
متفكر شهيد آيت الله مرتضي مطهري
قسمت چهارم
آنها كه توصيه كردند كه عزاي حسين بن علي بايد زنده بماند
براي اين بوده كه هدف حسين بن علي مقدس بود. حسين
بن علي يك مكتب بوجود آورد
مي خواستند مكتبش زنده بماند. هرگز نمونه اي از يك مكتب عملي در دنيا پيدا
نمي كنيد كه نظير مكتب حسين بن علي عليه السلام باشد. اگر شما نمونه حسين بن علي را پيدا كرديد
آن وقت بگوئيد
چرا ما هر سال بايد ياد او را تجديد كنيم ! نظير آنچه كه در حسين بن علي در حادثه عاشورا
در آن ابتلا و مصيبت پيدا
شد
از توحيد
از جلوه ايمان
از جلوه خداشناسي
از ايمان كامل به جهان ديگر
از رضا و تسليم
از صبر
از مردانگي
از
طمانينه نفس
از ثبات و استقامت
از عزت و كرامت نفس
از آزاديخواهي و آزادي طلبي
از اينكه در فكر انسانها باشد
از
اينكه در خدمت انسانها باشد
اگر در دنيا نمونه اي پيدا كرديد
آن وقت بگوئيد چرا ما نام حسين بن علي را زنده كنيم
(بديل ندارد
مثل ندارد) زنده كردن نام و نهضت او براي اين است كه پرتوي از روح حسين بن علي بر روح ما و شما
بتابد.
اگر اشكي كه ما براي او مي ريزيم
در مسير هماهنگي روح ما باشد
پرواز كوچكي است كه روح ما با روح حسيني
مي كند. اگر ذره اي از همت او
ذره اي از غيرت او
ذره اي از حريت او
ذره اي از ايمان او
ذره اي از تقواي او
ذره اي از
توحيد او در ما بتابد و چنين اشكي از چشم ما جاري شود
آن اشك بي نهايت قيمت دارد. اگر گفتيد باندازه بال مگس هم
باشد يك دنيا ارزش دارد
باور كنيد!! اما نه اشكي كه براي نفله شدن حسين باشد
بلكه اشكي كه براي عظمت حسين
باشد
براي شخصيت حسين باشد. اشكي كه نشانه اي از هماهنگي با حسين بن علي و پيروي كردن از او باشد
بله
يك
بال مگسش هم يك دنيا ارزش دارد.
خواستند هميشه مردم
اين مكتب عملي را ببينند
مشاهده كنند كه خاندان پيغمبر دليل بر صدق و گواه خود پيغمبر
هستند. اگر بگويند فلان مسلمان در جنگي كه مثلا در روم يا در ايران كرد
ايمان و شهامت زيادي از خود نشان داد
آنقدر
دليل بر حقانيت پيغمبر نيست تا بگويند فرزند پيغمبر چنين كرد. چون هميشه خاندان يك نفر از هر كس ديگر سو ظن
و بد گمانيش به او بيشتر است . ولي اينكه خاندان پيغمبر را در نهايت صفا و ايمان مي بينيم
بهترين گواه بر صدق پيغمبر
است . هيچ كس مانند علي عليه السلام با پيغمبر نبوده
با پيغمبر بزرگ شده است . هيچ كس مانند علي مومن به پيغمبر و
فدائي او نيست . اين خود اول دليل بر صدق پيغمبر است . حسين فرزند پيغمبر است . او وقتي ايمان خود را به تعليمات
پيغمبر نشان مي دهد
پيغمبر جلوه مي كند
پيغمبر متجلي مي شود. آن چيزهائي كه بشر هميشه بزبان مي آورد ولي در
عمل او كمتر ديده مي شود در وجود حسين ديده مي شود. چطور روح بشر اين مقدار شكست ناپذير مي شود
سبحان الله ! بشر به كجا مي رسد
روح بشر چقدر شكست ناپذير بايد باشد كه بدنش قطعه قطعه مي شود
جوانانش
جلوي چشمش قلم قلم مي شوند
در منتهي درجه تشنه مي شود و حتي به آسمان كه نگاه مي كند
بنظرش تيره و تار
است
خاندانش را مي بيند كه اسير مي شوند
هر چه داشته از دست داده است ولي يك چيز براي او باقي مانده و آن
روحش است . هرگز روحش شكست نمي خورد.
