
دين مبين اسلام
دين عقلانيت است و ارزش و اعتباري كه براي خردورزي قائل مي باشد وصف ناپذير است و
نمي توان آموزه هاي مبتني بر بزرگداشت جايگاه و منزلت عقل در اين دين جامع و زندگي ساز را با ديگر اديان و مكاتب
فلسفي و فكري دنيا به مقايسه گذاشت
زيرا محال است بتوان تعابير زيبا و ژرفي كه در فرهنگ و تفكر اسلامي درباره
اهميت و نقش محوري و حياتي عقل و خرد آمده است با آنچه در ديگر اديان و مكاتب وجود دارد شبيه و همانند يافت .
عقلانيت اسلامي
خاستگاه اصلي وضع احكام و قوانين
و نيز ارزش ها و فضايل اخلاقي
و همچنين مراسم و
مناسك ديني مي باشد و به طور طبيعي همه اين امور
داراي فلسفه هاي خاص و آثار و ثمرات بزرگ و تحول زا و حركت
آفريني مي باشند كه با حيات فردي و اجتماعي و سياسي انسان ها مماس و مرتبط هستند.
بر مبناي اصل مزبور
هر كدام از احكام و قوانين عبادي و اجتماعي و اقتصادي و سياسي اسلام اولا در تمام
صحنه هاي زندگي روزمره و دنيايي انسان حضور دارند. ثانيا داراي نقش تاثيرگذاري و تحول زايي مي باشند
و به اين
ترتيب نماز و روزه و دعا
جهاد و نبرد و مبارزه
خمس و زكات و انفاق
حج و جمعه و جماعات
تولي و تبري و هر
قانون و تعليم ديگر
داراي فلسفه ها و آثار ارزشمند مي باشند
و نيز به همين طريق
آداب و مناسك و مراسم و شعائر
اسلامي داراي فلسفه و اثر و ثمر هستند.
عزاداري و مرثيه سرايي براي حضرت امام حسين (ع ) از جمله مراسم و شعائر بزرگ مذهب شيعه است كه بنابر اصل
قطعي و عقلاني تاثيرگذاري و ثمربخشي تعاليم اسلامي
داراي فلسفه و آثار و ثمرات بزرگ و بسيار ارزشمند مي باشد.
در متون ديني دستورالعمل هاي صريحي از ائمه اطهار(ع ) درباره ضرورت عزاداري براي حضرت امام حسين (ع )
ثبت و ضبط گرديده و براي اين عمل اجر و پاداش هاي فراوان مقرر گشته است (1 ) كه بي ترديد اين توصيه هاي مكرر
نشان از آثار ارزشمند عزاداري و مرثيه سرايي در سطح جامعه اسلامي دارد كه عبارتند از زنده نگاه داشتن مكتب و راه و
اهداف نهضت حسيني و در اهتزاز قرار دادن پرچم جهاد و مبارزه عليه طواغيت و يزيدهاي زمان كه قدرت هاي
استكباري در هر عصر و زمان مي باشند.
گريستن براي امام حسين (ع ) نيز بايد با انگيزه ايجاد پيوند و ارتباط با اهداف و آرمان هاي والاي حسيني صورت
پذيرد و موجب گردد عواطف و احساسات با ارزش هاي والاي نهفته در نهضت عاشورا رابطه برقرار كنند و انگيزه بگيرند
و درس بياموزند و حركت آغازند.
حضرت امام خميني همچنان كه كامل ترين تحليل ها را از قيام و نهضت حضرت اباعبدالله الحسين (ع ) دارند
جامع ترين بررسي ها و تحليل ها را نيز درباره عزاداري امام حسين و فلسفه و آثار آن ارائه مي دهند. آنچه در ذيل مي آيد
نمونه هايي از ديدگاه هاي ژرف امام خميني درباره فلسفه و ثمرات نهضت مقدس و تاريخي عاشورا مي باشد.
1 ـ « اين خون سيدالشهدا است كه خون هاي همه ملت هاي اسلامي را به جوش مي آورد
و اين دسته جات عزيز
عاشوراست كه مردم را به هيجان مي آورد و براي اسلام و حفظ مقاصد اسلامي مهيا مي كند . » (2 )
در اين رهنمود
حضرت امام خميني به زيباترين وجه به آثار روحي و عاطفي نهفته در حماسه هاي حسيني اشاره
مي نمايد و در پي آن ضرورت نفوذ اين آثار را در عزاداري و مرثيه سرايي ها متذكر مي شود.
