روزنامه جمهوري اسلامي 09/11/1387 صفحه كتاب و كتابخواني
*****
ويژگي ها و پيامدهاي تحجر گرايي از ديدگاه امام خميني


  • قسمت دوم و آخر
    محمد رجايي نژاد
    « پشتيبان مجلس پشتيبان قوه قضايي پشتيبان دولت يعني پشتيبان اسلام اينها براي اسلام دارند خدمت مي كنند. در زمان حضرت امير ـ سلام الله عليه ـ هم انحرافات بوده است انحرافات جزيي بوده است . زمان خود پيغمبر اكرم هم انحرافات بوده است . شما اگر قرآن راتوجه بكنيد مي بينيد كه چقدر از همان مردم شكايت شده است . اختلافات يعني انحرافات يك چيزي نيست كه مال حالا باشد لكن مقايسه بايد كرد بين انحرافات قبل از اين جمهوري اسلامي و انحرافات بالا. مي گويند خوب است كه به اسم اسلام نباشد. كه وقتي اسلام نباشد با يك اردنگي همه را بيرون مي كنند. چرا به اسلام اسلام نباشد مگر اسلام جز اين مي خواهد كه قوه قضايي اش خوب باشد. قوانين اسلامي اش هم عمل بشود. اينها دارند زحمت مي كشند براي اين حالا يك جايي هم خلاف واقع مي شود كجاست كه زمان پيغمبر مگر واقع نمي شد زمان حضرت امير واقع نميشد مگر مردم با حضرت امام حسن چه كردند همان اصحاب چه كردند با او ملت ايران بهترند يا آنها اسلام در حالا بهتر است يا آنوقتي كه آنها با اسلام اسلام پيغمبر را آن طور اذيت مي كردند و اولاد پيغمبر را آن طوري كشتند با اسم اسلام را بايد عقده هاي قلبي انسان را منحرف كند و هواهاي نفساني همه چيز را كنار بگذارد و فقط عيوب را نگاه كند آن هم يك عيب را كه ببيند بگويد اصلا عالم به هم خورد تمام شد اسلام تمام شد اگر يك قاضي يك جايي انحراف پيدا كرد بگويند نخير ديگر اصل اسلام تمام شد. اين اسلام به درد نمي خورد. آن اسلامي به درد مي خورد كه سرتاسر خيابان هايش فحشا بود. فحشاي علني ! به او راضي هستند. به اين راضي نيستند اگر مهلت داده بود خدا به اينها خدا مي داند كه با اسلام مي خواستند چه بكنند. اسم اسلام اما اسلام را چه جوري معرفي كنند. اسلامي كه با مشروبات مخالف نيست . اسلامي كه با دود شرعيه هم سر و كار ندارد. نبايد جاري بشود اسلامي كه با مراكز فحشا هم نبايد دخالت بكند اسلام شاهنشاهي اين بود ديگر اسلام بود اما مراكز فحشا سرتاسر ايران پر بود اسلام بود اما مراكز فساد سرتاسر ايران پر بود اسلام بود اما فحش به اسلام مي دادند فحش به پيغمبر اسلام دادند و كسي آن وقت نگفت چرا زمان رضا شاه ملعون و اين زمان بدتر از او شده بود. اينها شيطان تر بودند از او و اگر چنانچه مهلت پيدا كرده بودند اينها خدا مي داند كه اين ملت را به كجا مي رساندند »
    گفتار چهارم : مقطع تاريخي 1368 ـ1363
    همان طور كه اشاره شد در هر برهه از زمان امام راحل در ارتباط با تحجر و تحجر گرايي از تعابير ويژه اي استفاده كرده اند كه بيانگر و افشاگر ماهيت اين جريان خطرناك بوده و گوياي خاستگاه انحرافي و به كج راهه رفتن آنان است .
    حضرت امام روزي از آنان به اسلام شاهنشاهي و روز ديگر به اسلام ملوكي و يك بار به اسلام محمدرضا خاني و بار ديگر اسلام منافقين و گاهي به اسلام التقاط اسلام سازش و فرومايگي اسلام حاكميت سرمايه داران بر پابرهنگان زمين اسلام ابوسفيان اسلام مقدس نماهاي احمق حوزه هاي علميه و در يك كلام اسلام آمريكايي نام برده اند.
