
جمعيت فدائيان اسلام كه رهبري آن را روحاني شهيد نواب صفوي برعهده داشت
از تشكل هايي بود كه در دهه 20
و اوايل دهه 30 از محورهاي مهم مبارزاتي اسلامي محسوب مي شد . اين جمعيت در جريان ملي شدن نفت نيز نقش هاي
مهمي برعهده گرفت . در باره جمعيت فدائيان اسلام كتاب ها و مقالات قابل توجهي به چاپ رسيده است . يكي از اين
كتاب ها تحت عنوان « جمعيت فدائيان اسلام و نقش آن در تحولات سياسي ـ اجتماعي ايران » از سوي مركز اسناد انقلاب
اسلامي منتشر شده است . در اين كتاب 460 صفحه اي پيرامون علل پيدايش فدائيان اسلام
انديشه سياسي فدائيان
اسلام
فعاليت هاي جمعيت فدائيان اسلام
عملكرد فدائيان اسلام . سير حركت فدائيان اسلام و... به طور مفصل بحث
شده است . مولف كتاب مذكور داوود اميني مي باشد.
در اين جا
بخشي از كتاب مذكور را كه پيرامون حمايت فدائيان اسلام از مبارزات مردم فلسطين و همچنين مواضع
فكري فدائيان در برابر سياست هاي دولت مصدق است
براي بهره مندي خوانندگان چاپ مي كنيم .
اهتمام نواب صفوي و آيت الله كاشاني به حمايت از مردم فلسطين
در سال 1320 ش كه متفقين ايران را به اشغال خود درآوردند
آيت الله كاشاني توسط آنها دستگير و به كرمانشاه و
اراك تبعيد شد . (وي در سال 1325 ش
آزاد گرديد) به نظر نواب صفوي
آيت الله كاشاني بعنوان يكي از افراد سرشناسي
علاقه مند به دين و عظمت اسلام
مي توانست آنها را در راه مقصودشان ياري كند. از اين رو پس از آزادي آيت الله كاشاني
براي اولين بار به منزل وي رفت و نظرات خود را به منظور مبارزه با رژيم
و ايجاد حكومت اسلامي با وي در ميان
گذاشت و آيت الله كاشاني با طرحها و نظرات نواب موافقت كرد.
هنگامي كه جنگ فلسطين بين اعراب و يهود به خطرناكترين مراحل رسيده بود
تحت كارگرداني و هدايت نواب
صفوي
اجتماع عظيمي از اقشار مختلف مردم در خانه آيت الله كاشاني گردهم آمدند. آنگاه به همت آيت الله كاشاني و
نواب صفوي روز جمعه سي و يكم ارديبهشت 1327 ش
مسجد سلطاني ناظر پرشكوه ترين اجتماع مردمي به منظور
حمايت از اعراب فلسطيني بود كه بعد از شهريور 1320 تا آن روز
چنين اجتماعي سابقه نداشت . مردم با تظاهرات
گسترده اي در خيابانهاي شهر عليه يهود و به نفع اعراب شعار مي دادند . اين تظاهرات آنچنان بااهميت بود كه مدت 2
ساعت مراسم فوق از راديو پخش شد. در پايان مراسم نيز قطعنامه اي مبني بر اظهار همدردي با فلسطيني ها صادر و
محلهايي براي ثبت نام داوطلبين جنگ با صهيونيست ها در نظر گرفته شد. متعاقب آن تعداد پنج هزار نفر ثبت نام كردند.
آنگاه اعلاميه اي از سوي فدائيان اسلام منتشر شد كه خواستار اعزام داوطلبين توسط دولت به فلسطين شده بودند كه با
مخالفت دولت مواجه شد. متن اعلاميه نواب صفوي چنين است :
هوالعزيز
نصرمن الله و فتح قريب
خونهاي پاك فدائيان اسلام در حمايت از برادران مسلمان فلسطين مي جوشد
پنج هزار نفر از فدائيان رشيد اسلام
عازم كمك به برادران فلسطيني هستند و با كمال شتاب از دولت ايران اجازه حركت سريع به سوي فلسطين را
مي خواهند و منتظر پاسخ سريع دولت مي باشند.
از طرف فدائيان اسلام
سيدمجتبي نواب صفوي
دولت ايران از آن نظر با اعزام داوطلبين به فلسطين مخالفت كرد كه خود سرسپرده غرب بود و پيش از تشكيل دولت
يهود در فلسطين
افرادي چون « سيدضياالدين طباطبايي » را به كمك صهيونيست ها فرستاد. سيدضيا كه در اواخر
حكومت رضاشاه
علي الظاهر به فلسطين تبعيد شده بود
ماموريتش خريد سرزمينهاي اعراب فلسطيني و فروش آنها به
يهوديان بوده است .
