روزنامه جمهوري اسلامي 06/11/1387 صفحه عقيدتي

  • از مرزباني فكري و اعتقادي تا مجاهدات اجتماعي و سياسي
  • يك قرن تلاش و تقوا
  • *****
    از مرزباني فكري و اعتقادي تا مجاهدات اجتماعي و سياسي




  • شرحي بر در رهنمودي از امام موسي بن جعفر(ع ) درباره فاصله و تفاوت عالمان حاضر در عرصه هاي خطير فعاليت هاي فكري و اجتماعي و سياسي با عابدان گوشه گير و مسئوليت گريز
    كسي كه در كسوت عالم ديني درمي آيد و راه فقاهت و مجاهدت علمي مي پويد و به انديشه وري و دين ورزي مي رسد از همان آغاز و به موازات علم اندوزي و بينش يابي مسئوليت هاي اجتماعي و سياسي بر دوش جانش به شدت سنگيني مي كند.
    اگرچه مرزباني عقيده و ايمان اولين و بنيادي ترين وظيفه عالم و فقيه است و او بايد به سلامت اعتقادات توده هاي مردم بينديشد و دانش و آگاهي هاي اصيل ديني را به آنان منتقل نمايد لكن اين تنها وظيفه عالم و فقيه نيست كه او در كنار اين مهم حضور در عرصه هاي حيات اجتماعي و سياسي و نجات و ياري رساني به مردمان را نيز ضروري مي داند و بايد در ميان اقشار مختلف مردم باشد و ناظر به موانع و مشكلات و تلاش عملي در مسير نجات و رهاسازي آنها گردد.
    در نگاه فرهنگ و انديشه اسلامي عالم ديني بايد به هر دو وظيفه « عامل » باشد كه اين دو در كنار هم و آميخته در هم هستند و حائز اهميت بسيار و داراي نقش مشترك در پرورش انسان موحد و وارسته مي باشند.
    عالم ديني اگر در مرزباني عقيده و ايمان قصور ورزد جريان هاي فكري آلوده و التقاطي با نام اسلام تبليغ و ترويج مي گردند و عقايد مردم را متزلزل و مغشوش مي نمايند و اركان ساختار ايمان آنان را فرو مي ريزند.
    در بستر تاريخ و در همه اعصار و زمان ها خطر آفت و آسيب نحله هاي اعتقادي و فكري ناسالم و انحرافي مردم مسلمان را تهديد كرده و مي كند و در چنين شرايطي كه آنارشيسم فكري و هرج و مرج اعتقادي افراد جامعه را نشانه مي رود و مكاتب باطل و غيرواقعي را ترويج مي نمايد و به شكار نيروي جوان مي پردازد وظيفه بزرگ مرزباني فكري عالمان ديني نمايان مي گردد.
    در كنار وظيفه بزرگ و الهي مرزباني از عقيده و ايمان مسئوليت اجتماعي و سياسي علما و فقهاي اسلام براي نجات و ياري مردمان آشكار مي گردد و اين ياري رساني و نجاتگري از جنبه هاي مختلف رخ مي نماياند و مانع تحقق رنج و تنگنا و ناامني هاي اخلاقي و تربيتي و اقتصادي و سياسي در جامعه اسلامي مي گردد.
