روزنامه جمهوري اسلامي 16/09/1387 صفحه امام
*****
امام خميني احياگر حج ابراهيمي و محمدي




  • يكي از خدمات بزرگ و مجاهدت هاي عظيم فكري و علمي حضرت امام خميني را بايد « احياي تفكر ديني » برشمريم . اين مجاهده و تلاش امام خميني در مقايسه با ساير مجاهدت ها و كوشايي هاي ارزشمند و ثمربخش اين پيشواي الهي از اهميت بيشتر و تحول زايي فزون تر برخوردار مي باشد و اين جايگاه و اهميت وامدار نقش حياتي و زيرساختي « تفكر ديني » در همه تحرك ها و تحول ها و دگرگوني هاي اجتماعي و سياسي و فرهنگي مي باشد.
    به تعبير ديگر « تفكر » درون مايه اصلي هر حركت و تلاش به منظور تغيير و تحول است و محال مي باشد كه جنبش و حركتي را بيابيم كه به خودي خود و بدون پشتوانه فكري به تحقق عيني برسد و پذيرش اين امر محال به اين مثال همانند است كه بپذيريم « جهل » به « علم » رهنمون مي شود و « فساد » به « صلاح » منتهي مي گردد!
    تفكر ديني نيز به دليل جايگاه و نقش محوري خود عامل همه تحول ها و دگرگوني ها مي گردد و اساس و بنيان خيزش ها و جنبش ها را پي مي افكند.
    اما سخن اصلي اين است كه كدام تفكر ديني عامل اصلي و زيرساخت اوليه تحرك ها و تحول ها مي گردد. آيا تفكر ديني آميخته با مكتب هاي فكري التقاطي غربي و شرقي مي تواند راهگشاي حركت و دگرگوني شود آيا تفكر ديني آميخته با خرافات قادر است انقلاب بيافريند و آيا تفكر ديني ساكن و جامد و آلوده به تحجر و قشري گري و جهل و تعصب هاي كور و فاقد آگاهي و بينش توان دگرگون سازي فكر و جان و روح افراد جامعه را دارا مي باشد و مي تواند تغييرات و اصلاحات اجتماعي و فرهنگي و سياسي به وجود آورد
    واقعيت اين است كه در طول تاريخ و در فراز و فرود حيات اجتماعي و سياسي در سرزمين هاي مسلمان نشين همواره شاهد بروز وقايع تلخي بوده ايم كه موجب گرديده تفكر ديني در محاق غفلت قرار گيرد و ابرهاي ضخيم و تيره جهل و جمود و خرافه سيماي شمس حقيقت را از نور افشاني و حرارت بخشي باز دارد و سردي و ركود و خواب طولاني بر جوامع اسلامي غالب آيد.
    اين وضعيت اسف انگيز هم داراي عامل بروني مي باشد و هم داراي عامل دروني . عامل بروني آن حكومت هاي خودكامه اي بوده و هستند كه به « نام اسلام » بر كشورها و سرزمين هاي اسلامي حاكم گرديدند و به « كام خود » همه حقايق دين را به تحريف و بدعت آميختند و اسلام ناب محمدي (ص ) را خانه نشين ساختند و اسلام اموي و اسلام عباسي را با آموزه هايي مخالف با حقيقت دين و موافق با مطامع و منافع خويش تبليغ و ترويج نمودند. همچنان كه امروز همان دو چهره نفاق آميز و دروغين از اسلام به نام اسلام پادشاهي و اسلام آمريكايي در سرزمين هاي اسلامي درحال رشد و نقش آفريني هاي مخرب مي باشند! و عامل دروني آن غفلت و سكوت مرگبار ملل مسلمان است .
    در اين شرايط تلخ و سوزاننده جان و روح اوراق تاريخ نام مصلحان و انقلاب گران بزرگي را در سرزمين هاي اسلامي به ثبت رساند كه با اهداف مقدسي چون « احياي تفكر ديني » عامل زنده كردن اسلام ناب محمدي (ص ) و زمينه ساز بازگشت جهان اسلام و ملل مسلمان به خويشتن اسلامي خويش شده اند و حضرت امام خميني يكي از اين چهره هاي شاخص و بزرگ تاريخ اسلام در احياي تفكر ديني مي باشد.
