
« جهل و ناداني » همواره در بستر « زمان » و در همه مقاطع « تاريخ »
ابزار و اهرمي در دست قدرت هاي ستمگر و
حكومت هاي فاسد براي دوام و قوام بخشيدن به اركان سلطنت و تداوم جنايت و استمرار خيانت بوده است . كاوش ها و
بررسي هاي تاريخي نشان مي دهد كه هر جا سيطره اي مرگبار و ظلمتي پايدار و غارتي سرشار مشاهده شده و توده هاي
مردم محروم در رنج فقر و تنگناي معيشت زيسته اند و تاب و توان از كف داده اند
جهل و ناداني نيز حضور داشته است .
حكومت هاي خودكامه و چپاولگر همواره از جهل و ناداني توده هاي مردم استقبال كرده اند و نه تنها در رفع آن
نكوشيده اند
كه در نشر و تداوم آن فعاليت و تلاش نموده اند. زيرا براي اين قدرت هاي ستمگر بسيار طبيعي و بديهي
است كه بينش و آگاهي مردم مانع بزرگ تداوم ظلم و فساد و جنايت هاي بي شمار آنها خواهد بود و همين دانايي و آگاهي
مردمي است كه نطفه هاي مخالفت ها و اعتراض ها و در پي آن قيام ها و جنبش هاي رهايي بخش را عليه دستگاه هاي جور
نضج و رشد مي دهد و اساس و بنيان قدرت و حكومت هاي غاصب و فاسد را با خطر نابودي و اضمحلال همراه
مي گرداند.
در متون فرهنگ و تفكر اسلامي
جهل و ناداني به شدت مورد نكوهش قرار مي گيرد و آفات و آسيب هاي آن
نمايانده مي شود. ترديدي وجود ندارد كه در نگاه اين فرهنگ انسان پرور و جامعه ساز
يكي از علل اصلي مذمت جهل و
ناآگاهي
بسترسازي آن براي قدرت هاي ستمگر و سلطه جو به منظور تهاجم به دين و امت اسلامي و مسخ تعاليم و
ارزش هاي الهي مي باشد. ضمن آن كه فرهنگ متعالي اسلام از جنبه « فردي » نيز همچنان كه دانايي و آگاهي را ارج مي نهد
و عامل رشد و شكوفايي عقل و خرد و استعدادهاي نهفته انسان ها مي داند
جهل و ناداني در محدوده زندگي فردي را نيز
عامل ركود و سكون و از دست رفتن زمينه هاي رشد و بالندگي افراد برمي شمرد و پيوسته به كسب علم و بصيرت
ترغيب مي نمايد.
در يك نگرش سريع به اين فرهنگ حياتبخش درمي يابيم كه قرآن كريم « دانايي و آگاهي » را « بينايي و بصيرت » و در
نقطه مقابل
« جهل و ناآگاهي » را « كوري و نابينايي دل و فكر » مي نامد و سپس به صورت استفهام مي فرمايد : « آيا كوردل
و بينادل با هم مساوي و برابر هستند » (1 ) و در آيه اي ديگر به صراحت اعلام مي نمايد : « كوردلان و بينادلان با هم
مساوي و يكسان نمي باشند » (2 )
در متون روايي اسلام نيز جهل و ناداني به شدت مورد نكوهش قرار گرفته است و جاهلان مورد مذمت واقع شده و
حركات و عملكردهاي ناشي از اتصاف به صفت جهالت آنان نفي گرديده است .
آموزه اي كه اعلام مي نمايد : « مردم
دشمن چيزي هستند كه نمي دانند » (3 ) به جهل و ناداني و خطرناك ترين آفت و
آسيب آن كه عناد و دشمني با هر فكر و انديشه والا و هر حركت و عملكرد رهايي بخش مي باشد
تصريح دارد
و
آموزه اي كه مي فرمايد : « جاهل را نمي بيني مگر آن كه يا افراط و زياده روي مي كند و يا تفريط و كوتاهي مي نمايد » (4 )
مشخصه بارز جاهلان را نمايان مي سازد كه يا در حالت « افراط » به سر مي برند كه در نهايت به گمراهي مي انجامد و يا در
بيراهه « تفريط » گام مي نهند كه اين نيز به تحير و ضلالت منتهي مي گردد.
