روزنامه جمهوري اسلامي 20/09/1387 صفحه سياسي
*****
تغيير رويكرد آمريكا در برابر گروه هاي سني عراق




  • قسمت دوم و آخر
    مقدمه :
    اعراب سني كه در حدود 20 درصد جمعيت عراق را تشكيل مي دهند در طول دهه هاي گذشته بر ساختارهاي سياسي و امنيتي اين كشور مسلط بوده اند . اما با فروپاشي رژيم بعث در سال 1382 آنها در شرايط جديدي قرار گرفته و با بازيگران جديدي در عرصه سياسي اين كشور روبه رو شده اند. آمريكا با كنار گذاشتن صدام حسين از قدرت سياسي گروه هاي شيعي و كرد را به عنوان بازيگران جديد در عرصه تعاملات سياسي و امنيتي عراق وارد كرد و خود نيز طراحي و پيشبرد بخش عمده اي از روند دولت ـ ملت سازي عراق پس از صدام و مديريت روندهاي سياسي و امنيتي را برعهده گرفت . در ميان گروه هاي داخلي عراق اكثر گروه هاي شيعي و كرد سعي كردند تا با تعامل با آمريكا در ايجاد ساختارهاي سياسي و امنيتي نوين حداكثر مشاركت را داشته باشند و اين رويكرد كماكان تاكنون ادامه داشته است . اما رويكرد گروه هاي سني در قبال سياست ها و اقدامات آمريكا در عراق متغير و با تحولاتي همراه بوده است . نوشتار حاضر در پي تبيين روابط متغير گروه هاي سني و آمريكا در عراق بعد از صدام است و اين فرضيه را مورد آزمون قرار مي دهد كه الزامات امنيت سازي در عراق باعث تحول روابط آمريكا و گروه هاي سني از تقابل به تعامل و مشاركت شده است .
    استراتژي 1386 و تعامل با سني ها
    با افزايش خشونت ها و ناامني ها آمريكا استراتژي جديدي را براي عراق طراحي كرد كه شامل افزايش نيرو به ويژه در استان هاي الانبار و بغداد سركوب گروه هاي شورشي و القاعده و كنترل شبه نظاميان شيعي بود. اما به تدريج محور عمده ديگري در چارچوب استراتژي آمريكا قرار گرفت كه در امنيت سازي عراق و بازتعريف روابط آمريكا با گروه هاي سني عراقي بسيار تاثيرگذار بود. اين محور حمايت از نيروهاي عشاير سني موسوم به « شوراهاي بيداري » و تجهيز و سازماندهي آنها در مقابل القاعده بود.
    هرچند در ابتدا سازماندهي قبايل سني بخشي از استراتژي آمريكا در عراق نبود اما شرايط ناشي از خيزش قبايل سني در مقابل القاعده باعث استفاده آمريكا از اين فرصت و تجهيز و حمايت از آنها شد . سني ها از سال 1382 در پيوند و تعامل با القاعده بودند اما اقدامات و عملكرد نيروهاي القاعده در نواحي سني نشين به تدريج ناخرسندي جمعيت محلي و واكنش آنها را در برابر القاعده در پي داشت . القاعده عراق به دليل تركيبي از افراط گرايي مذهبي ارعاب و فساد حمله به رهبران قبايل و سني هايي كه مدعي حفاظت از آنها بودند و همچنين ساير اقدامات نادرست زمينه هايي را براي ناكامي خود ايجاد كرد.
    ناخرسندي عشاير سني از عملكرد القاعده و شورش عليه آنها مورد توجه فرماندهان نظامي آمريكا قرار گرفت . آمريكا از اين تغيير در جهت عملياتي فراگير و دايمي در مقابل القاعده استفاده كرد و به حمايت مالي و تسليحاتي از « شوراهاي بيداري » پرداخت . اين سازماندهي و خيزش ابتدا در استان الانبار شروع شد و سپس به ساير مناطق و استان هاي ناامن عراق گسترش يافت . اكنون تعداد نيروهاي شوراهاي بيداري در سراسر عراق به حدود 90 هزار داوطلب مي رسد كه اغلب سني هستند و حدود 20 درصد آنان را نيز شيعيان تشكيل مي دهند.
