روزنامه جمهوري اسلامي 11/10/1387 صفحه عقيدتي

  • واقعه كربلا عوامل و زمينه هاي فكري فرهنگي اجتماعي و سياسي ـ 3
    جبر مذهبي ! در خدمت جبر سياسي و توجيه گر جنايات حكومت اموي

  • تحريف در فلسفه نهضت حسيني و عزاداري و مرثيه سرايي
  • بپاخيزيد
  • *****
    واقعه كربلا عوامل و زمينه هاي فكري فرهنگي اجتماعي و سياسي ـ 3
    جبر مذهبي ! در خدمت جبر سياسي و توجيه گر جنايات حكومت اموي




  • بني اميه براي بسط سيطره خود بر جامعه و سرزمين اسلامي و مشروع جلوه دادن حكومت خويش در بين توده هاي مردم مسلمان به يك پشتوانه فكري و اعتقادي نياز داشت . اين پشتوانه بايد به گونه اي تنظيم و سامان مي يافت و تبليغ و ترويج مي گشت كه اولا تا اعماق روح و فكر مردم نفوذ كند و به صورت باوري مستحكم و اعتقادي راسخ آنان را به اوج اقناع و رضايت برساند و تمام رفتار و عملكردهايشان را در ابعاد مختلف فردي اجتماعي فرهنگي اقتصادي و نظامي بر آن مبنا و اساس به ظهور و عينيت درآورد. ثانيا تمام خيانت ها و جنايت هاي معاويه و يزيد را توجيه مذهبي و ديني نمايد و سياست هاي رهبران اين حكومت غاصبانه را در دل و ديده و فكر و ذهن مردم صحيح و شرعي جلوه دهد و نه تنها هرگونه اعتراض و مخالفت را از آنان سلب نمايد كه هر نوع انتقاد را نيز معصيت و گناه عليه حكومت اسلامي ! و خليفه و حاكم الهي ! معرفي كند.
    بني اميه براي موفقيت در ايجاد پشتوانه هاي اعتقادي و فكري به منظور توجيه ظلم و جنايت خويش ايجاد مكتب هاي التقاطي و متضاد با حقيقت اسلام را يك روش كاربردي و موفق تلقي كردند و بزودي مشخص شد كه تصور و تفكر آنها براي ايجاد انحراف اعتقادي در جامعه و بنيان نهادن پشتوانه فكري براي توجيه جنايات و عملكردهاي تباهشان بسيار دقيق و نتيجه بخش بوده است .
    « جبر گرايي » يكي از مكتبهاي التقاطي بود كه توسط بني اميه در جامعه اسلامي تبليغ و ترويج شد و به مرور پشتوانه اي مستحكم براي عملكردهاي ظالمانه و فاسقانه معاويه و يزيد گرديد.
    معاويه تفكر باطل « جبريه » را اينگونه در جامعه ترويج نمود كه هر سياست و رفتار و عملي كه توسط حكومت بني اميه صورت بگيرد خواست و اراده الهي بر آن تعلق گرفته و نمي توان با قضاي خداوند مخالفت ورزيد چرا كه انسان از خود اختياري ندارد و هر چه به او مي رسد از جانب خداست و بايد دم برنياورد و زبان به اعتراض نگشايد!
    معاويه با اين سياست شيطاني بيعت با يزيد و حكومت اين عنصر فاسق را اينگونه توجيه مذهبي مي نمود :
    « ان امر يزيد قضا من القضا و ليس للقضا الخيره من امرهم »
    « بيعت و حكومت يزيد اراده قطعي و قضائي از قضاهاي الهي است و در اين باره هيچ كس از خود اختياري ندارد. »
    اين سخن معاويه مبناي مكتب جبرگرايي محسوب مي شود و به مردم جامعه القا مي كند كه بيعت مردم با يزيد و پذيرش حكومت او براساس و مبناي تقدير الهي مي باشد و اوست كه چنين خواسته است و طبيعي است كه افراد جامعه در اين باره اختياري از خود ندارند و واجب است اين قضا و خواست خداوند را بپذيرند و در برابر يزيد تسليم باشند!
    اين تفكر باطل نه تنها فسق و شرابخواري و گناه و معصيت يزيد را در دوره حيات و حكومت معاويه توجيه مذهبي و شرعي مي كرد و او را براي بيعت و پذيرش عمومي آماده مي نمود بلكه با نهادينه كردن مكتب جبرگرايي در جامعه هر خيانت و جنايتي كه پس از مرگ معاويه و انتقال حكومت به يزيد صورت مي گرفت توجيه مي كرد چنان كه يزيد حضرت امام حسين (ع ) و ياران فداكارش را به خاك و خون كشيد و گروههاي كثيري از مردم جامعه اسلامي پذيرفتند كه اين تقدير و قضاي الهي بوده است كه اين حادثه به وقوع بپيوندد و يزيد از مجاري اين تقدير و قضا محسوب مي شود و هيچ اراده و اختياري ندارد و گناهي از جانب او صورت نگرفته است !
