روزنامه جمهوري اسلامي 11/09/1387 صفحه سرمقاله
*****
اوباما; تكرار طرح هاي ناكام آمريكا در فلسطين


  • بسم الله الرحمن الرحيم
    نخستين تصميمات و اقدامات « باراك اوباما » در مورد انتخاب اعضاي هيئت دولت و دستيارانش كوچكترين احتمالات براي « تغيير » در سياست خارجي آمريكا بويژه در موضوع خاورميانه و فلسطين را نيز به تدريج از ميان برده است . اگرچه اوباما هنوز مسئوليت رياست جمهوري را به طور رسمي برعهده نگرفته ولي بنظر مي رسد حزب دمكرات سريعا در تلاش است تا با مهره چيني اطراف اوباما وي را به همان مسيري كه مدنظر بوده است بكشاند. انتخاب « هيلاري كلينتون » براي پست وزارت خارجه تا اين مرحله تقريبا قطعي شده و اگر اتفاقي رخ ندهد وي جايگزين « كاندوليزارايس » خواهد شد. علاوه بر اين تيمي از مسئولان سابق آمريكا در دوره حاكميت دمكراتها سرگرم تدوين راهكارهاي ويژه اي هستند كه از اين پس بعنوان « ديپلماسي جديد خاورميانه اي آمريكا » مورد عمل قرار خواهد گرفت .
    انتخاب يك صهيونيست دوآتشه بعنوان نخستين عضو تيم دستياران « اوباما » نشان داد كه وي بطور كامل در خدمت اهداف صهيونيستي خواهد بود. به گزارش روزنامه صهيونيستي هاآرتص قرار است « ژنرال جيمز جونز » ژنرال بازنشسته آمريكائي بعنوان مشاور امنيت ملي و « برنت اسكو كرافت » مشاور امنيت ملي جرالدفورد و جرج بوش پدر بعنوان سياستگذار و مشاور اصلي با اوباما همكاري داشته باشند.
    رئوس طرح پيشنهادي اسكو كرافت براي اجرا در طول دوره رياست جمهوري « اوباما » بدين شرح است .
    1 ـ عقب نشيني رژيم صهيونيستي تا حدود اراضي اشغالي قبل از جنگ 6 روزه در سال 1346 با تغييرات اندك در جزئيات و مسائل فرعي
    2 ـ حذف حق بازگشت فلسطيني هاي مهاجر به سرزمين فلسطين و پرداخت غرامت ناچيزي به آنها به عنوان جايگزين حق بازگشت مهاجرين .
    3 ـ تشكيل دو كشور فلسطين و اسرائيل با توجه خاص به نگراني هاي امنيتي رژيم صهيونيستي .
    4 ـ تجزيه بيت المقدس به دو بخش و تعيين آن به عنوان پايتخت هر يك از دو كشور .
    5 ـ استقرار يك نيروي بين المللي در بخش فلسطيني بيت المقدس و ساير بخش هاي فلسطين و تحويل برخي بخش هاي فلسطين و بيت المقدس به اين نيروها بمنظور جلوگيري از مبارزات ضدصهيونيستي . نيروهاي بين المللي و احتمالا « ناتو » مسئوليت حفاظت از رژيم صهيونيستي حمايت از اسرائيل و آموزش نيروهاي امنيتي فلسطين (بخوانيد نيروهاي سركوبگر) را برعهده خواهند داشت .
    با مرور فهرست فوق بهتر مي توان دريافت كه حتي اوباما هم حرف تازه اي در قلمرو فلسطين ندارد و صرفا به « بازتعريف » طرحهاي ناكام گذشته پرداخته است .
    طرح تشكيل دو كشور فلسطيني و اسرائيلي براساس قطعنامه هاي سازمان ملل عنوان شده و از قدمت آن بيش از 60 سال مي گذرد اما صهيونيستها و حاميان ماورا تجاري آنها در طول اين مدت براي تصاحب تمامي سرزمين اسلامي فلسطين تلاش مي كردند و امروزه با احساس ناكامي و شكست مجددا به همان طرح 60 سال پيش بازگشته اند!