شما يك چنين صحنه نمايشي از فضائل انسانيت در غير حادثه كربلا نشان دهيد تا بجاي كربلا از آن حادثه ياد كنيم .
پس چنين حادثه اي را بايد زنده نگهداريم . حادثه اي كه در آن يك جمعيت هفتاد و دو نفري از نظر روحي يك جمعيت
سي هزار نفري را شكست دادند. چطور شكست دادند اولا با اينكه اينها در اقليت بودند و كشته شدنشان قطعي بود
يك
نفر از اينها به دشمن ملحق نشد. اما از آن سي هزار نفر به اينها ملحق شدند. از جمله سردارشان حربن يزيد رياحي و سي
نفر ديگر. اين دليل بر آن است كه از نظر روحي اينها بردند و آنها باختند. عمر سعد در كربلا كارهايي كرده است كه دليل بر
شكست روحي خودش است . لشكريان عمر سعد در كربلا از جنگ تن به تن پرهيز داشتند. اول حاضر شدند. و طبق
معمولي كه در آن دوره ها بوده است قبل از اينكه به اصطلاح جنگ مغلوبه يا تيراندازي شود (جنگ تن به تن ) يك نوع
زورآزمايي بوده است . يك نفر از اين طرف مي رود
يك نفر از آن طرف مي آيد. چند نفر كه با اصحاب حسين مبارزه
كردند
آنقدر به آنها نيروي روحي دادند كه عمر سعد دستور داد جنگ تن به تن نكنند.
اباعبدالله در چه وقتي به ميدان آمد (فكر كنيد) عصر روز عاشورا است . تا ظهر هنوز عده اي از اصحاب بودند كه
نماز هم خواندند. از صبح تا عصر تلاش كرده و بدن هر يك از اصحابش را غالبا خودش آورده و در خيمه شهدا گذاشته
است . خودش به بالين يارانش آمده
اهل بيتش را خودش تسلي داده است . گذشته از همه اينها
داغهايي كه ديده است .
آخرين كسي كه بميدان مي آيد خودش است . خيال كردند كه در چنين شرايطي مي توانند با حسين مبارزه كنند. هر كسي
كه جلو آمد لحظه اي مهلتش نداد. فرياد عمر سعد بلند شد كه مادرتان به عزايتان بنشيند
به مبارزه كي رفته ايد « هذا ابن
قتال العرب » اين پسر كشنده عرب است
پسر علي بن ابيطالب است
« والله نفس ابيه بين جنبيه » بخدا روح پدرش علي
در كالبد اوست
به جنگ او نرويد. اين علامت شكست بود يا نه سي هزار نفر جنگ تن به تن كردند با يك مرد تنهاي
غريب
آنهمه مصيبت ديده
آنهمه زحمت كشيده
آنهمه تلاش كرده
هم تشنه است و هم گرسنه
شكست مي خوردند و
عقب نشيني مي كردند. نه تنها در مقابل شمشير اباعبدالله شكست خوردند
در برابر منطقش هم شكست
خوردند.
اباعبدالله در روز عاشورا قبل از شروع جنگ
دو سه بار خطابه انشا كرد. واقعا خود آن خطابه ها عجيب است !
