روزنامه جمهوري اسلامي 09/09/1387 صفحه امام
*****
امام خميني : مدرس مرد قدرتمندي بود براي اينكه انسان الهي بود




  • فرهنگ و معارف غني اسلام به صورت مجموعه تعاليم و قوانين و ارزش ها و فضايل و دستورالعمل ها در همه ابعاد و جلوه هاي حيات در پي ساختن و پروردن « انسان الهي » مي باشد.
    انسان الهي با خاستگاهي چون جامعيت تعاليم اسلام به طور طبيعي داراي عالي ترين مراتب كمال در همه ابعاد مي باشد و با چنان خاستگاه عظيم و رفيع است كه هرگز ناقص و سطحي و يكسويه نيست كه او با مشخصه هايي همچون ايمان دانش بينش تعهد شهامت آگاهي و مسئوليت پذيري سياسي و اجتماعي و در اوج آزادانديشي و وارستگي خويشتن را به رويارويي با استعمار خارجي كه در ساير كشورها به صورت استبداد داخلي و در شكل و نمود حكومت هاي دست نشانده و مامور حفاظت از منافع بيگانگان ظهور مي كند درمي آورد و در اين مواجهه و مبارزه در سطحي كلان آزادي و استقلال ملل و رشد و كمال همه جانبه بشريت را به صورت هدفمندي هاي مقدس و آرمان گرايي هاي والا پي مي گيرد.
    در انديشه هاي سياسي حضرت امام خميني فراوان مي يابيم رهنمودهاي آگاهي بخشي را كه هدف تعاليم اسلام و انبياي عظام را پرورش انسان الهي معرفي مي نمايد و چنين موجودات وارسته و شجاع و در معارضه با استعمار و استبداد را كه در طول تاريخ منشا اثر و ثمر بوده اند نام مي برد و اسوه و الگوي اعصار مي داند.
    شهيد والامقام و مبارز ناآرام آيت الله سيدحسن مدرس يكي از اين چهره هاي شاخص در دل و ديده و فكر و انديشه امام خميني مي باشد و از جايگاه و اكرام و منزلت خاصي برخوردار است .
    به دو نمونه از بيانات امام خميني درباره هدفمندي تعاليم اسلام در ساختن و پروردن « انسان الهي » و معرفي شهيد آيت الله مدرس به عنوان مصداق كامل و عيني از چنين موجود شريف و آثار فكر و روح بلند و رفتار و عملكرد شايسته او به خوبي دقت كنيم .
    1 ـ « آن چيزي كه مطرح است پيش انبيا « انسان » است ... چيز ديگر پيش انبيا مطرح نيست . همه چيز به صورت انسان بايد درآيد. مي خواهند انسان درست كنند انسان كه درست شد همه چيز درست مي شود. رژيم ها به تبع خارجي ها مي خواستند كه در اين ممالك شرقي انسان درست نشود. آنها از انسان مي ترسند. آنها مي خواهند كه يك انساني پيدا نشود. انسان اگر پيدا شد زير بار زور نمي رود. انسان اگر پيدا شد منافع مملكتش را به خارج نمي دهد. امين است انسان . انسان براي خدا كار مي كند و براي خداست . زندگيش براي خداست و مردنش هم براي خداست . يك همچو موجودي ]دوره رژيم پهلوي [ممكن نيست كه براي اجانب خدمت بكند و به ضدكشور خودش قيام كند... در اين چند سال كوشش كردند كه انسان نباشد... نگذارند يك انساني پيدا بشود. اينها مي ديدند كه يك فرد انسان اگر پيدا بشود ممكن است يك مملكت را هدايت كند... از اين ناراحت بودند نمي گذاشتند كسي تحقق پيدا بكند. آنها از « مدرس » مي ترسيدند مدرس يك انسان بود... يك نفري غلبه مي كرد بر همه مجلس ! بر اهالي كه در