
ديدگاه امام خميني درباره تجلي آثار نهضت حسيني در انقلاب اسلامي ايران و جنبش مقاومت لبنان و ضرورت
الگوگيري ملتهاي عراق و افغانستان از اين حركت الهي براي دفع اشغال گران
نهضت حضرت امام حسين (ع ) داراي ابعاد و جلوه هاي گوناگون و آثار و ثمرات مختلف و پيامهاي ژرف و راهگشا
مي باشد. اين تنوع جنبه ها و پيامها از ارزش هاي والايي مايه مي گيرند كه در متن اين نهضت بزرگ و تاريخساز نهفته
است و از همه سو تمام اعصار و نسلها را در معرفت بارش و ريزش فيض و فضل و آگاهي و بينش قرار مي دهند. به
تعبيري ديگر
خاستگاه اصلي وسعت درس و پيام ها و آثار و ثمرات اين حركت تاريخي
مفاهيم عميق و تحول زا و
ارزش هاي مقدس و تحرك آفرين ميباشد و همين عوامل و عناصر هستند كه جاودانگي نهضت عاشورا را تثبيت كرده اند.
اين جلوه ها و ثمرات
هم اعتقادي هستند و هم عبادي
هم اخلاقي مي باشند و هم تربيتي
هم فكري و فرهنگي
هستند
و هم نظامي و تسليحاتي و هم اجتماعي و سياسي . هركدام از اين ابعاد داراي شاخه ها و موضوعات جنبي و
درس و پيام هاي ويژه اي مي باشند
و از آن ميان
ابعاد سياسي نهضت عاشورا در دل خود بينش ها و آگاهيهاي تحول زا
مي پرورد كه بايد به مداقه و نتيجه گيري گذاشته شوند.
حضرت امام خميني به هر كدام از جنبه ها و پيام هاي حركت هاي سياسي حضرت امام حسين (ع ) نگرشي دقيق
دارند كه در ذيل به نمونه و مصداقي از اين جلوه از نهضت عاشورا توجه و دقت روا ميداريم :
« شما آقايان كه بسياريتان در منابر و بسياري در پايين منابر مردم را ارشاد مي كنيد
بايد ارشادتان را قوي بكنيد و
مسائل اسلامي را براي آنها بگوييد
مسائل سياسي را براي آنها بگوييد. در عين حالي كه مسئله كربلا
كه خودش در
راس مسائل سياسي هست
بايد زنده بماند به همان فرمي كه بود
منتها الفاظ تغيير بكند. مصيبت ها همان است
مصيبت ها تغييري ندارد
بايد آن بعد سياسي كربلا را براي مردم بيان كرد. سيدالشهدا به حسب روايات ما و به حسب
عقايد ما از آن وقتي كه از مدينه حركت كرد مي دانست كه چي دارد مي كند
مي دانست شهيد مي شود
قبل از تولد او
اطلاع داده بودند به حسب روايات ما. وقتي كه آمد مكه و از مكه در آن حال بيرون رفت
يك حركت سياسي بزرگي بود
كه در يك وقتي كه همه مردم دارند به مكه مي روند
ايشان از مكه خارج بشود. اين يك حركت سياسي بود. تمام
حركاتش
حركات سياسي بود
اسلامي ـ سياسي
و اين حركت اسلامي ـ سياسي بود كه بني اميه را از بين برد
و اگر اين
حركت نبود
اسلام پايمال شده بود.
آن روزي كه افراد
ادراك مي كنند كه
احتمال هم بدهند كه
اسلام در خطر است
آن روز همان كاري كه امام حسين
كرد بايد بكنند . آن روزي كه احتمال ما بدهيم كه اسلام در خطر است
بايد همه مان فداكاري بكنيم . » (1 )
اولين موضوع مهم در بيانات حضرت امام خميني خطاب به علما و روحانيون اين است كه بايد مسائل سياسي
نهضت كربلا براي مردم جامعه تبيين و تشريح گردد و همواره در همه اعصار زنده بماند و نقش بيافريند. لكن در انجام
اين وظيفه و مسئوليت تبليغي و فرهنگي لازم است « الفاظ » تغيير كنند
ضمن آن كه « محتوا » همچنان ثابت مي باشد.
امام خميني به زيبايي هرچه تمام تر به نيازهاي عصر توجه دارند و اين واقعيت را به همه جهادگران جبهه فكري و
فرهنگي القا مي كنند كه اگر بخواهيم به طور شايسته و براساس مقتضيات زمان و متناسب با نيازهاي نسل جوان و با
زبان روز
درس ها و پيام هاي نهضت كربلا را به جامعه منتقل نمائيم
لازم است از واژه ها و الفاظ و تعابير تازه بهره جويي
كنيم و محتواي غني اين حركت تاريخساز را در قالب هاي متناسب و با شيوه هاي تاثيرگذار تبيين و تشريح نمائيم .
