
اشاره :
روزهاي دهه آخر ديماه
يادآور رحلت علامه شيخ محمدصالح حائري معروف به علامه سمناني است . به مناسبت سي و هفتمين
سالگرد رحلت اين عالم بزرگ
نگاهي داريم اجمالي به زندگي پربار علمي ايشان . علامه
در صبحگاه 21 ديماه سال 1350 به ديدار
معبود شتافت .
تراجم نويسان با نگارش مجد و عظمت فرزانگان بزرگ شيعه
بر صفحات زرين تاريخ
ضمن ارج نهادن به مقام شامخ آن بزرگان
جرعه هايي از معرفت و سعادت را به تشنگان ره نوشانده اند. در اين قسمت
ترجمان فرزانه اي را يادآور مي شويم كه : محققان بزرگ در
كتابهاي ارزشمند خود نظير : طبقات الفقها در قرن 14 و معجم المتكلمين و فهرست التراث درباره آيت الله علامه حائري معروف به
علامه سمناني چنين مي نويسند :
آيت الله الشيخ محمد صالح بن آيه ميرزا فضل اله بن آيه اله شيخ محمدحسن المازندراني اصلا
والحائري مولدا
والسمناني
مسكنا
ويعرف بالعلامه السمناني او العلامه المازندراني
ولد في كربلا 1297 هـ و نشابها في احضان العلم والورع و التقوي وكان والده
من كبار علمائها فهو محقق مشارك في العلوم و من نوادر الدهر...
وقد بلغت مولفاته من كبارها و صغارها من الرسالات والمقالات واجوبه السوالات والحواشي والتعليقات المتنوعه نظما و نثرا الي
ثلاث مئه تقريبا وتوفي صباح 23 ذي القعده 1391 هـ ... الخ ...
عزيمت از كربلا به نجف
مرحوم علامه پس از تكميل ادبيات
سطوح عاليه
رسايل و مكاسب
رياض
لمعه
اسفار منظومه سبزواري در محضر پدر بزرگوار
و عموي ارجمندش و ديگر اساتيد مدرسه آيه الله طوسي در كربلا
به نجف اشرف عزيمت فرمودند و سالياني چند در محضر
استوانه هاي علمي آيات عظام
آخوند خراساني
ميرزاي شيرازي
نجفي تهراني
حاج اسماعيل بروجردي و... زانوي ادب زد و روح و
جانش از چشمه زلال فقه
حكمت
فلسفه سيراب گشت . به گفته يكي از دانشمندان محقق علامه در محضر آخوند همچو ارسطوئي بود
در درس افلاطون .
مهاجرت از نجف به بابل
آيه الله علامه پس از 12 سال تحصيل و شركت در حلقه درس اساتيد برجسته نجف و دريافت اجازه اجتهاد از محضر آيات عظام
نجف به علت درد شديد چشم كرسي تحقيق و تدريس نجف را رها كرده و در سال 1324 قمري عازم بابل گرديد و براي معالجه چشم
عازم تهران شد و مدتي به معالجه خود پرداختند آنگاه راهي وطن اجدادي خود بابل گرديدند و مورد استقبال مردم بابل قرار گرفتند و در
محله مرادبيك سكني گزيدند.
بتصريح آيه الله حاج شيخ آقا بزرگ تهراني (ره ) در نقباالبشر به بهترين وجهي كه ممكن بود به اقامه شعائر ديني مذهبي مشغول
گرديدند. و مردم شريف منطقه هم به شايستگي ازوجود آن بزرگوار و برنامه هاي ايشان استقبال كرده و بهره هاي فراوان
مي بردند.
مرحوم علامه در بابل به اقامه شعائر ديني
با تكيه بر كرسي تدريس از جمله در مدرسه صدر بابل به تربيت و پرورش طلاب همت
گماشتند. و فضلاي زيادي را از چشمه جوشان علم و معرفت خود سيراب كردند.