پيوند روحي و عاطفي با نهضت حسيني از اين لحاظ حائز اهميت بسيار مي باشد كه انسان با احساس و عاطفه
زندگي مي كند و اين نعمت بزرگ الهي در كنار عقل و خرد موجب رشد و كمال و شكوفايي استعدادها و نيل به آزادي و
رهايي از قيود و بندها مي گردد.
انسان عقلاني مطلق
خشك و متصلب است و نمي تواند زندگي سالم و بالنده اي داشته باشد
همان گونه كه انسان
عاطفي مطلق
نمي تواند زندگي صحيح و پويا و كمال رساني را براي خود رقم زند. با اين وصف فقط انساني كه آميزه اي
از « عقل » و « احساس » است و با دو بال خردورزي و احساس گرايي قصد طيران و پرواز در فضاي بي كران زندگي را دارد
موفق است و به مقصد خواهد رسيد.
تمام مفاهيم فكري و نظري نهفته در نهضت عاشورا
خاستگاهي چون عقلانيت ديني دارد
و از ديگر سو همه
ارزش ها و فضايل اخلاقي و رفتاري تسري يافته در اين حركت تاريخي خاستگاهي چون احساس گرايي ديني دارند
و
اين هر دو درهم تنيده اند و با يكديگر تعامل همگون و متقابل دارند.
امام خميني در اين رهنمود
تصريح دارند كه خون پاك و مطهر حضرت امام حسين (ع ) خون ملل مسلمان را به
جوش مي آورد و دسته جات و عزاداري هاي حسيني به تهييج مردم مي پردازد و براي صيانت از مقاصد اسلامي مهيا
مي نمايد
و اين تعابير به طور دقيق نقش عزاداري ها را در دگرگون سازي عواطف و احساسات براي حاضر شدن مردم در
عرصه هاي تقابل و تعارض با دشمنان و تلاش عملي به منظور حفاظت از اسلام و جوامع اسلامي آشكار مي نمايد.
2 ـ حضرت امام خميني در انقلاب اسلامي ايران و باكياست و تيزهوشي خاصي
روح و محتواي اصلي عزاداري ها
و دسته جات حسيني را به آنها بازگرداند و آن چه را كه در طول سالهاي مديد سيطره جهنمي و مرگبار رضاخان و پسرش
محمدرضا به نسيان و فراموشي و به تعبيري بهتر به انحراف از هدف و مقصد دچار شده بود
ديگربار احيا و زنده نمود.
امام خميني پس از آفرينش تعابير زيبا و پيام گزار در رهنمودهاي خويش درباره محرم و عاشورا همچون محرم
ماه
حماسه و شجاعت و فداكاري (3 ) و ماه پيروزي خون بر شمشير(4 ) و ماهي كه شكست ابرقدرت ها را در مقابل كلمه
حق به ثبت رساند (5 ) و ماهي كه چون شمشير الهي در دست سربازان اسلام و روحانيون معظم و خطباي محترم و
شيعيان عاليمقام سيدالشهدا است (6 )
به نقش مجالس عزاداري حضرت امام حسين (ع ) اينگونه تصريح مي نمايند :
« مجالس بزرگداشت سيد مظلومان و سرور آزادگان كه مجالس غلبه عقل بر جهل و عدل بر ظلم و امانت برخيانت و
حكومت اسلامي بر حكومت طاغوت است
هر چه با شكوهتر و فشرده تر برپا شود و بيرق هاي خونين عاشورا به
علامت حلول روز انتقام مظلوم از ظالم
هر چه بيشتر افراشته شود . » (7 )
اين مجالس و محافل با شكوه هرچه بيشتر تشكيل گرديد و عزاداريها در جهت و مجراي اصلي خود قرار گرفتند و
اشعار و مراثي با محتواي غني و آثاري چون اعلام انزجار عليه ظلم و ستم و ضرورت جهاد و مبارزه با سلطه ستمگران
در هر عصر و زمان و نجات و رهايي دين از تحريفات و بدعت ها و برداشت هاي سطحي و قشري از تعاليم و قوانين
ديني و نقش مخرب قدرت هاي استبدادي و استعماري در استحاله فرهنگي و سركوب اهداف قيام و حماسه هاي
حسيني
به ظهور و عينيت درآمدند و زمينه ها را براي پيشرفت انقلاب اسلامي در همه مراحل و نزديكي به ساحل
پيروزي آماده و مهيا نمودند.
