روزنامه جمهوري اسلامي 13/09/1387 صفحه كتاب و كتابخواني
*****
نقش معنويت در افزايش قدرت ملي




  • فصلنامه بسيج
    شماره 39 فصلنامه مطالعات بسيج با عناوين زير منتشر شده است : مفهوم شناسي تهديد سخت و نيمه سخت و نرم نقش معنويت در توليد قدرت ملي گرايش دانش آموزان به ارزش هاي ديني و اخلاقي عوامل شادي آفرين در ميان بسيجيان و تعدادي عناوين ديگر.
    در ذيل بخشي از مقاله نقش معنويت در قدرت توليد قدرت ملي را براي بهره برداري خوانندگان درج مي كنيم :
    براي تبيين دقيق نقش معنويت در توليد قدرت ملي بايد تاثير و نقش ايمان و معنويت را در هر يك از حوزه هاي اصلي و مولفه هاي قدرت ملي بررسي كرد. در ادامه به اختصار اين موضوع را براساس آيات و روايات بررسي مي كنيم .
    .1 معنويت و قدرت فرهنگي
    قدرت فرهنگي ; يعني توان استفاده از عقايد باورها الگوهاي رفتاري هنر سنتها و در مجموع ارزشهاي يك جامعه براي تحقق اهداف مورد نظر. باتوجه به تعريف مذكور بايد به اين سئوال پاسخ داد كه در يك كشور در صورت حاكم بودن فرهنگ ديني و اسلامي و معنويت آيا اين فرهنگ توليد قدرت مي كند يا خير براي فرهنگ تعاريف متعددي وجود دارد اما نكته مهم اين است كه از نظر اسلام فرهنگ يك حالت مبنايي دارد; يعني اساس در يك كشور در يك جامعه فرهنگ آن جامعه است . به عبارتي ديگر; عملكرد ملي كه توليدكننده قدرت ملي در هر كشوري مي باشد ريشه در فرهنگ آن ملت دارد.
    فرهنگ اسلامي كه معنويت و ايمان از مشخصه هاي اصلي آن مي باشد بر دو پايه اساسي استوار است .
    الف ) كرامت ذاتي انسان : خداوند در قرآن مي فرمايد : « و لقد كرمنا بني آدم » (اسرا آيه 7 ); بدرستي كه ما تمامي فرزندان آدم را كرامت بخشيديم . براساس اين آيه تمامي انسانها در خلقت يكسان و داراي ارزش ذاتي و كرامت هستند.
    ب ) نفي ارزشهاي كاذب ; از نظر اسلام و فرهنگ ديني ارزشهاي قبيله اي نژادي قومي زباني و جنسيتي مردود است و ملاك برتري يك فرد بر ديگري نزد خداوند متعال تقواي الهي است . خداوند مي فرمايد : « يا ايها الناس انا خلقناكم من ذكر و انثي و جعلناكم شعوبا و قبايل لتعارفوا ان اكرمكم عندالله اتقيكم » (حجرات آيه 13 )
    باتوجه به اين دو ركن اساسي در فرهنگ اسلامي مي توان كاركرد « ايمان و معنويت » را در مولفه هاي اصلي فرهنگي توليدكننده قدرت ملي بررسي كرد. براساس ديدگاههاي مختلف سه مقوله دين وحدت ملي و هويت ملي از عناصر اصلي فرهنگي توليدكننده قدرت ملي به شمار مي آيند.
    الف ) دين
    شهيد مطهري (ره ) دين را اين گونه تعريف مي كند : « دين يا مكتب (فلسفه زندگي ) » انتخابي آگاهانه و آرمان خيز مجهز به منطق است كه بشر را وحدت مي بخشد و آرمان مشترك مي دهد و ملاك خير و شر و بايد و نبايد برايش مي گردد » (مطهري 1359 ص 45 ) . براساس اين تعريف مهم ترين شاخصهاي دين مداري يك جامعه كه فرهنگ اسلامي بر آن حاكم باشد يكتاپرستي و حاكميت الهي خواهد بود.