    علاوه بر سخن معاويه در انتساب فسق و فجور يزيد به تقدير و قضاي الهي يزيد پس از كشتار كربلا با قيافه اي حق به جانب اين جنايت را جاري شدن اراده خداوند مي نامد و خود را در انجام اين عملكرد محق مي پندارد و حضرت امام حسين را مستحق اين سرنوشت معرفي مي كند.
    آن زمان كه يزيد سرمقدس حضرت اباعبدالله الحسين (ع ) را در مقابل خود مشاهده كرد خطاب به جمعيت حاضر گفت :
    مي دانيد چرا حسين به اين روز افتاده است و حال آن كه جد و مادر او از جد و مادر من بهتر بودند براي اينكه حسين اين آيه قرآن را نخوانده است :
    « قل اللهم مالك الملك توتي الملك من تشا و تنزع الملك ممن تشا و تعزمن تشا و تذل من تشا بيدك الخير انك علي كل شئي قدير »
    « بگو اي پيامبر بار خدايا اي مالك همه ملك هستي تو هر كه را بخواهي ملك و حكومت مي بخشي و از هر كه بخواهي پس گيري و به هر كس كه بخواهي عزت و اقتدار مي دهي و هر كه را بخواهي خوار مي گرداني هر خير و نيكويي به دست توست و تنها تويي كه بر هر چيز قادر و توانايي » (1 )
    مقصود يزيد اين بود كه اگر امام حسين (ع ) اين آيه را خوانده بود بر ضد حكومت و قدرت من قيام نمي كرد زيرا اين حكومت و قدرت را خداوند به من ارزاني داشته و تقدير و قضاي او بر اين تعلق گرفته كه من بر مسند حكمراني امت اسلامي قرار گيرم و حال كه حسين بن علي بر خلاف اين آيه قرآني و بر ضد تقدير و قضاي الهي عمل نمود قتل او واجب و نه از جانب من كه از جانب خدا و بر مبناي تقدير و اراده او صورت گرفته است !
    يزيد براي توجيه جنايت خويش به اين آيه قرآني نيز استناد مي كرد :
    « و ما اصابكم من مصيبه فبما كسبت ايديكم »
    « و آنچه از رنج و مصائب به شما مي رسد همه نتيجه اعمال خود شما مي باشد و مقصر اصلي خودتان هستيد . » (2 )
    يزيد ستم و جنايت خويش را به امام حسين (ع ) نسبت مي داد با اين توجيه شرعي كه بر مبناي آيه مزبور شرايط سخت و در نهايت قتل حسين بن علي عامل و موجبي جز خود او نداشت و مخالفت با من به عنوان خليفه الهي ! و جانشين رسول الله ! حكم و تقدير الهي مبني بر وجوب قتل او به دست من را محقق ساخت !
    تفكر منحط جبرگرايي علاوه بر معاويه و يزيد در ساير سران و مهره هاي حكومت غاصبانه بني اميه نيز تسري داشت و در مواجهات و تعاملات سياسي و اجتماعي مطرح و ترويج مي شد تا به اين وسيله به تمام لايه هاي جامعه نفوذ كند و همه مردم را به اين باور باطل برساند و با دل و جان و به صورت يك اعتقاد راسخ و متقن به حمايت از جنايات يزيد در آورد.
    « عمر بن سعد » يكي از عناصري است كه در اين گردونه قرار دارد. وقتي او به خاطر حضور و مشاركت در قتل حضرت امام حسين (ع ) مورد اعتراض قرار گرفت در پاسخ چنين گفت :
    « اين كار از جانب خداوند مقدر شده بود. »
    « عبيدالله بن زياد » نيز كه يكي ديگر از اين مهره هاي اصلي به شمار مي رود با اعتقاد به مكتب ساخته و پرداخته بني اميه يعني جبر گرايي درصدد توجيه جنايت يزيد و خودش برآمد و خطاب به حضرت زينب (س ) چنين گفت :
    « حمد و سپاس خدا را كه شما را رسوا كرد و حسين و يارانش را به قتل رساند و كذب و دروغتان را آشكار نمود. »
    حضرت زينب (س ) در پاسخ به او چنين گفت :
    « حمد و سپاس خدا را كه ما را به پيامبرش شرافت بخشيد و از گناه و آلودگي پاك و مطهر گرداند. تنها فاسق و فاجر رسوا مي شود و او غير از ماست . » (3 )
    و چنين است كه يكي از زمينه هاي فكري و فرهنگي شكل گيري فاجعه كربلا بنيان نهادن مسلك جبرگرايي براي توجيه پذيرش حكومت يزيد و پس از آن توجيه جنايات او مي باشد.
