بخش خبري : نماز عبادي سياسي جمعه تهران
ديروز با حضور باشكوه مردم خداجوي تهران در دانشگاه تهران و خيابان هاي اطراف
به امامت آيت الله هاشمي رفسنجاني امام جمعه موقت تهران اقامه شد.
منوچهر متكي وزير امورخارجه كشورمان در سخنراني قبل از خطبه ها پيام اخير رهبر معظم انقلاب اسلامي درباره جنايات رژيم
صهيونيستي را پيامي كارگشا توصيف كرد و گفت : اين پيام
چاره درد
حل مشكل
بر آمده از خواست ملت هاي منطقه و قلب مقاومت
بوده و شكي نيست كه شكست تموز در لبنان بر رژيم صهيونيستي در غزه تحميل خواهد شد.
متكي
با اشاره به جنايات اخير رژيم صهيونيستي عليه مردم مظلوم غزه
اظهار داشت : رژيم صهيونيستي در طول سي سال گذشته
هر روز مستاصل تر از روز پيش بوده و تمام طرح ها
ايده ها و ابتكارات او
دورتر از آرزوهايي كه طراحي كرده
شكست خورده است .
وي
ايستادگي مردم فلسطين در برابر رژيم صهيونيستي را مقاومتي ستودني ناميد و گفت : ملت بزرگ ايران
عالي ترين درجه
همبستگي را با ملت فلسطين نه امروز و ديروز كه در طول ساليان سلطه صهيونيست هاي غاصب بر اين سرزمين به نمايش گذاشتند. اما
بايد ديد كه اقدامات امروز اين رژيم به منزله نمايش قدرت است يا نهايت استيصال و درماندگي رژيم صهيونيستي در شصت سال
حاكميت جعلي و غيرقانوني خود هرگز نتوانستند در منطقه و افكار عمومي مسلمين جهان كمترين مشروعيتي براي خود
بيابند.
وزير خارجه همچنين گفت : در برابر كساني كه از پشت به نهضت فلسطين خنجر زده و حتي چند روز قبل از جنايات غزه به
فلسطيني ها پيغام دادند كه شرايط عادي است و حمله اي صورت نخواهد گرفت چه بايد گفت به واقع اين كلام فلسطينيان كلامي مبتني
بر واقعيت است كه برخي كشورهاي منطقه به ما خيانت كرده اند.
متكي با اشاره به تماس تلفني اش با برخي همتايان عربي خود در دوران جنگ 33 روزه لبنان
گفت : مي گفتند اينها ماجراجو هستند
و فهميديم يعني چه آمريكا
رژيم صهيونيستي
انگليس و برخي در همين منطقه نگذاشتند در كنفرانس رم كه با ابتكار ايران شد
به
نتيجه رسد اما وقتي مقاومت لبنان به نتيجه رسيد
دريافتند كه شكست در پيش است و كابوس آن را لمس كردند; رژيم صهيونيستي
سرنوشتي بهتر از لبنان نخواهد داشت .
متكي تاكيد كرد : بزرگترين اشتباه رژيم صهيونيستي ورود زميني به غزه است ; آن ها بدانند كه در صورت انجام چنين حركتي ديگر
هيچ چيزي از ايشان باقي نخواهد ماند; امروز آن گونه نيست كه صبرا و شتيلا و كفرقاسم ها را بيافرينند و بوق هاي تبليغاتي شان همه
چيز را وارونه نشان دهد; اين سياست عبيداللهي و يزيديان است ; فلسطينيان ساكنان اين سرزمين هستند; هر چند كه اگر اجبار كنيد
رسانه هاي شما آنچه را مي خواهيد
انجام خواهند داد اما امروز در پيشرفت تكنولوژي و بيداري وجدان ها و آگاهي ملت ها
تنها ساعتي
بعد از ارتكاب جنايت
تصاوير شما در سراسر جهان مخابره مي شود.
وي با تاكيد بر اينكه رژيم صهيونيستي تمام كنوانسيون هاي بين المللي را نقض كرده به انتقاد از حاميان اين كنوانسيون ها پرداخت و
خطاب به اعراب منطقه اظهار داشت : اما نخستين كلام ما با تمام كشورهاي اسلامي و به ويژه عربي است ; ما در منطقه اي هستيم كه
وارث انبياي الهي است و عزت ما در گرو دفاع از اسلام و منافع امت اسلامي است .
متكي خطاب به برخي كشورهاي عربي افزود : امروز مقدسات ما در معرض اهانت ها و هجمه هاست ; به كجا مي رويم باز هم
اشتباهات گذشته شما هشت سال در كنار صدام و جنايات او قرار گرفتيد هشت سال با حمايت هاي سياسي از جنايات او حمايت
كرديد. وقتي برخي باج خواهي هاي صدام دير مي شد را به ياد داريد به ياد داريد كه چگونه پيشگويي هاي امام راحل ما در تجاوز بعدي
صدام محقق شد و شما نگفتيد ما اشتباه كرديم آيا جنگ صدام عليه ايران
جنگ عرب و فارس و شيعه و سني بود كه آنگونه عمل
كرديد پس از جنگ گفتيد اشتباه كرديم .
وزير خارجه ادامه داد : ما را گمان بر آن بود كه پس از جنگ با اتفاق هم مي توانيم از حقوق ملت هاي مان دفاع كنيم اما باز شما به
بيراهه رفتيد. در لبنان كدامين دفاع جدي را كرديد آيا غير از اين بود كه در لبنان فرمول هاي فرانسوي و آمريكايي قادر به حل بحران نبود
و سرانجام برخي از ما در منطقه فرمولي منطقه اي را ارائه كرده و آن موفق شد يكبار بازگرديد و به سياست هاي تان در طول سال هاي
كشتار و وحشي گري هاي اين رژيم بنگريد. چه كرديد كدامين عملكرد و سخن تان به كرسي نشست آيا غير از اين است كه شما را جدي
نگرفتند چه نتيجه اي از ابتكار عربي گرفتيد به كداميك از سه خواست اصلي تان رسيديد غير از اين است كه تسليم سلطه
سلطه گران
و برخي متاسفانه دلال آن ها شديد بس نيست
وي با انتقاد از عدم كارآمدي سازمان كنفرانس اسلامي در موضوع فلسطين به رغم تاكيدات بي وقفه آن بر اين موضوع گفت : آيا تنها
معاونت سياسي سازمان را داشتن كفايت مي كند اگر سال گذشته كه تعداد كمي از وزراي خارجه در دبيرخانه اجلاس براي غزه جمع
شدند
برخي اعضا با تحريم جدي و قطع رابطه كامل با رژيم صهيونيستي مخالفت نمي كردند
امروز آنان اينگونه پررو و خبيث تر
نمي شدند. چه كساني به آن ها ميدان مي دهند
متكي با اشاره به رايزني هاي اخيرش با مقامات كشورهاي مختلف افزود : از شنبه تا به امروز
دهها مقام تماس تلفني با مقامات
كشورهاي مختلف برقرار شده اما شما حتي از برگزاري يك اجلاس جامع وزرا هم ناتوان مانده ايد. چه مي گذرد فردا مردم مسلمان
منطقه مي بينند كه چه جلساتي برقرار شده و چه تصميماتي اتخاذ شده است ; ما معتقديم توقف فوري آتش و حملات
كمك رساني به
مردم غزه
قطع فوري محاصره غزه
گشودن تمام مرزهاي آن بايد محقق شود.
