روزنامه جمهوري اسلامي 21/10/1387 صفحه امام
*****
تاملي در انديشه هاي امام خميني درباره ماهيت استعماري اسرائيل تشتت و تزلزل كشورهاي اسلامي و مسئوليت جهاد و مبارزه مسلمين براي نجات فلسطين




  • حضرت امام خميني فريادي بلند و رسا عليه صهيونيسم جهاني و رژيم اشغالگر قدس بود و همواره با نگاهي عميق و نگرشي وسيع به اين پديده نظر داشت و بيداري و آگاهي مي بخشيد و راه مي نمود و تلاش و حركت مي آفريد.
    اين فرياد رهايي بخش هم امروز نيز در بستر زمان جاري مي باشد و جهان اسلام را مخاطب قرار مي دهد و به مبارزه با اسرائيل فرا مي خواند كه انديشه هاي جامع و تحول زا و انقلاب آفرين اين مصلح و پيشواي بزرگ همچنان پويا و راهگشا مي باشد و از همين روست كه امام خميني يك حقيقت هميشه زنده است و روحي است در كالبد زمان و عصر ما و همه زمان ها و عصرها.
    انديشه هاي امام خميني درباره صهيونيسم داراي وسعت و گستردگي خاصي مي باشد و از آن موضوعاتي است كه حجم زيادي از رهنمود و پيام و كلام اين رهبر الهي را به خود اختصاص داده است . در ذيل به برخي از اين ديدگاه ها و رهنمودها مي انديشيم .
    نقش قدرت هاي استعماري در پيدايش اسرائيل
    « اسرائيل با تباني و همفكري دولت هاي استعماري غرب و شرق زاييده شد و براي سركوبي و استعمار ملل اسلام به وجود آمد و امروز از طرف همه استعمارگران حمايت و پشتيباني مي شود. انگليس و آمريكا با تقويت نظامي و سياسي و با گذاشتن اسلحه هاي مرگبار در اختيار اسرائيل آن را به تجاوزات پي در پي عليه اعراب و مسلمين و ادامه اشغال فلسطين و ديگر سرزمين هاي اسلامي تحريص و وادار مي سازند و شوروي باجلوگيري از مجهز شدن مسلمانان و با فريب و خيانت و سياست سازشكارانه موجوديت اسرائيل را تضمين مي نمايد . » (1 )
    حضرت امام خميني به ريشه هاي اوليه پيدايش صهيونيسم اشاره مي نمايد و نقش مخرب قدرت هاي استكباري را در شكل گيري اين رژيم سفاك بسيار موثر مي داند.
    صهيونيسم ريشه در نام « صهيون » دارد كه كوهي است در نزديكي بيت المقدس . اين تفكر از همين جا به صورت يك تفكر نژادپرستانه رشد مي كند و يهود را قوم برگزيده خدا و داراي جايگاه و رسالتي ويژه در جهان مي داند و همين موضوع در مراحل بعدي هر قتل و جنايت و غارت و تجاوزي را توجيه مي نمايد و عاملي مي شود براي اينكه بنابر اعلام كتاب تلمود ـ كه تفسير تورات مي باشد ـ حتي تجاوز به نواميس ديگران به ويژه مسلمين مباح اعلام شود و انسان ها همه حيواناتي معرفي شوند كه خداوند براي خدمت به يهوديان آفريده است !
    اين تفكر با تشكيل « سازمان جهاني صهيونيسم » هدف انتقال يهوديان جهان به فلسطين و غصب اين سرزمين اسلامي را پي گيري نمود و با حمايت هاي انگليس و آمريكا رژيم اسرائيل شكل گرفت و در مراحل بعدي آمريكا را بزرگ ترين پايگاه و حامي خود نمود و شركت هاي بزرگ جهاني را به انحصار خود در آورد و با حمايت هاي اين قدرت ها
    بر رسانه هاي كشورهاي مختلف سيطره يافت و مراكز اطلاعاتي و جاسوسي قوي بنيان نهاد.