مجلس بودند غلبه مي كرد يك نفري ... من آن وقت مجلس رفتم براي تماشالله جوان بودم ... مجلس آن وقت تا مدرس نبود مثل اين كه چيزي در آن نيست مثل اين كه محتوا ندارد. مدرس با آن عباي نازك و با آن قباي كرباسي وقتي وارد مي شد مجلس مي شد يك مجلس . طرح هايي كه در مجلس داده مي شد آنكه مخالف بود مدرس مخالفت مي كرد... وقتي كه روسيه در يك قضيه اي اولتيماتوم داد به ايران و آوردند به مجلس و قواي نظاميش هم حركت كرده بودند به طرف تهران يا قزوين كه اين را قبول كنند مجلس بهتشان زده بود كه بايد چه بكنند قوا قواي شوروي است مقاومت نمي توانيم بكنيم قبول اين هم كه خيانت است . آنجا نوشته است كه : يك روحاني با دست لرزان آمد و گفت حالا كه ما بايد از بين برويم چرا خودمان از بين ببريم ما اين را ردش مي كنيم . رد كرد. همه هم قبول كردند. آنها هم هيچ كاري نكردند. اين ها مي بينند يك انسان وقتي در يك ملت پيدا بشود مي تواند مجراي امور را از آن طريقي كه آنها مي خواهند برگرداند . » (1 )
    در اين رهنمودها غايت تعاليم قرآن و تلاش هاي سخت و همه جانبه پيامبران الهي تربيت و پرورش انسان الهي معرفي مي شود همان انساني كه به دليل انگيزه هاي سالم و رفتار و عملكردهاي پاك براي جوامع و كشورها مفيد و تاثيرگذار مي گردد. از شاخص هاي اصلي چنين انساني جامعيت شخصيت است كه البته خاستگاه آن جامعيت تعاليم و قوانين اسلام مي باشد كه تمام نيازهاي انسان را در همه ابعاد تامين مي نمايد و او را به گونه اي مي پرورد كه يكسونگر نيست و خويشتن را در امور عبادي و اخلاقي محصور نمي نمايد بلكه در كنار آنها به امور اجتماعي و سياسي نيز نظر مي گسترد و از آنجا كه عبادت خدا شامل همه انگيزه هاي سالم و فعاليت هاي مفيد و راهگشا در تمام عرصه هاي فعاليت هاي فردي اجتماعي سياسي اقتصادي فكري و فرهنگي مي باشد او در تمام اين صحنه ها و حوزه ها انسان الهي است و حاصل تمام تلاش هاي خالص و هدفمندش در مسير اعتلاي دين و رشد و پيشرفت جامعه و كشور صورت مي پذيرد. در اين فضاي وسيع هم نماز و پرستش عبادت خداست و هم مبارزه با استعمار خارجي هم انفاق عبادت است و هم مقابله با ظلم و فساد هم فعاليت هاي فكري و فرهنگي و مطبوعاتي عبادت خداست و هم تلاش هاي عملي براي اصلاحات اجتماعي و رفع موانع رشد سياسي . به همين دليل است كه قرآن كريم همچنان كه جهاد را ارج مي نهد(2 ) احسان و نيكي را نيز مهم مي داند(3 ) و همان گونه كه تقوا را يك اصل ضروري مي داند(4 ) مقاومت را نيز تمجيد مي كند(5 ) و به همان ترتيب كه امربه معروف و نهي ازمنكر را واجب مي كند(6 ) و فعاليت هاي تبليغي را ضروري مي داند(7 ) و قلم و آثار سالم و راهگشاي آن را بزرگ مي دارد(8 ) هجرت را(9 ) و تجارت را(10 ) و عزت را(11 ) مطلوب مي داند و به آنها دعوت مي نمايد و همين گونه هستند ساير موضوعات در تمام ابعاد و شئون حيات دنيا كه به زيبايي تمام در جامعيت قوانين اسلام مورد توجه قرار گرفته اند و مجموعه آنها « انسان الهي » به جوامع بشري تحويل مي دهد.
