روزنامه جمهوري اسلامي 26/10/1387 صفحه عقيدتي

  • عشق عطش عاشورا ديوان دلرباي كربلا
  • و اما امروز...
  • نگاهي به فعاليت هاي علمي آيت الله مجتهدي
  • من هم گريستم ....
  • *****
    عشق عطش عاشورا ديوان دلرباي كربلا




  • باز قلم شور حسيني بر سر دارد و عشق حسيني بر دل و مركب بوي خون مي دهد. امشب با چشم قلم هم ناله مي شوم همچون هواي دلش ابري و چون چشم چشمه سارش باراني مي شوم . امشب واژه هايم بغض آلودند و چون گلوي بغض آلودم حال و هواي گريستن دارند. امشب قلب قلم شكسته است ; او سر بر شانه سفيد دفتر مي گذارد و با واژه هاي بغض آلودش دفترم را سياه و چشمم را سرخ مي كند; چون غم حسين ـ عليه السلام ـ چهره را به رنگ پائيز و ديده را چون ابر بهار و آسمان زندگي را زمستاني مي نمايد و البته اگرچه حسين ـ عليه السلام ـ « قتيل العبرات » است و غم حسين ـ عليه السلام ـ چهره را زرد و دل را پر از درد مي كند; اما حسين ـ عليه السلام ـ « مصباح الهدي » و « سفينه النجاه » هم هست ; او در بي ستاره ترين شب تاريخ آفتاب هدايت شد و در طوفاني ترين لحظه هاي درياي زندگي كشتي نجات گرديد و تا انتهاي تاريخ جغرافياي زمين را كربلايي كرد و كشتي كربلائيش سفينه سعادت شد; چرا كه حسين ـ عليه السلام ـ مجسمه عشق است و عشق مجسم . او « والوتر الموتور » ي است كه دردانه و يك دانه خداست . شعر شهادت او ناب ترين و ناياب ترين شعر ديوان هستي است ; چرا كه او قطعه شعر خود را با بدن قطعه قطعه خود عاشقانه سرود; با وزن عشق و با دو قافيه زيباي « علي اصغر » و « علي اكبر » و در بحر عشق و با رديف شهادت . ديوان دلرباي كربلايي حسين ـ عليه السلام ـ زيباترين و عميق ترين شعرهاي شوق و شهود و شهادت را دارد. چند پاره هايش جانسوز و جان ساز است مثنوي گلهاي پرپرش توحيدي است كه تك بيت هاي ناب و نايابش دلربا و دلبر است . كربلا ديوان دل است . كربلا شاه بيت غزل آفرينش است . قصيده بلند قرب است و قطعه قيامت گونه تاريخ و « شهادت » او و يارانش و « اسارت زن و فرزندانش زيباترين « دوبيتي » دلدادگي و ترانه توحيد است .
    حسين ـ عليه السلام ـ آواي بلند عرفان در زير گنبد گردون است و صحراي تفتيده كربلاي او سرشار از چشمه هاي جانبخش عشق است و عطش كربلا سقاي ديده هاست كه به آن آب زلال اشك مي دهد و حسين كربلا ـ عليه السلام ـ كه خود قطب عارفان و قبله عشق سالكان مي باشد بر قله بلند عشق و بر بام بلند بندگي ايستاده است ; هر كه شاگردي مكتب عشق مي خواهد بايد در بارگاه استاد بزرگ عشق ; حسين ـ عليه السلام ـ زانوي ادب بزند تا جرعه نوش زلال عاشورا گردد. و محرم بزرگترين مدرسه عشق است ; مدرسه اي به رنگ سياه عزا رنگ سياهي كه سپيدي بخش است و درخت دل را سرشار از جوانه هاي سبز زندگي مي كند. « تركيب بند » محتشم ترجيع بند هر ساله شيعه است و وقتي هلال محرم قامت شيعه را چون هلالي خم مي كند; كتيبه هاي سياه چون پيشاني بندي بر پيشاني مساجد و تكايا سبز مي شوند و قصه سرخ كربلا را به ياد مي آورد و از در و ديوار آواي عزا و عشق جاري مي گردد :
    باز اين چه شورش است كه در خلق عالم است
    باز اين چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است .
    حسين صنعت پوراميري

  • *****
    و اما امروز...