وزير امورخارجه كشورمان اقدام رژيم صهيونيستي در انسداد راه هاي كمك رساني به مردم مظلوم غزه را با اقدام دزدان دريايي
سومالي مقايسه كرد و گفت : شما امروز مانند دزدان دريايي سومالي مانع رسيدن كمك از راه هاي آبي مي شويد و اين در حالي است كه
اين حق مردم غزه است كه از مرزهاي خود كمك هايي را دريافت كنند.
وزير خارجه تصريح كرد : ما معتقديم كه سازمان كنفرانس اسلامي بايد در سطح كامل وزرا برگزار شود و اگر فردا اين آمادگي نيست
اين نشست مي تواند چند روز ديرتر انجام شود ولي همه بايد در آن شركت كنند تا مقدمه تشكيل سران كنفرانس را فراهم آورند; ابتكار
مالزي در دوره جنگ لبنان مي تواند الگو قرار گيرد.
وي عملكرد شوراي امنيت سازمان ملل متحد در اين جريان را نمايانگر آن دانست كه اين مجموعه همچون قبل از هيچ خاصيتي
براي دفاع از حقوق ملت ها برخوردار نيست و گويا برخي كشورها در آن به اقدام عليه منافع كشورها مقيد هستند.
خطبه اول
بسم الله الرحمن الرحيم ـ الحمدلله رب العالمين والصلوه والسلام علي رسول الله و علي آل ائمه المعصومين اعوذبالله من الشيطان
الرجيم قدنري تقلب وجهك في السما قلنونينك قبله ترضي ها. اوصيكم عبادالله به تقوي الله و اتباع امره و نهيه
از خداوند مهربان و عطوفمان تقاضا مي كنيم كه ما را از آثار خوب جوهر تقوي هميشه برخوردار كند و توفيق بدهد كه بتوانيم اين
سرمايه سعادت را در وجودمان تقويت كنيم . در دو خطبه امروز
خطبه اول تداوم بحثهاي قرآني است و خطبه دوم را در دو موضوع
عاشورا
محرم و اما حسين (ع ) و غزه
عاشوراي امروزمان ايراد مي كنم و سعي مي كنم مختصر باشد
هم به خاطر مراعات حال
مستمعان و سرما و هم براي اينكه شما برنامه راه پيمايي بعد از نمازجمعه داريد. فكر مي كردم كه بحث قبله را كه امروز در خطبه اول
مطرح مي كنم در يك خطبه توضيح بدهم . اما چون مختصر مي خواهم صبحت كنم
حتما بيش از يك خطبه احتياج است . يادتان است
كه بحث ما درباره شكل گيري نظام اسلامي است بر محور قرآن است و اولين بخش را در محور عبادات شروع كرديم و در عبادات هم از
نماز شروع شد
تا به حال محتوي نماز را عرض كرديم و امروز از قبله كه يكي از نقاط مهم عبادات ماست حرف مي زنيم كه در بخش
نماز است . اهميت قبله براي همه اديان آسماني بسيار بالا بوده و قبله به عنوان كانون پرگار و دايره هاي هر امتي تاثيرگذار است . هيچ امتي
را بدون قبله نمي توانيم بشناسيم و ارزيابي كنيم . اسلام هم در اين جهت بسيار بسيار با اهميت وارد شده است . مسئله قبله در تاريخ صدر
اسلام مسئله بسيار حساسي شده بود
سياسي ـ عبادي ـ فرهنگي و اجتماعي و داراي ابعاد مختلف كه قطعا بجاست كه در بحث نماز و
تشكيل امت اسلامي بر محور قران ما به بحث قبله توجه ويژه اي بكنيم .
از لحاظ تاريخي حتما مطلع هستيد كه پيامبراكرم (ص ) تابع دين حنيف ابراهيمي بودند و در جاي جاي قرآن روي اين نكته تاكيد
شده كه اسلام بيش از ساير اديان به معارف ابراهيمي متكي است و حضرت ابراهيم (ع ) هم افتخارش اين بود كه مسلمان است . نه
مسلمان اصطلاحي مثل ما
چون او ابوالانبيا است و بعد از حضرت نوح (ع ) از او شروع شده است . ملت ابراهيمي و ملت اسلامي
خيلي به هم نزديك هستند و هيچ يكي از اديان الهي به اين نزديكي نيستند. وقتي كه پيامبر(ص ) مبعوث شدند و در مكه بودند و نماز
تشريح شد خيلي از آنهايي كه آنجا بودند انتظار داشتند كه پيغمبر(ص ) به طرف كعبه نماز بخواند. كعبه اي كه هر روز مي رفتند آنجا و
عبادت مي كردند
اما اين اتفاق نيفتاد.
پيغمبر اكرم (ص ) به طرف شام يعني شمال مكه و با هدف بيت المقدس نمازشان را مي خواندند. همان موقع بحثهاي جدي در ميان
مسلمانان و غيرمسلمانان و اديان ديگر بود
بخصوص كه كتب آسماني هم كه در اختيار اهل كتاب بود
اين مطلب آمده بود كه قبله
مسلمين به طرف كعبه است
البته تغيير نماز به دو قبله هم داشتند
لذا قابل توجهي بود برايشان .
پيامبر(ص ) در تمام دوراني كه مكه بودند نمازشان را به طرف بيت المقدس مي خواندند
قبله يهود و تا حدودي هم نصاري . رواياتي
هم داريم كه پيغمبر(ص ) علاقه زيادي هم به خود كعبه و قبله نهايي شان داشتند تا در مكه بودند سعي مي كردند در نقطه اي از مكه نماز
بخوانند كه هم رو به روي كعبه باشند و هم رو به روي بيت المقدس . يعني مي رفتند در جنوب مكه نماز مي خواندند. البته زماني كه در
شمال مكه بودند نمي توانستند به اين جهت نماز بخوانند. بعضي ها اسرار را مي دانستند و خيلي ها نمي دانستند. و تعصباتي هم بود.
بحثهاي جدي هم بود. بعدا كه آيات قبله نازل شد
خداوند اين دوره را به عنوان آزمايش مسلمانها معرفي كرد اين را قرآن بعدا توضيح
مي دهد. يك داستان جالبي هم هست كه بعضي از علاقه هاي شديد را نشان مي دهد. فردي به نام برا ابن معرور از شخصيت هاي بزرگ
مدينه است و جزو آن گروهي بودند كه مسلمان شده بودند و بيعت كردند كه مقدمه هجرت بود. وقتي كه از مدينه مي آمدند به طرف
مكه
براي بيعت عقبه
در مسير همراهان ديگر به طرف بيت المقدس نماز مي خواندند
اما برا حاضر نبود به طرف بيت المقدس نماز
بخواند
مي گفت من به طرف مكه نماز مي خوانم .
به او گفتند : پيغمبر(ص ) به طرف بيت المقدس نماز مي خواند. مي گفت : حالا برويم از پيغمبر(ص ) بشنويم . آمدند خدمت پيغمبر
مسئله را مطرح كردند. برا گفت : بله . من حاضر نبودم مكه را پشت سر خودم قرار بدهم . كعبه بايد رو به روي ما در نماز و قبله ما باشد.
