
معارف
شماره 59 ماهنامه « معارف » با عناوين زير منتشر شده است : پرتويي از خورشيد
بازخواني پرونده متمهدين
ولايت در آيات و
روايات
سيماي نماز در آيين زرتشتي و صابئي . مفهوم و روشنگري
چرايي عدم تصريح نام ائمه (ع ) در قرآن
مهدويت از منظر وهابيت
و عناوين متعدد ديگر.
از ميان مقالات شماره 59 ماهنامه معارف
بخشي از مقاله « بازخواني پرونده متمهدين » را كه نوشته سيد مجتبي مجاهديان
مي باشد با حذف پي نوشت ها براي بهره مندي خوانندگان در ذيل درج مي كنيم .
درآمد
در سال هاي اخير
رواج پديده اوهام و خرافه
رونق بازار عرفان هاي مجازي و معنويت هاي فانتزي
گسترش طريقت هاي منهاي
شريعت
رشد شبه عرفان هاي ژله اي با انواع طعم هاي شهوت
شهرت و ثروت و گرمي بازار مكاره مدعيان دروغين
به ويژه متمهدين
رشد فزاينده و البته نگران كننده اي يافته است . روزي نيست مگر آنكه از يك سو
نفير گوساله اي سامري به گوش مي خورد و خواه ناخواه
با ادعاهاي گزاف چند كلاش نظر كرده و مدعي خود خوانده مواجه مي شويم
تا آنجا كه كسي به مطايبه گفت : هرچند روزي . يك امام
زمان نوظهور به اوين مي آورند!
جواهرفروشان به كنجي خموش
چه گرم است بازار شلغم فروش !
البته بايد اذعان نمود كه اين روند
مختص به ايران و يا كشورهاي اسلامي نيست
بلكه گرايش به معنويت هاي مجازي در مغرب
زمين نيز
رونق گرفته است
چرا كه معنويت
گمشده دنياي معاصر است . واقعيتي به نام « خلا معنويت »
علي رغم احساس شديد
تشنگي انسان معاصر به حقايق ماوراي طبيعت
هم دست قدرت هاي سياست پيشه را براي بهره برداري از اين خلا
باز مي نهد و هم
تشبث به هر حشيش و يا سيرابي با هر سرابي را براي اين انسان حيران توجيه مي كند. آري
نسل تشنه معنويت
عطش خود را با
سراب هاي عرفان نما فرو مي نشاند.
در بازار گرم مدعيان
بنجل هاي خرافه و عرفان هاي بدلي
فرصت عرضه مي يابند و اين سيكل عرضه و تقاضا تا همواره وجود
« جهل » و « ظلم » در جهان ادامه خواهد داشت . ميلتون
پركارترين محقق در حوزه جامعه شناسي اديان نوپديد مي نويسد : « بيش از دو هزار
فرقه معنويت گرا در آمريكا و بيش از دو هزار جريان معنويت جو در اروپا هست كه درصد كمي از آنها مشتركند. »
جنگ نرم افزاري
فاز سوم رويارويي
حقيقت آن است كه جريان هاي به ظاهر معنويت گرا
چه در قالب فردي و يا گروهي و چه از نوع سنتي ـ مانند تصوف ـ و چه از نوع
وارداتي آن ـ مانند عرفان هاي غربي و شرقي ـ در « فاز سوم » رويارويي استكبار جهاني با انقلاب نوپاي اسلامي
احيا و روانه ميدان كارزار
با بنيان هاي عقلاني و اعتقادي آن شده اند. در فاز اول
دامن زدن به اختلافات قومي و هدايت و حمايت از فعاليت هاي استقلال طلبانه
اقوام غرب و جنوب ايران
و در فاز دوم
« جنگ گرم
سخت افزاري » در دستور كار دشمنان قرار داشت كه عاقبت از اين حربه ها طرفي
نبستند.