    ايشان در سال هاي آخر عمرپربركت خويش بارها و بارها و به بهانه هاي مختلف فرزندان واقعي انقلاب را هشدار داده كه آنان را خوب بشناسند و طرفداران آنان را طرد و به مردم معرفي نمايند. هشدارهاي مداوم و صريح و دردآلود امام در سالهاي پاياني حياتشان نشان از حساسيت فوق العاده او نسبت به اين موضوع دارد.
    در اين مقطع از تاريخ انقلاب حضرت امام تندترين حملات و روشن ترين افشاگري ها را نسبت به جريان تحجر و مقدس مآبي داشتند كه ذيلا به مواردي از آنها اشاره مي شود :
    « راه مبارزه با اسلام آمريكايي از پيچيدگي خاصي برخوردار است كه تمامي زواياي آن بايد براي مسلمانان پابرهنه روشن گردد : كه متاسفانه هنوز براي بسياري از ملتهاي اسلامي مرز بين « اسلام آمريكايي » و « اسلام ناب محمدي » و اسلام پابرهنگان و محرومان و اسلام مقدس نماهاي متحجر و سرمايه داران خدانشناس و مرفهين بي درد كاملا مشخص نشده است و روشن ساختن اين حقيق كه ممكن نيست در يك مكتب و در يك آيين دو فكر متضاد و رو در رو وجود داشته باشد از واجبات سياسي بسيار مهمي است »
    « هنري زيبا و پاك است كه كوبنده سرمايه داري مدرن و كمونيسم خون آشام و نابود كننده اسلام رفاه و تجمل اسلام التقاط اسلام سازش و فرومايگي اسلام مرفهين بي درد و در يك كلمه « اسلام آمريكايي » باشد.
    « مذهبي كه وسيله شود تا سرمايه هاي مادي و معنوي كشورهاي اسلامي و غير اسلامي در اختيار ابرقدرتها و قدرتها قرار گيرد و بر سر مردم فرياد كشد كه دين از سياست جدا است مخدر جامعه است . ولي اين ديگر مذهب واقعي نيست ; بلكه مذهبي است كه مردم ما آن را « مذهب آمريكايي » مي نامند. »
    « همه بايد سعي كنيم تا روح وحدت و پاكي را بر محيط كارمان حاكم گردانيم تا بتونيم تمامي قدرتها و ابرقدرتها را به زانو درآوريم بايد تلاش كنيم زهد و قدس اسلام ناب محمدي را از زنگارهاي تقدس مآبي و تحجر گرايي اسلام آمريكايي جدا كرده و به مردم مستضعفان نشان دهيم . ما اگر توانستيم نظامي بر پايه هاي نه شرقي نه غربي واقعي و اسلام پاك منزه از ريا و خدعه و فريب را معرفي نماييم انقلاب پيروز شده است »
    « من با تمام وجود به شما عشق مي ورزم و شما را از دل و جان دوست دارم و علاقه مندم كه فرد فرد شما عالم و متخصصي متعهد براي اسلام ناب محمدي ـ صلي الله عليه و اله و سلم ـ و مبارزي سرسخت عليه اسلام آمريكايي و مرفهين و پرچمداري وفاداري براي ايثارگران و شهيدان خود باشيد. و بتونيد با چراغ علم و عمل و تقوا ظلمت نفاق و كج فكريها و تحجرها و مقدس مابيها را از دامن اسلام بزداييد »
    « ملتي كه در خط اسلام ناب محمدي ـ صلي الله عليه و اله ـ و مخالف با استكبار و پول پرستي و تحجر گرايي و مقدس نمايي است . بايد همه افرادش بسيجي باشند و فنون نظامي و دفاعي لازم را بدانند چرا كه در هنگامه خطر ملتي سربلند و جاويد است كه اكثريت آن آمادگي لازم رزمي را داشته باشند. »
    « اسلام و ايران يكي از پر فروغترين چهره هاي تقوا و خلوص و ايمان خود را از دست داد. برادر عزيزم خاتمي زنده دل چهره تابناك مبارزات خستگي ناپذير روحانيت روشن ضمير در دهه هاي اخير اين مرز و بوم بود. او روشنفكري متدين و مجتهدي بزرگوار و از خوبان اميني بود كه اگر نتوان گفت بي نظير مسلما كم نظير بود. او با گوشت و پوست خود مبارزه با مي فهميد و سختيهاي آن را چون شربتي گوارا مي نوشيد. او يار و پناه محرومان بود. او يك عمر با تحجر و واپسگرايي جنگيد و يكي از طرفداران بي بديل اسلام ناب محمدي ـ صلي الله عليه و اله و سلم ـ در عصر فريب و خودپرستي بود. او پاك زيست و پاك مرد و پاك در جوار رحمت ربش آرميد »
