روزنامه جمهوري اسلامي 17/09/1387 صفحه سرمقاله
*****
عاقبت تكيه كردن بر ديكتاتورها


  • بسم الله الرحمن الرحيم
    ملت هاي مسلمان تا زماني كه گرفتار استبداد و ديكتاتوري باشند نمي توانند به احكام ديني عمل كنند و به اصول و ارزشها پاي بندي نشان دهند. مردم تمايل زيادي به دين نشان مي دهند و حركت در چارچوب اصول و ارزشها را لازم مي دانند ولي متاسفانه حكومت هاي استبدادي همواره بزرگترين مانع بر سر راه حاكميت احكام ديني و اصول و ارزشها هستند زيرا آنرا با حاكميت اراده و تمايلات فردي خود در تضاد مي بينند.
    طنطاوي شيخ دانشگاه الازهر مصر در جريان برگزاري اجلاس باصطلاح اديان در نيويورك با شيمون پرز رئيس رژيم غاصب و جنايتكار صهيونيستي دست داد و با لبخند و احوالپرسي گرم چنين وانمود كرد كه اين رژيم از نظر او كاملا مشروع است . اين اقدام طنطاوي بويژه هنگامي كه فيلم و عكس اين صحنه منتشر شد عكس العمل شديد مردم مصر و نمايندگان مجلس اين كشور و دانشگاهيان و محافل مذهبي را برانگيخت بطوري كه همه خواستار بركناري او از دانشگاه الازهر شدند ولي اين اعتراضات به نتيجه نرسيد و طنطاوي همچنان با اقتدار در جايگاه خود باقي ماند!
    در بررسي علل بي نتيجه بودن اعتراضات شديدي كه به اقدام خلاف و غيرقابل توجيه طنطاوي صورت گرفت اين روزها سه نكته در محافل سياسي منطقه مطرح مي شود.
    اول آنكه اصولا دست دادن با رئيس رژيم صهيونيستي و ابراز صميميت نسبت به او اقدام خلافي نيست و طنطاوي مرتكب جرمي نشده است تا با او برخورد شود. اين را دولتي ها و طرفداران رابطه با رژيم صهيونيستي مطرح مي كنند.
    دوم آنكه طنطاوي بقدري قدرتمند است كه مخالفت ها و مخالفان نمي توانند تاثيري در جايگاه او داشته باشند.
    و سوم آنكه مخالفت كنندگان از جايگاه قابل اعتنائي در جامعه و ميان مردم برخوردار نيستند و همين امر موجب شده است مخالفت ها طنطاوي را وادار به كنار رفتن و يا حتي عذرخواهي نمايد.
    اگر از همين نكته سوم به بررسي اين عوامل بپردازيم خواهيم ديد كه واقعيت غير از اينست كه در اين نكته ادعا شده است . ترديدي وجود ندارد كه گروه اخوان المسلمين و نمايندگان اين گروه در مجلس مصر از جايگاه قابل توجهي در ميان مردم برخوردارند و هنگامي كه اين جمع با دانشگاهيان و محافل مذهبي و مردم كنار همديگر قرار مي گيرند يك جريان نيرومند در جامعه مصر بوجود مي آيد كه شعاع تاثير آن دنيا عرب و گاهي همه كشورهاي اسلامي را فرا مي گيرد. بنابر اين نبايد چنين مخالفتي بي تاثير باشد.
    نكته دوم نيز صحت ندارد زيرا طنطاوي به دليل موضعگيري هايش كه كاملا تابع دولت مصر است اصولا جايگاهي در ميان مردم ندارد و فقط عنوان شيخ دانشگاه الازهر بودن است كه به او اعتبار داده و منهاي اين عنوان خود او از اعتبار ذاتي برخوردار نيست .
