بسم الله الرحمن الرحيم
در اين هفته طنين نام بسيج پرآوازه تر از هميشه بود. هفته اول آذر كه به هفته بسيج موسوم گرديده يادآور رشادتها
ايثارگريها و
جانبازيهاي جوانان اين مرز و بوم است كه به نداي معمار بزرگ انقلاب
لبيك گفته و در راه دفاع از آرمانهاي انقلاب اسلامي و مقابله با
استكبار جهاني از سر و جان خود گذشته و پايه هاي نظام نوپاي جمهوري اسلامي ايران را استحكام بخشيدند.
پنجم آذر ماه سال 58 زماني كه پيشواي تفكر بسيجي
پرچم بسيج را بر خيمه گاه انقلاب برافراشت
كمتر كسي فكر مي كرد كه اين
تفكر مرزها را در نوردد و سراسر جهان اسلام را تحت تاثير خود قرار دهد. اين تفكر توانا در آغاز تهاجم نظامي استكبار به ايران به
سركردگي صدام توانست باتمام قامت بپاخيزد و موازنه قدرت را كه هميشه بر پايه ابزار و جنگ افزار بود به هم بريزد و حاكميت ايمان
مداري و اراده محوري را به رخ جهانيان بكشد.
واقعيت اينست كه تفكر بسيجي نشان داده كه درياي بيكراني است كه نام ها
نشان
القاب و وابستگي ها در اين درياي عظيم محو
مي شوند و اين انديشه به هر سرزمين پا گذارد
خاك آن سرزمين را عطرآگين مي كند و خلوص را معنا و ايمان را اعتلا مي بخشد. بنابراين
محصول اين تفكر بايد خود را فرزند امام
وام دار انقلاب
اوج مسئوليت پذيري
عاشق سازندگي و سنگربان ايمان بداند و در هر فضايي
كه قرار مي گيرد
تاثيرگذار
سازنده
تحولگرا
جامع نگر
مستقل
و بدور از جناح بندي و سياست بازي به فكر تحقق اهداف انقلاب باشد
و به دامان جريانات سياسي فرو نيفتد.
انتشار گزارش جديد مدير كل آژانس بين المللي انرژي اتمي درباره فعاليتهاي هسته اي ايران و بازتاب آن
از رويدادهاي قابل بحث
هفته جاري بود . البرادعي در گزارش چهار صفحه اي خود كه در اختيار 35 عضو شوراي حكام آژانس قرار گرفت ضمن اينكه بخش هايي
از واقعيتهاي همكاري ايران با آژانس را بازگو كرد
در عين حال سعي نمود خواسته هاي آمريكا و اروپا را نيز برآورده ساخته و اهرم هاي
سياسي لازم براي فشار بر ايران را ارائه كند . وي با اينكه در 22 بند اين گزارش بر همكاري ايران با بازرسان آژانس و صلح آميز بودن
فعاليتهاي هسته اي كشورمان تصريح دارد ولي در بخشهاي ديگري از گزارش دو پهلو و غير فني خود مواردي از اتهام و عدم شفافيت را به
ايران منتسب مي كند. ابهاماتي كه او در اين بيانيه از خود باقي گذاشته
دقيقا همان ردپاهايي است كه در آن نفوذ ابرقدرتها و دشمنان
انقلاب اسلامي ايران در آن مشاهده مي شود و گويي اين بخشها تحت اشراف و نظارت وزارت خارجه آمريكا تنظيم شده است . به هر
حال همچنان كه بارها مسئولين جمهوري اسلامي اعلام كردند كشورمان به همكاري خود با آژانس صرفا بر اساس ضوابط و چارچوب
معاهده « ان .پي .تي » ادامه خواهد داد و شكل
نحوه و ميزان اين همكاري در آينده نيز تا حدود زيادي به رفتار و تصميمات آژانس بستگي
دارد.