    حضرت امام خميني احياي تفكر ديني را اولين حركت و اقدام اساسي خويش قرار داد و از آغازين لحظات حيات فكري و اجتماعي و سياسي خويش تبيين اسلام ناب و پيراستن آن از آرايه هاي آميخته باجهل و جمود و خرافه را پي گيري نمود و تحول در عقايد و افكار مردم و بازگشت آنان به خويشتن اصيل اسلامي را عامل اصلي حركت اجتماعي و سياسي براي واژگون سازي اساس و بنيان حكومت نامشروع شاهنشاهي و بنيان نهادن حكومت اسلامي دانست .
    حضرت امام خميني كه هدف احياي تفكر ديني را سال هاي طولاني پيش از آغاز و وقوع انقلاب اسلامي دنبال مي كرد پس از پيروزي نهضت اسلامي و بنيان نهادن نظام جمهوري اسلامي نيز در سطح جهان اسلام همين هدف مقدس را تعقيب نمود و تا آخرين روزهاي حيات مطهر خويش لحظه اي از پي گيري آن غفلت نكرد.
    يكي از ابعاد و جلوه هاي تلاش و مجاهدت امام خميني در مسير تحقق احياي تفكر ديني زنده كردن « حج » با تبيين و تشريح فلسفه ها و درس ها و پيام ها و آثار ژرف اجتماعي و سياسي آن مي باشد.
    بخش بسيار مهم پيام ها و بيانات حضرت امام خميني به احياي حج ابراهيمي و محمدي (ص ) مربوط مي شود كه به طور طبيعي اين مهم هم با تبيين فلسفه وآثار حج و هم با زدودن آرايه ها و خرافه ها از اين عبادت بزرگ و هم با رسواسازي قدرت هاي استعماري و مهره هاي دست نشانده آنان در كشورهاي مسلمان نشين تحقق مي يابد.
    از ميان پيام هاي حضرت امام خميني به بررسي بخشي از يك پيام بزرگ مي پردازيم . همين بخش كوتاه از پيام بزرگ امام داراي سه بند و همراه با سه موضوع است كه در هر يك از آنها تامل مي نمائيم .
    الف ـ تفسيرهاي مغشوش از فلسفه حج
    « يكي از وظايف بزرگ مسلمانان پي بردن به اين واقعيت است كه حج چيست و چرا براي هميشه بايد بخشي از امكانات مادي ومعنوي خود را براي برپايي آن صرف كنند.
    چيزي كه تا به حال از ناحيه ناآگاهان و يا تحليل گران مغرض و يا جيره خواران به عنوان فلسفه حج ترسيم شده است اين است كه حج يك عبادت دسته جمعي و يك سفر زيارتي ـ سياحتي است .به حج چه كه چگونه بايد زيست و چطور بايد مبارزه كرد و با چه كيفيت در مقابل جهان سرمايه داري و كمونيسم ايستاد! به حج چه كه حقوق مسلمانان و محرومان را از ظالمين بايد ستاند! به حج چه كه بايد براي فشارهاي روحي و جسمي مسلمانان چاره انديشي نمود! به حج چه كه مسلمانان بايد به عنوان يك نيروي بزرگ و قدرت سوم جهان خودنمايي كنند! به حج چه كه مسلمانان را عليه حكومت هاي وابسته بشوراند! بلكه حج همان سفر تفريحي براي ديدار از قبله و مدينه است و بس ! » (1 )
    يكي از آفات و خطراتي كه همواره جوامع اسلامي را در طول تاريخ به شدت تهديد مي كند برداشت ها و تفسيرهاي نامنطبق با حقيقت حج و تبليغ و ترويج آن در ميان توده هاي مردم مي باشد. همين تفسيرهاي غلط باعث مي شود حقايق تعاليم و معارف اين عبادت با جهل و جمود و خرافه آميخته گردد و از ثمردهي و تحول آفريني باز ماند و عبادتي كه بايد به صورت يك كنگره عظيم اسلامي همه مسلمين را در مكاني واحد و با هدفي واحد گردهم آورده و آثار ارزشمند اجتماعي و سياسي آن را به عينيت برساند به صورت يك سفر تفريحي مورد توجه و عمل درآيد كه گويي اسلام نيازمند است كه همه ساله جمعيت هاي عظيمي به حج روند و از اين سفر بهجت و سروري يابند و تفريحي كنند و با اندوخته اي از مشاهده اماكن و ديدن آدم ها و خريد ابزار و وسايل به اوطان خود بازگردند!