    تفكر جبرگرايي بامهارت و توانايي خاصي « جبر مذهبي » ! و از نوع اسلام اموي را در خدمت « جبر سياسي » يعني حكومت يزيد قرار داد و همه عملكردهاي ضد اسلامي اين عنصر فاسق و فاسد را توجيه ديني نمود!
    اگر در وقايع امروز جهان اسلام و عملكرد حكام سياسي سرزمين هاي اسلامي و تحرك فكري علماي درباري بنگريم و بينديشيم در خواهيم يافت كه هم امروز نيز نوعي جبرگرايي مذهبي و در امتداد فعاليت هاي مخرب اسلام بني اميه و اسلام بني عباس در صدد توجيه وابستگي بسياري از دولتمردان كشورهاي اسلامي به آمريكا و انگليس و اسرائيل مي باشد و خدمات خالصانه ! و صادقانه ! اين مهره ها را توجيه شرعي و مذهبي مي كند! اين نوع تفكر باطل كه حق نمايانده مي شود از آثار طبيعي رشد و ترويج « اسلام آمريكايي » است كه همچنان در حال عضوگيري از جوامع و ملل اسلامي مي باشد و هرچه خواب جهان اسلام سنگين تر و طولاني تر باشد اين روند مرارت بار و رنجزا بيشتر تداوم خواهد داشت .
    ـــــــــــــــــــــــــــــ
    پاورقي :
    1 ـ قرآن كريم سوره آل عمران (3 ) آيه 26
    2 ـ سوره شورا (42 ) آيه 30
    3 ـ ارشاد مفيد ص 244
    تفكر « جبرگرايي » با مهارت و توانايي خاصي « جبر مذهبي » ! و از نوع اسلام اموي را در خدمت جبر سياسي يعني حكومت يزيد قرار داد و همه عملكردهاي ضد اسلامي اين عنصر فاسق و فاسد را توجيه ديني نمود!
    اگر در وقايع امروز جهان اسلام و عملكرد حكام سياسي سرزمين هاي اسلامي و تحرك فكري علماي درباري بنگريم و بينديشيم درخواهيم يافت كه هم امروز نيز نوعي جبرگرايي مذهبي و در امتداد فعاليتهاي مخرب اسلام بني اميه و اسلام بني عباس در صدد توجيه وابستگي بسياري از دولتمردان كشورهاي اسلامي به آمريكا و انگليس و اسرائيل مي باشد

  • *****
    تحريف در فلسفه نهضت حسيني و عزاداري و مرثيه سرايي




  • متفكر شهيد آيت الله مرتضي مطهري
    قسمت پنجم


    بشر اگر با ايمان باشد موحد باشد اگر با خدا پيوند داشته باشد اگر به آن دنيا ايمان داشته باشد يك تنه بيست هزار سي هزار نفر را از نظر روحي شكست مي دهد. آيا اين براي ما نبايد درس باشد نمونه اينها را كجا پيدا مي كنيد چه كسي را در دنيا پيدا مي كنيد كه در شرايطي مثل شرايط حسين بن علي قرار بگيرد و دو كلمه از آن خطابه او را بتواند بخواند دو كلمه از خطابه زينب سلام الله عليها در دم دروازه كوفه را بتواند بخواند اگر گفتند اين عزا را احيا كنيد زنده نگهداريد براي اين است كه اين نكته ها را بفهميم و دريابيم براي اينكه عظمت حسين را درك كنيم براي اينكه اگر اشكي مي ريزيم از روي معرفت باشد. معرفت حسين ما را بالا مي برد ما را انسان مي كند ما را آزاد مردمي كند ما را اهل حق و حقيقت مي كند اهل عدالت مي كند يك مسلمان واقعي مي كند. مكتب حسين مكتب انسان سازي است نه مكتب گنهكارسازي حسين سنگر عمل صالح است نه سنگر گناهكاري .
