
اشاره :
شايد بتوان بحران گرجستان را پس از بحران عراق (1382 )
دومين واقعه مهم در تعيين و ترسيم جايگاه و وزن بين المللي قدرت هاي
بزرگ
و از همه مهم تر در شفاف تر نمودن روابط روسيه و غرب ارزيابي نمود. قطع نظر از مسائل مهمي نظير علل و انگيزه هاي دخيل در
توليد بحران گرجستان
اين واقعه موجب شد تا قدرت هايي چون آمريكا
روسيه و اتحاديه اروپا كه تا پيش از اين در پس نقاب به
گفت وگو و مراوده با يكديگر پرداخته و نگراني هاي پنهان خود را نيز عيان نمي ساختند
اين بار در چهره هاي طبيعي و واقعي خود ظاهر
شده و عملا " و علنا " زبان تهديد را عليه يكديگر بگشايند. صرف نظر از موضوع روابط روسيه و آمريكا پس از بحران گرجستان
كه خود
موضوعي بسيار مهم مي باشد
گزارش حاضر به ضلع ديگر اين بحران يعني بازتاب تنش حاصل از حمله روسيه به گرجستان در روابط
روسيه و اتحاديه اروپا و چگونگي رخ نمايي بحران گرجستان بر چشم انداز آينده اين روابط
مي پردازد. نشست اضطراري سران اروپا در
بروكسل در شهريور سالجاري نشانگر اهميت اين سوال است
چرا كه در تاريخ اتحاديه اروپا اين سومين نشست اضطراري سران به شمار
مي آيد كه آخرين آن به بحران عراق و حمله آمريكا به اين كشور برمي گردد. بنابر استدلال اين گزارش
بحران گرجستان و نوع رفتار روسيه
در اين بحران شامل شناسايي استقلال دو ناحيه جدايي طلب اوستياي جنوبي و آبخازيا و اشغال بخشي از اراضي اين كشور
برخلاف
ساير بحران هاي گذشته
در كوتاه مدت نزديكي بيشتر مواضع كشورهاي اروپايي را نسبت به روسيه
در پي خواهد داشت .
نشست بروكسل ; مدلولات و پيامدها
نشست اضطراري سران اروپا در بروكسل به تاريخ 12 شهريور را بايد نشانه اي مهم و معني دار در تحليل روابط روسيه و اتحاديه
اروپا ارزيابي نمود. اگر چه اين نشست
انتظارات مخالفين اروپايي روسيه مبني بر اعمال پاره اي اقدامات تحريمي مهم عليه اين كشور را
برآورده نساخت و تنها به تعليق مذاكرات مربوط به تمديد موافقتنامه مشاركت و همكاري بسنده نمود
ليكن اين نشست حاوي يك
پيام مهم بود. اين پيام آن بود كه براي نخستين بار در دوره پس از جنگ سرد
دول اروپايي تلاش نمودند تا مواضع خود را نسبت به
روسيه به يكديگر نزديك نمايند. تا پيش از واقعه گرجستان
اتحاديه اروپا به دليل وابستگي به واردات انرژي نفت و گاز از روسيه
ديپلماسي صبر و مماشات را در خصوص اعمال سياست هاي تنبيهي عليه روسيه به دليل محدوديت هاي وضع شده توسط اين كشور
در حوزه هاي تجارت و انرژي در رابطه با كشورهاي لهستان
اوكراين و استوني در پيش گرفته بود. با اين حال
نوع واكنش اتحاديه اروپا
به اين بحران كه مشخصا " در قالب برگزاري نشست اضطراري سران در 12 شهريور جلوه گر شد
حكايت از آن دارد كه اين بار اتحاديه بر آن
شده است تا مواضع كشورهاي مختلف عضو را در خصوص روسيه تا اندازه اي به هم نزديك نمايد
سياستي كه اساسا " روسيه از آن
گريزان بوده و سعي كرده است تا از طريق برقراري روابط دو جانبه ويژه با برخي اعضاي اتحاديه
مشخصا آلمان و ايتاليا
مانع از نزديكي
اين ديدگاه ها به يكديگر شود.
به طور كلي
نتايج نشست اضطراري سران اروپا در بروكسل را مي توان داراي دو دسته مدلولات و پيامدها پيرامون چگونگي تداوم
مناسبات اتحاديه اروپا و روسيه
متعاقب بحران گرجستان
ارزيابي نمود.
