بيست و هفتمين جشنواره بين المللي تئاتر فجر با دبيري حسين مسافر آستانه از دوم تا يازدهم بهمن ماه در تهران برگزار مي شود.
اين دوره از جشنواره از 12 بخش به شرح زير تشكيل شده است : مرور تئاتر ايران در سال 86 ـ87
چشم انداز 88
جشنواره
جشنواره ها
تجربه هاي نو
تئاتر خياباني
تئاتر ملل
مسابقه بين الملل
موضوعي (ديني
انقلاب و دفاع مقدس
ادبيات كهن
ادبيات
آييني و...) و نمايش هاي راديويي و تلويزيوني است . همچنين بخش هاي توليد نمايشنامه و نمايشنامه خواني
پژوهش
كارگاه هاي
آموزشي و نشست هاي تخصصي و بين المللي و بخش جنبي شامل نمايشگاه عكس و پوستر تئاتر از ديگر بخش هاي جشنواره بيست و
هفتم تئاتر فجر هستند.
آنگونه كه در خبرها به آن اشاره شده است
به مناسبت سي امين سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي و برگزاري جشنواره بيست و هفتم
تئاتر فجر
امسال شاهد مراسم افتتاحيه و اختتاميه متفاوت خواهيم بود. مراسم افتتاحيه جشنواره در فضاي باز مجموعه تئاتر شهر
برگزار مي شود و در اين مراسم رضا رويگري بارديگر و بعد از گذشت سال ها آهنگ هاي انقلابي از جمله « ايران ايران » را خواهد خواند.
ساعت برگزاري مراسم افتتاحيه ساعت 16 برگزار مي شود . همچنين در اين مراسم با حضور خانواده شهيد قشقايي كه نام تالار قشقايي
تئاتر شهر يادگاري از وي است
30 كبوتر به نشاني سي امين سالگرد پيروزي انقلاب آزاد مي شود و سي موتورسوار نيز از 30 نقطه شهر
تهران به تئاتر شهر مي آيند.
امسال براي اولين بار
جشنواره تئاتر فجر نيز در دو بخش مراسم اختتاميه خود را برگزار مي كند. اختتاميه جشنواره بين المللي تئاتر
فجر در دو تالار اصلي تئاتر شهر و وحدت برگزار مي شود و براساس اعلام روابط عمومي مركز هنرهاي نمايشي كيومرث مرادي و
محمد حيدري
دو كارگردان تئاتر هر يك از اين مراسم را كارگرداني خواهند كرد. كيومرث مرادي كارگردان مراسم اختتاميه در تالار اصلي
مجموعه تئاتر شهر كه ويژه معرفي بهترين هاي بخش ايران است را كارگرداني مي كند و مراسم اختتاميه بخش مسابقه بين الملل نيز كه در
تالار وحدت برگزار خواهد شد با كارگرداني محمد حيدري برگزار مي شود. دو مراسم اختتاميه بخش ايران بيست و هفتمين جشنواره
بين المللي تئاتر فجر در ساعت 18
30 روز پنجشنبه 10 بهمن و اختتاميه بخش بين الملل جشنواره مذكور نيز ساعت 18
30 روز 11
بهمن برگزار خواهند شد.
در بخش چشم انداز تئاتر از 235 متن ارسالي
38 اثر پذيرفته شد و 31 اثر به مرحله بازبيني رسيد . در بخش تجربه هاي نو 95 طرح
و نمايشنامه ارسال شد كه 21 طرح و نمايشنامه انتخاب و 16 اثر به مرحله بازبيني رسيد . در بخش مسابقه بين الملل 72 نمايشنامه
ارسال شده كه 16 نمايشنامه انتخاب و 13 نمايش به مرحله بازبيني رسيد . در بخش توليد متون و نمايشنامه خواني 109 اثر ارسالي كه
9 اثر براي نمايشنامه خواني و چاپ انتخاب و دو اثر ديگر نيز تنها براي چاپ انتخاب شد . در بخش طرح هاي نمايش خياباني ويژه
انقلاب نيز 57 طرح ارسال كه 18 طرح پذيرفته و 16 نمايش به بازبيني رسيد .
