روزنامه جمهوري اسلامي 06/11/1387 صفحه مقالات

  • انسان هشدارها و بيدارباش ها
  • نيايش
  • آيت حق
  • *****
    انسان هشدارها و بيدارباش ها




  • حضرت علي (ع ) به هنگام تلاوت آيه 6 سوره انفطار كه مي فرمايد : « اي انسان چه چيز تو را در برابر پروردگار كريمت مغرور ساخته است » اين گونه لب به سخن گشود و به هشدار و بيدارباش انسان غافل پرداخت .
    غرور زدگي ها
    دليل و برهان گناهكار نادرست ترين برهان ها است و عذرش از توجيه هر فريب خورده اي بي اساس تر و خوشحالي او از عدم آگاهي است .
    اي انسان ! چه چيز تو را بر گناه جرات داده و در برابر پروردگارت مغرور ساخته و بر نابودي خود علاقمند كرده است آيا بيماري تو را درمان نيست و خواب زدگي تو بيداري ندارد چرا آنگونه كه به ديگران رحم مي كني به خود رحم نمي كني
    چه بسا كسي را در آفتاب سوزان مي بيني بر او سايه مي افكني يا بيماري را مي نگري كه سخت ناتوان است از روي دلسوزي بر او اشك مي ريزي اما چه چيز تو را بر بيماري خود بي تفاوت كرد و بر مصيبت هاي خود شكيبا و از گريه بر حال خويشتن باز داشته است در حالي كه هيچ چيز براي تو عزيزتر از جانت نيست ! چگونه ترس از فرودآمدن بلا شب هنگام تو را بيدار نكرده است كه در گناه غوطه ور و در پنجه قهر الهي مبتلا شده اي
    چگونه بودن
    پس سستي دل را با استقامت درمان كن و خواب زدگي چشمانت را با بيداري از ميان بردار و اطاعت خدا را بپذير و با ياد خدا انس گير و ياد آر كه تو از خدا روي گرداني و در همان لحظه او روي به تو دارد و تو را به عفو خويش مي خواند و با كرم خويش مي پوشاند! در حالي كه تو از خدا بريده به غير او توجه داري ! پس چه نيرومند و بزرگوار است خدا!
    و چه ناتوان و بي مقدار تو كه بر عصيان او جرات داري در حالي كه تو را در پرتو نعمت خود قرار داده و در سايه رحمت او آرميده اي نه بخشش خود را از تو گرفته و نه پرده اسرار تو را دريده است . بلكه چشم بر هم زدني بي احسان خدا زنده نبودي . در حالي كه يا در نعمت هاي او غرق بودي يا از گناهان تو پرده پوشي شد و يا بلا و مصيبتي را از تو دور ساخته است پس چه فكر مي كني اگر او را اطاعت كني به خدا سوگند اگر اين رفتار ميان دو نفر كه در توانايي و قدرت برابر بودند وجود داشت (و تو يكي از آن دو بودي ) تو نخستين كسي بودي كه خود را بر زشتي اخلاق و نادرستي كردار محكوم مي كردي .
    دنيا شناسي
    به حق مي گويم آيا دنيا تو را فريفته است يا تو خود فريفته دنيايي دنيا عبرت ها را براي تو آشكار و تو را به تساوي دعوت كرد دنيا با دردهايي كه در جسم تو مي گذارد و با كاهشي كه در توانايي تو ايجاد مي كند راستگوتر از آن است كه به تو دروغ بگويد و يا مغرورت سازد. چه بسا نصيحت كننده اي از دنيا را متهم كردي و راستگويي را دروغگو پنداشتي ! اگر دنيا را از روي شهرهاي ويران شده و خانه هاي درهم فروريخته بشناسي آن را يادآوري دلسوز و اندرزدهنده اي گويا مي يابي كه چونان دوستي مهربان از تباهي و نابودي تو نگران است .
    دنيا چه خوب خانه اي است براي آن كس كه آن را جاودانه نپندارد و خوب محلي است براي آن كس كه آن را وطن خويش انتخاب نكند. سعادتمندان به وسيله دنيا در قيامت كساني هستند كه امروز از حرام آن مي گريزند.
    انسان و رستاخيز
    آنگاه كه زمين سخت بلرزد و نشانه هاي هولناك قيامت تحقق پذيرد و پيروان هر ديني به آن ملحق شوند و هر پرستش كننده به معبود خود و هر اطاعت كننده اي به فرمانده خود رسد نه چشمي بر خلاف عدالت و برابري در هوا گشوده نه قدمي بر خلاف حق آهسته در زمين نهاده مي شود در آن روز چه دليل هايي كه باطل مي گردد و عذرهايي كه پذيرفته نمي شود! پس در جستجوي عذري باش كه پذيرفته شود و دليلي بجوي كه استوار باشد و از دنياي فاني براي آخرت جاويدان توشه بردار و براي سفر آخرت وسائل را لازم را آماده كن و چشم به برق نجات بدوز و بار سفر بربند.
    (نهج البلاغه خطبه 23 )
    اگر دنيا را از روي شهرهاي ويران شده و خانه هاي درهم فروريخته بشناسي آن را يادآورنده اي دلسوز و اندرزدهنده اي گويا مي يابي كه چونان دوستي مهربان از تباهي و نابودي تو نگران است
    دنيا خوب خانه اي است براي كسي كه آن را جاودانه نپندارد و خوب محلي است براي آن كس كه آن را وطن خويش انتخاب نكند
    كساني كه به وسيله دنيا به سعادتمندي در قيامت رسيده اند كساني هستند كه امروز از حرام آن مي گريزند