    ب ) وحدت ملي
    براساس يك تعريف وحدت ملي عبارت است از : « چگونگي واكنش مردم در باب دفاع از منافع عمومي و مصالح كشور » (روشندل 1374 ص 81 ) . به عبارت ساده تر وحدت ملي يعني همسويي و وفاق همه آحاد يك كشور بر آنچه مورد قبول همه است . از منظر نقش وحدت ملي در توليد قدرت ملي دو شاخصه « وفاق اجتماعي » و « بسيج عمومي » را بايد مورد توجه قرار داد. وفاق اجتماعي ; يعني اجماع شهروندان بر سر ارزشها و اعتقادات مشترك و بسيج عمومي ; يعني بسيج مردم و منابع براي دفاع و پيشبرد اهداف ملي . در كشوري كه معنويت و ايمان بر آن حاكم باشد اين دو شاخص وحدت ملي براي توليد قدرت ملي در حد اعلاي آن تحقق مي يابد.
    ج ) هويت ملي
    هويت بيانگر چه كسي بودن است كه از احتياج بشر به شناخته شدن و شناسانده شدن به چيزي يا جايي ناشي مي شود. سرزمين تاريخ زبان ادبيات دين ساختار سياسي هنر آداب و رسوم و سنتها مجموعه عناصر تشكيل دهنده هويت يك ملت تحت عنوان « هويت ملي » به شمار مي آيند. در جامعه و كشوري كه فرهنگ اسلامي با صبغه ايمان و معنويت بر آن حاكم باشد دين به عنوان يك عنصر اصلي تمامي ديگر عناصر را تحت تاثير قرار مي دهد. هويت ملي نقش مهمي را در « عملكرد ملي » براي توليد « قدرت ملي » ايفا مي كند.
    .2 معنويت و قدرت سياسي
    قدرت سياسي به عنوان يكي از مولفه هاي قدرت ملي در جامعه ديني و ايماني مشروعيت خود را از ناحيه خداوند; يعني كانون اصلي « قدرت » در عالم هستي مي گيرد. براساس فرهنگ اسلامي و اعتقادات ديني حاكميت و فرمانروايي از آن خداوند است . لذا قدرت سياسي مشروع در يك كشور اسلامي قدرتي خواهد بود كه در طول قدرت و حاكميت الهي قرار دارد.
    در چنين جامعه اي « معنويت » در توليد « قدرت سياسي » حرف اول را مي زند. بر اساس انديشه سياسي شيعه حاكميت الهي به صورت زير اعمال مي شود.
    قدرت سياسي مشروع در جامعه اسلامي كه معنويت بر آن حاكم باشد به دليل برخورداري از پشتوانه قدرت اجتماعي بسيار توانمند خواهد بود. در چنين كشوري براساس فرهنگ اسلامي حاكم وحدت ملي بر مبناي آموزه هاي ديني و ارزشهاي الهي شكل مي گيرد و مردم براساس اعتقادات ديني با مشاركت بالاي سياسي حاكميت و دستگاههاي حكومتي را حمايت مي كنند. در جامعه سياسي ديني معنويت از يك سو توليد قدرت سياسي مي كند و از سوي ديگر قدرت سياسي را كنترل مي نمايد. كنترل قدرت از انحراف و عامل فساد گشتن آن به وسيله معنويت خود عامل تقويت قدرت سياسي مي گردد. در دوران غيبت براساس نظريه ولايت فقيه حاكميت الهي از طريق ولي فقيه مورد قبول مردم اعمال مي شود. قدرت سياسي با محوريت ولايت فقيه كشور اسلامي را به دليل همسويي قدرت سياسي با قدرت اجتماعي به يك كشور پرقدرت از نظر قدرت ملي تبديل مي كند. مهم ترين كاركردهاي معنوي در افزايش قدرت سياسي را در موارد ذيل مي توان خلاصه كرد :
    الف ) همسويي و هم هدفي قدرت سياسي با قدرت اجتماعي براي تحقق حاكميت الهي و اجراي شريعت و پيشبرد كشور اسلامي ;
    ب ) قدرت سياسي منافع و مصالح عمومي مسلمين را در نظر مي گيرد و براي تحقق آن تلاش مي كند;
    ج ) رهبران و دولتمردان خود را خادم مردم دانسته و كمك به مردم و حل مشكلات آنان را وظيفه الهي ميدانند;
    د) معنويت عامل اصلي در جلوگيري از فساد در قدرت سياسي مي گردد;
    هـ) تبعيت مردم از حاكميت به ويژه ولايت فقيه براساس اعتقادات ديني امري واجب است ;
    و) حاكم اسلامي و دولتمردان در همه عرصه ها و به ويژه در هنگامه خطر در صف مقدم هستند;
    ز) براساس اصل پيوند دين و سياست مشاركت سياسي يك وظيفه ديني تلقي شده و مردم در تمامي صحنه ها حضور مي يابند و از حاكميت ديني حمايت مي كنند.
