روزنامه جمهوري اسلامي 10/10/1387 صفحه عقيدتي

  • واقعه كربلا عوامل و زمينه هاي فكري فرهنگي اجتماعي و سياسي ـ 2
    تيغ « جهل » بر فرق علي و گلوي حسين

  • قمه زني و عزاداري هاي بي ريشه و متضاد با دين
  • *****
    واقعه كربلا عوامل و زمينه هاي فكري فرهنگي اجتماعي و سياسي ـ 2
    تيغ « جهل » بر فرق علي و گلوي حسين




  • « جهل و ناداني » ويروسي پيش رونده و آفتي زيانبار و آسيبي مهلك و تباه كننده به شمار مي رود و به همين دليل براي شكل گيري جامعه اي رشد يافته و پويا و در حال حركت سالم و سازنده بايد خطرات اين آفت و آسيب را آنگونه كه لازم است شناخت و به رفع آنها پرداخت .
    وقتي قرآن كريم جهل و ناداني را « ظلمت و تاريكي » مي نامد و اين نقيصه و خطر بزرگ را در تقابل با « نور و روشنايي » كه در فرهنگ قرآني « دانايي و آگاهي » محسوب مي شود مي داند و سپس مي پرسد : « آيا ظلمت و تاريكي با نور و روشنايي همانند مي باشند ! » (1 ) به نيكي مي توان دريافت كه جهل چيست و چه آثار خطرناكي را توليد مي كند.
    همچنين وقتي قرآن كريم انسان هاي سفيه و جاهل را در همان حالي كه در جهل و سفاهت غوطه مي خورند به گونه اي فريفته و درحماقت فرورفته مي داند كه اعلام مي كند : آنان سفيه و نادان مي باشند و خود نمي دانند و نمي فهمند!(2 ) بايد به شدت خطر و آسيب رساني آن وقوف حاصل نمود.
    و نيز آيه شريفه اي كه مي فرمايد : « سفيهان كر و گنگ و كورند و از ضلالت و گمراهي خود برنمي گردند » (3 ) نشان از عمق خطر جاهلان وجمودگرايان براي اسلام و جامعه اسلامي دارد و همه را به بيداري و هشياري فرامي خواند
    متون روايي اسلام نيز به همين ترتيب خطر جهل را مي نمايانند آنجا كه اعلام مي كنند : « جهل مرگ است » (4 ) و « جاهل مرده اي در ميان زندگان است » (5 ) و « حركت كننده نادان و جاهل همچون سائر و رونده اي است كه در بيراهه افتاده و هرچه بيشتر در رفتن تلاش مي كند از هدف دورتر مي گردد » (6 )
    با توجه به آنچه از نظر گذشت جهل و ناداني را كه از عوامل و زمينه هاي بزرگ وقوع واقعه كربلا به شمار مي رود نبايد كوچك پنداشت و از كنار آن به سهولت گذشت . زيرا جهل ريشه اصلي بيراهه روي مردم جامعه آن روز مي باشد و انحراف ها و ضلالت هاي آنان از اين مرداب عفن مايه گرفت و خيانت ها و جنايت ها فسق و فسادها خبائث و پليدي ها و هر زشتي و تبهكاري صورت گرفته در آن عصر خاستگاهي چون جهالت و ناآگاهي مردم داشت .
    ترديدي وجود ندارد كه در كالبد شكافي جهل و ناداني هاي منجر به وقوع حادثه تلخ و رنجزاي كربلا نبايد سريع و سطحي به اين عامل بنگريم كه بايد از عمق و ريشه هاي اصلي آن سراغ بگيريم و در اين صورت است كه بهتر مي توانيم به نقش تخريبي جهل در قيام كربلا واقف و آگاه گشته و ژرف تر به زمينه سازي اين عامل در وقوع آن واقعه اسف انگيز و دردناك شناخت و بينش حاصل نمائيم .
    بررسي هاي دقيق تاريخي ما را به اين واقعيت رهنمون مي شود كه جهل و ناداني مردم در واقعه كربلا يكباره و سريع به وجود نيامد بلكه داراي سابقه اي طولاني مي باشد كه به دوران امامت و زمامداري حضرت علي (ع ) باز مي گردد و سپس در دوران امامت حضرت امام حسن مجتبي (ع ) تداوم مي يابد و سرانجام در حيات و امامت حضرت اباعبدالله الحسين (ع ) در تفكر و رفتار و عملكرد مردم تسري مي يابد. در واقع امام حسين (ع ) را بايد كشته جهل و ناداني مردم دوران زندگي و امامت حضرت علي (ع ) دانست نه جهلي كه سريع و يكباره و در فاصله اي كوتاه شكل گرفته باشد كه چنين امري محال و چنين تفكري خطا و محكوم است .