مبارزه و تبعيد به سمنان
دوران حضور علامه در بابل مصادف با دوران تسلط بيگانگان بر سرنوشت ملت ايران
رواج فساد
زمزمه كشف حجاب از طرف
رضاخان بود. زمزمه هاي خطرناك مبارزه با احكام و قوانين قرآني از هر طرف شنيده مي شد در اين ميان علما و انديشمندان اسلام به
پاسداري از ارزش هاي ديني به مبارزه پرداختند. آيه اله علامه نيز با مشاهده چنين اوضاعي ساكت ننشست و شجاعانه پا به ميدان مبارزه
نهاد با سخنراني هاي آتشين در مسجد جامع بابل بعد از فريضه نماز مغرب و عشا به سخنراني پرداخت . بعد از سخنراني معظم له را در
همان شب دستگير و به تهران بردند ومدت نه ماه در سياه چالهاي رضاخاني محبوس و در مهرماه 1317 شمسي او را به سمنان تبعيد
كردند در همين ايام بعضي از بزرگان هم از مشهد تبعيد سمنان بودند. من جمله آيه الله حاج سيدهاشم نجف آبادي معروف به ميردامادي
و...
با تبعيد علامه به سمنان فصل جديدي از زندگي ايشان شروع شد . در سال 1320 مدت تبعيد ايشان تمام شد ولي ايشان ديگر
حاضر نشدند سمنان را ترك كنند گويا از آب و هواي سمنان و مهمتر مهربانيها و مهمان نوازي سمنانيها كاملا راضي بودند.
به طوري كه مقام معظم رهبري در ديدار خود با ائمه جمعه و جماعات در سمنان اشاره به اين مطلب نمودند كه خود مرحوم علاوه
ترجيح ميداد به اينكه به ايشان علامه سمناني گفته شود.
مردم سمنان از اين فرزانه بزرگ كاملا استقبال نمودند و شيفتگان مكتب اهل بيت پروانه وار گرد شمع وجودش حلقه زدند. البته توده
مردم قادر به درك موقعيت هاي علمي نبودند ولي كم كم دانشمندان از نقاط مختلف به ملاقات ايشان مي شتافتند و استفاده مي كردند.
استاد عمادزاده : در مقدمه كتاب ديوان الادب مي نويسد :
آيه الله علامه در بين علماي نجف تنها كسي بود كه سلسله روايت را به يك واسطه به صاحب جواهر مي رساند و به همين جهت از
مشايخ بزرگ اجازات روايتي بودند. بزرگاني كه از مرحوم علامه اجازات روايي دارند زيادند ولي آنچه تاكنون در كتابخانه حوزه علميه
بدست رسيده عبارتند از حضرات آيات وحجج اسلام مرعشي نجفي ـ علي سبط الشيخ انصاري ـ احمد سبط الشيخ انصاري ـ امامت
كاشاني شيخ محمد واعظ زاده خراساني ـ جلال الدين حائري ـ محمدكاظم دامغاني ـ شيخ محمد كوهستاني ـ حاج سيدجواد حسيني
جلالي ـ سيدمصطفي حسيني سيادتي و...
برخي از فضائل مرحوم علامه
آيه الله علامه از جمله مجتهدين و فقهاي خوش فكر اسلامي بودند كه با تاليفات متعدد در راه مقابله و مبارزه با مغرضين و دشمنان
اسلام قلم بدست گرفت و در طول عمر خود عملا اذهان را متوجه اسلام و مباني استوارش نمود.
ارباب تراجم در كتابهاي بزرگ نظير گنجينه دانشمندان
الذريعه الي تصانيف
الشيعه
التراث
طبقات الفقها در 14 قرن اخير و ... از
ايشان به عنوان محققي حكيم و فقيهي نامدار با احاطه علمي كم نظير و برخوردار از حافظه بسيار قوي و ذوق سليم ياد كرده اند كه براي
مطالعه مي توانيد به كتابخانه حوزه علميه موسسه ايشان مراجعه نماييد.
علامه در دو سنگر مهم جهاد علمي و مبارزه با دشمنان اسلام حضور مي يافت و با قلم از ارزش هاي ديني و مكتب اهل بيت (ع ) دفاع
مي كرد. زماني كه پيروان فرقه متعصب وهابيون به نجف اشرف حمله كردند علامه نيز به صف مدافعان حريم علوي پيوست و مشغول
نگارش كتابي تحت عنوان (ظلامه العتره الطاهره ) گرديد . دوره اين كتاب 15 جلد است كه فقط يك جلد ترجمه شده و بچاپ رسيده
است .