    انسان الهي به شدت مورد خشم و نفرت قدرت هاي استكباري ـ با هر نام و نشان و در تمام ادوار حيات بشر و در همه اعصار و مقاطع تاريخي ـ مي باشد. ظالمان و ستمگران تاريخ به اين دليل از چنين انساني مي هراسند كه او جامع همه ارزش ها و فضايلي مي باشد كه پيامبران خدا در قالب دين به بشريت عرضه داشته اند. ظلم ناپذيري نفي سلطه گري قدرت ها مقابله با فساد و تباهي تلاش عملي در مسير صيانت از هويت ديني و استقلال و آزادي سرزمين هاي اسلامي و محافظت از منابع ثروت هاي ملي از جمله شاخص هاي بارز انسان هاي الهي مي باشد كه در هيچ شرايطي نمي توانند در برابر استعمار خارجي كه دشمنان دين و استقلال ملل و درصدد استعمار فرهنگي و سياسي و اقتصادي كشورها مي باشند شاهد ساكت باشند و دم برنياورند و به مبارزه و معارضه اهتمام نورزند. طبيعي است كه قدرت هاي استكباري به هيچ وجه نمي توانند چنين عناصري را تحمل كنند و لذا تلاش مي كنند كه اين انسان هاي الهي و محو شده در حق و متعهد و مسئول در برابر سرنوشت جوامع و ملت هاي مظلوم و همواره در حال مبارزه با جبهه باطل تربيت نشوند و چهره ننمايند.
    حضرت امام خميني شهيد آيت الله سيدحسن مدرس را مصداق و نمونه كامل « انسان الهي » معرفي مي نمايند و اين عالم وارسته و نستوه و مبارز را اسوه و الگوي بزرگي براي تمام مقاطع تاريخي و دوره هاي حيات بشري مي دانند زيرا او داراي شخصيتي جامع ـ همان گونه كه تعاليم و ارزش هاي اسلامي مي طلبند و پيامبراكرم (ص ) و همه انبياي الهي درصدد پرورش و ارائه آن به جوامع بشري بودند ـ مي باشد و تمام آنچه يك مصلح بيدارگر بايد از ايمان و آزادانديشي و شجاعت و آزادگي نفس و دانش و تعهد و تدبير داشته باشد تا بتواند راه بگشايد و مقصد بنمايد دارا مي باشد.
    امام خميني با اين تعبير كه « آنها از مدرس مي ترسيدند مدرس يك انسان بود » اشاره به قدرت هاي استعماري و عوامل داخلي آنان كه در مجلس شوراي ملي حضور داشتند و در صدد تصويب قوانيني به نفع استعمار انگليس بودند مي نمايد و روح آزاده و از همه قيد و بندها رسته و به خدا رسيده مدرس را به گونه اي رشد يافته و كامل مي داند كه « يك نفري غلبه مي كرد بر همه مجلس ! » و « طرح هايي كه در مجلس داده مي شد آن كه مخالف بود مدرس مخالفت مي كرد » و مانع مي شد كه استقلال و آزادي ملت ايران ملعبه دست نمايندگاني باشد كه در جهت تامين منافع استعمار فعاليت مي كردند.
    اشاره امام به « عباي نازك » و « قباي كرباسي » شهيد مدرس و اين كه بدون وجود او مجلس هيچ بود و با وجود او مجلس جان ميگرفت و محتوا پيدا مي كرد و نمايندگاني كه ميخواستند به تبعيت از او در برابر استعمار خارجي بايستند توان و نيرو ميگرفتند تصريحات زيبايي مي باشد كه ساده زيستي و وارستگي و تاثير آن در آزاد انديشي و شهامت بي نظير مدرس را در برابر دشمنان دين و ملت به نمايش ميگذارد و نشان مي دهد كه ميتوان اينگونه ساده و بي پيرايه و بدون داشتن اهرم هاي ثروت و ظاهري پرزرق و برق در برابر جهان استعمار ايستاد و سخن گفت و مخالفت كرد و مبارزه نمود.