  • مرتضي مظفريان
    در نگاه انسان هاي تيزبين وروشن فكر تاريخ صرفا مجموعه ي حوادث تلخ و شيرين براي مطالعه نيست بلكه هر واقعه اي داراي علت يا عللي است كه پيش از آن واقع شده اند.
    مهمتر از خود تاريخ فلسفه تاريخ است كه اگر انساني با ديده عقلاني و علت ياب به تاريخ بنگرد قطعا در حوادث پيش روي خود تصميم گيري بهتري خواهد داشت .
    حدود چهارده قرن پيش واقعه اي اتفاق افتاد كه حسين بن علي (ع ) با هفتاد و اندي از ياران خود در صحراي خشك و تفتيده كربلا مظلومانه به خاك و خون كشيده شدند; اجساد مثله شد سرها و انگشت ها به بهانه غنيمت بريده شد خيمه ها به آتش كشيده شدند و زنان و كودكان بي دفاع نيز از ظلم و ستم نامردمان سيه روي تاريخ در امان نماندند. بدترين و وحشيانه ترين جنايت ها در آن روز و در آن سرزمين واقع شد كه : « لايوم كيومك يا اباعبدالله (ع ) »
    بعد از اين واقعه دل خراش مردم دو دسته شدند گروهي آن اتفاق را در همان قطعه ي زمان تمام شده دانسته تنها به گريه ايي بر آن اكتفا كردند و گاه تعدادي از اين گروه تا ديروقت عزاداري مي كنند به گونه ايي كه نماز صبح شان قضا مي شود چرا كه به حقيقت آن واقعه نرسيده اند.
    گروه ديگر كساني اند كه آن واقعه را علت يابي كرده و آن را بر موارد ديگر جنگ حق و باطل سرايت مي دهند اينان حسين (ع ) ديگري را در اين زمان جستجو مي كنند تا به ياري او قيام كنند و عمر بن سعدها و يزيدهاي ديگري در اين زمان مي يابند و بر آن لعن فرستاده به جنگ با آنها بر مي خيزند.
    و اما امروز...
    و اما امروز در سرزمين كوچكي به نام غزه واقعه اي بزرگ اتفاق مي افتد كه به دنبال همان كربلاي حسين (ع ) است در هر دو واقعه باطل با تمام قواي خود به مقابله ي با حق برخاسته است ; در هر دو اتفاق نيروي ظلم حتي به كودكان شيرخوار هم رحم نكرد و به نامردي تمام گروه مقابل خود را به خاك و خون كشيد.
    بدتر از اين ها اين است كه در هر دو جريان باز هم مسلمانان ظاهرالصلاح و مدعيان دروغين ايمان براي حفظ جاه و مقام با شياطين هم آوا شدند و بزرگترين جنايت را عليه بشريت به وجود آوردند.
    مگرنه اين است كه عمر بن سعد امام جماعت كوفه و شخصي به ظاهر مسلمان بود اما به حكومتي ناچيز و نقيه شد. مگر امثال قاضي شريح فريب زورمداران و تزويرگران را نخورد و حكم به كفر حسين (ع ) نداد !
    و اما امروز مگر حاكمان عربستان كه خود را خادم حرمين شريفين مي خوانند و در مهد اسلام زندگي مي كنند و حاكمان مصر كه در جوار دانشگاه الازهر مدعيان دين داري و دين مداري هستند همانند عمر بن سعد عمل نمي كنند ! آيا اينان قرآن نخواندند و نفهميدند كه خداوند عزيز در قرآن حكيم با تاكيد بسيار فرمود : لتجدن اشدالناس عداوه للذين آمنوا اليهود » . و با آنان براي از بين بردن مسلمانان غزه متحد نشدند; آيا كساني چون امير عبدالله با رئيس جمهور آمريكا هم كاسه ي شراب خواري نشد و حاكم مصر نه تنها به مصداق حديث شريف نبوي هركس صداي كسي را بشنود كه فرياد مي زند : مرا ياري كنيد و به ياري او برنخيزد مسلمان نيست .
    به مظلومين مسلمان غزه ياري نكرد بلكه راه را براي ياري اينان نيز بست .
    سئوال اساسي از سران كشورهاي اسلامي و عربي اين است كه در آينده تاريخ درباره اين واقعه و بانيان و حاميان آن چگونه حكم خواهد كرد
    كدام انسان عاقلي هست كه مظلوميت مردم غزه و ظلم و ستم صهيونيست هاي اسرائيل را باور نداشته باشد
    و اما اي شيعيان و مسلمانان جهان آيا زمان آن فرا نرسيده است كه از واقعه ي كربلاي حسين (ع ) عبرت گرفته در واقعه ي دردناك غزه حق را از باطل تشخيص داده به ياري حق برخيزيم اگر چنين نباشد كه حقيقت عاشورا را درك نكرده ايم و مطمئن باشيم عزاداري بدون تفكر هرگز راه به جايي نخواهد برد.

