روزنامه جمهوري اسلامي 23/09/1387 صفحه مقالات

  • تاثير هنر در آموزش كودكان دبستاني
  • گمرك اين راه كج را اصلاح كند
  • آثار تنبيه در آينده كودكان
  • *****
    تاثير هنر در آموزش كودكان دبستاني


  • با نام و ياد آن كه باهنر خويش جهان هستي را معنا بخشيد
    زيبايي هاي جهان را پديد آورد و هنر زيستن را به ما آموخت
    در بحث هنر و نقش آن در آموزش لازم است كه ابتدا به تعريف هنر بپردازيم و سپس به نقش آن در زندگي فردي و گروهي انسان و هم چنين نقش هنر در آموزش را توضيح دهيم .
    در تعريف هنر مي توان گفت : هنر در حقيقت كوششي براي بيان فصيح شيوا و توام با زيبايي و احساس خلاقيت است كه مي تواند حكايتهاي ناگفته و پيامهاي نانوشته را از قرنهاي دور بازگو كند. هنر و زيبايي دوستي جز جدايي ناپذير وجود آدمي است و بر سراسر حيات او اثر مي گذارد. منظور از هنر تنها كار تخصصي در امور هنري نيست بلكه مثلا وقتي فردي به آراستگي چهره و لباس خود اهميت مي دهد محيط زندگي و كار خود را مرتب و منظم مي كند و با قرار دادن هر چيز در جاي مناسب خودش زيبايي به وجود مي آورد در واقع به زيبايي ها و هنر توجه كرده است كه اين توجه و تمايل به زيبايي ها در فطرت آدمي وجود دارد و بالطبع خدا آنرا در وجودش به وديعه نهاده شده است . هرگاه آدمي از فطرت واقعي خويش دور مي ماند و اسير خواهشهاي نفساني مي گردد ايمان هنر و فرهنگ منجي مي شود و او را با خود و خوي انساني خودش آشتي مي دهد.
    به عبارت ديگر اين سه فرشتگان رحمتي هستند كه ميانجي انسان و رسالت الهي او مي باشند.
    تربيت هنر انسان او را از خوي درندگي و حيواني به سوي زندگي انساني سوق مي دهد. اهميت هنر در زندگي بر كسي پوشيده نيست و همه مي دانيم كه طالب زيبايي هستيم پس از زيبايي را با كمك هنر خويش در همه جاي زندگي پوشش مي دهيم و به آن اهميت مي دهيم و از اين ابزار مهم و سازنده در آموزش نيز بهره مي گيريم .
    نقش هنر در آموزش
    هنر وسيله اي براي بروز عواطف و احساسات كودكان است به طوري كه با مشاهده و بررسي آثار هنري آنها مي توان مسائل و مشكلاتشان را شناخت و در پيدا كردن راه حل آنان را ياري كرد. به عبارت ديگر مي توان گفت : « هنر يكي از عوامل تعادل بخش شخصيت است » .
    هنر مي تواند روحيه زيبايي شناسي را در انسان تقويت كند و در تقويت روح خلاق موثر باشد. علاوه بر اين مي توان با گنجاندن درس هاي هنري در برنامه درسي دانش آموزان موفقيت آنان را در رياضيات خواندن و نوشتن افزايش داد. همچنين تلفيق هنر با آموزش مي تواند در اموري چون خوب شنيدن و گوش دادن خوب صحبت كردن داشتن تمركز حواس يادگيري و به خاطر سپردن مطالب بسيار موثر بوده و به توسعه ي ادراك كودكان كمك نمود.
    آموزگار با لطف طبعي كه دارد در سراسر فعاليت هاي آموزشي خود تلاش مي كند تا محيط مدرسه و كلاس درس را زيباتر سازد. او همواره سعي مي كند با استفاده از گچ هاي رنگي يا نوشتن خطي خوش روي تابلو كلامي دلنشين صداي زيبا و خوش آهنگ شعر و سرود قصه و نمايش نقاشي و كار دستي و هرچه كه مي داند و مي تواند درس را به شكل زيبا براي دانش آموزان طرح كند.
    وقتي درس فارسي و تاريخ را در قالب يك داستان بيان مي كند و يا به وسيله بچه ها آن را اجرا مي كند قصه و نمايش را به كار برده است . وقتي طرح يك گياه جانور شكل هندسي يا حتي نقشه جغرافيا را رسم مي كند از نقاشي كمك گرفته است .
    هدف آن است كه روحيه ي زيبايي دوستي و توجه به زيبايي ها را در دانش آموزان تقويت كند و از اين طريق موجب تلطيف روحيه آنان ايجاد آرامش دروني خوش خلقي حسن سلوك رشد متعادل شخصيت تقويت خلاقيت پيشرفت تحصيلي و در نهايت توجه دادن آنان به خالق زيبايي ها يعني خدا شود به كمك هنر مي توانيم دانش آموزان را وادار به خوب ديدن و تفكر و تدبير در زيبايي ها و به بحث و گفتگو گذاشتن آنچه ديده ايم كنيم .
    مريم غفار

