روزنامه جمهوري اسلامي 06/09/1387 صفحه سياسي
*****
جنگ محرمانه




  • از دير باز آب و منابع آبي جايگاه بسيار مهمي در انديشه هاي استراتژيك صهيونيستي داشته و دارد. صهيونيستها از زمان تشكيل رژيم صهيونيستي ادعاهاي ديني و تاريخي باطلي را در مورد وعده توراتي در مالكيت منابع آبي از نيل تا فرات را مطرح كرده و مي كنند.
    در چارچوب اين ادعاها جنبش صهيونيسم طي قرن نوزدهم اقدام به اعزام كارشناسان و كميته هاي علمي به فلسطين كرد تا منابع آبي اين سرزمين را مورد بررسي قرار داده و مشخص كنند تا چه حد مي توان از منابع آب رود اردن براي توليد برق استفاده كرد و از پايين بودن « بحر الميت » از سطح درياي مديترانه استفاده كرد.
    برخي از اين پژوهش ها را كارشناسان فرانسوي و آمريكايي در سال 1229 انجام دادند كه در آن ميان مي توان به هريس يكي از بنيانگذاران جنبش صهيونيسم در اواخر قرن نوزدهم اشاره كرد . همچنين جمعيت علمي بريتانيا در سال 1254 خواستار اسكان پنج ميليون مهاجر يهودي در فلسطين شد. با اين وجود اهميت آب در انديشه صهيونيستي بعد از برگزاري اولين كنفرانس صهيونيستي در سال 1266 متبلور شد . تئودر هرتزل بعد از كنفرانس تاكيد كرد « ما در اين كنفرانس زير بناي دولت يهودي را با مرزهاي شمالي اش كه تا رود ليطاني ادامه پيدا مي كند پايه ريزي كرديم »
    در سال 1282 مراكز صهيونيستي تلاش كردند در چارچوب تعامل و ارتباط با دولت بريتانيا گروه هاي فني را براي انجام پژوهش هايي مربوط به پمپاژ بخشي از آب نيل به سينا را مورد بررسي قرار داده و بعد اين آب را به نقب منتقل كنند و از آن براي كمك به رشد و توسعه شهرك هاي يهودي نشين در اين منطقه استفاده كنند.
    يكي از مهمترين تصميمات كنفرانس جهاني صهيونيست كه در سال 1288 كه در شهر بازل سوئيس برگزار شد تاكيد بر اين مسئله بود كه « بايد سازمان بين المللي (نهادي كه پيش از سازمان ملل تشكيل شده بود) ورود آب مورد نياز براي كشاورزي و توليد برق را به داخل مرزها تضمين كرده و در اين چارچوب رود ليطاني و برف هاي جبل الشيخ شامل آن گردد » .
    جنبش صهيونيسم تلاش زيادي را براي توسعه مرزهاي شمالي خود جهت دست يابي به منابع آبي آن به كار بست و رهبران صهيونيست امثال « حاييم وايزمن » در نامه اي كه درسال 1299 به « لويد جورج » نخست وزير انگليس ارسال كرد با اشاره به منابع آبي رود اردن ويرموك تاكيد كرد اين منابع نيازهاي رژيمش را نمي تواند برآورده سازد ورود ليطاني مي تواند تامين كننده كسري نياز آب كشاورزي الجليل باشد.
    همچنين « هربرت ساموئل » اولين سفير كبير انگليس در فلسطين كه يك يهودي بود پيشنهاد كرد مرزهاي شمالي فلسطين به داخل عمق لبنان امتداد يابد و تا كرانه شمالي رود ليطاني برسد تا بتوان از اين طريق به سرچشمه هاي رود اردن در نزديكي راشيا دست يافت .
    براي تحقق اين اهداف سازمان هاي مختلف صهيونيستي اقدام به اعزام تعدادي از هيئت ها براي بررسي اين مسئله در دوره قيموميت انگليس بر فلسطين كرد. اين هيئت ها موظف بودند ضمن نقشه برداري و مشخص كردن منابع آبي پيشنهادات خود را براي ايجاد طرح هاي آبي كه بتواند شهرك سازي و مهاجرت يهوديان را به فلسطين تشويق كند ارائه دهند.
    در اين چارچوب طرح هايي همچون طرح روتنبرگ در سال 1306 طرح ايونيدس در سال 1317 طرح لاودرملك در سال 1323 و طرح هيز در سال 1327 به اجرا در آمد .
    چند صباحي بعد از شكل گيري رژيم صهيونيستي « ديويد بن گوريون » نخست وزير وقت اين رژيم در سخنراني سرنوشت سازي تاكيد كرد : جنگ امروز يهوديان با عرب ها جنگ آب است و سرنوشت جنگ هر چه باشد سرنوشت اسرائيل هم به آن وابسته است و اگر اسرائيل نتواند در اين جنگ پيروز شود يهوديان جايي در فلسطين نخواهند داشت . طرح « گلدا ماير » كه به صورت يك سخنراني در سال 1350 در كنيست آنرا ايراد كرد نيز بيانگر ميزان اهميتي است كه صهيونيستها به گذرگاه هاي آبي دارند .