    « البته تذكر اين نكته لازم است كه در تمام نوشته ها و صحبتها هر وقت نام « روحانيت » را به ميان آورده ام و از آنان قدرداني نموده ام مقصودم علماي پاك و متعهد و مبارز است : كه در هر قشري ناپاك و غير متعهد وجود دارد. و روحانيون وابسته ضررشان از هر فرد ناپاك ديگر بيشتر است . وهميشه اين دسته از روحانيون مورد لعن و نفرين خداو رسول و مردم بوده اند و ضربات اصلي را به اين انقلاب روحانيون وا بسته و مقدس مآب و دين فروش زده اند و مي زنند و روحانيون متعهد ما همواره از اين بي فرهنگها متنفر و گريزان بوده اند. »
    من به طلاب عزيز هشدار مي دهم كه علاوه بر اينكه بايد مواظب القائات روحاني نماها و مقدس مآبها باشند از تجربه تلخ روي كارآمدن انقلابي نماها و به ظاهر عقلاي قوم كه هرگز با اصول و اهداف روحانيت آشتي نكرده اند عبرت بگيرند كه مبادا گذشته تفكر و خيانت آنان فراموش و دلسوزيهاي بيمورد و ساده انديشيها سبب مراجعت آنان به پستهاي كليدي و سرنوشت ساز نظام شود »
    « اگر ما يك تخلفي بكنيم پاي ما حساب نمي شود; دشمنان ما اين را پاي جمهوري اسلامي حساب مي كنند. مي گويند جمهوري اسلامي هم مثل همان رژيم سابق است همان كارها را انجام مي دهد آنها هم ميرفتند مردم را بي جهت مي گرفتند. اينها هم مي روند مردم را بي جهت مي گيرند آنها هم مي ريختند توي خانه هاي مردم اينها هم مي ريزند توي خانه هاي مردم ... من فرض مي كنم كه يك كسي است كه صد درصد آدم جنايتكار است صد درصد اما پاسدارها نبايد اين آدمي كه صد درصد جنايتكار است بروند منزلش را باز كنند و بروند و زن و بچه او بترسند اين اسباب اين مي شود كه جمهوري ما و اسلامي كه ما ادعا مي كنيم ـ و واقع مطلب هم همين است ـ كه عدالت است و اگر ما كاري بكنيم تقصير از ماست نه از اسلام اينها تقصير را پاي جمهوري حساب مي كنند. و ما مسئول اين هستيم يعني پيش خدا مسئوليم .
    اگر ما يك كاري بكنيم كه اسلام در نظر دنيا لكه دار بشود اين جرم از جرمهايي است كه بخشيدني نيست قابل جبران نيست . غير از اين است كه ما خودمان « بيني و بين الله » يك خلافي بكنيم خوب اين را توبه مي كنيم تمام مي شود; اما يك اسلامي را ما همچه در دنيا جلوه بدهيم كه اين رژيم هم رژيم محمدرضايي است اين آخوند هم همان كاري را مي كند كه آن سرهنگ آن وقت مي كرد اين پايدار اسلامي مسلمان هم همان كاري را مي كند كه آن سازمان امنيتي و مامور سازمان امنيتي مي كرد. اين اسباب اين مي شود كه مكتب ما آلوده بشود آن مكتبي كه اولياي خدا خونشان را دادند براي حفظش »
    « يك نگراني ديگر كه ما داريم اين است كه دوستهايي كه نادان هستند توجه به مسائل ندارند موجب اين بشوند كه اسلام را طور ديگري نشان بدهند. ما امروز رژيم جمهوري اسلامي داريم ; ما امروز تمام قشرهايمان مدعي هستند كه جمهوري اسلامي هستيم . كه رژيم ما جمهوري اسلامي است دادگاههاي ما دادگاههاي اسلامي است كميته هاي ما كميته هاي اسلامي است پاسدارهاي ما پاسدار اسلامي ارتش ما ژاندارمري ما شهرباني ما قواي انتظامي ما اسلامي دولت ما اسلامي ادارات ما اسلامي ما همچو ادعا داريم من خوف آن دارم كه به واسطه قشرهايي كه غرض ندارند لكن نادان هستند كارهايي صورت بگيرد كه مكتب ما را آلوده كند و بد معرفي كند ما شكست بخوريم در مكتب اسلام دفن بشود اگر كميته ها چه آنهايي كه در آنها بعض معممين هست و چه آنهايي كه نيست . اگر خداي نخواسته برخلاف موازين اسلامي عمل كنند. مكتب ما را شكست مي دهند و اين مسئوليت بزرگي است براي معممين »