    .3 معنويت و قدرت اقتصادي
    قدرت اقتصادي ; يعني توانايي توليد محصولات مورد نياز و مصرف مناسب ثروتهاي مادي در محيط ملي و امكان حضور در رقابت در صحنه بين المللي . كشوري از نظر اقتصادي پيشرفت مي كند كه از يك طرف از ثروتهاي خدادادي و منابع طبيعي و ذخاير انرژي برخوردار باشد و از طرف ديگر داراي « عملكرد ملي » مثبت در بهره برداري از اين منابع و ذخاير باشد. چه بسا كشورهايي كه از ثروتهاي خدادادي بسيار زيادي برخوردارند ولي به دليل عدم كار و تلاش و ضعف در عملكرد ملي در زمره كشورهاي عقب افتاده به حساب مي آيند. سئوال اين است كه در كشوري كه معنويت در آن روزافزون باشد و بر ايمان مردم روز به روز افزوده شود اين معنويت چه نقشي را در توليد قدرت اقتصادي ايفا مي كند ايا معنويت باعث رشد و توسعه اقتصادي مي شود يا خير
    در اسلام حب دنيا و ثروت اندوزي و اشرافي گري و تجمل گرايي و اسراف مذموم است اما اين مذموم بودن به معني نفي كار و تلاش و ايجاد عمران و آباداني و رشد و توسعه نيست . دنياي مذموم دنيايي است كه انسان را وابسته به خود كرده و از خدا غافل مي سازد. در اسلام اگر ثروت اندوزي نكوهش شده فقر تنبلي سستي و كاهلي هم نكوهش شده است تا جايي كه پيامبر(ص ) مي فرمايند; « كادالفقران يكون كفرا » يعني فقر هم مرز با كفر است . اسلام با چنين فقري به طور جدي و مستمر به مبارزه برخاسته به دنبال ريشه كني آن مي باشد.
    بي نيازي كمك خوبي براي تقواي الهي مي باشد. از نظر اسلام انسان مومن داراي عزت نفس و آبروست و بايد با كسب مال حلال آبروداري كند. با همين نگرش امت اسلام و كشور اسلامي نيز بايد بي نياز از ديگران باشند. اين بي نيازي فقط با كار و تلاش و مجاهدت حاصل مي شود . اسلام كار و تلاش را ارزش دانسته و آن را منشا مالكيت مي داند : « ليس للانسان الا ماسعي » (النجم آيه 39 ) . در اسلام حد و مرز كار و تلاش و كسب ثروت حلال رفع نياز روزمره نيست . انسان بايد كار كند و با درآمد حلال امرار معاش كرده به حج برود خمس و زكات بپردازد و با انفاق و قرض الحسنه نياز ديگر مسلمانان نيازمند را برآورده سازد. بر اين اساس چنانچه در كشوري ايمان و معنويت حاكم شود « عملكرد ملي » در آن كشور در راستاي رشد و توسعه و پيشرفت اقتصادي و در نهايت توليد « قدرت اقتصادي » تجلي پيدا مي كند.
    .4 معنويت و قدرت علمي
    يك جامعه ايماني و معنوي در معناي صحيح خود به طور قطع يك جامعه علمي خواهد بود. « قدرت علمي » حرف اول را در توليد « قدرت » در تمامي ابعاد آن مي زند. علم نقش مبنايي براي پيشرفت هر جامعه اي دارد.
    آيات فراواني در قرآن كريم آمده كه به علم و عالم ارزش داده و جهل و ناداني را نكوهش كرده است . خداوند در قرآن به قلم و آنچه مي نويسد سوگند ياد كرده و به انسان اسما الهي را ياد داده است ; اولين آيه اي كه بر پيامبر(ص ) نازل شد امر به خواندن بود. نزد خداوند تبارك و تعالي كساني كه مي دانند مقام و رتبه اي متفاوت از كساني كه نمي دانند دارند : « هل يستوي الذين يعلمون و الذين لا يعلمون » (زمر آيه 9 ) روايات بسياري به مقام علم و عالم اشاره داشته و طلب علم را براي مسلمانان امري واجب مي داند; رواياتي چون : « مداد العلما افضل من دما الشهدا » « طلب العلم فريضه علي كل مسلم و مسلمه » يا « اطلب العلم و لو بالسين » . در اسلام حرص و ولع در جمع آوري پول و ثروت نكوهش شده اما حرص و ولع يك مومن در طلب علم و كسب دانش امري پسنديده تلقي شده است . چنين طرز تفكري نسبت به علم و دانش در جامعه اسلامي و معنوي « عملكرد ملي » را در توليد « قدرت علمي » به دنبال خواهد داشت .