نخستين مدلول آن است كه فضاي رواني ملايم و معتدلي كه ميان اين دو بازيگر از دهه 1370 تا پيش از بحران گرجستان وجود
داشت
متعاقب درگيري نظامي روسيه ـ گرجستان تا اندازه اي از ميان رفت . همان طور كه پيش تر ذكر شد
از ابتداي دهه 1370 تاكنون
سران و مقامات ارشد دو طرف اين چنين زبان تهديد عليه يكديگر نگشوده بودند. از آن جمله مي توان به تهديدات صريح نخست وزير
انگليس و يا وزراي خارجه 7 كشور صنعتي (كه 4 عضو آن اروپايي هستند) به اخراج روسيه از گروه هشت
تعليق همكاري هاي اين
كشور با ناتو و تقاضا از دولت هاي اروپايي براي تقليل وابستگي خود به واردات نفت و گاز از روسيه اشاره كرد. نيكولا ساركوزي نيز در
پي اين بحران و نوع رفتار روسيه در منطقه قفقاز جنوبي
خواستار بازنگري جدي در روابط با مسكو از سوي سران اروپا گرديد. از آن سو
نيز مقامات مسكو واكنش هاي تندي به اين تهديدات ابراز داشتند; تا آنجا كه پوتين براي نخستين بار اقدام به تهديد اروپا با تكيه بر اهرم
انرژي نمود و در خصوص نشست اضطراري سران اروپا اعلام كرد كه « سران اروپا قادر به اعمال مجازات هاي جدي نخواهند بود زيرا آنها
خود نسبت به آسيب پذيريشان در بازار عرصه انرژي واقف هستند » . مدويدف
رئيس جمهور روسيه نيز در اظهاراتي مشابه اتحاديه اروپا
را تهديد به بازنگري در سياست انرژي اين كشور نمود.
دوم
بحران گرجستان يك بار ديگر عارضه ذاتي اتحاديه اروپا را كه همان عدم بهره مندي از توانمندي ژئوپليتيكي براي فائق آمدن بر
بحران محيطي و پيراموني خود مي باشد
عيان ساخت . يوشكا فيشر
وزير خارجه سابق آلمان
در مقاله اي ضمن تاكيد بر اين نكته
معتقد است كه اروپا به جاي تنبيه روسيه بايد به ايجاد و مستحكم سازي يك قدرت كاملا " اروپايي بپردازد
زيرا تهديد به اخراج روسيه از
گروه هشت يا جلوگيري از ورود آن به سازمان تجارت جهاني چندان براي روسيه تكان دهنده و واجد اهميت نخواهد بود. از نظر فيشر
استحكام سازي قدرت اتحاديه اروپا بايد از طريق الحاق تركيه به نظام امنيتي اروپايي
جلوگيري از سياست « تفرقه بيانداز و حكومت
كن » مسكو در قبال دول اروپايي
تقويت قابليت هاي دفاعي اروپا
التزام بيشتر اتحاديه به حمايت و حفاظت از استقلال اوكراين و ايجاد
آزادي بيشتر براي رفت و آمد شهروندان متعلق به همسايگان شرقي اروپايي خود تحقق يابد. فيشر ضمن مخالفت با ايده جنگ سرد
جديد معتقد است كه روسيه فعلي كه به دنبال احياي نظم پس از شوروي در منطقه « خارج نزديك » مي باشد
به لحاظ نظامي و اقتصادي
اساسا قابل مقايسه با اتحاد جماهير شوروي نيست و لذا تهديد مستقيم غرب از ناحيه روسيه نيست بلكه اين تهديدات عمدتا برآمده از
جنوب (اسلام ) و خاور دور (چين ) مي باشد.
سوم
انگليس توانست در پرتو اين بحران نقش رهبري مخالفين روسيه را در اتحاديه اروپا به دست گيرد. در حقيقت
انگليس
نقش
موثري در برگزاري نشست سران در بروكسل و سوق دادن رهبران اروپايي به موضع گيري تحكم آميز و نيز تعليق مذاكرات مربوط به
تمديد « توافقنامه مشاركت و همكاري » بر عهده داشت . به سخن ديگر
اگر چه موضوع تحريم روسيه در برخي زمينه ها به رغم فشارهاي
انگليس
لهستان
سوئد و كشورهاي بالتيك از دستور كار سران خارج شد
اما مي توان پيش بيني كرد كه از اين پس رقابت سخت تري
ميان اين كشورها و گروه معروف به طرفداران روسيه در اتحاديه همچون آلمان
ايتاليا و تا حدودي فرانسه
بر سر تنظيم سياست
خارجي اتحاديه اروپا نسبت به اين كشور شكل خواهد گرفت .