همزمان با تناوري و برومندي درخت جوان انقلاب اسلامي
حربه هاي دشمنان نيز ظريف تر و البته سهمگين تر مي شد. « تهاجم
فرهنگي » بلافاصله پس از پايان جنگ تحميلي و در آغاز دهه دوم انقلاب
به عنوان فاز سوم پيكار غرب
به كار گرفته شد و بدين ترتيب
« جنگ سرد
نرم افزاري » همه جانبه اي كه دو دهه به درازا انجاميد
آغاز شد. اول بار
رهبر بيدار انقلاب
تغيير تاكتيكي جبهه دشمن را به
درستي تشخيص داده و اعلام خطر نمود
اما تاسف برانگيزترين فصل داستان
عدم اعتقاد متوليان رسمي فرهنگي آن ساليان كشور به
« تهاجم فرهنگي » بود. دشمن علي رغم هشدارهاي مكرر ديده بان بيدار نظام مبني بر هشياري در مقابل « تهاجم فرهنگي »
« شبيخون
فرهنگي » و بلكه « نسل كشي فرهنگي »
همچنان و بدون هيچ مانعي به جلو مي تاخت .
در اين فاز
دشمن دريافت كه به جاي جبهه گيري علني
روياروي بنيان هاي نظام
بايد چون موريانه در جان آن بنيادهاي عقلي و
عقيدتي رخنه كند و با حربه شبه مذهب
به جنگ مذهب رود.
مسخ محتواي دين
بي رنگ و بو كردن اعتقادات مذهبي
حيراني و سرگرداني انسان معاصر
رهايي انسان سرگشته در برهوت
خلسه هاي مجازي
...
هدف عمده اين تهاجم بوده است . البته « جنگ رواني » دشمن به عنوان مكمل آن در اين دو دهه
هرگز فراموش
نگشت .
مهدويت و دشمنان آن
« نماد سرخ عاشورا » و « نگاه سبز انتظار » در هميشه تاريخ اسلامي
مولفه هاي اصلي حيات و پويايي تشيع بوده اند
و بديهي است كه
دشمن در ميدان پيكار با تفكر شيعي
اين دو پايه اساسي را در تيررس مستقيم شليك خود قرار دهد. البته « موعودگرايي » به عنوان نقطه
تعامل و اشتراك تمام اديان آسماني
در جهان غرب نيز با آسيب هاي جدي
دست به گريبان است . مباحث « آخرالزماني »
« آرماگدون »
و « پايان تاريخ »
هر روز در مغرب زمين گرم تر و البته بحراني تر مي شوند. تنها مي توان با سيري گذرا بر سيماي منجي در سينماي غرب
عمق فاجعه را دريافت .
رواج پديده متمهدين
به رغم اثبات حقيقت زنده « انتظار » نشان از وارد شدن آسيب هاي جدي بر پيكره اين آرزوي ديرينه ديني دارد.
حقيقت آن است كه هم وجوه سه گانه « عقلي »
« قلبي
احساسي »
« عيني » فرهنگ مهدويت
در معرض هجمه دشمنان قرار گرفته و هم
هواي آلوده خزان معنويت
مستعد رشد انواع بيماري هاي مسري نحله هاي تقلبي گشته است . براين باوريم كه بايد با بسط و گسترش
مباحثي از اين دست
علاوه بر آسيب شناسي و آفت زدايي از اين باور ناب
مومنان را در مقابل آفات و ويروس هاي آن واكسينه كرد
چنانكه مقام معظم رهبري
امسال و در زادروز حضرت ولي الله الاعظم (عج ) به روشنگري و هشدار در اين باب پرداخته
بر ضرورت
آسيب شناسي و لزوم آفت زدايي از جريان ناب مهدويت
به عنوان مهم ترين منبع تحول آفريني شيعه
تاكيد فرمود. ايشان مهدي باوري
شيعه را نه يك امر صرف انتزاعي و باور محض ذهني
بلكه بنابر آموزه هاي روايي
آن را حقيقتي تابناك برشمرد كه در نزد شيعه از
واقعيتي موجود حكايت مي كند كه قابل دستيابي و فيض دهي است
از اين رو زبان به هشدار گشوده و فرمود : « البته مثل همه حقايقي كه
در برهه هاي مختلفي از زمان
ملعبه دست سودجويان مي شود
اين حقيقت هم گاهي ملعبه دست سودجويان مي شود. اين كساني كه