    در نگاه امام خميني اين تفسيرهاي غلط و ناصحيح از جانب سه گروه به انجام رسيده و مي رسد و همچنان تداوم دارد.
    گروه اول « ناآگاهان » هستند و اينان از مسلمانان و در جوامع اسلامي مي باشند و در اثر فقدان شناخت و آگاهي هاي لازم حج را در امور تفريحي و زيارتي تعريف و تحديد مي نمايند و جهل و ناداني مانع مي شود كه فلسفه و آثار اجتماعي و سياسي حج را در كنار هدفمندي هاي اعتقادي و عبادي آن دريابند.
    گروه دوم « تحليل گران مغرض » مي باشند كه به دليل پي گيري منافع اقتصادي و حزبي و سياسي خود و از آنجا كه حج راستين موجب مي گردد كه اين منافع و مطامع از دست برود يا به نحو مطلوب و كثير تحقق نيابد اين عبادت بزرگ را مطابق با نفسانيت هاي گروهي خود تفسير مي نمايند. هم امروز در داخل و خارج ايران اين تحليل گران به نام دين و در كسوت مسلماني به اين كار اشتغال دارند. اينان همان كساني هستند كه پس از پيروزي انقلاب در جهت مخالفت با آثار اجتماعي و سياسي حج عليه اسلام و نظام فعاليت فكري داشتند و امروز نيز با موضوع حساس و ضرورت حياتي « وحدت مسلمين » و « تقريب بين مذاهب اسلامي » عناد مي ورزند و به همان جنبه فردي و سياحتي حج معتقد مي باشند!
    گروه سوم « جيره خواران » هستند كه به صورت جريان هاي فكري غرب گرا و احزاب و جمعيت هاي سياسي وابسته به بيگانه به فعاليت هاي مرموز مي پردازند و همچنان كه در مراحل سخت و طاقت فرساي انقلاب اسلامي به نحوه رهبري اسلامي و مبارزه با استعمار خارجي و استبداد داخلي عناد مي ورزيدند و پيروزي نهضت اسلامي مردم را به هيچ وجه باور نمي كردند و آن را ناممكن تلقي مي نمودند امروز نيز با تمام مظاهر انقلاب از جمله حج حركت ساز دشمني مي كنند. خط مشي كلي اين سه گروه با برداشت و تفسيرهاي غرض آلود آنها از حج در نهايت رسيدن به اين نتيجه گيري باطل است كه هيچ ارتباطي بين حج و پرداختن به امور اجتماعي و سياسي وجود ندارد ونبايد به مبارزه با قدرت هاي استكباري پرداخت و به احياي حقوق محرومان اهتمام ورزيد و تلاش و مجاهدت عملي براي كسب قدرت جهاني براي مسلمين ضروري نيست و مخالفت و مبارزه با مهره هاي دست نشانده استعمار در كشورهاي اسلامي نادرست مي باشد! و خلاصه آن كه همه وظايف و مسئوليت ها در موضوع حج به امور فردي و عبادي و اخلاقي محدود مي شود!
    اين سه گروه هميشه و در طول تاريخ و در همه اعصار و زمان ها بوده اند و آفت و آسيب آفريده اند و هم امروز نيز هستند و بيشتر از گذشته آسيب و زيان به وجود مي آورند.
    ب ـ حقايق نهفته در حج راستين
    حضرت امام خميني بلافاصله پس از بيان تحليل هاي ناصحيح از حج با عبارات ذيل حج راستين را در تضاد و تعارض با تفسيرهاي باطل انجام يافته درباره اين عبادت بزرگ معرفي مي نمايند :
    « و حال آنكه حج براي نزديك شدن و اتصال انسان به صاحب خانه است و حج تنها حركات و اعمال و لفظها نيست و با كلام و لفظ و حركت خشك انسان به خدا نمي رسد. حج كانون معارف الهي است كه از آن محتواي سياست اسلام را در تمامي زواياي زندگي بايد جستجو نمود. حج پيام آور و ايجاد و بناي جامعه اي به دور از رذايل مادي و معنوي است . حج تجلي و تكرار همه صحنه هاي عشق آفرين زندگي يك انسان و يك جامعه متكامل در دنياست . و مناسك حج مناسك زندگي است . و از آنجاكه جامعه امت اسلامي از هر نژاد و مليتي بايد ابراهيمي شود تا به خيل امت محمد ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ پيوند خورد و يكي گردد و يد واحده شود حج تنظيم و تمرين و تشكل اين زندگي توحيدي است . حج عرصه نمايش و آيينه سنجش استعدادها و توان مادي و معنوي مسلمانان است . حج بسان قرآن است كه همه از آن بهره مند ميشوند ولي انديشمندان و غواصان و درد آشنايان امت اسلامي اگر دل به درياي معارف آن بزنند و از نزديك شدن و فرو رفتن در احكام و سياستهاي اجتماعي آن نترسند از صدف اين دريا گوهرهاي هدايت و رشد و حكمت و آزادگي را بيشتر صيد خواهند نمود و از زلال حكمت و معرفت آن تا ابد سيراب خواهند گشت . » (2 )


    حضرت امام خميني در اين تعابير بسيار زيبا فلسفه ها و آثار حج را تبيين مي كند و با عبارات كوتاه و در عين حال عميق و بلند و رسا اين عبادت بزرگ الهي و عظمت و آثار و ثمراتش را مي نماياند.