  • *****
    گمرك اين راه كج را اصلاح كند


  • براي ترخيص يك بسته كالا علاوه بر حقوق و عوارض گمركي كه علي القاعده طبق قانون (مقررات صادرات و واردات ) و ساير مقررات محاسبه شده بود فيش واريز مبلغ سه هزار تومان نيز به حساب شركت تعاوني مصرف كاركنان گمرك را مطالبه نمودند كه به لحاظ نياز فوري به بسته مذكور اين مبلغ پرداخت شد و در پاسخ ترخيص كننده كه گفت بابت چيست پاسخ دادند بابت تايپ اظهارنامه است ! در اين رابطه چند نكته قابل تامل است :
    1 ـ اظهارنامه از جمله مدارك مورد نياز ترخيص كالاست كه اگر نياز به تايپ داشته باشد انجام آن از وظايف اداري گمرك است بنابر اين براي انجام كاري كه ماهيتا با گمرك است پرداخت هزينه آن به بخش ديگري توجيه ندارد.
    2 ـ اگر به فرض كار تايپ اظهارنامه (در صورت نياز به تايپ ) به بخش خصوصي واگذار شده موضوع چه ارتباطي به شركت تعاوني مصرف كاركنان دارد كه در عين دولتي نبودن طبق يكي از مصوبات هيات دولت از تمامي امكانات دولتي همچون جا مكان آب و برق و گاز و نيروي انساني استفاده مي كند.
    3 ـ مرور وظايف تصريح شده در قانون تعاون كشور و برخي اساسنامه هاي تعاونيهاي مصرف وزارتخانه ها و سازمانهاي دولتي نشان مي دهد كه تايپ كردن جز اين وظايف نيست زيرا ماهيت كار شركتهاي تعاوني مصرف تهيه برخي يا تمام مايحتاج اعضا خود به قيمت مناسب است نه تايپ نامه و اخذ وجه بابت اين كار!
    4 ـ به لحاظ اينكه مبلغ سه هزار تومان در قبال هزينه هاي ترخيص ناچيز است مراجعين آن را پرداخت مي نمايند و هيچگاه وقت و ذهن خود را صرف اعتراض و كنجكاوي در منشا قانوني اين پرداخت صرف نمي كنند وليكن ادامه اين روش كه همانا راه كج رفتن است ممكن است موجبات انحرافات قانوني ديگري شود بنابر اين اصلح است گمرك ايران براي كمك به شركت تعاوني مصرف كاركنان خود راه كارهاي ديگري را بيانديشد.
    يك مراجعه كننده

  • *****
    آثار تنبيه در آينده كودكان




  • « با مخاطب خويش پسنديده و مودب سخن بگوييد تا او نيز به شما با احترام پاسخ بگويد »
    « حضرت علي (ع ) »
    اگر چه نمي توان به يقين گفت كه تنبيه بدني همان كاشت بذر جنايت است ولي دست كم چند عامل بسيار موثر وجود دارد كه كودكان و نوجوانان را به سوي جرم و جنايت رهنمون مي سازد مانند :
    1 ـ سرمشق گيري يا الگوبرداري
    2 ـ محروميت
    3 ـ گرايش به تلافي كردن و انتقام جويي
    4 ـ احساس تنهايي و درماندگي
    5 ـ تجربه شكست و خشونت
    در مطالعاتي نشان داده شده است پسراني كه آمادگي ارتكاب جرم داشته اند70 در صد شان داراي پدر و مادر سختگير و سلطه گر بوده اند و يا قاتلان و آدمكشان در مقايسه با برادرانشان كه رفتاري مشابه آنان نداشته اند در كودكي بيشتر مورد تنبيه قرار گرفته اند و ديگر اينكه پيشينه خانوادگي پسران و دختران بزهكار آثار تنبيهات سخت و اعمال قدرت والدين بزهكار را نشان مي دهد.
    با اين مقدمه و اينكه در رابطه با تنبيه بدني مطالب زيادي گفته شده اما بايد تاكيد كرد فراتر از تنبيه بدني « خشونت كلامي » است .
    مشكل ما در زمينه خشونت در مدرسه تنها تنبيه بدني نيست بلكه گسترده تر از آن وجود گستره اي قابل توجه از خشونت كلامي زخم زبان و يا به عبارت ديگر آزار و تنبيه كلامي است .