    پس از تشكيل كشور اسرائيل توسط انگليس و آمريكا شوروي اولين كشوري بود كه رژيم اشغالگر فلسطين را به رسميت شناخت و پس از آن نيز با تداوم حمايت هاي همه جانبه قدرت هاي غربي از صهيونيسم شوروي همان گونه كه امام خميني اشاره كردند با اتخاذ سياست فريبكارانه و سازشكارانه به تثبيت و استمرار جنايات اسرائيل پرداخت .
    سياست شوروي هم اينك نيز چنين است و در برابر جنايات وحشتناك رژيم اشغالگر قدس به سكوت ! كه به دنبال خود تاييد! و رضايت بر تداوم جنايت ! را دارد ادامه مي دهد.
    اين سياست فريبكارانه شوروي در طول دوران جنگ تحميلي عليه ايران اسلامي نيز در همان حال كه آمريكا و اقمارش به تجهيز همه جانبه عراق مي پرداختند اتخاذ گرديد.
    حضرت امام خميني اعلام مي نمايند كه « امروز همه قدرت ها و ابرقدرت ها دست به دست يكديگر داده اند كه نگذارند فلسطيني هاي مسلمان به هدفشان برسند » (2 ) حضرت امام با اين بيان اولا بر تداوم سياست هاي قدرت هاي استعماري براي حمايت همه جانبه از اسرائيل تاكيد مي كنند و ثانيا به مهم ترين هدف اين قدرت ها كه جلوگيري از به نتيجه و ثمرنشستن مبارزات مردم فلسطين مي باشد تصريح مي نمايند.
    شوروي در استمرار جنايات رژيم اسرائيل در تهاجم و تعدي به فلسطين و ساير سرزمين هاي اسلامي همان سياست پيشين را دنبال مي كند و بنابراين همچنان اين سخن امام كه اسرائيل با تباني و همفكري دولت هاي استعماري غرب و شرق شكل گرفت مصداق هاي خاص و زنده خود را در زمان حاضر كه فلسطين در معرض وحشيانه ترين تجاوزات قرار دارد پيدا مي كند.
    اين واقعيت را نيز فراموش نكنيم كه اولا شوروي همان كشوري است كه به سرزمين اسلامي افغانستان تعدي نمود و آن را به اشغال خود در آورد و جنايات بي شمار آفريد. ثانيا اين كشور بنا به ماهيت ضد اسلامي خود وجود اسرائيل را به صورت يك « مترسك » براي ملل مسلمان و سرزمين هاي اسلامي ضروري مي داند و به همين دليل تجاوزات اين رژيم اشغالگر به فلسطين و لبنان و ديگر كشورها را تاييد مي كند.
    تشتت و تزلزل كشورهاي اسلامي در برابر اسرائيل
    اگر چه رژيم اشغالگر قدس توسط قدرت هاي استعماري شكل گرفت و رشد كرد و به صورت امروز و در هويت يك جمعيت سفاك و خونريز عليه سرزمين هاي اسلامي مجهز گرديد و به تهاجم واداشته شد لكن اين جمعيت كوچك هرگز با مجموعه كشورهاي اسلامي كه بيش از يك ميليارد نفوس مي باشند و از ممالك و سرزمين هاي ايران سوريه لبنان تركيه مصر سودان كويت اردن بحرين عربستان مراكش عراق افغانستان يمن و پاكستان تشكيل مي شوند قابل مقايسه نمي باشند.
    كشورهاي وسيع اسلامي با نيرو و انرژي سرشار و معادن و ثروت هاي بي شمار خود يك « ابرقدرت » هستند كه به سهولت مي توانند بر اسرائيل غالب آيند و مانع تعدي و تجاوزات اين رژيم عليه فلسطين و ديگر كشورهاي اسلامي گردند. اما چه بايد كرد و اين زخم عميق و مانده بر قلب را چگونه بايد التيام داد كه جهان اسلام با اين وسعت جغرافيايي و گستردگي نيروي انساني و منابع غني اقتصادي در برابر كشور حقير و كوچك اسرائيل احساس ذلت و شكست مي كنند و در حالي كه قادرند با عزم جزم حركت بياغازند و به مقابله عليه صهيونيسم اهتمام ورزند در خواب مرگ خفته اند و دم برنمي آورند و قيام و حركت نمي كنند!