اما مي توان در ارتباط با بحران گرجستان و واكنش اتحاديه اروپا در قالب نشست اضطراري سران اروپا
دو پيامد مهم علاوه بر
مدلولات ياد شده را نيز بر شمرد.
نخست
بحران گرجستان در درازمدت سبب تقويت رويكرد حمايتي اتحاديه اروپا از دو كشور گرجستان و اوكراين
به ويژه در
خصوص توسعه همكاري هاي اقتصادي و سياسي با اين دو كشور
خواهد شد. در همين رابطه
سران اروپا در نشست بروكسل تمايل
خود را براي گسترش پيوندهاي اقتصادي و سياسي با اوكراين و گرجستان
در چارچوب تشكيل منطقه آزاد تجاري بيان نموده اند. برخي
تحليل گران اروپايي
انگيزه اتحاديه از ارائه چنين فرصتي را فراهم نمودن زمينه هاي لازم براي پذيرش تدريجي دو كشور به درون اتحاديه
اروپا مي دانند . در همين رابطه
وزراي خارجه اتحاديه اروپا در نشست اخير خود توافق نمودند تا يك كمك مالي 500 ميليون يورويي را
در فاصله زماني حال حاضر تا سال 1389 با هدف باز گرداندن و ساماندهي مجدد محل سكونت پناهندگان و بازسازي زير ساخت هاي
تخريب شده در طول جنگ روسيه بر گرجستان در اختيار گرجستان قرار دهند. علاوه بر اين
كميسيون اروپا اعلام نموده است كه
براساس توافق صورت پذيرفته در نشست وزراي خارجه
200 ناظر غيرنظامي از سوي اتحاديه اروپا از دهم مهر سالجاري جهت نظارت
بر موافقتنامه آتش بس ميان روسيه و گرجستان
روانه اين كشور خواهند شد. همچنين اتحاديه اروپا در يك اقدام ديپلماتيك كه بيانگر
نگرش ويژه اين اتحاديه به گرجستان پس از بحران پيش آمده
مي باشد
يك ديپلمات فرانسوي به نام « پي يرمورن » را به عنوان نماينده
ويژه خود در گرجستان تعيين كرده است . به بيان روشن تر
بحران گرجستان به واسطه مضمون هاي ژئوپليتيكي آن سبب موضوعيت
يافتن و نيز كوتاه تر شدن زمان هم گرايي اين كشور در ساختارهاي اروپايي و آتلانتيكي گرديد.
دوم و شايد مهمترين پيامد اين بحران
گرايش جدي اتحاديه اروپا به سمت تجديدنظر در سياست انرژي خود مي باشد. در نشست
سران اروپا
براي نخستين بار تمامي 27 عضو موافقت كردند تا ضمن بازنگري در سياست هاي انرژي خود
تلاش نمايند در زمينه
واردات نفت و گاز از روسيه حداقل وابستگي را داشته باشند. تقريبا " مي توان گفت پس از اقدام روسيه در قطع موقت صدور گاز به
اوكراين و نفت به استوني
بحران گرجستان و تهديدات مكرر مقامات روسي به استفاده از اهرم انرژي در تنظيم روابط خود با اتحاديه
اروپا
بالاخره اين اتحاديه خود را جهت بازنگري در استراتژي انرژي اروپايي آماده ساخته است . از نظر تحليل گران بين المللي
تلاش
اروپا در اين بازنگري به طور جدي حول دو محور خواهد بود :
1 ـ ايجاد ناتو انرژي
با آنكه ايده ناتو انرژي مدت هاست در اذهان دولت هاي اروپايي وجود دارد
ليكن به نظر مي رسد بحران گرجستان تكان مهمي باشد
كه عاقبت اعضاي اتحاديه را به سمت ايجاد ساز و كارهايي براي تحقق اين ايده سوق دهد. طبق اين ايده
اتحاديه اروپا اقدام به
ذخيره سازي نفت و گاز خواهد نمود تا در صورت تهديد يا اقدام روسيه به قطع انرژي به يكي از اعضا ـ هم چنان كه اين اتفاق در مورد
اوكراين غير عضو اما معبر انرژي به اروپا در دي 1386 رخ داد ـ ساير كشورهاي عضو اتحاديه با استفاده از منابع ذخيره شده به ياري آن
كشور خواهند شتافت . در واقع
هدف از اين طرح
كمك به كشورهاي كوچك اروپايي است كه بيشتر در معرض تهديدات روسيه قرار
دارند. در نتيجه اين طرح
قطع گاز يا نفت روسيه به يكي از اعضاي اتحاديه اروپا به معناي قطع صادرات به كل اتحاديه تلقي خواهد شد.