  • *****
    نگاهي به فعاليت هاي علمي آيت الله مجتهدي




  • آيت الله حاج شيخ احمد مجتهدي تهراني (ره ) در نهم مهرماه سال 1302 هجري شمسي در خانداني مومن و پرهيزكار ديده به جهان گشود. تمامي نياكان حضرت استاد از بزرگان و مجتهدان بنام كاشان بودند اين جهت ايشان به « مجتهدي » مشهور شد. از جمله مي توان به ملامحمدعلي مجتهد ملامحمدباقر مجتهد و ملامحمدكاظم مجتهد كاشاني اشاره نمود.
    ايشان مقدمات علوم ديني را نزد مرحوم آيت الله حاج شيخ علي اكبر برهان (ره ) كه از شاگردان عارف سترگ مرحوم آيت الله حاج سيدعلي آقا قاضي (ره ) بود فرا گرفت .
    جناب حاج سيدمحمدحسن قاضي فرزند ارجمند آيت الله قاضي درباره مرحوم برهان مي نويسد : « خطيب برجسته و متقي و نيك مردي باصفا بود در وقار و آرامش و اشتغال به عبادت و انديشه و تعمق و فهم حوادث محيط و عزم بر اصلاح و تهذيب ديگران و اعمال مفيد به حال اطرافيان خود از طلبه و غيره پيش قدم بود... »
    استاد در شب 17 ربيع المولود 1362 هجري قمري در سن 19 سالگي در محضر اين عالم برجسته و متقي مفتخر به لباس روحانيت گشت .
    ايشان براي ادامه تحصيل (سطوح و خارج فقه و اصول ) راهي قم شدند و در دروس آيات عظام بروجردي گلپايگاني مرعشي نجفي و... شركت نموده و با دوست بزرگوارشان عالم رباني مرحوم آيت الله حاج شيخ محمود تحريري (ره ) مباحثه مي كردند. و نيز با تشويق و دلالت ايشان بود كه مقداري از شرح منظومه سبزواري را نزد مفسر كبير علامه طباطبائي (ره ) آموختند. وي در اين ايام از درس اخلاق حضرت امام خميني (ره ) و حاج آقا حسين فاطمي (ره ) كسب فيض كردند.
    آيت الله مجتهدي (ره ) پس از طي كردن مراحل تحصيل بنا به پاره اي از مشكلات به تهران بازگشتند.
    در آن ايام يكي از بهترين مراكز تربيتي و علمي تهران مسجد امين الدوله بود كه توسط عابد زاهد مرحوم حاج شيخ محمدحسين زاهد(ره ) اداره مي شد و چه بسيار اقشار مختلفي كه از نفس و رفتار و بيانات ايشان تربيت اسلامي يافتند و برخي نيز به مقامات معنوي نايل شدند.
    استاد پس از وفات مرحوم زاهد طبق وصيت ايشان چند سالي در مسجد حاج سيد عزيزالله بازار تعليم و تربيت شاگردان را به عهده گرفتند و در اين ايام از درس خارج عبد صالح آيت الله حاج سيد احمد خوانساري (ره ) استفاده نمودند.
    او در سال 1375 هجري قمري بنا به درخواست عده اي از متدينين برنامه آموزشي و پرورشي را به مسجد حاج ملامحمدجعفر كه بعدها به حوزه آيت الله مجتهدي معرفت گشت انتقال داد.
