
قسمت اول
مقدمه :
اعراب سني كه در حدود 20 درصد جمعيت عراق را تشكيل مي دهند
در طول دهه هاي گذشته بر ساختارهاي سياسي و امنيتي اين
كشور مسلط بوده اند . اما با فروپاشي رژيم بعث در سال 1382
آنها در شرايط جديدي قرار گرفته و با بازيگران جديدي در عرصه سياسي
اين كشور روبه رو شده اند. آمريكا با كنار گذاشتن صدام حسين از قدرت سياسي
گروه هاي شيعي و كرد را به عنوان بازيگران جديد در
عرصه تعاملات سياسي و امنيتي عراق وارد كرد و خود نيز طراحي و پيشبرد بخش عمده اي از روند دولت ـ ملت سازي عراق پس از
صدام و مديريت روندهاي سياسي و امنيتي را برعهده گرفت . در ميان گروه هاي داخلي عراق
اكثر گروه هاي شيعي و كرد سعي كردند تا با
تعامل با آمريكا در ايجاد ساختارهاي سياسي و امنيتي نوين
حداكثر مشاركت را داشته باشند و اين رويكرد كماكان تاكنون ادامه داشته
است . اما رويكرد گروه هاي سني در قبال سياست ها و اقدامات آمريكا در عراق
متغير و با تحولاتي همراه بوده است . نوشتار حاضر در
پي تبيين روابط متغير گروه هاي سني و آمريكا در عراق بعد از صدام است و اين فرضيه را مورد آزمون قرار مي دهد كه الزامات
امنيت سازي در عراق
باعث تحول روابط آمريكا و گروه هاي سني از تقابل به تعامل و مشاركت شده است .
رويكرد و رفتار گروه هاي سني
اشغال عراق به پايان حاكميت اعراب سني بر عراق و مشاركت گروه هاي شيعي و كرد در عرصه قدرت منجر شد. با تاكيد بر قاعده
مشاركت دموكراتيك و مبتني بر سهم قومي و فرقه اي گروه هاي داخلي عراق در نظام سياسي
گروه هاي سني با واقعيت جديدي مواجه
شدند كه حاكي از تسلط اكثريت شيعي و كردها بر ساختارهاي سياسي امنيتي اين كشور و نقش كم آنها
برخلاف دوره صدام
بود. بر اين
اساس از منظر اكثريت گروه هاي سني
آمريكا عامل اصلي از دست رفتن قدرت و جايگاه آنان و تسلط شيعيان و كردها تلقي شد.
عدم پذيرش واقعيت هاي جديد عرصه قدرت ازسوي گروه هاي سني
نه تنها باعث عدم مشاركت آنها در روند سياسي و ساختارهاي
جديد شد
بلكه مخالفت آنها را در مقابل نيروهاي آمريكا و دولت مركزي عراق نيز به تدريج افزايش داد. در مدت زمان اوليه بعد از
فروپاشي رژيم بعث
فضاي عمومي حاكم بر جامعه اعراب سني مخالفت و ابراز تنفر از آمريكايي ها و گروه هاي همكار آنها در عراق
به
ويژه گروه هاي شيعي و كرد
بود. اين مخالفت ها به تدريج در اشكالي خشونت آميز و در قالب گروه هاي شورشي سني بروز يافت .
هرچند در ابتدا سازماندهي اين گروه ها بيشتر از سوي بعثي هاي باتجربه سابق صورت گرفت
اما اين گروه ها با گذشت زمان طيف هاي
وسيعي از گروه هاي سني را در برگرفتند.
انحلال سازمان هاي حكومتي و نظامي امنيتي بعثي در عراق و در نتيجه كاهش شديد قدرت و امتيازات اعراب سني
به نارضايتي
بخش وسيعي از گروه هاي سني و احساس حاشيه اي شدن در آنها منجر شد. اين امر باعث بيكاري تعداد زيادي از كاركنان بعثي رژيم
صدام شد. اين مسئله شكل گيري گروه هاي شورشي را ازسوي آنها
با انگيزه هاي سياسي و اقتصادي
بسيار تقويت كرد. علاوه بر اين
ورود جنگجويان سني القاعده از ساير كشورها به عراق و همكاري با سني هاي اين كشور
گرايش عمومي اعراب سني را در جهت
مخالفت با روند سياسي جديد و تلاش براي ناكام گذاشتن اين روند بسيار افزايش داد.