دو اصل « محتوا » و « قالب » نه تنها در اين موضوع
كه در تمام موضوعات و جلوه ها و جنبه هاي فرهنگ و معارف
اسلامي بايد مورد نظر و عمل قرار گيرد تا از اين طريق مفاهيم عميق و دستور العمل هاي زندگي ساز دين مبين حق
معرفي و نمايانده شوند و نسل جوان با جلوه هاي نوراني انديشه و تفكر اسلام آشنا گردند.
براي درك نقش قالب ـ كه الفاظ و تعابير و جملات مي باشندـ همين بس كه اگر مستحكم ترين و غني ترين و پيام
گزارترين مفاهيم در قالب هاي مناسب قرار نگيرند و به شيوه تحول زا و تاثيرگذار به مخاطبان ارائه نشوند
هر انتظاري از
كاربرد مفاهيم و تحول زايي آنها در نسل جوان
عبث و بيهوده است و اين
شبيه به همان قرآن خواني است كه با صداي
ناخوش و آزار دهنده خود و در عين حال كه غني ترين مفاهيم را قرائت مي كند بدترين اثر را در مخاطب ايجاد مي نمايد
و يا همانند همان اذان گويي است كه زيباترين تعابير و پيام هاي ژرف اذان را در قالب ناهنجارترين و گوش خراش ترين
صوت قرار مي دهد.
حضرت امام توصيه موكد دارند كه ابعاد سياسي نهضت كربلا شرح و تبيين گردد تا به اين وسيله اولا آگاهي
بخشي هاي اجتماعي و سياسي به عنوان يك ضرورت حياتي در ميان اقشار مختلف مردم تحقق يابد. ثانيا نهضت
حسيني در اين جنبه و جلوه از مقاصد و هدفمندي هاي والا
به صورت الگو براي همه اعصار و نسلها به تبعيت و
پيروي در آيد.
علت اصلي تاكيد و اصرار حضرت امام خميني بر شرح و تبيين ابعاد سياسي قيام حضرت اباعبدالله الحسين (ع ) اين
است كه در طول تاريخ و در اثر توطئه هاي قدرتهاي استكباري از دوره حكومت هاي بني اميه و بني عباس تا امروز
اهداف و مقاصد سياسي نهضت كربلا به تحريف گرائيده و يا به نسيان و فراموشي سپرده شده است تا به اين وسيله
حاكميت نظام هاي جور تداوم يابد و قيام حسيني به صورت الگوي حركت و انقلاب به بهره برداري نرسد.
در كنار توطئه قدرت هاي استكباري
غفلت ها و گرايش هاي قشري و سطحي توده هاي مردم به نهضت كربلا نيز از
عوامل مهم به فراموشي گرائيدن جلوه هاي سياسي قيام حسيني به شمار مي رود. همين گرايش هاي سطحي و فاقد عمق
و ژرفا از نهضت كربلاست كه باعث شده اين قيام و انقلاب بزرگ تاريخي از اهداف و مقاصد اوليه تهي شود و در عين
حال كه عزاداري و مرثيه سرايي براي زنده ماندن حماسه حسيني يك ضرورت و داراي آثار شگرف ميباشد
تمام اين
نهضت به برگزاري مراسم عزاداري محدود و محصور گردد
آن هم نه عزاداري هاي اصيل و صحيح و مستند به وقايع
تاريخ نهضت كربلا
كه عزاداري هاي سطحي و آميخته به تحريف و اوهام و خرافات !
اگر بخواهيم اهداف سياسي نهضت عاشورا همواره زنده بماند و براي همه مقاطع تاريخي و در تمام مناطق
جغرافيايي اثر و ثمر بيافريند و راه عزت و آزادگي و مبارزه با ظلم را به ملل جهان بياموزد
بايد عزاداري هاي اصيل و
مورد نظر ائمه اطهار (ع ) را به صورت يك ابزار مهم و كارآمد براي ترويج جلوه هاي سياسي اين نهضت به
بهره برداري هاي بهينه و مكرر برسانيم و خرافه ها و جعل و دروغ ها را كه روضه خوانان بي سواد و مداحان و مرثيه سرايان
سطحي نگر و فاقد دانش و بينش و تعهد در مدايح و مراثي وارد كرده اند بزدائيم .