    نوشته اند در صبح روز عاشورا حسين (ع ) همينكه نماز صبح را با اصحابش خواند برگشت به آنها فرمود : اصحاب من آماده باشيد. مردن جز پلي كه شما را از دنيايي به دنياي ديگر عبور مي دهد نيست . از يك دنياي بسيار سخت به يك دنياي بسيار عالي و شريف و لطيف عبور مي دهد. اين سخنش بود اما عملش را ببينيد. اين را حسين بن علي نگفته است كساني كه وقايع نگار بوده اند گفته اند. حتي هلال بن نافع كه وقايع نگار عمر سعد است اين قضيه را گفته است . مي گويد من از حسن بن علي تعجب مي كنم كه هرچه شهادتش نزديكتر و كار بر او سختتر مي شد چهره اش بر افروخته تر مي گرديد مثل آدمي كه به وصل نزديك مي شود. حتي مي گويد در آن لحظات آخر هنگامي كه آن لعين ازل و ابد سرمقدسش را از بدن جدا كرده بود رفتم سراغ حسين بن علي (ع ) چشمم كه به حسين افتاد آن بشاشت و روشني چهره اش آنچنان مرا گرفت كه مردنش را فراموش كردم . لقد شغلني نور وجهه جمال هيبته عن الفكره في قتله . نوشته اند اباعبدالله در حملات خود نقطه اي را انتخاب كرده بود كه نزديك خيام حرم باشد. به دو منظور : يكي اينكه مي دانست دشمنان چقدر نامرد و غيرانسانند و اين مقدار حميت ندارند كه لااقل بگويند ما با حسين طرف هستيم پس متعرض خيمه ها نشويم . مي خواست تا جان در بدن دارد تا رگ گردنش مي جنبد كسي متعرض خيام حرمش نشود. حمله مي كرد از جلو او فرار مي كردند ولي زياد تعقيب نمي كرد برمي گشت تا خيام حرمش مورد تعرض قرار نگيرد. منظور ديگر اينكه مي خواست تا زنده است اهل بينش بدانند كه او زنده است . لذا نقطه اي را مركز قرار داده بود كه صدايش به آنها مي رسيد. وقتي كه برمي گشت و در آن نقطه مي ايستاد فرياد مي كرد : لا حسول و لاقوه الا بالله العلي العظيم فرياد حسين (ع ) كه بلند مي شد اهل بيت سكونت خاطري پيدا مي كردند. مي گفتند آقا هنوز زنده است . امام به اهل بيت فرموده بود تا من زنده هستم از خيمه ها بيرون نيائيد (اين حرفها را باور نكنيد كه اهل بيت دائما بيرون مي دويدند. ابدا. دستور آقا بود كه تا من زنده هستم شما در خيمه ها باشيد) حرف سستي از دهانتان بيرون نيايد كه اجر شما زايل شود مطمئن باشيد كه عاقبت شما خير است نجات پيدا مي كنيد خداوند دشمنان شما را بزودي عذاب خواهد كرد. آنها اجازه نداشتند كه بيرون بيايند و بيرون هم نمي آمدند. غيرت حسين بن علي اجازه نمي داد غيرت و عفت خود آنها نيز اجازه نمي داد كه بيرون بيايند. لذا صداي امام را كه مي شنيدند : لا حول و لا قوه الا بالله العلي العظيم اطمينان خاطري پيدا مي كردند. چون امام بعد از وداع كردن يك يا دو بار ديگر نيز آمده بودند و خبر گرفته بودند اين بود كه اهل بيت امام هنوز انتظار آمدن ايشان را داشتند. در آن زمان اسبهاي عربي را براي ميدان جنگ تربيت مي كردند چون اسب حيوان تربيت پذيري است . وقتي كه صاحب آن كشته مي شد عكس العملهاي خاصي از خود نشان مي داد. اهل بيت اباعبدالله در داخل خيمه هستند منتظرند تا شايد صداي امام را بشنوند و يا يك بار ديگر جمال آقا را زيارت كنند يك مرتبه صداي همهمه اسب اباعبدالله بلند شد به در خيمه آمدند خيال كردند آقا آمده است يك وقت ديدند اسب آمده در حالي كه زين آن واژگون است . اينجا بود كه اولاد و خاندان اباعبدالله فرياد وحسيناه ! وامحمداه ! را بلند كردند و دور اسب را گرفتند (نوحه سرايي طبيعت بشر است انسان وقتي مي خواهد درد دل خود را بگويد بصورت نوحه سرايي مي گويد آسمان را مخاطب قرار مي دهد حيواني را مخاطب قرار مي دهد انسان ديگري را مخاطب قرار مي دهد) هر يك از افراد خاندان اباعبدالله بنحوي نوحه سرايي را آغاز كردند. آقا به آنها فرموده بود تا من زنده هستم حق گريه كردن نداريد من كه مردم البته نوحه سرايي كنيد. در همان حال شروع به گريستن كردند.