همچنين اين دو روايت كه : « جهل و ناداني ريشه و اساس هر شر و بدي مي باشد » (5 ) و « جاهل قصور و كوتاهي
خويش را نمي شناسد و پند و راهنمايي ناصحان را نمي پذيرد » (6 )
به گونه اي ديگر به نكوهش و نفي جهالت
مي پردازند و آفات و آسيب هاي جاهلان را در جامعه اسلامي آشكار مي نمايند.
در نهضت عاشورا
جهل و ناداني يكي از عوامل ضلالت و گمراهي مردم و زمينه ساز مقابله و مقاتله آنان با حضرت
امام حسين (ع ) و اصحاب و ياران فداكارش مي باشد.
حكومت بني اميه
در طول سال هاي سيطره خود بر جامعه اسلامي با روش هاي گوناگون توده هاي مردم را در جهل و
ناداني نگاه داشته و در صدد بود كه آنان اولا با فرهنگ و معارف جامع و غني اسلامي تماس فكري ايجاد نكنند و به
شناخت هاي اصيل ديني نائل نيايند. ثانيا نسبت به شرايط حاكم بر جامعه و عملكردهاي تباه و زيانبار ناشي از نوع
حكومت كه برخلاف نظام سياسي اسلام و در تقابل با قوانين دين مبين حق عمل مي كرد در غفلت و بي خبري باقي
بمانند. ثالثا هيچ شناختي نسبت به شخصيت مقدس حضرت امام حسين (ع ) كه فرزند پيامبر(ص ) و علي (ع ) و
تداوم دهنده راه و سيره و روش سياسي آنان بود كسب نكنند و همواره آن پيشواي الهي را در نقطه مقابل اسلام و در تضاد
و تعارض با حاكميت تعاليم و قوانين قرآن معرفي نمايند!
اين سه هدف حكومت بني اميه براي تحميق مردم و همواره در جهل و ناداني نگاه داشتن آنان
به خوبي جامه عمل
پوشيد
به گونه اي كه توده هاي مردم در اثر تبليغات و ترفندها و سياست هاي شيطاني بني اميه
از درك و فهم فرهنگ
اصيل اسلامي و كسب معرفت هاي زلال ديني محروم شدند و به جاي « اسلام نبوي » با « اسلام اموي » انس گرفتند و
درنيافتند كه حكومت بني اميه
نامشروع و غاصبانه است و بايد به مقابله با آن برخيزند و حق را به جايگاه اصلي خود
بازگردانند و ائمه اطهار(ع ) را امام و رهبر سياسي و اجتماعي و حاكم و زمامدار جامعه و كشور بپذيرند.
جهل و ناداني مردم جامعه وقتي به اوج رسيد كه آنان حضرت امام حسين (ع ) را دشمن دين تلقي نمودند و قيام
مسلحانه عليه اين پيشواي الهي را بر خود واجب شمردند و در حالي كه به سوي قبله نماز مي گزاردند و خود را مسلمان
مي دانستند
امام حق را خارج از دين و دشمن اسلام پنداشتند و براساس اين پندار ناشي از جهل و حمق
پيشواي
مسلمين و فرزندان و ياران فداكارش را به مسلخ كشاندند و به قتل رساندند!
شگفت انگيز است كه اين مردم جاهل و نادان
به گونه اي همه راه ها را براي حضور و نقش آفريني و راهنمايي عقل و
خرد مسدود كرده بودند كه قتل و كشتار امام حسين (ع ) و يارانش را وسيله تقرب خويش به حضرت پروردگار تلقي
مي كردند و از اين عمل ننگين و تباه
سپاسگزاري به پيشگاه خدا را بر خويش لازم و واجب مي شمردند. چنان كه از
حضرت امام محمدباقر(ع ) نقل است كه فرمودند : « سي هزار نفر در كربلا جمع شده بودند براي كشتن پسر پيغمبر
و « كل
يتقربون الي الله عز و جل بدمه » و همه آنها به قصد قربت آمده بودند و به حسين بن علي شمشير مي زدند براي اينكه به