رحمت اميني
حامد سقائيان و محمدباقر قهرماني بازخواني بخش تجربه هاي نو
سعيد كشن فلاح
مهرداد راياني مخصوص و
عبدالحي شماسي بازخواني بخش مسابقه بين الملل
مريم معترف
صادق صفايي و شهرام كرمي بازخواني بخش خياباني
خسرو
حكيم رابط
محمدعلي خبري و چيستا يثربي بازخواني بخش چشم انداز 88
محمدحسين ناصربخت
نصرالله قادري و محمد يعقوبي
بازخواني بخش توليد متون و نمايشنامه خواني بيست و هفتمين جشنواره بين المللي تئاتر فجر را عهده دار بودند. فرشيد ابراهيميان
رحمت اميني و فرهاد آئيش هيئت انتخاب آثار بخش تجربه هاي نو
احمد دامود
مسعود دلخواه و محمدعلي خبري هيئت انتخاب آثار
بخش مسابقه بين الملل سعيد كشن فلاح
امير دژاكام و محمد حيدري هيئت انتخاب آثار بخش چشم انداز 88 و شهرام گيل آبادي
رحمان سيفي آزاد و نادر برهاني مرند هيئت انتخاب آثار بخش راديويي و تلويزيوني و فرامرز شاه قلعه
محمدرضا الوند و مريم معترف
نيز هيات انتخاب بخش خياباني ويژه انقلاب اسلامي بيست و هفتمين جشنواره بين المللي تئاتر فجر را تشكيل دادند.
نمايش هاي « آگاممنون » همايون غني زاده
« عجيب ولي واقعي » ياسر خاسب
دادگاه هملت » كوروش اسدالهي
« گودو در انتظار
گودو » آرش ميرطالبي
« مده آ ـ رپرتاژ » مهدي صدر
« ملانصرالدين » علي اصغر دشتي
« بخوان » عاطفه تهراني
« راه رفتن روي طناب
باريك » سياوش پاكراه
« هرچه اكنون ديديد به كسي نگوييد » عبدالحي شماسي در بخش تجربه هاي نو جشنواره بيست و هفتم تئاتر فجر
حضور دارند.
نمايش هاي « مادر مانده » حميد آذرنگ و نيما دهقان
« كابوس هاي يك پيرمرد بازنشسته خائن ترسو » نادر برهاني مرند
« پيچ تند »
كتايون فيض مرندي
« كوكوي كبوتر » عليرضا نادري
« شكار روباه » علي رفيعي
« خشكسالي و دروغ » محمد يعقوبي
« همه چيز درباره
آقاي ف » آرش عباسي
« پرواز از فراز تير چراغ برق » محمدرضا اجاقي
« شهر شطرنجي » رضا حامدي خواه
« تو چهارسو خبري نيست »
حسن باستاني و كرامت رودساز
« قهوه اي طلايي » هوشنگ هيهاوند
« عروسي در سايه » علي عابدي
« از سي مرغ تا سيمرغ » نادر
رجب پور
« ابريشم بانو » عزت الله مهرآوران
« از پشت شيشه ها » مصطفي عبداللهي
« دو مرد روي پشت بام » رضا خدادادبيگي از زاهدان
« هفت سال سياه » امير بدرطالعي از رشت
« با همين لب هاي خونين مي بوسمت » ليلا طاهرپسند و ميلاد اكبرنژاد از شيراز در بخش چشم
انداز 88 جشنواره بيست و هفتم تئاتر فجر به صحنه مي روند .
نمايش هاي « زائر » اسكندر رحيمي
« بازگشت به خانه » ابوالقاسم عبداللهي
« آش قجري » مجيد حمزه
« مثل شب » فريدون محرابي
« بابونه » محمدحسن عشقيان
« شب تنها » مهين فردنوا
« يازده نه صفر يك » آشا محرابي و نمايش « شاخه گلي از آسمانگ مجيد حمزه
گسمفوني روي گدازه هاي آتش فشان تلخ » ميلاد اكبرنژاد و « تيغ كهنهگ نادر برهاني مرند (اثر ويژه انقلاب اسلامي ) در بخش
نمايش هاي
راديويي ـ تلويزيوني به صورت راديو تئاتر اجرا مي شوند.
نمايش هاي « باغ آلبالو » الكساندر ساشادون دونجرويچ از انگلستان
« دن كيشوت » يرژي زون از لهستان
« مريض خيالي » گسي
سيمون از فرانسه
« بسيك » كوپريش ويلي از گرجستان و « قضر » توماس شوايگن از آلمان « پرش بز » وارنر فن ولي از هلند
« دست نوشته هاي پيدا شده در ساراگوزا » پاول ژكوتاك از لهستان
« من خانه اي را مي فروشم كه ديگر نمي توانم در آن زندگي كنم » يرژي
زون از لهستان
« رستم و سهراب » سلطان عثمانوف از تاجيكستان در بخش مسابقه بين المللي جشنواره بيست و هفتم اجرا مي شود.
