روزنامه جمهوري اسلامي 03/10/1387 صفحه عقيدتي

  • سنت الهي خنثي سازي ترفند نيرنگ بازان
  • تحريفات در فلسفه نهضت حسيني و عزاداري و مرثيه سرايي
  • *****
    سنت الهي خنثي سازي ترفند نيرنگ بازان




  • « سنت الهي » به هر قانون از مجموعه قوانيني اطلاق مي شود كه توسط حضرت پروردگار بر جهان هستي حاكم گرديده است . اين سنن و قوانين داراي دو مشخصه و ويژگي خاص مي باشند كه يكي « عمومي » بودن و ديگري « تغييرناپذير » بودن آنهاست .
    مقصود از عمومي بودن سنت هاي الهي اين است كه در سرتاسر هستي سريان دارند و به تمام موضوعات و ابعاد و جنبه هاي حيات احاطه مي يابند و مقصود از تغييرناپذيربودن اين است كه همواره و در هر زمان و مكان « ثابت » مي باشند و هيچ دگرگوني و تحول و تبدلي نمي يابند چنان كه قرآن كريم به صراحت بر تغييرناپذيري سنت هاي الهي تصريح دارد(1 )
    تداوم فيض الهي آزمايش بندگان امدادهاي الهي براي جبهه خالص و مقاوم حق نجات اهل ايمان تغيير نعمت به خاطر تغيير روش دگرگون سازي فرجام و سرنوشت به دليل دگرگون شدن رفتار و عملكرد نابودي اهل طغيان و ستم و پيروزي نهايي حق بر باطل ازجمله سنت ها و قوانين ثابت و تغييرناپذير الهي مي باشند.
    از ميان سنن الهي « سنت خنثي سازي ترفند نيرنگ بازان و مكاران » را به تامل مي گذاريم و درس و عبرت براي حيات اجتماعي و سياسي ذخيره مي نمائيم .
    امير مومنان حضرت علي (ع ) مي فرمايد :
    « من مكر الناس ردالله سبحانه مكره في عنقه »
    « كسي كه نسبت به مردم مكر و حيله نمايد خداي سبحان مكر و حيله او را به خودش برمي گرداند . » (2 )
    براي درك و فهم اين كلام و رهنمود بايد در توضيحاتي كه در ذيل مي آيد دقت كافي مبذول داريم .
    خداوند متعال دوستدار صدق و راستي و خلوص و يكرنگي است و در نقطه مقابل دروغ و ناراستي و ناخالصي و چندرنگي را دشمن مي دارد.
    « مكر و نيرنگ » از جلوه هاي ناخالصي و چندرنگي مي باشد و خداوند همچنان كه از همه جلوه هاي ناخالصي و چندرنگي بيزار است از مكر و فريبكاري نيز به شدت بيزار مي باشد.
    در نظام اخلاقي اسلام ماهيت صداقت و راستي و خلوص و يكرنگي به صورت دو ارزش والا نمايانده شده و دروغ و ناراستي و ناخالصي و چندرنگي به عنوان ضدارزش و مانع راه رشد و كمال و سعادت معرفي گرديده اند.
    خداوند متعال انسان هاي مكار و فريبكار را دوست نمي دارد و به شدت نسبت به آنان خشم و غضب روامي دارد كه اينان برخلاف اهداف آفرينش حركت مي كنند و در مسير رشد و كمال و صلاح و رستگاري مردم جامعه مشكل و مانع ايجاد مي نمايند و همواره به دام گستري و فريبندگي اشتغال دارند و پيوندها را از هم مي گسلند و مهرها را به كينه ها مبدل مي سازند و طبيعي است كه حضرت پروردگار در برابر كنش هاي زشت و ضدانساني اين عناصر و گروه ها واكنش هاي سخت و متناسب با رفتار و عملكرد تباه و فاسدشان نشان دهد.
    تنفر خداوند از مكر و نيرنگ و خشم و غضب او عليه مكاران و نيرنگ بازان موجب مي شود يكي از سنت هاي ثابت و تغييرناپذير الهي كه عبارت است از باطل كردن اثر مكر و فريب و خنثي نمودن نقشه ها و ترفندهاي مكاران و فريبندگان به منصه ظهور درآيد. اين سنت به همان ترتيب كه افكار ناسالم و مبتني بر حيله و نيرنگ را نشانه مي رود و رفتار و عملكرد حيله گران را مورد تهاجم قرار مي دهد و نقشه هايشان را باطل و دام هاي فريبكاري شان را به هم مي ريزد به انسان هاي پاك و بي گناهي كه در معرض يورش هاي گوناگون مكاران و دغلكاران قرار مي گيرند ياري مي رساند تا از مكر مكاران نجات يابند و از آثار تخريب گر حركات و فعاليت هاي شيطاني و ضدانساني آنان مصون و محفوظ بمانند.