    علاوه بر اين حذف حق بازگشت فلسطيني هاي مهاجر در واقع به منزله آنست كه فلسطيني ها سرزمين مادري خود را و حق بازگشت به سرزمين مادري خود را در ازاي رقم ناچيزي مي فروشند و اين حق را براي هميشه از خود و نسل هاي آينده سلب مي كنند. ماهيت اين شرط روشن است و صهيونيستها به كمك قدرتهاي شيطاني سعي دارند چنين شرطي را تحميل كنند ولي مسئله اينست كه محمودعباس و جناح خائن فتح نيز در ازاي مقاديري كمكهاي مالي از جانب آمريكا و صهيونيستها با اين طرح خائنانه موافقت كرده اند و در جريان اجلاس « آناپوليس » هم در همين چارچوب خيانت آميز به مذاكره با صهيونيستها پرداختند. حتي پيشنهاد تشكيل دو كشور فلسطين و اسرائيل هم در چارچوب ايجاد دو كشور با حقوق و موقعيت يكسان مطرح نشده است بلكه حفظ منافع اشغالگران و توجه ويژه به نگرانيهاي رژيم مجعول صهيونيستي در صدر شروط احداث دو كشور قرار داده شده است .
    در واقع هدف آنست كه تشكيلات خائن محمودعباس و جناح فتح بعنوان استخوان بندي حكومت آينده در بخش فلسطيني حاكميت را در دست بگيرد. با در نظر گرفتن اينكه محمود عباس و طيف خائن فتح كمترين جايگاه و پايگاهي در ميان فلسطيني ها ندارند در حقيقت اين طرح جديد براي به قدرت رسانيدن اين جناح خائن در تمامي بخش هاي فلسطيني بويژه « غزه » است .
    تصادفي نيست كه صهيونيستها تحت هيچ شرايطي حاضر به پايان دادن محاصره غزه نيستند و فقط گهگاهي بطور موقت اين گذرگاه را مي گشايند چرا كه اصل پيشنهاد محاصره نظامي غزه توسط محمودعباس و جناح خائن فتح به اشغالگران داده شد و اين جناح اميدوار بود بتواند با اين روشهاي ضدانساني مردم غزه را عليه نيروهاي مقاومت اسلامي و بويژه عليه « حماس » بشوراند كه البته با نتايج معكوسي مواجه شده و ابعاد خيانت تشكيلات خودگردان آشكارتر شده و حتي موقعيت متزلزل سابق را هم از دست داده است .
    موضوع مهم ديگر آنكه تشكيلات باصطلاح خودگردان همچنان « مامور سركوب » خواهد بود و براي سركوب فعالان اسلامي از اشغالگران حقوق مي گيرد. البته در چارچوب طرح جديد قرار است اين « ماموران سركوب » از طريق نيروهاي بين المللي با صهيونيستها در تماس باشند و در عين حفظ ارتباطات خود با اسرائيل در چارچوب جديد به تحقق همان اهداف و انجام ماموريتهاي گذشته سرگرم باشند.
    نبايد از نظر دور داشت كه اكنون سالهاست مقامات تشكيلات خودگردان ازاشغالگران « حقوق » مي گيرند و ميزان دريافتي آنها به تناسب خوش خدمتي براي صهيونيست ها در نوسان است . اين پرداختي ها از اين پس در چارچوب كمك حاميان رژيم صهيونيستي به تشكيلات خودگردان تحت عنوان كمك به كشور تازه تاسيس فلسطين ادامه خواهد يافت و قرار است بخش اعظم آن از جيب گشاد رژيمهاي سازشكار عرب تامين شود.
    اكنون بهتر قابل درك است كه « اوباما » طرح جديدي ندارد و فقط در چارچوب « بازتعريف » طرحهاي ناكام گذشته مي خواهد چنين وانمود سازد كه گويا سياست آمريكا و مزدورانش در اين مقوله « تغيير » كرده است !