ادعاهاي خلاف واقع مي كنندـ ادعاي رويت
ادعاي تشرف
حتي به صورت كاملا خرافي
ادعاي اقتداي به آن حضرت در نماز!ـ كه
حقيقتا ادعاهاي شرم آوري است
اينها همان پيرايه هاي باطلي است كه اين حقيقت روشن را در چشم و دل انسان هاي پاكنهاد
ممكن
است مشوب كند. نبايد گذاشت . همه آحاد مردم توجه داشته باشند
اين ادعاهاي اتصال و ارتباط و تشرف به حضرت و دستور گرفتن از
آن بزرگوار هيچ كدام قابل تصديق نيست . بزرگان ما
برجستگان ما
انسان هاي باارزشي كه يك لحظه عمر آنها ارزش دارد به روزها و
ماه ها و سال هاي عمر امثال ما
چنين ادعايي نكردند. ممكن است يك انسان سعادتمندي
چشمش
دلش اين ظرفيت را پيدا كند كه به
نور آن جمال مبارك روشن شود
اما يك چنين كساني اهل ادعا نيستند
اهل گفتن نيستند
اهل دكان داري نيستند. اين كساني كه دكان داري
مي كنند به اين وسيله
انسان مي تواند به طور قطع و يقين بگويد اينها دروغگو هستند
مفتري هستند. اين عقيده روشن و تابناك را
بايستي از اين آفت اعتقادي دور نگه داشت » .
معظم له
پيشتر نيز از نقشه ضد مهدوي استعمار در كشورهاي اسلامي
پرده برداشته و فرموده بود : « همه اينها نقاط برجسته اي
هستند كه اگر ما مسلمانان درست به حقيقتشان توجه كنيم
تبديل به يك موتور حركت دهنده جامعه اسلامي مي شود
ولي وقتي روي
آن كار كردند و آن را خراب و معناي آن را عوض كردند و در ذهن ها به صورت ديگري جا انداختند
همين موتور محرك
به يك داروي
مخدر و خواب آور تبديل مي گردد. اين گونه است ! حال بحث ما در مورد دشمنان داناست كه سراغ اين عقيده آمدند. من سندي را ديدم
كه مربوط به دهها سال قبل
يعني اوايل ورود استعمار به شمال آفريقاست . كشورهاي شمال آفريقا
گرايش بسياري به اهل بيت دارند.
مذهبشان هر مذهبي از مذاهب اسلامي كه هست
باشد
اما محب اهل بيتند. در كشورهاي سودان و مغرب و غيره عقيده به مهدويت
خيلي پررنگ است . آن زمان كه استعمار وارد مناطق مذكور شد... يكي از مسائلي كه مزاحم استعمار شد
عقيده به مهدويت بود! در
سندي كه من ديدم
بزرگان استعمار و فرماندهان استعماري توصيه مي كنند كه ما بايد كاري كنيم كه عقيده به مهدويت
به تدريج از بين
مردم زايل شود! »
جريان هايي چون « مستر همفر » جاسوس وزارت مستعمرات بريتانيا در ممالك اسلامي و « كينياز دالگوركي » مامور امپراطوري تزار
روسيه براي ايجاد فرقه هاي جديد مذهبي در عهد قاجار
تنها نمونه هاي آشكار هزينه كردهاي قدرتهاي استعماري بر ضد بلاد اسلامي
بوده اند. ردپاي استعمار در سرزمين هاي اسلامي را مي توان در قامت « وهابيت » در جزيره العرب « بابيت » و « بهائيت » در ايران و « آقاخاني »
و « قاديانيه » در پاكستان
پيگيري كرد. هم افقي اين فرقه ها با همديگر
مشهود است
چرا كه در همه آنها استعمار به دنبال معرفي امام
زماني بدلي و منجي غيرواقعي است
تا مردم را از نزديكي و پيروي از امام زمان حقيقي به دور دارند.
بااين مستندات
بي شك يكي از عمده دلايل رواج بازار مدعيان
« بالا گرفتن تقابل ميان دو نظام حق و باطل يا نظام اسلامي و كفر
جهاني » است . هيچگاه فراموش نگردد كه استعمار
« دشمن صلبي » مسلمانان بوده و هست .