كساني كه اهل سخن هستند مي دانند كه ممكن نيست انسان در حال عادي بتواند سخن عالي بگويد كه در حد اعلاي او
باشد. روح بشر بايد به اهتزاز بيايد. مخصوصا اگر سخن از نوع مرثيه باشد
دل انسان بايد خيلي سوخته باشد تا مرثيه
خوب بگويد. اگر بخواهد غزل بگويد بايد سخت دچار احساسات عشقي باشد تا غزل خوبي بگويد. اگر بخواهد
حماسه بگويد بايد سخت احساسات حماسي داشته باشد تا يك سخن حماسي بگويد. وقتي خطبه هاي اباعبدالله ايراد
مي شود
مخصوصا يكي از آن خطبه هائي كه در روز عاشورا ايراد مي كند و از مفصلترين خطبه هاست
(عمر سعد بر
لشكريان خود مي ترسد). امام براي خواندن اين خطبه از اسب پياده شد و براي اينكه مي خواست يك جاي مرتفعتري
باشد تا صدايش بهتر برسد. بر بالاي شتر رفت و فرياد زد : « تبا لكم ايتها الجماعه و ترحا حين استصر ختمونا و الهين
فاصرخناكم موجفين » . كه براستي نمونه اي از خطبه هاي علي عليه السلام است و اگر خطبه هاي علي عليه السلام را كنار
بگذاريم ديگر خطبه اي به اين پر شوري در دنيا پيدا نمي شود. و سه بار صحبت كرد. عمر سعد بر لشكريان خود ترسيد كه
مبادا نطق حسين آنها را تحت تاثير قرار دهد. نوبت بعد كه ابا عبدالله شروع به صحبت كرد
از آنجا كه روح دشمن
شكست خورده بود
عمر سعد دستور داد فرياد كنيد و به دهانهايتان بزنيد تا صداي حسين را كسي نشنود. آيا اين علامت
شكست نيست آيا اين علامت پيروزي حسين نيست

*****
قمه زني
بدعت در دين
|

اشاره
« قمه زني » يكي از مراسمي است كه در متن عزاداري هاي مربوط به نهضت مقدس حضرت امام حسين (ع ) راه يافته و
براي اسلام و جامعه مسلمين مشكل و رنج ايجاد نموده است . همين مشكلات و رنج ها كه هم موجب وهن دين و هم
تخريب چهره شيعيان مي شود
مراجع عظام و علما و انديشمندان اسلامي را به نفي اين حركت ناشايست واداشت و
نويسندگان متعهد نيز در اين موضوع به نقد و بررسي پرداختند.
كتاب « قمه زني
سنت يا بدعت » از جمله آثاري است كه در اين زمينه به رشته تحرير درآمده است . مولف اين كتاب
« مهدي مسائلي » است و انتشارات « گلبن » به طبع آن اقدام كرده است .
در فهرست اين كتاب
عناوين ذيل به چشم مي خورد :
دلايل قمه زنان
دلايل حرمت قمه زني
سابقه حرمت قمه زني
پاسخ به بعضي شبهات در مورد حرمت قمه زني
نظر
مراجع تقليد و بزرگان حوزه علميه درباره قمه زني .
در مقدمه كتاب مزبور مطالب مفيدي آمده است كه از نظر مي گذرانيم .
جنبش كربلا به عنوان يك نهضت مقدس مذهبي و يك حركت سياسي از نوع انقلابي آن پايدارترين جنبش سياسي
مذهبي
در فرهنگ سياسي شيعه است . اين جنبش
حركتي بود در جهت احياي ارزش هاي دين و ستيز با فساد
ستم
بدعت و خيانت . چنين بود كه سرلوحه حركت ها و سرمشق جنبش هاي بسيار قرار گرفت و امام حسين عليه السلام
اسوه اي ماندگار گرديد. نقش اين قيام از آغاز در ماندگاري مكتب حيات بخش اسلام و پاسداري از كيان ارزش هاي ديني
به گونه اي بوده كه گفته اند : « الاسلام محمدي الحدوث حسيني البقا » .
اما اين رويداد بزرگ
از يك سوي به خاطر عشق ژرف و كران ناپيدايي كه شيعيان به آفريننده حماسه آن دارند و از
ديگر سوي به خاطر كينه و دشمني امويان و هواداران و پيروان آنان كه در درازاي تاريخ با اين حماسه انسان ساز و
ستم سوز داشته و دارند بيش از هر رويدادي گرفتار گردبادهاي سهمگين خرافه و تحريف بوده و هست . متاسفانه از آغاز
دست هايي در كار بودند كه مي خواستند امام را از الگو شدن بركنار بدارند و به مسلمانان چنين بباورانند كاري را كه امام
انجام داد و حركتي را كه او بنيان گذارد شخصي بود و ويژه او و شماري از ياران و خويشان ; از اين روي نمي توان و نبايد
آن را الگويي براي همه كسان و در همه زمان ها قرار داد.
خوشبختانه عالمان آگاه پس از رويداد عاشورا چه در زمان حضور و چه در زمان غيبت در برابر فتنه بزرگ تحريف
چهره عاشورا و عاشوراييان ايستادند. اينان در طول تاريخ پر فراز و نشيب اسلام با كساني كه بر آن بودند تا هدف امام
حسين عليه السلام را وارونه جلوه داده و از اين راه به هدف هاي شيطاني خود دست يابند به رويارويي جدي برخاستند.