او با تاليف (حكمت بوعلي سينا) درهاي حكمت و كرامت را بر روي فقيهان و دانشمندان شيعه گشود از وحدت وجود كه خطر عظيم در
توحيد اسلامي دارد سخت انتقاد نمود و با منطق مستدل رد كرده و اثبات نظريه فيلسوف شهير ابوعلي سينا و شيخ اشراق (ره ) را نموده و
موارد لازمه را مورد بررسي قرار داده . به تعبير علامه جعفري علامه ضربه بزرگي را بر پيكر وحدت وجود وارد كرد آنها را از مقام پرستش
پائين آورد.
او تمام تحقيقات و نوآوري هاي علمي خود را به استادانش نسبت مي داد و براي اساتيد خود احترام زيادي قائل بود.
مرحوم علامه تجسم علم و عمل و اسوه عالمان و فرزانگان بزرگ پس از خود بود و بحق تاريخ اسلام به وجود او افتخار مي كند
بطوريكه مقالات علمي ايشان در مجلات دارالتقريب از جمله مجله رساله الاسلام به چاپ مي رسيد و مورد استقبال قرار مي گرفت .
ايشان پس از فراغت از كارهاي تاليف و تدريس و رتق وفتق مهام امور شرعي بنظم مي پرداخت با آنكه مقام شاعري او تحت الشعاع
مقام علمي معظم له بود قريحه سرشار و طبع روان و احاطه بر لغات و سعه اطلاع و تسلط بر فنون ادب سبب شد كه گاهي به نظم
بپردازند ديوان عربي و فارسي ايشان بهترين دليل اين ادعاست .
استاد محمدرضا حكيمي مي نويسد :
علامه سمناني : از عالمان بزرگ و جامع شيعه بود در اين روزگار عمري دراز كرد و تاليفات بسيار زياد برجاي گذاشت . از جمله
حكمت بوعلي سينا. در چندين مجلد كه علامه جعفري دانشمند اسلامي در مقدمه اي كه بر جلد سوم اين كتاب نوشته آنرا
« دايره المعارف فلسفه اسلامي » خوانده است .
وي در فلسفه معتقد به نظريه « اصالت ماهيت » و از اركان فلسفه مشايي بود در اين عصر علامه در علوم اسلامي تبحري بسزا داشت
من خود در يكي از سفرهاي او به مشهد (حدود سالهاي 37 ـ38 شمسي ) از وي شنيدم كه مي گفت : صاحب « كفايه الاصول » در تنظيم
جلد دوم از يادداشتهاي من (كه علامه در سر درس مرحوم آخوند مي نوشته است ) استفاده كرده است ... در نظم عربي قدرتي شگفتي زاي
داشت و يكي از نمونه هاي كم مانند ايرانياني بود كه شعر عربي را در حد بالا مي سرائيد.
جامعيت علامه سمناني تا جايي است كه آثار او را در فنون مختلف در رشته هاي علمي و فلسفي و كلامي و ادبي و تاريخي و فقهي
و اصولي و گونه هاي ديگر از مباحث تحقيقي 300 تاليف دانسته اند .
تاليفات ايشان و كتب خطي و چاپ سنگي تقريبا 1500 جلد به آستان قدس رضوي اهدا گرديده .
آيه الله علامه جعفري خاطره شيريني از مسافرت خود به سمنان را نقل مي كند... تا آنجا كه مي نويسد :
علامه سمناني مردي بسيار با فضل بود ادبيات عربي ايشان خيلي قوي بود اطلاعات فلسفي اش هم خيلي زياد بود در اصول و فقه
هم حد بالايي داشت سه چهار روزي كه در سمنان بوديم انصافا از نظر مقامات علمي و تواضعي كه داشتند خيلي براي ما خوش گذشت .
