روزنامه جمهوري اسلامي 24/09/1387 صفحه عقيدتي

  • ارزش وفضيلت انتقادپذيري در كلام امام هادي (ع )
  • از خاك سركوي نافه اي در دست نسيم سحر
  • *****
    ارزش وفضيلت انتقادپذيري در كلام امام هادي (ع )




  • از : دكترمحمد رضا جواهري
    هرانساني در راه رشد و كمال نيازمند بهره برداري از انتقادات هشدارها يادآوري ها اعتراضات عتاب ها و سرزنش هاي ديگران است . گردن فرازي فخر فروشي نفاق بي اعتقادي به ارزش هاي ديني غرور تكبر خودخواهي خودپسندي و ناداني مانع پذيرش انتقادات است . « انتقاد پذيري » يك اصل سرنوشت ساز و مهم اخلاقي و يك ارزش در مجموعه عناصر پيشرفت و كمال است . وظيفه عمومي مسلمانان آيينه بودن است بايد شفاف و روشن عيب و نقص هم را بازگو نمايند تا برطرف گردد. البته انتقاد دو ركن دارد : انتقادگر و انتقاد پذير. اگرانتقاد كننده آداب انتقادگري را رعايت نمايد و دلسوزي و صداقت و خيرخواهي اش بر انتقاد شونده روشن باشد احتمال اثرگذاري اش بيشتر مي شود. آفت بزرگ عموم اقشار به ويژه كارگزاران و مديران كشور عدم پذيرش انتقاد است . يكي از ريشه هاي عقب ماندگي و مشكلات جامعه انتقاد ناپذيري است . رواج روحيه تملق و چاپلوسي و ستايش گري و كرنش خواهي در ميان مديران كشور باعث نفي و انزواي مصلحان بيدار و منتقدان هوشيار و آگاه و مخلص است . در اين ميان كشور و مردم ضرر خواهند كرد و حكومت اسلامي و انقلاب شكوهمند اسلامي صدمه مي بيند و همه در پيشگاه خداي متعال مسئول خواهند بود. بايد نظارت ملي و امربه معروف ونهي ازمنكر و انتقادگري در فرهنگ مردم جان گيرد و انتقادگري و انتقادپذيري نهادينه شود. باانتقاد بايد مشكلات و موانع رشد آشكار گردد و راه كارهاي برطرف شدن آنها شناسايي شود و اهداف و آرمان هاي مقدس انقلاب اسلامي تحقق يابد و حكومت ايران در جايگاه اسوه و نمونه برتر براي كشورهاي اسلامي قرار گيرد. انتقاد ناپذيري و بلكه آزار و سركوب منتقدان و اعتراض بر انتقادگران و سرانجام بي اثر شدن انتقادها موجب كم شدن حساسيت ها و نااميدي دلسوزان كشور مي گردد. با مرگ انتقاد جامعه از نشاط و پويايي و تحرك و احساس مسئوليت و بيداري و روح پايدار سازندگي تهي مي شود و گرفتار انفعال بي حالي تنبلي فكري و تعطيلي خرد و انديشه ورزي خواهد شد و اين آفت بسياربزرگ و خطرناك براي تداوم انقلاب اسلامي و براي جامعه ي درحال توسعه ي همه جانبه و براي وصول به تمدن اسلامي شيعي است .
    قبول اعتاب خير الهي لزوم انتقاد پذيري
    پيامبراعظم صلي الله عليه وآله وسلم و امامان عليهم السلام راه هاي رشد كمال فلاح و خوشبختي رابه بشريت نشان داده اند. آموزه هاي ديني معصومين عليهم السلام سراسر زندگي و تمام ابعاد نيازهاي انسان را فرا گرفته است . ضرورت انتقاد و عتاب و لزوم انتقادپذيري و قبول عتاب يكي از اصول ارزش هاي اخلاق اسلامي است . امامان عليهم السلام اصحاب خويش رابه عتاب و انتقاد از يكديگر و بر پذيرش عتاب و انتقاد فراخوانده اند.
    حسن بن شعبه حراني نقل كرده است : قال عليه السلام لبعض مواليه : عاتب فلاناوقل له ان الله اذا ارادبعبدخيرا اذا عوتب قبل . امام هادي عليه السلام به يكي از دوستان خويش فرمودند : فلاني ر اعتاب و توبيخ كن ! و به او بگو : هرگاه خداوند براي بنده اي خير بخواهد چون توبيخ شود بپذيرد.
    مطابق اين رهنمود الهي امام دهم بايد در بين دوستان صراحت و صداقت در اعتراض بر گفتار و رفتارهاي نادرست يكديگر حاكم باشد و بي محافظه كاري و مصلحت جويي براي رشد و رستگاري يكديگر تلاش نمايند. انتقاد عتاب سرزنش ملامت و توبيخ نيز همانند تشويق و تشكر لازم است . از اين رو امام به يكي از دوستان خويش امر مي كنند دوست ديگر را عتاب و توبيخ نمايد. قطعا رفتار و گفتار نادرست و باطل و كار حرام او امام معصوم را به دستور و فرمان بر توبيخ وادار نموده است . امام در همين فرمان الهي علاوه بر دستور به توبيخ ديگري به او امر مي نمايند اهميت و ارزش پذيرش توبيخ و انتقادپذيري را هم به وي ابلاغ كند. انتقادپذيري و توبيخ پذيري و نرنجيدن از توبيخ و انتقاد بجا خيرالهي است و هركس خداي حكيم خير او را بخواهد انتقادپذير مي گردد. بنابر اين انتقاد پذيري نشانه خيرالهي و رشد معنوي و كمال ديني است . مديران و كارگزاران جمهوري اسلامي بايد توبيخ هاي مومنان انتقادهاي فرزندان انقلاب و عتاب دلسوزان را با جان و دل بپذيرند و براي احساس مسئوليت منتقدان ارزش فراوان قائل شوند. رئيسان و مسئولان بايد بدانند احترام آنان نسبت به انتقاد كنندگان خويش نه تنها مقام آنان را پايين نمي آورد بلكه علامت خيرخواهي خداي متعال برآنان است . انتقادپذيري و قبول عتاب و سرزنش مومنان دستور امام هادي عليه السلام به شيعيان و پيروان اهل بيت عليهم السلام است .
    درحديث ديگرامام هادي عليه السلام فرموده اند : العتاب مفتاح المقال والعتاب خيرمن الحقد. عتاب و انتقاد كليد گفتگو است و عتاب بهتر از كينه بردل گرفتن است .
    مطابق اين حديث شريف گرچه عتاب و سرزنش و ملامت باعث گفتگو و بگومگو و جدال است اما بهتر از نگفتن و به دل بردن و كينه ورزي است . بنابر اين نبايد از عتاب و سرزنش بجا و مناسب روي برگرداند و آن رابه دل برد زيرا به حقد و كينه و عقده هاي متراكم تبديل مي گردد و سرانجام به انفجار مي رسد.


