دريادار دوم بازنشسته علي بازدهقاني
آنچه تاكنون درباره دفاع مقدس به رشته تحرير درآمده و به سمع هم ميهنان عزيز رسيده است بيشتر در مورد عمليات هايي
است كه بصورت گسترده و با شركت رده هاي عمده عملياتي مانند قرارگاه ها
تيپ هالله انجام پذيرفته است .
اما مراحل آماده شدن براي اجراي يك چنين عمليات هايي صرف نظر از تداركات و پشتيباني تجهيزاتي نياز به شناسايي
معابر
استعداد دشمن
نحوه گسترش
مسير تردد و... بوده است كه كمتر در مورد آنها بحث و گفتگو گرديده است و در حقيقت
مي توان گفت ارزش و اهميت يگانهاي ويژه كه معمولا مجري اينگونه عمليات بوده و بستر لازم را با پذيرش خطرات براي
عمليات هاي بزرگ آماده نموده و شناسايي هاي لازم را انجام داده اند ناديده گرفته شده و يا كمرنگ نشان داده شده است . اميد
است بتوانم با بيان نمونه هايي از اين عمليات هاي محدود ولي مهم
سهمي را به اين بخش كه جانبازان و شهداي بسياري را
تقديم ملت عزيز ايران كرده است يادآور شده باشم
يادشان گرامي باد و غفران الهي بر آنها مبارك .
1 ـ حماسه 34 روز دفاع از خرمشهر : در روزهاي اوليه تجاوز سراسري ارتش عراق
حماسه دفاع و مقاومت تكاوران دريايي
بر همه مردم
بخصوص شهروندان خرمشهري كه قبل از تهاجم دشمن و در طول حماسه 34 روزه دفاع از اين شهر شاهد فعاليت
و ايثارگري و جانفشاني اين واحد بوده اند آشكار و روشن است . هر محله
هر نخل
هر كوچه و هر خانه خرمشهر گواهي خواهد
داد كه اين كلاه سبزان دريايي چگونه ايثار و فداكاري كردند. تك ها
تاخت ها
كمين ها
عملياتهاي ضربتي و جنگ خانه به خانه
موجب 34 روز مقاومت گرديد كه چون بصورت تيمي و جنگ و گريز انجام گرديده است كمتر يادي از آنها به عمل مي آيد . آنها
منطقه را بخوبي مي شناختند و قبل از هجوم عراق نيز گزارش هايي مبني بر تدارك دشمن بر يك حمله گسترده را اعلام نمودند
اما هنوز در اوايل انقلاب بود و با توجه به فعاليت هاي گروهي در ساير مناطق توجه چنداني به اينگونه گزارشات نشد و گرنه
نتيجه به گونه ديگري ورق مي خورد.
عراق با نيروهاي آماده و تا دندان مسلح خود و پشتيباني كشورهاي منطقه اي و فرامنطقه اي قصد داشت سه روزه خرمشهر را
تصرف نموده و خود را به ساحل كارون براي عملياتهاي بعدي برساند. زيرا تصور مي كرد كه شرايط ارتش ايران با توجه به
انقلاب به گونه اي است كه ياراي كوچكترين مقاومتي را ندارد. اما خبر از غيرت
تعصب و ايمان مردم اين كشور بزرگ نداشت كه
حتي با دست خالي هم از وجب به وجب خاك خود دفاع مي كنند. از مرز شلمچه تا لب كارون هر وجب از خاك خرمشهر با
خون شهيدي مزين گرديده است . استعداد نيروهاي مدافع خرمشهر شامل تكاوران دريايي و نيروهاي مردمي در مقابل لشكرها و
تيپهاي مكانيزه دشمن قابل قياس نبوده اما با توجه به مهارت هاي حرفه اي خود و استفاده از فرصت هاي مناسب نيروهاي
مردمي كه از انگيزه بالايي براي دفاع از مرزوبوم ميهن و خانه و كاشانه خود داشتند آموزش داده و به همراه خود بصورت
عملياتهاي ضربتي در محورهاي نفوذي متجاوزين
به دشمن تلفات و خسارات سنگيني وارد مي آوردند كه باعث كند كردن
سرعت نيروهاي مهاجم مي گرديد و فرصت را براي رسيدن ساير نيروها مهيا مي كرد.