    تعمق در آنچه در ذيل مي آيد نشان مي دهد كه حكومت بني اميه چگونه از جهل مردم بهره گرفت و شخصيت حضرت علي (ع ) را در جامعه اسلامي آن روز در غربت فروبرد.
    در تاريخ و آثاري همچون النصايح الكافيه مروج الذهب مسعودي تاريخ طبري مناقب ابوحنيفه و شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد آمده است :
    در زمان بني اميه در بيش از هفتاد هزار منبر علي (ع ) را سب مي كردند و دشنام مي دادند.
    كار اطاعت مردم از معاويه به جايي رسيده بود كه سب و دشنام علي سنت شده بود و كودكان بر آن سنت متولد مي شدند و بزرگان با آن روش مي مردند.
    به معاويه گفتند : « تو كه به آرزويت رسيده اي حالا ديگر از دشنام و لعن علي (ع ) دست بردار » معاويه گفت : « نه چنين نمي كنم تا آن كه كودكان بر اين لعن تربيت شوند و بزرگان پير گردند تا ديگر يادكننده اي باقي نماند كه ياد و فضيلت هاي علي را بداند و زنده نگه دارد » (7 )
    به اين ترتيب دشنام و لعن علي (ع ) آنچنان در قلمرو سلطنت و حاكميت معاويه رواج يافته بود كه هم تبديل به فرهنگ شد هم ملاك ارزش گذاري بود و هم هنجار اجتماعي . (8 )
    بي ترديد همين گونه كه حضرت علي (ع ) با تبليغات وسيع دستگاه معاويه در مظلوميت و غربت قرار گرفت و جهل و ناداني ساخته و پرداخته اسلام اموي باعث شد كه امام و پيشواي معصوم به عنوان فردي خارج از دين سب و لعن شود و مخالفت و جنگ عليه او مشروع ! قلمداد گردد امام حسين (ع ) كه فرزند آن پيشواي الهي بود و تداوم دهنده راه پاك او قرباني جهل مردم گرديد و جاهلان فريب خورده در اثر تبليغات فريبكارانه معاويه قتال با فرزند رسول الله (ص ) را به قصد قربت و به عنوان يك واجب شرعي بر خود لازم و ضروري دانستند!
    اين آموزه ديني كه مي فرمايد : « انسان جاهل با مكر و حيله ديگران فريب مي خورد » (9 ) شاهد گويايي است بر اين واقعيت تلخ كه جهل و ناداني مردم باعث شد كه در دام هاي مكر و حيله معاويه اسير شوند و فريب خورند و به گمراهي بيفتند و در برابر علي (ع ) و فرزندش حضرت امام حسين (ع ) قرار گيرند.
    مكر و نيرنگ ها و اغواگري هاي حكومت بني اميه حتي در ميان سپاهيان حضرت علي (ع ) نيز رخنه كرد و اثر گذاشت و آنان را به جهل و قشري گري كشاند به گونه اي كه گروهي از آنها در دوره امامت و حكومت اميرمومنان (ع ) با تاثيرپذيري از مكر و نيرنگ هاي معاويه در مشي و سيره سياسي و نظامي آن پيشواي معصوم به ترديد افتادند و جهل و جمود و قشري گري آنان باعث وارد آمدن ضرر و زيان هاي جبران ناپذيري به جبهه حق گرديد.
    در تاريخ آمده است كه در جريان جنگ صفين جمع كثيري از ياران علي (ع ) خدمت امام (ع ) رسيدند و عرض كردند : « ما با اين كه به فضل شما اعتراف داريم ولي در جنگ با معاويه دچار ترديد شده ايم ما را به مرزها بفرست تا در آن جا با كفار جنگ كنيم » .
    همچنين در همين جنگ صفين بود كه مردي از ياران امام علي (ع ) نزد عمار ياسر آمد و به او گفت : « من هنگام خروج از كوفه تا ديشب در باطل بودن معاويه و لزوم جنگ با وي ترديد نداشتم اما اكنون دچار شك و ترديد شدم زيرا مي بينم كه ما اذان مي گوييم و نماز مي خوانيم آنها نيز اذان مي گويند و نماز مي خوانند . » (10 )
    نمونه ديگر كه بسيار دردناك و اسف انگيز مي باشد مربوط مي شود به سياست شيطاني قرآن بر سر نيزه كردن معاويه و فريفتن سپاهيان حضرت علي (ع ) و بازماندن از ادامه نبرد با دشمن .