مهم ترين گروه هاي شورشي سني عراق در دوره اخير شامل دولت اسلامي عراق (القاعده عراق )
ارتش مجاهدين عراق
ارتش
اسلامي عراق
ارتش انصارالسنه
گردان هاي انقلاب 1920 و جبهه اسلامي مقاومت عراق است . دولت اسلامي يا القاعده عراق قبلا "
تحت عناويني ازجمله شوراي مجاهدين
سازمان القاعده در سرزمين بين النهرين و گروه توحيد و جهاد بود كه هر سه تحت رهبري
ابومصعب زرقاوي قرار داشت كه وي در خرداد 1385
توسط نيروهاي آمريكايي كشته شد . دولت اسلامي عراق در مهر 1385
در
جهت تلاش براي كسب حمايت محلي براي اين گروه كه عمدتا متشكل از جنگجويان خارجي بود
تاسيس شد. بعد از مرگ زرقاوي
ابوعمر بغدادي رهبري اين گروه را برعهده گرفت كه دولت عراق ادعا مي كند وي را در يازده ارديبهشت 1386
كشته است . ارتش
مجاهدين عراق نيز از سال 1383 فعال بوده و ادعا مي كند كه تنها متشكل از جنگجويان عراقي است
كه تعداد كمي از آنها در ارتش عراق
در زمان صدام حسين خدمت كرده اند
و به حزب بعث اظهار وفاداري نمي كند.
ارتش اسلامي عراق در سال 1381
به عنوان گروهي زيرزميني ايجاد شد و به صورت رسمي در ارديبهشت 1382 اعلام وجود كرد .
اين گروه متشكل از شهروندان عراقي است و ادعا مي كند كه بزرگ تر از دولت اسلامي عراق (القاعده عراق ) است . گروه انصارالسنه از
درون سازمان انصارالاسلام پديدار شد كه در شهريور 1382 تاسيس شد و پوششي براي ساير گروه هاي كوچك و متشكل از جنگجويان
عراقي و اعراب سني خارجي بوده است . گروه گردان هاي انقلاب 1920 يا جنبش مقاومت عراق
در خرداد 1382 ايجاد شد . اين گروه
متشكل از افسران ارتش سابق عراق بوده و سازماني پوششي براي گروه ها و دسته هاي كوچك تر ديگري است . جبهه اسلامي مقاومت
در ارديبهشت 1383 تاسيس شد و متشكل از تركيبي از افسران نظامي و جنگجويان غيرنظامي است . جناح نظامي اين ) JAMI (عراق
سازمان
گردان هاي صلاح الدين ايوبي نام دارد.
تشكيل گروه هاي شورشي فوق از سوي اعراب سني به عنوان واكنش و رويكرد اصلي اين گروه در دوره اوليه بعد از فروپاشي رژيم
بعث بود و گروه هاي سياسي سني نيز از مشاركت در روند سياسي خودداري كردند. اعراب سني در انتخابات مجمع ملي انتقالي از ورود
به روند سياسي اجتناب و انتخابات را تحريم كردند. اين مسئله باعث شد تا به رغم عدم حضور نمايندگان سني در مجمع ملي
افرادي از
اين گروه براي مشاركت در تدوين پيش نويس قانون اساسي گزينش شوند. بعد از آماده شدن پيش نويس اوليه قانون اساسي
اكثر
گروه هاي سني خواستار راي منفي به آن در همه پرسي شدند و تنها حزب اسلامي
به عنوان گروهي ميانه رو
از مردم سني خواست تا با
راي مثبت به قانون اساسي (به شرط اعمال اصلاحات لازم در آينده )
مشاركت خود را در روند سياسي گسترش دهند. تا اين زمان
رويكرد اكثريت اعراب سني شامل خودداري از مشاركت در روند سياسي
ايجاد گروه هاي شورشي و اقدامات خشونت آميز در مقابل
نيروهاي آمريكايي و دولت مركزي عراق بود.