ممتهدين صدر اسلام
در لابلاي صفحات تاريخ پرنشيب و فراز اسلامي
دست سياست پيشگان طاغوتي در فرقه سازي هاي مذهبي
مشهود است . ترفند
سياست بازان اموي به ويژه در عهد معاويه ـ در موازي سازي بر خاندان رسالت و رقيب تراشي برابر ائمه هدي
در پيدا و پنهان تاريخ
اسلامي
به وضوح قابل رويت است . جعل جماعتي به نام « زهاد ثمانيه » و كرامت سازي براي آنان
نمونه اي از مرجعيت سازي بدلي
سياست ورزان اموي بر اي دور كردن امت از درب خانه علي (ع ) و فرزندان او بود. و اين همه
به گواهي مجامع روايي فريقين
علي رغم
تاكيد مدام پيامبر(ص ) براي حصر امامت در اهل بيت عصمت و طهارت و نهي امت از پيروي ائمه باطل بوده است . « معاشرالناس
انه
سيكون من بعدي ائمه يدعون الي النار و يوم القيامه لاينصرون » .
پديده رهبران ضلالت ـ كه به آتش دلالت مي كنند ـ همپاي امامان هدايت و به موازات ماموريت الهي آنان
پديدار شد. فتنه امامت
دروغين جعفر كذاب
فرزند امام هادي (ع )
كه پدر او را « نمرود » ولي او خود را « نوح » مي ناميد
يكي از آن بسيار
ماجراهاست .
مهدويت نيز به عنوان عصاره امامت
از كيد و يا جهالت موازي سازان مصون نماند. در اين مجال تنها از باب نمونه
مواردي چند از
فرقه هاي مدعي مهدويت را از صدر اسلام تا عصر قبل از ولادت حضرت امام زمان (عج )
برمي شمريم :
1 ـ فرقه « معيان » كه در سال 40 هجري و بعد از شهادت حضرت علي (ع ) پيدا شد . اينان قائل به غيبت علي (ع ) بوده و مي گفتند روزي
باز خواهد گشت .
2 ـ فرقه « سبائيه » كه غلو را درباره علي (ع ) به حد اعلا رسانده و معتقد بودند كه علي (ع ) زنده است و در ابرها ماوي گزيده و روزي
ظهور خواهد كرد.
3 ـ فرقه « كيسانيه » كه مي پنداشتند محمدبن حنيفه
همان مهدي موعود(عج ) است و روزي از كوه رضوي ظهور مي كند .
4 ـ فرقه « يزيديه » كه عقيده داشتند يزيدابن معاويه به آسمان صعود كرده و روزي بازخواهد گشت و دنيا را پر از عدل و داد خواهد
نمود!!
5 ـ فرقه « هاشميه » كه پيروان ابوهاشم عبدالله بن محمدبن حنفيه بوده و مي گفتند اگرچه محمد مرده است
اما پسرش ابوهاشم
همان مهدي موعود است كه روزي قيام خواهد كرد.
6 ـ « عمربن عبدالعزيز » هشتمين خليفه اموي كه گروهي قائل به مهدويت وي بودند .
7 ـ فرقه « زيديه » كه مي پنداشتند زيدبن علي بن حسين بن علي (ع ) چون از نسل حسين (ع ) است و بر عليه ظالمان قيام به سيف
نموده
پس او همان مهدي موعود است كه قيام كرده .
8 ـ فرقه باقريه 9 ـ فرقه ناووسيه 10 ـ فرقه واقفيه 11 ـ فرقه اسماعيليه ... .
مدعيان عصر غيبت
اگرچه تا قبل از ولادت حضرت امام زمان (عج )
مدعيان بيشتر از نوع متمهدين ـ مدعيان شخص مهدي (عج )ـ بودند
اما اين بار پس
از ولادت حضرت
و دقيقا از اواخر عصر غيبت صغري
نغمه هاي مدعيان « بابيت » و « سفارت » امام
ساز شد. با اينكه حضرت چهار
نماينده يكي پس از ديگري معين فرموده بود
باز كساني بودند كه به موازات آنان ادعاي نيابت و سفارت حضرت را داشتند
با اينكه
نامه هايي از جانب امام (ع ) در رد و تكذيب آن ها صادر شده بود.