    .5 معنويت و قدرت فن آوري اطلاعات
    اگر جامعه ايماني و معنوي را يك جامعه علمي بدانيم علم در تمامي ابعاد مختلف آن براي بشر و تقويت جامعه اسلامي پيشرفت خواهد كرد. بديهي است قدرت فن آوري اطلاعات كه امروز بخشي از قدرت ملي هر كشوري را در عصر فراصنعتي تشكيل مي دهد در صورت رشد علمي در يك كشور اسلامي از رشد چشمگيري برخوردار خواهد شد.
    .6 معنويت و قدرت نظامي
    قدرت نظامي را علماي علم سياست نماينده قدرت ملي دانسته و به آن اهميت فراواني مي دهند. دليل اين اهميت به نقش قدرت نظامي در تامين امنيت و برقراري صلح و آرامش برمي گردد. اسلام نيز به امنيت و ضرورت تامين آن اهميت بسيار فراوان داده است ; تا جائي كه يكي از ثمرات ايمان براي اهل آن را تامين امنيت مي داند. در منطق قرآن « ايمان » و « ايمني » ; يعني امنيت داشتن توامانند. به عبارت ديگر; انسان مومن و جامعه ايماني در پرتو ايمان خود امنيت مي يابند و به آرامش مي رسند. اگر براساس نظريات جديد در باب « امنيت » و « امنيت ملي » « آرامش » و « اطمينان » را جوهره « امنيت واقعي » بدانيم اين نوع امنيت فقط و فقط در پرتو ايمان و معنويت حاصل مي شود . خداوند در قرآن كريم مي فرمايد : « الذين آمنوا و لم يلبسوا ايمانهم بظلم اولئك لهم الامن و هم مهتدون » (انعام آيه 82 )
    اگر خداوند به مومنان وعده امنيت داده به آنان نيز امر كرده كه بايد همواره بر توان دفاعي خويش بيفزايند. به عبارت ديگر; از نظر اسلام قدرت نظامي مسلمانان بايد سرآمد قدرتها باشد. حد و مرز قدرت نظامي يك جامعه يا كشور اسلامي بازدارندگي آن قدرت مي باشد. خداوند به مسلمانان چنين دستور مي دهد : « واعدوا لهم مااستطعتم من قوه من رباط الخيل ترهبون به عدو الله و عدوكم » براساس اين دستور الهي اگر دشمن مسلمانان و كشور اسلامي يك قدرت جهاني باشد بايد سطح قدرت دفاعي مسلمانان افزون بر آن قدرت جهاني باشد. اين آيه تصريح دارد كه در يك كشور اسلامي كه ايمان و معنويت بر آن حاكم مي شود مسلمانان چه عملكردي را بايد در توليد قدرت نظامي و افزايش سطح آمادگي دفاعي داشته باشند. بنابراين « معنويت » نقشي اساسي در « عملكرد ملي » براي توليد « قدرت نظامي » در راستاي توليد « قدرت ملي » دارد.
    نقش معنويت در جنگ
    اگر كار ويژه « قدرت ملي » را تامين « امنيت ملي » در برابر تهديدها بدانيم در يك كشور اسلامي برخوردار از نظام ديني و مردم پايبند به مسائل اعتقادي و شرعي معنويت در توليد قدرت ملي از حيث تاثيرگذاري بر عملكرد در تمامي زمينه ها نقش اساسي ايفا مي كند. در واقع ; « معنويت » داراي نقش اصلي براي تامين « امنيت ملي » به شمار مي آيد.