حضرت امام خميني نهضت امام حسين (ع ) را يك نهضت سياسي و با هدف مقابله با حكومت جائر يزيد و از ميان
بردن ظلم و ستم مي دانند و اين هدفمندي را آنقدر حائز اهميت و حياتي و محوري تلقي مي كنند كه هرگز قلت نيروي
امام حسين (ع ) را به عنوان دليل مستندي براي رها كردن اين حركت و مقصد سياسي مشروع نمي دانند :
« حضرت سيد الشهدا با يك عدد كمي حركت كردند و مقابل يزيد كه يك حكومت قلدري بود
يك حكومت
مقتدري بود و اظهار اسلام هم مي كرد... يك آدم ظالمي است كه بر مقدرات يك مملكت
بدون حق
تسلط پيدا كرده
است . اين كه حضرت ابي عبدالله عليه السلام نهضت كرد و قيام كرد با عدد كم در مقابل اين
براي اين كه گفتند تكليف
من اين است كه استنكار كنم از اين
نهي از منكر كنم ... در عين حالي كه مي دانست
يعني به حسب قواعد هم معلوم بود
به حسب قواعد هم يك عده كمي كه آن وقتي كه همراهانشان همه با هم بودند مي گويند چهار هزار نفر بودند
لكن شب
آنها رفتند
فقط يك عدد بسيار كم هفتاد ـ هشتاد نفري
هفتاد و دو نفري ماند
در عين حال او تكليف مي ديد براي
خودش كه بايد او با اين قدرت مقاومت كند و كشته بشود تا به هم بخورد اين اوضاع
تا رسوا بكند اين قدرت را با
فداكاري خودش و اين عده اي كه همراه خودش بود. چون ديد كه يك حكومت جائري است كه بر مقدرات مملكت او
سلطه پيدا كرده است
تكليف خودش را
تكليف الهي خودش را
تشخيص داد كه بايد نهضت كند و راه بيفتد برود و
مخالفت بكند و اظهار مخالفت و استنكار بكند
هر چه خواهد شد. در عين حالي كه به حسب قواعد معلوم بود كه يك
عدد اينقدري نمي تواند با آن عده اي كه آنها دارند
مقابله كند
لكن تكليف بود . » (2 )
حضرت امام خميني حركت سياسي امام حسين (ع ) را براي مقابله با ظلم اموي و حاكميت غاصبانه يزيد
به
صورت يك اسوه و الگو و سرمشق براي ملت ايران مطرح مي نمايد و با همين روش تمام مراحل سخت و همه فراز و
نشيب هاي انقلاب اسلامي را طي مي نمايد و اساس و بنيان رژيم شاهنشاهي را فرو مي ريزد.
به رهنمودهاي امام خميني كه پيش از پيروزي انقلاب و در نوفل لوشاتوي فرانسه و در جمع دانشجويان و ايرانيان
مقيم خارج مطرح مي كنند
دقت كنيم :
« اگر يك ملتي بخواهد مقاومت كند براي يك حرف حقي
بايد از تاريخ استفاده كند
از تاريخ اسلام استفاده كند
ببيند كه در تاريخ اسلام چه گذشته
و اين كه گذشته سرمشق هست از براي مالله حضرت ابي عبدالله عليه السلام نهضت
كرد و قيام كرد با عدد كم ... گفتند تكليف من اين است كه استنكار كنم
نهي از منكر كنم . اگر يك حاكم ظالمي بر مردم
مسلط شد
علماي ملت
دانشمندان ملت بايد استنكار كنند
بايد نهي از منكر كنند... اين يك سرمشقي است از براي
شما و ما كه اگر عددمان هم كم بود بايد باز استنكار كنيم
براي اينكه يك كسي آمده است ... و جايي كه بايد اميرالمومنين
بنشيند
اين نشسته
جايي كه بايد امام حسين بنشيند اين نشسته . سلطنت دارد مي كند به خيال خودش
و اظهار اسلام
هم ميكند! معاويه هم مي كرد! آنها جماعت هم مي خواندند! امام جماعت هم بودند! در مقابل يك كسي كه مسند اسلام
را غصب كرده است . حكومت اسلامي را غصب كرده
بر مقدرات مسلمين حكومت مي خواهد بكند
اگر اين خيانتكار
هم نبود
غاصب بود
غصب كرده بود مقام را. اين مقام براي اشخاصي است كه شراـيطي دارد. اسلام شرايط معين كرده
براي آن كسي كه بايد تكفل امور مسلمين را بكند. اگر اين
نفت هاي ما را هم به باد نداده بود و مراتع ما را هم از بين نبرده
بود و زراعت ايران را هم از بين نبرده بود و فرهنگ ايران را هم از بين نبرده بود و ارتش ايران را هم ضايع نكرده بود و
اقتصاد ايران را هم به هم نزده بود و همه جهات ايران را هم به هم نزده بود
بازهم يك آدم غاصبي بود كه استنكار لازم
داشت كه شما نبايد حكومت بكنيد
حالا كه همه اين صفات را دارد
همه اين كارها را هم كرده
همه جهات ايران را
هم به هم زده است .

