامي و پيامدهاي آن بدون بررسي دقيق و همه جانبه ي رهبري نهضت و نهاد روحانيت ناقص و ناكافي خواهد بود
    شكل گيري انقلاب اسلامي در ايران بدون در نظر گرفتن رهبري امام خميني امري نزديك به محال مي نمايد و نام امام از انقلاب ايران تفكيك ناپذير مي باشد
    زندگي امام خميني مبين اين واقعيت است كه سكوت و فرياد صبر و خشم نرمي و خشونت امر به معروف و نهي از منكر و تولي و تبراي او تنها براي رضاي خدا بود ولاغير
    فرهنگ شيعه با داشتن مفاهيمي سرشار از ارزش ها و عواطف و وجود مصداقهاي شورانگيز اين مفاهيم منبعي غني براي الگوگيري و ارائه تعاريف ارزشي و قدسي از روابط اقتداري است
    تاكنون پژوهش هاي بسياري به ويژه از سوي محققان خارجي درباره نقش بي بديل حضرت امام در پيدايش و تداوم انقلاب و نقش روحانيت در آن انجام شده است . با آنكه پرداختن به شخصيت و زندگي چنين رهبر بزرگي از گامهاي نخستين درباره انقلاب اسلامي ايران به شمار مي رود ولي متاسفانه عليرغم گذشت سه دهه از اين واقعه عظيم هنوز جاي خالي آثار در خور و شايسته در اين زمينه كاملا مشهود است