    همچنين در زمان وقوع جنگ بين يك كشور اسلامي و دشمن آن يا بين مسلمانان و مومنان با جريانها و گروههاي منحرف داخلي معنويت عامل اصلي موفقيت و پيروزي خواهد بود; هرچند به ظاهر قدرت دشمن برتر باشد. بنابراين از نظر اسلام اين معنويت است كه در توليد قدرت ملي و در هنگام وقوع جنگ حرف اول را مي زند. كاركرد معنويت در راستاي پيروزي مومنان در جنگ را مي توان در سه محور ذيل خلاصه كرد :
    .1 توليد قدرت ملي ;
    .2 توليد انگيزه جنگيدن ;
    .3 برخورداري از نصرت الهي و امدادهاي غيبي .
    در مورد نقش ايمان و معنويت در توليد قدرت ملي توضيحات لازم داده شد. در ادامه كاركردهاي ديگر معنويت را در جنگ و دفاع ; يعني توليد انگيزه جنگيدن و برخورداركردن جبهه حق از نصرت الهي و امدادهاي غيبي به اختصار شرح مي دهيم .
    نقش معنويت در توليد انگيزه براي جنگيدن
    پيش تر آورديم كه تجربه تاريخي و مطالعه جنگهاي گذشته نشان مي دهد در بسياري از موارد قدرتهاي برتر در جنگ مغلوب شده و طرفهاي ضعيف به پيروزي رسيده اند. در تجزيه و تحليل دليل چنين نتايجي در جنگ بين دو طرف نابرابر به لحاظ توانايي ها منابع و تجهيزات اشاره شد كه دانشمندان برروي « عملكرد ملي » در جنگ بسيار تاكيد دارند.
    ممكن است كشوري به لحاظ منابع توانايي هاي مادي و تجهيزات نظامي بسيار قدرتمند و پيشرفته باشد اما مردم رهبران و نيروهاي مسلح آن كشور انگيزه كافي براي جنگيدن و تحمل سختي ها براي پيشبرد اهداف را نداشته باشند. بديهي است چنين كشوري مغلوب طرف باانگيزه ولي به ظاهر ضعيف مي گردد.
    در يك كشور اسلامي كه مردم آن به دنبال پياده سازي حاكميت الهي و اجراي شريعت و تحقق ارزشهاي ديني و انساني هستند ايمان و معنويت در توليد انگيزه تقويت روحيه ايجاد صبر و بردباري و روحيه ايثار و فداكاري كه لازمه جنگيدن با دشمن و نترسيدن از اوست ايفاي نقش مي كند. انسان مومن و باتقوا هرگز از صحنه نبرد با دشمن خود فرار نمي كند. انسان با ايمان و برخوردار از معنويت هرگز صبر و استقامت و روحيه پايداري خود را در برابر دشمن از دست نمي دهد. انسان با ايمان در جنگ هرگز از كشته شدن مجروح شدن و يا اسير دشمن شدن نمي هراسد. چنين روحيه اي در پرتو ايمان و معنويت حاصل مي شود. ارتش اسلامي و رزمنده مسلمان و مومن جنگ با دشمنان را جهاد في سبيل الله مي داند و به عنوان يك تكليف و وظيفه ديني به آن نگاه مي كند. رزمنده با ايمان در پرتو همين ايمان و معنويت كشته شدن در راه خدا را شهادت و فوز عظيم دانسته و آرزوي آن را دارد. آيات و روايات ذيل نمونه هايي از دستورات الهي و آموزه هاي ديني است كه در مسلمانان و مومنان براي جنگيدن به عنوان لشكريان خدا و نيروهاي جبهه حق عليه باطل توليد انگيزه و تقويت روحيه مي كند :
    « الذين آمنوا يقاتلون في سبيل الله و الذين كفروا يقاتلون في سبيل الطاغوت » (نسا آيه 76 )
    « و قاتلوهم حتي لاتكون فتنه و يكون الذين لله » (بقره آيه 193 )
    « و قاتلوالذين لايومنون بالله و لا باليوم الاخر و ... » (توبه آيه 29 )
    « و قاتلوا في سبيل الله الذين يقاتلونكم و لاتعتدوا ان الله لا يحب المعتدين » (بقره آيه 190 )
    « و ما لكم لاتقاتلون في سبيل الله و المستضعفين من الرجال و النسا و الولدان الذين يقولون ربنا اخرجنا من هذه القريه الظالم اهلهالله » (نسا آيه 75 )
    « ان الجهاد باب من ابواب الجنه فتحه الله لخاصه من اوليائه » (نهج البلاغه عبده ج 1 ص 63 )
    نصرت الهي و امدادهاي غيبي در پرتو معنويت
    خداوند قادر متعال ; يعني همان كانون قدرت مطلق در عالم هستي به مومنان دستور جهاد با دشمنان اسلام و مسلمين را داده و وعده كرده تا آنان را در جنگ با دشمنانشان ياري كند. خدا در قرآن مي فرمايد : « اذن للذين يقاتلون بانهم ظلموا و ان الله علي نصرهم لقدير » (حج آيه 39 )
    در بسياري از آيات و روايات بر نصرت مومنان در جنگ با دشمنانشان تصريح شده است . خداوند به مومنان در هنگام جنگ با دشمنان آرامش دروني اعتماد به نفس و ثبات قدم بخشيده ترس و دلهره و اضطراب را برقلوب دشمنان اهل ايمان مستولي مي گرداند. علاوه بر اين عنايت الهي آنگاه كه مومنان در نبرد با دشمن قوي تر مقاومت كنند و صبر پيشه سازند و با نيتهاي خالص به جهاد في سبيل الله ادامه دهند خداوند امدادهاي غيبي را شامل حال آنان مي گرداند. آيات و روايات زيرنمونه هايي است كه بر نصرت الهي دلالت دارند.