    مبارزه نيروهاي بيداري در مقابل القاعده تا حد زيادي نتايج موفقيت آميزي داشته است و بر اين اساس اين نيروها اكنون بخش غيرقابل انكاري از استراتژي امنيت سازي آمريكا در عراق محسوب مي شوند. اين نيروها اغلب در قالب گروه هاي شورشي سني در طول سال هاي گذشته به جنگ در مقابل نيروهاي آمريكايي و عراقي پرداخته اند اما به دليل روبه رو شدن با رويكرد خشونت آميز القاعده و حمايت هاي مالي و تجهيزاتي آمريكا وفاداري خود را به سوي آمريكا معطوف كرده اند و با ارتش آمريكا همكاري مي كنند. آمريكا اكنون به اين نيروها حقوق ماهانه حدود 300 دلار در قالب قرارداد پرداخت مي كند و دولت عراق را براي پرداخت حقوق آنها از اوايل سال جاري تحت فشار قرار مي دهد . بر اين اساس وزير دفاع عراق اعلام كرد كه دولت 150 ميليارد دينار براي حقوق شوراهاي بيداري در بغداد و ساير استان ها اختصاص داده است .
    عمده ترين عاملي كه به حمايت آمريكا از نيروهاي بيداري و تجهيز آنان منجر شد ضرورت هاي امنيت سازي و ناكامي آمريكا در اين خصوص در طول چند سال گذشته بوده است . از سوي ديگر سني ها نيز همكاري با آمريكا را به عنوان شيوه اي براي مشاركت هرچند بيشتر در ساختارهاي سياسي و نظامي امنيتي جديد تصور مي كنند و با اين شيوه در پي تبديل شدن به يكي از عناصر الزام آور امنيت سازي و ايجاد ثبات در عراق هستند.
    به نظر مي رسد كه سني ها از تسلط شيعيان نگراني دارند و نمي توانند اين واقعيت را بپذيرند كه ديگر نخبگان حاكم بر اين كشور نيستند. در حالي كه شيعيان سني ها را به فرقه گرايي مخفي متهم مي كنند سني ها نيز شيعيان را به فرقه گرايي آشكار و استفاده از دموكراسي و ابزارهاي دموكراتيك براي توجيه دستورالعمل فرقه اي متهم مي كنند. درحاليكه موضع سياسي شيعه روشن و ساده يعني حاكميت اكثريت شيعي با استفاده از ابزارهاي دموكراتيك است موضع سني ها مبهم مي باشد. آنها به صورت كلي الگوي مبتني بر سهم هاي فرقه اي را رد مي كنند و خواستار حكومت شركايي كامل و مساوي با ساير گروه ها مي باشند.
    ظهور شوراهاي بيداري و حمايت آمريكا از آنها در مبارزه با القاعده در بهبود شرايط امنيتي عراق تاثيرگذار بوده است . اما اكنون اين شوراها به معضل جديدي در عراق تبديل شده اند و ممكن است در ميان مدت عنصري براي تشديد ناامني ها باشند. بخش عمده اي از گروه هاي عراقي نگراني ها و مواضع منفي اي در خصوص اين شوراها ابراز مي كنند و دولت عراق نيز براي جذب آنها در ساختارهاي نظامي ـ امنيتي و حتي بخش هاي غيرنظامي تحت فشار دولت آمريكا قرار دارد.
    شوراهاي بيداري در حال تبديل شدن به نيروي جديدي در عرصه سياسي و امنيتي عراق است كه با آمريكا در پيوند هستند و خواستار كسب سهم خود از ساختار رسمي مي باشند. آنها خود را به عنوان نيرويي ثبات بخش مي دانند كه به خشونت هاي ناشي از فعاليت هاي القاعده عراق پايان داده اند و لذا خواستار مشاركت در سازمان هاي دولتي به عنوان پاداشي براي اين مبارزات خود هستند.