از ديگر آثار مجالس عزاداري حضرت امام حسين (ع ) در انقلاب اسلامي ايران وحدت و همبستگي تاريخي و
بي نظيري بود كه بين اقشار مختلف مردم ايجاد نمود و همه آنان را در زير خيمه گاه حسيني به محبت و صميميت و اتحاد
و اقتدار رساند و همين وحدت مقدس بود كه يكي از عوامل حياتي و محوري غلبه نهضت اسلامي بر رژيم شاهنشاهي
پهلوي گرديد.
حضرت امام خميني با صراحت تمام در عبارات ذيل
وحدت به وجود آمده در ميان اقشار ملت مسلمان ايران و
قدرت و صلابت ناشي از آن را كه به پيروزي بر ظلم و فساد و تباهي سلسله منحوس پهلوي انجاميد
نتيجه قطعي مراسم
و مجالس عزاداري حسيني معرفي مي كنند :
« تمام اين وحدت كلمه اي كه مبدا پيروزي ما شد
براي خاطر اين مجالس عزا و اين مجالس سوگواري و اين
مجالس تبليغ و ترويج اسلام شد . » (8 )
3 ـ حضرت امام خميني به عزاداري مطلق و بدون شرح و تبيين اهداف و آرمان هاي نهضت حسيني معتقد نيستند
همان گونه كه تحليل و تبيين مطلق اهداف و مقاصد انقلاب كربلا كه فاقد جنبه عاطفي و احساسي يعني محافل عزاداري
و مرثيه سرايي باشد را نيز نمي پذيرند.
امام خميني عزاداري ها را همراه با شرح اهداف نهضت حسيني و انطباق آن با مسائل روز جوامع و سرزمين هاي
اسلامي پذيرا مي شوند و معتقدند كه اگر بخواهيم از حماسه هاي حسيني حداكثر بهره وري هاي شايسته و مفيد و راهگشا
را به عمل آوريم و از اين طريق بتوانيم جامعه اي رشد يافته و پيشرفته و مطابق با اصول و مباني دين و تعاليم و قوانين
جامع اسلامي بنيان نهيم
بايد از مجموعه جنبه هاي سياسي و اجتماعي و روزآمد نهضت كربلاـ با تبيين اهداف و
انگيزه ها و آرمان هاي اين حركت تاريخي ـ و مراسم پرشور و بالنده عزاداري و مرثيه سرايي ـ با بهره وري شايسته از
عواطف و احساسات پاك و پيوند آن با ابعاد عاطفي حركت و انقلاب حسيني ـ استفاده هاي منطقي و لازم و ضروري به
عمل آوريم .
امام خميني براي نيل به اين هدف و مقصد اعلام نمودند :
« اهل منبرـ ايدهم الله تعالي ـ كوشش كنند در اين كه مردم را سوق بدهند به مسائل اسلامي
و مسائل سياسي ـ
اسلامي
مسائل اجتماعي ـ اسلامي
و روضه را دست از آن بر نداريد كه ما با روضه زنده هستيم . » (9 )
مشاهده مي كنيم كه در اين رهنمود
هم ضرورت پرداختن به جنبه هاي سياسي و اجتماعي نهضت حسيني به
صورت يك وظيفه و تكليف براي علما و وعاظ مطرح مي شود
و هم ضرورت برگزاري مراسم عزاداري به صورت
مراثي و روضه خواني هاي اصيل و مطابق با محتواي غني و صحيح مطرح مي گردد و علماي اسلام موظفند كه اين دو را
در كنار هم به بهره برداري برسانند.
