آنچه كه با شنيدن نام روستا در ذهن خطور مي كند در بهترين حالت شرايطي از زندگي است با حداقل امكانات معيشتي
رفاهي و ... اما
آيا اين فرض راجع به همه روستاها صادق است
روستاهايي با امكاناتي از قبيل آب لوله كشي
تلفن
برق
گاز خانگي خانه بهداشت
درمانگاه
مدارس ابتدايي و راهنمايي و حتي در
مواردي دبيرستان
جاده هاي درون و برون روستايي آسفالته
بانك
جدول كشي خيابان و موارد بسيار ديگر كه ذكر همه اينها در اين
نوشته نمي گنجد.
آيا مديريت روستايي
از مولفه هاي اجتماعي تاثيرگذار بر توسعه
مانند مشاركت
سرمايه اجتماعي
همبستگي اجتماعي
نقش
رهبران محلي و يا موارد ديگر بهره جسته است پاسخ به اين سئوال ها شايد دشوار باشد اما مروري بر وضع مديريت روستايي
شايد
راهگشا باشد.
مديريت
فرايند اداره يك سيستم يا يك مجموعه است يا در يك معناي كلي فرايند برنامه ريزي
سازماندهي
رهبري و كنترل در يك
سازمان به منظور دسترسي به اهداف از پيش تعيين شده را مي گويند.اگر مديريتي با يك روش درست و علمي اجرا شود باعث پيشرفت
و توسعه آن سيستم يا مجموعه خواهد بود
به نحوي كه مديريت با ايجاد هماهنگي و تعادل بين بخش هاي مختلف مجموعه راه را
براي رسيدن به اهداف سازماني راهموار مي نمايد. اگر مديريتي
توانايي رسيدن به اهداف خود را نداشته باشد
شكست
واژه خوبي
براي آن نوع مديريت خواهد بود.
مديريت روستايي
نيز از ساليان متمادي در روستاهاي ايران وجود داشته و با اينكه در هر مقطعي از فعاليت خود با اسمي خوانده
شده ولي مديريت خود را اعمال كرده است . كدخدا
دهبان
هميار و ... گونه هاي مديريت روستايي در ايران بوده اند. جرا كه روستا
كوچك ترين واحد تشكيلاتي و اجتماعي در ايران محسوب مي شد و بديهي است كه اين واحد اجتماعي (روستا) به لحاظ وجود
مناسبات اجتماعي اقتصادي و پايبند بودن افراد به قوانين عرفي و مدني
نمي تواند از تشكيلات سازمان مديريتي
بي نياز باشد. بطوري
كه در اغلب جوامع انساني شكل سازمان مديريتي متاثر از نظام اجتماعي حاكم بر آن جامعه است و به خصوص اگر جامعه
زير
جامعه اي از جوامع فراتر باشد
نقش آن جوامع فراتر نيز به مراتب تاثير گذار تر خواهد بود (1 ) .
بعد از پيروزي انقلاب اسلامي و با برچيده شدن نظام هاي پيشين
روستاها تا ساليان اخير از يك نظم مديريتي ثابت بر خوردار نبوده و
عدم مديريت واحد روستايي
باعث مشكلات و معضلات عديده اي در سطح روستا شده بود. تا اينكه در سال هاي اخير قانون تشكيل
دهياري ها به تصويب مجلس شوراي اسلامي رسيد و پس از عملي شدن اين قانون
مديريت روستاها به دهياري ها واگذار گرديد.
بعد از ساليان دراز آزمون و خطا براي اداره امور روستاها از جانب دولت
در سال 1377 قانون تشكيل دهياري هاي خودكفا
شكل
مي گيرد و اداره امور روستاها به دهيار واگذار مي گردد . و براي اولين بار در سال 1381 دهياري ها در روستاها تشكيل مي شوند .