2 ـ تنوع بخشي به منابع تامين كننده انرژي
دليل عمده اين مساله نيز آن است كه براساس پيش بيني كميسيون انرژي اروپا در سال 1386
واردات 57 درصدي گاز اتحاديه اروپا
به 84 درصد و واردات 53 درصدي نفت اين اتحاديه به 79 درصد در سال 1409
افزايش خواهد يافت . هم اكنون روسيه تامين كننده 40
درصد نياز وارداتي اتحاديه اروپا به گاز طبيعي و 30 درصد از نفت آن مي باشد . براساس پيش بيني كميسيون اروپا
در صورت تداوم
روند فعلي
صادرات گاز روسيه به اروپا از 139 ميليارد متر مكعب فعلي به 207 ميليارد متر مكعب در سال 1409 رشد خواهد داشت .
در نتيجه مي توان گفت كه عمق وابستگي فعلي اتحاديه اروپا به انرژي وارداتي از روسيه در كنار افزايش اين وابستگي در افق بيست سال
آينده
موجب شده است تا نگراني و هراس عميقي در ميان دول اروپايي نسبت به اتكاي فزاينده به واردات انرژي از روسيه به وجود آيد.
در نتيجه
به دنبال تشديد بي اعتمادي دول اروپايي به پايداري روابط انرژي با روسيه
اين دولت ها سعي مضاعف و برگشت ناپذيري را
براي پيدا كردن منابع تامين كننده انرژي
جهت كمينه كردن اتكاي خود به انرژي وارداتي از روسيه
آغاز نموده اند. اولين گزينه فراروي
اتحاديه اروپا
پروژه ناباكو و توجه كاملا جدي به آن مي باشد . اين خط لوله گاز 12 ميليارد دلاري و 3 هزار و 300 كيلومتري
چنين
طراحي شده است كه گاز درياي خزر به ويژه آذربايجان را از طريق گرجستان و تركيه به اروپا برساند. كميسيونر انرژي اتحاديه اروپا با
تاكيد بر اجراي اين طرح به عنوان يكي از مهمترين راه هاي كاهش وابستگي به واردات گاز روسيه
خواستار آن شد كه اتحاديه اروپا خود
را جهت فائق آمدن بر موانع سياسي فراروي اين پروژه آماده نمايد. يكي از مهمترين اين موانع به صرفه نبودن اجراي اين پروژه در
صورت عدم الحاق ايران به خط لوله ياد شده مي باشد; زيرا به دليل محدوديت مقادير گاز طبيعي درياي خزر تنها با پيوستن ايران به اين
پروژه است كه مي توان بخشي از رشد نياز مصرفي اتحاديه اروپا به گاز طبيعي را پاسخ گفت . در نتيجه
مي توان گفت كه شرايط كنوني
بهترين بستر براي آغاز مذاكرات انرژي ميان ايران و اتحاديه اروپا مي باشد
كما اينكه اتحاديه اروپا در استراتژي انرژي خود پس از روسيه
و الجزاير
ايران را سومين گزينه احتمالي جهت واردات گاز در افق 1409 مي بيند . با اين همه
در مورد پروژه ناباكو برخي تحليل گران بر
اين اعتقادند در صورتي كه ايران به دليل مخالفت هاي آمريكا و يا هر عامل ديگر نتواند به اين پروژه بپيوندد
توسعه ذخاير گازي عراق
مي تواند گزينه ديگري براي اتحاديه اروپا جهت صرفه پذير كردن احداث خط لوله ياد شده باشد.
دومين گزينه فراروي اتحاديه اروپا
روي آوردن اين اتحاديه به ساير كشورهاي صادر كننده نفت و گاز مي باشد. از همين رو چندي
است كه مقامات اروپايي مذاكرات پنهان و پشت پرده اي را با توليد كنندگان نفت و گازي كه خارج از مدار روسيه هستند
آغاز كرده اند. در
ميان اين توليد كنندگان مي توان به كشورهاي نيجريه
عراق
الجزاير
تركمنستان و قزاقستان اشاره كرد.