    معاويه كه مي ديد جنگ صفين نزديك است كه با پيروزي سپاه حضرت علي (ع ) به اتمام رسد توسط عمروعاص به حيله اي دست يازيد و آن اينكه دستور داد قرآن ها را سر نيزه كننده و به اين علامت كه ما حاضريم كتاب خدا را ميان خود و شما حاكم قرار دهيم از پيشروي و وارد آمدن آخرين ضربات و مرحله نهايي پيروزي سپاه علي (ع ) جلوگيري كنند.
    گروهي از سپاه حضرت علي (ع ) كه اسير جهل و جمود و قشري گري بودند در دام اين سياست شيطاني اسير شدند و به نزد امام (ع ) آمدند و از او خواستند كه دستور دهد جنگ عليه معاويه متوقف گردد. اميرمومنان (ع ) فرمود : « فريب آنان را مخوريد كه اين كار مكر و خدعه است و دستور قرآن اين است كه ما به جنگ ادامه دهيم . زيرا آنان هرگز حاضر نبوده و نيستند به قرآن عمل شود و اصولا اختلاف ما و آنها بر سر عمل به قرآن است و معاويه و سپاهيانش كه مي بينند نزديك است ما به پيروزي و نتيجه نهايي برسيم به اين حيله و نيرنگ روي آورده اند. »
    اين گروه جاهل و نادان از سپاه امام (ع ) پاسخ دادند : « آنان به طور رسمي اعلام مي كنند كه ما حاضريم قرآن را ميان خود و شما حاكم قرار دهيم به همين دليل ما جنگ با سپاه معاويه را جايز نمي دانيم زيرا از اين پس جنگ با آنان جنگ با قرآن است . بنابراين اگر سريع فرمان به متاركه نبرد صادر نكني همين جا خود تو را قطعه قطعه خواهيم كرد. »
    حضرت علي (ع ) به ناچار دستور به ترك جنگ داد و به اين ترتيب از شكست اردوگاه باطل در اثر جهل و ناداني گروهي از سپاهيان جلوگيري به عمل آمد و پس از آن جريان حكميت پيش آمد و دردهاي تازه و رنج هاي مداوم و مظلوميت و غربت امام (ع ) و در پي آن شهادت جانسوز او با نقشه و توطئه منافقي به نام اشعث و به دست مسلمان جاهل و متحجري به نام ابن ملجم به وقوع پيوست .
    اين گونه بود كه جهل و جمود مسلمان نماياني كه علي (ع ) را در مظلوميت و غربت افكندند و اسلام نبوي را منزوي ساختند و اسلام اموي را حاكم و مسلط نمودند در دوران امامت و رهبري حضرت امام حسين (ع ) تداوم يافت و موجب وقوع حادثه كربلا گرديد.
    به اين ترتيب همان شمشير جهلي كه بر فرق علي (ع ) فرود آمد و آن را شكافت بر گلوي مطهر حضرت امام حسين (ع ) نشست . و اين « جهل » هنوز هم در جوامع و سرزمين هاي اسلامي قرباني مي گيرد!
    پاورقي :
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    1 ـ قرآن كريم سوره رعد (13 ) آيه 15
    2 ـ سوره بقره (2 ) آيه 13
    3 ـ سوره بقره (2 ) آيه 18
    4 ـ غررالحكم تنظيم موضوعي ج 1 ص 202
    5 ـ همان مدرك ص 205
    6 ـ همان مدرك ص 206
    7 ـ قيام و حيات حسيني موسسه فرهنگي قدر ولايت ص 150 و 151
    8 ـ همان منبع ص 151
    9 ـ غررالحكم ج 1 ص 210
    10 ـ ره توشه راهيان نور دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم ص 120 و 121
    بررسي هاي دقيق تاريخي ما را به اين واقعيت رهنمون مي شود كه جهل و ناداني مردم در واقعه كربلا يكباره و سريع به وجود نيامد بلكه داراي سابقه اي طولاني مي باشد كه به دوران امامت و زمامداري حضرت علي (ع ) باز مي گردد
    همان شمشير جهلي كه بر فرق علي (ع ) فرود آمد و آن را شكافت بر گلوي مطهر حسين (ع ) نيز نشست و اين « جهل » هنوز هم در جوامع و سرزمين هاي اسلامي قرباني مي گيرد!

  • *****
    قمه زني و عزاداري هاي بي ريشه و متضاد با دين




  • اشاره
    آنچه در ذيل مي آيد بخشي از رهنمودهاي رهبر معظم انقلاب حضرت آيت الله خامنه اي است كه در مناسبت هاي گوناگون پيرامون قمه زني و عزاداري فاقد بنيان و اساس و مخالف و معارض با فرهنگ و معارف اصيل اسلامي بيان شده است .