نواب صفوي نيز از آن رو در راه نجات فلسطين گام نهاد كه خود به فلسطين عشق مي ورزيد و فلسطين را كانون
توحيد و سرزمين ابراهيم خليل مي دانست . به نظر نواب
بايد تمام نيروهاي اسلامي را براي پاكسازي فلسطين از لوث
وجود ناپاكان
بسيج نمود و تحت يك فرماندهي صالح
اين سرزمين انبيا و وحي الهي را از بازيهاي سياسي و وجود
اجانب صهيونيست پاك كرد; او معتقد بود كه آنجا سرزمين وحي است و در آن سرزمين رسولان خدا آرميده اند; بايد آنجا
را به عبادت و بندگي خدا اختصاص داد; بايد فلسطين را از ظلم و ستم و فساد
پاك و آسوده گردانيد. وي مي گفت : هرگز
با تكيه بر ملي گرائي عرب نمي توان فلسطين را نجات داد; بلكه بايد با شعار امت اسلام آنجا را آزاد نمود; او راه نجات
فلسطين را روح ايثار و شهادت مي دانست .
مواضع فكري فدائيان اسلام
در برابر سياستهاي دولت مصدق
پس از مسئله ترور دكتر فاطمي
فدائيان اسلام با پافشاري بر مواضع پيشين خود
در قبال دولت ملي
براي رهايي
نواب صفوي نيز همچنان تلاش كردند; بطوريكه با صدور اعلاميه اي در 30
12
25
چنين اعلام كردند :
« به هيئت حاكمه جنايتكار و خائن ايران اعلام مي داريم
مدت مديدي است كه اين حكومت جنايتكار و مزدور
اجنبي كه بدست فرزندان رشيد و فداكار ايران يعني (فدائيان اسلام ) به حكومت رسيده و به اول كسي كه خيانت و
جنايت كرده اند همين فرزندان رشيد اسلام و ايران بوده و مدت ده ماه تمام بلكه بيشتر است كه يگانه فرزند رشيد و
دلسوخته اسلام و ايران يعني حضرت سيدمجتبي نواب صفوي را بدون جهت و عذري در زندان ظلم و جور و ستم
نگهداشته اند و ما افراد از جان گذشته بدين وسيله اعلام مي داريم تا مدت 5 روز بايد و حتما بايد به پرونده حضرت
سيدمجتبي نواب صفوي و ساير افراد معصوم و بي گناه فدائيان اسلام رسيدگي نموده و نتيجه را به تمام جرايد دنيا و
ايران اطلاع داده و فورا آنها را آزاد كنيد و الا اگر در غير اينصورت عمل نماييد به خداي لايزال قسم ريشه خيانت و
جنايتتان را از بيخ و بن كنده و همگي را به ديار نيستي و عدم خواهيم فرستاد.
به ياري خداي بزرگ ـ فرزندان از جان گذشته اسلام و ايران » در اين دوران
علاوه بر فعاليت فدائيان اسلام براي
نجات نواب صفوي
مبارزاتشان با حكومت پهلوي
دولت دكتر مصدق
احزاب و گروههاي چپ كمونيستي مانند
حزب توده و گروهها و جمعيتهاي منحرف ديني مثل كسروي گري و بهائيت
همچنان ادامه داشت كه برخوردهايشان با
گروهها و احزاب در جاي خود طرح خواهد شد. آنچه در اينجا گفتني است
مسائل مربوط به عملكرد دولت ملي و
موضعگيري فدائيان اسلام در قبال آن است .
اقدامات مصدق براي حل مسئله نفت و سامان دادن وضع اقتصادي كشور به جايي نرسيد و تنها به جاي انگليس
آمريكا قرار بود جايگزين شركتهاي نفتي گردد; چنانكه كاظم حسيبي نماينده دولت ايران در مذاكره با نمايندگان بانك
بين المللي گفت كه در مذاكرات بانك بين المللي براي راه اندازي مجدد دستگاههاي نفت
ما تقاضا كرديم كارشناسان
آمريكايي به جاي انگليس به ايران بيايند
اما بانك موافقت نكرد.