2 ـ نفوذهاي شبانه تا عمق مواضع دشمن : بعد از اشغال خرمشهر توسط دشمن و استقرار ساير رزمندگان در حاشيه شرقي
كارون يكاني از تكاوران دريايي در حاشيه اروندرود از تقاطع كارون (پايگاه دريايي خرمشهر) تا منتها اليه اروندرود (ورودي به
خليج فارس ) بصورت پست هاي مراقبتي و پدافند بصورت نقاط اتكا مستقر گرديدند تا ضمن حراست از مرزهاي آبي كشور
نيازهاي اطلاعاتي را با استفاده از نقاط ديده باني و گشتي هاي برون مرزي تامين نمايند.
در زمان مسئوليت نگارنده
شناسايي سواحل و مواضع دشمن با توجه به تهديدهاي خطوط مواصلاتي دريايي كشور
توسط سكوهاي موشكي ساحل به دريا كه از منطقه فاو و راس البيشه صورت مي گرفت ضرورت يافت . لذا ماموريت يافتيم كه
با روشهاي مختلف اطلاعاتي از نحوه گسترش
موانع و مواضع موجود و محل پرتاب سكوهاي موشكي ساحل به دريا بدست
آوريم . روزها و هفته ها پست هاي ديده باني در نقاط مختلف ساحل اروندرود و در پناه كشتي هاي به گل نشسته در داخل
اروندرود برقرار گرديد و ترددهاي دشمن بررسي گرديد تا اينكه زمان اجراي ماموريت يعني اعزام گشتي برون مرزي فرارسيد.
جريان آب
جذر ومد
ديد و تير دشمن بر اروندرود
نهرهاي مناسبي كه از اروندرود منشعب مي شد و مي توانست ما را به عمق
مواضع دشمن برساند و همچنين موانعي كه بصورت مصنوعي ايجاد شده بودند
بايستي بصورت دقيق و كامل مورد تجزيه و
تحليل قرار مي گرفت
لذا همه آنها براي اجراي موفقيت آميز ماموريت در نظر گرفته شد و با استفاده از تاريكي شب و ميزان
جريان آب ماموريت طرح ريزي گرديد. افراد مناسب انتخاب گرديدند. تمرينات لازم انجام پذيرفت
اين افراد قادر بودند
كيلومترها در آب شنا كنند. آنها بايد پيش بيني مي كردند كه در صورت كشف ماموريت چگونه تجهيزات همراه خود را بمنظور
جلوگيري از استفاده دشمن منهدم كنند.
شب موعود فرارسيد. تيم هاي بااستفاده از نهرهاي پرآب و به ساحل دور اروندرود انتقال داده شدند در آن نقطه كه آخرين
نقطه رهايي بود خداحافظي در تاريكي شب انجام گرفت و تيم ها سوار بر كانوهاي تاكتيكي (1 ) نفوذ خود را آغاز نمودند .
آرام آرام تيم چهار نفره با استفاده از دو فروند كانو در سطح اروندرود به حركت درآمدند. ماموريت بسيار حساس و خطرناك
بود همه احتمالات پيش بيني گرديده بود و تدابير لازم براي انهدام اسناد و مدارك و جلوگيري از افتادن آنها بدست دشمن
انديشيده شده بود تا در صورت كشف ماموريت بتوانند در كوتاه ترين زمان از بين برده شوند. تا جايي كه چشم قادر به ديدن آنها
بود تعقيب شدند تا از نظر محو گرديدند. هر اقدامي كه ضرورت داشت انجام گرفت و موردي نبود كه از نظر دور مانده باشد. بقيه
كارها بسته به نظر و توجه الهي داشت كه همواره با ما بود. در مدت بيست و چهار ساعت پست هاي ديده باني چشم بر ساحل
دشمن دوخته بودند و كوچكترين حركات دشمن را زير نظر داشتند. تيم عمليات ويژه پس از رسيدن به كرانه غربي اروند و عبور
از نهرهاي منشعب از اين رود خود را به عمق سنگرهاي دشمن رساند و تجهيزات همراه يعني همان وسيله حركت (كانو
تاكتيكي ) با مهارت خاصي جمع و دفن گرديد. ارتباط تيم عملياتي در طول مدت ماموريت تماس هاي محدود و برنامه ريزي
شده با بيسيم و آنهم استفاده از كدها و معرفهاي لازم بود و بقيه زمان ها سكوت راديويي برقرار بود . لحظه انتظار پس از 24
ساعت بسر آمد و ماموريت با موفقيت انجام گرديد. و راه را براي دفعات بعدي هموار ساخت . حاصل اين نفوذهاي برون مرزي