پيغمبر فرمودند. اگر صبر كني
درست مي شود. ولي قبله من الان آنجاست . برا تسليم شد
و ازآن به بعد به طرف بيت المقدس نماز
مي خواند
ولي محزون بود از اين جهت كه شايد نمازهايش باطل باشد
سئوال كرد كه بعضي ها آيه و ماكان الله ليضيع ايمانكم را
مي گويند ناظر به اين هم هست .

به هر حال برا برگشت به مدينه و منتظر پيغمبر(ص ) بود كه پيامبر تشريف مي آورند. اجل مهلتش نداد و فوت كرد. وصيت كرد كه
مرا در قبر به طرف كعبه بخوابانيد. معلوم مي شود كه آن موقع اين جور نبود. او را به طرف كعبه خواباندند. حالا هم ما به اين ترتيب در
قبر خوابانده مي شويم . اين سنت شد در بين مسلمين . سنتهاي ديگري هم از برا مانده است . كار جالب ديگرش هم اين بود كه در هنگام
فوتش يك سوم اموالش را وصيت كرد بدهند به پيغمبر(ص ) و دادند. پيامبر كه آمد به مدينه رفتند سرقبرش و برايش نماز خواندند. من
اين قطعه تاريخي را به اين جهت گفتم كه ببينيد عواطف مردم درباره قبله چگونه بود
ولي صبر مي كردند حكم خدا بود و دستور
پيغمبر(ص ) بود. پيغمبر در مكه به طرف شام نماز مي خواندند و به مدينه هم كه آمدند مدتي باز به طرف بيت المقدس نماز
مي خواندند . بعضي ها اين مدت را 7 ماه
بعضي ها 9 ماه
بعضي 17 ماه مي گويند . ولي بيشتر روي 17 ماه تكيه مي كنيم
كه اين اتفاق
افتاده .
جاي تحويل قبله را هم متعدد مي گويند. چند مسجد و هم محل را اسم مي برند
باز معروفش همين مسجد قبلتين است كه مسجد
بني سالم بود و زمانش هم پيامبر(ص ) در حال نماز بود
جبرائيل نازل شد و آيه معروف : قدنري تقلب وجهك في السما... اين را نازل
كرد و دو بازوي پيامبر را گرفت و ايشان را بر گرداند به طرف جنوب به طرف مكه و برد در عقب جمعيت كه شد جلوي جمعيت .
و قبله عوض شد. تا اينجا اين اتفاق افتاد. اين مسئله ساده اي نبود. اولا در آن زمان كعبه كانون سياست بود. اهميت فراواني داشت .
خانه خدا
مركز توحيد ابراهيمي كه تاسيس شده بود. در اينجا دو سه جريان بودند كه موافق نبودند. يكي در درجه اول يهود و نصاري
بودند كه پيغمبر(ص ) به طرف معبد آنها نماز مي خواند و تغيير قبله داد.
گر چه قبله آنها بيت المقدس نيست
اما زادگاه حضرت مسيح (ع ) است كه نزديك آنجاست . عجيب است كه در تعبيراتي كه ما داريم
در قرآن هم كلمه مشرق و مغرب آمده است
كه يك قدري تفسيرش سخت است
كه قبله يهود به طرف مغرب بود و قبله نصاري به
طرف مشرق بود. با اينكه هر دو نزديك هم و در فلسطين هستند.
وجهش را اينجور ذكر مي كنند كه در آن موقع يهودي ها بيشتر در شرق فلسطين زندگي مي كردند
در عراق و... و مسيحي ها در غرب
بودند. مسيحي ها به طرف زادگاه حضرت مسيح نماز مي خواندند در جهت مشرق بود و يهودي ها كه به طرف بيت المقدس نماز
مي خواندند به طرف غرب بود.
اين را بايد بيشتر بررسي كنيم . اين تعبير چيست . « ليس البر ان تولوا وجوهكم قبل المشرق و المغرب
بعضي ها مي گويند منظور
دوقبله يهودي ها و مسيحي ها است . بعدها توضيح بيشتري مي دهم . يهود موضع سختي گرفت در مقابل تحويل قبله . در گذشته افتخار
مي كرد بر مسلمانان كه دينتان تابع دين ماست و لذا بر مسلمانها توجه داريد
و گاهي هم در محافل خصوصي پيغمبر را ناحق مي دانستند
و مي گفتند ما در كتب آسماني مي بينيم كه پيامبر اسلام قبله جديدي را انتخاب مي كند. مي خواستند تشكيك كنند
در حقانيت
پيامبر(ص ). با اين اقدامي كه پيغمبر(ص ) كردند به دستور پيامبر(ص ) هر دو حربه يهودي ها كند شد
مي گفتند ما بر شما برتري داريم .
گاهي مي گفتند اين چه ديني است كه هر روز قبله اش عوض مي شود. اين كه نميشه . گاهي مي گفتند اين موقت است دوباره بر مي گردد.
گاهي مي گفتند اين سياسي است مي خواهند دل مردم مكه را به دست بياورند و از اين طور چيزها. آياتي كه در سوره بقره مي خوانيد از
آيه 140 به بعد
مي بينيد كه پيامبر(ص ) جواب آنها را با وحي آسماني مي دهند
يك مسئله بسيار مهمي اينجاست كه در خطبه مستقلي
خواهم گفت و آن اين است كه كه اين كار پيامبر يك انقلاب بزرگ فرهنگي بود.
در شرايط گذشته قبله كه نقطه توجه براي امت است يك كانوني بود كه در آن زمان آلوده بود به اهداف تحريف تورات و مشكلاتي
كه شرك آلود كردن آن محيط را درست كرده بود. اين حركت پيغمبر(ص ) اين سلطه فرهنگي را كه مي توانست مزمن شود
به هم زد و به
جايي توجه كرده كه توحيد واقعي از آنجا شروع شده و كانون توحيد بوده و تاريخ آنجا را كانون توحيد مي شناسد.
وقتي كه حضرت ابراهيم (ع ) كعبه را تجديد بنا كردند
تا زمان حضرت موسي (ع ) همه به طرف كعبه نماز مي خواندند و عبادت
مي كردند
از زمان حضرت موسي (ع ) يك بحث جديدي پيدا شد و آن اينكه فلسطين را و مسجدالاقصي را و بيت المقدس را كه به تعبير
قرآن منطقه مبارك است
آنجا را هم از شرك نجات بدهند و لذا بني اسرائيل متوجه آن نقطه شدند و حضرت موسي (ع ) ماموريت يافت
آن نقطه را كانون قرار بدهد كه هنوز هم هست و ما به تقدس بيت المقدس و قبله بودن آن در دين حضرت موسي (ع ) و احترام آن هنوز هم
پاي بند هستيم . اسلام كه دين ابدي و كل بشر است كانون توجه او
همان كانون توجه حضرت ابراهيم است .
اعوذبالله من الشيطان الرجيم . بسم الله الرحمن الرحيم ـ انا اعطيناك الكوثر ـ فصل لربك وانحر ـ ان شانئك هوالابتر.
