بسم الله الرحمن الرحيم
مهمترين خطوط سياست خارجي آمريكا در منطقه خاورميانه
كه مي تواند نشان دهنده چگونگي جهت گيري سياسي هر رئيس جمهور و
دولتي كه در واشنگتن بر سر كار مي آيد باشد
عبارتند از موضعگيري درباره فلسطين
طرح خاورميانه اي
تصميم گيري درباره ادامه يا پايان دادن
به اشغال عراق و افغانستان
موضعگيري در برابر گروه هاي افراطي دست آموز آمريكا مانند القاعده و طالبان و سرانجام نوع تعامل با جمهوري
اسلامي ايران و فعاليت هاي هسته اي اين كشور.
پرونده بوش كوچك در تمام اين مسائل كاملا سياه و مخدوش بود . در دوران بوش و با حمايت وي بود كه جنگ هاي 33 روزه و 22 روزه
رخ داد و رژيم صهيونيستي مرتكب آنهمه جنايت عليه مردم لبنان و فلسطين شد
حكومت قانوني حماس را ناديده گرفت
ياسر عرفات را نابود
كرد و محمود عباس و دولت دست نشانده وي را براي استفاده ابزاري در برابر دولت منتخب مردم فلسطين قرار داد. طرح خاورميانه بزرگ هم كه
البته قبل از تولد ناكام ماند از توطئه هاي دولت بوش بود. عراق و افغانستان نيز توسط دولت بوش اشغال شدند و برخلاف ادعاي وي نه تنها
تروريسم مهار نشد بلكه گسترش بيشتري يافت . القاعده و طالبان
كه اكنون از مزاحمان امنيت و آرامش در خاورميانه هستند نيز توسط دولت
بوش رشد كردند. موضع بوش كوچك در برابر جمهوري اسلامي ايران همواره خصمانه بود و بازي هاي سياسي وي با مساله هسته اي ايران يكي
از بارزترين نمونه هاي اين برخورد خصمانه است .
اكنون كه بوش كوچك با كوله باري از خيانت و جنايت و پرونده اي سياه از كاخ سفيد رفته و جانشين او با شعار « تغيير » بر صندلي رياست
جمهوري آمريكا تكيه زده
بايد در عمل و نه در حرف نشان دهد كه به اين شعار تا چه ميزان پاي بند است .
در اولين گام
اوباما
موضعگيري كاملا منفي و نااميد كننده اي نسبت به مساله فلسطين كرده است . وي در محل وزارت امورخارجه آمريكا
سياست خود در قبال رژيم صهيونيستي و مساله فلسطين را تشريح كرد. خطوط اصلي اين سياست اينها هستند :
دولت اوباما نسبت به امنيت رژيم صهيونيستي متعهد است
حماس بايد موجوديت رژيم صهيونيستي را به رسميت بشناسد
دولت قانوني فلسطين از نظر اوباما
همانست كه محمود عباس در راس آن قرار داد نه حماس
دفاع موشكي مقاومت حماس در برابر تهاجم نظامي رژيم صهيونيستي از نظر اوباما محكوم است .
گذرگاه رفح فقط بايد براي كمك هاي انسان دوستانه به غزه باشد و رساندن هرگونه سلاح به مردم غزه ممنوع است .
تهاجم نظامي رژيم صهيونيستي به غزه از نظر اوباما چون نوعي دفاع از موجوديت اين رژيم بوده مشروعيت داشته و رئيس جمهور جديد
آمريكا فقط در اينكه آمار كشته ها در غزه و اسرائيل بالا رفت ناراحت شد.
برقراري صلح در فلسطين از نظر اوباما
يعني حفظ موجوديت و امنيت رژيم صهيونيستي
خلع سلاح گروه هاي مقاومت و رسميت دادن به
دولت دست نشانده محمود عباس
ضمنا اوباما
جرج ميچل را به عنوان دستيار ويژه خود مامور سفر به خاورميانه كرد تا به ايجاد تضمين براي دائمي شدن آتش بس در غزه
كمك كند.
از نظر اوباما
تضمين دائمي شدن آتش بس در غزه به معناي حصول اطمينان به حفظ امنيت رژيم صهيونيستي است
زيرا او با صراحت
اعلام كرده حماس بايد از داشتن سلاح محروم باشد و تشكيلات محمود عباس با آموزشي كه از اردن مي بيند امنيت صهيونيست ها را در برابر
تحركات فلسطيني ها تضمين نمايد. به همين دليل
اوباما از عبدالله دوم شاه اردن به خاطر اينكه نيروهاي محمود عباس را تعليم مي دهد تا در
برابر حماس و ساير نيروهاي جهادي بايستند و مبارزات ضد صهيونيستي آنها را سركوب نمايند قدرداني كرد.
علاوه بر مساله فلسطين
سياست اوباما در قبال اشغال افغانستان با گذشته تفاوتي را نشان نمي دهد. درباره عراق
هرچند از تهيه برنامه اي
براي خروج آمريكا از اين كشور صحبت مي كند اما اينكه اين شعار چه مقدار به عمل نزديك شود هنوز مشخص نيست . اظهارات اوباما درباره
برقراري صلح در خاورميانه تا زماني كه منظور خود را از « صلح » مشخص نكند قابل اعتماد نخواهد بود. معمولا صلح مورد نظر دولتمردان
آمريكائي
تضمين تحقق اهداف خود آنها بدون در نظر گرفتن منافع ملت هاي منطقه است . بنابر اين
بسيار بعيد به نظر مي رسد صلح مورد نظر
اوباما براي خاورميانه چيزي متفاوت با آنچه اسلاف او در نظر داشتند باشد.
در مورد جمهوري اسلامي ايران
هر چند تحركات پشت پرده اي توسط اوباما و اطرافيان او وجود دارد لكن اظهارات وي در فاصله ميان
انتخاب و دردست گرفتن رسمي زمامداري آمريكا نشان مي دهد رئيس جمهور جديد آمريكا نيز ايران را منهاي اصول و آرمان هاي جمهوري
اسلامي و محروم از فعاليت هاي هسته اي ميخواهد و با ايراني كه بر اصول و آرمان هاي انقلابي پافشاري كند و حاضر نشود از حقوق قانوني خود
در مساله هسته اي كوتاه بيايد همچون گذشته مشكل خواهد داشت . اتهام حامي تروريسم بودن و اينكه ايران بايد از فعاليت هاي هسته اي خود
دست بردارد
مطالبي هستند كه اوباما نيز آنها را تكرار كرده و نشان داده است كه او نيز سياست خصمانه عليه ايران را ادامه خواهد داد.
علاوه بر اينها
سياست هاي خاورميانه اي به ويژه در مورد فلسطين و لبنان و اشغال عراق و افغانستان
با سياست هاي جمهوري اسلامي
ايران در تضاد است .
قطعا رئيس جمهور جديد آمريكا حاضر نخواهد بود اين تضاد را به نفع سياست هاي جمهوري اسلامي ايران حل كند.
با توجه به اين واقعيت ها
حداقل در زمينه سياست هاي خاورميانه اي رئيس جمهور جديد آمريكا با اطمينان مي توان گفت ورود اوباما به
كاخ سفيد عليرغم شعار پرطمطراق تغيير
فقط يك « تغيير رنگ » است و ديگر هيچ !

|