    اين جملات و عبارات تكيه كلام ها و سخن هاي به ظاهر عادي از ضربه هاي هر شلاقي عذاب آورتر و از به صدا در آوردن هر ضربه سيلي و لگدي محكم تر و به قول حضرت علي (ع ) از ضربه هر شمشيري كاري تر و ماندگارتر است و به اين زودي ها التيام نخواهد يافت .
    در اين مقاله به ذكر نمونه هايي عيني كه در مدارس اتفاق افتاده مي پردازيم :
    آموزگار سوم دبستان : دانش آموزي تكاليفش را نياورده بود و اصرار مي كرد. كه انجام داده ولي در خانه مانده است من قبول نمي كردم مرتب به او زخم زبان مي زدم و بر غلط بودن حرفش تاكيد مي كردم دختربچه كاملا مستاصل شده بود و گريه امانش نمي داد حرف بزند. سرايدار دبستان را صدا زده و با كسب اجازه از مدير به خانه دختربچه رفته و بدون فوت وقت دفتر مشق او را بياورد. دختربچه دو سه بار ديگر گفت « خانم به خدا نوشته ايم » ولي من اعتنايي نكردم دختر بچه و سرايدار رفتند و من معلم هم پيروزمندانه و خرسند از اين كه از دانش آموزان زهر چشم گرفته ام به تدريس ادامه دادم . زنگ تفريح به صدا در آمد و ده دقيقه بعد از كلاس نگذشته بود كه در كلاس باز شد و دختربچه كه خنده اي بر لب داشت همراه با سرايدار كه دفترچه اي در دست داشت وارد كلاس شدند. دفترچه را گرفتم و باز كردم تكاليف خوش خط و رنگارنگ خط كشي شده و تميز را ديدم .
    چه قدر اين دختر را آزرده بودم ! درست بود كه اصلا او را تنبيه نكرده بودم ولي روح لطيف او آماج حملات كلامي من قرار گرفته بود و صداقت او را زير سئوال برده بودم ... به سرايدار اجازه دادم مرخص شود و به دختر بچه كه البته اكنون دلم مي خواست او را در آغوش بگيرم و از او عذرخواهي بكنم بدون كوچكترين محبتي گفتم بنشيند و در حالي كه به دانش آموزان رونويسي مي دادم بدون توجه به اين كه اين ساعت رياضي دارند به فكر فرو رفتم تفكري كه بدون شك يكي از بزرگترين تجربه هاي حرفه اي معلمي مرا شكل داد.
    معلم كلاس سوم راهنمايي : پسربچه اي بسيار شلوغ و بيش فعال كه آرامش كلاس را به هم مي زند و اجازه نمي دهد فرآيند ياددهي ـ يادگيري به خوبي پيش برود يك روز كه دوباره شيطاني زايدالوصف پسربچه گل مي كند معلم برسرش داد مي زند و مي گويد : « بز مچه بنشين »
    پسر بچه مي نشيند و از آن به بعد در كلاس معلم علوم ساكت مي ماند.
    ارديبهشت ماه فرا مي رسد دانش آموزان كلاس سوم به گردش علمي به موزه حيات وحش دارآباد تهران مي روند. بچه ها به توضيحات مربي پرورشي و معلم علوم گوش فرا مي دهند و اجازه پيدا مي كنند كه در محوطه موزه بگردند و وقتي به بخش جانوران دوزيست و خزندگان مي رسند همان پسر بچه مقابل مولاژ تاكسيدرمي شده بزمچه قرار مي گيرد و دانش آموز از معلم سئوال مي كند آقا! ما اينيم ما كه اصلا شبيه اين نيستيم ! و بعد در حالي كه بغض كرده و بسيار ناراحت به نظر مي رسد مي گويد چهار ماه است فكر مي كنم بزمچه يعني چه و چه شكلي دارد و چرا بايد من بزمچه باشم و...
    اين دانش آموز چهره از معلم خود مي گيرد و با سرعت به جمع دانش آموزان ديگر كلاس مي پيوندد و به معلم با زبان بي زباني مي فهماند كه از آزار كلامي دوري جويد.
    دبير رياضي دوره دبيرستان : من اعتقاد دارم ما دبيران دبيرستان به علت سن بالاي بچه ها نمي توانيم و يا برايمان سخت است كه آنان را تنبيه بدني كنيم ولي تا دلتان بخواهد آزار كلامي و اعمال خشونت با واژگان نامناسب در ادبيات گفتاري ما موج مي زند.
    من خودم بارها ديرآمدن بچه ها را با طعنه اي همچون : آفرين خيلي زودآمدي و نمره تك آنها را با زخم زبان هاي به ظاهر ساده مانند خسته نشدي اين همه نوشتي يا واقعا اين همه را خودت تنهايي نوشتي و يا يك سال ديگر هم با هم هستيم جواب داده ام و اگر بتوانم در شرايطي مناسب كلاه خود را قاضي كنم شايد از فهرست آزارهاي كلامي من خطاب به دانش آموزان بتوان يك مجموعه عبرت آموز چند جلدي فراهم آورد. ولي پرسشي كه سخت ذهن مرا به خود مشغول كرده اين است كه چرا در اين زمينه ها به ما آموزش داده نمي شود و از همه مهمتر چرا در اين مورد مديران و معاونان مدرسه ها فاقد كوچك ترين آگاهي و دانش هستند
    به اعتقاد من ادب كلامي و بهره جويي از واژگان مناسب در ارتباطات انساني يكي از شرايط اصلي در انتصاب مديران است و اين امر بايد هنگام انتخاب مديران توسط معلمان و يا اداره توجه شود.
    لازم است بدانيم كه آسيب هاي جسمي زودتر از آسيب هاي كلامي و توهين فراموش مي شوند.
    يداله شمس الدين