    اگر چه هر كدام از اين تعابير شايسته تدقيق و تشريح مي باشند لكن ناگزير به گزينش و اشاره مجمل و كوتاه درباره سه موضوع از اين مجموعه هستيم .
    اولين موضوع مهم اين است كه نبايد فلسفه و آثار حج را در كلام و لفظ و اعمال و رفتار ظاهري جستجو نمود كه اينها همه تمهيد و زمينه هستند براي راهيابي به باطن و ژرفاي حج و در صورت راه نيافتن به اعماق حج از لفظ و كلام و عمل سطحي كاري ساخته نيست و معلوم ميشود كه حج گزار در همين گام هاي اول مانده است و در حالي كه مي توانست هفت شهر عشق را با گام هاي تعقل و تفكر و اعمال آگاهانه و سوز و گداز عاشقانه طي كند هنوز اندرخم يك كوچه باقي مانده است .
    دومين موضوع اين است كه حج كانون معارف الهي است و بايد از آن محتواي سياست اسلام را در تمامي زواياي زندگي جستجو نمود. راستي سياست اسلامي چيست و چگونه است كه بايد در همه زواياي زندگي تسري يابد محتواي سياست اسلام همان حقيقتي است كه دين را به صورت برنامه زندگي ارائه مي دهد و اين زندگي داراي ابعاد و جلوه هاي گوناگون اعتقادي عبادي اجتماعي سياسي اقتصادي علمي اخلاقي تربيتي و مديريتي مي باشد و در مجموع هم انسان كامل مي پرورد و هم جامعه پويا و هم كشور پيشرفته و به تعالي و توسعه همه جانبه دست يافته .
    موضوع سوم اين است كه ملل اسلامي از هر نژاد و مليتي در سراسر جهان بايد « يكي » شوند و به « توحيد » برسند و « يد واحده » گردند تا در مقابل جبهه كفر و شرك و نفاق جهاني به صورت قدرتي نيرومند و گسترده عليه زورگويي ها و تعدي ها و تهاجم هاي استكبار مقاومت ورزند و از هويت ديني مسلمانان و آزادي و استقلال و تماميت ارضي كشورهاي اسلامي پاسداري و محافظت كنند. حج عرصه و ميدان بزرگي براي تمرين و ممارست به منظور دست يابي به تشكل عظيم امت اسلامي و دست يابي به قدرت و صلابت و عزت است و مسلمين جهان بايد از اين فرصت كمياب حداكثر بهره وري ها را به عمل آورند.