ادعاي سفارت حضرت از زمان شيخ محمدبن عثمان عمروي
سفير دوم امام مهدي (ع )
آغاز شد. نخستين مدعي بابيت امام
« ابومحمد شريعي بود و در پي او محمدابن نصير نميري موسس طريقه نصيريه است كه حضرت صاحب الامر او را لعن نمود و حسين
ابن منصور حلاج صوفي معروف و ابوجعفر محمدابن علي شلمغاني معروف به ابن ابي الغراقر و ابوبكر محمدابن احمد عثمان بغدادي
حاضر شد و]امام [و احمدابن هلال كوفي و ابودلف مجنون محمدابن مظفر عبدالله ابن ميمون قداح در سال 251 مدعي نيابت
يحيي ابن ذكرويه در سال 281 مدعي باب شد و احمدابن حسين رازي و سيد شرف الدين ابراهيم
نخست مدعي باب امام بودند و
سپس ادعاي امامت كردند. حسين ابن علي اصفهاني و علي ابن محمد سجستاني بغدادي و سيد محمد هندي مدعي باب شدند. عباس
فاطمي در اواخر قرن هفتم و درويش رضا عبدالله حسان المهدي در 1899 خود را باب
سپس مهدي موعود اعلان نمود .
و سپس اعلام نمود مهدي است و خلاصه سيدعلي محمد]شد.[ اول بابيت امام ]مدعي [محمداحمدابن عبدالله سوداني صوفي
شيرازي با باب بودن ادعايش را آغاز كرد و تا الوهيت پيش رفت . در اين اواخر صوفيان نعمت اللهي براي جنيد بغدادي
مدعي نيابت
شده اند » . شيخ طوسي در كتاب الغيبه
در بابي مستقل به نام و مشخصات برخي از اين مدعيان اشاره كرده اند.
متمهدين صوفي
عرفان هاي تكليف گريز
همان صورت امروزين طريقت هاي مستقل از شريعت متصوفه سنتي است . روشن است كه همه جريان هاي
خرافه گرا و از جمله صوفيه
تمام موفقيت خود را مرهون زودباوري كساني است كه ميزان عقل و وحي را در سنجش و راستي آزمايي
اعمال و سخنان اعجاب آور آنان ناديده مي گيرند. « ذكر اين نكته در شناخت ماهيت صوفيه ضروري است كه از اولين اصول اين طايفه
« تفرس » است . صوفيه بر مبناي اين اصل
ابتدا اشخاص بله و زودباور را به دام مي اندازند. حمقا خريداران هميشگي سخنان اعجاب آور
آنها هستند. پيغمبر اسلام صلي الله عليه و آله فرمود : ما رفع الله رايه ضلال الاو قدلف عليه اناس سفها »
تامل و بررسي ـ هر چند گذراـ در اصطلاحات متصوفه
به ما ثابت مي كند كه جعل بسياري از القاب اين طايفه
ريشه در ادعاهاي
گزاف آنان در امر ولايت و مهدويت دارد
براي مثال
مي توان از عناوين « قطب »
« غوث » و « غوث الاعظم » نام برد
چنانكه جواد
نوربخش
رهبر يكي از سلاسل صوفيه نعمت اللهي
در وجه تسميه « قطب » مي نويسد : « از آن رو كه انسان كامل است و جهان علم و
معرفت الهي پيرامون محور وجود او مي چرخد » !! در حاليكه اين معنا تنها براي ائمه اطهار(ع ) تحقق مي يابد.
