
محمد اكرمي
عن ابي جعفر(ع ) : « ان الامر بالمعروف والنهي عن المنكر فريضه عظيم بهاتقام الفرائض ... » : همانا امر به معروف و نهي از منكر
واجب عظيم و بزرگي است كه پابرجايي ساير واجبات به آن بستگي دارد. »
اين حديث شريف
بيانگر اهميت فوق العاده اين فريضه و جايگاه ويژه آن در دين مبين اسلام است و از تعبير رسا و دلپذير « بهاتقام
الفرايض » چنين استفاده مي شود كه امر به معروف و نهي از منكر از لوازم حكومت اسلامي به شمار مي رود. چنانچه شرايط زمان و مكان
ويژگي مخاطبان امر به معروف و نهي از منكر را درنظر بگيريم
به ضرورت دقت و ظرافت تعيين كننده در انجام اين فريضه پي خواهيم
برد...
ماه محرم (كه حركت امام حسين (ع ) از مدينه به كربلا سفري در راستاي تحقق و احياي امر به معروف و نهي از منكر بوده است )
فرصتي است مغتنم
تا مبلغان
بخشي از وظيفه الهي خود را انجام دهند...
مفهوم امر و نهي
اين دو كلمه عربي وقتي به فارسي ترجمه شوند معني « فرمان مثبت » و « فرمان منفي » به خود مي گيرند « امر » در اين جا به معني
فرمان به انجام دادن كاري و « نهي » به معني فرمان به ترك و انجام ندادن آن كار است . چنانچه ملاحظه مي شود نخستين چيزي كه در فرمان
دادن لازم است و در خود كلمه فرمان (امر يا نهي ) گنجانده شده مساله قدرت است
زيرا شخص قوي و مقتدر است كه مي تواند فرمان
بدهد.
مفهوم معروف و منكر
نخستين نكته اي كه در اين جا جلب توجه مي كند وسعت و شمول و جامعيت مفهوم اين دو كلمه است
زيرا به طوري كه از منابع
لغوي استفاده مي شود « معروف » هر كاري است كه خوبي آن به وسيله عقل و شرع شناخته مي شود و « منكر » نقطه مقابل آن است ; يعني
منكر
هر كاري است كه مورد انكار و تقبيح عقل و شرع قرار
گيرد...
قرآن و امر به معروف و نهي از منكر
ريشه احكام شرعي را بايد در قرآن و تفصيل و شاخه هاي آن را در سنت جست . قرآن كريم در آيه هاي فراواني به فريضه امر به
معروف و نهي از منكر اشاره كرده است كه به برخي اشاره مي شود.
« يومنون بالله واليوم الاخر ويامرون بالمعروف وينهون عن المنكر ويسارعون في الخيرات واولئك من الصالحين » .
« ولتكن منكم امه يدعون الي الخير و يامرون بالمعروف و ينهون عن المنكر واولئك هم المفلحون » .
« كنتم خير امه اخرجت للناس تامرون بالمعروف و تنهون عن المنكر و تومنون بالله » (آل عمران
آيات 114 و 104 و 110 )
« ان الله يامرو بالعدل والاحسان وايتا ذي القربي و ينهي عن الفحشا والمنكر ... » (سوره نحل
آيه 90 )
از مجموع آيات در اين باب درمي يابيم كه فريضه امر به معروف و نهي از منكر از نظر اسلام بسيار پراهميت است و همه از عالي و
داني بايد براي اجراي آن
همگام و همصدا شوند. درباره آيات امر و نهي
بسيار مي توان نوشت و شرح داد
ولي تنها به نكاتي چند
بسنده مي كنيم :
1 ـ امر به معروف و نهي از منكر واجب است . اين مسئله از بديهيات است و هيچ يك از مسلمانان در وجوب آن ترديد نكرده است .
2 ـ وجوب اين فريضه در همه اديان بوده
و امتهاي گذشته نيز بدان مكلف بوده اند .
3 ـ امر به معروف و نهي از منكر از شوون پيامبري است .
4 ـ ترك اين فريضه
علت نابودي جوامع گذشته بوده است .
5 ـ امر به معروف و نهي از منكر از حقوق متقابل مسلمانان است و افراد جامعه اسلامي در برابر آن مسئولند .
6 ـ اين فريضه بر آگاهان واجب تر است
چون عالمان دين مسئوليت بيشتري دارند .
7 ـ زنان نيز مكلف به امر به معروف و نهي از منكر هستند .
8 ـ امر به معروف و نهي ازمنكر نيازمند كسب قدرت است .