    نوشته اند حسين بن علي (ع ) دختري دارد بنام سكينه خاتون كه خيلي هم اين دختر را دوست مي داشت . او بعدها زن اديبه عالمه اي شد و زني بود كه همه علما و ادبا براي او اهميت و احترام قائل بودند. اباعبدالله خيلي اين طفل را دوست مي داشت . او هم به آقا فوق العاده علاقمند بود. نوشته اند اين بچه بصورت نوحه سرايي جمله هايي گفت كه دلهاي همه را سوزاند. بحالت نوحه سرايي اسب را مخاطب قرار داد كه : يا جواد ابي هل سقي ابي ام قتل عطشانا اي اسب پدرم ! پدر من وقتي كه رفت تشنه بود آيا او را سيراب كردند يا با لب تشنه شهيد كردند اين در چه وقت بود در وقتي بود كه اباعبدالله از روي اسب به روي زمين افتاده بود.

  • *****
    بپاخيزيد


  • هشدارهاي امام خميني درباره سكوت مرگبار سران دولت هاي عرب در برابر جنايات اسرائيل
    اشاره
    آنچه پيش روي داريد گزيده اي از ديدگاه ها و هشدارهاي امام خميني درباره غفلت و سستي و تشتت و سكوت سران دولت هاي عرب در برابر تجاوزات و جنايات مكرر رژيم اشغالگر فلسطين است . حضرت امام خميني طي سال هاي طولاني خطر رژيم صهيونيستي و اهداف و مقاصد توسعه طلبانه و تعدي و جنايات آن را به جهان اسلام و سران عرب اعلام نمودند و امروز با توجه به گسترش خوي تفرعن و تجاوز اين رژيم سفاك ديگربار فريادهاي دردمندانه و هشدارهاي بيدارگرانه اين پيشواي بصير و آينده نگر در گوش همگان طنين انداز مي باشد.

    براي من يك مطلب به شكل معماست و آن اين است كه همه دول اسلاميه و ملت هاي اسلام مي دانند كه درد چيست مي دانند كه دست هاي اجانب در بين است كه اينها را متفرق از هم بكند مي بينند كه با اين تفرقه ها ضعف و نابودي نصيب آنها مي شود مي بينند كه يك دولت پوشالي اسرائيل در مقابل مسلمين ايستاده كه اگر مسلمين مجتمع بودند هر كدام يك سطل آب به اسرائيل مي ريختند او را سيل مي برد معذلك در مقابل او زبون هستند. معما اين است كه با اينكه اينها را مي دانند چرا به علاج قطعي كه آن اتحاد و اتفاق است روي نمي آورند چرا توطئه هايي كه استعمارگرها براي تضعيف آنها به كار مي برند آنها توطئه ها را خنثي نمي كنند آيا اين معما چه وقت بايد حل شود و پيش كي بايد حل بشود اين توطئه ها را كي بايد خنثي كند غير از دولت هاي اسلام و ملت هاي فلسطين
    پيغمبر اسلام مي خواست در تمام دنيا وحدت كلمه ايجاد كند. مي خواست تمام ممالك دنيا را تحت يك كلمه توحيد در تحت كلمه توحيد تمام ربع مسكون را قرار بدهد منتهي اغراض سلاطين آنوقت از يك طرف اغراض علماي نصاري و يهود و امثال ذالك از طرف ديگر سد شد مانع شد از اينكه ايشان بتوانند آن كار را انجام بدهند. الان هم سد هستند الان هم آنها مانع هستند الان هم گرفتاري ما براي خاطر آنهاست الان هم يهود مانع هستند كه اسلام ترويج بشود الان هم نصاري مانع هستند كه اسلام را آنطور كه هست معرفي كنند.