در انتخابات مجلس نمايندگان عراق در آذر 1384
رويكرد بخش عمده اي از گروه هاي سني از مخالفت به مشاركت در روند سياسي
تغيير كرد. در اين انتخابات اعراب سني در قالب دو ائتلاف عمده جبهه توافق به رهبري عدنان الدليمي و جبهه گفت وگوي ملي به رهبري
صالح المطلق
در روند سياسي مشاركت كردند. جبهه توافق خود از سه گروه يعني حزب اسلامي به رهبري طارق الهاشمي
كنگره اهل
عراق به رهبري عدنان الدليمي و شوراي گفت وگوي ملي به رهبري خلف عليان تشكيل شده است . در اين انتخابات جبهه توافق 44
كرسي و جبهه گفت وگوي ملي 10 كرسي از 275 كرسي مجلس نمايندگان عراق را به دست آورد . با اين همه برخي گروه هاي سني ديگر
مانند هيات علماي مسلمين به رهبري حارث الضاري
همچنان با روند سياسي جديد عراق مخالفت و پيوندهاي خود را با گروه هاي
شورشي حفظ كردند.
از اين مقطع اعراب سني رويكردي دو بعدي را دنبال مي كردند كه از يكسو مشاركت در ساختارهاي سياسي و چانه زني براي افزايش
امتيازات سني ها از مجراهاي رسمي بود و از سوي ديگر مخالفت مسلحانه با دولت جديد عراق و نيروهاي آمريكايي درجهت اعمال
فشار و اهرم سازي و حتي شكست روند سياسي ـ امنيتي كنوني در صورتي كه توان و شرايط به آنها اين اجازه را مي داد. ازجمله
درخواست ها و اهداف گروه هاي سياسي سني در اين دوره اصلاح قانون اساسي
تعديل قانون بعثي زدايي
مخالفت با فدراليسم
توزيع
درآمدهاي نفتي
مشاركت در تصميم گيري هاي مهم دولت و پايان دادن به فعاليت گروه هاي شبه نظامي شيعي بود.
شورش مسلحانه گروه هاي سني در عراق شرايط امنيتي اين كشور را بسيار وخامت بخشيد و ناامني ها در حدي گسترش يافت كه
پيشرفت روند سياسي عراق را با مانعي بسيار جدي و عمده مواجه كرد. اقدامات خشونت آميز و مسلحانه گروه هاي شورشي سني به
نيروهاي نظامي آمريكايي و عراقي محدود نبود و اين اقدامات به تدريج و در حجمي وسيع به سوي غيرنظاميان و به ويژه شيعيان
معطوف شد. اين وضعيت كه با ناتواني نيروهاي آمريكايي و عراقي در تامين امنيت مردم همراه بود
باعث گرايش مردم به سوي
گروه هاي شبه نظامي شيعي و سني براي تامين امنيت خود شد.
انفجار سامرا در سال 1385
از سوي گروه هاي شورشي سني و به ويژه القاعده عراق
در راستاي استراتژي ايجاد جنگ داخلي در
عراق بود كه به تشديد خشونت هاي فرقه اي و واكنش هاي متقابل گروه هاي شبه نظامي شيعي چون جيش المهدي منجر شد. اين حادثه
باعث شد كه حتي رهبران مذهبي شيعي مانند آيت الله سيستاني نسبت به حفاظت از مردم با تشكيل گروه هاي مسلح
در صورت عدم
توانايي دولت براي امنيت سازي
هشدار دهند . در مجموع در سال 1385
شرايط امنيتي عراق به بدترين وضعيت خود از سال 1382
رسيد و مجموع تلفات نظاميان و غيرنظاميان در آن بسيار افزايش يافت . اين شرايط در حالي بود كه مخالفت و نارضايتي اعراب سني از
جايگاه سياسي و معادلات نوين قدرت در عراق و اقدامات مسلحانه شورشيان سني
اصلي ترين عامل ناامني ها محسوب
مي شد.
رويكرد آمريكا در قبال سني هاي عراق
رويكرد آمريكا در قبال گروه هاي سني عراق در پي استراتژي كلي واشنگتن در اين كشور و تحولات اين عرصه بوده است . در ابتداي
اشغال عراق
آمريكا سعي داشت تا در قالب استراتژي « ايجاد دولت الگو »
به سني هاي عراق سهمي متناسب با جمعيت آنها و براساس
قواعد دموكراتيك اعطا كند. از نظر نظامي ـ امنيتي نيز مقامات پنتاگون بر اين باور بودند كه مي توان با اعزام حجم متوسطي از نيرو
(حدود 130 هزار نفر)
عراق را در مدت زماني كوتاه اشغال كرد و با نهادينه سازي امنيت در اين كشور
به پياده سازي استراتژي كلي
پرداخت . در اين چارچوب عراق در مدت زماني كوتاه اشغال شد و تمامي ساختارهاي نظامي و امنيتي پيشين از جمله ارتش و نيروهاي
امنيتي بعث توسط پل برمر
حاكم آمريكايي عراق
منحل شد. سپس تلاش ها براي ايجاد ارتش و نيروهاي امنيتي جديد
چندماه پس از
اشغال عراق آغاز شد. از اين زمان ستادهاي جذب و ثبت نام نيرو در بيشتر شهرها داير شد و سپس اين نيروها آموزش ديده و تجهيز
شدند.