    در فرهنگ و معارف اسلامي با آموزه هاي گوناگون و روش هاي مختلف جامعيت وظايف و مسئوليت هاي عالمان ديني نمايانده مي شود. رهنمود ذيل از حضرت امام موسي كاظم (ع ) ازجمله آموزه هايي است كه هم به وظيفه مرزباني عقيده و ايمان و هم به مسئوليت نجات و ياري مردمان ـ كه هر دو از حوزه هاي مهم كوشايي هاي فكري و علمي و فعاليت هاي عيني و عملي فقيهان و عالمان مي باشد ـ تصريح دارد :
    « يك فقيه و عالم ديني كه به تعليم و ارشاد مردم مي پردازد براي ابليس سخت تر و هولناك تر از هزار عابد است زيرا عابد همه در بند خويش است ولي عالم علاوه بر خود نگران بندگان خدا نيز هست تا آنان را از چنگ ابليس و پيروان سياهكارش برهاند از اين رو او در نزد خدا بر هزار هزار مرد عابد و هزار هزار زن عابد ترجيح و برتري دارد. »
    اين رهنمود ژرف و راهگشا جامع همه مسئوليت هاي علما و فقهاي دين است و از نگاه فراگير و بيان فشرده و نگرش كلي و مبنايي آن مي توان همه وظايف بزرگ اين مرزبانان فكري و ياري رسانان اجتماعي را در ذيل به نظاره گذاشت :
    1 ـ آموزش و تعليم يكي از وظايف مهم عالمان ديني است . آنان موظفند فرهنگ و معارف اسلامي را به صورت موضوعي و در ابعاد و جلوه هاي مختلف به شرح و تبيين درآورند. اين آموزش و تعليم داراي وسعت و گستردگي همه احكام و قوانين عبادي فرهنگي اخلاقي تربيتي عرفاني اجتماعي اقتصادي سياسي و نظامي اسلام مي باشد كه بايد همه اجزا و ابعاد آن شرح و تعليم گردد و در مجموع هر مسلمان به شناختي لازم از اين فرهنگ و معارف غني نائل آيد.
    2 ـ هدايت و ارشاد از ديگر وظايف عالمان ديني است كه با گشودن راه حق و مسدودكردن بيراهه هاي باطل صراط مستقيم الهي را براي اهل ايمان مشخص و آنان را به سوي هدايت رهنمود مي شوند و از هر ضلالت و گمراهي جلوگيري به عمل مي آورند.
    3 ـ پرورش هاي اخلاقي و تربيتي وظيفه مهم و حياتي ديگري از عالمان ديني به شمار مي رود كه به صورت مجموعه اي از تلاش هاي علمي براي ايجاد آگاهي نسبت به نقش و آثار سازنده فضايل اخلاقي و نيز نقش و آثار مخرب رذايل اخلاقي در كنار تلاش هاي عملي ـ براي به تسري درآمدن آموزه هاي اخلاقي و تربيتي در گفتار و رفتار و كردار مردم ـ به ظهور و عينيت درمي آيد.
    4 ـ نماياندن جريان هاي اعتقادي و فكري باطل براي ايجاد امنيت فكري و اعتقادي در نسل جوان از مسئوليت هاي مهم ديگر علماي اسلام محسوب مي شود. اين جريان هاي باطل هم شامل جريان هاي فكري ملحد مي گردد كه مكاتب فلسفي انكاركننده خدا و نبوت و معاد مي باشند و هم شامل جريان هاي فكري التقاطي مي شود كه به صورت آميختن اسلام با مفاهيم مكتب هاي غربي و شرقي و با پوشش و لعابي از دين به جوانان و دانشجويان عرضه مي گردد.
    5 ـ كسب آگاهي هاي اجتماعي و سياسي از وظايف ديني مسلمين است زيرا اسلام هرگز به امور عبادي و اخلاقي محدود نمي شود و تعاليم و قوانين اين دين رهايي بخش در صحنه هاي فعاليت هاي اجتماعي و سياسي حضور مي يابد و راه مي نماياند و از همين رو عالمان ديني در كنار معرفت آفريني هاي مختلف خود براي مردم جامعه به آگاهي بخشي هاي اجتماعي و سياسي نيز مي پردازند و با بالابردن سطح آگاهي هاي آنان نسبت به موضوعات گوناگون در اين حوزه از جمله دشمن شناسي و جريان شناسي واقف و آگاه مي نمايند.
    6 ـ تحرك آفريني در عرصه هاي سياسي به صورت ايجاد احساس مسئوليت در مردم جامعه به ويژه جوانان و دانشجويان براي روي آوردن به وظايفي چون حضور در انتخابات دفاع از دين و ملت در برابر توطئه هاي دشمنان امربه معروف و نهي ازمنكر جهاد و مبارزه با جبهه مشترك كفر و شرك و نفاق در همه اعصار و دفاع از استقلال و تماميت ارضي كشور از ديگر مسئوليت هاي مهم و بنيادي علماي اسلام مي باشد.