بنابر آنچه ذكر شد
مي توان دريافت كه تاثير بحران گرجستان بر روابط روسيه و اتحاديه اروپا در دو دوره كوتاه و بلند مدت قابل
تحليل و واكاوي است . در دوره كوتاه مدت به نظر مي رسد كه اين بحران اولا سبب نزديكي مواضع كشورهاي اروپايي نسبت به روسيه و
يا شايد غلبه ديدگاه مخالفين روسيه در اتحاديه گرديد. اگر چه بيانيه پاياني نشست سران منعطف و ملايم بود
اما نفس برگزاري نشست
اضطراري و تهديد به انزواي روسيه در صورت عدم عقب نشيني از سرزمين گرجستان
ادامه شناسايي استقلال دو منطقه جدايي طلب
اوستياي جنوبي و آبخازيا
يا مواردي همچون اعلام تمايل اروپايي ها به گسترش روابط با گرجستان و اوكراين و تقليل وابستگي به
انرژي وارداتي از روسيه
مي تواند زمينه ساز اقدامات بعدي از سوي اتحاديه اروپا گردد.
اما در بلند مدت
آشكار نيست كه اين روابط به چه سمت و سويي ميل خواهد داشت . اين امكان وجود دارد كه نيازهاي عيني و
فوري اتحاديه به روسيه
خصوصا " در بخش انرژي
و موفقيت آميز نبودن تلاش اروپايي ها در تنوع بخشي به منابع تامين كننده انرژي
يا
فضاي محيطي مربوط به همسايگي يك اروپاي غير متكي به توان بازدارنده هسته اي و نظامي در كنار روسيه قدرتمند از اين حيث
مانع
هرگونه دگرگوني كيفي در مشاركت روسيه ـ اتحاديه اروپا گردد.
بحران گرجستان و ملاحظات ايران
بحران گرجستان جداي از بازتاب و پيامدهاي آن بر روابط روسيه و غرب
توانسته است دست كم در يك دوره زماني كوتاه مدت
موجب تنفس سياسي بيشتر ايران در صحنه بين المللي و تخفيف فشارهاي ديپلماتيك عليه اين كشور
به واسطه انتقال دفعي كانون
بحران و در نتيجه توجهات دول غربي از ايران به منطقه قفقاز جنوبي
گردد. به رغم اين مهم
نحوه واكنش و رفتار ديپلماتيك ايران در
قبال اين بحران مي تواند بر موقعيت بين المللي اين كشور كه در مجاورت جغرافيايي قفقاز قرار دارد
تاثيرگذار باشد. با توجه به روابط
گسترده سياسي و اقتصادي ايران با هر كدام از دو قدرت روسيه و اتحاديه اروپا
طبيعي است كه سوق يابي به سمت هر يك از اين دو
قدرت مي تواند تعاملات ايران با طرف ديگر را به مخاطره اندازد. زيرا همان گونه كه ايران به مقاومت روسيه در برابر فشارهاي آمريكا و
اروپا براي توسعه تحريم ها عليه ايران
به دليل فعاليت هاي هسته اي اين كشور
نيازمند است ; گرايش به سمت روسيه در بحران گرجستان
نيز مي تواند بلافاصله پس از فروكش كردن بحران به توليد نگراني بيشتر از سوي غرب و تشديد فشارها و احتمالا " تحريم هاي بين المللي
عليه ايران منتهي گردد. افزون بر آن
اين احتمال وجود دارد كه به دليل اولويت ويژه و نيز جايگاه حياتي قفقاز در سنت امنيت ملي
روسيه
اين كشور با گرايش به سمت آمريكا و اروپا در خصوص فعاليت هاي هسته اي ايران و گسترش تحريم ها عليه اين كشور تلاش
نمايد تا اولا " تا اندازه اي روابط آسيب ديده خود را با غرب ترميم كند و ثانيا " اقدام به معاوضه نفوذ در زمينه گرجستان و ايران نمايد.