    « ما امروز از دوستان مي ترسيم ديروز از دشمنها مي ترسيديم آن ترس خيلي زياد نبود اشكالي نبود امروز از دوستها مي ترسيم كه اين دوستهاي بي توجه به عمق مسائل بي توجه به موقعيتي كه الان ما در آن واقع هستيم كاري بكنند كه مكتب ما در دنيا مكتب فاسد قلمداد شود مكتب عقب افتاده قلمداد شود. اين است كه ما را رنج مي دهد اين است كه ما را نگران كرده امروز بر همه ما بر همه ملت بر بانوان بربرادران بر علما بردانشگاهيهاي بروكلا بر وزرا بر همه قشرهاي ملت است كه احتراز كنند از اختلاف و احتراز كنند از كارهايي كه مخالف با نهضت اسلامي است مخالف با جمهوري اسلامي است »
    « بنابراين اسلام را (معرفي كردند) به اينكه اولا مكتبش بيش از اينكه يك نمازي خوانده بشود و يك روزه اي گرفته بشود و اينها نيست و كاري به زندگي مردم ندارد. »
    « چهره نوراني اسلام رابراي جهانيان روشن نمايند كه اگر اين چهره با آن جمال جميل كه قرآن و سنت در همه ابعاد به آن دعوت كرده از زير نقاب مخالفان اسلام و كج فهميهاي دوستان خودنمايي نمايد اسلام جهانگير خواهد شد و پرچم پرافتخار آن در همه جا به اهتزاز خواهد آمد. »
    « اگر ما اسلام را برخلاف آنطوري كه هست نمايش بدهيم به خارج عرضه كنيم به خارج اين شكست اسلام است . نه يك معصيت قضيه معصيت نيست . اين آني است كه انبيا سرش كشته شدند آني است كه اوليا سرش كشته شدند. دين حق ديني است كه انبيا و اوليا كشته شدند سرش : اگر كسي يكي از انبيا را بكشد يا اسلام را كاري بكند اين گناهش بالاتر از او هست انبيا براي اسلام كشته شدند اين از نبي كشي بالاتر است اين از سيدالشهدا كشتن بدتر است ! سيد الشهدا براي اسلام خودش را به كشتن داد همان اسلامي كه حالا دست ما افتاده و مع الاسف بعضي از ما بازي مي كنند با او »
    اختلاف و تفرقه از جمله پيامدهاي تحجر و تعصب است ; البته نه آن اختلافي كه رحمت است و شكوفايي و پيشرفت را در پي مي آورد بلكه آن اختلاف كه دشمني و بي اعتمادي و سو ظن و انحصارگرايي را به دنبال مي آورد. تحجر باعث مي شود كه عده اي با ظاهر فريبي و مقدس مآبي مردم را فريب داده و از اين طريق عده اي را تكفير و تفسيق نمايند و كم كم وحدت و يكپارچگي را در جامعه از بين ببرند.
    متحجرين و صاحبان فكر بسته و جزم گرا هيچ وقت با تساهل و توافق و مشاوره ميانه اي ندارند اقناع و گذشت و چشم پوشي را در كوچك ترين مسائل برنمي تابند بلكه هميشه به صورت تحميلي و اجبار وبا تنگ نظري و سخت گيري نظر و سليقه خود را اعمال مي كنند. در نتيجه بستر يك دلي و وحدت را از بين برده و جامعه و اجتماع را به اختلاف و تفرقه سوق مي دهند.
    گاهي انحصارگرايان و سطحي نگراني براي حفظ موقعيت خود حتي به دروغ و تهمت نيز متوسل مي شوند كه خود اين موجب ايجاد جو بي اعتمادي شده و كم كم دوري و تفرقه بين مردم و مردم و دولت را باعث مي شود.
    برداشت و فهمي كه اين گرايش از دين ارائه مي كند و نسل متفكر و صاحب انديشه را به سوي آن سوق مي دهد و بر آن اصرار مي ورزد چهره اي از دين و حكومت اسلامي ترسيم مي كند كه با تمدن جديد و پيشرفت و سازندگي ناسازگار است و جز با جامعه و مدنيت هزار سال پيش سازگار نيست . روشن است كه ارائه چنين چهره اي از دين اولا ظلم و ضربه به دين است و ثانياباعث خمود و افول انديشه ها و ركود نوگرايي و رونق واپسگرايي شده و موجب عدم شكوفايي و مانع ظهور استعدادهاي درخشان خواهد شد.