    به اين ترتيب خداوند متعال مكر مكاران را بي اثر مي سازد و عواقب تلخ آن را به خودشان برمي گرداند و اين سنتي بزرگ و ثابت و تغييرناپذير مي باشد كه از جانب خالق يكتا برگستره هستي سريان يافته است .
    در آيه شريف ذيل بينديشيم كه حضرت پروردگار چگونه برخود ثابت و لازم دانسته است كه به صورت يك سنت و قانون فراگير و جاري در زمان و مكان ترفندها و حيله هاي مكاران و نيرنگ بازان را خنثي و بي اثر نمايد :
    « استكبارا في الارض و مكر السيي و لايحيق المكر السيي الا باهله فهل ينظرون الا سنه الاولين فلن تجد لسنه الله تبديلا و لن تجد لسنه الله تحويلا » .
    « مي خواستند در زمين تكبر و گردنكشي كنند و مكر و حيله به كار برند و مكاري و فريبندگي جز صاحبش را به هلاكت نخواهد رساند و آيا اينان جز آن كه به طريقه امت هاي گذشته هلاك شوند انتظاري دارند و سنت و طريقه خدا در خنثي سازي تحرك مكاران و شكست و هلاكت آنان هرگز تغيير و تحول نمي يابد . » (3 )
    هم در متن آيه مزبور و ساير آيات قرآن و هم در رهنمودي كه از اميرمومنان (ع ) از نظر گذشت و ساير رهنمودهاي ديني اين واقعيت مورد توجه قرار مي گيرد كه سنت الهي خنثي سازي ترفندهاي مكاران و نيرنگ بازان به گستره حيات جمعي و در همه عرصه ها و صحنه هاي فعاليت هاي فرهنگي اقتصادي اجتماعي سياسي و حكومتي تعميم مي يابد و همه عناصر سالم و مسئول و فعال در راه خدا و حاضر در حوزه هاي خدمت صادقانه و خالصانه به ملت و كشور و نيز همه جريان هاي سالم فكري و فرهنگي و تبليغي و احزاب و جمعيت هاي سياسي كوشا براي تحقق اعتلاي دين و سعادت مردم جامعه و هر شخصيت رنجديده در عرصه هاي جهاد و مبارزه با استعمارگران و دشمنان خارجي و داخلي و دلسوز براي اسلام و مسلمين و آماده و مهيا براي خدمت بي وقفه و ايثارگرانه شامل توجه و عنايت خاص خداوند متعال در ياري رساني و خنثي سازي ترفندهاي حيله گران و نيرنگ بازان مي گردند. و اين گونه است كه اين سنت الهي هم در جلوه خارجي و در تقابل با جبهه مشترك « كفر و شرك و نفاق » و هم در جلوه داخلي در تعارض با وابستگان فكري و سياسي قدرت هاي استعماري و هم در جلوه گروه هاي خودي و در جمع صاحبان نفسانيت هاي حزبي و جناحي كه براي رسيدن به مطامع سياسي و دست يازي به قدرت به مكر و نيرنگ هاي ايجادكننده فتنه و برهم زننده وحدت و همدلي جبهه توحيد روي مي آورند حضور دارد و به خنثي كردن ترفندها و نيرنگ ها مي پردازد و خورشيد حقيقت را از محاق ابرهاي تيره فتنه و نفاق و تفرقه خارج مي نمايد.
