بسم الله الرحمن الرحيم
هر بار كه جنگي در سطح جهاني يا منطقه اي رخ مي دهد
عملكرد منفي سازمان ها و مجامع جهاني يا بهتر است گفته شود
« بي عملي » آنها موجب مي شود صاحبنظران زبان به شكوه بگشايند و در ارزيابي ها و جمع بندي هاي خود در اين مورد اين سازمان ها و
مجامع به اين نتيجه برسند كه كاري از دست آنها ساخته نيست . اكنون در مورد جنگ غزه همين نكته درحال تكرار است و سازمان ملل
سازمان كنفرانس اسلامي
اتحاديه عرب
سازمان صليب سرخ جهاني
سازمان عفو بين الملل و مجامع و سازمان هاي ريز و درشت ديگر
به شدت زير سئوال قرار دارند كه چرا همه آنها تماشاچيان ساكتي شده اند و كاري براي توقف جنايات صهيونيست ها انجام نمي دهند
درباره مجامع و سازمان هاي جهاني اينگونه قضاوت كردن
با واقعيت منطبق نيست . اينكه گفته شود كاري از دست اين مجامع
ساخته نيست
حرف نادرستي است . واقعيت اينست كه اين سازمان ها در همه جنگ ها و حتي در همين جنگ غزه كارهاي زيادي انجام
داده اند.
اشكال كار همه كساني كه مجامع و سازمان هاي جهاني را ضعيف و ناتوان مي دانند اينست كه به عملكرد آنها نگاهي يكطرفه دارند.
فقط يكطرف اين سكه را ديدن موجب مي شود چنين قضاوت نادرستي درباره اين مجامع صورت بگيرد و افكار عمومي جهان به
درستي در جريان واقعيت هاي مربوط به آنها قرار نگيرد.
مجامع و سازمان هاي بين المللي همانطور كه مي توانند بيانيه بدهند و اقدام عملي كنند
با سكوت خود نيز كارهاي زيادي انجام
مي دهند. اين
همان روي ديگر سكه است كه اظهارنظر كنندگان درباره عملكرد اين مجامع آنرا نمي بينند و لذا مرتكب قضاوت نادرستي
درباره آنها مي شوند.
اگر به چگونگي اشغال افغانستان و عراق توسط آمريكا و انگليس نگاه كنيد
متوجه اين واقعيت خواهيد شد كه سازمان ملل چه
كمك شاياني به اشغالگران براي اصل اشغال اين كشورها و ادامه اشغالگري آنها انجام داده است . در مهره چيني هاي بعدي و امضاي
قراردادهاي استعماري با دولت هاي دوران اشغال در اين كشورها نيز سازمان ملل با سكوت سنگين خود كمك هاي بزرگي به آمريكا كرده
است . همين نگاه را به جنگ 33 روزه لبنان منتقل كنيد و به اين نكته توجه نمائيد كه يكماه تمام خانه ها
بيمارستانها
مدارس
مساجد و
همه امكانات مردم لبنان توسط ارتش رژيم صهيونيستي بر سر آنها خراب شد و سازمان ملل با تعلل خود اين جنايات را تاييد كرد ولي
درست زماني كه آمريكا و اسرائيل دچار مشكلات جدي شدند و به قطعنامه اي فوري براي آتش بس نياز پيدا كردند
سازمان ملل فعالانه
وارد عمل شد و ظرف مدت كوتاهي جنگ را متوقف ساخت .
اينها و ده ها نمونه ديگر نشان مي دهند برخلاف اظهارنظرهائي كه مي شود
مجامع جهاني بويژه سازمان ملل
همواره به نفع
قدرت هاي زورگو فعال است
البته گاهي با قطعنامه دادن و گاهي با قطعنامه ندادن
گاهي با سكوت و گاهي با اظهارنظر. در مورد همين
جنگ كه اين روزها در غزه جريان دارد نيز وضعيت دقيقا همينطور است . دبيركل سازمان ملل 20 روز به عنوان تماشاچي در دفتر كار
خود در ساختمان بلند اين سازمان در نيويورك نظاره گر كشتار
تخريب
آوارگي
ويراني و ضجه كودكان و زنان غزه بود و سكوت
مي كرد. حالا دو سه روزي است به قاهره و تل آويو سفر فرموده و هنگامي كه از آسمان غزه عبور مي كرد گفت : « شرايط خطرناك نوار غزه
اجازه سفر به اين منطقه را به من نمي دهد » !
مفهوم سخن آقاي بان كيمون كاملا روشن است . اين
شرايط خطرناك غزه نيست كه به او اجازه سفر نميدهد بلكه كساني كه اين خطر
را آفريده اند يعني آمريكا و رژيم صهيونيستي به وي اجازه سفر به غزه را نمي دهند. دبيركل سازمان ملل
با جايگاهي كه سازمان ملل دارد
مي تواند به منطقه جنگي برود و با سفر خود آنجا را امن كند و به طرف متجاوز دستور بدهد لااقل در مدت سفر وي جنگ را متوقف
نمايد
اما چنين اتفاقي نمي افتد
چرا چون قرار براينست كه نيافتد تا به مردم فلسطين گفته شود كه صهيونيست ها اين قدرت را دارند كه
جلوي چشم دبيركل سازمان ملل ورئيس كميته صليب سرخ جهاني و هر مسئول بين المللي ديگر هر جنايتي را كه اراده كنند انجام بدهند.
بنابر اين
حتي همين سفر دبيركل سازمان ملل به منطقه و همين خودداري او از سفر به غزه نيز اقداماتي در جهت كمك به آمريكا و رژيم
صهيونيستي براي ادامه جنايت هستند. با اينحال چگونه مي توان گفت سازمان ملل كاره اي نيست !
اتحاديه عرب هم كه بعد از 20 روز تماشا كردن نسل كشي در غزه حالا تعدادي از اعضاي آن تحت فشار افكار عمومي جهان عرب در
دوحه جلسه تشكيل داده اند
نيز با اين كار خود تا اينجا حداقل سه هفته به صهيونيست ها فرصت كشتار داده است . سازمان كنفرانس
اسلامي
كه فلسفه وجودي خود را از آرمان فلسطين دارد
در اين ماجرا از اينها هم بيشتر به آمريكا و صهيونيست ها خدمت كرده چون
تاكنون هيچ تحركي از خود نشان نداده است .
بدين ترتيب
تاكنون كاري اگر شده توسط همين سازمان ها و مجامع بين المللي شده و ملت ها و دولت هائي كه در اين مجامع نفوذي
ندارند كاري نكرده اند كه در خور باشد. انقلاب اسلامي ايران
پديده اي در جهت خلاف جريان موجود حاكم بر جهان بود كه توانست
تغييرات عمده اي در معادلات سياسي بين المللي ايجاد كند. راهي كه اين انقلاب پيش پاي مردم جهان گذاشت بايد ادامه پيدا كند تا موانع
موجود برطرف شوند و همه چيز در جاي خودش قرار گيرد. در غير اينصورت براي هميشه بايد شاهد نسل كشي هائي همانند آنچه در
غزه جريان دارد باشيم .

|