    با مراجعه به آثار حضرت امام مي بينيم كه ايشان در مقابل مسايل و مشكلات جامعه و پديده هاي نو با درايتي بي نظير و اجتهادي پويا به ارايه راه حل مي پردازند. ولذادر پاسخ به يكي از شاگردان خود مي فرمايد :
    « اينجانب لازم است از برداشت جنابعالي از اخبار و احكام الهي اظهار تاسف كنم . بنابر نوشته جنابعالي زكات تنها براي مصارف فقرا و ساير اموري است كه ذكرش رفته است و اكنون كه مصارف به صدها مقابل آن رسيده است راهي نيست و « رهان » در « سبق » و « رمايه » مختص است به تير و كمان و اسب دواني و امثال آن كه در جنگهاي سابق به كار گرفته مي شده است و امروز هم تنها در همان موارد است و « انفال » كه بر شيعيان « تحليل » شده است امروز هم شيعيان مي توانند بدون هيچ مانعي با ماشينهاي كذايي جنگلها را از بين ببرند و آنچه را كه باعث حفظ و سلامت محيط زيست است را نابود كنند و جان ميليونها انسان را به خطر بيندازند و هيچ كس هم حق نداشته باشد مانع آنها باشد منازل و مساجدي كه در خيابان كشيها براي حل معضل ترافيك و حفظ جان هزاران نفر مورد احتياج است نبايد تخريب گردد و امثال آن و بالجمله آنگونه كه جنابعالي از اخبار و روايات برداشت داريد تمدن جديد بكلي بايد از بين برود و مردم كوخ نشين بوده و يا براي هميشه در صحراها زندگي نمايند.
    و اما راجع به دو سوال يكي بازي با شطرنج در صورتي كه از آلت قمار بودن بكلي خارج شده باشد بايد عرض كنم كه شما مراجعه كنيد به كتاب جامع المدارك مرحوم آيت الله آقاي حاج سيد احمد خونساري كه بازي با شطرنج را بدون رهن جايز مي داند و در تمام ادله خدشه مي كند در صورتي كه مقام احتياط و تقواي ايشان و نيز مقام علميت و دقت نظرشان معلوم است اما اينكه نوشته ايد از كجا سائل به دست آورده كه شطرنج بكلي آلت قمار نيست اين از شما عجيب است چون سوالها و جوابها فرض است و بنابراين آنچه را من جواب داده ام در فرض مذكور است كه اشكالي متوجه نيست و در صورت عدم احراز بايد بازي نكنند و عجيبتر آنكه نوشته ايد چرا به جاي « قصد حرام نباشد » « قصد حلال » نوشته شده گويي عمل شخص متوجه و قاصد بدون قصد هم مي شود در اينصورت « قصد حلال » مساوق است با نبودن « قصد حرام »
    واما در قضيه خريد و فروش آلات مشتركه براي مقصد حلال اشتباه بزرگي كرده ايد كه گمان كرده ايد خريد و فروش براي منفعت حلال يعني استفاده حرام كردن و اين برخلاف آنچه نوشته شده است مي باشد. البته در اين زمينه ها مسائل زيادي است كه حال و وقت من اجازه تعقيب آنها را ندارد. از جنابعالي كه فردي تحصيلكرده و زحمت كشيده اي مي باشيد توقع نبود كه اينگونه برداشت كرده و آن را به اسلام نسبت دهيد.
    شما خود مي دانيد كه من به شما علاقه داشته و شما را مفيد مي دانيم ولي شما را نصيحت پدرانه مي كنم كه سعي كنيد تنها خدا را در نظر بگيريد و تحت تاثير مقدس نماها و آخوندهاي بيسواد واقع نشويد چرا كه اگر بنا است با اعلام و نشر حكم خدا به مقام و موقعيتمان نزد مقدس نماهاي احمق و آخوندهاي بيسواد صدمه اي بخورد بگذار هر چه بيشتر بخورد. از خداوند متعال توفيق جنابعالي را در خدمت به اسلام و مسلمين چون گذشته خواهانم . و السلام عليكم و رحمه الله »
    توجه به سنت ها و آداب و رسوم گذشته و پاسداشت آنها امري معقول و با ارزش است و در جوامع امروز خود عامل هويت سازي و ملت سا زي است . اما اگر اين نگاه به گذشته معطوف به نگرش مثبت به آينده نباشد و صرفا به صورت توهم و آرزوي برگشت به گذشته باشد نه فقط موجب سازندگي و ملت سازي نخواهد شد بلكه عامل اصلي عقب ماندگي و بدبختي جوامع خواهد شد.
