از : دكترمحمد رضا جواهري
هرانساني در راه رشد و كمال نيازمند بهره برداري از انتقادات
هشدارها
يادآوري ها
اعتراضات
عتاب ها و سرزنش هاي ديگران است .
گردن فرازي
فخر فروشي
نفاق
بي اعتقادي به ارزش هاي ديني
غرور
تكبر
خودخواهي
خودپسندي و ناداني مانع پذيرش انتقادات
است . « انتقاد پذيري » يك اصل سرنوشت ساز و مهم اخلاقي و يك ارزش در مجموعه عناصر پيشرفت و كمال است . وظيفه عمومي
مسلمانان آيينه بودن است
بايد شفاف و روشن عيب و نقص هم را بازگو نمايند تا برطرف گردد. البته انتقاد دو ركن دارد : انتقادگر و انتقاد
پذير. اگرانتقاد كننده آداب انتقادگري را رعايت نمايد و دلسوزي و صداقت و خيرخواهي اش بر انتقاد شونده روشن باشد احتمال
اثرگذاري اش بيشتر مي شود. آفت بزرگ عموم اقشار به ويژه كارگزاران و مديران كشور عدم پذيرش انتقاد است . يكي از ريشه هاي عقب
ماندگي و مشكلات جامعه انتقاد ناپذيري است . رواج روحيه تملق و چاپلوسي و ستايش گري و كرنش خواهي در ميان مديران كشور
باعث نفي و انزواي مصلحان بيدار و منتقدان هوشيار و آگاه و مخلص است . در اين ميان كشور و مردم ضرر خواهند كرد و حكومت
اسلامي و انقلاب شكوهمند اسلامي صدمه مي بيند و همه در پيشگاه خداي متعال مسئول خواهند بود. بايد نظارت ملي و امربه
معروف ونهي ازمنكر و انتقادگري در فرهنگ مردم جان گيرد و انتقادگري و انتقادپذيري نهادينه شود. باانتقاد بايد مشكلات و موانع رشد
آشكار گردد و راه كارهاي برطرف شدن آنها شناسايي شود و اهداف و آرمان هاي مقدس انقلاب اسلامي تحقق يابد و حكومت ايران در
جايگاه اسوه و نمونه برتر براي كشورهاي اسلامي قرار گيرد. انتقاد ناپذيري و بلكه آزار و سركوب منتقدان و اعتراض بر انتقادگران و
سرانجام بي اثر شدن انتقادها
موجب كم شدن حساسيت ها و نااميدي دلسوزان كشور مي گردد. با مرگ انتقاد
جامعه از نشاط و پويايي و
تحرك و احساس مسئوليت و بيداري و روح پايدار سازندگي تهي مي شود و گرفتار انفعال
بي حالي
تنبلي فكري و تعطيلي خرد و
انديشه ورزي خواهد شد و اين
آفت بسياربزرگ و خطرناك براي تداوم انقلاب اسلامي و براي جامعه ي درحال توسعه ي همه جانبه و
براي وصول به تمدن اسلامي شيعي است .
قبول اعتاب
خير الهي لزوم انتقاد پذيري
پيامبراعظم صلي الله عليه وآله وسلم و امامان عليهم السلام راه هاي رشد
كمال
فلاح و خوشبختي رابه بشريت نشان داده اند. آموزه هاي
ديني معصومين عليهم السلام سراسر زندگي و تمام ابعاد نيازهاي انسان را فرا گرفته است . ضرورت انتقاد و عتاب و لزوم انتقادپذيري و
قبول عتاب
يكي از اصول ارزش هاي اخلاق اسلامي است . امامان عليهم السلام اصحاب خويش رابه عتاب و انتقاد از يكديگر و بر
پذيرش عتاب و انتقاد فراخوانده اند.
حسن بن شعبه حراني نقل كرده است : قال عليه السلام لبعض مواليه : عاتب فلاناوقل له ان الله اذا ارادبعبدخيرا اذا عوتب قبل . امام هادي
عليه السلام به يكي از دوستان خويش فرمودند : فلاني ر اعتاب و توبيخ كن ! و به او بگو : هرگاه خداوند براي بنده اي خير بخواهد
چون
توبيخ شود بپذيرد.
مطابق اين رهنمود الهي امام دهم
بايد در بين دوستان صراحت و صداقت در اعتراض بر گفتار و رفتارهاي نادرست يكديگر حاكم باشد
و بي محافظه كاري و مصلحت جويي
براي رشد و رستگاري يكديگر تلاش نمايند. انتقاد
عتاب
سرزنش
ملامت و توبيخ نيز همانند
تشويق و تشكر لازم است . از اين رو امام به يكي از دوستان خويش امر مي كنند دوست ديگر را عتاب و توبيخ نمايد. قطعا رفتار و گفتار
نادرست و باطل و كار حرام او
امام معصوم را به دستور و فرمان بر توبيخ وادار نموده است . امام در همين فرمان الهي علاوه بر دستور به
توبيخ ديگري
به او امر مي نمايند اهميت و ارزش پذيرش توبيخ و انتقادپذيري را هم به وي ابلاغ كند. انتقادپذيري و توبيخ پذيري و
نرنجيدن از توبيخ و انتقاد بجا
خيرالهي است و هركس خداي حكيم خير او را بخواهد انتقادپذير مي گردد. بنابر اين انتقاد پذيري نشانه
خيرالهي و رشد معنوي و كمال ديني است . مديران و كارگزاران جمهوري اسلامي بايد توبيخ هاي مومنان
انتقادهاي فرزندان انقلاب و
عتاب دلسوزان را با جان و دل بپذيرند و براي احساس مسئوليت منتقدان ارزش فراوان قائل شوند. رئيسان و مسئولان بايد بدانند احترام
آنان نسبت به انتقاد كنندگان خويش
نه تنها مقام آنان را پايين نمي آورد بلكه علامت خيرخواهي خداي متعال برآنان است . انتقادپذيري و
قبول عتاب و سرزنش مومنان
دستور امام هادي عليه السلام به شيعيان و پيروان اهل بيت عليهم السلام است .
درحديث ديگرامام هادي عليه السلام فرموده اند : العتاب مفتاح المقال والعتاب خيرمن الحقد. عتاب و انتقاد كليد گفتگو است و عتاب
بهتر از كينه بردل گرفتن است .
مطابق اين حديث شريف
گرچه عتاب و سرزنش و ملامت باعث گفتگو و بگومگو و جدال است اما بهتر از نگفتن و به دل بردن و كينه
ورزي است . بنابر اين نبايد از عتاب و سرزنش بجا و مناسب روي برگرداند و آن رابه دل برد
زيرا به حقد و كينه و عقده هاي متراكم تبديل
مي گردد و سرانجام به انفجار مي رسد.