اطلاعات ارزنده اي بود كه در عمليات انهدام سكوهاي موشكي كرم ابريشم مستقر در راس البيشه و همچنين انهدام سايت هاي
راداري ساحلي و طرح ريزي عمليات والفجر 8 كه در تاريخ 64
11
20 اجرا گرديد و موجب تصرف شبه جزيره فاو گرديد و
مورد استفاده قرار گرفت . عبور از اروندرود با استفاده از وسيله فوق الذكر با توجه به موانع طبيعي و مصنوعي در ساحل دشمن و
رفتن در عمق مواضع دشمن و پذيرش هرگونه خطري و گذراندن 24 ساعت در ميان دشمن در زير آفتاب جنوب كار ساده اي به
نظر نمي رسد مگر اينكه ايمان و علاقه خاص به ميهن و ملت و عشق به شهادت در راه خدا بود كه اين كار را عملي مي كرد. تاريخ
هم نمونه هايي از رشادت هاي سربازان ايراني در طول جنگ هاي گذشته ذكر كرده است كه اينكار هم خارج از انتظار نبود. رشادت
يگانهاي كوچك موجب عملياتهاي بزرگ مثل تصرف فاو و راس البيشه مي گردد كه نتايج آن بشر ذيل مي باشد.
الف : تصرف فاو و راس البيشه كه نقطه اتكا و سكوهاي پرتاب موشكهاي ساحل به دريا بر عليه واحدهاي شناور اعم از
رزمي و تجاري بود موجب گرديد تا در مدت يادشده تهديدات عليه خطوط مواصلاتي دريايي كشور تقليل يابد. زيرا بهترين
اسكله و بارانداز در آن زمان كه ساير بنادر ايجاد نشده بود بندر امام (ماهشهر) بود و اتصال به خط آهن سراسري منتهي به اين
بندر توزيع كالاهاي مورد نياز كشور و جنگ را به داخل كشور تسهيل مي نمود.
ب : ادامه عمليات فاو مي توانست تهديدي جدي براي بصره باشد.
ج : روحيه شكست ناپذيري نيروي دشمن و اميد كشورهاي پشتيباني كننده درهم كوبيده شد.

د : نيروي دريايي عراق در بندر ام القصر حبس كامل گرديد زيرا تنها راه ورودي آنها به دريا خورعبدالله بود كه با استقرار
آتشبار توپخانه سنگين دريايي در ساحل
هرگونه شناور دشمن را كه قصد عبور داشت نابود و به قعر دريا مي فرستاد.
هـ : سيادت دريايي و تسلط كامل بر آبراههاي شمالي خليج هميشه فارس براي نيروي دريايي فراهم گرديد.
ساخت فيلم پايگاه جهنمي به استناد همين ماموريت و با توجه به منطقه چولانهاي اروندرود الگوبرداري و تهيه شده است
كه نقش اصلي فيلم هم با نام يكي از تكاوران مي باشد كه در ماموريت برون مرزي شركت داشته است .
3 ـ تاخت انهدامي سكوهاي نفتي عراق : دشمن بعثي با برخورداري از پشتيباني كشورهاي منطقه اي و فرامنطقه اي و
حمايتهاي مالي و تجهيزاتي
پهنه آبهاي نيلگون خليج هميشه فارس را با استفاده از هواپيما و هلي كوپترهاي جديد جولانگاه
خود انتخاب كرد. اگرچه در همان روزهاي اول جنگ بزرگترين پايانه نفتي خود يعني البكر و العميه كه از نظر اقتصادي اهميت
ويژه اي داشت
توسط واحدهاي ويژه دريايي شامل تكاوران دريايي
هوادريا و ناو تيپ سطحي منطقه دوم دريايي منهدم
گرديد و ديگر نتوانست از آن به عنوان منبع اقتصادي استفاده كند و در واقع مي توان گفت بيش از نيمي از نيروهاي دريايي عراق
در نبردهاي اشكان
شهيد صفري و مرواريد منهدم گرديد و بقيه نيروهاي دشمن در بندر ام القصر حبس گرديد و باتوجه به
همكاري كشورهاي عربي منطقه و در نتيجه در اختيارگرفتن جزيره بوبيان كه متعلق به كشور كويت مي باشد هرازگاهي واحدهاي
دشمن با دورزدن جزيره بوبيان ظاهر مي شدند كه بلافاصله شناسايي و مورد هجوم قرار مي گرفتند كه يا نابود و يا فرار را بر قرار
ترجيح مي دادند و در لانه خود پناه مي گرفتند.