    با شكل گيري شوراهاي بيداري در مناطق و نواحي تحت كنترل خود مخالف است چرا كه ) KRG (حكومت منطقه كردستان شكل گيري نيروهاي بيداري از سوي اعراب سني با منافع كردي در ايجاد خودمختاري امنيتي به ويژه در كركوك و بخش هايي از استان نينوا برخورد مي كند. نگراني اصلي رهبران عرب سني نظير طارق الهاشمي معاون نخست وزير و رهبر جبهه توافق عراق و عدنان الدليمي اين است كه شوراهاي بيداري به زيان سياستمداران سني قدرت سياسي كسب خواهند كرد. نفوذ فزاينده مردان قبيله اي شوراهاي بيداري چالشي را براي بلوك سني در سهيم شدن قدرت سياسي آغاز كرده است . به عنوان نمونه تحريم دولت مالكي از سوي وزراي جبهه توافق در مرداد 1386 شايعاتي را تقويت كرد كه حاكي از آن بود كه شوراي بيداري نامزدهاي جايگزيني را انتخاب خواهد كرد.
    از آنجايي كه بخش قابل توجهي از نيروهاي بيداري را شورشيان و بعثي هاي سابق تشكيل مي دهند گروه هاي شيعي نسبت به آنان سوظن عميقي دارند و از نقش آنها در آينده عراق نگران هستند. علاوه بر ورود بعثي ها و تروريست هاي القاعده به شوراهاي بيداري گرايش هاي سكولار و سني اين شوراها و نفي نقش آفريني روحانيون در عرصه سياسي از سوي رهبران بيداري خشم رهبران شيعي را در پي داشته است . مقتدي صدر و عبدالعزيز حكيم از اصلي ترين رهبران شيعي محسوب مي شوند كه درخصوص تهديدات فزاينده نيروهاي بيداري اظهار نگراني مي كنند.
    به رغم نقش آفريني نيروهاي بيداري در امنيت سازي عراق سرنوشت اين نيروها به دليل ديدگاه هاي متفاوت و مناقشه هاي دولت عراق و مقامات آمريكا مبهم و مورد ترديد است . مقامات آمريكايي خواستار جذب سريع اين نيروها در ساختارهاي امنيتي و حتي اعطاي مشاغل غيرنظامي به آنها و يا پرداخت حقوق آنها از سوي دولت عراق هستند. اما دولت عراق ملاحظاتي را در اين خصوص مطرح مي كند كه ازجمله آنها امكانات و ظرفيت محدود جذب نيروها ورود عناصر بعثي و القاعده به شوراهاي بيداري و لزوم كسب اطلاعات در خصوص افرادي است كه قصد استخدام در نيروهاي نظامي و امنيتي را دارند.
    با اين حال شوراهاي بيداري در معرض خطراتي از جانب القاعده هستند و چندين تن از رهبران آنها نيز توسط عناصر القاعده ترور شده اند. اين مسئله اين شوراها را در تنگناي بيشتر قرار مي دهد چرا كه در اين شرايط آنها از سوي دو طيف از نيروهاي سياسي و نظامي در عراق تحت فشار هستند. از يكسو اين شوراها مورد سوظن و مخالفت گروه هاي مختلف سني و كرد قرار دارند و دولت عراق نيز بنا به ملاحظات خود از پذيرش كامل و فوري آنها در ساختارهاي رسمي اجتناب مي كند و از سوي ديگر عناصر القاعده به حملات خود به اين شوراها ادامه مي دهند.