در تقريظي كه بر حكمت بوعلي سينا نوشته اند مي نويسد :
اينجانب كه در صدد بيان شمه اي از اهميت مطالب اين كتاب برآمدم پس از مطالعه چهار هزار كتاب فلسفه وعرفان عربي اين مشي
علمي و فلسفي كه از معظم له (علامه ) در اين مبحث مشاهده نمودم منحصر ديده و بدون مبالغه گواهي به انفراد معظم له در تحقيقات
اين مبحث مي دهم . تقاضاي بنده اين است كه با دقت كامل تمامي اين دوره را مطالعه فرموده خدمت بي نظير آيه الله علامه را كه
مهمترين خدمت بر طريق انبيا و رسل و اهل بيت عصمت سلام الله عليهم اجمعين است ادراك نموده .
اين دعا را بخوانيد : جزي الله العلامه عن الاسلام والعلم خيرالجزا.
برخورداري از عنايت ائمه اطهار(ع )
شاخصه بارز مرحوم علامه در ميان همه خصايل نيك او عشق و علاقه و ارادت به اهل بيت (ع ) بود كه واقعا كم نظير بود.
مرحوم علامه در ولايت اهل بيت درخشش عجيبي داشتند و علاقه به اهل بيت در وجود او عجين شده بود.
در تمامي ايام سال جمعه هاي هر هفته در منزل برنامه دعاي پرفيض ندبه و روضه خواني داشتند و اقامه عزاداري مي نمودند كه اين
مجلس بي ريا از معنويت خاصي برخوردار بود.
ساده زيستي
به راستي بيان شمه اي از گذشت و فداكاري فرزانگاني سترگ كه به دور از هياهوي زندگي و هواهاي نفساني و دوري از شهرت
پارسايي را برگزيده و با تحمل سختي ها و تهمت هاي ناروا غواص اقيانوس بي كران علوم و معارف اهل بيت عليهم السلام گشته اند
طراوت بهاري به تشنگان اين راه مي بخشند.
آيه اله علامه از فقيهان و عالمان بزرگ قرن چهارده
اسوه نيكان و مجسمه فضيلت و بردباري بود. توجه فوق العاده ايشان به معنويت
و خودسازي او را از مال اندوزي و دنياطلبي برحذر داشته بود. در خانه محقر گلي به سادگي زندگي كرد از مال دنيا نه اينكه چيزي اضافه
نكرد بلكه آنچه داشت فروخت وصرف طبع و نشر كتاب كرد آنقدر در فشار مالي بود كه گاه اتفاق مي افتاد دو سه ماه توان پرداخت شهريه
حوزه را نداشت . او انساني خودساخته و وارسته بود و يك عمر در ترك لذات دنيوي بسر برد. از فضايل اخلاقي و ملكات نفساني
والايي برخوردار و به قله كرامت انساني دست يافته بود. بسيار بزرگوار و بخشنده بود و به محرومان توجه فوق العاده اي داشت به سادات
مخصوصا اهل علم بي نهايت احترام مي كرد. در خدمت مردم و حل مشكلاتشان تا حد امكان سعي وافر داشت .
در اخلاص و توكل و ابراز ارادت به اهل بيت (ع ) مثال زدني بود ساده زيستي از خصوصيات بارز ايشان بود در ترويج مكتب اهل
بيت (ع ) موفقيت هاي ارزشمندي بدست آورده بود. در نماز و ساير عبادات خضوعي خاص داشت همانطوريكه در هنگام ذكر مصيبت
اهل بيت (ع ) حال خوشي داشت و باران اشك از ديدگانش جاري بود. عطوفت و مهرباني اش نسبت به مردم چنان بود كه حتي به خانه او
پناه مي بردند تا در امان باشند.
يكي از مراجع فعلي قم مي گويد :
سالي از سالها در سمنان منبر مي رفتم در آخرين منبر خود
حملاتم را به سوي شخص شاه و دربار نشانه گرفتم بعد از پايان منبر
مستقيما خود را به منزل مرحوم آيه اله علامه رحمه اله رساندم بعد از يك شبانه روز توقف در منزل آن حكيم فرزانه به قم
آمدم .