    مهمترين بخش هاي اين طرح در دو بخش خلاصه مي شود.
    1 ـ فلسطين اشغالي از منطقه اي بسته از نظر جغرافيايي خارج شود كه اين مسئله به خودي خود تاثير بسزايي از نظر استراتژيك و جغرافياي سياسي داشته و دارد.
    2 ـ تسلط بر آبراه ها مي تواند به رژيم صهيونيستي اين اجازه را بدهد كه بتواند پروژه هاي شيرين سازي آب را به اجرا بگذارد .
    اين نوع نگرش در ارتباط با مسئله آب و پارامترهاي امنيتي مسئله اي است كه « ايگان آلون » نظريه پرداز حزب كار اسرائيل نيز به آن اذعان دارد. او در اين باره مي گويد : « بلندي هاي جولان و دامنه جبل الشيخ اهميت حياتي دارند اين اهميت نه تنها به دليل حايلي است كه مي تواند براي دفاع از شهرك هاي دره « حوله » در مقابل گلوله هاي سوريه باشد بلكه به دليل نياز استراتژيك و فراگير اسرائيل براي تسلط بر جولان مي باشد. اين مسئله به دفاع از منابع اصلي آبي مان وابسته است دفاع از جليل عليا و سفلي به دفاع از منطقه عليا و سفلاي رود اردن دره حوله درياچه طبريا و دره هاي محيطي آن از جمله دره بيسان مربوط است .
    شرايط آبي در اسرائيل
    هر فرد در رژيم صهيونيستي اكنون سالانه 240 متر مكعب آب مصرف مي كند كه پنج برابر ميانگيني است كه شهروند عرب در كشورهاي همجوار فلسطين اشغالي مصرف مي كنند
    تكيه اصلي رژيم صهيونيستي به منابع آبي رود اردن است و تقريبا ستون اصلي تامين كننده منابع آبي اين رژيم را تشكيل مي دهد. اين مسئله يكي از دلايلي بود كه صهيونيستها را بر آن داشت تا رود اردن را بعنوان مرز شرقي خود اعلام كنند و آنرا شرط مهم و غيرقابل اغماض براي تامين امنيت ملي اسرائيل اعلام كنند.
    همچنين صهيونيستها دور ماندن سوريه از خط قرمز آبي خود يعني رود اردن و درياچه طبريا رابعنوان پيش شرط غيرقابل عقب نشيني خود در هر نوع مذاكراتي با دمشق اعلام كردند.


    اكثر پژوهش هاي صهيونيستي هم ادعا دارد كه اين رژيم در شرايط كمبود آب قرار دارد و اين كمبود در سال 1379 بيش از 800 ميليون متر مكعب بود و منابع آبي اش سالانه 30 درصد كاهش مي يابد اگر شرايط به همين شكل از نظر مصرف و تامين منابع آبي پيش برود خواهد بود.
    بر اساس آمارهاي منتشر شده ميزان مصارف خانگي و نيز نيازهاي اقتصادي سال به سال افزايش مي يابد و با پيشرفت صنعتي و افزايش شمار مهاجران يهودي به فلسطين اشغالي ميزان مصرف نيز افزايش مي يابند.
    در سال 1353 ميزان مصرف صنعتي و خانگي تنها 25 درصد از كل منابع آبي مصرف شده را تشكيل مي دادند كه اين رقم در سال 1358 به 30 و در سال 1364 هم به 35 در صد از كل مصرف افزايش يافت . در آمار ديگري اين رقم در سال 1369 به 32 در صد از كل مصرف رسيد.
    اما حقيقت اين است كه بسياري از داده ها و گزارش هاي صهيونيستي سعي دارند با مخفي كردن حقايق و ارقام و آمار صحيح به شكلي وانمود كنند كه گويا اين رژيم همواره نيازمند منابع آبي است و در تمامي مذاكرات صورت گرفته به حقش نرسيده است .
    آب هاي زيرزميني مهمترين منابع تامين كننده آب در فلسطين اشغالي است در اين ميان مخزن آبي « الجبل » مهمترين درياچه زيرزميني است كه آب هاي زيرزميني را در فلسطين تامين مي كند.
    اين مخزن متشكل از سه بخش شرقي شمال شرقي و غربي است كه بخش غربي آن در زير كرانه باختري واقع است و تقريبا 6710 ميليون متر مكعب آب در خود دارد كه رژيم صهيونيستي از آن و منابع آبي نوار غزه كه 360 ميليون مترمكعب است بشكل فرسايشگرانه اي استفاده كرده و آنرا به نوعي غنايم جنگي خود مي داند.