هفته جاري تهران ميزبان رئيس جمهور لبنان بود كه اين سفر بازتاب گسترده اي در رسانه هاي بين المللي داشت . سفر آقاي ميشل
سليمان به كشورمان از اين جهت اهميت يافت كه همگرايي ايران و لبنان به عنوان خط مقدم مبارزه با رژيم صهيونيستي براي آمريكا و
اسرائيل وحشت آفرين است . جهانيان هنوز به خوبي به خاطر دارند كه مردم لبنان در سايه جانفشاني هاي مقاومت حزب الله در ايام
جنگ 33 روزه شكست جانانه اي را به رژيم صهيونيستي تحميل كردند كه در نيمه قرن گذشته هيچيك از كشورهاي عربي مدعي مبارزه
با اسرائيل تاكنون قادر به انجام آن نبودند. در حقيقت ملت قهرمان لبنان حماسه اي آفريد و شكستي را به رژيم صهيونيستي وارد كرد كه
اكنون نيز پس لرزه هاي آن ساختار سياسي اين رژيم را فرا گرفته است و همانگونه كه رهبر انقلاب در ديدار آقاي ميشل سليمان رئيس
جمهور لبنان تاكيد كردند « مقاومت لبنان طلسم شكست ناپذيري رژيم صهيونيستي را در هم شكست . »
حضرت آيت الله خامنه اي در اين ديدار با اشاره به پيروزي تاريخي مردم لبنان بر رژيم صهيونيستي فرمودند : « در طول 60 سال
گذشته هيچ يك از كشورهاي اسلامي و عربي نتوانسته بودند در مقابل رژيم صهيونيستي بايستند اما مردم كشور لبنان توانستند اين
طلسم را بشكنند و ارتش رژيم اسرائيل را از خاك خود بيرون كنند و آن را شكست دهند. » رهبر انقلاب اسلامي تاكيد كردند : « لبنان با
مقاومت در مقابل تجاوزات رژيم صهيونيستي به يك الگو و درس براي ملتهاي مسلمان تبديل شد و در همان ايام جنگ 33 روزه
بسياري از مسلمانان در كشورهاي اسلامي عربي به نام حزب الله لبنان و به نام سيدحسن نصرالله شعار مي دادند. » حضرت آيت الله
خامنه اي حمايت از مقاومت در جهان اسلام و در كشورهاي عربي را بسيار پرمعنا دانستند و افزودند : « اين روحيه مقاومت را بايد ابتدا در
دلهاي خود و سپس در عرصه عمل حفظ كنيم تا اين مسير را ادامه دهيم . »
هفته جاري خبرهاي مربوط به شرايط بحراني غزه و سرنوشت توافقنامه امنيتي بغداد ـ واشگتن در صدر اخبار خارجي قرار داشت .
اين روزها منطقه غزه در فلسطين اشغالي شاهد مرگ تدريجي ساكنان آن است . مردم غزه ماههاست كه يك شكم سير غذا نخورده اند
آب
آشاميدني بهداشتي در اختيار ندارند و منازل خود را فقط با هيزم
آنهم درصورت دسترسي
گرم مي كنند. صهيونيستهاي جنايتكار با
پشت گرمي دولتهاي غربي و در راس آنها آمريكا
و با سكوت و بي اعتنايي ننگ آور حكام عرب
فلسطيني هاي ساكن غزه را در محاصره
همه جانبه قرار داده و در واقع غزه را به زنداني بزرگ و بدون آب و غذا تبديل نموده اند. تنها جرم اين مردم آن است كه حاضر نشده اند در
برابر خواسته هاي نامشروع و تحميلي صهيونيستها سرتسليم فرود آورند و با دولت « اسماعيل هنيه » كه نماينده جنبش حماس است از
سر عناد و دشمني برآيند. صهيونيستها به اين اميد بسته بودند فشارهاي اقتصادي و معيشتي
ساكنان غزه را عليه حماس خواهد شوراند.
دو سال است كه صهيونيستها
غزه را به دليل اينكه تحت اداره حماس است مورد تنبيه قرار داده اند ولي از 20 روز قبل تمامي كانالهاي
ارتباطي اين منطقه با خارج را قطع كرده و اجازه انتقال كوچكترين كمك و محموله را نمي دهند.