خطبه دوم
بسم الله الرحمن الرحيم ـ الحمدلله رب العالمين والصلوه والسلام علي رسول الله و علي علي اميرالمومنين و علي الصديقه الطاهره
و سبطي الرحمه و علي بن الحسين و محمد بن علي و جعفر بن محمد و موسي بن جعفر و علي بن موسي و محمد بن علي و علي بن
محمد والحسن بن علي و الخلف الهادي المهدي صلواه الله عليهم اجمعين
اوصيكم عبادالله و نفسي بتقوي الله
در خطبه دوم همان طور كه عرض كردم دو موضوع عاشورا و غزه را مورد بحث قرار مي دهيم و بناچار از مناسبتهاي ديگر هفته فعلا
صرف نظر مي كنم . در مورد عاشورا و كربلا و محرم و امام حسين (ع ) مخاطبان ما خيلي چيز مي دانند به خاطر اينكه هميشه در عمرشان
دائما از اين موهبت شنيدن مسائل مربوط به اين حادثه مطلع شده اند و هنوز هم ادامه دارد. بنده هم بعضي از نكات را عرض مي كنم .
خوب مي شود فهميد كه عاشورا يك برنامه تنظيم شده و طراحي است كه ريشه در آسمان و اسلام و برنامه هاي خود پيغمبر دارد و
منتهي در حوادثي كه پيش آمده بگونه اي عمل شده كه حالت طبيعي و معمولي يك مبارزه و جهاد وقرار گرفتن حق در مقابل باطل و
يك حركت امر بمعروف و نهي از منكر كه ظاهرا هدف اول آن مبارزه با كجرويهاي بني اميه بوده اما با آنچه كه اتفاق افتاد و ادله اي كه
بدست ما هست و گفته هايي كه از بزرگانمان و بخصوص ائمه معصوم داريم نشان مي دهد كه برنامه اي براي هميشگي و جاويداني اسلام
باشد و باز كردن يك جبهه ابدي براي مبارزه حق با باطل و عدل با ستم كه روح داستان و قضيه اينست و ظاهرش را مي شود به شكلي
ديگري هم گفت . معلوم است كه اباعبدالله صريحا و عموما و علنا نه خودشان و نه ديگران اعلام نمي كردند كه ما مي رويم و حتما كشته
مي شويم و حتما مظلوم مي شويم و برنامه ها آنطوري خواهد شد.
گر چه اينها را در جاهاي خاصي گفته اند و امروز هم در دست ما هست اما ظاهر قضيه كاملا يك ظاهر معمولي است بالاخره يزيد
يك حاكم ستمگري برخلاف مقررات اسلام كه حكومت را موروثي نمي دانست و افراد معيني را براي حكومت تعيين كرده بود
خداوند
با ارثي كردن خلافت يزيد ناصالح به جاي پدر ناصالح ترش به تخت خلافت مي نشيند و با برنامه اي كه معاويه تهيه كرده بود همه
قدرتمندان را هم خاضع و تسليم كرده بود و بعضي ها را خريده بود
بعضي ها را ترسانده بود و فقط اباعبدالله بود كه نتوانسته بودند روي
ايشان تاثيري بگذارند و نگران حركت اباعبدالله بودند و جامعه هم ضمن اينكه به چند شخصيت مبرز نظر داشت اما مخلصان امت
اسلامي توجهشان به اباعبدالله بود.
اباعبدالله بيعت نكردند و نپذيرفتند و در مدينه تهديد شدند و به مكه پناه بردند در پناه حرم خدا
برنامه هايشان را تنظيم كردند و
مردم كوفه فهميدند كه اباعبدالله تسليم نشده و سابقه حضور علي بن ابيطالب در كوفه و اصولا نفوذ مكتب اهل بيت در كوفه باعث شد
كه مردم كوفه توجه كنند كه با رهبري امام حسين (ع ) مي توانند در مقابل بني اميه بايستند كه همان دعوتها و همان امان نامه ها و همان
پيك ها و همانها كه مي دانيد. ظاهر قضيه آن است كه يك كانوني از كانونهاي پرجوش و پرخروش كه امت اسلامي در عراق آماده است كه
از رهبري امام حسين (ع ) حمايت بكند
دعوت شده و اباعبدالله هم طبق معمول و منطق اول سفيرشان مسلم را مي فرستند كه مطالعه
كند كه زمينه چقدر آماده است و حضور مردم چقدر جدي است و امكان كار در آنجا چقدر مقدور است . اينها همه طبيعي است . يعني هر
كس بخواهد مبارزه اي بكند و كاري به اين بزرگي را انجام دهد
همانطور چيزها بايد اتفاق بيافتد. به هرحال مسلم هم مي رود و مي ماند و
مذاكره مي كند و مطمئن مي شود كه مردم آمادگي دارند و شخصيتي هم نبود كه فريب بخورد
شخصيت بسيار نيرومندي بود حضرت
مسلم و گزارش مي دهد كه بنظر مي رسد
همه چيز آماده است و شما مي توانيد تشريف بياوريد ايشان هم مي آيند. خوب اين صورت
ظاهر قضيه است اما آنهايي كه كوفه را مي شناختند و سابقه رفتار مردم كوفي با علي بن ابيطالب و همچنين با برادر امام حسين (ع )
حضرت امام حسن (ع ) مي دانستند
ترديد داشتند و يا مطمئن بودند كه اين نتيجه نمي دهد نظير يك فصل بزرگي در تاريخ هست افرادي
كه درمكه و در مدينه و در مسير و همه جا خدمت اباعبدالله آمدند و نصيحت كردند و خيرخواهي كردند
خواهش كردند و بعضي ها
گريه كردند كه شما اين سفر را نرويد و اين نتيجه نمي دهد و آخرين اميد امت اسلامي كه شما هستيد هم از دست مي رويد و از اين
تعبيرات كه خيلي زياد است و الحمدالله وعاظ و گويندگان و خطبا اين مسائل را هميشه گفته اند و كم نيست و در دسترس شما مردم
است . ولي اباعبدالله مي دانستند چه خبره و همانجا يك داستاني حضرت ام سلمه برايشان نقل كرد وقتي كه براي خداحافظي با ايشان
صحبت كردند
ام سلمه گفت يك شب
يك روز پيغمبر در حجره من بود و به من دستور دادند كه كسي نيايد و من يك وقت بيرون
حجره صداي ناله پيغمبر را شنيدم
نگران شدم
در را باز كردم ديدم حسين كه كودك بود روي دامان پيغمبر نشسته بود و پيغمبر با موهاي
مبارك اباعبدالله دستشان را مي گرداندند و بر سرشان مي كشيدند و اشك مي ريختند. گاهي هم صداي گريه شان بلند مي شد
پرسيدم چرا
گريه مي كنيد فرمودند جبرائيل اينجا بود و رفت . جبرائيل حسين را كه ديد از من پرسيد خيلي دوست مي داريد حسين خودت را گفتم
البته . پاره جگر من است
نور چشم من است . فرمودند مي داني همين امت تو
اينهايي كه اينقدر اظهار وفاداري مي كنند
او را مي كشند و
گوشه هايي از صحنه عاشورا را براي پيغمبر تعريف مي كند و دست مي كند از همان حجره ام سلمه به كربلا و خالي را بر مي دارد و به
پيغمبر مي دهد و مي گويد اينجاست . اين نقطه و اين زمين آن جهان بهم مي پيچيد كه پيغمبر هم آنجا را مي بيند. اين داستان را براي
اباعبدالله
ام سلمه تعريف مي كند و اشك مي ريزد. امام حسين (ع ) مي فرمايد : مادر عزيز
فكر مي كنيد من نمي دانم اين را
من ميدانم .