البته اينگونه دانشمندان و عالمان با تاسي از سيره ائمه اطهار(ع ) در سخت ترين دوران از اسلام و مكتب تشيع دفاع كردند و با
دشمنان دين به ستيز و مبارزه برخاستند پس حيات طيبه اين فرزانگان را در آيينه ديدگان خود بنهيم تا چگونه ماندن و زيستن و رفتن را
بياموزيم و حيات ابدي خود را با سعادت رقم بزنيم .
آيه الله علامه از آن دسته عالماني بود كه حيات طيبه اش با گذر زمان بوي فنا نمي پذيرد بلكه هر روز طراوت و نشاط تازه اي را به
ارمغان مي آورد بيش از 70 سال در ايران انجام وظيفه كرد و فضاي كشور را از عطر كلام روح بخش اهل بيت معطر ساخت در مقابل
فرهنگ بيگانه همچو سد محكمي ايستادگي كرد و همگان را به پيروي از سنت نبوي و آداب اسلامي سفارش مي كرد. سرانجام اين اسوه
وارستگي و انسانيت پس از آن همه خدمت به جهان علم و دانش و پس از يك عمر زندگاني پرماجرا و سراسر حادثه و تحمل سختي ها
و تاليف صدها اثر علمي چشم از جهان فروبست . و نام او در كتاب مشاهير مذفون در حرم رضوي ثبت گرديد و 21 دي ماه يادآور سي و
هفتمين سال ارتحال آن مرجع عاليقدر
به ياد ژرفاي انديشه انساني اش وارستگي و مهرباني و تواضع بي مانندش و يادش را گرامي
مي داريم .
تهيه و تنظيم از : اسماعيل ساعدي
مرحوم علامه در بابل به تربيت و پرورش طلاب همت گماشتند و فضلاي زيادي را از چشمه جوشان علم و معرفت خود سيراب
كردند
مرحوم علامه به دليل مبارزه عليه سلطه و فساد و تباهي رژيم پهلوي
مدت نه ماه در سياه چال هاي رضاخاني محبوس بودند و سپس
به سمنان تبعيد شدند
مرحوم علامه
تجسم علم و عمل و اسوه عالمان و فرزانگان بزرگ پس از خود بود و به حق تاريخ اسلام به وجود او افتخار
مي كند
علامه در دو سنگر مهم جهاد علمي و مبارزه با دشمنان اسلام حضور مي يافت و با قلم خويش از ارزش هاي ديني و مكتب اهل
بيت (ع ) دفاع مي كرد

*****
علامه از زبان ديگران
|

.1 آيت الله ميرزا محمد تقي شيرازي :
در قسمتي از دست خط خود كه از نجف به ايران براي علامه فرستاده مي نويسد : اميد است آنكه از بركات وجود جناب شما از مومنين در
اين خصوص رفع اضطراب شده باشد و مومنين آن سامان در تعيين من يجوز به الرجوع في هذه الاحتياطات حيران نخواهند ماند.
.2 آيت الله آخوند خراساني :
از مشاهده يادداشت هاي او (علامه ) در نظم كفايه بي اندازه شگفت زده شدم .
.3 آيت الله سيد هبت الدين شهرستاني :
در بغداد جمعي از بزرگان نزد من آمدند و گفتند : آرامگاه بوعلي سينا كدام شهر ايران است من به آنها گفتم : بوعلي سينا زنده و در سمنان
است .
.4 آيت الله آقاضياالدين عراقي (ره )
در ايام تعطيلي حوزه نجف
باتفاق آيت الله آخوند و آيت الله علامه در كوفه رفته بوديم . علامه كتاب وقف خود را به آخوند نشان داد.
آخوند با تعجب گفت : ديگر من چه بنويسم !
.5 آيت الله بروجردي :
در قم از ايشان (علامه ) درخواست نمودم ماده تاريخ مسجد اعظم را به سرايند با اندكي تامل في البداهه فرمود :
حسين بني المسجد الاعظما
هزار و سيصد و هفتاد و نه هجري قمري
.6 امام خميني : (سمنان حضرت آيت الله علامه دامت بركاته )
از مراحم كامله متشكر توفيق علما اعلام اسلام را در اعلا كلمه حق از خداوند خواستار است .

| |