شيوه هاي عملي امر به معروف و نهي از منكر
هدف اساسي در امر به معروف و نهي از منكر تحقق معروف و زدودن منكر است . براي رسيدن به اين هدف
بايد به دنبال موثرترين
شيوه باشيم
لذا در اين مختصر به برخي از آنها اشاره مي شود.
1 ـ تبليغ عملي
اولين شيوه بسيار موثر در امر به معروف و نهي از منكر تبليغ عملي است .
مهمترين عامل موفقيت پيامبراكرم (ص ) و ائمه (ع ) در گسترش مكتب
در همين نكته نهفته است . پيامبراكرم (ص ) در حفر خندق و
ساختن مسجد
قبل از اين كه ديگران را تشويق به اين كار كند خود پيشقدم بود
همين طور امامان معصوم (ع ).
2 ـ احترام به شخصيت افراد
دومين اصلي كه در تاثير امر به معروف و نهي ازمنكر شايان توجه است
احترام به شخصيت افراد مي باشد. مرتكبان منكر تا وقتي
كه متجاهر به گناه نشده اند و علني دست به آن نيالوده اند محترمند و نبايد به هتك حرمت آنها پرداخت .
3 ـ ارشاد تدريجي
اين توقع نابجايي است كه بخواهيم كساني را كه در گرداب منكرات غلطيده اند يك باره از گرداب درآوريم و از آنها مسلمان زمان
سازيم . اصولا تربيت
امري تدريجي است و رذايل و فضايل هيچ كدام يك مرتبه در جان انسانها به وجود نمي آيند. و از رموز مهم نزول
تدريجي قرآن همين است
زيرا قرآن كتاب تربيت است .
4 ـ نرمخويي و محبت
از شيوه هاي بسيار مهم و موثر در امر به معروف و نهي از منكر
نرمخويي و محبت است ; خصلتي كه موفقيت پيامبراكرم (ص ) بنا به
تصريح قرآن كريم مرهون آن بوده است .
سخن تا تواني به آزرم گوي
درشتي مكن در سخن نرم گوي
به شيرين زباني و لطف و خوشي
تواني كه پيلي به مويي كشي
5 ـ تشويق به ارزشها
از امتيازات مكاتب الهي همين تشويق به خوبيهاست . پيامبراكرم (ص ) از عنصر تشويق براي پيشبرد اهداف خود فراوان استفاده
مي كرد. براي آنان كه دو ركعت نماز براي خدا خوانده بودند جايزه تعيين مي كرد.
پستهاي حساس سياسي
فرهنگي و نظامي را به افراد لايقي مي سپرد و بدين ترتيب
امت را به نيكي و پاكي دعوت مي فرمود. كه
« اسامه بن زيد » هجده ساله را فرمانده لشكر قرار داد و... و بدين ترتيب
امت را به نيكي و پاكي دعوت مي فرمود.
6 ـ ايجاد فضاي امر و نهي
بدون ترديد
محيط هر چند نقش زيربنائي ندارد
ولي در پرورش فضايل و رذايل نقش اساسي دارد. رسالت انبيا نيز مبتني بر اين
اصل بود كه محيط را به گونه اي آماده سازند تا خود مردم « قائم به قسط و عدالت » باشند « ليقوم الناس بالقسط » . لذا پيامبراكرم (ص )
مي فرمايد : « كلكم راع و كلكم مسوول عن رعيته » .
7 ـ برخورد عملي با مرتكبان منكر
اگر در كنار شيوه هاي گذشته
اين شيوه را مدنظر نداشته باشيم بدون شك امر به معروف و نهي از منكر ابتر و بي ثمر خواهد ماند.
مراتب امر به معروف و نهي از منكر
براي اين امر به معروف و نهي از منكر سه مرحله شمرده شده :
1 ـ انكار قلبي
مسلمان بايد همواره خواستار معروف و بيزار از منكر باشد و اين خصلت در او نهادينه شده باشد
اما اين مرتبه كافي نيست
بلكه
مسلمان بايد به هر شكل ممكن
علاقه مندي خود به معروف و نفرت خود از منكر را نشان دهد و در آينه چهره خود نمايان سازد و اين
حداقل انتظاري است كه از او مي رود.
اين مرحله خود شرايط گوناگوني دارد چون : نگاه كردن
خاموش ماندن
سر به زير انداختن
روي گرداندن
نديده گرفتن طرف
اخم
كردن و...
2 ـ انكار زباني
گاه ممكن است از امر به معروف و نهي از منكر در سطح نخست
يعني انكار قلبي نتيجه مطلوب گرفته نشود. در اين جا لازم است به
مرحله بعدي برويم ; يعني خيلي ساده
از تارك معروف و عامل به منكر بخواهيم دست از رفتارش بردارد. اين مرتبه نيز خود داراي
مراتبي است
مانند سربسته سخن گفتن
پند دادن
سخن ملايم گفتن و سرانجام
به صراحت سخن گفتن .