    الان بر روساي اسلام بر سلاطين اسلام بر روساي جمهور اسلام تكليف است كه اين اختلافات جزئي موسمي را كه گاهي دارند اين اختلافات را كنار بگذارند. عرب و عجم ندارد ترك و فارس ندارد اسلام كلمه اسلام پيغمبر اسلام همانطوري كه خودشان طريقه مبارزه شان بوده است بايد اينها هم تبع باشند. تبع اسلام باشند. اگر وحدت كلمه خودشان را حفظ كنند اگر اين اختلافات جزئي موسمي را كنار بگذارند اگر همه با هم همدست بشوند هفتصد ميليون مي گويند اين جمعيت هست اما هفتصد ميليون متفرق به قدر يك ميليون هم نيستند. هفتصد ميليون متفرق به درد نمي خورد هزارها ميليون متفرق هم به درد نمي خورد اما اگر اين هفتصد ميليون دويست ميليونش چهارصدميليونش با هم دست بدهند دست برادري بدهند حدود و ثغورشان را حفظ كنند حدود خودشان را حفظ كنند لكن در جامعه اسلامي كه مشترك ما بين همه است در كلمه توحيد كه مشترك بين همه است در مصالح اسلامي كه مشترك بين همه است با هم توحيد كلمه كنند اگر اينها توحيد كلمه كنند ديگر يهود به فلسطين طمع نمي كند ديگر هند به كشمير طمع نمي كند. اين براي اين است كه نمي گذارند شما متحد بشويد. بدانند اينها (مي دانند هم ) دست هايي كه مي خواهند منابع شما را از دست شما بگيرند مي خواهند ثروت شما را به رايگان ببرند مي خواهند بها تحت الارضي و فوق الارضي شما را به يغما ببرند اينها نمي گذارند كه عراق و ايران با هم متحد بشوند ايران و مصر با هم متحد بشوند تركيه و ايران با هم متحد بشوند همه شان باهم وحدت كلمه پيدا بكنند نخواهند گذاشت ولي شما تكليفتان اين نيست . روسا تكليفشان اين است كه بنشينند با هم تفاهم كنند حدود و ثغور خودشان را حفظ كنند هر كدام حدود و ثغورشان محفوظ لكن دشمن خارجي كه به شما اينقدر ضرر وارد مي كند در مقابل او توحيد كلمه كنيد. ـ اگر توحيد كلمه بكنيد ـ يك مشت يهودي دزد در فلسطين است بيش از يك ميليون از مسلمين را ده سال بيشتر از ده سال است كه متفرق كرده اند و ممالك اسلامي نشسته اند با هم عزا گرفته اند اگر توحيد كلمه باشد چطور مي توانند اينها اين يك مشت يهود دزد چطور مي توانند فلسطين شما را از دست شما بگيرند و مسلمين را از فلسطين بيرون كنند و نتوانيد هيچ كاري بكنيد اگر توحيد كلمه كنيد چطور هندوي بدبخت مي تواند كشمير عزيز را از ما بگيرد و از مسلمين بگيرد و هيچ كاري از آنها برنيايد اينها مطالبي است كه جزو واضحات است منتهي تذكر لازم است . خود آنها هم مي دانند اين مطلب را لكن بايد فكر كنند بايد بنشينند جلسه كنند اجتماع كنند فكر كنند اين اختلافات جزئي را كنار بگذارند. الان اسلام در دست شما است . الان روساي اسلام بدانند سلاطين اسلام بدانند روساي جمهور بدانند شيوخ بدانند اينهائي كه رياست دارند در اسلام بدانند كه خداي تبارك و تعالي اين رياست را كه به آنها داده است مسئوليت دارد. رئيس يك قوم شدن رئيس يك ملت شدن مسئوليت دارد نسبت به آن ملت نسبت به آن قوم نسبت به زندگي آن قوم نسبت به حوادثي كه براي آن قوم پيش مي آيد مسئول هستند اينها ديگران محتاج به اينها هستند از عجايب است اين مطلب از عجايب است كه ثروت در دست شرق است اين ثروت مهم نفت در دست شرق است در دست مسلمين است در ممالك اسلامي است . اين معادن بسيار مهمي كه در دنيا هر مملكتي پيشرفت كرده است به واسطه اين مخازن پيشرفت كرده است ـ هر جنگي مقدم شده است ـ هر مملكتي در جنگ مقدم شده است به واسطه نفت مقدم شده است اينها در دست شماست . عراق بحمدالله نفت دارد ايران بحمدالله نفت دارد كويت نفت دارد حجاز نفت دارد نفت دست مسلمين است . آنها بايد بيايند به شما تملق بگويند دست شما را ببوسند پاي شما را ببوسند و اين ذخاير