بهشت بروند . » (7 )
اينگونه است كه « جهل و ناداني » به عنوان يكي از عوامل و زمينه هاي ايجادكننده واقعه جانسوز كربلا
باعث مي شود
كه اسلام اموي جايگزين اسلام نبوي شود
يزيد بن معاويه در جايگاه حضرت امام حسين (ع ) قرار گيرد و خليفه خدا نام
گيرد
و مردم مسخ شده و در گمراهي و ضلالت فرو رفته
خود را مسلمان تلقي كنند و به انگيزه قربت ! و براي خدا! در
تقابل با دين و پيشواي حق قرار گيرند و بزرگترين جنايت تاريخ را به وجود آورند.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پاورقي :
1 ـ قرآن كريم
سوره انعام (6 )
آيه 5
2 ـ سوره فاطر (35 )
آيه 19
3 ـ نهج البلاغه
حكمت 70
4 ـ همان مدرك
حكمت 172
5 ـ غررالحكم
ج 1
ص 42
6 ـ همان مدرك
ص 91
7 ـ حماسه حسيني
متفكر شهيد استاد مرتضي مطهري
انتشارات صدرا
ج 1
ص 360
كاوش هاي تاريخي نشان مي دهد كه هر جا سيطره اي مرگبار و ظلمتي پايدار و غارتي سرشار مشاهده شده
جهل و
ناداني نيز حضور داشته است
حكومت بني اميه با نشر جهل در جامعه در صدد بود تا اولا مردم با فرهنگ جامعه اسلامي تماس فكري ايجاد نكنند
ثانيا نسبت به شرايط سياسي حاكم بر جامعه در بي خبري باقي بمانند. ثالثا هيچ شناخت صحيحي نسبت به شخصيت
مقدس امام حسين (ع ) به دست نياورند
جهل و ناداني باعث مي شود كه اسلام اموي جايگزين اسلام نبوي شود
يزيدبن معاويه در جايگاه حضرت
امام حسين (ع ) قرار گيرد و خليفه خدا نام گيرد
و مردم جامعه به انگيزه قربت ! و براي خدا! در تقابل با پيشواي حق قرار
گيرند و بزرگ ترين جنايت تاريخ را به وجود آورند

*****
قمه زني
سنتي جعلي و خلاف شرع
|

اشاره
عزاداري هاي آميخته به جعل و خرافه و رشد و گسترش آن در جامعه
از موانع تحقق عزاداري هاي اصيل و مورد توجه و
نظر ائمه دين (ع ) مي باشد و از همين رو مقابله با آنها با نشر آگاهي هاي لازم در سطح جامعه يك ضرورت بزرگ محسوب
مي شود. « قمه زني » يكي از روش هاي عزاداري مجعول و خلاف شرع مي باشد كه بايد با آن مقابله شود.
آنچه در ذيل مي آيد گزيده اي از رهنمودهاي رهبر ارجمند انقلاب حضرت آيت الله خامنه اي درباره اين سنت جعلي و
ضرورت اجتناب از آن مي باشد.
من واقعا مي ترسم از اين كه خداي ناكرده
در اين دوران كه دوران ظهور اسلام
بروز اسلام
تجلي اسلام و تجلي فكر اهل
بيت
عليهم الصلاه والسلام
است
نتوانيم وظيفه مان را انجام دهيم . برخي كارهاست كه پرداختن به آنها
مردم را به خدا ودين
نزديك مي كند. يكي از آن كارها
همين عزاداري هاي سنتي است كه باعث تقرب بيشتر مردم به دين مي شود. اين كه امام
فرمودند « عزاداري سنتي بكنيد » به خاطر همين تقريب است . در مجالس عزاداري نشستن
روضه خواندن
گريه كردن
به
سر و سينه زدن و مواكب عزا و دسته هاي عزاداري به راه انداختن
از اموري است كه عواطف عمومي را نسبت به خاندان
پيغمبر
پرجوش مي كند و بسيار خوب است . در مقابل
برخي كارها هم هست كه پرداختن به آنها
كساني را از دين
برمي گرداند.