    بزرگ ترين درد و رنج امام خميني اين بود كه چرا بايد كشورهاي اسلامي اين گونه در غفلت و ذلت روزگار سپري كنند و شاهد ساكت تعدي و جنايات اسرائيل به فلسطين و ساير كشورها باشند
    ببينيم امام خميني چگونه اظهار تاسف مي نمايد و به صورت استفهام از وضعيت و شرايط دردناك سرزمينهاي اسلامي در برابر اسرائيل مي رنجد و مي نالد :
    « چرا بايد كشورهايي كه داراي همه چيز هستند و داراي همه جور قدرت هستند اسرائيل با آن عده كم بيايد و به آنها اين طور حكمفرمايي كند ! » (3 )
    حضرت امام خميني مشكل اساسي كشورهاي اسلامي در تعلل و تزلزل در برابر اسرائيل را دولتهاي حاكم آنها مي داند كه نه تنها داراي شرايط لازم براي زمامداري و حكومت بر ملل مسلمان نيستند و گامي در مسير تشكيل جبهه نيرومند و مقاوم و متحد در برابر دشمن صهيونيستي بر نمي دارند كه در نقطه مقابل هم خود به اختلاف و تشتت گرفتارند و هم بين ملل مسلمان خرابكاري مي كنند و سنگ اندازي مي نمايند و تفرقه ايجاد مي كنند!
    به سخن امام خميني دقت كافي روا داريم كه چگونه به وجود اين مشكل و مانع بزرگ بر سر راه مبارزه با رژيم اشغالگر قدس تصريح مي نمايد :
    « اگر حكومت كنندگان كشورهاي اسلامي نماينده مردم با ايمان و مجري احكام اسلام مي بودند اختلافات جزئي را كنار مي گذاشتند دست از خرابكاري و تفرقه اندازي بر مي داشتند و متحد مي شدند و يد واحده مي بودند در آن صورت مشتي يهودي بدبخت كه عمال آمريكا و انگليس و اجانب اند نمي توانستند اين كارها را بكنند هر چند آمريكا و انگليس پشتيبان آنها باشند . اين از بي عرضگي كساني است كه بر مردم مسلمان حكومت مي كنند . » (4 )
    از اين دردناك تر اندوهبارتر و وحشتناك تر اين كه برخي از كشورهاي اسلامي از سكوت و احساس حقارت و ذلت در برابر اسرائيل و قصور و كوتاهي در مبارزه با اين رژيم اشغالگر فلسطين پا را فراتر نهاده و به خيانتي بزرگ دست يازيده اند و آن اينكه در صدد هستند اسرائيل جنايتكار را به رسميت بشناسند! و اين در حالي است كه همه آنها واقف و آگاهند كه ماهيت رژيم صهيونيستي « غصب سرزمين اسلامي فلسطين » است و قوانين صريح قرآن جهاد و مبارزه وقفه ناپذير براي نجات هر قطعه از مجموعه جهان اسلام را كه به غصب و اشغال درآمده است « واجب » مي داند.


    بنگريم كه امام خميني چگونه اين شرايط دردناك و اندوهبار برخي از كشورهاي اسلامي را در تمايلشان به رژيم غاصب و اشغالگر اسرائيل و اشتياقشان در به رسميت شناختن آن توصيف مي نمايند :
    « يك دولت پوشالي دو ميليوني يعني اسرائيل در مقابل يك ميليارد مسلمان ايستاد و حمله كرد و آنقدر جنايت كرد كه در تاريخ كم نظير است آن وقت مي بينيم كه دولتهاي اسلامي در تلاشند كه آن را به رسميت بشناسند. ما ميگوئيم اسرائيل بايد از صفحه روزگار محو شود و بيت المقدس مال مسلمين و قبله اول مسلمين است . » (5 )
    نظريه امام خميني مبني بر ضرورت محو اسرائيل از صفحه روزگار به اين دليل مطرح مي شود كه اسرائيل هيچ هويت اصيلي ندارد و ماهيت او بر غصب و اشغال است و اين يك اصل پذيرفته در همه جهان است كه هر كشور متجاوز و غاصب و اشغالگر را بايد طرد و نفي نمود و سرزمين غصب و اشغال شده را نجات داد. و اين شگفت انگيز است كه كشورهاي اسلامي در تكاپو براي به رسميت شناختن اسرائيل مي باشند و علاوه بر آن كه قوانين صريح اسلام را نقض مي كنند نمي خواهند اين اصل معقول و بديهي و مورد قبول همه ملل جهان را پذيرا شوند!