    ايشان با علم و تقوا بيش از نيم قرن به تعليم و تربيت دانش جويان علوم ديني پرداخته و ثمره آن تربيت افراد متخلق اعم از طلاب و غير طلاب بود كه مقام معظم رهبري دامت بركاته فرمودند : « علم و تقوا و تلاش متعهدانه در تربيت طلاب علوم ديني سه عنصر شاخص در شخصيت اين روحاني عالي قدر بود » پرورش مجتهدان و محققان و مولفان و مبلغان مزد زحمات شبانه روزي ايشان در اين دنيا بود. اساتيدي بزرگواري چون آيت الله خرازي و آيت الله استادي نمونه اي از ثمرات زحمات اين عالم رباني است .
    تاكيد ايشان در حمايت از انقلاب اسلامي و رهبري و نيز بيان شيرين و مردمي شخصيت او را محبوب اقشار مختلف جامعه قرار داده بود.
    نفس او گرما بخش محافل طلاب بود و شاگردان به تدريج از منش و روش او الگوبرداري مي كردند.
    استاد مجتهدي بر اين باور بود كه اگر طلبه در كنار آموزش علمي پرورش و تربيت عملي نيابد دانش در دست او همچو تيغي است در دست زنگي مست از اين رو اهتمام زيادي در بيان مواعظ و احاديثي اخلاقي داشته و رمز موفقيت طلبه را در انجام واجبات و ترك محرمات و درك سحر مي دانستند.
    شنيدم كه مي فرمود :
    تعليم و تربيت شاگردان حوزوي و غيرحوزوي باعث نشد كه استاد از تاليف و تصنيف غافل باشند و برخي مباحث كه به نظرشان مفيد مي آمد به نگارش در آورد از جمله آنان :
    1 ـ رساله محرم و نامحرم 2 ـ رساله گناهان كبيره 3 ـ رساله احكام غيبت 4 ـ رساله ارث
    سرانجام پس از ساليان سال تلاش و كوشش و خدمت به حوزه هاي علمي و با پشت سرگذاشتن دوران بيماري در چهارم محرم الحرام 1429 هجري قمري 86 10 23 در سن 85 سالگي دعوت حق را لبيك گفت .
    محمدباقر اديبي

  • *****
    من هم گريستم ....


  • در التهاب قافله من هم گريستم
    خاموش شد چو مشعله من هم گريستم
    يك باغ كوچك گل و يك دشت پرخزان
    كردند تا مقابله من هم گريستم
    هفتاد و دو شكوفه و چندين هزار خار
    از طرح اين معادله من هم گريستم
    آنجا كه خون عشق به گلبرگ ياس ريخت
    از تير شوم حرمله من هم گريستم
    پرپر چو شد شقايق و پژمرد اطلسي
    در شرح اين مقاتله من هم گريستم
    آتش زدند لانه ي مرغان خسته را
    در سوگ كوچ چلچله من هم گريستم
    آنجا كه دست دختر خورشيد شد بلند
    با شكوه و مباهله من هم گريستم
    رزان فروخت دست قضا باغ را به خس
    آري در اين معامله من هم گريستم
    نظمي نثار كردم و فيضي نصيب شد
    در شور و حال اين صله من هم گريستم ...
    محمد طاهر پيكر