نصيحت پذيري
نياز مومنان
هر انسان باايماني نيازمند خيرخواهي
نصيحت و انتقاد ديگران است . ارتباطات و تعاملات مومنان بايد براساس نصيحت و خيرخواهي
براي يكديگر استوار گردد. اشتباه وگناه در گفتار و رفتار غير معصوم راه پيدا مي كند
بنابر اين انتقادگري و انتقادپذيري از احتياجات
مومنان براي اصلاح گفتار و رفتار در راه تقرب به خداي متعال است .
امام جواد عليه السلام
پدر امام هادي عليه السلام در بيان احتياجات مومن فرموده اند : المومن يحتاج الي ثلاث خصال : توفيق من الله
و
واعظ من نفسه
و قبول ممن ينصحه . مومن نيازمند سه خصلت است : توفيق الهي
و واعظ دروني
و قبول و پذيرش سخن از كسي كه
او را نصيحت مي نمايد. براساس اين حديث شريف
هر مومني محتاج نصيحت پذيري است . انتقادپذيري مومنان سفارش بزرگان دين و
مذهب است . هيچ كس نبايد خود را از نصيحت و انتقاد بي نياز بداند. زيرا انتقادپذيري از نيازهاي اساسي هر مومن در راه كمال است .
نصيحت پذيري
عيب شناسي و نشاط و پويايي در جهت رفع عيب ها است و آثار سازنده و سودمند زيادي دارد. واژه « نصيحت » كه در آن
خلوص
صداقت
صافي وپاكي نهفته است
رسالت انتقادگران را يادآوري مي نمايد و شيوه و ادب انتقاد را نشان مي دهد. انتقاد اگر
ويژگي هاي نصيحت را دارا شود قطعا آثار بيشتري خواهد داشت .
پاورقي :
1 ـ تحف العقول عن آل الرسول عليهم السلام
حسن بن شعبه حراني
قم
انتشارات جامعه مدرسين
چاپ اول
1404 ه ق
ص 360
بحارالانوار الجامعه لدرر اخبار الائمه الاطهار عليهم السلام
محمدباقر مجلسي
بيروت
موسسه الوفا و داراحيا التراث العربي
چاپ سوم
1403 ه ق 1983 م
ج 75
ص .65
2 ـ نزهه الناظروتنبيه الخاطر
ابوعبدالله الحسين بن محمدبن الحسن الحلواني
ترجمه عبدالهادي مسعودي
قم
انتشارات دارالحديث
چاپ اول
1383
ص 216 بحارالانوار
ج 78
ص .369
3 ـ بحارالانوار
ج 78
ص .358
« انتقاد پذيري » يك اصل سرنوشت ساز و مهم اخلاقي و يك « ارزش » در مجموعه عناصر پيشرفت و كمال است . وظيفه عمومي
مسلمانان « آيينه بودن » است و بايد شفاف و روشن عيب و نقص هاي يكديگر را بازگو نمايند تا برطرف گردد
رواج روحيه تملق و چاپلوسي و ستايش گري و كرنش خواهي در ميان گروهي از مديران كشور باعث نفي و انزواي مصلحان بيدار و
منتقدان هوشيار و آگاه و مخلص مي شود
با مرگ انتقاد
جامعه از نشاط و پويايي و تحرك و احساس مسئوليت و بيداري و روح پايدار سازندگي تهي مي شود و گرفتار انفعال
تنبلي فكري و تعطيلي خرد و انديشه ورزي خواهد شد و اين
آفت بسيار بزرگ و خطرناكي براي تداوم انقلاب اسلامي و براي جامعه در
حال توسعه مي باشد