بنده خيلي متاسفم كه بگويم در اين سه
چهار سال اخير
برخي كارها در ارتباط با مراسم عزاداري ماه محرم ديده شده
است كه دست هايي به غلط
آن را در جامعه ما ترويج كرده اند. كارهايي را باب مي كنند و رواج مي دهند كه هر كس ناظر آن
باشد
برايش سئوال به وجود مي آيد. به عنوان مثال
در قديم الايام بين طبقه عوام الناس معمول بود كه در روزهاي عزاداري
به بدن خودشان قفل مي زدند! البته
پس از مدتي
بزرگان و علما آن را منع كردند و اين رسم غلط برافتاد. اما باز مجددا شروع
به ترويج اين رسم كرده اند و شنيدم كه بعضي افراد
در گوشه و كنار اين كشور
به بدن خودشان قفل مي زنند! اين چه كار
غلطي است كه بعضي افراد انجام مي دهند! قمه زدن نيز همين طور است . قمه زدن هم از كارهاي خلاف است . مي دانم
عده اي خواهند گفت : « حق اين بود كه فلاني اسم قمه را نمي آورد. » خواهند گفت : « شما به قمه زدن چه كار داشتيد عده اي
مي زنند; بگذاريد بزنند! » نه ; نمي شود در مقابل اين كار غلط سكوت كرد. اگر به گونه اي كه طي چهار
پنج سال اخير بعد از
جنگ
قمه زدن را ترويج كردند و هنوز هم مي كنند
در زمان حيات مبارك امام
رضوان الله عليه
ترويج مي كردند
قطعا
ايشان در مقابل اين قضيه مي ايستادند. كار غلطي است كه عده اي قمه به دست بگيرند و به سر خودشان بزنند و خون بريزند.
اين كار را مي كنند كه چه بشود ! كجاي اين حركت
عزاداري است ! البته
دست بر سر زدن
به نوعي نشانه عزاداري است .
شما بارها ديده ايد
كساني كه مصيبتي برايشان پيش مي آيد
بر سر و سينه خود مي كوبند. اين نشانه عزاداري معمولي است .
اما شما تا به حال كجا ديده ايد كه فردي به خاطر رويكرد مصيبت عزيزترين عزيزانش
با شمشير بر مغز خود بكوبد و از سر
خود خون جاري كند ! كجاي اين كار
عزاداري است ! قمه زدن
سنتي جعلي است . از اموري است كه مربوط به دين نيست
و بلاشك
خدا هم از انجام آن راضي نيست . علماي سلف دستشان بسته بود و نمي توانستند بگويند « اين كار
غلط و خلاف
است . » امروز روز حاكميت اسلام و روز جلوه اسلام است . نبايد كاري كنيم كه آحاد جامعه اسلامي برتر
يعني جامعه محب
اهل بيت
عليهم السلام
كه به نام مقدس ولي عصر
ارواحنافداه
به نام حسين بن علي
عليهماالسلام
و به نام اميرالمومنين
عليه الصلاه والسلام
مفتخرند
در نظر مسلمانان و غيرمسلمانان عالم
به عنوان يك گروه آدم هاي خرافي بي منطق معرفي
شوند. من حقيقتا هرچه فكر كردم
ديدم نمي توانم اين مطلب ـ قمه زدن ـ را كه قطعا يك خلاف و يك بدعت است
به اطلاع
مردم عزيزمان نرسانم . اين كار را نكنند. بنده راضي نيستم . اگر كسي تظاهر به اين معنا كند كه بخواهد قمه بزند
من قلبا از او
ناراضي ام . اين را من جدا عرض مي كنم . يك وقت بود در گوشه و كنار
چند نفر دور هم جمع مي شدند و دور از انظار عمومي
مبادرت به قمه زني مي كردند و كارشان
تظاهر ـ به اين معنا كه امروز هست ـ نبود. كسي هم به خوب و بد عملشان كار
نداشت ; چرا كه در دايره محدودي انجام مي شد. اما يك وقت بناست كه چند هزار نفر
ناگهان در خياباني از خيابان هاي
تهران يا قم يا شهرهاي آذربايجان و يا شهرهاي خراسان ظاهر شوند و با قمه و شمشير بر سر خودشان ضربه وارد كنند. اين كار
قطعا
خلاف است . امام حسين (ع ) به اين معنا راضي نيست . من نمي دانم كدام سليقه هايي و از كجا اين بدعت هاي عجيب و خلاف را وارد
جوامع اسلامي و جامعه انقلابي ما مي كنند !
اخيرا يك بدعت عجيب و غريب و نامانوس ديگر هم در باب زيارت درست كرده اند! بدين ترتيب كه وقتي مي خواهند قبور مطهر
ائمه
عليهم السلام
را زيارت كنند
از در صحن كه وارد مي شوند
روي زمين مي خوابند و سينه خيز خود را به حرم مي رسانند! شما
مي دانيد كه قبر مطهر پيغمبر
صلواه الله عليه و قبور مطهر امام حسين
امام صادق
موسي بن جعفر
امام رضا و بقيه ائمه
عليهم السلام
را همه مردم
ايضا علما و فقهاي بزرگ
در مدينه و عراق و ايران
زيارت مي كردند. آيا هرگز شنيده ايد كه يك نفر از ائمه
عليهم السلام
و
يا علما
وقتي مي خواستند زيارت كنند
خود را از در صحن
به طور سينه خيز به حرم برسانند ! اگر اين كار
مستحسن و مستحب بود و
مقبول و خوب مي نمود
بزرگان ما به انجامش مبادرت مي كردند
اما نكردند. حتي نقل شد كه مرحوم آيت الله العظمي آقاي بروجردي
رضوان الله تعالي عليه
آن عالم بزرگ و مجتهد قوي و عميق و روشنفكر
عتبه بوسي را با اين كه شايد مستحب باشد
منع مي كرد.