من با پدرم هم كه در مسير جنگ صفين از كوفه به اين نقطه رسيديم
علي بن ابيطالب ايستاد و ما هم اطرافش بوديم و فرمود اينجاست
كه خون شماها ريخته مي شود
اينجاست كه فرزندان من به اسارت مي روند
اينجاست كه ظلم فجيعي انجام خواهد شد. من آنجا را
مي شناسم ولي چيزي است كه بايد بشود و مي شود و خدا مي داند چه مي شود و چه آثاري خواهد داشت . از اين اظهارات خيلي زياد
است در همه جا. خب حضرت بالاخره با همه نصحيت هايي كه بود با عده خاصي حركت مي كنند. عده اي كه در مكه بودند يا در راه كم
كم به ايشان پيوستند. آنها هم كساني بودند در تقدير الهي در اين كاروان ثبت نام شده بودند و معلوم بوده براي خودشان و خيلي ها كه
سرنوشتشان چه بوده است و منتظر آنروز بوده اند. در بعضي از اسناد هست كه افرادي خدمت اباعبدالله مي رسيدند و مي گفتند كه اسم ما
هست در آن ليست يا نه . اين اسرار بوده كه عمومي نبوده و خيلي ها مي دانستند و آنها بعدا نقل كرده اند و جايي گفته اند و در كتابها ثبت
شده و ما آنها را فعلا الحمدلله داريم و خيلي چيزها را هم نداريم و همه مسائلي كه در آن مدت طولاني گذشته
دست ما نيست .
اباعبدالله همچنان مي آمدند در مسير كسانيكه فكر مي كردند هجرت به كوفه منشا قدرت اهل بيت مي شود
به ايشان مي پيوستند و لي
قطعه به قطعه در راه هر جا روشن مي شد كه خطر جدي است
خيلي ها متفرق مي شدند و منجمله در يكي از منازل كه خبر شهادت
حضرت مسلم رسيد تا آنجا همه فكر مي كردند كه كوفه آماده است ولي مسافري كه از عراق مي آمد و در مسير با كاروان اباعبدالله
برخورد كرد و وضع كوفه را پرسيدند او گزارش واقعه كوفه را داد. اباعبدالله فرمودند. « انالله و انا اليه راجعون »
اول آنها نمي خواستند جلوي ديگران اخبار كوفه را بگويند چون مي فهميدند كه اين جمعيت خيلي هايشان مايوس مي شوند.
حضرت فرمود بگوييد. نمي خواهم از اصحابم چيزي را پنهان كنم مي خواهم اينها با علم و اطلاع و ايمان و اراده وارد اين ميدان بشوند.
داستان روشن شد
اباعبدالله آمدند در خيمه ديگري
بچه هاي مسلم و خانواده هاي مسلم كه همراهشان بودند خواستند
بچه ها آمدند
اباعبدالله بيشتر از گذشته به آنها محبت كردند
به گونه اي به آنها محبت كردند كه آنها احساس خطر كردند و گفتند مگر چيزي شده است
مگر براي پدر ما حادثه اي پيش آمده است حضرت فرمودند من به جاي پدر شما هستم و زينب (س ) شما را پرستاري مي كند و مثل
فرزندان خود من هستيد همه چيز روشن شد. خب در آنجا جايي بود كه به صورت ظاهر برنامه جهاد ناقص شده بود
براي بهم زدن
برنامه و برگشتن احتمال جدي شده بود اما ديدند با همان صلابت اباعبدالله به جلو مي رود البته اتمام حجت هايي در مسير شده و در
تاريخ ثبت است كه نگويند ديگران و شبهه ايجاد نكنند كه اباعبدالله خودشان را به كشتن دادند. اين اتمام حجت ها همه هم توجيه
منطقي دارد و قابل بحث است و لذا روي آنها ما بايد بيشتر تكيه كنيم و من هم در اين خطبه اين فرصت را ندارم و وقت هم نيست . به
كربلا مي رسند و آنهايي كه بايد نمانند
ماندند و افرادي هم كه هنوز نرسيده بودند
خودشان را به كربلا رساندند. دوره طولاني هم بود
هشتم يا نهم ذي الحجه از مكه ايشان حركت كردند و اول يا دوم محرم وارد كربلا شدند. بيست و چند روز اين مسير را طي كردند و در
اين مسير
در هر منزلي
اتفاقات بسيار مهمي اتفاق افتاده
بسياري از آنها در كتب ضبط است و بسياري را هم بايد پيدا كرد و روي آن كار
كرد. بالاخره كار به جنگ كشيد كه مي دانيد چه گذشت . من همين مقدار مي خواهم عرض كنم آنهايي كه با اراده و اختيار و عشق به اين
كاروان عاشورايي آمده بودند
مي دانستند آثار خون آنها در آينده تاريخ چيست .
اين حرفها هم در ميان گفته ها هست . جمله معرفي كه حضرت زينب به حضرت سجاد مريض كه مضطرب بودند بعد از فاجعه
عاشورا و هنگام حركت با اسارت بطرف كوفه
دلداري دادند امام سجاد را و گفتند عزيز من
فكر نكن اينطور باقي مي ماند.امام سجاد
گفتند چرا محزون نباشم
مي بينم بدن حجت خدا اينگونه بدون غسل و كفن و دفن و در ميان ريگ هاي بيابان مانده و ما به اسارت
مي رويم زينب عرض كرد عزيزم اينجا اينطور نمي ماند. اينجا بارگاه مي شود
اينجا مركز نور مي شود
اينجا عاشقان زيادي را به خود
جلب مي كند و اينجا براي هدايت خلق الله هميشه گويا خواهد بود و دنيا از اين منظره بسياري بهره مي برد و راه جدمان را مردم از همين
جا ادامه مي دهند و صحبت هاي زيادي هست در آنجا و آنهايي كه به عشق شهادت در ركاب مولايشان آمده بودند
لحظه شماري
مي كردند و در روايات هست كه آنها به خاطر آنچه كه مي ديدند و مي دانستند و ايماني كه داشتند
از آن همه ضربه هاي شمشير و نيزه و
تشنگي و مشكلات يك ذره رنج نبردند
« لم يحسوا الم الحديد » اصلا رنج آهن پاره هايي كه بر پيكر آنها وارد مي شد
احساس نمي كردند
و آنجا خدا را و بهشت را مي ديدند و انبيا را و مي دانستند شهادت همان و حضور در بزم انبيا هم همان و اين حادثه بصورت ظاهر تمام
شد
دوران اسارت هم كه بخش مهمي از اين جريان است
تمام شد اما امروز ما بخوبي حس مي كنيم كه دنيا در درجه اول خود ما
شيعيان و در درجه بعد ديگران با منطق و عدل و ديدن حقايق امروز در مسير سعادتشان ريزه خوار خوان گسترده اباعبدالله و عاشورا
هستند و ما مطمئنيم كه جنگ حضرت اباعبدالله
جنگ با شمشير نبود
جنگ با اشك و يا احساسات و عواطف بود
آن احساسات و
عواطف هر روز بيشتر مي شود و عاشقان امام حسين (ع ) در مقابل مخالفان حق هر روز نيرومندتر مي شوند و روزي كه موفق شوند كه
ديو ظلم و ستم را سر ببرند
آنروز انتقام خون اباعبدالله گرفته شده است و امروز حادثه غزه كه ما براي آنهم عزاداريم يك نمونه اي و
سايه اي از آن جريان است و بي شباهت هم نيست . در يك منطقه بسيار فقيري
جمعيت كوچكي
1
5 ميليون نفر كه نيمي از آنها هم
آواره اند
بارها آواره شده اند و بالاخره سر از غزه در آورند
در محاصره دشمناني هستند كه از دشمنان اباعبدالله اگر قساوتشان بيشتر
نباشد
كمتر نيست . خصومتشان هم بيشتر است . آنها بظاهر مسلمان بودند
اينها مسلمان هم نيستند
حالا اسلام آنها چيزي بدردشان
نمي خورد اما اينها اصولا و عميقا و آنچه در غزه وجود دارد
كينه دارند. يك جمعيت كوچكي را محاصره كرده اند و از همه امكاناتشان
براي فقر و گرسنگي و مشكلات درست كردن و نهايتا كشتن و مجروح كردن دارند استفاده مي كنند. حادثه انصافا خيلي تلخ است .