    ج ـ دردي جانكاه و غمي طاقت فرسا
    حضرت امام خميني پس از تبيين حج راستين و واقعي بي درنگ اظهار درد و غم ميكند كه چگونه اين عبادت بزرگ و تحول زا با آثار عظيم اجتماعي و سياسي به فراموشي سپرده شده و غبار مهجوريت بر آن نشسته است :
    « ولي چه بايد كرد و اين غم بزرگ را به كجا بايد برد كه حج بسان قرآن مهجور گرديده است و به همان اندازه اي كه آن كتاب زندگي و كمال و جمال در حجاب هاي خود ساخته ما پنهان شده است و اين گنجينه اسرار آفرينش در دل خروارها خاك كج فكري هاي ما دفن و پنهان گرديده است و زبان انس و هدايت و زندگي و فلسفه زندگي ساز او به زبان وحشت و مرگ و قبر تنزل كرده است حج نيز به همان سرنوشت گرفتار گشته است سرنوشتي كه ميليون ها مسلمان هر سال به مكه مي روند و پا جاي پاي پيامبر و ابراهيم و اسماعيل و هاجر مي گذارند ولي هيچ كس نيست كه از خود بپرسد ابراهيم و محمد ـ عليهم السلام ـ كه بودند و چه كردند هدفشان چه بود از ما چه خواسته اند گويي به تنها چيزي كه فكري نمي شود به همين است ! مسلم حج بي روح و بي تحرك و قيام حج بي برائت حج بي وحدت و حجي كه از آن هدم كفر و شرك برنيايد حج نيست . خلاصه همه مسلمانان بايد در تجديد حيات حج و قرآن كريم و بازگرداندن اين دو به صحنه هاي زندگيشان كوشش كنند و محققان متعهد اسلام با ارائه تفسيرهاي صحيح و واقعي از فلسفه حج همه يافته ها و تافته هاي خرافاتي علماي درباري را به دريا بريزند . » (3 )
    در اين بخش از پيام امام خميني سخن از درد و غمي بزرگ و فرساينده جان و روح به ميان مي آيد و آن مهجوريت حج و به نسيان و غفلت افتادن فلسفه ها و آثار و ارزش هاي بزرگ اجتماعي و سياسي اين عبادت بزرگ است . اين مهجوريت آنقدر دردناك و عظيم است كه مهجوريت قرآن را در اذهان تداعي مي كند و اين كه كتاب بزرگ حق با جامعيت تعاليم و قوانين زندگي ساز آن در كشورهاي اسلامي به كتابي براي قرائت بر سر قبور تبديل شده و يادآور مرگ افراد و خاكسپاري آنان مي باشد و حال آن كه قرآن كتاب « زندگي » است و نه مرگ ! آن هم نه فقط زندگي فردي كه كتاب زندگي اجتماعي و سياسي و داراي احكام و قوانيني كه در همه شئون حيات و عرصه ها و صحنه هاي فرهنگ و اقتصاد و سياست و حكومت حاضر و ناظر است و راه مي نماياند.
    همچنين در اين بخش از رهنمودهاي آگاهي بخش امام به مسلمانان ندا داده مي شود كه حج واقعي و اصيل و ناب را دريابيد و به خود آييد كه حج بي روح و بي تحرك و قيام حج بي برائت حج بي وحدت و حجي كه اضمحلال كفرو شرك را تعقيب نكند حج نيست .
    حضرت امام بر مهمترين فلسفه ها و آثار حج انگشت مي گذارد همان فلسفه و آثاري كه در شرايط امروز جهان اسلام و در حالي كه قدرت هاي استعماري آمريكا و انگليس و اسرائيل استقلال سرزمينهاي اسلامي را نشانه رفته اند و كشورهاي عراق و افغانستان و فلسطين را به اشغال خود در آورده و هر روز در انديشه گستردن دامنه اين تعدي و تجاوز به كشورهاي اسلامي ديگر همچون لبنان و سوريه و پاكستان مي باشند مي تواند مسلمين را در جبهه اي واحد به قدرت برساند و در برابر دنياي استكبار قرار دهد و از استقلال و تماميت ارضي سرزمين هاي اسلامي دفاع نمايد.
    چنين حجي همان حج اصيل و ناب و رهايي بخش است كه داراي مشخصه هايي است كه در متن كتاب خدا اتصاف به آنها تصريح شده است . اين حج قرآني عبارت است از حجي كه با آيه شريفه « واعتصموا بحبل الله جميعا ولا تفرقوا » (4 ) به وحدت و اتحاد در برابر قدرت هاي استكباري در هر عصر و زمان فرمان ميدهد و از تفرقه و تشتت جبهه حق به شدت نهي مي كند.
    اين حج راستين و برخاسته از قرآن حجي است كه با آيه شريفه « جعل الله الكعبه البيت الحرام قياما للناس » (5 ) به قيام و پايداري و مقاومت در برابر دشمنان اسلام و مسلمين فرمان مي دهد.