همان طوري كه سيدالشهدا ـ سلام الله عليه ـ به تكليف شرعي الهي مي خواست عمل بكند
غلبه بكند تكليف
شرعي اش را عمل كرده
مغلوب هم بشود تكليف شرعي اش را عمل كرده .... همه ما
همه مسلمين
همه علما
همه
روشنفكرها
همه سياسيون
تكليف شرعي الهي اش اين است كه با اين (شاه ) مخالفت كند . » (3 )
حضرت امام خميني نهضت حسيني را الگوي انقلاب اسلامي معرفي مي كنند و نقش اول و مسئوليت محوري و
بنيادين اين حركت الهي را ـ كه عبارت است از آگاه سازي سياسي مردم و رهبري و سامان دهي مراحل مختلف انقلاب و
تعيين خط مشي ها و شيوه هاي مبارزه ـ بر دوش علماي انديشمند و مسئول و مبارز مي گذارند و به صراحت اعلام
مي كنند كه علماي اسلام بايد رژيم سفاك و ظالم پهلوي را استنكار كنند و به تبعيت از نهضت حسيني و سيره و روش
مبارزاتي حضرت اباعبدالله (ع ) اصل و مبنا را بر « تكليف شرعي و الهي » براي مبارزه و انقلاب و نهراسيدن از عده كم و
انتخاب راه جهاد و شهادت بگذارند.
حضرت امام خميني در رهنمودهاي مكرر ديگر نيز به اين نقش و مسئوليت روحانيت اسلام تاكيد فراوان دارند و از
جمله اعلام مي كنند : « علماي اسلام موظفند با انحصارطلبي و استفاده هاي نامشروع ستمگران مبارزه كنند . » (4 )
امام خميني در اين رهنمود
به كلام شريف حضرت علي (ع ) استناد مي كنند كه فرمودند : « اگر نبود كه خداوند از
علماي اسلام پيمان گرفته كه بر پر خوري و غارتگري ستمگران و گرسنگي جانكاه و محروميت ستمديدگان خاموش
نمانند
زمام حكومت را رها مي كردم و از پي آن نمي گشتم » (5 )
به اين ترتيب حضرت امام خميني اولا تبيين و تشريح ابعاد سياسي حركت و نهضت امام حسين (ع ) را يك اصل
مهم و يك ضرورت حياتي معرفي مي نمايند و معتقدند كه بايد از غفلت هاي مكرري كه در انجام اين وظيفه الهي
صورت مي گيرد جلوگيري به عمل آيد. ثانيا مبارزه حضرت امام حسين (ع ) براي سرنگوني حكومت اموي را به گونه اي
واجب و حائز اهميت مي دانند كه هرگز عده كم در تقابل با لشگرهاي مجهز و گوناگون را دليل و مستندي براي رهاسازي
اين مبارزه بزرگ سياسي تلقي نمي كنند. ثالثا اصل « تكليف شرعي و الهي » در نهضت حسيني را داراي محوريت
مي دانند
كه آن پيشواي معصوم چه در حالت غلبه بر دشمن و چه در حالت مغلوب در برابر دشمن
عمل به تكليف الهي
1 را واجب و لازم مي دانستند و همين گونه عمل كردند و نهضت مقدس خويش را جاودان و زنده و پويا و جاري در هر
زمان و مكان از ادوار تاريخ بشريت ساختند. رابعا فرهنگ عاشورا را با فرهنگ انقلاب پيوند زدند و خط مشي و سيره و
روش هاي حضرت اباعبدالله الحسين (ع ) را در رهبري خويش براي پيروزي انقلاب اسلامي ايران واجب و ضروري
نمودند و ملت مسلمان ايران را به پيروي و تبعيت از نهضت حسيني درآوردند و با اين الگوپذيري از انقلاب كربلا
انقلاب ايران را از همه مراحل عبور دادند و بر حكومت و سيطره يزيد زمان پيروز و غالب ساختند.