همچنين نمايش هاي « پرده » شاهين صيادي از كانادا و « نقالي رستم وسهرابگ سميرا سينايي از مجارستان در اين بخش حضور خواهند
داشت . علاوه بر اين
نمايش « انتهاي آسمان كجاست » علي راضي از فرانسه نيز در بخش خارج از مسابقه اجرا مي شود.
نمايش هاي « متابوليك » آتيلا پسياني از تهران
« تراژدي جنگ » اصغر خليلي از اصفهان
« سيرك » محمد مفيدي از تهران
گامادئوسگ
نيژه محامدي از تهران
گسه جلدگ رسول نقوي از تهران
و نمايش « مانيفست » چوگ محمد رحمانيان از تهران آثار ايراني حاضر در
بخش مسابقه بين الملل بيست و هفتمين جشنواره بين المللي تئاتر فجر هستند. نمايش هاي « دخترك بودايي » هادي مجتبايي از
افغانستان
« آزمون سنار » علي مهدي از سودان
« مويه مادرم » ماهوند رشيد عثمان از عراق
« در انتظار گودوگ جنت سليم آوا از جمهوري
آذربايجان
« رستم و سهرابگ سلطان عثمانوف از تاجيكستان ميهمان بخش ملل جشنواره بيست و هفتم تئاتر فجر هستند.
نمايش هاي « آبي » هادي عطايي از تهران
« آهني سفيد... » رسول حق شناس از تهران
« اسپري رنگ » كار گروهي از ملاير
« بازي در
لحظه » مهدي مقيمي اسفندآبادي از تهران
« چشمان كاملا خسته » محمد بي ريا از تهران
« خاطرات برفي » اميرحسين شفيعي و فردين
نظري از ورامين
« مسير سبز » مسعود مهرابي از تهران و « مصائب شيرين » نرگس خاك كار از ملاير
« گل و گلوله » محمود فرضي نژاد از
سياهكل
« ميرزا » نگار نادري از لاهيجان
« گل يا فرشته يا پوچ » حامد زارعان از تهران
« جوينده يابنده » سامان خليليان از اهواز در بخش
تئاتر خياباني (ويژه انقلاب اسلامي ) حضور دارند.
نمايش هاي « روياهاي خليج فارس » امير دژاكام از تهران
« اپراي عاشورا » بهروز غريب پور از تهران
« مرو مرويي در پاسي از شب »
سلمان فارسي صالح زهي از زاهدان
« به آسمان نگاه كن » مهدي خاتمي از مشهد
« تولد » اكبر حسني از اراك
« شب تلخ يلدا » حسين
سرپرست از رشت
« يوسف مي آيد » سعيد تشكري از مشهد
« آواي آواره » سيدجواد روشن از تهران
« هفت خوان » پري صابري از تهران
در بخش موضوعي بيست و هفتمين جشنواره بين المللي تئاتر فجر به روي صحنه مي روند.
« از درون به برون » شهرزاد شجاع الديني از شيراز
« پلي از جنس شيشه » نگار نادري از لاهيجان
« از اينجا تا ابديت » مسعود دلخواه از
تهران
« غرب غم زده » علي پروشاني نيا از تهران
« سرباز شال بلند » زهرا رشيدي از تهران
« اينجا كسي نمرده است » سميرا مهدوي از
تهران
« پروانه برناقوس » فارسي باقري از تهران
« حلقه بازي » پريسا مقتدي از تهران
« نگاهي به يك سو از هزار توي اين شهر » مرضيه
ازگلي از تهران در بخش نمايشنامه خواني جشنواره اجرا مي شوند.

*****
نگاهي به فيلم « دلشكسته »
استحاله اي از جنس ريا و هوس
|
روشنك عباسي
« اميرعلي دوران » پسري با ظاهر مذهبي (ريش
موتور
تسبيح ) در دانشگاه با « نفس خجسته »
دختري بدحجاب و مرفه در
كلاس هاي جامعه شناسي دانشگاه دچار اصطكاك هاي لفظي مي شود. نفس همواره شكل ظاهر و آرمان هاي اميرعلي را مورد استهزا قرار
مي دهد.
استاد فريخته جامعه شناسي دانشگاه (رزمنده و مياندار هيات )
دانشجويان را به كار گروهي براي تدوين پايان نامه ملزم مي كند.
اميرعلي و نفس علي رغم رميل باطني خود و تمسخر ساير همكلاسي ها مجبور مي شوند به همكاري با يكديگر تن دهند. نفس از
اميرعلي و دوستان هم طيف او دائما يك كاريكاتور بسيجي ارائه مي دهد و از آنان بيزار است
اميرعلي هم از ترس گناه به همكاري با
نفس رغبت ندارد.