4 ـ رهگيري و تفتيش كشتي هاي تجاري مشكوك : گشت هاي روزانه و شبانه و بازرسي واحدهاي تجاري و تداركاتي در آبهاي
خليج فارس در طول جنگ بطور مداوم بااستفاده از انواع شناورهاي كوچك و بزرگ و يگانهاي پروازي نيروي دريايي انجام
گرفت و سيادت دريايي جمهوري اسلامي ايران در منطقه و برتري دريايي را از آن خود كرده بود و لذا راههاي مواصلاتي و
تداركاتي و پشتيباني دريايي در امنيت كامل بود و نتيجه همان شد كه در طول جنگ ملت ما احساس كمبودي را علي رغم
تحريمها نكردند.
اگرچه دشمن سعي در مختل كردن و ناامن كردن خطوط مواصلاتي دريايي كشور را داشت ولي ابتكار و خلاقيت نيروهاي
خودي موجب گرديده بود تا در مسير موشكها و پروازهاي دشمن پستهاي پدافندي نقطه اي ايجاد و با استقرار چند سپر دفاعي
بخشي از تهديدات را خنثي نموده و كارايي سلاح هاي دشمن كاهش پيدا كند. انجام چنين عملياتهايي گوياي تاثيرگذاري و
موثربودن يگانهاي كوچك در عمليات نامنظم مي باشد كه ضرورت دارد با تجربيات ارزنده حاصل از جنگ
آموزش هاي لازم
پايه گذاري شده و رزمندگان حرفه اي و زبده اي براي اينگونه صحنه ها آماده داشت و براي روزي كه شايد چندان هم دور نباشد
جهت قطع بازوي هر متخاصمي فراهم نمود.
5 ـ عمليات مين ريزي ممانعتي در خور عبدالله : اين عمليات توسط عناصري از گردان تكاور دريايي با ابتكار و خلاقيت و
نوع آوري با نصب ريلهاي مناسب برروي واحدهاي شناور كوچك انجام گرديد. گرچه واحدهاي شناور بزرگ انجام اينگونه
ماموريتها را به عهده دارند اما بكارگيري آنها در چنين مناطقي باتوجه به شرايط زمان و مكان غيرممكن مي گردد. و لذا بايد از
تدابير ذكرشده استفاده نمود.
6 ـ تاخت انهدامي عليه سكوي البكر (عمليات تكساها) : تقويت يگانهاي پروازي دشمن موجب گرديد تا مجددا از پايانه هاي
نفتي البكر و العميه به عنوان ايستگاههاي شنود و سيستم هاي اطلاعاتي و هدايت آتش بهره برداري نمايد لذا بايد طرحريزي
لازم صورت مي گرفت تا دست دشمن را از اين نوع بهره برداري هم كوتاه كرد و در نتيجه عمليات تكسا 1 و 2 طرحريزي و اجرا
گرديد كه فقط به ذكر خاطره اي بسنده مي كنم و شرح عمليات را به فرصتي ديگر موكول مي كنم . در اين عمليات رزمنده شجاع
مهناوي يكم تكاور عباسي كه تيرانداز تيربار يكي از قايق هاي هجومي بود از ناحيه چشم مورد اصابت گلوله دشمن قرار گرفت
جويي از خون پيكر وي را فراگرفته بود
امواج درياي طوفاني و سفير گلوله هاي دشمن در دل شب مجال حتي بستن اجمالي
محل زخم را هم نمي داد و در اين شرايط اوج ايثار و فداكاري در زمزمه ها و گفتار وي بگوش مي رسيد و چنين اظهار مي داشت
مرا به دريا بيندازيد تا مانع و دست و پا گير براي اجراي ماموريت شما نباشم . در آن عمليات اهداف عمليات به دليل شرايط
بسيار بد دريا بصورت كامل تحقق نيافت اما ديدن چنين صحنه هايي نشان از روح بزرگ رزمندگاني است كه تنها ايران زمين و
اسلام در دامن خود پرورانده است . هركجا هستند خداوند توفيقشان دهد.