    ـــــــــــــــــــــــــــــــ
    پاورقي :
    .1 آيه 23 از سوريه فتح آيه 43 از سوره فاطر
    .2 غررالحكم تنظيم موضوعي سيدهاشم رسولي محلاتي دفتر نشر فرهنگ اسلامي ج 2 ص 428
    .3 سوره فاطر آيه 43
    سنت هاي الهي داراي دو مشخصه و ويژگي خاص مي باشند كه يكي « عمومي » بودن و ديگري « تغييرناپذير » بودن آنهاست . مقصود از عمومي بودن سنت هاي الهي اين است كه در سرتاسر هستي سريان دارند و به تمام موضوعات و ابعاد و جنبه هاي حيات احاطه مي يابند و مقصود از تغييرناپذير بودن اين است كه همواره و در هر زمان و مكان « ثابت » مي باشند و هيچ دگرگوني و تحول و تبدلي نمي يابند
    خداوند متعال انسان هاي مكارو فريبكار را دوست نمي دارد و به شدت نسبت به آنان خشم و غضب روا مي دارد كه اينان برخلاف اهداف آفرينش حركت مي كنند و در مسير رشد و كمال و صلاح و رستگاري مردم جامعه مشكل و مانع ايجاد مي نمايند. تنفر و خشم خداوند از نيرنگ و نيرنگ بازان موجب مي شود يكي از سنت هاي ثابت و تغييرناپذير الهي كه عبارت است از باطل كردن اثر مكر و فريب و خنثي نمودن نقشه ها و ترفندهاي مكاران و فرينندگان به منصه ظهور درآيد
    سنت الهي خنثي سازي مكر مكاران هم در جلوه خارجي و در تقابل با جبهه مشترك « كفر و شرك و نفاق » و هم در جلوه داخلي در تعارض با وابستگان فكري و سياسي قدرت هاي استعماري و هم در جلوه گروه هاي خودي و در جمع صاحبان نفسانيت هاي حزبي و جناحي كه براي رسيدن به مطامع سياسي و دست يازي به قدرت به مكر و نيرنگ هاي ايجاد كننده فتنه و برهم زننده وحدت و همدلي جبهه توحيد روي مي آورند حضور دارد و به خنثي كردن ترفندها و نيرنگ ها مي پردازد و خورشيد حقيقت را از محاق ابرهاي تيره مكر و فتنه و نفاق و تفرقه خارج مي نمايد

  • *****
    تحريفات در فلسفه نهضت حسيني و عزاداري و مرثيه سرايي




  • متفكر شهيد آيت الله مرتضي مطهري
    قسمت دوم
    شرط دوم براي اينكه قيامي مقدس باشد اين است كه آن قيام با يك بينش و درك و بصيرت قوي توام باشد. يعني چه يعني يك وقت مردم اجتماعي خودشان در غفلتند بي خبرند نمي فهمند جاهلند. يك فرد بصير چيزفهم و با درك پيدا مي شود كه درد اين مردم را صد درجه از خودشان بهتر مي فهمد. دواي اين مردم را از خود اين مردم بهتر مي فهمد. در وقتي كه ديگران هيچ چيز را نمي فهمند و درك نمي كنند و در ظاهر هم نمي بينند يك فرد بصير و چيزفهم كه باصطلاح آنچه را كه مردم ديگر در آئينه نمي بينند او در خشت خام مي بيند پيدا مي شود كه قيام و نهضت مي كند. بيست سال سي سال پنجاه سال مي گذرد تازه ملت بيدار مي شود كه فلان شخص كه قيام كرد حركت كرد نهضت كرد چه منظورهاي مقدسي داشت . پدران ما در بيست سال سي سال چهل سال پنجاه سال پيش ارزش اين را درك نمي كردند!
    مثلا مرحوم سيدجمال الدين اسدآبادي در حدود شصت هفتاد سال پيش (فوت اين مرد در سال 1310 قمري بوده است چهارده سال قبل از مشروطيت ) قيام كرد و يك نهضت اسلامي در كشورهاي اسلامي بپا كرد; شما امروز كه تاريخ اين مرد را مي خوانيد مي بينيد واقعا غريب و تنها بوده است درد و دواي ملت مسلمان را احساس مي كرد ولي خود ملت نمي فهميد خود ملت به او دهن كجي مي كرد خود ملت او را مسخره مي كرد ملت از او حمايت نمي كرد. حالا كه شصت هفتاد سال گذشته است وقتي كه زواياي تاريخ درست روشن مي شود مي بينيم اين مرد چه چيزهايي را در آن روز مي فهميده كه اساسا نود و نه درصد ملت ايران نمي فهميده اند.
    لااقل آن دو نامه اي را كه اين مرد بزرگ نوشته است ببينيد; يكي نامه اي كه به مرحوم آيت الله ميرزاي شيرازي بزرگ اعلي الله مقامه نوشته است و ديگر نامه اي كه به عموم علماي ايران به عنوان يك متحدالمال فرستاده است . يا نامه هايي را كه اين مرد براي مرحوم حاج شيخ محمد تقي بجنوردي در مشهد و براي فلان عالم بزرگ در اصفهان و فلان عالم بزرگ در شيراز فرستاده است بخوانيد تا ببينيد اين مرد چقدر خوب مي فهميده است چقدر درك مي كرده است چقدر خوب استعمار را مي شناخته و چقدر خوب درصدد بيداركردن اين ملت بوده است . (از اين مزخرفاتي كه بعضي از ابزارهاي استعمار هنوز هم مي گويند بگذريد ديگر اين حناها رنگ ندارد) اين نهضت مقدس است چون مردي در زماني پيدا مي شود كه در پشت اين ظواهر حقايقي را مي بيند كه مردم عصر خودش نمي فهمند و درك نمي كنند.