    نصيحت پذيري نياز مومنان
    هر انسان باايماني نيازمند خيرخواهي نصيحت و انتقاد ديگران است . ارتباطات و تعاملات مومنان بايد براساس نصيحت و خيرخواهي براي يكديگر استوار گردد. اشتباه وگناه در گفتار و رفتار غير معصوم راه پيدا مي كند بنابر اين انتقادگري و انتقادپذيري از احتياجات مومنان براي اصلاح گفتار و رفتار در راه تقرب به خداي متعال است .
    امام جواد عليه السلام پدر امام هادي عليه السلام در بيان احتياجات مومن فرموده اند : المومن يحتاج الي ثلاث خصال : توفيق من الله و واعظ من نفسه و قبول ممن ينصحه . مومن نيازمند سه خصلت است : توفيق الهي و واعظ دروني و قبول و پذيرش سخن از كسي كه او را نصيحت مي نمايد. براساس اين حديث شريف هر مومني محتاج نصيحت پذيري است . انتقادپذيري مومنان سفارش بزرگان دين و مذهب است . هيچ كس نبايد خود را از نصيحت و انتقاد بي نياز بداند. زيرا انتقادپذيري از نيازهاي اساسي هر مومن در راه كمال است . نصيحت پذيري عيب شناسي و نشاط و پويايي در جهت رفع عيب ها است و آثار سازنده و سودمند زيادي دارد. واژه « نصيحت » كه در آن خلوص صداقت صافي وپاكي نهفته است رسالت انتقادگران را يادآوري مي نمايد و شيوه و ادب انتقاد را نشان مي دهد. انتقاد اگر ويژگي هاي نصيحت را دارا شود قطعا آثار بيشتري خواهد داشت .
    پاورقي :
    1 ـ تحف العقول عن آل الرسول عليهم السلام حسن بن شعبه حراني قم انتشارات جامعه مدرسين چاپ اول 1404 ه ق ص 360 بحارالانوار الجامعه لدرر اخبار الائمه الاطهار عليهم السلام محمدباقر مجلسي بيروت موسسه الوفا و داراحيا التراث العربي چاپ سوم 1403 ه ق 1983 م ج 75 ص .65
    2 ـ نزهه الناظروتنبيه الخاطر ابوعبدالله الحسين بن محمدبن الحسن الحلواني ترجمه عبدالهادي مسعودي قم انتشارات دارالحديث چاپ اول 1383 ص 216 بحارالانوار ج 78 ص .369
    3 ـ بحارالانوار ج 78 ص .358
    « انتقاد پذيري » يك اصل سرنوشت ساز و مهم اخلاقي و يك « ارزش » در مجموعه عناصر پيشرفت و كمال است . وظيفه عمومي مسلمانان « آيينه بودن » است و بايد شفاف و روشن عيب و نقص هاي يكديگر را بازگو نمايند تا برطرف گردد
    رواج روحيه تملق و چاپلوسي و ستايش گري و كرنش خواهي در ميان گروهي از مديران كشور باعث نفي و انزواي مصلحان بيدار و منتقدان هوشيار و آگاه و مخلص مي شود
    با مرگ انتقاد جامعه از نشاط و پويايي و تحرك و احساس مسئوليت و بيداري و روح پايدار سازندگي تهي مي شود و گرفتار انفعال تنبلي فكري و تعطيلي خرد و انديشه ورزي خواهد شد و اين آفت بسيار بزرگ و خطرناكي براي تداوم انقلاب اسلامي و براي جامعه در حال توسعه مي باشد