نگاهي به ابعاد نظري تاثير عوامل اجتماعي بر مديريت محلي
كه مديريت دهياري ها نمونه اي از اين نوع مديريت مي باشد
نشانگر
اين نكته است كه عوامل اجتماعي زيادي در فرايند توسعه يك مجموعه
دخيل مي باشند چه « مديريت روستايي » در واقع فرايند
سازمان دهي و هدايت جامعه و محيط روستايي از طريق شكل دادن به سازمان ها و نهادها است . اين سازمان ها و نهادها وسايل تامين
هدف هاي جامعه روستايي هستند. مديريت روستايي
فرايند چند جانبه اي است كه شامل سه ركن
مردم
دولت و نهادهاي عمومي
است . در اين فرايند با مشاركت مردم و از طريق تشكيلات و سازمان هاي روستايي
برنامه ها و طرح هاي توسعه روستايي تدوين و اجرا
گرديده و تحت نظارت و ارزشيابي قرار مي گيرد.
براي رسيدن به يك مديريت روستايي كار آمد
نياز به استفاده از ظرفيت جوامع محلي با اداره و كنترل دقيق مكان و بهره وري از منابع
موجود مي باشد. در مقطع جهاني شدن ارتباطات و تمركز سرمايه ها
عملكرد دقيق برنامه ريزي ها براي توسعه روستايي و نواحي
محلي
مقابله با خود كامگي و فرد گرايي است . بنا بر اين مجموعه مديريت بايد به وسيله استراتژي هاي كار آمد
قدرت عمل
ابتكار
در سازندگي و سياست گذاري حساب شده
همراه باشد. مديريت جديد توسعه روستايي
بايد درك توسعه محلي
بروز ابتكارها
جمع
گرايي و مشاركت را در دستور كار قرار دهد و قادر به تحليل مشكلات اقتصادي
اجتماعي و زيست محيطي فضاهاي روستايي باشد
(2 ) .
همچنين اگر مديريت روستايي (دهياري ) بعنوان يك سازمان محلي در نظر گرفته شده باشد
پايه و اساس سازمان هاي محلي بر اصل
حاكميت مردم بر مردم بنا نهاده شده است و مشاركت اصل اساسي در فلسفه وجودي اين نهادها است . در فرايند نظريه هاي مربوط به
نقش مردم و دولت در امر توسعه
تشكيل سازمان هاي محلي توسط اجتماعات محلي مورد تاييد قرار گرفته است تا سازمان هاي
محلي نقش فعالي در توسعه و اداره امور محلي بر عهده بگيرند(3 ) .
برخي از صاحب نظران معتقدند
از نظر فني براي موجوديت سازمان محلي سه مشخصه اصلي مورد نياز است :
1 ـ سازمان محلي بايد موجوديتي سازمان يافته باشد .
2 ـ سازمان محلي بايد داراي ويژگي يا مشخصه حكومتي باشد .
3 ـ سازمان محلي بايد داراي استقلال به معناي واقعي كلمه باشد . از اين رو سازمان محلي را مي توان چنين تعريف كرد سازمان محلي
موجوديتي سازمان يافته است كه داراي مشخصه هاي حكومتي بوده و از استقلال اداري و مالي (و نه سياسي ) قابل ملاحظه اي
برخوردار باشد
هدف از ايجاد آن ارائه خدمات عمومي به مردم محلي با حداكثر كارايي و اثر بخشي است .
دهياري ها نيز به عنوان سازمان هاي محلي از يك طرف با دولت
از طريق نمايندگي هاي آن در منطقه (استانداري ها و فرمانداري ها) در
ارتباط اند و از طرف ديگر از طريق شورا با مردم مرتبط هستند. همان گونه كه بيان شد استقلال اداري و مالي
از ويژگي هاي اساسي
نهادهاي محلي است . بنابراين شرايطي كه اين استقلال را خدشه دار نمايد
موجب دور شدن دهياري از شخصيت واقعي خود
مي شود.