    7 ـ نجات مردمان از گرداب رنج ها و بلايا و تلاش مستمر به منظور رفع تنگناهاي سخت و زيان آور وظيفه و مسئوليت بزرگ ديگري است كه بر دوش عالمان متعهد و دردآشنا سنگيني مي كند و آرام و قرار را از آنان مي ربايد. اين مسئوليت حياتي هم از جنبه گرفتاري هاي كانون هاي خانواده هم از جنبه رنج ها و فشارهاي روحي و رواني و هم بلايا و مصائب گوناگون و دامنگير انسان عالمان دلسوخته را به نجات و ياري رساني مردم دعوت مي نمايد و آنان بر مبناي تعاليم و دستورالعمل هاي دين مبين حق خويشتن را مسئول و متعهد مي يابند كه مانع شوند رنج و مشكلات و فشارهاي گوناگون عرصه زندگي فردي اجتماعي اقتصادي و سياسي را بر اهل ايمان تنگ نمايد و آنان را پريشان كند و به تشويش و نااميدي و هراس و تزلزل بيفكند.
    امور هفتگانه اي كه به آنها اشاره كرديم تلاش هاي علمي و عملي عالمان و فقيهان راستين را به هدايت و نجات و سلامت و رستگاري توده هاي مردم منتهي مي نمايد و اين جاست كه ابليس به شدت احساس شكست مي كند به گونه اي كه براي او « هزار عابد » آنگونه خطر و رنج نمي آفرينند كه « يك عالم » موجب هراس و مشقت او مي شود. زيرا عابد فقط به امور فردي و شخصي خود اشتغال دارد و خويش را نسبت به جامعه و مردم در تعهد و مسئوليت نمي يابد تا كمر همت بربندد و پاي در ميادين خطرناك مقابله با جهل و جمود و انحراف و انحطاط و التقاط بگذارد و آسايش خود را براي رهايي و سلامت ديگران زايل سازد و حتي جانش را در معرض تهديد و آسيب دشمنان خدا قرار دهد. اما « عالم ديني » نمي تواند بنشيند و نظاره گر تاخت و تاز كفر و شرك و نفاق به مرزهاي عقيده و ايمان مردم باشد و دام هاي فريب و مكر و فتنه و نفاق را بنگرد كه گسترده مي شوند تا پيروان ابليس به صورت جريان هاي ملحد و منافق و حتي با پوشش دين الهي به تخريب اعتقادي و فكري جوانان بپردازند و حق را در مذبح باطل قرباني كنند.
    آري تفاوت « عابد » و « عالم » بسيار است همچنان كه وظايف و مسئوليت عالم مسئول انبوه و كثير است و اين دو هرگز قابل مقايسه با هم نخواهند بود.
    تعبير امام كاظم (ع ) مبني بر اين كه عالم در نزد خداوند بر « هزار هزار » ـ يعني يك ميليون ـ عابد مرد و هزارهزار عابد زن رجحان و برتري مي يابد در متن خود حقايقي را نهفته دارد كه آنچه در اين نوشتار از نظر گذشت بخشي از آنهاست .
    در بستر تاريخ و در همه اعصار و زمان ها خطر آفت و آسيب نحله هاي اعتقادي و فكري ناسالم و انحرافي مردم مسلمان را تهديدكرده و مي كند و در چنين شرايطي كه آنارشيسم فكري و هرج و مرج اعتقادي افراد جامعه را نشانه مي رود و مكاتب باطل و غيرواقعي را ترويج مي نمايد و به شكار نيروهاي جوان مي پردازد وظيفه بزرگ مرزباني فكري عالمان ديني نمايان مي گردد
    تحرك آفريني در عرصه هاي سياسي به صورت ايجاد احساس مسئوليت در مردم جامعه به ويژه جوانان و دانشجويان براي روي آوردن به وظايفي چون حضور در انتخابات دفاع از دين و ملت در برابر توطئه هاي دشمنان امر به معروف و نهي از منكر جهاد و مبارزه با جبهه مشترك كفر وشرك و نفاق در همه اعصار و دفاع از استقلال و تماميت ارضي كشور از مسئوليت هاي مهم و بنيادي و اجتماعي و سياسي علماي اسلام مي باشد.