گزارش هاي رسيده از غزه حاكي است بيش از نيمي از نانوايي هاي اين منطقه بدليل عدم دسترسي به آرد و سوخت تعطيل شده و
بيمارستانها نيز به دليل نبودن دارو
حتي داروهاي اوليه
عملا بدون استفاده شده اند. خطر آلودگي آب شرب تهديد ديگري است كه خطر
بروز يك فاجعه انساني قريب الوقوع را تشديد كرده است . رژيم صهيونيستي پس از آنكه جنبش حماس بر اين منطقه تسلط كامل پيدا
كرد و نيروهاي وابسته به محمود عباس را از اين منطقه وادار به خروج نمود بر روي غزه اي ها شمشير كشيد و علنا اعلام كرد درصورتي
حصار ساكنان غزه را خواهد گشود كه مسئولان حماس رژيم صهيونيستي را به رسميت بشناسند و با اين رژيم بر سر ميز مذاكره بنشينند.
اين خواسته تحميلي و تحقيرآميز را هم پيمانان غربي اين رژيم نيز تكرار كردند و از حماس درخواست نمودند رژيم صهيونيستي را به
رسميت بشناسند. جالب آنكه
اعراب منطقه نيز اگرچه ظاهرا به اين سياست رژيم صهيونيستي در غزه معترض بوده اند ولي قلبا از اين
سياست حمايت كرده و مي كنند. حكام سازشكار عرب كه به ميانه روها موسوم شده اند از گسترش روزافزون پايگاه حماس و ساير
جريان هاي ضدصهيونيستي و مخالف سازش در منطقه خشمگين هستند و آنرا عامل فروپاشي تخت و تاج خود مي دانند. اين
حكومت هاي عرب در برابر جنبش حزب الله نيز همين رويه خيانت بار را پيش گرفته اند و اوج آن
برخورد شرم آور در جنگ 33 روزه بود .
در آن جريان نيز حكام عرب برخلاف ژست هاي ظاهري
در باطن تمايل داشتند رژيم صهيونيستي بر حزب الله غلبه كند و اين حكام را
براي هميشه از دست جنبش حزب الله كه اكنون به يك تفكر پويا و انقلابي در ميان توده هاي عرب تبديل شده است
خلاص نمايد. با
اينحال بيش از دو سال مقاومت حماسي مردم غزه و ادامه حمايت هاي آنها از مسئولان حماس
رژيم صهيونيستي و قدرت هاي حامي
آنرا تحقير كرده و آنها را به شدت عصباني نموده است . اكنون صهيونيستها مي بينند عليرغم سياست هاي تنبيه دستجمعي مردم غزه
كه به
استناد گزارش هاي رسمي موجب قرباني شدن صدها فلسطيني ساكن غزه به خصوص كودكان شده است
اين مردم همچنان مقاومت
مي كنند و حاضر به دست برداشتن از آرمان ها و اصول خود نيستند. فلسطيني ها به اين نكته واقف هستند هرگونه عقب نشيني در برابر
شروط صهيونيستها
نه تنها ننگ تسليم را بر پيشاني آنها مي زند و صهيونيستها را جري تر خواهد كرد بلكه آزادي فلسطين را سالها به
تعويق مي اندازد . فلسطيني ها كه به رمز پيروزي كه همانا مقاومت است پي برده اند و شكست 20 سال سازش رهبران سازش طلب را
تجربه نموده اند
داغ تسليم شدن را بر دل صهيونيستها خواهند گذاشت .
با اينحال
اين امر
سكوت شرم آور جهاني به خصوص مدعيان حقوق انسانها و مجامع عريض و طويلي را كه داعيه دفاع از حقوق
بشر آنها به گوش فلك مي رسد توجيه نمي كند. دولتهاي جهان و مجامع بين المللي در قبال فاجعه غزه مسئول هستند و در پيشگاه تاريخ
به عنوان شريك جرم جنايتكاران صهيونيست تلقي مي شوند. در اين ميان جهان اسلام و دولتهاي اسلامي وظيفه و رسالت سنگين تري
دارند و سكوت آنها خيانت بارتر و سكوت آنها نابخشودني تر است .