را به قيمت ارزشمند هم بخرند. شما نبايد با آنها از آنها يك تملقي بگوئيد انشاالله نمي گوئيد. آنها بايد تملق شما را بگويند. ثروت دست شماست معذلك انسان مي بيند كه مطلب اينطور نيست مستعمرين جوري اين مطلب را درست كردند كه بعضي ممالك را بازي دادند و خيال مي كنند كه نه بايد از آنها هم يك تملقي بگويند به آنها هم يك تعارفي بدهند تا اينكه ثروت آنها را ببرند اين تاسف دارد. تا وحدت كلمه نباشد تا روساي اسلام وحدت كلمه در خودشان ايجاد نكنند تا فكر نكنند بر بدبختي هاي ملت اسلام بدبختي هاي اسلام بدبختي هاي احكام اسلام غربت اسلام و قرآن كريم سيادت نمي توانند بكنند. بايد فكر كنند عمل كنند تا سيادت كنند و اگر اين مطلب را انجام بدهند سيد دنيا خواهند شد. اگر اسلام را آنطوري كه هست به دنيا معرفي كنند و آنطوري كه هست عمل بكنند سيادت با شماست بزرگي با شماست . « العزه لله و لرسوله و للمومنين . »
    ما براي دفاع از اسلام و ممالك اسلامي و استقلال ممالك اسلامي در هر حال مهيا هستيم برنامه ما كه برنامه اسلام است وحدت كلمه مسلمين است اتحاد ممالك اسلامي است برادري با جميع فرق مسلمين است در تمام نقاط عالم هم پيماني با تمام دول اسلامي است در سراسر جهان مقابل صهيونيست مقابل اسرائيل مقابل دول استعمارطلب مقابل كساني كه ذخائر اين ملت فقير را به رايگان مي برند و ملت بدبخت در آتش فقر و بيكاري و بينوائي مي سوزد. در حضور چهره هاي رنگ پريده از گرسنگي و بينوائي دائما دولت ها دم از ترقي و پيشرفت هاي اقتصادي مي زنند اين حقايق تلخ ما را به تنگ آورده علما اسلام را رنج مي دهد اگر اينها ارتجاع سياه است بگذار ما مرتجع باشيم .
    هان اي مسلمانان قدرتمند! به خود آييد و خود را بشناسيد و به عالم بشناسانيد و اختلافات فرقه اي و منطقه اي را كه به دست قدرت هاي جهانخوار و عمال فاسد آنها براي غارت شما و پايمال كردن شرف انساني و اسلامي شما بار آمده به حكم خداي تعالي و قرآن مجيد به دور افكنيد و تفرقه افكنان از قبيل آخوندهاي جيره خوار و ملي گرايان بي خبر از اسلام و مصالح مسلمين را از خود برانيد كه ضرر اينان بر اسلام از ضرر جهانخواران كمتر نيست اينان اسلام را وارونه نشان مي دهند و راه را براي غارتگران باز مي كنند. خداوند تعالي اسلام و ممالك مسلمين را از شر جهانخواران و پيوستگان و وابستگان به آنان نجات دهد.
    ما ميدانيم و همه مسلمين هم بلكه مهم دولت هاي اسلامي هم همه مي دانند كه آنچه به ما مي رسد و رسيده است از دو مشكل است : يكي مشكل بين خود دولت هاست كه مع الاسف تاكنون نتوانسته اند اين مشكل را حل بكنند و آن مشكل اختلاف بين خودشان است و آنكه مي دانند منشا همه گرفتاري هاي مسلمين اين اختلافات است و ما هم قريب به بيست سال است كه در اين موضوع سفارش كرديم گفتيم نوشتيم دعوت كرديم سران دولت ها را بر اين اتحاد لكن مع الاسف تاكنون حاصل نشده است و مشكل دوم مشكل دولت ها با ملتهاست كه دولت ها با ملت ها طوري رفتار كردند كه ملت ها پشتيبان آنها نيستند. مشكلاتي كه براي دولت ها پيدا مي شود و بايد به دست ملت ها اين مشكلات رفع بشود براي تفاهمي كه بين آنها نيست اگر ملت ها دامن نزنند به مشكلات دولت ها لااقل بي تفاوت هستند.
    اختلاف نظر و مزدوري بعضي سران كشورهاي اسلامي به هفتصدميليون مسلمان عليرغم معادن و ثروت ها و امكانات طبيعي شان فرصت و امكان كوتاه كردن دست استعمار و صهيونيسم و محدود كردن نفوذ بيگانگان نمي دهد خودخواهي ها و دست نشاندگي و تسليم بعضي از دولت هاي عربي در برابر نفوذ مستقيم بيگانگان مانع اين مي شود كه دهها ميليون عرب بتوانند سرزمين فلسطين را از اشغال و غصب اسرائيل برهانند.