با توجه به ماهيت فرصت ساز و نيز تهديدزاي بحران گرجستان بر موقعيت منطقه اي ايران
ارائه راهكارهاي ذيل در امتداد ديپلماسي
پس از بحران ضروري به نظر مي رسد :
1 ـ ايران به دلايل نزديكي جغرافيايي به كانون بحران (گرجستان ) و تعاملاتي كه با روسيه و اتحاديه اروپا در ابعاد سياسي و اقتصادي
دارد
لازم است تا يك رويكرد چندوجهي و چندلايه را مبناي ديپلماسي منطقه اي خود قرار دهد. بدين معنا كه به جاي گرايش به يكي از
طرف هاي بحران
تلاش نمايد تا با تمام طرف هاي درگير يعني روسيه
گرجستان و اتحاديه اروپا
در ايجاد روابطي متوازن در مديريت
بحران ياد شده بكوشد . كما اينكه اين اقدام هم مي تواند احيا كننده مدل امنيتي توافق شده براي قفقاز موسوم به الگوي 3 +3 (روسيه
ايران و تركيه در كنار آذربايجان
گرجستان و ارمنستان ) و هم مانع از شكل گيري ايده ارائه شده از سوي تركيه (كه در سفر وزير خارجه اين
كشور به گرجستان مطرح گرديد) در چارچوب مدل امنيتي (3 +2 ) گردد كه شامل تمامي كشورهاي ياد شده منهاي ايران مي باشد .
2 ـ شايد مهمترين وجه و پيامد بحران گرجستان براي ايران
اهميت يافتن دوباره اين كشور در استراتژي انرژي اروپا باشد . با توجه به
تشديد نگراني اروپا نسبت به وابستگي فزاينده به واردات انرژي از روسيه و كاهش اعتبار خط لوله باكو ـ تفليس ـ جيحان در پس بحران
ياد شده
توجه اروپايي ها ديگر بار به سمت احياي پروژه ناباكو و انتقال انرژي از درياي خزر به اروپا از طريق احداث يك خط لوله در
مسير آذربايجان ـ تركيه ـ اروپا جلب شده است . از آنجا كه اقتصادي بودن اجراي اين پروژه تنها در گرو پيوستن ايران
به دليل ذخاير غني
گاز
به طرح ياد شده مي باشد
لذا ايران مي تواند از فرصت پيش آمده حداكثر بهره را جهت ورود به مذاكرات با اروپايي ها ببرد; مذاكراتي
كه در صورت شكل گيري مي تواند در روابط كلي ايران و اروپا به خصوص در زمينه موضوع فعاليت هاي هسته اي ايران سرريز مثبت
داشته باشد. در اين زمينه بايد افزود كه نياز مبرم اروپايي ها به منابع تامين كننده جايگزين در عرصه انرژي و هراس موجه آنها در
خصوص تشديد وابستگي خود به روسيه در اين عرصه
مي تواند سبب افزايش مقاومت اروپا در مقابل فشارهاي آمريكا جهت اجراي
پروژه ناباكو
به خصوص با مشاركت ايران
گردد.
منبع : مركز تحقيقات استراتژيك
بحران گرجستان موجب شد تا قدرت هايي چون آمريكا
روسيه و اتحاديه اروپا كه تا پيش از اين در پس نقاب به گفت و گو و مراوده با
يكديگر پرداخته و نگراني هاي پنهان خود رانيز عيان نمي ساختند
اين بار در چهره هاي طبيعي و واقعي خود ظاهر شده و عملا و علنا
زبان تهيه را عليه يكديگر بگشايند
تا پيش از واقعه گرجستان
اتحاديه اروپا به دليل وابستگي به واردات انرژي نفت و گاز از روسيه
ديپلماسي صبر و مماشات را در
خصوص اين كشور پيش گرفته بود
بحران گرجستان در دراز مدت موجب تقويت رويكرد حمايتي اتحاديه اروپا از دو كشور گرجستان و اوكراين
به ويژه در خصوص
توسعه همكاري هاي اقتصادي و سياسي با اين دو كشور خواهد شد
در نشست سران اروپا
براي نخستين بار تمام 27 عضو موافقت كردند تا ضمن بازنگري در سياست هاي انرژي خود
تلاش نمايند در
زمينه واردت نفت و گاز از روسيه حداقل وابستگي را داشته باشند
عمق وابستگي فعلي اتحاديه اروپا به انرژي وارداتي از روسيه در كنار افزايش اين وابستگي در افق بيست سال آينده
موجب شده
است تا نگراني و هراس عميقي در ميان دول اروپايي نسبت به اتكاي فزاينده به واردات انرژي از روسيه به وجود آيد
وابستگي روز افزون اتحاديه اروپا به انرژي نفت و گاز و هم چنين تصميم اين اتحاديه مبني بر كاهش اتكاي خود به انرژي وارداتي از
روسيه
بستر مناسبي را براي آغاز مذاكرات انرژي ميان ايران و اتحاديه اروپا فراهم كرده است

|