    « يا ايها النبي حرض المومنين علي القتال . ان يكن منكم عشرون صابرون يغلبوا ماتين و ان يكن منكم ماته يغلبوا الفا من الذين كفروا بانهم قوما لا يفقهون » (انفال آيه 65 )
    « كم من فئه قليله غلبت فئه كثيره باذن الله » (بقره آيه 249 )
    « الا ان اوليا الله لا خوف عليهم و لا هم يحزنون » (يونس آيه 63 )
    « و ما رميت اذ رميت و لكن الله رمي » (انفال ايه 17 )
    « اعملوا عبادالله ان التقوي حصن عزيز » (نهج البلاغه خطبه 175 )
    « ان تنصرو الله ينصركم و يثبت اقدامكم » (محمد آيه 7 )
    نمونه هاي تاريخي از نقش آفريني معنويت در توليد قدرت
    در تاريخ نبردها و جنگهاي بسيار زيادي رخ داده است . در برخي از اين جنگها يك طرف بر حق بوده و از حقيقت دفاع كرده و طرف مقابل بر باطل بوده و با حق جنگيده است .
    هرگاه اين نوع جنگ ها و مبارزات بررسي شود در آنجا كه اهل جبهه حق تكيه بر قدرت ايمان و معنويت كرده باشند و در راه هدف صبر و استقامت به خرج داده باشند مي بينيم پيروزي نصيبشان شده است . اين همان نصرت الهي است كه خداوند به مومنان وعده آن را داده است . « ان تنصروا الله ينصركم و يثبت اقدامكم » . فقط چند نمونه تاريخي را نام مي بريم .
    .1 جنگهاي صدر اسلام مانند جنگ بدر خيبر خندق و فتح مكه .
    .2 حادثه بزرگ كربلا كه پيروز اصلي آن امام حسين (ع ) و ياران آن حضرت بودند .
    .3 انقلاب اسلامي كه معجزه قرن نام گرفت .
    .4 دوران هشت ساله دفاع مقدس .
    .5 پيروزي هاي حزب الله در لبنان و به ويژه در جنگ 33 روزه .
    .6 پيروزي ملت عراق در رويارويي با اشغالگران .
    .7 پيروزي ملت فلسطين در برابر رژيم صهيونيستي به ويژه در حوادث غزه .
    .8 پيروزي ها و موفقيتهاي ملت مسلمان و انقلابي ايران طي 30 سال گذشته در برابر فشارهاي استكبار جهاني به ويژه در موضوع هسته اي .
    جنگ هاي صدر اسلام حادثه بزرگ كربلا پيروزي انقلاب اسلامي پيروزي هاي دوران دفاع مقدس پيروزي هاي حزب الله لبنان در جنگ 33 روزه پيروزي هاي ملت فلسطين در برابر رژيم صهيونيستي پيروزي هاي ملت مسلمان ايران بر انبوه توطئه هاي دشمنان داخلي و خارجي انقلاب در طول سي سال گذشته نمونه هاي روشني از نقش آفريني معنويت در افزايش قدرت عمومي مي باشد