  • *****
    از خاك سركوي نافه اي در دست نسيم سحر




  • آيت الله ميرزاي علي قاضي از عجائب روزگار و نوادر ادوار و صاحب كرامات و مكاشفات بسيار و از مبرزترين شاگردان مرحوم سيداحمد كربلائي است .
    « مرحوم قاضي ابتدا در امور معرفت شاگرد پدرشان مرحوم آيت الحق آقاي سيدحسين قاضي كه از معاريف شاگردان ميرزاي بزرگ شيرازي است بوده اند. و ايشان شاگرد مرحوم امام قلي نخجواني و او شاگرد مرحوم آيت الحق آقا سيد قريش قزويني هستند.
    وقتي كه مرحوم قاضي به نجف آمدند تحت تربيت مرحوم آقا سيداحمد كربلائي قرار گرفتند و با مراقبت ايشان طي طريق مي نموده اند.
    مرحوم قاضي ساليان متمادي ملازم و همصحبت مرحوم عابد زاهد ناسك حاج سيدمرتضي كشميري (رضوان الله عليه ) بوده اند البته نه به عنوان شاگردي بلكه به عنوان ملازمت و استفاده از حالات و تماشاي احوال و واردات ... » (1 )
    « مرحوم حاج ميرزاعلي آقاي قاضي در سال 1285 هـ . ق . ديده به جهان گشود و در سال 1366 هـ . ق ديده از جهان بربست . در دوره خود يگانه استاد اخلاق و سير و سلوك در حوزه نجف بود و شخصيتهاي عظيمي به وسيله ايشان پرورش يافته اند . » (2 ) از جمله علامه طباطبائي و برادرش و مرحوم آيت الله شيخ محمدتقي آملي (ره ) صاحب تعليقه « شرح منظومه سبزواري » .
    علامه طباطبائي در اين باره فرموده است : « ما هر چه در اين مورد داريم از مرحوم قاضي داريم چه آنچه را كه در حياتش از او تعليم گرفتيم و از محضرش استفاده كرديم و چه طريقي كه خودمان داريم (همه را) از مرحوم قاضي گرفته ايم . » (3 )
    از رهگذر خاك سركوي شما بودهر نافه كه در دست نسيم سحر افتاد


    « مرحوم قاضي شاگردان خود را هريك طبق موازين شرعيه با رعايت آداب باطني اعمال و حضور قلب در نمازها و اخلاص در افعال به طريق خاصي دستورات اخلاقي مي دادند و دلهاي آنان را براي پذيرش الهامات عالم غيب آماده مي كردند.
    خود ايشان در مسجد كوفه و مسجد سهله حجره داشتند و بعضي از شبها را به تنهايي در آن حجرات بيتوته مي كردند و شاگردان خود را نيز توصيه مي كردند كه بعضي از شبها را به عبادت در مسجد كوفه و يا سهله بيتوته كنند. دستور داده بودند كه چنانچه در بين نماز و يا قرائت قرآن و يا در حال ذكر و فكر براي شما پيش آمدي كرد و صورت زيبايي را ديديد و يا بعضي از جهات ديگر عالم غيب را مشاهده كرديد توجه ننمائيد و دنبال عمل خود باشيد.
    استاد علامه طباطبايي (ره ) مي فرمودند : روزي من در مسجد كوفه نشسته و مشغول ذكر بودم در آن بين يك حوريه بهشتي از طرف راست من آمد و يك جام شراب بهشتي در دست داشت و براي من آورده بود و خود را به من ارائه مي نمود همين كه خواستم به او توجهي كنم ناگهان ياد حرف استاد افتادم و لذا چشم پوشيده و توجهي نكردم آن حوريه برخاست و از طرف چپ من آمد و آن جام را به من تعارف كرد من نيز توجهي ننمودم و روي خود را برگرداندم آن حوريه رنجيده شد و رفت . و من تا بحال هر وقت آن منظره به يادم مي افتد از رنجش آن حوريه متاثر مي شوم . » (4 )
    پاورقي :
    1 ـ مهر تابان ص 18 و 19
    2 ـ يادنامه علامه طباطبايي 61
    3 ـ يادنامه علامه طباطبائي 62
    4 ـ مهرتابان 19 بخش نخست . (نقل از سيماي فرزانگان )