نهضت كربلا
هم اينك نيز الگوي روحانيت اسلام و انقلابيون و ملت مسلمان ايران و ساير ملل مسلماني است كه
در گستره جهان اسلام به تبعيت از حضرت امام خميني (6 ) به الگوگيري از نهضت حسيني اهتمام ورزيدند و براي مقابله
با طواغيت و يزيديان زمان كه در نظام هاي سياسي و حكومتي آمريكا و انگليس و اسرائيل به توطئه و تحرك عليه اسلام
و انقلاب جهاني اسلام اشتغال دارند از اين روش و الگوي جاودانه پيروي مي كنند. نمونه و مصداق روشن و بارز اين
الگوگيري را در جبهه مقاومت لبنان مشاهده مي كنيم كه با انتخاب راه « جهاد » و « شهادت » اسرائيل را به خاك ذلت
نشانده اند و با صعود بر بلنداي قله هاي ايمان
عزت
شرف
آزادگي و استقلال
همه ملل مسلمان و آزادگان جهان را به
پيروي از راه حسين (ع ) دعوت مي نمايند.
اگر همين الگوي جاودانه مورد پيروي و تبعيت مردم مسلمان عراق و افغانستان قرار مي گرفت و راه جهاد و شهادت
به عنوان زيباترين و رهايي بخش ترين جلوه هاي نهضت حسيني براي مقابله و مبارزه با اشغالگران آمريكايي و انگليسي
انتخاب مي شد
امروز شاهد تداوم سيطره قدرت هاي استكباري بر اين دو سرزمين اسلامي نبوديم .
اين راه مقدس
هميشه گشوده است و رهرو مي طلبد
و كيست كه نداي غربت و مظلوميت « اسلام » را كه از گلوي
پاك امام حسين (ع ) در فضاي گسترده تاريخ و زمان طنين انداز است
پاسخ دهد و دست ياري بگشايد و به جهاد و
شهادت بگرايد تا عزت و آزادي و استقلال به ارمغان آورد
ــــــــــــــــــــــــــــــ
پاورقي :
1 ـ صحيفه امام
موسسه تنظيم و نشر آثار امام
جلد 18
ص 177 و 178
2 ـ همان مدرك
جلد 5
ص 162 و 163
3 ـ همان مدرك
ص 162 و 163 و 165
4 ـ ولايت فقيه
اثر امام خميني
موسسه تنظيم و نشر آثار امام
ص 28
5 ـ نهج البلاغه
خطبه 3
6 ـ حضرت امام خميني در رهنمودهاي مختلف از جمله رهنمود ذيل
نهضت مقدس كربلا را الگوي همه ملل
مسلمان جهان معرفي مي نمايند :
« عمل امام حسين سلام الله عليه
دستور است براي همه
« كل يوم عاشورا و كل ارض كربلا » دستور است به اينكه هر
روز و در هر جا
بايد همان نهضت را ادامه بدهيد
همان برنامه را. امام حسين با عده كم همه چيزش را فداي اسلام كرد
مقابل يك امپراتوري بزرگ ايستاد و « نه » گفت
هر روز بايد در هر جا اين « نه » را محفوظ بدارد . » (صحيفه امام
جلد 10
ص 315 )
در كنار توطئه هاي قدرت هاي استكباري از دوره حكومت هاي بني اميه و بني عباس تا امروز براي جلوگيري از
اثرگذاري اهداف سياسي نهضت كربلا
گرايش هاي قشري و سطحي توده هاي مردم به قيام كربلا نيز از عوامل مهم به
فراموشي گرائيدن جلوه هاي سياسي نهضت حسيني به شمار مي رود
امام خميني فرهنگ عاشورا را با فرهنگ انقلاب پيوند زدند و در رهبري خويش تبعيت از خط مشي و روش هاي
حضرت امام حسين (ع ) را ضروري دانستند و ملت مسلمان ايران را بر حكومت و سيطره يزيد زمان پيروز و غالب
ساختند
نمونه و مصداق روشن و بارز الگوگيري از نهضت حسيني را در جبهه مقاومت لبنان مشاهده مي كنيم كه با انتخاب
راه « جهاد » و « شهادت » اسرائيل را به خاك ذلت نشانده و همه ملل مسلمان و آزادگان جهان را به پيروي از راه حسين (ع )
دعوت مي نمايند
اگر نهضت كربلا به پيروي و تبعيت مردم مسلمان عراق و افغانستان در مي آمد و جهاد و شهادت به عنوان رهايي
بخش ترين جلوه هاي نهضت حسيني براي مقابله با اشغالگران آمريكايي و انگليسي انتخاب مي شد
امروز شاهد تداوم
سيطره قدرت هاي استكباري بر اين دو سرزمين اسلامي نبوديم

|