    عرايض اينجانب به مردم متدين و عاشق خاندان نبوت و ولايت ـ عليهم السلام ـ از روي دلسوزي است . اينجانب مي بينم كه چگونه اخلاص و محبت مردم به سالار شهيدان حضرت اباعبدالله الحسين (ع ) مورد جفا و قضاوت هاي جهاني واقع مي شود; چگونه درك روشن بينانه آنان در اعتقاد به مقام والاي اهل بيت عليهم السلام به خاطر بعضي اعمال جاهلانه حمل بر اموري مي شود كه از ساحت شيعه و ائمه بزرگوارشان بسي دور است ; مي بينم كه چگونه عزاداري بر جگر گوشه گان زهرا اطهر عليهم السلام مورد تبليغ سو دشمنان متعصب و تبليغات چي هاي شيطان استعمار قرار مي گيرد; مي بينم كه بعض اعمالي كه هيچ ريشه ديني هم ندارد بهانه به دست دشمن مغرض مي دهد كه بدان وسيله هم اسلام و تشيع را ـ العياذ بالله ـ به عنوان آيين خرافه معرفي كنند و هم بغض و عداوت خود را نسبت به نظام مقدس جمهوري اسلامي در تبليغات خود آشكار سازند. شيعه محب و مخلصي كه در روز عاشورا با قمه سر و روي خود و حتي كودكان خردسال خود را خونين مي كند آيا راضي است كه با اين عمل خود در روزگاري كه هزاران چشم عيب جو و هزاران زبان بدگو در پي بد معرفي كردن اسلام و تشيع است عمل او را مستمسك دشمني خود قرار بدهد آيا راضي است كه با تظاهر به اين عمل خون دهها هزار جوان بسيجي صفت عاشق را كه براي آبرودادن به اسلام و تشيع و نظام جمهوري اسلامي بر زمين ريخته شده است ضايع سازد
    آنچه از قول مراجع سلف رحمت الله عليهم نقل شده است بيش از اين نيست كه اگر اين كار ضرر معتني به ندارد جايز است . آيا سبك كردن شيعه در افكار جهانيان ضرر معتني به نيست آيا مخدوش كردن محبت و عشق شيعيان به خاندان مظلوم پيامبر صلي الله عليه وآله و به خصوص شيفتگي بي حد و حصر آنان به سالار شهيدان (ع ) را بد جلوه دادن ضرر نيست كدام ضرر از اين بالاتر است . اگر قمه زدن به صورت عملي انفرادي در خانه هاي دربسته انجام مي گرفت ضرري كه ملاك حرمت است فقط ضرر جسمي بود; وقتي اين كار علي روس الاشهاد و در مقابل دوربين ها و چشم هاي دشمنان و بيگانگان بلكه در مقابل چشم جوانان خودمان انجام مي گيرد آن وقت ديگر ضرري كه بايد معيار حرمت باشد فقط ضرر جسمي و فردي نيست بلكه مضرات بزرگ تبليغي كه با آبروي اسلام و شيعه سر و كار دارد نيز بايد مورد توجه باشد.
    امروز اين ضرر بسيار بزرگ و شكننده است ; و لذا قمه زدن علني و همراه با تظاهر حرام و ممنوع است .
    البته كساني كه در سال هاي گذشته از روي عشق و اخلاص قمه زده اند ماجورند و به خاطر نيتشان مستوجب ثواب الهي اند ـ انشاالله .
    ولي اكنون بايد به نحو متعارف كه در طول قرون و اعصار عزاداري مي كرده اند و متدينين و علما هم خود در آن شركت مي جسته اند عزاداري كنند; يعني تشكيل مجالس روضه خواني و راه اندازي دستجات و مواكب عزاداري كه داراي حال و حزن و شور محبت اهل بيت عليهم الصلوه والسلام ; است سعي كنند كه نوحه ها و شعرها و روضه خواني ها پر مغز و داراي مضامين صحيح و متكي به آثار وارده معتبره از ائمه عليهم السلام يا علماي بزرگ باشد.