    مسئوليت جهاد مبارزه مسلمين جهان براي نجات فلسطين
    حضرت امام خميني در رهنمودهاي فراوان و بي شمار راه نجات و رهايي فلسطين را مبارزه و جهاد عموم مسلمين مي دانند و معتقدند هيچ راه و روش ديگري نمي تواند اسرائيل را از تعدي و تجاوز باز دارد و مانع جنايات هولناك آن گردد.
    بديهي است هرگونه حركت مبتني بر ايجاد توطئه و وقفه در تحقق اصل جهاد و مبارزه براي نجات فلسطين محكوم است و همه دلسوزان اسلام و سامان دهندگان جهاد عليه صهيونيسم در كنار هر تلاش و مبارزه آگاهي بخشي سياسي درباره وجود توطئه ها و ضرورت مقابله با آنها را براي مساعد سازي زمينه هاي لازم به منظور به نتيجه و ثمر در آمدن تلاش هايشان لازم و ضروري مي دانند.
    « مصر » يكي از كشورهاي اسلامي ! است كه از دوران حكومت انورسادات تاكنون همواره در صدد بوده و هست كه در مسير وحدت مسلمين و مبارزه عليه اشغالگران اسرائيل مانع ايجاد كرده و با همسويي و تباني با آمريكا و اسرائيل در صدد توطئه عليه جهان اسلام و مساعدت و همكاري با قدرت هاي استكباري براي سركوب مبارزات ملت فلسطين برآمده است .
    سخن ذيل از امام خميني اشاره اي است به ضرورت شناسايي اين توطئه ها و محكوميت و جلوگيري از رشد و گسترش آنها :
    « ما توطئه مصر و آمريكا و اسرائيل را براي در هم كوبيدن نهضت بزرگ مردم فلسطين شديدا محكوم مي كنيم . » (6 )
    حضرت امام خميني در كنار محكوميت و دفع توطئه ها در مسير تحقق مبارزات مردم فلسطين اصل گسترش دامنه مبارزات اسلامي عليه اسرائيل را اينگونه مطرح مي نمايند :
    « ما از مردم بي پناه لبنان و فلسطين در مقابل اسرائيل دفاع مي كنيم . اسرائيل اين جرثومه فساد هميشه پايگاه آمريكا بوده است . بايد همه به پا خيزيم و اسرائيل را نابود كنيم و ملت قهرمان فلسطين را جايگزين آن گردانيم . » (7 )
    باتوجه به آنچه از نظر گذشت اولا « ماهيت استعماري اسرائيل » و نقش قدرت ها در پيدايش صهيونيسم و گسترش آن به عنوان يك بينش و شناخت مهم مطرح مي شود تا مشخص گردد كه در پشت پرده موجوديت غصبي و اشغالگرانه رژيم اسرائيل چه خبر بوده است و چگونه است كه همان حمايتها و جانبداري ها و تجهيز و تسليح ها هم امروز توسط همان قدرت ها با شدت استمرار دارد! اين بينش و آگاهي به اين دليل ضروري است كه بر همه خوشبيني ها و حسن ظن ها نسبت به اسرائيل خط بطلان مي كشد و ساده انديشي ها و سطحي نگري ها را طرد و نفي مي نمايد و ترفند استعماري « توهم توطئه » را ـ كه از جانب جريان هاي فكري غرب گرا و عوامل و اذناب وابسته به اسرائيل در ايران اسلامي و ساير كشورها ترويج مي گردد ـ رسوا مي سازد.
