روزنامه جمهوري اسلامي 12/09/1387 صفحه جبهه و جنگ

  • ضرورت ها در آثار مكتوب دفاع مقدس
  • شهادت همان شد كه مي خواستي
  • *****
    ضرورت ها در آثار مكتوب دفاع مقدس




  • گزارشي از برگزاري همايش بررسي وضعيت كتاب و كتابخواني در حوزه ايثار و شهادت
    تهيه و تنظيم : فيروزه محمد حسيني
    بنياد شهيد و امور ايثارگران اقدام به برگزاري همايش بررسي وضعيت كتاب و كتابخواني در حوزه ايثار و شهادت نمود. اين همايش در كتابخانه ايثار و شهادت بنياد شهيد و با حضور جمعي از محققان پژوهشگران و صاحبنظران اين عرصه و برخي اصحاب رسانه برگزار شد.
    در اين همايش باباوند معاون فرهنگي سازمان جوانان كه مجري برنامه بود ضمن خيرمقدم به حاضران در جلسه با اشاره به هدف و دستاورد اين همايش كه تدوين پيش نويس طرح راه كارهاي نو و جديد براي گسترش امر كتابخواني در ميان اقشار مختلف است از سخنرانان يك به يك دعوت كرد تا به ذكر مطالب خود بپردازند.
    محمدجواد محقق اولين سخنران اين همايش در خصوص يكي از مشكلات اين حوزه (حوزه ايثار و شهادت ) اظهار داشت : بزرگترين مشكل ما نه در تاليف است نه در نشر بلكه در توزيع است . ما زماني كه نمايشگاه هاي استاني برگزار مي كنيم مي بينيم كه مردم از كتابها استقبال فراواني دارند. آمار فروش و ارقام بالاي آن نشان مي دهد كه اگر مردم ما كتاب در دسترسشان باشد هم كتاب مي خرند و هم كتابخوان هستند.
    وي با اظهار خشنودي از رشد توليد كتاب در سالهاي اخير گفت : متاسفانه در كشور ما ايران عادت شده تو سر خودمان بزنيم و سياه نمايي كنيم . اين بي انصافي است كه رشد توليد كتاب را نسبت به جمعيتمان ناديده بگيريم و سياه نمايي كنيم .
    جواد محقق توليد و نشر كتاب را در مقايسه با زمان قبل از انقلاب افتخارآميز دانست و افزود : قبل از انقلاب ما تنها 3 شاعر كودك و نوجوان داشتيم كه از ميان آن 3 نفر فقط يكي از آنها فعال بود . ولي بحمدالله بعد از انقلاب ما در اين حوزه شايد قريب به 40 50 نفر شاعر فعال داريم . و يا در زمان قبل از انقلاب در حوزه ادبيات داستاني 3 4 نفر بيشتر نداشتيم . ولي الان به راحتي مي توانيم از ميان انبوه رمانهاي مخصوص نوجوان براي بچه هايمان دست به انتخاب بزنيم .
    وي با اشاره به نادرستي آمار ارائه شده در خصوص ميانگين مطالعه مردم كشور گفت : اينكه بعضي مي گويند مردم ايران در سال فقط 1 يا 2 دقيقه مطالعه دارند من اصلا قبول ندارم . چرا كه معلوم نيست اين آمار از كجا آمده است . از حدود 30 35 سال پيش مردم ما سالانه 1 دقيقه مطالعه داشتند تا به امروز . يعني اين عدد 1 تغيير نكرده !
    بنابراين آماري كه ارائه شده اصلا قابل اعتماد نيست . من با همان آمار و ارقام ثابت مي كنم كه ما از خيلي از كشورهاي پيشرفته دنيا جلوتريم . ما نوع كتابخواني مان متفاوت است .
    توجه به كيفيت به مراتب مهمتر از كميت است ولي با اينحال برخلاف تصور عمومي وضعيت كتاب و كتابخواني در كشورمان اصلا بحراني نيست .
    در ادامه محمدجواد جزيني ضمن اشاره به اينكه هفت هزار كتاب مورد تحقيق و بررسي قرار گرفته به آسيب شناسي كتب دفاع مقدس پرداخت و گفت : توجه به اين نكته كه مساله فداكاري براي ميهن براي همه آحاد مردم قابل احترام است يك مساله مشترك و نقطه قوت و فرصت طلايي است كه به نهادهاي توليدكننده كتاب مي گويد كه كتابهايي كه در اين عرصه توليد مي شوند را بايد همه مردم بخوانند. در اين پژوهش ما نشر كتابهاي توليدكننده مفهوم ايثار و شهادت را به يك سازمان تشبيه كرديم سازمان به اين تعريف كه مجموعه اي نظام مند كه اركانش نظام مند است . نهادهايي كه كتاب در اين حوزه توليد مي كنند 90 درصدشان دولتي اند و غيردولتي ها هم با حمايتهاي مادي و معنوي دولت كار مي كنند. كه مي شود گفت اين عرصه كاملا دولتي است . يكي از ضعفهاي ما اين است كه بايد به نهادهاي خصوصي هم فرصت بدهيم .