از آنجا كه نهادهاي محلي
بخشي از قدرت خود را از مردم مي گيرند
مشاركت نقش مهمي در موفقيت آنها دارد. واژه مشاركت در لغت
به معناي درگيري و تجمع به منظور خاص مي باشد. « مشاركت درگيري ذهني و عاطفي اشخاص در موقعيت هاي گروهي است كه آنان
را بر مي انگيزد تا براي دستيابي به هدف هاي گروهي يكديگر را ياري دهند ودر مسئوليت كار شريك شوند. با توجه به تعريف و
شخصيت دهياري به نظر مي رسد كه موفقيت اين نهاد رابطه نزديكي با مشاركت روستاييان داشته باشد ميزان مشاركت روستاييان در
فعاليت هاي دهياري بستگي به شرايط اجتماعي و فرهنگي روستاها و ميزان حمايت هاي دولتي دارد.
گرد آورنده : سيدحسن حسيني
فهرست منابع :
1 ـ مهدوي
مسعود
دهياري ها
تجربه اي در مديريت روستايي ايران
پژوهش هاي جغرافيايي
شماره .53
2 ـ مطيعي لنگرودي
حسن
برنامه ريزي روستايي با تاكيد بر ايران
جهاد دانشگاهي ايران
3 ـ رضواني
محمد رضا
مقدمه اي بر برنامه ريزي توسعه روستايي در ايران
چاپ اول
تهران : نشر قومس .
مديريت روستايي فرآيند چند جانبه اي است كه شامل سه ركن مردم
دولت و نهادهاي عمومي است . در اين فرآيند با مشاركت مردم
و از طريق تشكيلات و سازمانهاي روستايي
برنامه ها و طرحهاي توسعه روستايي تدوين و اجرا مي شود

*****
فرهنگ بسيج تمدن ساز است
|
تفكر بسيجي
درياي بي كران است كه نام ها
نشان ها و القاب
خود به خود در اين درياي عظيم محو مي گردند. زماني كه پيشواي
تفكر بسيجي و معمار كبير انقلاب اسلامي در پنجم آذر ماه سال 58 نهاد مقدس بسيج را بر به عنوان خيمه گاه نيروهاي انقلاب در
جولانگاه افكار متفرق برافراشت
كمتر كسي پيش بيني مي كرد كه زماني اين تفكر مرزها را در نوردد و سراسر جهان اسلام را تحت تاثير
خود قرار دهد. البته طبيعي بود اين فرمان مديرانه به دليل خاستگاه معرفتي و الهي
ماندگار شود و چون از جنس ماده و ماديات نبود
نه
تنها تحت تاثير زمان و مكان قرار نگيرد بلكه محدود به زمان و مكان هم نشود.
اين تفكر توانا
ازمرزهاي جغرافيايي عبور كرد و ذهن و جان و انديشه تمام آزادي خواهان و ظلم ستيزان جهان را تحت تاثير قرار داد.
تمام سازمان ها
نهادها و ارگانهاي انقلابي را زير پوشش خود قرار داد و در سراسر جهان نيز
هر جا به بندگان خداوند ظلم و ستمي شد و
يا نداي كمك خواهي مسلماني به گوش رسيد
تفكر بسيجي مخاطبش را پيدا كرد و به سرعت گسترش يافت . اين ديدگاه كه از زمان
تولدش تاكنون نزديك به سه دهه از عمر پربركتش را سپري مي كند در ميدان هاي مختلف توان و كارآيي خود را به اثبات رسانده است .