در ماه هاي اوليه حضور آمريكا در عراق به نظر مي رسيد كه برنامه هاي نظامي ـ امنيتي و سياسي اين كشور براساس يك استراتژي
كلان در حال پيشرفت است
اما به تدريج و با وقوع برخي تحولات
معضلات سياسي و امنيتي پيش روي دولت بوش در عراق آشكار
شد. از مهم ترين اين تحولات شكل گيري گروه هاي شورشي سني و اقدامات مسلحانه آنها در برابر نيروهاي آمريكايي و عراقي و
خودداري گروه هاي سياسي سني از مشاركت در روند سياسي جديد بود. در اين شرايط آمريكا از يكسو سعي كرد تا به سركوب شورشيان
بپردازد و از سوي ديگر گروه هاي سياسي سني را نسبت به مشاركت در روند سياسي تشويق كند و زمينه هاي اين مشاركت را فراهم سازد.
با گسترش فعاليت هاي خشونت آميز شورشيان سني
دولت آمريكا استراتژي خود در عراق
يعني « ايجاد دولت الگو » را كنار گذاشت
و در سال 1384
به دليل وخامت شرايط امنيتي
استراتژي « پيروزي در عراق » مطرح شد . اين استراتژي داراي اركان گوناگون سياسي
اقتصادي و امنيتي بود. در بخش امنيتي اين استراتژي
ايجاد امنيت از طريق عمليات نيروهاي آمريكايي و عراقي و مبارزه با شورشيان
در مراحل سه گانه پاكسازي
واگذاري و سپس بازسازي صورت مي گرفت . در بخش اقتصادي بر بازسازي و نهادينه سازي و در بخش
سياسي بر مشاركت سياسي جدي به ويژه از سوي گروه هاي سني تاكيد شد.
با تحقق نيافتن دولت الگوي مورد نظر آمريكا در عراق و عدم پيروزي شيعيان غيرسكولار در انتخابات
واشنگتن در جهت كنترل
ائتلاف عراق يكپارچه به عنوان بلوك سياسي اصلي مجلس نمايندگان عراق
به تدريج حمايت بيشتر از سني هاي عراق را براي ايجاد
توازن در مقابل شيعيان مورد توجه قرار داد. در اين راستا حمايت از مشاركت وسيع تر گروه هاي سني در ساختار سياسي جديد
تعديل
قانون بعثي زدايي براي عضويت بعثي هاي سابق در ساختارهاي سياسي و امنيتي و تاكيد بيشتر بر مبارزه با شبه نظاميان شيعي
به جاي
تمركز صرف بر شورشيان سني
باعث شد تا در روابط آمريكا با شيعيان عراق متغيرهايي وارد شود كه ترديد شيعيان را نسبت به
سياست هاي آمريكا افزايش دهد.
در ابتداي شكل گيري ارتش و پليس جديد عراق
استفاده از نيروهاي سابق ارتش در زمان بعث مطرح نبود
اما به تدريج تلاش ها
براي جذب نيروهاي بعثي افزايش يافت . نيروهايي كه تحت رژيم سابق عراق خدمت كرده اند
به تدريج از سال 1383 به ارتش
بازپيوستند
اما ارتش هنوز با كمبود نيروي تربيت شده و باتجربه مواجه بود . در آبان سال 1384
وزارت دفاع عراق در بيانيه اي از
افسران ارتش سابق عراق براي پيوستن به ارتش دعوت كرد. اين افسران تا رده سرگرد را شامل مي شدند.
در اين مرحله راهبرد آمريكا در قبال سني ها دوبعدي بود. اين راهبرد در قبال اعراب سني شورشي
كنترل آنان و پايان دادن به
شورش ها با كمك شيوه ها و ابزارهاي گوناگون
از جمله سركوب شورشيان و مصالحه با آنها از طريق ميانجي هاي متعدد سني بود.