*****
از خاك سركوي
نافه اي در دست نسيم سحر
|

آيت الله ميرزاي علي قاضي
از عجائب روزگار و نوادر ادوار و صاحب كرامات و مكاشفات بسيار و از مبرزترين
شاگردان مرحوم سيداحمد كربلائي است .
« مرحوم قاضي
ابتدا در امور معرفت
شاگرد پدرشان مرحوم آيت الحق آقاي سيدحسين قاضي كه از معاريف
شاگردان ميرزاي بزرگ شيرازي است
بوده اند. و ايشان شاگرد مرحوم امام قلي نخجواني و او شاگرد مرحوم آيت الحق آقا
سيد قريش قزويني هستند.
وقتي كه مرحوم قاضي به نجف آمدند تحت تربيت مرحوم آقا سيداحمد كربلائي قرار گرفتند و با مراقبت ايشان طي
طريق مي نموده اند.
مرحوم قاضي ساليان متمادي ملازم و همصحبت مرحوم عابد زاهد ناسك
حاج سيدمرتضي كشميري (رضوان الله
عليه ) بوده اند
البته نه به عنوان شاگردي بلكه به عنوان ملازمت و استفاده از حالات و تماشاي احوال و واردات ... »
(1 )
« مرحوم حاج ميرزاعلي آقاي قاضي در سال 1285 هـ . ق . ديده به جهان گشود و در سال 1366 هـ . ق
ديده از جهان
بربست . در دوره خود
يگانه استاد اخلاق و سير و سلوك در حوزه نجف بود
و شخصيتهاي عظيمي به وسيله ايشان
پرورش يافته اند . » (2 ) از جمله علامه طباطبائي و برادرش و مرحوم آيت الله شيخ محمدتقي آملي (ره ) صاحب تعليقه
« شرح منظومه سبزواري » .
علامه طباطبائي در اين باره فرموده است : « ما هر چه در اين مورد داريم از مرحوم قاضي داريم
چه آنچه را كه در
حياتش از او تعليم گرفتيم و از محضرش استفاده كرديم
و چه طريقي كه خودمان داريم
(همه را) از مرحوم قاضي
گرفته ايم . » (3 )
از رهگذر خاك سركوي شما بودهر نافه كه در دست نسيم سحر افتاد

« مرحوم قاضي شاگردان خود را هريك طبق موازين شرعيه
با رعايت آداب باطني اعمال و حضور قلب در نمازها و
اخلاص در افعال
به طريق خاصي دستورات اخلاقي مي دادند
و دلهاي آنان را براي پذيرش الهامات عالم غيب آماده
مي كردند.
خود ايشان در مسجد كوفه و مسجد سهله حجره داشتند
و بعضي از شبها را به تنهايي در آن حجرات بيتوته
مي كردند و شاگردان خود را نيز توصيه مي كردند كه بعضي از شبها را به عبادت در مسجد كوفه و يا سهله بيتوته كنند.
دستور داده بودند كه چنانچه در بين نماز و يا قرائت قرآن و يا در حال ذكر و فكر
براي شما پيش آمدي كرد و صورت
زيبايي را ديديد و يا بعضي از جهات ديگر عالم غيب را مشاهده كرديد
توجه ننمائيد و دنبال عمل خود
باشيد.
استاد علامه طباطبايي (ره ) مي فرمودند : روزي من در مسجد كوفه نشسته و مشغول ذكر بودم
در آن بين يك حوريه
بهشتي از طرف راست من آمد و يك جام شراب بهشتي در دست داشت
و براي من آورده بود
و خود را به من ارائه
مي نمود
همين كه خواستم به او توجهي كنم
ناگهان ياد حرف استاد افتادم و لذا چشم پوشيده و توجهي نكردم
آن
حوريه برخاست و از طرف چپ من آمد و آن جام را به من تعارف كرد
من نيز توجهي ننمودم و روي خود را برگرداندم
آن حوريه رنجيده شد و رفت . و من تا بحال
هر وقت آن منظره به يادم مي افتد از رنجش آن حوريه متاثر
مي شوم . » (4 )
پاورقي :
1 ـ مهر تابان
ص 18 و 19
2 ـ يادنامه علامه طباطبايي
61
3 ـ يادنامه علامه طباطبائي
62
4 ـ مهرتابان
19
بخش نخست . (نقل از سيماي فرزانگان )

|