7 ـ جنگ بعنوان يك دانشگاه : در حقيقت جنگ بنا به فرمايش رهبر فقيد انقلاب و بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران
و اين
مرد تاريخ ساز
دانشگاه بزرگي بود كه روز به روز در ايجاد نوآوري و شكوفايي و خلاقيت هاي جديد بسيار موثر بوده و هر روز
ابتكار و اختراع جديدي را براي هر يك از پرسنل نظامي در بر داشته است . اكنون مي توانم بگويم ارتش ايران ازجمله نيروي
دريايي
تجربه كافي براي مقابله با هرگونه تجاوزي به قلمرو آبي و خشكي كشور را دارد و اين تجربه براي فرد فرد نيروهاي
نظامي گنجينه اي است كه تا سالهاي سال قابل بهره برداري خواهد بود. افراد دانش آموخته در اين دانشگاه در مدت هشت سال
تحصيل بهترين دانشنامه را دريافت داشته اند و در صحنه عمليات دريايي بخصوص خليج فارس كه يك منطقه ژئوپليتيك و
حساس و غني از منابع سرشار گازي و نفتي مي باشد و در طول تاريخ مورد هجمه كشورهاي استعمارگر نظير پرتقال
انگليس و
هم اكنون آمريكا بوده است بخوبي مي شناسد و براي هر نقطه از آن تدبيري را در سر دارند و مي دانند كه چگونه مي توان از آن
دفاع كرد. تجهيزات مورد لزوم را نيك مي شناسد و نحوه بكارگيري آنها را بخوبي فراگرفته اند. اميد است در بخش دريايي
مسئولين وقت ضرورت تقويت يگانهاي مورد نياز و كاربردي را كه بخوبي لمس گرديده است در برنامه هاي خود لحاظ نمايند و
تمرينات و مانورهاي خود را بر اساس واقعيت ها برنامه ريزي نمايند. تيم هاي ضربتي و تاخت آبخاكي را كه باتوجه به حقايق
حاكم بر ميدان نبرد آزموده اند فراهم نمايند
خصوصيات فردي و اعتقادي رزمندگان دقيقا مورد توجه و ارزيابي قرار گيرد و آگاه
باشيد تا زماني كه اين منطقه ژئوپليتيك (خليج فارس ) منابع و ذخاير لازم را دارد كشورهاي فرامنطقه بالاخص در راس استكبار
جهاني
آمريكاي جهانخوار منطقه را خالي نخواهد گذاشت و به بهانه هاي مختلف از قبيل مقابله با تروريسم
آزادي و حقوق
بشر و... براي تامين منافع خود بهره برداري لازم را خواهد نمود.
پاورقي :
1 ـ قايقي تاكتيكي است كه تحرك آن بااستفاده از پارو است . اين قايق تاكتيكي قابل جمع شدن و داراي كيسه هاي مخصوص
حمل مي باشد و جنس آن معمولا از برزنتي مخصوص است .