ديگر موضوع مهم هفته در صحنه بين المللي
مسئله توافقنامه امنيتي عراق با آمريكا بود. اين هفته بحث پيرامون توافقنامه امنيتي
بغداد ـ واشنگتن اوج گرفت . قرار بود روز يكشنبه اين توافقنامه در مجلس عراق بررسي شود ولي تا روز چهارشنبه به تعويق افتاد. هرچه
به روز چهارشنبه
موعد مقرر اعلام شده براي اعلام نظر مجلس عراق
نزديك تر مي شويم حساسيت اوضاع شدت مي گرفت . با اينحال
روز چهارشنبه نيز پس از برگزاري جلسات صبح و بعد از ظهر
مجلس عراق نتوانست در اين باره تصميم بگيرد و راي گيري تا روز
پنجشنبه (امروز) به عقب افتاد و اين امر
اوج اختلاف نظر ميان جريان هاي سياسي و نمايندگان مجلس عراق بر سر امضاي توافقنامه را
آشكارتر ساخت .
واقعيت اين است اكثريت ملت عراق با انعقاد اين توافقنامه مخالف هستند ولي فشارهاي شديد و تهديدهاي آمريكا باعث شده
است برخي جريانهاي سياسي راضي به تصويب اين توافقنامه در مجلس عراق شوند. تعويق هاي پي در پي راي گيري مجلس درباره اين
موضوع درحالي بوده است كه مراجع مذهبي عراق اين توافقنامه را مسئله دار و استعماري توصيف كرده و به مسئولان عراق نسبت به
عواقب افتادن در چنين دامي هشدار داده اند. آيت الله سيستاني
رهبر شيعيان عراق طي هفته اخير دوبار در مورد توافقنامه ابراز نظر كرده
و ضمن تاكيد بر حساسيت مقطع زماني
تاكيد نموده است هر پيماني را كه حق مالكيت و استقلال عراق را نقض كند مردود اعلام
خواهد نمود. جناح صدر
از جريان هاي قدرتمند صحنه سياسي عراق نيز تصويب توافقنامه مذكور را نقض حاكميت ملي عراق توصيف
كرده و اعلام نمود با اين توافقنامه حتي در صورت تصويب آن در مجلس
مقابله خواهد كرد.
جناح موافق توافقنامه طي روزهاي اخير تلاش گسترده اي را به كاربرد تا مخالفان را نسبت به امضاي آن راضي كند. آنچه به نظر
مي رسد اين است كه اين جريان فريب وعده هاي واشنگتن را خورده است و يا اينكه تحت تاثير تهديدهاي آمريكا قرار گرفته و بدون در
نظر گرفتن عواقب كار اصرار داشته است به اين توافقنامه ذلت بار تن دهد.
اين جريان ظاهرا غافل است كه براي آمريكا تنها اهداف و منافع استعماريش مطرح است و آمريكائيها در مقطع فعلي فقط به امضاي
توافقنامه مي انديشند و هيچ تضميني وجود ندارد كه بعدها به تعهداتشان عمل كنند. ضمن اينكه حتي اگر به تمامي بندهاي توافقنامه
نيز عمل نمايند
باز هم طرف مغبون
عراق و ملت آن خواهد بود كه اولا
رسما به حضور اشغالگرانه آمريكا مهر تائيد زده و ثانيا زير يوغ
قانون ذلت بار كاپيتولاسيون رفته است .
معلوم نيست آن دسته از مقامات و جريان هاي سياسي عراق با چه تضميني به وعده هاي آمريكا دلخوش كرده اند. اين جريان ها غافل
هستند كه واشنگتن در جريان لشكركشي به عراق
حتي حاضر نشد توافق شوراي امنيت و سازمان ملل راكه عمدتا تحت كنترل متحدان
خود آمريكا نيز بوده اند كسب كند و بعد به عراق حمله نمايد. آمريكائيها حتي بهانه تهاجم به عراق را وجود سلاح هاي كشتار جمعي
اعلام كردند كه بعدها مشخص شد اين بهانه پوچ بوده و دولت آمريكا به دروغ از اين دستاويز براي اجراي نقشه هاي خود در منطقه
استفاده كرده است . قطعا در چنين شرايطي هر جريان و شخصيتي كه امضاي خود را پاي اين پيمان استعماري بگذارد لكه ننگ ابدي را
براي خود خريده است و مسئول عواقب ناشي از شرايط نامعلوم و بحران هاي احتمالي در آينده خواهد بود.

|