ايالات متحده با تلاش براي وارد ساختن سني ها در ساختار سياسي و كنترل شورش اعراب سني
به صورت همزمان اهداف مختلفي را
دنبال مي كرد. يكي از اهداف عمده
تحت كنترل درآوردن اين گروه ها با ابزارهاي سياسي و غيرنظامي و در نتيجه كاهش هزينه هاي نظامي
و امنيتي بود. هدف ديگر آمريكا ايجاد توازن و بازدارندگي در قبال گروه هاي ديگر عراقي بود كه قدرت بازيگري بيشتري در مقابل
آمريكايي ها دارند.
آمريكا در دوره اوليه حضور خود در عراق
دولت ـ ملت سازي دموكراتيك در پرتو امنيت سازي ناشي از حضور نظامي خود را
مدنظر داشت و سپس با شكل گيري دولت جديد و نهادينه شدن آن
وظايف امنيتي به اين دولت واگذار مي شد. در اين چارچوب
شيعيان به دليل كثرت جمعيتي خود در جايگاه بالاتري قرار مي گرفتند
اما با حمايت از مشاركت گروه هاي كرد و سني اين جايگاه تعديل
مي شد. با ظهور گروه هاي شورشي سني و ايجاد ناامني و بي ثباتي هاي وسيع در عراق
نه تنها پيشبرد روند سياسي تحت الشعاع ناامني ها
قرار گرفت
بلكه ايجاد ثبات و امنيت در عراق به اولويت اصلي دولت آمريكا و دولت جديد عراق تبديل شد. بر اين اساس بود كه به
تدريج امنيت سازي به عنوان محور اصلي راهبردهاي آمريكا در عراق مطرح شد.
الگوي مورد نظر آمريكا براي امنيت سازي در عراق
در قالب راهبرد « پيروزي در عراق » و با تاكيد بر محورهايي مانند وارد ساختن
سني ها در روند سياسي
سركوب شورشيان سني و مقابله و كنترل شبه نظاميان شيعي
موفقيت آميز نبود و در سال 1385
خشونت ها و
ناامني ها بسيار افزايش يافت . اين امر باعث شد كه به تدريج از اواسط اين سال ترديدها و بدبيني ها نسبت به اين استراتژي افزايش يابد و
به جاي آن عباراتي چون « پيروزي هنوز ممكن است » مطرح شود.
فعاليت هاي خشونت آميز گروه هاي شورشي سني و القاعده در عراق
باعث وخامت اوضاع امنيتي و تشديد خشونت هاي فرقه اي در
سال 1385
شد . در اين سال آمار تلفات نيروهاي نظامي و غيرنظامي افزايش يافت و آمريكا در موقعيت دشواري در عراق قرار گرفت .
اين شرايط پيامد استراتژي القاعده عراق و ساير گروه هاي شورشي سني مبني بر شكست روند سياسي جديد از طريق گسترش ناامني ها
كشتار غيرنظاميان شيعي و ايجاد جنگ فرقه اي و در نتيجه واكنش گروه هاي شيعي بود. با گسترش خشونت ها
افزايش هزينه هاي مادي و
انساني جنگ و ناخرسندي افكار عمومي آمريكا از اين شرايط
كه در پيروزي دموكرات ها در انتخابات كنگره بازتاب پيدا كرد
دولت
آمريكا راهبرد جديدي را براي بهبود شرايط امنيتي عراق در سال 1386
طراحي و به مورد اجرا گذاشت .
منبع : مركز تحقيقات استراتژيك
آمريكا با كنار گذاشتن صدام حسين از قدرت سياسي عراق
گروه هاي شيعي و كرد را به عنوان بازيگران جديد در عرصه تعاملات
سياسي و امنيتي اين كشور وارد كرد اما گروه هاي سني در اين عرصه به حاشيه رانده شدند
اشغال عراق به پايان حاكميت اعراب سني بر عراق و مشاركت گروه هاي شيعي و كرد در عرصه قدرت منجر شد
از منظر اكثريت گروه هاي سني
آمريكا عامل اصلي از دست رفتن قدرت و جايگاه آنان و تسلط شيعيان و كردها تلقي مي گردد
ورود جنگجويان سني القاعده از ساير كشورها به عراق و همكاري با سني هاي اين كشور
گرايش عمومي اعراب سني را در جهت
مخالفت با روند سياسي جديد و تلاشي براي ناكام گذاشتن اين روند بسيار افزايش داد

|