برخي از فرق صوفيه با تقسيم بالسويه « ولايت » ميان رهبران خود و امامان معصوم (ع ) به جعل « ولايت قمريه » و « ولايت جزئيه »
اقطاب
در عرض « ولايت شمسيه » و « ولايت كليه » ائمه معصومين (ع )
دست يازيده تا بدين ترتيب هم « پديده ولايت بدون امامت » را
رسميت بخشيده باشند و هم ماهيت عقيدتي فرقه هاي خود را بيش از پيش نمايان كنند. طرح عنوان « عالم صغير » براي قطب در مقابل
عالم كبير
يعني امامان معصوم (ع )
نشان ديگري از گزافه گويي برخي از طوايف صوفيه مي كند تا آنجا كه در شان « عالم صغير »
جاري خواهد بود » !!]قطب [مي نويسند : « پس آن اخباري كه در غيبت حضرت قائم وارد شده
تمام آنها در عالم صغير
از آن رو كه خاستگاه و رستنگاه تصوف
جهان و جغرافياي تسنن بوده است
فرق دراويش به تاسي از مكتب خلفا
بعضا به « ولايت
نوعيه » رهبران خود معتقدند و لذا چندانكه بايد به « ولايت شخصيه » ائمه اطهار(عليهم السلام ) وقعي مي نهند! اين انحراف
زمينه ساز
ظهور متمهدين صوفي گرديد. در تاريخ تصوف كساني كه ادعاي « مهدويت نوعيه » كرده اند
كم نبوده اند
به عنوان مثال
در قرن هشتم
درويش محمد نوربخش ـ سرسلسله نوربخشيه و ذهبيه از سلاسل معرفيه ـ به نام مهدي موعود خروج كرد اما به دست امير تيمور
گوركاني گرفتار و تاديب گرديد!
در اين زمينه بازخواني نوشته هاي صوفيه در شان رهبران خود
موجب اعجاب و شايان تامل است . مي توان با خواندن نوشته يكي از
دراويش ذهبي در وصف سركرده فراماسونر فرقه ذهبيه اغتشاشيه احمديه
به عمق فاجعه پي برد
آنجا كه مي نگارد : « ركن ركين و بلد
امين
وارث اقطاب الولايه و الهدايه مروج الشريعه الغرا المصطفوي و قائد الطريقه البيضا المرتضوي
كهف الابدال و الاوتادالزمان
قطب الاوليا الكاملين
ابوالوقت مولانا الاعظم
استاد دكتر حاج عبدالحميد گنجويان متعناالله بطول بقائه وارواحنافداه و افاض الله علينا
و علي جميع المسلمين انوار هدايته و ولايته ... » !!! القابي كه در جهان هستي
برازنده كسي جز حضرت ولي الله الاعظم (عج ) نيست !
البته مدعيات متصوفه
به ذكر اين موارد پايان نمي پذيرد
بلكه اين تنها مشتي نمونه از خرمن ادعاي بسيار آنهاست و اميد آن داريم
كه در نوشته اي مستقل به بررسي و تحليل مستند عقايد و آداب صوفيه در اين زمينه بپردازيم .
مدعيان عصر ارتباطات
براي تفنن هم كه باشد
اصطلاح « مدعيان دروغين » را در اينترنت جستجو كنيد
تا با انبوه آمار و اخبار اين اخوان الشياطين
در
صفحات سايت ها و خبرگزاري ها برخوريد. البته بايد ديده باشيد كه در چند سال اخير
رسانه ملي با ساخت مجموعه هاي مستندي به
نام « مدعيان دروغين » به افشاي چهره پنهان برخي از اين افراد دست زد . بنابر آخرين گزارش رسمي نيروي انتظامي
« بيش از 50 فرقه و
گروه تخديري به ايران وارد شده كه نيمي از آن ها فعال اند و قريب 200 عنوان كتاب ترجمه و چاپ و توزيع » كرده اند . در اينجا براي نمونه
با چند سامري عصر ارتباطات
آشنا مي شويم :
1 ـ سيدحسين كاظميني بروجردي
روحاني نماي بيسوادي كه به ضرب زبان چرب و قيافه غلط انداز خود
جماعي از جهال را با
خود همراه كرده و مدعي ارتباط با امام زمان (عج ) بود
اما پس از دستگيري اعتراف كرد كه به جاي امام زمان با عليرضا نوري زاده ـ
ضدانقلابي فراري و عامل سرويس هاي غرب ـ ارتباط داشته است ! و ماهانه بيش از 50 ميليون تومان از اين راه كسب درآمد مي كرد!