عالمان آگاه متعهد و راستين با سرمشق از امامان و اسوه قرار دادن آنان عليه گردباد بنيان برافكن تحريف گري و
بدعت گذاري كه از سوي دربارهاي ستم و حاكمان زر و زور بر شاخ ها دميده مي شد و با تلاش عالمان درباري آذين بندي
مي گرديد قد برافراشتند و با خطابه ها و نوشته هاي خود به شرح جز جز برنامه ها و هدف هاي امام حسين عليه السلام
پرداختند و نگذاشتند جامعه
به ويژه جامعه شيعي در باتلاق اين سياهي فرو رود و با كنار گذاشتن مشعل هدايتي چون
حسين عليه السلام در كنام ذلت گرفتار آيد.
اگر نبود حركت روشن گرانه آنان در درازاي تاريخ اسلام اكنون با آن موج لجن پراكني عليه زيبايي ها و قداست امام
حسين عليه السلام عاشورا مانند هزاران هزار پديده و رويداد تاريخي در گرد و غبار گذشت زمان گم شده
بود.
اينجاست كه پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله مي فرمايند : « يحمل هذا الدين في كل قرن عدول ينفون عنه تاويل
المبطلين و تحريف الغالين و انتحال الجاهلين كما ينفي الكير خبث الحديد »
« در هر قرني كسان عادلي به پاسداري از دين برمي خيزند و تاويل باطل گرايان و تحريف غلوكنندگان و دروغ نادانان را
از دين مي زدايند; همان گونه كه دم آهنگر مواد زائد آهن را از بين مي برد. »
يكي از اين بدعت ها و تحريف ها كه متاسفانه در چند سال اخير دست هايي آگاهانه يا غيرآگاهانه به ترويج آن
مي پردازد بدعت قمه زني است . قمه زني
نه تنها با روح و تعاليم اسلامي رابطه اي ندارد; بلكه در تقابلي آشكار با آنها بوده
و همين بعد آن از واقعيت هاي ديني است كه سبب شده بيشترين نقش در تخريب چهره تشيع داشته باشد. خوشبختانه
رهبر فقيه و روشنگر انقلاب اسلامي
حضرت آيت الله العظمي خامنه اي به عنوان پيش تاز مبارزه با اين گونه بدعت ها
فرمايشات روشن گرانه اي را در سال 1373 درباره خطر قمه زني و آثار سو آن بيان نمودند
كه توانست پرده هاي جهل و
خرافه را كنار زده و ماهيت اين اعمال موهن را نمايان سازد.
البته همان گونه كه ايشان نيز پيش بيني نموده بودند عده اي كه به اين مسائل دل بسته بودند
در مقابل اين حركت
مصلحانه موضع گيري نموده و با متهم ساختن مخالفان قمه زني به مخالفت با نهضت حسيني
به تحريك احساسات
توده عوام ناآگاه پرداختند. و با همين نيرنگ قمه زني را كه به طور معمول در صبح روز عاشورا انجام مي گرديد به روزهاي
ديگر نيز كشانيده و حتي در اربعين سيدالشهدا عليه السلام و يا شهادت امام علي عليه السلام هم به قمه زني مي پردازند.
به همين سبب در اين نوشتار قصد آن داريم تا با نقد و بررسي دلائل قمه زنان و همچنين تبيين دلائل حرمت قمه زني
پرده از چهره اين بدعت برداشته و راه را بر حق جويان روشن و حجت را بدعت گزاران تمام نمائيم و گامي هر چند
كوچك در جهت اصلاح مجالس عزاداري برداشته باشيم .
يكي از بدعت ها و تحريف هايي كه در چند ساله اخير دست هايي آگاهانه يا غيرآگاهانه به ترويج آن مي پردازند
بدعت
« قمه زني » است . قمه زني نه تنها با روح تعاليم اسلامي رابطه اي ندارد
بلكه در تقابلي آشكار با آشكار با آنها قرار دارد و
متاسفانه بيشترين نقش را در تخريب چهره تشيع ايفا نموده است

| |