    همه بايد بدانند كه هدف دولت هاي بزرگ از ايجاد اسرائيل تنها با اشغال فلسطين پايان نمي پذيرد آنها در اين نقشه اند كه (پناه بر خدا) تمامي كشورهاي عربي را به همان سرنوشت فلسطين دچار كنند و امروز ما ناظر جهاد مبارزين فلسطيني در راه سپردن سرنوشت فلسطين به فلسطيني ها هستيم ناظر مجاهداني هستيم كه جان بر كف به جهاد قهرمانانه عليه اشغال و تجاوز و در راه آزادي فلسطين و سرزمين هاي اشغال شده بپاخاسته اند ناظر آنچه كه ديروز دست نشاندگان استعمار در اردن و امروز در لبنان بر سر اين مجاهدان آوردند ناظر تبليغات و توطئه هائي كه عليه آنان به انحا مختلف همگي به تحريك و به دست گماشتگان استعمار و به منظور جدا كردن گروه هاي مسلمان از مبارزان فلسطيني و به خاطر بيرون كردن مبارزه از مناطق سوق الجيشي (كه موقعيت مناسبي براي ضربه زدن به قواي اسرائيل و صهيونيسم اين دشمن غاصب دارد) انجام مي گيرد هستيم .
    آيا مسلمانان و سران كشورهاي اسلامي در چنين موقعيتي در پيشگاه خدا و عقل و وجدان مسئوليت و وظيفه اي ندارند آيا رواست كه مجاهدان فلسطيني به دست گماشتگان استعمار در مناطق زير سلطه استعمار قتل عام شوند ولي ديگران در برابر اين جنايت سكوت كنند و حتي در بيرون راندن اين جهاد آزاديبخش از مناسبترين منطقه سوق الجيشي خودش با يكديگر همداستاني و توطئه كنند آيا دولت هاي عربي و ساكنان مسلمان اين مناطق نمي دانند كه با نابودي اين جهاد ساير كشورهاي عربي از شر اين دشمن ناپاك روي امن و امان نخواهند ديد
    امروز بر تمام مسلمانان عموما و بر حكومت ها و دولت هاي عربي خصوصا به خاطر حفظ استقلال خودشان لازم است كه به پاسداري و پشتيباني اين گروه مجاهد متعهدانه اقدام كنند و از هيچ تلاشي در راه رسانيدن اسلحه و آذوقه و ذخيره به اين مجاهدان دريغ نورزند و بر فدائيان مجاهد لازم است كه با توكل به خدا و پايبندي به تعاليم قرآن با ثبات و جديت تمام در راه هدف مقدس خويش به كار خود ادامه دهند نه آنكه از سردي و سستي بعضي عناصر افسرده شوند و به شور آزاديبخش شان لطمه اي رسد. تاكيد مي شود كه مجاهدان و اهالي مناطقي كه مجاهدان در آن سرگرم كارند با يكديگر.
    از تمام مسلمانان بيدار و هوشيار و دورانديش خصوصا بندگان خالص خدا و علماي اعلام خواستارم كه در اين روزهاي مبارك از خدا بخواهند كه مسلمانان را در رهائي از سلطه ناپاك استعمار ياري كند. در مجامع ماه مبارك رمضان و اجتماعات بزرگ اسلامي ديگر مانند نمازهاي جمعه و مواقع حج به خاطر نشر و ابلاغ حقايق به تمام مسلمانان بكوشند و مردم را به پيروي قرآن (كه همه را به وحدت مي خواند) دعوت كنند و براي آزادي فلسطين و حل مشكلات خانمانسوزي كه گريبانگير سراسر عالم اسلامي شده است دست به دست هم بدهند. از خداي بزرگ خواستارم كه دست بيگانگان را از سرزمين مسلمانان قطع فرمايد. « انه سميع مجيب . »
    امروز قبله اول مسلمين به دست اسرائيل اين غده سرطاني خاورميانه افتاده است امروز برادران فلسطيني و لبناني عزيز ما را با تمام قدرت مي كوبد و به خاك و خون مي كشد امروز اسرائيل با تمام وسايل شيطاني تفرقه افكني مي كند بر هر مسلماني لازم است كه خود را عليه اسرائيل مجهز كند. امروز كشورهاي آفريقايي مسلمان ما زير يوغ آمريكا و ساير اجانب و سرسپردگان آنان دست و پا مي زنند.
    مي بينيد كه يك دولت پوشالي اسرائيل در مقابل مسلمين ايستاده كه اگر مسلمين مجتمع بودند هر كدام يك سطل آب به اسرائيل مي ريختند او را سيل مي برد ولي در مقابل او زبون هستند!
    اختلاف نظر و مزدوري بعضي سران كشورهاي اسلامي به مسلمانان با داشتن معادن و ثروت ها و امكانات طبيعي شان فرصت و امكان كوتاه كردن دست استعمار و صهيونيسم را نمي دهد!
    امروز بر تمام مسلمانان عموما و بر حكومت ها و دولت هاي عربي خصوصا به خاطر حفظ استقلال خودشان لازم است كه به پاسداري و حفاظت از فلسطين اقدام كنند