    نهادهاي توليدكننده كتاب در اين حوزه بيشتر به طرف چاپ اول رفته ميلي به چاپ مجدد ندارند. چرا كه مي خواهند بگويند ما در سال اين مقدار كتاب توليد كرديم و فقط در كارنامه شان توليد كتاب با آمار بالا باشد.
    ديگر اينكه اين كتابها عموما مطالبشان چنان طرح شده كه داراي تاريخ مصرف اند و چون از آن سالها بيش از ربع قرن مي گذرد احساس مي شود ديگر نيازي به چاپ مجدد آنها نيست .
    احتمال ديگر اينكه با رخ دادن حادثه جنگ حدود يك ميليون رزمنده داشتيم كه احتمالا خاطراتي براي بازگويي داشتند. حوادثي چون تسخير شهرها تلاش براي آزادسازي شهرها نجات جان زخمي ها و اسرا حملات شيميايي و.... كه احتمالا ناشران از اينهمه سوژه خرسند شدند نهادها و حوزه ها نيز آن قدر فضاي خالي ديدند كه من فكر مي كنم كمي هول شدند. يعني فكر كردند از رزمنده نيروي دريايي چيزي نداريم . در اين حوزه كار شد بعد متوجه مي شدند از غواص ها چيزي كار نشده و... فكر مي كنند تاريخ در حال گذر است و ما هنوز كاري نكرديم .
    بخش مهمي از اين كتابهاي توليد شده تجربه اول نويسنده ها بود و اصلا اين عرصه تبديل شد به عرصه غيرحرفه اي ها و طبيعي است چه اتفاقي خواهد افتاد.
    وقتي بعد از 25 سال برخي نهادها فكر مي كنند اينجا عرصه تجربه است و فلان نويسنده به دليل اينكه توان اين موضوع را دارد اثرش بايد چاپ شود طبيعي است كه چه اتفاقي خواهد افتاد.
    متاسفانه در اين حجم هفت هزار جلدي كتاب حدود 45 كتاب پيدا كرديم كه بيش از 3 بار چاپ اول خورده بودند . متاسفانه فضاي كارشناسي جدي در اين حوزه وجود ندارد و هنوز يك تجمع براي بررسي اين حوزه نداريم و نهادهايي كه قدم برداشته اند به تشكل جدي نرسيدند چرا كه اين تشكل ها بايد مقدمه اي براي ورود نويسندگان حرفه اي باشد.
    سپس حسن رستم خاني با اشاره به اين موضوع كه نقدهاي ما عموما منفي است اظهار داشت : نقدي كه من ارائه مي دهم اثباتي است و راه حل ارائه مي دهم .
    ما بايد بپذيريم كه كتاب يك چيز اوقات فراغتي نيست و در زندگي مردم جريان دارد. ما هنگامي كه به نياز فكر كنيم توليد كتاب معني خاصي پيدا مي كند. نياز مردم و خواسته هايشان دو پديده اي است كه شناخت اين دو مكانيزم خاصي دارد. متاسفانه در صنعت نشر نياز هيچ گاه ديده نشده است .
    سياستهاي حمايتي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي خاصه از اين حوزه نه تنها به توسعه عميق فرهنگ ايثار و شهادت منجر نشده بلكه گاهي برعكس هم عمل كرده است .
    ما بايد بپذيريم كه كتاب يك چيز اوقات فراغتي نيست و در زندگي مردم جريان دارد
    ما هنگامي كه به « نياز » فكر كنيم « توليد » معني خاصي پيدا مي كند. متاسفانه در صنعت نشر نياز هيچ گاه ديده نشده است
    توليد و نشر كتاب در مقايسه با زمان قبل از انقلاب افتخارآميز است . همچنان كه امروز تعداد شاعران و آثار منظوم و نيز ادبيات داستاني قابل مقايسه با پيش از انقلاب نمي باشد

  • *****
    شهادت همان شد كه مي خواستي




  • وصفي از حماسه هاي شهيد محمد جهان آرا
    شهيدم ! محمد! برادر! منم
    كه در شهر خونين قدم مي زنم
    شهادت همان شد كه مي خواستي
    تو در خون نخفتي كه برخاستي
    نگفتم كه با سايه پيكار كرد
    نگفتم كه با تير افطار كرد
    نگفتم كه جاني به چاك اوفتاد
    نگفتم كه كوهي به خاك اوفتاد
    نگفتم كه تن را زسرباز كرد
    كه باليد و ناگاه پرواز كرد
    ببين شهر چون ماست آيينه وار
    حماسي و زخمي ولي پايدار
    اگرچند يك كوچه اش بي صفاست
    اگرچه خياباني از آن جداست
    ببين شهر ما سرگذشت من است
    حماسي و زخمي و رويين تن است
    از آن رنگ خون رنگ خون شسته اند
    ولي لاله ها سرخ از آن رسته اند
    تو اي خصم ! اي خصم باطل پرست
    اگرچه تن من ز زخمت پر است
    بزن تا سراپاي من خون كني
    بزن تا تماشاي مجنون كني
    بزن تا برآيد زمن آفتاب
    بزن تا شوم چون دعا مستجاب
    رهايم مكن در زماني چنين
    فنايم مكن در جهاني چنين
    جهاني كه حيوان بر او غالب است
    جهاني كه انسان در او غايب است
    نه اين رسم پيمان و آيين نبود
    قرار اين نبود! اين نبود اين نبود
    محمد! چرا وانهادي مرا
    شهيدم ! چرا جا نهادي مرا
    خدا در شكن اين قفس وار تنگ
    و يا صبر بخشا به من صبر سنگ
    خروشي به پهناي هفت آسمان
    دميده است در اين گلو اين زمان
    خروشي كه ترسم اگر بركشم
    تو و خاك عالم در آذركشم
    منم اينكه فرياد من بي صداست
    كه زيبا و خاموش چون جبهه هاست
    شهيدم ! محمد! برادر! منم
    چنين زخم آجين قدم مي زنم
    ببين چاك خورده است پيشاني ام
    ببين زخمها كرده زنداني ام
    شهادت همان شد كه مي خواستي
    تو در خون نخفتي تو برخاستي
    تو كوچيدي از خويش راحت شدي
    زيارت نمودي زيارت شدي
    ولي من در اين جبهه ناپديد
    به هر لحظه صدبار گردم شهيد
    احمد زارعي