در چنين شرايطي فدائيان اسلام كه نگران وضع نابسامان جامعه و اشتباهات عمده سياسي دكتر مصدق و پافشاري
وي بر نظرياتش بودند
در 31
1
11
يعني يك روز پس از برقراري مجدد حكومت نظامي در آغاز سال 1331
با
صدور اعلاميه اي
مردم را به شركت در گردهمائي در مسجد سلطاني تهران
براي آگاهي از عملكردهاي دولت مصدق
دعوت كردند. متن اعلاميه مزبور كه در روزنامه كيهان نيز به چاپ رسيد
چنين است :
« هوالعزيز
بنام مقدس اعلي حضرت صاحب جلالت پادشاه غائب جهان حضرت ولي عصر ارواحنا فدا. برادران
غيور مسلمان عصر جمعه در مسجد شاه حاضر شويد تا پرده از جنايات مصدق برداريم . چون ممكن است بر بعضي
اشتباه شده باشد و مصدق را بي غرض و خدمتگزار بدانند. اكنون كه حكومت نظامي اعلام شده است و دنياپرستان
مي ترسند براي پاره كردن ترس عمومي و ارائه دادن اسناد جنايت و سازشهاي مصدق و همكارانش عصر جمعه
31
1
15
از سه ساعت بعدازظهر در مسجد سلطاني اجتماع ديني از طرف صفوف مقدس فدائيان اسلام برقرار
است ... » .
گرچه حكومت نظامي از برگزاري اين گردهمائي ممانعت به عمل آورد
اما همين اعلاميه نشانگر مواضع مخالف
فدائيان اسلام با دولت مصدق است . اعتراضات جمعيت فدائيان اسلام به عملكردهاي غيراسلامي و مذاكرات دولت
ملي با آمريكا همچنان ادامه داشت ; به ويژه آنكه پس از پذيرش استعفاي مصدق توسط شاه و صدور فرمان
نخست وزيري احمد قوام و نيز قضاياي مربوط به قيام مردم در 30 تير 1331 و بالاخره روي كارآمدن مجدد دكتر
مصدق
روند نزديكي به آمريكا همچنان ادامه پيدا كرد.
اللهيار صالح در 31
5
22
از سوي دكتر مصدق به عنوان سفير كبير ايران در آمريكا انتخاب شد و به اين كشور
عزيمت كرد و متعاقب آن در .31
7
30 قطع روابط ديپلماتيك ايران و انگليس اعلام شد . متعاقب آن به تدريج « ترومن »
و حزب دموكرات آمريكا
به آخرين مراحل تلاششان مبني بر نفوذ در ايران
به جاي نفوذ و نقش انگليس
نزديك شدند.
فدائيان اسلام در اين دوران حساس و سرنوشت ساز در روابط ديپلماتيك كشور با دول استعمارگر جهان
همچنان
معتقد بودند كه نبايد با خارج كردن يك قدرت ستمگر و استعماركننده از كشور
قدرت استعمارگر ديگري را جايگزين آن
نمود و سرنوشت ملت را به دست استعمارگران جهاني سپرد. نواب صفوي
از همين منظر در برابر پيشنهاد مشترك
چرچيل و ترومن
براي حل قضيه نفت ايران
با صدور پيامي در مورخ 1331
6
16
جهت آگاهي بخشيدن افكار
عمومي مردم از عواقب چنين پيشنهادهايي كه در نهايت به ضرر ملت مسلمان ايران بود
مخالفت صريح فدائيان اسلام
را بدين شرح اعلام كرد :

« هوالعزيز
پيام ترومن و چرچيل و پيشنهاد مشترك آنان بعنوان حل قضيه نفت بجز تحكيم مجدد مباني ظلم و
مصالح عمومي كشور نبوده و همانند آتشهاي سوزاني در زير خاكستر صبر ذخيره هنگام خطر و انجام وظيفه اند تا در
آنگاه خاكستر وجود هر متجاوز رذلي را بياري خداي توانا بدست باد فنا و زوال قطعي سپارند.
به ياري خداي توانا
فدائيان اسلام » .
نواب صفوي در اين دوران تاريخي
دولت مصدق و جبهه ملي را ضمن هشدار به عبرت گرفتن از تاريخ همكاري با
دولتهاي استعماري
به بازگشت به احكام و دستورهاي اسلام و اجراي احكام الهي فرامي خواند. در مقابل دولت
مصدق
نه تنها به اين دعوتهاي هشداردهنده رهبر فدائيان اسلام توجهي نكرد
بلكه بر ادامه بازداشت وي نيز اصرار
ورزيد. در اينجا لازم است به منظور آگاهي از طرز تفكر نواب صفوي و فدائيان اسلام در مواجهه با عملكرد دولت ملي
نگاهي بر بخشي از دست نوشته نواب بيفكنيم كه در آن آمده است :
« احكام حيات بخش اسلام بايستي سريعا اجرا شود
جاويد باد قرآن
نابود باد دشمنان اسلام و ايران . پريروز اين
بود
ديروز هم اين بود
امروز هم اينست
فردا هم و تا روز آخر حيات و زندگي هم اين خواهد بود. حال روي سخن ما با
حق جويان و بي غرضان است . در دوران مبارزات (فرزندان اسلام ) دقت و تامل كنيد و سپس بياييد و دست از اين
دورويي ها و بي منطقي ها برداريد و خود را در كوره آتشين فضائل اسلام بگذاريد و از رذائل و پليديها منزه شويد. آري از
اين عوض شدن پرده ها در مدت هاي كم درس عبرت بگيريد و هدف خود را سعادت بشر و همنوع خود كه تنها در سايه
تربيت عالي اسلام و اجراي احكام قرآن ممكن است
قرار بدهيد و بدنبال اين هدف بزرگ و سعادت بخش با منطق و
دليل حركت كنيد... » .