از دوران دفاع مقدس مي توان به عنوان بزرگترين آزمايشگاه اين تفكر ياد كرد. دوراني كه تفكر بسيجي جنگيد و با تمام توان در مقابل
تجاوز ايستاد و مقاومت كرد. با نفاق به مقابله برخاست
نرم افزار و سخت افزار توليد كرد و بر مشكلات غالب شد. اراده و روحيه ايثار در
دوران 8 ساله دفاع مقدس
موازنه قدرت كه هميشه ابزار و جنگ افزار
را محور و عامل برتري مي دانستند و قرن ها بر ذهن مظلومان
جهان سنگيني مي كرد را با شكست صدام تكريتي
بر هم زد و به سمت اراده محوري و ايمان مداري تغيير نگرش داد. تفكر بسيجي
و
انديشه هاي همراه با ارزش هاي انسان است . اين تفكر در هر سرزميني پاي مي گذارد و نفوذ كند
خاك آن سرزمين را عطرآگين كرده و عشق
را معني و ايمان را اعتلا مي بخشد. فضا را معطر
انديشه را صيقل و باطن را باصفا مي كند. محصول اين تفكر
بايد خود را فرزند ولايت
منبع سعادت و عاشق شهادت بداند و در هر فضايي كه قرار مي گيرد
تاثير گذار
سازنده
تحولگرا و جامع نگر باشد.
بسيجي بايد حسيني بفهمد. علي وار سكوت كند
فاطمه وار از حريم ولايت دفاع كند
ابوالفضل گونه بجنگد
خميني وار بايستد و
مهدي وار انتظار بكشد و با پيروي از ولايت
بيم و ترس را از دل و جان خود به دور كند و بر مستكبران عالم نهيب زند. مردم متدين و
قهرمان ايران اسلامي
مصاديق اين تفكر را در چهره جوانان امام
موجش را در دفاع از خليج فارس
استوارش را در ارتفاعات غرب
عزمش را در خاكريزيهاي گرم و سوزان جنوب
وسعت روحش را در دوران اسارت
سوزش را در فراق 14 خرداد و سرعتش را در تمامي
صحنه هاي داخلي و خارجي نظاره كردند. بايد گفت كه فرهنگ بسيجي تمدن ساز شده است .
درود خدا بر شما مردان و زنان مسلمان كه از اين تفكر استقبال و آن را پذيرا هستيد.
محمد ايراني

*****
براي شكوه بسيجي
|
ث اسماعيل دانش پژوه
هفته اول آذرماه كه به هفته گرانقدر بسيج موسوم گرديده يادآور رشادتها
ايثارگريها و جانبازيهاي جوانان اين مرزوبوم است كه در راه
دفاع از آرمانهاي انقلاب اسلامي و نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران و در مقابله با تمامي هيمنه استكبار جهاني از عزيزترين متاع
خويش يعني جان خود گذشتند و پايه هاي نظام نوپاي جمهوري اسلامي ايران را استحكام بخشيدند
همانان كه در دوران پرشكوه هشت
سال حماسه و ايثار زيباترين تصاوير شجاعت
رشادت و اخلاص را در برابر اتحاد نامقدس شياطين بزرگ به تصوير كشيدند و امروز
اين ما هستيم و ميراث گرانسنگ بزرگ مردان دلاور بسيجي كه براي نسل ما و آيندگان و مومنان و رهپويان طريق حق به يادگار مانده
است .
فراموش نكنيم نزديك به سي سال پيش جنايتكارترين حاكم تاريخ با يك ارتش مجهز و تا دندان مسلح و حمايت مادي شيوخ
مرتجع عرب و حمايت تسليحاتي امپرياليسم شرق و اروپاي غربي و دويست ميليارد دلار ذخيره ارزي
پشتيباني اطلاعاتي آمريكا و
اسرائيل جنايتكار و با سوداي فتح هفت روزه تهران به جمهوري نوپاي اسلامي حمله كرد و سرزمين عزيزمان ايران زير چكمه سربازان
مسخ شده خون آشام بغداد مورد تجاوز قرار گرفت .