3 ـ اقدام عملي
گاهي نيز مشاهده مي شود كه منكر چنان در فردي ريشه دار شده كه با زبان ريشه كن نمي شود و نيازمند عمل است كه « به عمل كار
برآيد به سخنراني نيست » .
در چنين مرتبه اي است كه بايد به اقدام عملي دست زد. مقصود از اقدام عملي هرگونه فعاليت هدفدار و مشروعي است كه زمينه را
براي ريشه كني فساد و رشد معروف فراهم مي سازد.
حركت امام حسين (ع ) از مدينه تا كربلا هجرتي در راستاي تحقق و احياي امر به معروف و نهي از منكر بوده است
« معروف » هر كاري است كه خوبي آن به وسيله عقل و شرع شناخته مي شود و « منكر » نقطه مقابل آن است
يعني هر كاري كه مورد
انكار و تقبيح عقل و شرع قرار گيرد
تبليغ « عملي »
شيوه اي مهم و بسيار موثر در امر به معروف و نهي از منكر به شمار مي رود

*****
تحريفات در فلسفه نهضت حسيني و عزاداري و مرثيه سرايي
|

متفكر شهيد آيت الله مرتضي مطهري
قسمت سوم
امام حسين هدف نهضت خودش را روشن كرده است . « الا ترون ان الحق لا يعمل به و ان الباطل لا يتناهي عنه ليرغب
المومن في لقاالله محقا »
حسين عليه السلام مي گويد من نهضت كرده ام براي امر به معروف
براي اينكه دين را زنده
كنم
براي اينكه با مفاسد مبارزه كنم . نهضت من يك نهضت اصلاحي اسلامي است . ما چيز ديگري گفتيم . دو تحريف
معنوي بسيار عجيب و ماهرانه كرديم (نمي دانم بگويم ماهرانه يا جاهلانه ) يك جا گفتيم حسين بن علي قيام كرد تا كشته
شود
براي اينكه كفاره گناهان امت باشد! حال اگر بپرسند اين حرف در كجاست آيا خود امام حسين عليه السلام چنين
چيزي گفت پيغمبر گفت امام گفت ما مي گوئيم به اين حرفها چكار داريد امام حسين كشته شد براي اينكه گناهان ما
بخشيده شود! نمي دانيم كه ما اين فكر را از دنياي مسيحيت گرفته ايم يا نه ملت مسلمان ندانسته خيلي چيزها را از دنياي
مسيحيت بر ضد اسلام گرفته است .
يكي از اصول معتقدات مسيحيت مسئله به صليب كشيدن مسيح است براي اينكه « فادي » باشد. « الفادي » لقب مسيح
است . از نظر مسيحيت اين جز متن مسيحيت است كه عيسي به دار رفت تا كفاره گناهان امت باشد! يعني گناهان
خودشان را به حساب عيسي مي گذارند! فكر نكرديم كه اين
حرف دنياي مسيحيت است
با روح اسلام سازگار نيست
با
سخن حسين عليه السلام سازگار نيست . به خدا قسم تهمت به اباعبدالله است . والله اگر كسي در ماه رمضان روزه داشته
باشد و اين حرف را به حسين بن علي نسبت بدهد و بگويد حسين براي چنين كاري بود و (اين سخن را) از او نقل بكند
روزه اش باطل است
دروغ بر حسين است . اباعبدالله كه براي مبارزه با گناه كردن قيام كرد
ما گفتيم قيام كرد تا سنگري
براي گنهكاران باشد! گفتيم حسين يك بيمه درست كرد
يك شركت بيمه تاسيس كرد. بيمه چه بيمه گناه ! گفت شما را از
نظر گناه بيمه كردم
در عوض چه بگيرم اشك . شما براي من اشك بريزيد
من در عوض
گناهان شما را جبران مي كنم .
شما هر چه مي خواهيد باشيد
ابن زياد باشيد
عمر سعد باشيد. يك ابن زياد در دنيا كم بود! يك عمر سعد در دنيا كم
بود! يك سنان بن انس در دنيا كم بود! يك خولي در دنيا كم بود امام حسين خواست خولي در دنيا زياد شود
عمر سعد
در دنيا زياد شود
گفت ايها الناس هر چه مي توانيد بد باشيد كه من بيمه شما هستم !!!