    مساله عزاداري ها هم بسيار مهم است . شكي نيست كه در مواردي در عزاداري ها حرفه هاي غيرواقعي و غلط و خرافي گفته مي شود; ليكن اگر فرض مي كرديم هيچ حرف غلطي هم به آن معنا بيان نشود اما وقتي حرف صحيح ولي سست و بدون استناد به يك مدرك درست گفته شود يا حرفي كه ايمان مردم را متزلزل كند و در باور مخاطبان نگنجد گفته شود اين هم مضر است . شنيده ايم و در مواردي ديده ايم كه كساني به اين عيب بلكه به اين خطر توجه كرده و آن را بيان كرده اند. طبعا ذهن هاي بعضي كشش ندارد اين معني را درك كند; در مقام عمل هم به اين كار عادت كرده اند; اين خيلي مهم نيست ; اين قابل اثرگذاري است ; اما ناگهان از نقطه يي از دل روحانيت و از مراكز معتبر روحانيت نداي تاييدي از آن كار غلط بلند شده ; اين بايد علاج شود; و الا بيان كردن توجيه كردن و تشرزدن دشوار نيست .
    اين طور نباشد كه وقتي مطلب حقي در مركزي گفته مي شود و مسئول و روحاني روشن فكر و آگاهي آن را بيان مي كند ناگهان با اين توهم يا با اين وسوسه كه اصل عزاداري امام حسين (ع ) زير سئوال برده شد جرياني درست شود; كما اين كه ما ديديم در قضيه قمه زني همين طور شد. به نظر ما قمه زني يك خلاف شرع قطعي بود و هست ; اين را ما اعلام كرديم و بزرگاني هم حمايت كردند; اما بعد ديديم از گوشه و كنار كساني در جهت عكس اين عمل مي كنند! اگر قمه زني اشكال هم نداشته باشد و حرام هم نباشد واجب كه نيست ; چرا در جاهايي براي اين چيزهاي بعضا خرافي انگيزه وجود دارد آنهايي هم كه جنبه خرافي محض ندارند لااقل اين مقدار هست كه در دنياي امروز در فرهنگ رايج جهاني امروز در عقلانياتي كه امروز در داخل خانه هاي ما و بين جوانان و دختران و پسران ما رايج است عكس العمل نامناسب ايجاد خواهد كرد. اينها از بينات شرع نيست كه ما بگوييم چه دنيا بپسندد چه نپسندد ما بايد اينها را بگوييم ; حداقل اينها مشكوك فيه است . مجلس خبرگان يك مجلس معتبر و باعظمت است ; در باره موضوعي كه به نظرتان مهم مي آيد قطعنامه صادر كنيد تا پخش شود; لااقل مردم ايران بدانند كه نظر شما نسبت به فلان مساله اين است ; گيرم بعضي عمل بكنند يا نكنند.
    ما چند سال پيش اين جا راجع به قمه زني ـ امري كه « بين الغي » است ـ مطالبي گفتيم ; بزرگاني صحبت كردند نجابت كردند قبول كردند و مردم زيادي هم پذيرفتند; يك وقت ديديم از گوشه هايي سر و صدا بلند شد كه آقا شما با امام حسين مخالفيد! معناي « سفينه النجاه و مصباح الهدي » اين است كه ما عملي را كه بلاشك شرعا محل اشكال است و به عنوان ثانوي هم حرام مسلم و بين است انجام دهيم ! بايد اين روشنگري ها را بكنيم تا نسل جوان ما به اسلام بيشتر علاقه مند شود. گرايش جوان ها را به اسلام مي بينيد.
    اين گرايش گرايش عاطفي است . اين گرايش بسيار ارزشمند است ; اما مثل موجي است كه ممكن است بيايد و برگردد. ما اگر بخواهيم اين موج همچنان استمرار داشته باشد بايد پايه هاي فكري جوان ها را محكم كنيم . دعاي ابوحمزه ثمالي دعاي امام حسين در روز عرفه اينها را جوان هاي ما مي خوانند; اما معنايش را نمي فهمند. « الهي هب لي قلبا يدنيه منك شوقه » ; چقدر از اين گونه مناجات ها و از اين گونه مباني و از اين حرف هاي عميق در دعاهايي مثل مناجات شعبانيه و صحيفه سجاديه وجود دارد كه احتياج هست ما اينها را براي جوان ها بيان و تبيين و روشن كنيم تا بفهمند و با علاقه و عاطفه و شوقي كه دارند بخوانند. (برگرفته از كتاب « قمه زني سنت يا بدعت »
    بعضي از اعمالي كه هيچ ريشه ديني ندارد بهانه به دست دشمن مغرض مي دهد كه اسلام و تشيع را به عنوان آيين خرافه معرفي كنند
    سعي شود نوحه ها و شعرها و روضه خواني ها پرمغز و داراي مضامين صحيح و متكي به آثار وارده معتبره از ائمه (ع ) يا علماي بزرگ باشد
    قمه زني يك خلاف شرع قطعي بود و هست