    در مجموع ظهور شوراهاي بيداري با سازماندهي و حمايت آمريكا متغير جديدي را به محيط امنيتي درون عراق اضافه كرده است كه فرصت ها و تهديداتي را در پي دارد. عمده ترين فرصت كاهش تهديدات امنيتي القاعده و همچنين وارد ساختن سني ها به روندهاي امنيتي و سياسي رسمي به جاي مخالفت در قالب گروه هاي شورشي است . اما تهديد عمده ظهور نيروي شبه نظامي جديد در مقابل دولت و ساير گروه هاي عراقي است كه شرايط سياسي ـ امنيتي را پيچيده تر مي كند. اين شوراها با توجه به تجهيز سازماندهي و حمايت آمريكا خواستار ايفاي نقش برجسته در عراق هستند اما اين امر مي تواند موقعيت ساير گروه هاي سني را تضعيف نموده و نگراني هايي را در ساير گروه هاي عراقي نيز ايجاد كند.
    نتيجه گيري
    ظهور گروه هاي شورشي سني در عراق در سال 1382 و گسترش خشونت ها و ناامني ها در اين كشور پيشبرد روند سياسي با مديريت آمريكا را با چالش ها و موانعي اساسي روبه رو كرد. عدم مشاركت گروه هاي سني در روند سياسي به همراه شورش مسلحانه روابط آمريكا با گروه هاي سني را در مقطع اوليه بعد از اشغال عراق به صورت تقابلي تعريف كرد. اعمال اقدامات خشونت آميز عليه غيرنظاميان شيعي در كنار نيروهاي آمريكايي و عراقي از سوي شورشيان سني باعث برجستگي نگراني هاي امنيتي در عراق و تبديل شدن امنيت سازي به اولويت اصلي در اين كشور شد.
    شرايط ناامن و بي ثبات عراق و الزامات امنيت سازي از منظر آمريكا به همراه افزايش تمايل گروه هاي سني براي مشاركت در روند سياسي و ساختارهاي امنيتي به تدريج روابط آمريكا و سني ها را از تقابل به تعامل رهنمون ساخت . در اين چارچوب مشاركت گروه هاي سني در مجلس نمايندگان و دولت عراق در سال 1384 آغاز شد و موانعي چون قانون بعثي زدايي نيز با فشار آمريكا تعديل شد. اما فعاليت بخش وسيعي از گروه هاي شورشي سني در برابر نيروهاي آمريكا و نظاميان و غيرنظاميان عراقي همچنان تداوم داشت .
    خيزش قبايل سني در برابر القاعده و ظهور شوراهاي بيداري با حمايت و تجهيز مقامات آمريكايي در سال 1386 مرحله پيشرفته تري از تعامل آمريكا و گروه هاي سني و استفاده مقامات آمريكايي از گروه هاي سني در جهت امنيت سازي محسوب مي شود. هرچند اين امر فرصت هايي را براي بهبود شرايط سياسي و امنيتي عراق ايجاد كرده است اما از سويي ديگر به وارد شدن متغير نويني در معادلات اين كشور و پيچيدگي بيشتر شرايط منجر شده است . شرايطي كه در آن احتمال و ظرفيت منازعات گروه هاي داخلي به دليل تجهيز نيروهاي خارج از ساختارهاي نظامي ـ امنيتي رسمي افزايش مي يابد.
    منبع : مركز تحقيقات استراتژيك
    اعراب سني در انتخابات مجمع ملي انتقالي از ورود به روند سياسي اجتناب و اين انتخابات را تحريم كردند
    بعد از آماده شدن پيش نويس اوليه قانون اساسي عراق اكثر گروه هاي سني خواستار راي منفي به آن در همه پرسي شدند
    انفجار سامرا در سال 1385 از سوي گروه هاي شورشي سني و به ويژه القاعده عراق در راستاي استراتژي ايجاد جنگ داخلي در عراق بود
    با تحقق نيافتن دولت الگوي مورد نظر آمريكا در عراق واشنگتن در جهت كنترل ائتلاف عراق يكپارچه حمايت بيشتر از سني هاي عراق را براي ايجاد توازن در مقابل شيعيان مور توجه قرار داد
    شرايط ناامن عراق و الزامات امنيت سازي از منظر آمريكا به همراه افزايش تمايل گروه هاي سني براي مشاركت در روند سياسي و ساختارهاي امنيتي به تدريج روابط آمريكا و سني ها را از تقابل به تعامل رهنمون ساخت