    ثانيا بر سر كشورهاي اسلامي فرياد مي زند و غريو بر مي آورد كه چرا با وجود نيروي انساني يك ميلياردي و انرژي و قدرت وافر و منابع غني اقتصادي در سكوت مرگبار به سر مي بريد و دست از آستين بيرون نمي آوريد و همت و تلاشي براي دفاع از سرزمين هاي خود در برابر اسرائيل به منصه ظهور نمي رسانيد و نشسته ايد تا صهيونيسم خون آشام در عمق سرزمين ها و خانه هايتان نفوذ كند و دين و جان و مال و ناموستان را در معرض هتك و بي حرمتي قرار دهد و خونتان را بر خاك ريزد و از كشته ها پشته بسازد و از اين پست تر آنقدر به ذلت گرائيد و از خويشتن اسلامي و عظمت و مهابت فرهنگ و تمدن اسلامي و اقتدار پيشين و گذشته با صلابت خويش فاصله بگيريد كه ذليلانه در صدد به رسميت شناختن اسرائيل برآئيد!
    ثالثا در هر شرايط و از جمله شرايط امروز جهان اسلام دفاع از ملت مظلوم فلسطين و جهاد همگاني با غاصبان و اشغالگران قدس مقدس را به عنوان تنها راه نجات و رهايي اين ملت قهرمان معرفي مي نمايد و بر همه راه و روش هاي مرعوبانه و سازشكارانه خط بطلان مي كشد و اين واقعيت را به طور مكرر و با تجربه سال هاي طولاني ديگر بار در محيط ذهن و فكر مي نشاند كه اسرائيل بايد با مبارزه قهرآميز اسلامي از صفحه روز گار محو گردد تا آرامش نه فقط به كشورهاي اسلامي و از جمله فلسطين كه در جهان بشري حاكم گردد.
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــ
    پاورقي :
    1 ـ صحيفه امام موسسه تنظيم و نشر آثار امام جلد 2 ص 438
    2 ـ همان مدرك جلد 20 ص 485
    3 ـ همان مدرك جلد 10 ص 417
    4 ـ ولايت فقيه اثر امام خميني موسسه تنظيم و نشر آثار امام ص 24 و 25
    5 ـ صحيفه امام جلد 16 ص 490
    6 ـ همان مدرك جلد 10 ص 396
    7 ـ همان مدرك جلد 11 ص 148
    چه بايد كرد و اين زخم عميق و مانده بر قلب را چگونه بايد التيام داد كه كشورهاي جهان اسلام با اين وسعت جغرافيايي و گستردگي نيروي انساني و انرژي سرشار و منابع غني اقتصادي در برابر كشور حقير و كوچك اسرائيل احساس ذلت و شكست مي كنند و در حالي كه قادرند با عزم جزم حركت بياغازند و به مقابله با صهيونيسم اهتمام ورزند در خواب مرگ خفته اند و دم بر نمي آورند و قيام و حركت نمي كنند !
    نظريه امام خميني مبني بر ضرورت محو اسرائيل از صفحه روزگار به اين دليل مطرح مي شود كه اسرائيل هيچ هويت اصيلي ندارد و ماهيت او بر غصب و اشغال است و اين يك اصل پذيرفته در همه جهان است كه هر كشور غاصب و اشغالگر را بايد طرد و نفي نمود و سرزمين غصب و اشغال شده را نجات داد
    ماهيت استعماري صهيونيسم و تشكيل و تداوم حيات جنايت بار اسرائيل توسط انگليس و آمريكا بر همه خوشبيني ها و حسن ظن ها نسبت به اسرائيل خط بطلان مي كشد و ساده انديشي ها و سطحي نگري ها را نفي مي نمايد و ترفند استعماري « توهم توطئه » را ـ كه از جانب جريان هاي فكري غرب گرا و عوامل و اذناب وابسته به اسرائيل در ايران اسلامي و ساير كشورها ترويج مي گردد ـ رسوا مي سازد