تحريف معنوي دومي كه از نظر تفسير و توجيه حادثه كربلا رخ داده
اين است كه مي گويند : مي دانيد چرا امام حسين
نهضت كرد و كشته شد مي گوئيم چرا مي گويند يك دستور خصوصي فقط براي او بود. به او گفتند برو و خودت را
بكشتن بده . پس به ما و شما ارتباط پيدا نمي كند
يعني قابل پيروي نيست ! به دستورات اسلام كه دستورات كلي و
عمومي است
مربوط نيست . تفاوت سخن امام با سخن ما چقدر است امام حسين فرياد كشيده كه علل و انگيزه قيام
من مسائلي است كه منطبق بر اصول كلي اسلام است .
احتياجي به دستور خصوصي نيست . آخر دستور خصوصي را در جايي مي گويند كه دستورهاي عمومي وافي
نباشد. امام حسين در كمال صراحت فرمود : اسلام ديني است كه به هيچ مومني (حتي نفرمود به امام ) اجازه نمي دهد كه
در مقابل ظلم
ستم
مفاسد و گناه بي تفاوت بماند. امام حسين مكتب بوجود آورد ولي مكتب عملي اسلامي
مكتب او
همان مكتب اسلام است . مكتب اسلام بيان كرد
حسين عمل كرد. ما اين حادثه را از مكتب بودن خارج كرديم
وقتي از
مكتب بودن خارج شد
ديگر قابل پيروي نيست
وقتي كه قابل پيروي نبود
پس ديگر نمي شود از حسين استفاده كرد
يعني از حادثه كربلا نمي توان استفاده كرد. از اينجا ما حادثه را از نظر اثر مفيد داشتن
عقيم كرديم . آيا خيانتي از اين بالاتر
هم در دنيا وجود دارد اين است كه عرض كردم تحريف معنوي كه در حادثه عاشورا صورت گرفته است از تحريف لفظي
آن صد درجه خطرناكتر است .
چرا ائمه اطهار (حتي از پيغمبر اكرم روايت است ) گفتند كه اين نهضت بايد زنده بماند
فراموش نشود
مردم براي
امام حسين بگريند هدف آنها از اين دستور چه بوده است ما آن هدف واقعي را مسخ كرديم . گفتيم فقط بخاطر اين
است كه تسلي خاطري براي حضرت زهرا سلام الله عليها باشد! با اينكه ايشان در بهشت همراه فرزند بزرگوارشان
هستند
دائما بي تابي مي كنند تا ما مردم بي سر و پا يك مقدار گريه كنيم تا تسلي خاطر پيدا كنند! آيا توهيني بالاتر از
اين
براي حضرت زهرا پيدا مي كنيد عده اي ديگر گفتند امام حسين در كربلا بدست يك عده مردم تجاوزكار
بي تقصير
كشته شد
پس اين تاثرآور است ! من هم قبول دارم امام حسين بي تقصير كشته شد. امام حسن بي تقصير كشته شد
اما
همين ! يك آدم بي تقصير بدست يك عده متجاوز كشته شد ! روزي هزار نفر آدم بي تقصير بدست آدمهاي با تقصير
كشته مي شوند. روزي هزار نفر آدم در دنيا نفله مي شوند و تاثرآور است
اما آيا اين نفله شدنها ارزش دارد كه سالهاي زياد
قرنهاي زياد
ده قرن
بيست قرن
سي قرن مطرح باشد و ما بنشينيم و اظهار تاثر كنيم كه حيف
حسين بن علي نفله شد
خونش هدر رفت ! حسين بن علي بي تقصير كشته شد
بدست افرادي متجاوز كشته شد! اما چه كسي گفته حسين بن علي
نفله شده است خون حسين بن علي هدر رفت اگر در دنيا كسي را پيدا كنيد كه نگذاشت يك قطره از خونش هدر برود
حسين بن علي است . اگر در دنيا كسي را پيدا كنيد كه نگذاشت يك ذره از شخصيتش هدر برود
حسين بن علي است . او
براي قطره قطره خونش آنچنان ارزش قائل شد كه نمي توان آن را توصيف كرد. اگر ثروتهاي دنيا را كه براي او مصرف
مي شود تا دامنه قيامت حساب كنيم
براي هر قطره خونش ميلياردها ميليارد تومان بشر پول خرج كرده است . آدمي كه
كشته شدنش سبب شد كه نام او پايه كاخ ستمكاران را براي هميشه بلرزاند
نفله شد ! خونش هدر رفت ! ما غصه
بخوريم براي اينكه حسين بن علي نفله شد تو نفله شدي بيچاره نادان . من و تو نفله هستيم
من و تو عمرمان هدر رفت
غصه براي خودت بخور. تو به حسين توهين مي كني كه مي گويي نفله شد! حسين بن علي كسي است كه : « ان لك درجه
عندالله
لن تنالها الا بالشهاده »
آيا حسين بن علي عليه السلام كه آرزوي شهادت مي كرد
آرزوي نفله شدن را مي كرد

| |