نفس خواسته اميرعلي كه همان خواسته فقهي مبني بر تنها نبودن زن و مرد نامحرم در يك مكان است را پلان به پلان مسخره مي كند
و در يك سكانس فانتزي وقتي در پاركي قرار كاري مي گذارند بدون انجام هيچ كنش منطقي و خلاف شرع و عرفي توسط نيروهاي
انتظامي دستگير و بعد از انجام تشريفات قانوني رها مي شوند. پدر نفس در ديالوگي بعد از اين سكانس در جهت تخريب عملكرد نيروي
انتظامي مي گويد : « خودشان خودشان را مي گيرند و بعد خودشان را ول مي كنند » .
استاد دانشگاه بعد از اين حادثه به اميرعلي پيشنهاد مي دهد كه گوشه اي از كارگاهش را براي ادامه تحقيقات آماده كنند. نفس و
اميرعلي كارگاه رامانند حجله اي با شمع
گل و عود مي آرايند و جالب آن كه تا آخر فيلم هم يك لحظه يك پلان در آن گوشه ديده
نمي شود. يكي گيتار به دست كنار شمع در خانه و آن ديگري روي سجاده و كنار شمع وقت مي گذراند.
آنها با توصيه استاد در اين پروژه دوستان خود را به يكديگر معرفي مي كنند.دوستان نفس در آتليه هاي هنري و ميهماني هاي مختلط
هستند و دوستان اميرعلي از خانواده هاي شهدا
جانبازان و مصدومان شيميايي .
كارگردان در فيلم خانواده هاي شهدايي را كه اميرعلي (كه خود فرزند شهيد است ) به نفس معرفي مي كند اين گونه به تصوير مي كشد :
در يك حياط كوچك زن ميانسالي با لهجه غليظ آذري و موهايي كه از روسري كاملا بيرون است توي ايوان پاي سماور نشسته و در كنار
حوض چند دختربچه خردسال كه متعلق به سه فرزند شهيد پيرزن هستند. آب بازي مي كنند. در همان حياط يك جانباز روي ويلچر
است كه از دست همسر خود غذا مي خورد و يك جانباز قطع نخاعي گوشه ديگر حياط روي تخت خوابيده و اميرعلي او را ماساژ
مي دهد. عروس خانواده مي گويد دو جاري ديگرش را حاج خانم خودش عروس كرده و اين بچه ها متعلق به آنها هستند و همسر جانباز
قطع نخاع ناخلف درآمده و حاجي طلاقش داده است .
دوست ديگر اميرعلي باغبان خل وضعي است كه سردار جنگ بوده و با مدرك دكترا در يك باغ بزرگ يا لي لي بازي مي كند يا
تاب بازي و يا بالاي درخت كنار شمع و سماور كتاب مي خواند
گه گاهي هم چهچهه مي زند. دوست سوم اميرعلي يك جانباز شيميايي
است كه در اتاق ايزوله و زير چادر اكسيژن كبوتر نگه مي دارد و يا اين كه دهها شمع روشن مي كند و درحالي كه آخرين لحظات زندگي
خود را مي گذراند به محض ديدن نفس و اميرعلي به آنها مي گويد : « عاقبت جفت خود را پيدا كردي امير علي » اميرعلي و نفس هم
باشنيدن اين جمله يك دل نه صد دل عاشق هم مي شوند. وجه جالب قضيه آن است كه آن دو طي تحقيقات ميداني خود با زنان
خياباني
مردي مطرب و يك دختر فراري كه بعد از هفت سال ولگردي يك بسيجي در خيابان به او يك شاخه گل و يك قرآن هديه داده
و بعد او را گرفته آشنا مي شوند و از آنها فيلم تهيه مي كنند.