    امام خميني به يكي از مصداق هاي مقابله سرسختانه و شجاعانه شهيد مدرس در برابر استعمار خارجي اشاره مي نمايد و آن عبارت است از اولتيماتوم روسيه قدرتمند آن زمان به مجلس ايران و مرعوب شدن نمايندگان و اقدام تاريخي شهيد مدرس در مخالفت با اين اولتيماتوم و در نهايت بي نتيجه و ثمرماندن آن .
    در سال 1290 هجري شمسي دولت ايران براي اصلاح امور مالي خود مورگان شوستر آمريكايي را در خزانه داري كل ايران به كار گماشت . اين اقدام با مخالفت شديد روسيه مواجه شد به طوري كه در يك اقدام مداخله جويانه و مستكبرانه به ايران اولتيماتوم داد ظرف 48 ساعت مورگان شوستر را از اين مقام عزل و اخراج نمايد در غير اين صورت تهران را اشغال خواهد كرد!
    نمايندگان مجلس ايران شهامت مخالفت نداشتند و در حالت اضطراب و تشويش و رعب و وحشت آماده اطاعت از اولتيماتوم روسيه مي شدند كه مدرس وارسته و قهرمان با صلابت و شجاعت در برابر اين اقدام استعماري مي ايستد و مخالفت مينمايد و آن را بي اثر مي كند. اقدام مدرس به گونه اي خيره كننده بود كه در آثار مورخان خارجي نيز انعكاسي مي يابد و همان گونه كه امام خميني اشاره كردند يكي از آنها مي نويسد : يك روحاني ايستاد و مخالفت كرد و گفت اگر قرار است از بين برويم چرا با دست و امضاي خود ! و مخالفت او اثر بخشيد و باعث شد كه نمايندگان مجلس ايران شهامت پيدا كنند و اقدام روسيه را نپذيرند.
    شهيد مدرس همچنان كه در مقابل استعمار روسيه ايستاد در برابر استعمار انگليس نيز ايستاد و مبارزه كرد. مخالف سرسختانه شهيد مدرس با قرار داد استعماري 1919 كه بين دولت وثوق الدوه و سر پرسي كاكس وزير مختار انگليس در ايران منعقد گشت نمونه اي از تقابل وقفه ناپذير اين عالم وارسته عليه استعمار انگليس ميباشد . (12 )
    2 ـ آنچه از حضرت امام خميني با آن محتواي غني و پيام هاي خاص نقل كرديم نمونه و مصداقي از مبارزه شهيد مدرس با استعمار خارجي بود. امام خميني در مناسبت هاي ديگر و بيانات متفاوت از مبارزات و پيكارهاي مستمر اين عالم آزاده با « استبداد داخلي » كه در آن زمان در « رضاخان » به عنوان مهره دست نشانده قدرت هاي استكباري متجلي گرديده بود ياد مينمايد. آنچه در ذيل مي آيد يكي از نمونه هاي رهنمودهاي امام خميني در اين زمينه مي باشد :
    « اين مرحوم مدرس ... آن طوركه ما خودمان ديديم تنها آدمي كه در مقابل رضاخان قلدر ايستاد اين است اين شخص ... اين در مقابل قدرت بزرگ رضاخان ايستاد. آنكه هجوم كرده بود به مجلس كه مجلس را چه بكند و « زند باد زندباد رضاخان » مي گفتند ايستاد گفت كه « مرده باد او و زنده باد من ! » يك همچو مرد قدرتمندي بود براي اينكه « الهي » بود براي خدا مي خواست كار بكند نمي ترسيد . » (13 )
    امام خميني براي نماياندن قدرتمندي شهيد مدرس در مقابله با رضاخان به جريان استيضاح رضاخان توسط مدرس اشاره مي كند. شهيد مدرس در اثر مشاهده قلدري ها و بي قانوني هاي رضاخان در دوره اي كه رئيس الوزرا بود وي را استيضاح كرد. رضاخان از اين استيضاح مي هراسيد و به همين دليل گروهي از ماموران و جيره خواران خود را به مجلس فرستاد تا با غوغا سالاري و شعار عليه مدرس استيضاح را به هم بزنند خود رضاخان نيز قبل از تشكيل جلسه در ايوان مجلس ايستاد تا فعاليت مزدورانش را به نفع خويش و عليه مدرس نظاره كند.