جمعيت كوچكي كه وسيله دفاع ضد هوايي ندارند و دشمن دائما در فضاي آنجا هواپيما يا هليكوپتر دارد و همه جا را نشانه مي گيرند
از
بالا با موشكهاي ليزري مي زنند. هر خانه اي را
هر مسجدي را
هر مدرسه اي را و هر جايي را كه مايل باشند
كسي از آنها بازخواست
نمي كند و اتفاق عجيبي دارد در غزه مي افتد ولي من در تحليل اساسي خود همان حرفي كه درباره عاشورا مي زنم يك مقدار واضح تر و
نقدتر درباره غزه مي خواهم عرض كنم . اگركسي بپذيرد كه يزيد و ابن زياد اشتباه نكردند
مي تواند بپذيرد كه اينها هم اشتباه نكردند.
اسرائيلي ها و حاميان اينها اشتباهشان بسيار جدي است . (شعار مرگ بر اسرائيل نمازگزاران )
ما اسرائيل را هم همينطور مي شناسيم . دولت اسرائيل را شما تاريخش را ببينيد اصلا حركتش با كارهاي تروريستي بوده
فراري دادن
فلسطيني ها با ترور بوده و با صحنه هاي خشن و گاهي خيلي بدتر از اين . شما گاهي داستان « دير ياسين » را خوب مي دانيد براي اينكه
فلسطيني ها را بترسانند
دير ياسين را رفتند غارت كردند و در يك ميداني همه را جمع كردند
مردانشان را جلوي زنها و كودكان كشتند و
زنان و دختران و كودكان را روي كاميونهاي سرباز مثل اين تريلي هايي كه سقف ندارد نشاندند و در بين شهرها مي گرداندند و صهيونيست
اينها را مورد شماتت قرار مي دادند براي اينكه ايجاد رعب بكنند كه اينها فرار بكنند از فلسطين كه خيلي ها هم از فلسطين فرار كردند و
بچه هاي همانها هستند كه در غزه اكنون زندگي مي كنند. ما اسرائيل را اينطوري مي شناسيم . اينهايي كه الان حاكم هستند
پيرمردانشان
پيرزنانشان همان تروريست هاي آن زمان هستند كه هنوز خيلي هايشان زنده اند در اسرائيل و طبيعت آنها اينطوري بوده و باز هم اينطوري
باقي خواهند ماند و تا بمانند اينطوري مي مانند براي اينكه آنها با اين حربه بايد ديگران را خاموش كنند و حربه ديگري و يا حربه اقناع
ندارند چون حقي با آنها نيست كه بخواهند از آن حق دفاع كنند لذا بايد اينطوري بمانند اما اين هم اشتباه است . حالا اگر تا بحال
توانسته اند ادامه بدهند
با همين حركتها
رگهاي حيات خودشان را قطع مي كنند. همان تعبيري كه حضرت زينب (س ) در كاخ ابن زياد
فرمودند تو خيال مي كني ما را كشته اي و كار تمام شده
نه بلكه تو داري رگهاي جمعيت خود تو قطع مي كني . اين درست نيست كه خيال
كني الان پيروز شدند و ما را شماتت مي كني و به آن افتخار مي كني . اين كارها
حالا با ادله اي كه مي شود از لحاظ سياسي مسئله را مطرح
كرد خيلي روشن است . همين الان دولت اسرائيل با آنكه خودش را به تنهايي از همه كشورهاي عربي قوي تر مي داند و سياست غربي ها
هم اينست كه اسرائيل به تنهايي قوي تر از مجموعه كشورهاي عربي داشته باشند
با اسلحه هاي پيشرفته و امكانات در مقابل مردم غزه
همين جمعيت تحت محاصره حسابي به استيصال افتاده است . همين ديروز مسئول اسرائيلي گفت كه ما حدود 900 هزار جمعيتمان در
جنوب اسرائيل در تيررس موشكهاي حماس هستند و چندين شهر و چندين بندر و تعداد زيادي روستا و كارخانه
معناي اين حرفها
اينست كه هيچ آرامشي آنجا نيست . اينها زندگي معمولي شان در پناهگاههاست و هر روز هم دارد برد موشكهاي حماس بيشتر مي شود و
به نقاط ديگر مي رسد. اسرائيل الان شرايطش اين است كه در شمال تحت تهديد موشكهاي حزب الله است
در مركز از موشك هاي
احتمالي كه از كرانه باختري به آنها شليك مي شود و تا دريا هم مي رسد
تحت تهديد است
جنوبش كه امن ترين نقطه بوده باز تحت
تاثير اينهاست يعني حالت بسيار وحشتناكي آنهم تيپ كاري كه صهيونيستها دارند و مي بينيم چقدر به تعبير قرآن « ولتجد نهم احرص
الناس علي حياه » اهل مجاهدت و اهل ايثار و گذشت و فداكاري نيستند و حركتهايي كه مي كنند حركت هاي مادي گرايانه است به هر
حال اينطوري دارند زندگي مي كنند و چكار مي توانند بكنند. آنها مي گويند ما مي خواهيم دولت حماس را سرنگون كنند
آيا سرنگون
شد چه اتفاقي مي افتد. اتفاقا وقتي كه حماس مي خواست دولت تشكيل بدهد خيلي از مجاهدين مخالف بودند و پيش ما آمدند و
گفتند كه مصلحت نيست زيرا مقاومت با دولت نمي سازد. مقاومت نمي تواند مسئول نان و آب و بهداشت و درمان باشد. بگذاريد ما به
صورت مقاومت بمانيم و همين حالا اين تفكري وجود دارد كه اگر اسرائيل بر فرض محال بتواند دولت حماس را بشكند
آنوقت
نيروهاي مقاومت كه با مسئوليت كمتر در ميدان مي مانند و از هر گوشه اي مي توانند اسرائيل را تهديد كنند و آنها ديگر افراد هستند. شما
الان مي بينيد كه آمريكا و غرب با آن هيمنه شان و قدرتي كه دارند در مقابل معدودي از نيروهاي تروريست القاعده چقدر در فشار و
زحمت هستند در سراسر اين مناطق
خب اينطور نيست كه با هواپيما و تانك بشود مقاومت را شكست . نمونه اش در لبنان بود. من فكر
مي كنم آن فضاحتي كه در لبنان بر سر اسرائيل آمد و بعدش از درون حكومت اسرائيل دچار تزلزل شد و همديگر را متهم كردند و حتي
محاكمه كردند و تقصير را به گردن هم انداختند و هنوز هم جريان آن شكست
وجود آنها را قبضه كرده
در غزه اتفاق شديدتري ممكن
است بيافتد. آنجا حزب الله بود
آنجا بيش از يك ميليون يا نزديك دو ميليون شيعه بود پشت سرش
آنجا يك دولت مستقل بود
آنجا
لبنان ارتش داشت
آنجا مرزهايشان باز بود با سوريه
با دريا و با همه جا مرز داشتند
رفت و آمد داشتند و اگر حزب الله آنجا
مي توانست مقاومت كند
عقبه آنچناني داشت ولي در غزه اينها نيست . محاصره هستند و اگر بخواهند يك غذايي يا دارويي ببرند بايد
اجازه اسرائيل باشد يا از مصر اجازه بگيرند كه گاهي مرز رفح را باز مي كنند و چند تا زخمي را مي برند و مقداري كاميون وارد مي كنند و
يا سازمان ملل با اجازه اسرائيل چيزي مي آورد براي اينكه مردم از گرسنگي نميرند و آنجا پخش مي كنند. خب اگر اسرائيل از حزب الله
شكست خورد آن مسائل در لبنان بود اما اگر از مردم غزه شكست بخورد
افتضاحش تا آسمان مي رسد (تكبير نمازگزاران ).