    واپسگرايي و تعصب به گذشته به اسم سنت و ارزش هاي صدر اسلام قطعا جامعه ديني را به چالش خواهد كشيد و حاكميت دين و توان پاسخگويي دين را در جامعه امروزي زيرسوال خواهد برد. از نمادهاي گذشته گرايي و سنت گرايي افراطي قانون گريزي و تعارض حاكميت قانون در اجتماع است چرا كه سنت گرايان افراطي پذيرش خيلي از قوانين داخلي و بين المللي را برنمي تابند نظر حضرت امام در اين باره روشن و شفاف است . ايشان مي فرمايد :
    « همه بايد مقيد به اين باشيد كه قانون را بپذيريد ولو برخلاف راي شما باشد. بايد بپذيريد براي اينكه ميزان اكثريت است و تشخيص شوراي نگهبان كه اين مخالف قانون نيست و مخالف اسلام هم نيست ميزان است كه همه ما بايد بپذيريم من هم ممكن است با بسياري از چيزها من كه يك طلبه هستم مخالف باشم . لكن وقتي قانون شد (تصويب ) خوب ما هم مي پذيريم بعد از اينكه يك چيزي قانوني شد ديگر نق زدن در آن اگر بخواهد مردم را تحريك بكند مفسد في الارض است و بايد با او دادگاهها عمل مفسد في الارض بكنند واگر نه راي مي دهد آرام با راي آرام هيچ كس مخالف نيست . شما مي گوييد كه نخير اينكه گفتند اينها اشتباه كردند ولي ما در مقام عمل قبول داريم رايمان اين است كه اين جوري نيست اما در عمل ملتزم هستيم .
    بايد بپذيرند اينها را اگر مي خواهيد كه از صحنه بيرونتان نكنند بپذيريد قانون را نگوييد هي قانون و خودتان خلاف قانون بكنيد! بپذيريد قانون را همه تان روي مرز قانون عمل بكنيد. اگر همه روي مرز قانون عمل بكنند اختلاف ديگر پيش نمي آيد. همه اختلافات اين است . »
    « كشوري كه قانون حكومت نكند خصوصا قانوني كه قانون اسلام است اين كشور را نمي توانيم اسلامي حساب كنيم كساني كه با قانون مخالفت مي كنند اينها با اسلام مخالفت مي كنند. كساني كه با مصوبات مجلس بعد از اينكه شوراي نگهبان نظر خودش را داد باز مخالفت مي كنند. اينها دانسته يا ندانسته با اسلام مخالفت مي كنند. اگر همه اشخاصي كه در كشورمان هستند و همه گروههايي كه در كشور هستند و همه نهادهايي كه در سرتا سر كشور هستند به قانون خاضع بشويم و قانون را محترم بشماريم هيچ اختلافي پيش نخواهد آمد اختلافات از راه قانون شكنيها پيش مي آيد. »
    از ديدگاه امام خميني ويژگي هاي تحجر و تحجرگرايي عبارتند از : مقدس نمايي و تقدس مآبي قشري گري و سطحي نگري نگاهي ابزاري به دين عوام زندگي و عوام گرايي داشتن روحيه تك بعدي و تك محوري راحت طلبي و رفاه گرايي تنگ نظري كج انديشي و كج فهمي تقليد كوركورانه شخصيت زدگي و شخصيت پرستي دورويي و ريا گرايش شديد به دروغ مصلحتي انتقاد ناپذيري عدم توجه به مشاركت عمومي تجمل گرايي برداشت هاي غلط و افراطي و...
    متاسفانه هنوز براي بسياري از ملتهاي اسلامي مرز بين اسلام امريكايي و اسلام ناب محمدي و اسلام پابرهنگان و محرومان و اسلام مقدس نماهاي متحجر و سرمايه داران خدانشناس و مرفهين بي درد كاملا مشخص نشده است .
    آمريكا و استكبار در تمامي زمينه ها افرادي را براي شكست انقلاب اسلامي در آستين دارند در حوزه ها و دانشگاهها مقدس نماها را كه خطر آنان را بارها و بارها گوشزد كرده ام . اينان با تزويرشان از درون محتواي انقلاب و اسلام را نابود مي كنند. اينها با قيافه اي حق به جانب و طرفدار دين وولايت همه را بي دين معرفي مي كنند