    در همين لحظات مدرس از راه رسيد. مامورين رضاخان فرياد زدند : « زنده باد سردار سپه (رضاخان ) »
    شهيد مدرس نگاهي به آنها افكند و با بي اعتنايي عصاي خود را به زمين زد و به راه خود ادامه داد.
    در همين لحظه مامورين رضاخان فرياد زدند : « مرده باد مدرس » .
    مدرس قد برافراشت و ايستاد عصايش را به طرف جمعيت تماشاچي نشانه رفت و گفت : مردم بگوئيد : « زنده باد مدرس » .
    مردم در يك حالت منقلب فرياد برآوردند : « زنده باد مدرس »
    سپس مدرس رو كرد به مردم و گفت : مردم بگوئيد : مرده باد سردار سپه »
    مردم با صداي بلند درخواست شهيد مدرس را عملي كردند.


    مدرس در اوج شهامت و صلابت از پله ها بالا رفت و در بالكان مجلس يقه رضاخان را گرفت و رو به مردم كرد و گفت : مردم بگوئيد : « صد بار مرده باد سردار سپه » و « صد بار زنده باد مدرس »
    مردم به هيجان آمدند و شعار مدرس را تكرار كردند.
    رضاخان به شدت از اين كه از مدرس شكست خورده است به خشم آمد و با مدرس گلاويز شد و تصميم گرفت او را از بالكان به پايين پرتاب كند كه ديگران مانع شدند.
    ظهر همان روز مدرس به اتفاق وكلاي اقليت از مجلس خارج شدند و مورد ضرب و جرح چاغوكشان وابسته به رضاخان قرار گرفتند.
    حضرت امام خميني در اين رهنمود همچون رهنمود پيشين انگشت روي « انسان الهي » مي گذارد و شهيد مدرس را مصداق عيني آن معرفي مينمايد و همان گونه كه قدرت خيره كننده و شجاعت شگرف او را در مقابله با طرحها و قوانين تامين كننده منافع قدرت هاي استعماري و نيز ايستادگي مرحوم مدرس را در برابر اولتيماتوم روسيه تمجيد مي كند و از جمله عملكردهاي اين انسان الهي و نتيجه اين نوع تربيت و پرورش مي داند مواجهه و رويارويي شگفت انگيز او در برابر رضاخان قلدر را نيز از جلوه هاي مهم و مشخصه هاي بارز قدرتمندي اين انسان الهي معرفي ميكند.
    به اين ترتيب امام خميني به وضوح و صراحت و با يك نتيجه گيري طبيعي و مشروع و معقول از چند رفتار و سلوك و عملكرد شهيد مدرس خاستگاه چنين موجودات كمياب و تاريخ سازي را تعاليم مقدس اسلام مي داند همان تعاليمي كه انسان الهي مي پرورد انساني كه در خدا ذوب و محو مي شود و خود را نمي بيند و از اين حالت و صفت ـ كه نتيجه جهاد اكبر و مبارزه با نفسانيت هاي فردي و گروهي ميباشد ـ قدرت و توان و شجاعتي خيره كننده به دست مي آورد و به اوج آزادانديشي و آزادگي نفس ميرسد و براي دين و ملت ثمر بخش مي گردد و از اين بالاتر براي همه نسلهاي بشر در تمام دوره هاي تاريخ اسوه و الگو و راهگشا مي شود.