    نكته سوم نيز صحت ندارد زيرا رژيم صهيونيستي در چشم مردم مصر بقدري منفور است كه هر كس به اين رژيم گوشه چشمي نشان دهد او نيز منفور مي شود و حسني مبارك درست به همين دليل است كه در ميان مردم مصر هيچ جايگاهي ندارد و هر چند سال يكبار كه نمايشنامه اي به نام انتخابات در مصر اجرا مي كند حداقل 97 درصد مردم آن كشور به پاي صندوق هاي راي نمي روند يا به او راي نمي دهند و او با صحنه سازي خود را رئيس جمهور اعلام مي كند و با حمايت هاي آمريكا بر سر كار ميماند. انورسادات هم كه توسط ستوان خالد اسلامبولي اعدام انقلابي شد به دليل امضاي قرارداد ننگين كمپ ديويد و خشم شديد مردم مصر از اين اقدام وي بود. در واقع دستي كه گلوله ها را به سادات شليك كرد دست مردم مصر بود كه از آستين ستوان خالد اسلامبولي بيرون آمده بود.
    بدين ترتيب بايد علت برجاي ماندن طنطاوي كه نوعي دهن كجي آشكار به ملت مصر است را در جاي ديگر جستجو كرد.
    واقعيت اينست كه علت بي نتيجه ماندن اعتراضات مردم مصر اراده ديكتاتور حاكم بر اين كشور يعني حسني مبارك بر حمايت از طنطاوي است . طنطاوي غلام حلقه به گوش حسني مبارك است و ديكتاتورها براي عملي ساختن آنچه اراده مي كنند به چنين افرادي نيازمند هستند. طنطاوي هويت مستقلي ندارد و مهره ايست كه فرعون مصر در بازي هاي سياسي خود او را هر طور بخواهد به كار مي گيرد. الازهر مصر در گذشته هاي نه چندان دور دوراني را گذراند كه شيوخ آن مستقل و حتي بر اراده حكومت ها نيز اثرگذار بودند. اقتضاي شان الازهر نيز همين است . ولي اكنون شيخ الازهر هويت مستقلي ندارد و تابع اراده حاكم مستبد مصر است . طبيعي است كه او براي رسيدن به اين مقام و ماندن در اين مقام بايد به مثابه مهره اي دردست ديكتاتور مصر عمل كند و ديكتاتور مصر اكنون خود عامل رژيم صهيونيستي و فرمانبر آمريكاست . بنابر اين كاملا طبيعي است كه طنطاوي به عنوان شيخ دست نشانده الازهر به آمريكا برود و در اجلاسي تحت عنوان گفتگوي اديان با رئيس رژيم صهيونيستي كه هيچ نسبتي با اديان ندارد دست بدهد و به او لبخند بزند تا ديكتاتور مصر نقش خود را در مشروعيت بخشيدن به رژيم صهيونيستي در پوشش اديان بازي كرده باشد و پاداش خود را از آمريكا و صهيونيست ها بگيرد.
    نقش دلارهاي نفتي عربستان در اين بازي كثيف را نيز نبايد ناديده گرفت . شاه عربستان اين بازي را در نيويورك و درست در هنگامي كه مردم مظلوم غزه زير شديدترين جنايات صهيونيست ها درحال خرد شدن بودند به راه انداخت تا به فلسطيني ها بگويد حتي شيخ الازهر نيز حق را به رژيم صهيونيستي مي دهد و شما چاره اي جز دست برداشتن از مقاومت نداريد.
    هر چند ديكتاتورهاي ارتجاع عرب با به راه انداختن اين بازي نوكري خود را نسبت به شيطان بزرگ و دلالي خود براي صهيونيست ها را براي چندمين بار به اثبات رسانده اند ولي افكار عمومي جهان عرب و اسلام را با اين بازي كثيف بيش از گذشته عليه خود برانگيختند و پيچيده شدن طومار ديكتاتوري خود را تسريع كرده اند. طنطاوي نيز نبايد به حمايت فرعون مصر دل خوش باشد زيرا سنت الهي اينست كه فرعون ها درهم كوبيده مي شوند و سرنوشت كساني كه به ديكتاتورها تكيه كنند نيز همين است .