  • *****
    يك قرن تلاش و تقوا


  • نگرشي به حيات علمي و معنوي مرحوم حجت الاسلام والمسلمين سيد ابراهيم اصغري بهاري
    به كوشش سيد اسماعيل اصغري
    قسمت سوم
    زماني كه در بستر بيماري بود و ديگر توان راه رفتن نداشت فرمود : « محمد مرگ هم نه فقط نعمت كه سفر غريب و مرحله عجيبي از حيات است . » من در برابر ياد مرگ و جدايي ناراحت شدم و عرض كردم : آقا فعلا از اين مقوله صحبت نكنيد. چون هميشه با تبسم شيريني گفت : « ناراحت نباش » و از يكي از علماي رباني نقل كرد كه : « برويم و ببينيم آنجا چه مي گويند. آنجا چه خبر است » آنگاه غزل معروف لسان الغيب را كه گاه بر منبر وعظ هم مي خواند با آرامش و اطمينان عجيب تكرار كرد :
    حجاب چهره جان مي شود غبار تنم
    خوشا دمي كه از آن چهره پرده برفكنم
    چنين قفس نه سزاي چو من خوش الحاني است
    روم به گلشن رضوان كه مرغ آن چمنم
    چگونه طوف كنم در سراي عالم قدس
    كه در سراچه تركيب تخته بند تنم
    و از همين منظر است كه درد هجران و سنگيني فراق كمر مي شكند و سيل اندوه طاقت سوز مي گردد. و عارف بزرگي چون مولوي را بي تاب مي كند :
    بي همگان به سر شود بي تو به سر نمي شود
    داغ تو دارد اين دلم جاي دگر نمي شود
    بي تو نه زندگي خوشم بي تو نه مردگي خوشم
    سر زغم تو چون كشم بي تو به سر نمي شود
    و سعدي هم چنين مي سرايد :
    بگذار تا بگريم چون ابر در بهاران
    كز سنگ ناله خيزد روز وداع ياران
    و سئوال اين است كه به راستي آن همه درد و داغ در رثاي خوبان و پاكان و صالحان و زيبايان براي چيست مگر نه مرگ و فراق « حق » است و قطعي . پس عاقلان و بزرگان و اوليا چرا بي تابي مي كنند پاسخ روشن است . آن همه ناله و فرياد براي زيبائي هاي زود گذر و نابود شدني نيست . بلكه براي گلها و گلستان ها و زيبايي هائي است كه نادرند و هجران آنها غمبار و طاقت سوز است . يعني كه ... فراق يار نه آن مي كند كه بتوان گفت ! و چنين است كه ضبط خاطرات و تدوين چگونگي حيات و رشد و رفتار و عقايد و بودن و زيستن انسانهائي كه به نحوي در عرصه زندگي نمونه بوده اند و سير و سلوك و قيام و قعود آنها سخت آموزنده و ارجمندند لازم و مفيد و جامعه ساز است . و زندگي و سلوك حضرت پدر نيز همان سان كه يادداشت هاي اخوي عزيز به خوبي نشان مي دهد از ابعاد مختلفي ثمر بخش و داراي آثار تربيتي بسيار است . شرح زندگي انسانهايي از اين دست تجليل و تعظيم فرد و حيات فردي نيست بلكه هدف اصلي نقش و تاثير والايي است كه زندگي صالحان و پاكان بر جامعه و افراد جامعه دارد. و همان طور كه خود آقا همواره مي گفت :
    اين جهان كوه است و فعل ما ندا
    سوي ما آيد نداها را صدا
    و مي گفت :
    مگو ناخوش كه ناخوش پاسخ آيد
    به كوه آواز خوش ده تا خوش آيد
    از سوي ديگر : توجه به نقد حال و بيوگرافي صالحان خصوصا در عصر حاضر كه آن را عصر « انفجار اطلاعات » و عصر درهم شكسته شدن « اخلاقيات » و عصر « تراكم زمان و فضا » ناميده اند بسيار مغتنم است . روزگاري كه « سنت هاي حسنه » را در محبس تاريخ به ورطه هاي فراموشي مي سپارد و با لشگر به اصطلاح « تجدد و نوگرائي » بر هر چه رنگ اخلاق و عاطفه دارد يورش مي آورد و با انگ كهنگي و سنتي بودن ارزش » ها و حتي ارزش هاي برتر را محور و نابود مي كند و به بهانه « جهاني شدن » فرهنگ هاي فرهمند بومي و گاه ديني را در دنياي « مدرنيسم » و « پست مدرن » سر مي برد! شرح حيات و زندگي مردان حق به هر تقدير نشان مي دهد كه دين و تقوا و پاكي و عدالت فطري نوع انسان است : « فطرت الله التي فطر الناس عليها » و علي رغم تلاش دزدان دين و انسانيت همواره و در همه حال دين لازمه حيات آدميان است . چه در عصر حجر و چه در روزگار « پست مدرن » انسان نمي تواند بي دين و معنويت به زندگي ادامه دهد و منهاي اخلاق و خدا سراسر گيتي عرصه بي اخلاقي و زورمداري و بربريت است . به عبارت ديگر : دين و معنويت و صلاح و تقوا « فرا زمان » و « فرامكان » اند و منهاي معنويت هر پستي و ستم مجاز خواهد بود و...