يكي از نتايج آميخته شدن جنبه هاي سياسي و روزآمد و جنبه هاي عاطفي و احساسي نهضت حسيني اين است كه
مخاطبان براي فداكاري در راه دين و صيانت از مكتب حسين (ع ) مهيا مي شوند و در اين آمادگي
فكر روشن و احساس
صاف
هر دو نقش اساسي دارند و از همين جا تحول و حركت آغاز مي شود. اين نتيجه نهايي كه ثمره كاركرد اين هر دو
جنبه از نهضت پرشور عاشورا و حماسه هاي جاودانه حسيني مي باشد
در كلام ذيل از امام خميني متجلي گرديده
است :
« به گويندگان اعلام مي كنم كه پس از گفتن « مسائل روز »
« روضه و مرثيه » به سبك سابق اجرا كنند و ملت را مهيا كنند
براي « فداكاري » (10 )
4 ـ هميشه چنين بوده و هست كه تعاليم و ارزش ها و شعائر اسلامي در معرض هجوم آفات و آسيب هاي فراوان قرار
گرفته و سعي شده از آثار شگرف و حركت زاي آن در عرصه هاي حيات اجتماعي و سياسي كاسته شود. اين تهاجم در
بستر تاريخ و از جانب قدرت هاي استكباري و اذناب و ايادي آنان در جوامع اسلامي صورت پذيرفته است و هم اينك
نيز تداوم دارد.

علت شدت و فزوني اين يورش ها و توطئه ها ـ كه گاه به صورت پنهان و مرموز
و گاه به شكل عيان و آشكار
صورت مي پذيرد ـ وقوع انقلاب اسلامي و استقرار نظام جمهوري اسلامي در ايران است . از آنجا كه اين انقلاب بزرگ
تاريخي توانست اسلام ناب محمدي (ص ) را ديگربار احيا نموده و تعاليم رهايي بخش آن را در متن زندگي انسان به
تسري درآورد و به ويژه قوانين و دستورالعمل هايي همچون « جهاد » با جبهه استكبار در همه اعصار و زمان ها و جلوگيري
از تعدي و تجاوز و غارت منابع ثروت ملي و تامين استقلال و تماميت ارضي سرزمين هاي اسلامي را از برنامه هاي
محوري و اساسي خود قرار داد
استعمارگران و سران نظام هاي سياسي سيطره جو از جمله آمريكا و انگليس و اسرائيل
با تحركات عملي و تخصيص بودجه هاي كلان براي جلوگيري از رشد قوانين و شعائر آگاهي بخش مذهبي سعي در
مسدود نمودن راه پيشرفت امواج اسلام گرايي در كشورهاي منطقه كه حافظ منافع آنها بوده و هستند بر آمدند
و از همين
روست كه سازمان جاسوسي آمريكا به كمك سازمان هاي جاسوسي انگليس و اسرائيل يكي از فعاليت مرموز خود را به
نفوذ در مراسم و محافل عزاداري و مرثيه سرايي اختصاص دادند تا به اين وسيله مردم مسلمان را از فرهنگ عاشورا و
جهاد و شهادت دور سازند
و از همين جا
يكي از محورهاي تحرك خود را تلاش براي نشر خرافات در اين مراسم قرار
دادند!
طبيعي است كه اين تحركات به نتيجه و ثمر نشست و متاسفانه توسط گروه هاي مخفي و خيانتكاري اين هدف
استعماري جامه عمل به خود پوشيد!
حضرت امام خميني به اين دليل به توصيه هاي مكرر براي انجام عزاداري هاي آگاهانه و همراه با مطرح كردن مسائل
سياسي روز مي پردازند كه از اين طريق مراثي و نوحه سرايي ها از مجراي اصلي خود خارج نشوند و در دام خرافه هاي
مجعول توسط قدرت هاي استعماري و عوامل آنان گرفتار نگردند.
علاوه بر روش مزبور براي مقابله با نشر خرافات و اوهام در عزاداري ها
حضرت امام به صراحت نيز اعلام مي نمايند
كه در مراسم عزاداري و مرثيه سرايي مسائل ناروايي توسط عناصر مرموزي وارد شده است كه بايد تصفيه شود . (11 )
براساس اين دو روش و شيوه عملكرد امام خميني
همه انديشمندان اسلامي و علماي آگاه و جريان شناس موظف
هستند همواره و در هر عصر و زمان از يك سو مانع نشر و ترويج مراسم و مراثي يك جانبه و فاقد آگاهي بخشي هاي
سياسي درباره اهداف و انگيزه هاي نهضت حسيني و انطباق آن با مسائل روز و مشكلات جوامع اسلامي گردند تا به اين
وسيله مدايح و مراثي به صورت زنده و پويا و پيام رسان از نسلي به نسل ديگر منتقل شوند. و از سوي ديگر
به طور
صريح و آشكار موضوع خطر و آسيب نفوذ و راهيابي خرافات و اوهام را در نوحه سرايي ها و دستجات عزاداري اعلام
نمايند.