  • *****
    نيايش




  • امام علي (ع ) همواره با اين كلمات خدا را مي خواند :
    ستايش خداوندي را سزاست كه شبم را به صبح آورد بي آن كه مرده يا بيمار باشم نه دردي بر رگ هاي تنم باقي گذارد و نه به كيفر بدترين كردارم گرفتار كرد نه بي فرزند و خاندان مانده و نه از دين خدا روي گردانم نه منكر پروردگار نه ايمانم دگرگون و نه عقلم آشفته و نه به عذاب امت هاي گذشته گرفتارم . در حالي صبح كردم كه بنده اي بي اختيار و بر نفس خود ستمكارم .
    خدايا بر تو است كه مرا محكوم فرمايي در حالي كه عذري ندارم و توان فراهم آوردن چيزي جز آنچه كه تو مي بخشايي ندارم و قدرت حفظ خويش ندارم جز آن كه تو مرا حفظ كني .
    خدايا به تو پناه مي برم از آن كه در سايه بي نيازي تو تهيدست باشم يا در پرتو روشنايي هدايت تو گمراه گردم يا در پناه قدرت تو بر من ستم روا دارند يا خوار و ذليل باشم در حالي كه كار در دست تو باشد!
    خدايا جانم را نخستين نعمت گرانبهايي قرار ده كه مي ستاني و نخستين سپرده اي قرار ده كه از من باز پس مي گيري !
    خدايا ما به تو پناه مي بريم از آن كه از فرموده تو بيرون شويم يا از دين تو خارج گرديم يا هواهاي نفساني پياپي بر ما فرود آيد كه از هدايت ارزاني شده از جانب تو سرباز زنيم . (نهج البلاغه خطبه 225 )

  • *****
    آيت حق




  • به حيرتم كه چه وصفي كنم به شان علي
    كه عرش و فرش بود جمله مدح خوان علي
    نه من كه طبع هزاران چو من فرو ماند
    ز برشمردن اوصاف بي كران علي
    علو قدر همين بس بود كه در دو جهان
    عليست آل محمد محمد آل علي
    اگر متاع دو عالم به دست من باشد
    فداي نام علي مي كنم به جان علي
    به آستين سعادت كجا رسد دستش
    كسي كه چهره نسايد بر آستان علي
    بساط گلشن جنت به ديگران بخشم
    اگر گلي به كف آرم ز بوستان علي
    به پادشاهي عالم فرو نيارد سر
    هر آن گدا كه بود ريزه خوار خوان علي
    ز نقد هر دو جهان تا كه بي نياز شوي
    به جوي گوهري از گنج شايگان علي
    به راه علم و عمل پيشتاز امت بود
    كسي نبود درين عرصه همعنان علي
    بر آشيانه ي باغ جهان از آن ننشست
    كه بر فراز فلك بود آشيان علي
    جهان و جيفه ي او را به نيم جو نخريد
    كسي نداد طلاق جهان بسان علي
    دلا ز آتش دوزخ كسي بود ايمن
    كه دوستدار علي گشت و دودمان علي
    اگر تو نيز چو من بنده ي گنهكاري
    بجو شفاعت فردا ز خاندان علي
    علي كه آيت حق بود حق بود همه را
    فروغ و فخر فروشند پيروان علي
    چو (نظمي ) ار همه عالم شود مديحه سراي
    مديحه يي نسرايد كسي به شان علي .
    علي نظمي تبريزي