    يادداشت هايي كه برادر دانشمند جناب حجت الاسلام و المسلمين سيد اسماعيل اصغري تحت عنوان « يك قرن تلاش و تقوا » در شرح زندگي « پدر » راحل عزيز پرداخته گوياي روشني از حقايق بالاست . حضور و حماسه مردم در رثاي عارفي عامل و وفا و محبت و عشق و اشك بي رياي هزاران انسان صميمي روشنترين و صادق ترين گواه است كه نوع « انسان » با هر صورت و كيفيت شيفته اخلاق و صفا و صميميت و تقوا است .
    به تعيين ديگر ممكن است فطرت زلال و الهي انسان دربرهه اي گرفتار غبار و تيرگي و انحراف گردد و آينه صاف سرشت انساني كه « خليفه الله » است در مقطعي خاص زنگار غفلت گيرد اما با نخستين حركت و رويارويي با « حق » دوباره آن صفا و خلوص چهره مي نمايد و حقيقت و جودي خويش را بر ملا مي كند و شايد سخن مولا علي (ع ) كه مي فرمايد : « الحق قديم لايبطله شي » به همين حقيقت ناب اشاره دارد. و چه با پهنا و عميق است سخن قرآن كه :
    « ...انزل من السما ما... فاحتمل السيل زبدا رابيا و اما الزبد فيذهب جفائا » كف روي آب هرچند خروشان و جوشان و طوفنده همانا جز « كف » و جز خار و خسك نيست كه طوفان آسا مي آيد و با همان سرعت نيز فرو مي نشيند و محو مي گردد و آنچه استوار مي ماند و دير مي زيد به يقين حق و حقيقت است . حقيقت همواره چون خورشيد مي تابد و جهاني را فروزان مي كند گر چه چند صباحي نيز در پشت ابرهاي تيره انحراف پنهان بماند.
    حدود دويست سال بازيگران بني اميه و آل مروان و قرنها نيز سفلگان بني العباس علي (ع ) و اهل بيت سرافراز او را تخريب كردند و دنيا طلبان « مزدور » و بي دين و بي شخصيت را سيم و زر دادند تا « جعل حديث » كنند و در تحقير بني هاشم و تجليل و تعظيم بني اميه و بني عباس و « عالمان درباري » سنگ تمام گذارند اما نهايتا حقيقت و عظمت اهل بيت پس از هزار سال تحريف و تخريب باز دلهاي مشتاقان حق را ربود و حق در جايگاه عميق و رفيع خود استقرار يافت .
    اكنون آنچه در صفحات پيشاروي مي خوانيد شرح حال و نقد زندگاني يكي از مريدان و پيروان و شيعيان صديق و مخلص پيامبر(ص ) و اهل بيت پاك و مطهر آن بزرگوار است كه به قلم شيرين و با صفا و رواني به رشته تحرير در آمده است .
    نقد حال حاوي نكات تربيتي ارزشمند خاطرات خواندني و شيرين اشعار بسيار لطيف و ناب آيات و همچنين روايات موثق منش و رفتار و گفتار نغز و پرنكته اي است كه جدا خواننده را با خود مي برد و به انديشه و تعقل و دقت مي خواند. در عين حال سراسر عبرت و پند و اندرز است .
    دكتر سيد محمد اصغري