    خلاصه آنكه آب هاي زيرزميني منبع اصلي تامين آب در كرانه باختري نوار غزه و مناطق اشغالي محسوب ميشود و تقريبا منابع آبي اين سه منطقه با هم مرتبط هستند.
    اين نوع تداخل آبي بين رژيم صهيونيستي و كرانه باختري و نوار غزه از يك سو و منابع حوزه رود اردن بين رژيم صهيونيستي و كشورهاي همجوار فلسطين از سوي ديگر بزرگترين كانون ايجاد منازعات در مورد آب در اين منطقه محسوب مي شود.
    علاوه بر منابع سنتي آب براي رژيم صهيونيستي يعني باران آب هاي سطحي و زيرزميني منابع غيرسنتي هم مانند بازيافت و تصفيه فاضلاب ها نيز بين 150 تا 200 ميليون مترمكعب آب را براي اين رژيم تامين مي كند . بارداركردن ابرها و ايجاد باران مصنوعي در كنار شيرين كردن آب دريا هم ديگر روش هاي استحصال آب است . باتوجه به داده هاي موجود بايد گفت رژيم صهيونيستي بسياري از اطلاعات مربوط به واقعيت هاي آبي خويش را پنهان مي كند. در اين ميان بايد به مسئله سرقت منابع آبي عربي يا شيرين كردن آب اشاره كرد كه ارقام و اطلاعات آن متضاد و ضدونقيض هستند.
    رژيم صهيونيستي آب مصرفي خود را از سه منبع طبيعي اصلي فراهم مي كند كه عبارتند از :
    1 ـ مخزن زيرزميني واقع در ساحل غرب
    2 ـ مخزن زيرزميني شرقي واقع در ارتفاعات شرقيه كرانه باختري رود اردن
    3 ـ درياچه طبريه كه 25 تا 30 درصد از آب اين رژيم را تامين مي كند .
    اين سه منبع بايد سالانه بين 1600 تا 2100 ميليون مترمكعب آب را براي فلسطين اشغالي فراهم مي كردند .
    براساس داده هاي موجود اينگونه پيش بيني شده بود كه هرفرد در فلسطين اشغالي يكصد مترمكعب آب مصرف مي كند كه اين نسبت براي فلسطينيان در مناطق اشغالي سال 1346 (كرانه باختري و نوار غزه ) سي درصد و حتي كمتر از آن است .
    در اين چارچوب بايد اين مسئله را هم خاطر نشان كرد كه صهيونيستها معمولا سعي ميكنند منابع آبي چهار برابر جمعيت خويش فراهم كنند تا شهرك هاي جديدي كه لحظه اي از پيشروي خزنده نايستاده اند را هم پوشش دهد. همچنين صهيونيستها منابع آبي به حجم آبياري منطقه اي به مساحت 400 هزار هكتار را هم براي مصارف كشاورزي براي خود كنار مي گذارند .
    جالب اينجاست كه اكثر منابع آبي كه صهيونيستها اقدام به استفاده بي رويه از آن مي پردازند اصولا متعلق به مناطق اشغالي سال 1327 نيست . به طور مثال منابع كرانه باختري كه حدود 40 درصد از مصرف رژيم صهيونيستي از آن تامين مي شود همچنين صهيونيستها سالانه حدود يك ميليارد مترمكعب از منابع آبي جولان را چپاول مي كنند.
    صهيونيستها در دوره اشغال جنوب لبنان اقدام به تغيير مجراي رودهايي كه از جبل الشيخ سرچشمه مي گرفتند كردند. اين رژيم حتي مجراي رود ليطاني را هم به رود حاصباني منحرف كرد تا 500 ميليون مترمكعب آب اضافي به دست آورد . همچنين نبايد فراموش كرد كه صهيونيستها در روياي استفاده از رود نيل و انتقال آب اين رودخانه از طريق نوار غزه و صحراي نقب هستند.
    آب و منابع آبي همواره در انديشه هاي استراتژيك رژيم صهيونيستي از جايگاه بسيار مهمي برخوردار بوده و در همين راستا « بن گوريون » نخست وزير اين رژيم سالهاي نخست اعلام كرد « جنگ امروز يهوديان با اعراب جنگ آب است و سرنوشت جنگ هرچه باشد سرنوشت اسرائيل هم به آن وابسته است و اگر اسرائيل نتواند در اين جنگ پيروز شود يهوديان جايي در فلسطين نخواهند داشت
    رژيم صهيونيستي در شرايط كمبود آب قرار دارد و به خاطر عدم دسترسي به منابع آبي اگر وضعيت به همين منوال پيش برود بحران آب شرب و صنعتي براين رژيم غلبه خواهد كرد