در آغاز اين تهاجم خونين صدام مصاحبه مطبوعاتي خود با خبرنگاران خارجي را در بغداد نيمه تمام گذاشت و به خبرنگار
بي .بي .سي گفت بقيه مصاحبه با شما را در تهران انجام مي دهم ـ و طارق عزيز معاون وقت رئيس جمهور عراق نيز طي مصاحبه اي گفت
دنيا بداند مسئله ما در اين جنگ قرارداد 1975 الجزاير يا كشتيراني در اروند و يا مسئله قوميتهاي عربي نيست ما براي براندازي حكومت
جمهوري اسلامي به نمايندگي از تمامي اعراب و دنيا مي جنگيم .
در جنگ 8 ساله
ما با چه كساني طرف بوديم يا به عبارتي چه كساني در پشت صحنه عراق به كشور ما حمله كردند . تانكهاي تي 72
و موشكهاي زمين به زمين و هواپيماهاي ميگ 27 و 29 شوروي سابق
سلاحهاي شيميايي انگليس و آلمان مدعيان دروغين حقوق
بشر
هواپيماهاي استراتژيك ميراژ فرانسه
سراب دموكراسي جهان
كمكهاي اطلاعاتي هواپيماهاي آواكس آمريكا شيطان بزرگ و
حضور مستقيم اين كشور در طول جنگ
نزديك به 100 ميليارد دلار كمكهاي مادي عربستان و كويت و ديگر شيوخ مرتجع
حمايتهاي
انساني كشورهايي نظير اردن
مصر
امارات
قطر و حضور غولهاي رسانه اي جهان در كمرنگ كردن حماسه هاي جوانان سلحشور ايران
اسلامي در ايجاد يك جنگ رواني يك طرفه همگي مويد اتحاد شوم استكبار جهاني به فرماندهي آمريكا و اسرائيل جنايتكار بر ضد
ايران اسلامي در دوران پرشكوه هشت سال دفاع مقدس بود.
براساس تحليل هاي امروز كارشناسان خبره دنيا ما بايد در همان روزهاي اول قافيه را مي باختيم و بساط اين نظام را برمي چيديم و
راستي صدام و مشاوران و محركينش فتح هفت روزه را درست تحليل كرده بودند اما چرا آنگونه نشد چه عواملي باعث ناكامي آنان
شد اين تاييد را نه كارشناسان كه حاكمان و تاريخ نيز تاييد مي كردند اما چرا اينگونه نشد
« قواي مسلحي كه ولادت او پس از انقلاب و پيروزي آن بود و ارتش آن تازه از زير سلطه مستشاران آمريكايي و فرماندهان
ستمشاهي نجات پيدا كرده و از رژيم طاغوتي به رژيم اسلامي انتقال يافته بود و سپاه پاسداران و بسيجش از متن ملت برخاسته و تازه
تفنگ به دست گرفته و دانشگاههاي نظامي آنچنان نديده بود و از ابراز جنگ كامل برخوردار نبوده و تمام اسباب ظاهري ضعف در آن
موجود بوده و تنها ايمان به خداوند و عشق به شهادت در راه اسلام و روح ايثار و فداكاري ابزار نبرد نابرابر اينان بود و در ظرف قريب به
يك هفته آنچنان قواي عظيم شيطاني را درهم كوبيد و آنچنان ارتش مجهز برخوردار از آرايش نظامي را درهم پيچيد كه فوج فوج قواي
دشمن با همه تجهيزات
تسليم يا فراري و يا مقتول گرديدند. »
همانان كه تحليل هاي كارشناسان نظامي غربي را باطل كردند
همانهايي كه در برابر اتحاد نامقدس استكبار جهاني ايستادند
همان
كساني كه هيمنه ابرقدرتي آمريكاي جنايتكار
شوروي مرتد
اسرائيل غاصب و دلارهاي نفتي ارتجاع عرب را شكستند
همانان كه در
آرزوي شهادت اين مطلوب ناشناخته عصر تمدن ليبرال دموكراسي شب و روز نمي شناختند و مشتاقانه در تعقيب مرگ جاودان بودند
همانان كه شيران روز و زاهدان شب بوده و ره صدساله عرفا را يك شبه پيمودند و آنچه عارفان و شاعران عارف پيشه در ساليان دراز
آرزوي آن را داشتند ناگهان به دست آوردند و عشق به لقاالله را از حد شعار به عمل رسانده و آرزوي شهادت را با فداكاري در جبهه هاي
دفاع از اسلام عزيز به ثبت رساندند.