در سال 1331 كه تقريبا غالب اعضاي جمعيت فدائيان اسلام
به جز نواب آزادشده بودند
فعاليت تبليغي آنان
با
دستور نواب گسترش يافت . مساجدي در تهران دائما محل فعاليت آنها بود و صدها نفر در جلسات عمومي و خصوصي
جمعيت شركت مي كردند. واحدي
غالبا در مسجد لرزاده سخنراني مي كرد و جمع كثيري از اعضا ازجمله تقي اماني
شيخ قاسم اسلامي
كشوباف
قدير خياط
شيخ هاشمي
شيخ اسلامي و محمدحسن عبدخدايي (برادر محمدمهدي
عبدخدايي ) شركت و فعاليت ميكردند. گاهي هم در قالب كاروان تبليغي به قم و يا شهرهاي ديگر عزيمت مي كردند.
مدتي قبل از آزادي نواب صفوي از زندان
فدائيان اسلام اقدام به انتشار نشريه « منشور برادري » به منظور نشر افكار
انقلابي خود كردند. قبل از اين
دو روزنامه « اصناف »
به مديريت ابراهيم كريم آبادي و « نبرد ملت »
به مديريت
كرباسچيان
ناشر افكار و نظرهاي اين جمعيت بود; ولي مدير روزنامه اصناف به دليل گرايش شديد به دكتر مصدق و
مليون
پس از ايجاد اختلاف ميان نواب صفوي و مصدق
با حفظ احترام نواب صفوي
از ادامه همكاري و درج نظريات
فدائيان اسلام امتناع كرد; اما كرباسچيان
مدير روزنامه نبرد ملت
با تمام توان به درج عقايد و افكار اين جمعيت تا
دي ماه 1330 ش
مي پرداخت . كرباسچيان از معدود نفراتي بود كه با اجراي طرح تحصن فدائيان اسلام در زندان قصر
مخالف كرده بود و با دربند كشيده شدن 51 نفر
اختلافات وي با عبدالحسين واحدي و صرافان
(طراحان اصلي تحصن )
و ديگر اعضا بيشتر شد. همين امر سبب شد كه فدائيان اسلام به فكار ايجاد و انتشار نشريه اي مستقل بيفتند. از اين رو
هفته نامه « منشور برادري » كه امتياز آن بنام « آهنگ تهران » و به نام سيدجعفر مرتضوي صادر شده بود
با مديريت
« سيدهاشم حسيني » منتشر شد.
آرم نشريه منشور برادري
ارگان فدائيان اسلام
« پرچم لااله الا الله
محمد رسول الله
علي ولي الله » بود. بالاي اين
شعارها جمله « هوالعزيز » و در زير آنها عبارت « همه كار و همه چيز تنها براي خدا » و در قسمت پايين پرچم سبز
جمله
« اسلام برتر از همه چيز و هيچ چيز برتر از اسلام نيست »
نوشته شده بود.
بهاي هر شماره يك ريال بود و كليه مقالات آن پيرامون مسائل علمي
اخلاقي و انقلابي اسلام نوشته مي شد.
سيدمحمد واحدي و سيدمحمدعلي لواساني در نويسندگي و چاپ و توزيع اين نشريه همكاري زيادي داشتند. اولين
شماره منشور برادري در حالي منتشر شد كه نواب صفوي هنوز در زندان بود. اين نشريه طلوع و غروبي اندك داشت ;
چنانكه عمر آن از اواخر سال 1331 ش تا اوايل سال 1332 ش
به بيش از 14 هفته نرسيد . به خاطر محتواي معنوي و
انقلابي آن كه با دولت مصدق و حكومت شاه ضديت داشت
به زودي دستور توقيف آن از سوي دولت
صادر شد.