همه دستاوردي كه بعد از كشتن اين همه آدم و جنايت مطرح مي كنند اين است كه مي گويند ما بخشي از مراكز موشك پراني را منهدم
كرديم . هر ادعايي كه مي كنند
روز بعد مي بينند كه موشكها چند كيلومتر آنطرف تر را زد و موشكهاي حماس
موشكهاي آنچنان
پيچيده اي نيست
اينها دست ساز است و خودشان و كارگاههاي خانگي آنها همه جا مي توانند از اين چيزها بسازند و هر وقت خواستند
پرتاب كنند و اين مساله تمام شدني نيست . بعلاوه آمدند جنگ رواني راه انداختند
تانك هاي زيادي را آورده اند در مرز غزه متمركز
كردند و مي گويند حالا چون باران مي آيد
زمين گل است و باتلاق است نمي شود برويم و اين يك جنگ رواني است شايد هم اتفاق
بيافتد و نمي توانيم مطمئن باشيم از ناداني صهيونيست ها. اگر تانك ها وارد شوند يك صحنه عجيب و غريب ديگري مي افتند و آن
اينست كه اين بار فلسطيني ها نوعي از سلاح ها را دارند كه از فاصله دور تانكها را شكار مي كنند. آن چيزي كه در دفعه قبل نداشتند. آن
دفعه هم تانكها آمدند و آسيب هم ديدند اما با « آر.پي .جي » كه مجاهد مي رفت پشت سر تانك و مي زند داخل اگزوز تانك تا اينكه تانك
از كار بياندازد ولي اينها اين دفعه اين طوري نيستند و تانكها را از راه دور مي شكنند. به نظر مي رسد اسرائيل اگر جنگ زميني را هم آغاز
كند
نتيجه اي نمي گيرد و اگر هم بفرض محال يك دولت مشروعي را ساقط بكند يا با كشتن آنها يا با بمب و يا به نحو ديگري من فكر
مي كنم كه مقاومت نيرومندتر مي شود و مشكلات اسرائيل افزايش خواهد يافت و حتي مشكلات از مرز غزه فراتر مي رود و در ساير
مناطق براي اسرائيل مشكلات درست مي كند. كاملا حركتي كه مي كنند احمقانه است . آمريكا هم اشتباه كرده
اروپا هم اشتباه كرده و
نبايد مي گذاشتند اين شرارت شروع بشود. خواست مردم غزه و حماس چيز بزرگي نيست . مي گويند ما را محاصره نكنيد و بگذاريد مرز
آبي مان كه داريم
مرز مصر كه داريم باز باشد و رفت و آمد باشد البته خب مرزهاي دست اسرائيل است كه مي تواند كنترل كند
مي تواند
اجناسي كه وارد مي شود ببيند و جنس هاي غيرنظامي وارد بشود و اينها دست اسرائيلي هاست
فرودگاهشان همينطور و هر چه دارند.
خواست حماس يك خواست مشروع و يك خواست منطقي است . مي گويد بحث آتش بس است . حماس مي گويد محاصره را برداريد
و ما آتش بس را مي پذيريم . اسرائيل مي گويد شما موشك پراني نكنيد
ما آتش بس را مي پذيريم . حماس جواب مي دهد كه خيلي
خوب
موشك پراني ما كه ابتدايي نيست
شما وقتي كه يك جنايتي مي كنيد
گلوله اي مي زنيد و بمبي مي زنيد ما جواب مي دهيم .
حقيقا منطق با مردم حماس است . علاوه بر اينكه اصولا حق با اينهاست
اينها در سرزمين خودشان و سرزمين مادري خودشان و
تاريخي خود دارند زندگي مي كنند و اسرائيل آدم هايي كه از اطراف دنيا جمع كرده و آورده اينجا دارد عليه اينها ستم مي كند. هم منطق با
حماس و فلسطيني هاست و هم افكار عمومي . يقينا اسرائيلي ها در اين تهاجم هفت روزه اي كه عليه حماس كردند
ميليون ها نفر در
سراسر جهان سرباز براي مردم فلسطين به جود آوردند و مردم فلسطين امروز از يك هفته قبل طرفداران بسيار بيشتري دارند كه آماده اند و
شما ايران را كه مي بينيد كه علاقمند هستند بروند براي جهاد در غزه عليه اسرائيل
با اينكه آنها خودشان اعلام مي كنند ما سرباز كم
نداريم . ما امكانات لازم داريم نه سرباز چون همه مردم رزمنده هستند. غزه هم آنقدر بزرگ نيست كه جمعيت زيادي را بپذيرد. آنجا به
حمدالله مملو از نيروهاي فداكار و ايثارگر رزمنده است و امت اسلامي بايد حمايت كنند
حمايت سياسي
حمايت فرهنگي
حمايت
تبليغاتي و حمايت مالي و تسليحاتي هر جه كه مي توانند تا اينكه مردم غزه مقاومت كنند و كساني كه دارند از حق دفاع مي كنند
بتوانند
سر جاي خودشان بايستند و از حق دفاع بكنند و الحمدلله ايران ما
در اين ميدان پيشتاز است و بسياري از مسلمانها و ملتها با ما همراه
هستند و آزمايشگاهي كه امروز در تاريخ وجود دارد نهايتا به افتضاح آمريكا و اروپا و دولتهاي اسلامي و عربي كه در اين مصاف به نفع
فلسطين وارد نشود. تمام خواهد شد و انشاالله خداوند اين مردم را به حقشان خواهد رساند. (تكبير نمازگزاران و شعار هاشمي
هاشمي خدا نگهدار تو).
خداوند نگهدار شما و انشاالله نگهدار اسلام و حق و حقيقت باشد.
به گزارش خبرنگاران ما
آيت الله هاشمي رفسنجاني در پايان خطبه دوم نماز جمعه ديروز تهران سوره شريفه « نصر » را قرائت كرد.