    نهضت حسيني چنين نهضتي است . امروز ما درست مي فهميم يزيد يعني چه حكومت يزدي يعني چه معاويه چه كرد نقشه امويها چه بود ولي صدي نود و نه ملت مسلمان در آن روز درك نمي كردند مخصوصا با نبودن وسائل اطلاعاتي كه امروزه هست و در گذشته نبوده است . مردم مدينه درك نمي كردند روزي فهميدند يزيد چه كسي است و خلافت يزيد يعني چه كه حسين بن علي كشته شده بود بعد تكان خوردند كه چرا حسين بن علي كشته شد ! يك هيئت از اكابر مردم مدينه را كه در راسشان مردي بنام عبدالله بن حنظله غسيل الملائكه بود به شام فرستادند. وقتي فاصله ميان مدينه و شام را طي كردند و به دربار يزيد رفتند و مدتي در آنجا ماندند تازه فهميدند قضيه از چه قرار است . هنگامي كه به مدينه برگشتند از آنها پرسيدند چه ديديد گفتند همين قدر ما به شما بگوئيم كه در مدتي كه در شام بوديم مي گفتيم خدا نكند كه از آسمان بر سر ما سنگ ببارد! گفتند چه خبر بود گفتند ما با خليفه اي روبرو شديم كه علنا شراب مي خورد قمار مي كرد سگ بازي و يوزبازي و ميمون بازي مي كرد حتي با محارم خود هم زنا مي كرد!!!
    عبدالله بن حنظله غسيل الملائكه هشت پسر داشت به مردم مدينه گفت چه شما قيام كنيد چه نكنيد من قيام مي كنم ولو با اين هشت پسر خودم . همين طور هم شد در قيام خره عليه يزيد هشت پسرش را قبل از خودش فرستاد و شهيد شدند و بعد خود اين مرد شهيد شد. عبدالله بن حنظله غسيل الملائكه دو يا سه سال پيش از اينكه اباعبدالله از مدينه خارج شود و در هنگام خروج بگويد :
    « و علي الاسلام السلام اذ قد بليت الامه براع مثل يزيد » :
    « من ننگ مي دانم اگر يزيد خلافت اسلامي را بدست گيرد اگر چنين شود چه به سر اسلام مي آيد » كجا بود آن روز آگاه نبود. بايد حسين كشته بشود جهان اسلام تكان بخورد تازه عبدالله بن حنظله غسيل الملائكه و صدها نفر ديگر مثل او در مدينه و كوفه و در جاهاي ديگر چشمشان باز شود و بگويند حسين عليه السلام حق داشت كه چنين حرفي زد!
    شرط سوم براي اينكه نهضتي مقدس باشد اين است كه تك باشد فرد باشد. يعني چه يعني برقي باشد كه در يك ظلمت كامل بدرخشد ندائي باشد در ميان سكوتها حركتي باشد در ميان سكونهاي مطلق . يعني در يك شرايطي كه خفقان به طور كامل حكمفرماست مردم قدرت حرف زدن ندارند تاريكي مطلق ياس مطلق نااميدي مطلق سكوت مطلق سكون مطلق است يك مرتبه يك مرد پيدا مي شود و سكوت را مي شكند سكونها را از بين مي برد حركتي مي كند برقي مي شود و در ميان ظلمت مي درخشد. تازه ديگران پشت سرش راه مي افتند. آيا نهضت حسيني اينچنين بود يا نبود آري اينچنين بود.
    امام حسين چنين نهضتي كرد. او در اين نهضت چه هدفي داشت چرا ائمه اطهار اصرار داشتند كه عزاي حسين عليه السلام زنده بماند چرا امام حسين عليه السلام نهضت كرد چه احتياجي است كه ما از خودمان دليل ذكر كنيم حسين بن علي خود دليل نهضت را بيان كرده است :
    « اني لم اخرج اشرا و لا بطرا و لا مفسدا و لا ظالما و انما خرجت لطلب الاصلاح في امه جدي »
    در كمال صراحت مي گويد دنياي ما را فساد گرفته است امت جدم فاسد شده اند قيام كردم براي اصلاح من يك مرد اصلاح طلبم .
    « اريد ان آمر بالمعروف و انهي عن المنكر و اسير بسيره جدي و ابي » هدفي جز امر به معروف و نهي از منكر ندارم .