ترديدي وجود ندارد كه حركت در اين مسير با مخالفت ها و اعتراض ها و حتي دشنام و فعاليت هاي مخرب اهل جهل
و جمود ـ كه البته ملعبه دست بازيگران سياسي پشت پرده هستند و بدون آن كه خود بدانند با تحريكات آنان به
تلاش هاي ضد اسلامي عليه آزادانديشان و دلسوختگان دين اهتمام مي ورزند ـ همراه مي باشد
لكن درد آشنايان و
تلاشگران خالص و صادقي كه به جهاد فكري در اين عرصه مي پردازند مي دانند كه اين راه بايد با شجاعت و شهامت و
بدون بيم و هراس پيموده شود و در هيچ شرايطي نبايد اين پيام قرآني فراموش شود كه :
« يجاهدون في سبيل الله و لايخافون لومه لائم »
« تلاشگران الهي در راه خدا مجاهده و فعاليت مي كنند و از ملامت و سرزنش هيچ كس بيم و هراس
ندارند . » (12 )
پاورقي :
1 ـ در شرح سيره و روش ائمه اطهار(ع ) آمده است كه آن مطهران با دقت و مراقبت خاصي به عزاداري براي حضرت
امام حسين (ع ) مي پرداخته اند و همواره شيعيان را به انجام مراثي و نوحه سرايي ترغيب مي نموده اند. از جمله حضرت
امام سجاد(ع ) و حضرت امام محمدباقر(ع ) و حضرت امام جعفرصادق (ع ) در اين امر اهتمام ويژه داشته اند.
در روايات شيعه نيز درباره عمل به اين سنت دستورالعمل هايي از جانب امامان معصوم (ع ) نقل شده است كه از آن
جمله است اين سخن حضرت امام صادق (ع ) كه فرمود : « هركس شعري براي حسين (ع ) بسرايد و پس از آن خود بگريد و
ده نفر را بگرياند
بهشت جاودان بر او نوشته مي شود. »
2 ـ صحيفه امام
موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني
جلد 5
ص 331
3 ـ همان مدرك
ص 75
4 ـ همان مدرك
5 ـ همان مدرك
6 ـ همان مدرك
ص 76
7 ـ همان مدرك
8 ـ همان مدرك
جلد 17
ص 55
9 ـ همان مدرك
جلد 13
ص 330
10 ـ همان مدرك جلد 15
ص 331
11 ـ كشف الاسرار
اثر امام خميني
ص 173
12 ـ قرآن كريم
سوره مائده (5 )
آيه 54
گريستن براي امام حسين (ع ) بايد به قصد ايجاد پيوند و ارتباط با اهداف و آرمان هاي حسيني صورت پذيرد و
موجب گردد عواطف و احساسات با ارزش هاي نهفته در نهضت عاشورا رابطه برقرار كنند و انگيزه بگيرند و حركت آغاز
كنند.
عقلانيت اسلامي
خاستگاه اصلي وضع احكام و قوانين
و نيز ارزش ها و فضايل اخلاقي
و همچنين مراسم و
شعائر ديني مي باشد و به طور طبيعي همه اين امور داراي فلسفه هاي خاص و آثار بزرگ و تحول زا مي باشند كه با حيات
فر دي و اجتماعي و سياسي انسان ها مماس و مرتبط هستند.
عقلانيت ديني و احساس گرايي ديني
هر دو در هم تنيده اند و با يكديگر تعامل همگون و متقابل دارند و نبايد
هيچ كدام از آنها مطلق و از هم منفك شوند
كه انسان آميزه اي از « عقل » و « احساس » است و با اين دو « بال » قادر به پرواز
است .
اگر چه مطرح كردن جنبه هاي سياسي نهضت عاشورا در محافل حسيني
روشي براي جلوگيري از نشر خرافات
محسوب مي شود
لكن شيوه مستقيم و مقابله صريح با نفوذ تحريف و خرافه در مدايح و مراثي نيز بسيار ضروري و
حياتي مي باشد.

|