مراحل آماده شدن براي اجراي عمليات هاي بزرگ
صرف نظر از تداركات و پشتيباني تجهيزاتي
نياز به شناسايي معابر
استعداد دشمن
نحوه گسترش
مسير تردد و ساير زمينه ها دارد كه ارزش و اهميت يگان هاي ويژه دريايي را كه معمولا مجري
اينگونه عمليات ها هستند نشان مي دهد
تكاوران دريايي با عمليات هاي ضربتي در محورهاي نفوذي متجاوزين
به دشمن تلفات و خسارات سنگيني وارد مي آوردند
كه از سرعت نيروهاي مهاجم مي كاست و فرصت را براي رسيدن ساير نيروها مهيا مي كرد

*****
عمليات شناسايي و غافلگيري
|

پيرمرد سراسيمه خود را به ستاد عملياتي رساند و به سرعت به سمت اتاق فرمانده رفت . وقتي كه وارد اتاق شد
در حالي كه به
شدت نفس نفس مي زد و عرق از سر و رويش جاري بود
سلام كرد. بعد هم بدون اينكه منتظر جواب بماند
گفت : « آقاي فرمانده
عراقي ها مي خواهند روي رودخانه ي بهمنشير پل بزنند و خودشان را به اين طرف برسانند. زودتر جلويشان را بگيرند. » فرمانده با
خونسردي از روي صندلي برخاست و به طرف پيرمرد رفت . دستي بر روي شانه اش زد و گفت : « نه پدرجان
حتما اشتباه مي كني آن ها
بچه هاي خودمان هستند
ما هم قرار است تا چند ساعت ديگر به آن ها ملحق شويم . » پيرمرد كه به شدت ترسيده بود گفت : « آقاي
فرمانده
آن ها عراقي هستند اصلا خودشان من را فرستادند تا برايشان خبر ببرم . من هم يك راست آمدم اين جا تا به شما اطلاع دهم . »
فرمانده كه به هيچ وجه فكر نمي كرد نيروهاي عراقي به سرعت خود را به كوي ذوالفقاريه ي آبادان رسانده باشند
حرف هاي پيرمرد را
قبول نكرد و براساس همان اطلاعاتي كه از قبل به دست آورده بود
دستور حركت تيپ را صادر نمود . ساعت حدود 9 شب بود كه
بچه هاي ما با نيروهاي بعثي درگير شدند. طي اين درگيري عده اي از بچه ها مجروح شده و يكي از خودروهاي حامل مهمات به وسيله ي
دشمن
منهدم گرديد. پيرمرد كه متوجه شده بود در ستاد عملياتي
كسي حرفش را باور نمي كند
به سرعت از آن جا خارج شد و
نيمه هاي شب خود را به خرمشهر رساند. بعد هم مستقيما به سراغ سرهنگ كهتري رفت و جريان را با او در ميان گذاشت . سرهنگ كهتري
وقتي جان بچه هاي تيپ را در خطر ديد
با دو گروهان احتياط به طرف ذوالفقاريه راه افتاد. گروهان هاي احتياط هنگامي به ذوالفقاريه
رسيدند كه حدود نيمي از لشكر عراق از رودخانه عبور كرده بود. آن ها موفق شده بودند خود را به مواضع نيروهاي اسلام برسانند.
سرهنگ كهتري وقتي اوضاع را اين گونه ديد
به همه ي واحدها دستور داد تا داخل ساختماني كه در آن نزديكي قرار داشت . پناه بگيرند.
بعد هم روبه بچه ها كرد و گفت : « من خودم منطقه را شناسايي مي كنم . اگر به كمك احتياج داشتم به شما خبر مي دهم . » سپس همراه
دوازده سرباز و شش جعبه نارنجك دستي به طرف عراقي ها به راه افتاد. هنوز چند دقيقه از رفتن آن ها نگذشته بود كه فرمان حركت صادر
شد و همه ي پرسنل به طرف پل به راه افتادند. وقتي كه بچه ها به نزديكي پل رسيدند
به دو نفر از فرماندهان گروهان ها
ماموريت داده
شد تا با استفاده از آر.پي .جي هفت
پايه هاي پل را هدف قرار دهند. بچه ها هم بلافاصله خود را آماده كردند و چند لحظه بعد
پل را
منهدم ساختند . نيروهاي بعثي كه بر روي پل مستقر بودند و تعداد آن ها به حدود 400 نفر مي رسيد
با خواري و خفت داخل رودخانه
ريخته و به هلاكت رسيدند و آن هايي كه از پل گذشته بودند
به محاصره ي رزمندگان اسلام درآمدند. وقتي كه نيروهاي بعثي دسته دسته
در حال فرار بودند و تعداد زيادي از آن ها در آب رودخانه دست و پا مي زدند
در اين فكر بودم كه اگر پيرمرد راهنما به موقع بچه هاي ما را
باخبر نمي كرد چه به سرمان مي آمد !
راوي : ستوان قربانعلي باباخاني

|