    اين حج شريف و بزرگ با اين اصل و قانون قرآني كه « اذان من الله و رسوله الي الناس يوم الحج الاكبران الله بري من المشركين » (6 ) به شدت در برابر جبهه كفر و شرك جهاني اعلان برائت مي كند و هرگز در مقابل قدرت هاي استعماري و استكباري در همه اعصار و زمان ها به تسليم و تبعيت نمي افتد و به ذلت و خواري تن نمي دهد و از اين بالاتر از حقوق همه ملل مسلمان دفاع مي كند و آنان را دعوت به جهاد و مبارزه قهرآميز با دشمنان مي نمايد و فرمان مي دهد كه در برابر كفر و استكبار در هر عصر و زمانه اي غفلت و خواب و مسامحه و بي تفاوتي به مرگ مي انجامد و بايد نه تنها همواره بيدار و هشيار و آماده و مهيا بود كه بايد به تصاحب قدرت پرداخت و به تشكيل حكومت اهتمام ورزيد و سپاه و ارتش نيرومند به وجود آورد و خواب خوش را از چشمان قدرت هاي استعماري همچون آمريكا و انگليس و اقمار آنها ربود و سنگرهاي كليدي جهان را فتح نمود و بر بلنداي قله رفيع عزت و صلابت نشست و به آسمان سرسائيد. و اين است حج راستين و ناب و برخاسته از متن قرآن و اسلام و اين است حج ابراهيمي و حج محمدي (ص ) كه خميني كبير آن را احيا كرد و انديشه هاي زلال خويش درباره اين تفكر بزرگ را زادراه و پشتوانه و ذخيره امروز و فرداي جهان اسلام نمود و امروز بر ملل مسلمان جهان واجب است كه از وجود اين ذخيره ارزشمند به درگاه الهي سپاسگزاري نمايند و طبيعي است كه بزرگ ترين شكر و سپاس از اين نعمت ها بهره برداري از آن در مواضع و جايگاه هاي خاص و تعيين شده مي باشد. و اميد آن كه چنين بينديشيم و چنين عمل كنيم .
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    پاورقي :
    1 ـ صحيفه امام موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني جلد 21 ص 77
    2 ـ همان منبع
    3 ـ همان منبع ص 77 78
    4 ـ قرآن كريم سوره آل عمران (3 ) آيه 103
    5 ـ سوره مائده (5 ) آيه 97
    6 ـ سوره توبه (9 ) آيه 3
    نبايد فلسفه و آثار حج را در كلام و لفظ و اعمال و رفتار ظاهري جستجو نمود كه اين ها همه تمهيد و زمينه هستند براي راهيابي به باطن و ژرفاي حج و درصورت راه نيافتن به اعماق حج از لفظ و كلام و عمل سطحي كاري ساخته نيست و معلوم مي شود كه حج گزار در همين گام هاي اول مانده است و درحالي كه مي توانست هفت شهر عشق را با گام هاي تعقل و تفكر و اعمال آگاهانه و سوز و گداز عاشقانه طي كند هنوز اندر خم يك كوچه باقي مانده است
    حضرت امام خميني بر مهم ترين فلسفه ها و آثار حج انگشت مي گذارد همان فلسفه و آثاري كه در شرايط امروز جهان اسلام و درحالي كه قدرت هاي استعماري آمريكا و انگليس و اسرائيل استقلال سرزمين هاي اسلامي را نشانه رفته اند و كشورهاي عراق و افغانستان و فلسطين را به اشغال خود در آورده و هر روز در انديشه گستردن دامنه اين تعدي و تجاوز به كشورهاي اسلامي ديگر همچون لبنان و سوريه و پاكستان مي باشند مي تواند مسلمين را در جبهه اي واحد به قدرت برساند و در برابر دنياي استكبار قرار دهد و از استقلال و تماميت ارضي سرزمين اسلامي دفاع نمايد
    يكي از وقايع اسف انگيز تاريخ اسلام اين است كه حكومت هاي خودكامه به « نام اسلام » بر كشورها و سرزمين هاي اسلامي حاكم گرديدند و به « كام خود » همه حقايق دين را به تحريف و بدعت آميختند و اسلام ناب محمدي (ص ) را خانه نشين كردند و اسلام اموي و عباسي را تبليغ و ترويج نمودند. و امروز نيز همان دو چهره نفاق آميز و دروغين از اسلام به نام اسلام پادشاهي واسلام آمريكايي در سرزمين هاي اسلامي درحال رشد و نقش آفريني مخرب مي باشند و ملل مسلمان در غفلت و سكوت مرگبار به سر مي برند!