2 ـ مرد هميشه پنهان عراقي كه مدعي بود سيدحسني است ! در لوحي تصويري كه از او به دست آمد
وي را در پوششي يك دست
سبز و نقابي سفيد بر صورت
در زير عكس منتسب به يكي از ائمه (ع ) نشان مي دهد كه مي گويد : « ايران كربلاي ثاني است و من وظيفه
خطيري برعهده دارم
وظيفه من بسترسازي براي ظهور است » ! پس از سقوط صدام
تعدادي از اتباع عراقي مقيم ايران
در حاليكه
لباس هاي بلند مشكي و شال هاي سبز در برداشتند
پس از نماز جمعه شهرهاي تهران و قم
شعارهايي در حمايت از او به عنوان
سيدحسني
سردادند! اين كذاب فعاليت هاي خود را در كرج
اصفهان
تبريز
مشهد و شيراز گسترش داد. از جمله دستورات وي به
مريدان ذكر اينگونه صلوات بود : « اللهم صل علي آقا سيد » ! او مدعي بود كه طي الارض مي كند و زنان مريدش نيز بر وي محرمند! پس از
دستگيري علاوه بر اعتراف به ارتباط نامشروع با مريدان
معلوم شد كه دانشجوي سابق دانشگاه بصره بوده است . به اذعان استاندار بصره
هدايت گروه او را رژيم صهيونيستي به عهده داشته است !
3 ـ خانم 50 ساله اي به نام ب . ب كه ادعا داشت همزادي از نوع افعي دارد! و با اجنه و ارواح در ارتباط است
خود را يار ششم امام
زمان (عج ) معرفي و اعلام نمود كه طي السما مي كند! وي كه قصد داشت در بيابان هاي اطراف قم مسجدي براي امام زمان (عج ) :
جمكران 2 ـ بسازد
پس از دستگيري اعتراف كرد كه تنها در يك فقره از مريدانش كه يك پزشك خانم بوده
70 ميليون تومان كلاهبرداري
نموده است !
4 ـ روز 12 دي ماه 1386 خبري بر روي خروجي خبرگزارها قرار گرفت مبني بر اينكه فردي به نام عبدالرضا . ق با معرفي خود به
عنوان امام زمان به همراه تعدادي از بستگانش در مقابل نهاد رياست جمهوري منتظر ملاقات با رئيس جمهور است ! وي اظهار داشت
پيامي براي دكتر احمدي نژاد در دو محور دارد
يكي اصلاح وضع اقتصادي و ديگر برچيدن مراسم عزاداري سيدالهشدا! پس از
دستگيري و بازجويي معلوم شد كه دو برادر اين مدعي در سال هاي گذشته به اتهام اقدام تروريستي
مجازات شده اند و تعدادي از
فرزندانش در خارج از كشور به سر مي برند.
5 ـ خانمي به نام ف . الف براي جمعي از مريدان زنش ادعا مي كرد كه همسر آينده امام زمان است ! وي مدعي بود كه با اقدامات و
تاليفاتش به تنهايي 40 سال زمان ظهور حضرت را به جلو انداخته است !
6 ـ شيادي ديگر بيش از 40 نفر ساده انديش را براي انجام مناسك حج در تپه هاي اطراف هشتگرد احرام پوشانيد! و روزي سه نوبت
خود و مريدانش به سجاده خالي منسوب به امام زمان اقتدا مي كرد! وي مدعي سير و سياحت در عوالم هستي به همراه امام زمان و در
سفينه ايشان بود!
قدرت در ارتباط گيري با موجودات ناديدني و يا توانايي هاي غير طبيعي
به گواهي اخبار مستند
از كفار
فجار
فاسقان و انسان هاي
بي دين نيز بر ميآيد. نيروي برخاستن از زمين و يا پرواز در آسمان كه حشرات ضعيفي چون سوسك نيز قادر بر آنند
چه حقانيت و
مشروعيتي را براي عامل آن مي تواند به بار آرد ! همه مي دانند كه مرتاضان هندي و يا شخصي مانند ديويد كاپرفيلد
كه در جلوي
دوربينهاي خبرگزاري هاي سراسر جهان از ديوار چين رد شد
چنان كارهاي شگفتي انجام ميدهند كه مدعيان دروغين جامعه ما در خواب
نيز قدرت بر تصور آنها ندارند!
« موعود گرايي » به عنوان نقطه تعامل و اشتراك تمام اديان آسماني
در جهان غربي نيز با آسيب هاي جدي
دست به گريبان است .
مباحث « آخرالزماني »
« آرماگدون » و « پايان تاريخ »
هر روز در مغرب زمين گرم تر و البته بحراني تر ميشوند.

|