دولت اسرائيل با آنكه خود را به تنهايي از همه كشورهاي عربي قوي تر مي داند و غربيها نيز در تجهيز اين رژيم همين هدف را دنبال
مي كنند
اما در برابر مردم غزه به استيصال افتاده است
صهيونيستها بدانند مقاومت تعطيل نخواهد شد و مجاهدان در هر گوشه اي از سرزمين هاي اشغالي
اين رژيم را تهديد و بر ضد آن
عمليات خواهند كرد
اقدام جنبش حماس در دفاع از مردم غزه و پاسخ به يورش رژيم صهيونيستي اقدامي منطقي و همسو با افكار عمومي است
ميليونها سرباز و طرفدار مردم فلسطين در تهاجم 7 روز گذشته رژيم صهيونيستي بوجود آمدند و نمونه اي از آنان مردم ايرانند كه
علاقمند به اعزام براي حضور در مناطق فلسطين بويژه غزه هستند

*****
ديروز پس از اقامه نمازجمعه انجام شد
راهپيمايي ضدصهيونيستي ملت ايران در حمايت از مردم مظلوم غزه
|

بخش خبري : مردم وفادار و هميشه در صحنه ايران اسلامي
ديروز پس از اقامه نماز عبادي سياسي جمعه
در حمايت از مردم
مظلوم غزه
اقدام به راهپيمايي كردند.
راهپيمايان با سردادن شعارهاي ضد صهيونيستي و ضداستكباري سكوت مجامع بين المللي و برخي كشورهاي عربي را در برابر
جنايات رژيم صهيونيستي محكوم كردند.
هزاران تن از مردم تهران نيز پس از اقامه نمازجمعه
با تجمع در ميدان فلسطين اقدامات جنايتكارانه رژيم صهيونيستي در نوار غزه را
محكوم كردند.
نمازگزاران تهراني در حالي كه پلاكاردهايي با مضاميني همچون « امروز غزه عاشوراست » در دست داشتند
با سردادن شعارهايي
چون « مرگ بر آمريكا »
« مرگ بر اسرائيل »
« يا ايها المسلمون اتحدوا اتحدوا » . خواستار توقف حملات وحشيانه صهيونيستها به مردم
بي پناه غزه شدند.
بيانيه پاياني راهپيمايي
راهپيمايان در پايان مراسم راهپيمايي با صدور بيانيه اي جنايات اخير رژيم صهيونيستي و غاصب عليه مردم مظلوم و بي پناه غزه را
به شدت محكوم كردند.
در اين بيانيه آمده : در ايام ليالي حزن انگيزي كه جهان اسلام در سوگ سيد و سالار شهيدان حضرت اباعبدالله الحسين (ع ) و 72 تن از
ياران عاشورايي او و نيز در اندوه جنايات وحشيانه رژيم صهيونيستي و شهادت مظلومانه زنان و كودكان و مردم بي دفاع غزه اشك
مي ريزد
موج انزجار و خشم بين المللي از صهيونيست هاي وحشي و حاميان منفور آنان و مقاومت مقدس و مقابله حيرت انگيز حماس
و فلسطينيان شجاع در برابر رژيم جعلي اسرائيل ناقوس مرگ را براي سران تل آويو به صدا در آورده است .
اين بيانيه مي افزايد : در شرايطي كه مقاومت هفت روزه مردم غزه و مجاهدان فلسطيني رژيم صهيونيستي را در دستيابي به اهداف
شوم و شيطاني اش مايوس ساخته است و تحرك در جبهه مقاومت اسلامي
صهيونيست ها را آماج موشك هاي حماس قرار داده تداوم
سكوت مرگبار مجامع بين المللي مدعي حقوق بشر و برخي سران مرتجع و سازشكار كشورهاي عربي كه در افكار عمومي جهانيان در
جرم و جنايت و خلق وضعيت اسفبار براي مردم غزه شريك آشكار و همراه اين دژخيمان هستند بسيار شگفت انگيز و غير قابل باور
است .
در اين بيانيه تصريح شده است : روند تحولات و صحنه رويارويي مردم بي دفاع غزه و مقاومت اسلامي فلسطين در برابر جنايتكاران
صهيونيست به گونه اي است كه در يك سو بهت و حيرت و كابوس ترس از شكست تجاوزگران صهيونيست را سر در گم ساخته و در
سويي ديگر اميد و اراده و ايستادگي و شجاعت حماس و فلسطين را در آستانه پيروزي و غلبه بر دشمن قرار داده است .
امروز روز سرنوشت است روزي است كه آينده فلسطين و قدس در لحظه لحظه مقاومت و پايداري مردم غزه رقم خواهد خورد
امروز غزه عرصه دفاع از اسلام و پيروان آئين پيامبر اعظم (ص ) است
امروز غزه نماد غيرت
شرف و بيداري مسلمانان است روزي است
كه مي تواند آئينه تمام نماي شكل گيري جبهه متحد جهان اسلام باشد
امروز ائتلاف مردم جهان بر محور دفاع از مظلوميت فلسطين و
مردم غزه شكل گرفته و دير يا زود شعله هاي خشم و نفرت آنان رژيم ظلم و جنايت و حاميان غربي و عربي آن را در بر خواهد گرفت .
راهپيمايان در بيانيه خود تاكيد كرده اند : دوران سكوت و چشم بستن بر حقايق و واقعيات تلخ و ناگوار جاري بر عالم
بويژه آنچه كه
اينك در سرزمين مقاوم غزه مي گذرد گذشته و در اين صحنه تاريخي فرصت سوزي و سياست بازي از سوي هر مرجع و سازماني
خيانت به آرمان هاي بشري است
دفاع مقدسي كه در برابر رژيم صهيونيستي آغاز شده از قلب و روح آزاديخواهان و حق طلبان در سراسر
عالم انرژي مي گيرد.
در چنين لحظات سرنوشت ساز
مجامع منطقه اي و جهاني و سران كشورهاي اسلامي و عربي با تاسي به خواست و اراده ملت
خود
بايستي تصميم قاطع و جدي بگيرند و با تشكيل جبهه واحد ضد صهيونيستي تمامي ظرفيت و توانمندي هاي خود را براي
شكستن محاصره مردم مقاوم و مظلوم غزه و بازگشايي گذرگاه ها به ويژه رفح و گسيل امكانات و تجهيزات اوليه مورد نياز مقاومت
مردم غزه و حماس نظير غذا و دارو هر چه سريعتر فرجام ننگين و خفت بار رژيم جنايت پيشه صهيونيستي را رقم زنند.
در اين بيانيه آمده است : ابتكار عمل در دست عاشورائيان زمان و فرزندان مقاومت اسلامي فلسطين است بار ديگر كابوس شكست
جنگ 33 روزه با حزب الله لبنان براي رژيم جعلي اسرائيل زنده شده و پيكر نحيف و زبون اين رژيم غاصب و اشغالگر قدس به احتضار
نشسته و ضربات مهلك و سنگين انتفاضه ادامه حيات را از اين غده سرطاني در سرزمين هاي اشغالي سلب كرده و دور نيست زماني كه
نابودي و محو اين رژيم و آزادي و پيروزي كامل مقاومت اسلامي فلسطين خبر اول رسانه هاي جهان شود.
در اين بيانيه آمده است : بي ترديد تا آن زمان ملت مسلمان و انقلابي ايران در صفوف مقدم جبهه حمايت از آرمان قدس و ملت
مظلوم فلسطين خواهد بود و در اين راه با پيروي از فرامين بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران
و منويات فرامين ولي امر مسلمين رهبر
معظم انقلاب به تكليف خود عمل كرده و هيچ گونه كوتاهي را برازنده خود ندانسته و با راهبرد جهاد و شهادت همچنان در ميدان دفاع
مقدس حماس و انتفاضه فلسطين در كنار آنان مي ماند.

|