اميرعلي علي رغم تمام هراس خود از درغلتيدن در دام گناه شيفته حركات مستهجن
بدحجابي
ادبيات سخره آميز
اعتقادات
شبهه دار
زبان نيش دار و خانواده بي بندبار نفس شده و به خواستگاري او مي رود. اميرعلي در قبال سئوال پدر نفس كه در سكانس
خواستگاري بارها كاراكتر مذهبي او را تخريب مي كند
مبني بر اين كه تو با خودت چه آوردي مي گويد « اهل بيت » . پدر با لحن
تمسخرآميزي مي پرسد اهل بيت كيست و همسرش توضيح مي دهد منظورشان امام حسين است . پدر مي گويد : « برويد
بگوييد امام
حسين خودش بيايد. اميرعلي و مادرش دل شكسته مجلس را ترك مي كنند درحالي كه مادر اميرعلي مي گويد امام حسين خودش
مي آيد. » از اين جا به بعد است كه فيلم وارد فضاي كليپ گونه اي مي شود. نفس به يكباره چادري مي شود و اميرعلي تمام ساعات خود را
در تكيه ها به عزاداري مي گذراند. پسر علي رغم مخالفت هاي پدر دختر چندين بار به خواستگاري رفته و پس از آن كه سيلي محكمي از او
مي خورد ديالوگي از زبان نشنه خسرو شكيبايي مي شنويم كه مي گويد : « جان امام حسين نفس منو نگير! »
در سكانس هاي پاياني فيلم همه آدم هاي فيلم از جمله زنان خياباني . دوستان نفس
استاد دانشگاه
دوستان اميرعلي
خانواده
جانبازان
شهدا و شايد عوامل پشت صحنه
شمع به دست به سبك و سياق جمعيت هاي شيطان پرستي و نه به شيوه عزاداران شب هاي
شام غريبان به نزديكي خانه نفس مي روند. پدر نفس از آيفون تصويري صحنه را مي بيند و به يكباره آنچنان متحول مي شود كه به داخل
دسته آمده و در گوش اميرعلي نجوا مي كنند : « چرا نمياي دست زنتو بگيري و ببري » سير تحول شخصيت پدر در فيلم آنچنان سريع است
كه يادش مي رود صيغه محرميتي بايد براي اين زوج خواند!
آري اينك در پايتخت شيعه نشين
در روزهاي حزن انگيز محرم و در سايه بي سياستي و بي برنامگي مسئولان سينمايي
كارگردان
فيلم دل شكسته بانگاه ابزاري خود به خاندان عصمت و طهارت و عزاداري امام حسين (ع ) فيلمي را بر پرده برده كه با تلفيق هجو و نگاه
تمسخرآميز به آرمان هاي انقلاب و پيوست آن به ناب ترين وجه ارزش هاي ديني مردم نابخردانه و از جهت خريدن نگاه كم ارزش
مسئولان به خود
دل امام را نشانه مي رود و ارزش هاي عاشورايي را لگدمال مي كند.
علي روئين تن با اولين ساخته بلند سينمايي خود در موسسه شهيد آويني نمي داند كه مي خواسته اثري عاشورايي بسازد و يا در
هم زيستي انديشه و عشق بيانيه صادر كند و يا اينكه در ستايش اتحاد ملي سخن بگويد. اساسا تكليف فيلم با نوع روايت و مضمون
مشخص نيست
درحالي كه فيلم در ابتدا با مناقشات فكري و مباحث عقلاني شروع مي شود به سرعت به ورطه طنز كلامي و
بي پرواگويي و بي بند و باري همراه با عشوه گري يك هنرپيشه تازه كار با فيزيكي به شدت اگزجره مي افتد. از سويي در پايان فيلم از وقتي
پاي عشق به ميان مي آيد كاملا روند فيلم تغيير مي كند و مخاطب را با يك كنتراست بي منطق مواجه مي كند.
دل شكسته در فرآيند پردازش قصه طنز
درام و تراژدي را در سه ژانر پشت سر مي گذارد و به لحاظ مفهومي سه مرحله دشمني
با موتورسيكلت شروع شده و به اشتراك در BMW هم زيستي و دوستي را پيش روي مخاطب سرگردان مي گذارد . در فرم نيز از تضاد
شمع و گل و شام غريبان پايان مي يابد. اين فيلم معجوني از بلاتكليفي و سردرگمي است با ويترين لودگي ها و عشوه گري هاي
« بيتابادران » و ريش و تسبيح و صورت نوراني « شهاب حسيني » با استحاله اي از جنس ريا و هوس و استفاده ابزاري از چادر اين برترين
حجاب زنانه كه از ديد فيلم سازها تنها چند متر پارچه سياه است براي دلبري از بچه بسيجي ها
استحاله اي كه معلوم نيست چرا در
هم نشيني بايك جمعيت و خانواده مثلا معتقد روي نداده است و فقط با يك نگاه و هديه يك شاخه گل سرخ شروع شده
است .
شايد كارگردان مي خواسته با طرح شفاف نقدهايي از يك انديشه و نوع نگاه به زندگي به دفاع از آن بپردازد ولي با نگرشي عوام زده
عاطفي
شتابزده و ناگهاني به صورت سانتي مانتالي عمل كرده تا هم دل بزرگترها رابه دست آورد و هم گيشه را از دست ندهد
در واقع
فيلم بيش از آن كه اثري درباره تضادهاي فكري ـ فرهنگي باشد كوششي در جهت خدشه دار كردن باورهاي مذهبي مردم است كه قرار
است هزينه شود تا پلي باشد براي آينده سينما!

| |