احتمالا استحباب بوسيدن عتبه
در روايت وارد شده است . در كتب دعا كه هست . به ذهنم اين است كه براي عتبه موسي
روايت هم
وجود دارد. با اين كه اين كار مستحب است
ايشان مي گفتند « انجامش ندهيد
تا مبادا دشمنان خيال كنند سجده مي كنيم
و عليه شيعه
تشنيعي درست نكنند » اما امروز
وقتي عده اي وار صحن مطهر علي بن موسي الرضا
عليه الصلاه و السلام
مي شوند
خود را به زمين
مي اندازند و دويست متر راه را به طور سينه خيز مي پيمايند تا خود را به حرم برسانند! آيا اين كار درستي است نه
اين كار
غلط است .
اصلا اهانت به دين و زيارت است . چه كسي چنين بدعت هايي را بين مردم رواج مي دهد نكند اين هم كار دشمن باشد ! اينها را به مردم
بگوييد و ذهن ها را روشن كنيد.
دين
منطقي است . اسلام
منطقي است و منطقي ترين بخش اسلام
تفسيري است كه شيعه از اسلام دارد
تفسيري قوي . متكلمين
شيعه
هر يك در زمان خود
مثل خورشيد تابناكي مي درخشيدند و كسي نمي توانست به آنها بگويد « شما منطقتان ضعيف است . » اين
متكلمين
چه از زمان ائمه
عليهم السلام ـ مثل « مومن طاق » و « هشام بن حكم » ـ چه بعد از ائمه
عليهم السلام
ـ مثل « بني نوبخت » و
« شيخ مفيد » ـ و چه در زمان هاي بعد ـ مثل مرحوم « علامه حلي » فراوان بوده اند. ما اهل منطق و استدلاليم . شما ببينيد درباره مباحث
مربوط به شيعه
چه كتب استدلالي قوي اي نوشته شده است ! كتاب هاي مرحوم « شرف الدين » و نيز « الغدير » مرحوم « علامه اميني » در
زمان ما
سرتا پا استدلال
بتون آرمه و مستحكم است . تشيع اين است يا مطالب و موضوعاتي كه نه فقط استدلال ندارد
بلكه « اشبه
شي
بالخرافه » است ! چرا اينها را وارد مي كنند ! اين خطر بزرگي است كه در عالم دين و معارف ديني
مرزداران عقيده بايد متوجهش
باشند.
عرض كردم
عده اي وقتي اين حرف را بشنوند
مطمئنا از روي دلسوزي خواهند گفت : « خوب بود فلاني اين حرف را امروز نمي زد. »
نه
من بايستي اين حرف را مي زدم . من بايد اين حرف را بزنم . بنده مسئوليتم بيشتر از ديگران است . البته آقايان هم بايد اين حرف را
بزنند. شما آقايان هم بايد بگوييد
امام بزرگوار
خط شكني بود كه هر جا انحرافي در نكته اي مشاهده مي كرد
با كمال قدرت و بدون هيچ
ملاحظه اي
بيان مي فرمود. اگر اين بدعت ها و خلاف ها در زمان آن بزرگوار مي بود يا به اين رواج مي رسيد
بلاشك مي گفت . البته عده اي
هم كه به اين مسائل دل بسته اند
متاذي خواهند شد كه چرا فلاني به موضوع مورد علاقه ما اين طور بي محبتي كرد و با اين لحن از آن ياد
نمود. آنها هم البته
اغلب
مردمان مومن و صادق و بي غرضي هستند
اما اشتباه مي كنند.
قمه زدن از كارهاي خلاف است
قمه زدن
سنتي جعلي است . از اموري است كه مربوط به دين نيست و خدا از انجام آن راضي نيست
قمه زدن
قطعا يك خلاف و يك بدعت است

| |