همانان كه پير فرزانه گفت : « آنها مكرر از من خواستند كه شما دعا كنيد ما شهيد شويم و كسي كه مي گويد دعا كنيد تا شهيد بشويم
ديگر نمي ترسد از اينكه آقاي كارتر بفرستد اينها را به شهادت برسانند. »
همانان هم اكنون نيز در سنگرهاي دفاع از انقلاب اسلامي و اين نظام مقدس در كمين دشمنانند.
امروز اگر استكبار جهاني به سركردگي آمريكا با حضور همه جانبه در اطراف ميهن اسلاميمان
در افغانستان
پاكستان و تركيه و عراق
و امارات و عربستان وبا تكميل حلقه محاصره ايران
جرات تجاوز به خاك پاك جمهوري اسلامي ايران را ندارد و به گفته دبير كل
سازمان ملل
آمريكا بايد تفكر تجاوز به ايران را از مخيله خود بيرون كند
فراموش نكنيم اينها به بركت حضور هوشمندانه بسيجيان در
همه عرصه هاي اين كشور است .
بسيجيان آن روز در ركاب امام خميني (ره ) بودند و امروز نيز خلف صالح او حضرت خامنه اي مدظله العالي بر صراط روشن آن امام
و شهيدان گام برمي دارد و دشمن نيز با حضور او و اين بسيجيان همچنان براي تجاوز به خاك پاك ايران اسلامي مايوس است همان كه
امروز ظلم ستيزي ـ عدالت طلبي و بصيرت خميني (ره ) از حنجره پاك او فرياد مي شود.
همان كسي كه مي گويد : با حضور اين جوانان مومن
ايران نيازي به بمب اتم ندارد.
امروز كشور ما با مشكلات بسيار اجتماعي
اقتصادي از قبيل تورم
بيكاري و عدم توزيع عادلانه ثروت مواجه است و ريشه بخش
اصلي آنها مشكلات مديريت اجرايي است و نسخه حل آن نيز در دست مديران بسيجي است .
براي حاكميت مديريت بسيجي در تمامي سطوح مديريت اجرايي كشور پهناور اسلاميمان بايد قدرشناس بسيجيان و مديران
ارزشمدار باشيم .
زيرا كه به فرموده حضرت امام (ره ) ديروز روز امتحان الهي بود كه گذشت و فردا امتحان ديگري است كه پيش مي آيد و همه ما نيز
روز محاسبه بزرگتري را در پيش رو داريم . و من در ميان شما باشم و يا نباشم به همه شما وصيت و سفارش مي كنم كه نگذاريد انقلاب به
دست نااهلان و نامحرمان بيفتد. نگذاريد پيشكسوتان شهادت و خون در پيچ و خم زندگي روزمره خود به فراموشي سپرده
شوند.
امروز ايران اسلامي با اقتدار و با عزت و افتخار در مسير روشن شهيدان انقلاب اسلامي و راه پرافتخار به يادگار مانده از معمار كبير
انقلاب اسلامي حضرت امام خميني (ره ) گام برمي دارد و در راه عدالت خواهي و حق طلبي به عنوان الگويي فراروي همه آزادي خواهان و
حق جويان عالم قرار گرفته است و اين شكوه دوست داشتني و اين عزت مداري گرانسنگ و حركت در قله افتخار حاصل حضور بسيجيان
در همه عرصه هاي اجتماعي كشورمان ايران است . اين اقتدار رهين ايثار بسيجيان و اين شكوه به شكوه و افتخار بسيجي تعلق دارد و بايد
همه ما قدرشناس وجود پربركت بسيجيان باشيم .
هفته بسيج مباركباد

| | |