    امروز نه تنها مجلس ما و به اين مناسبت كه روز شهادت مدرس را « روز مجلس » نام گذاشته اند كه قوه قضائيه ما و قوه مجريه ما و همه مسئولان نظام و دولتمردان و كارگزاران حكومت اسلامي بايد از انديشه و سيره و روش شهيد مدرس درس بگيرند و پيروي و تبعيت نمايند.
    فراموش نكنيم كه شهيد مدرس « خدا » را ميخواست و نه « خود » را در بند « نام » و « مقام » و در « رياست » و « نشان » نبود در حلقه اسارت جناح زدگي و حزب گرايي و سياست بازي و هر نوع نفسانيت گروهي ديگر قرار نمي گرفت و ملعبه دست اين آن نبود و به « آزاد انديشي و وارستگي و آزادگي نفس » كه از بزرگترين نيازهاي اين زمانه هستند نائل آمده بود و از همين رو قدرت و شجاعت و علم و عمل و تدبيرش را براي خدمت به اسلام و مردم هزينه مي كرد.
    اكنون مجلسيان و دولتمردان ما بنگرند كه در كجا قرار دارند و چگونه مي انديشند و چگونه عمل مي كنند.
    ــــــــــــــــــــــــــــ
    پاورقي :
    1 ـ صحيفه امام موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني جلد 8 ص 67 ـ65
    2 ـ قرآن كريم سوره حج ـ22 ) آيه 39
    3 ـ سوره نحل (16 ) آيه 90
    4 ـ سوره يوسف (12 ) آيه 90
    5 ـ سوره هود (11 ) آيه 115
    6 ـ سوره آل عمران (3 ) آيه 104
    7 ـ سوره يوسف (12 ) آيه 108
    8 ـ سوره قلم (68 ) آيه 1
    9 ـ سوره انفال (8 ) آيه 76
    10 ـ سوره فاطر (35 ) آيه 29
    11 ـ سوره نسا (4 ) آيه 139
    12 ـ مراجعه شود به كتاب مدرس قهرمان آزادي حسين مكي بنگاه ترجمه و نشر كتاب ج 1 ص 155 ـ 151
    13 ـ صحيفه امام جلد 7 ص 305
    « انسان الهي » به شدت مورد خشم و نفرت قدرت هاي استكباري ـ با هر نام و نشان و در تمام ادوار حيات بشر و در همه اعصار و مقاطع تاريخي ـ مي باشد. ظالمان و ستمگران تاريخ به اين دليل از چنين انساني مي هراسند كه او جامع همه ارزش ها و فضايل از جمله ظلم ناپذيري نفي سلطه گري قدرت ها تلاش عملي در مسير صيانت از هويت ديني و استقلال و آزادي ملل اسلامي و محافظت از منابع ثروت هاي ملي مي باشد
    امروز نه تنها مجلس ما و به اين مناسبت كه روز شهادت مدرس را « روز مجلس » نام گذاشته اند كه قوه قضائيه ما و قوه مجريه ما و همه مسئولان نظام و دولتمردان و كارگزاران حكومت اسلامي بايد از انديشه و سيره و روش شهيد مدرس درس بگيرند و پيروي و تبعيت نمايند
    شهيد مدرس در بند « نام » و « مقام » نبود و در حلقه اسارت جناح زدگي و حزب گرايي و سياست بازي و هر نوع نفسانيت گروهي ديگر قرار نمي گرفت و ملعبه دست اين و آن نبود و به « آزادانديشي و وارستگي و آزادگي نفس » كه از بزرگ ترين نيازهاي زمانه هستند نائل آمده بود و از همين رو قدرت و شجاعت و علم و عمل و تدبيرش را براي خدمت به اسلام و مردم هزينه مي كرد. اكنون مجلسيان و دولتمردان ما بنگرند كه در كجا قرار دارند و چگونه مي انديشند و چگونه عمل مي كنند