روزنامه جمهوري اسلامي 06/09/1387 صفحه سرمقاله
*****
بسيج آگاهي و استقلال


  • بسم الله الرحمن الرحيم
    هفته بسيج هر سال فرصتي پديد مي آورد تا از يكطرف صاحبنظران درباره اين نهاد اصيل انقلابي و خدوم اظهارنظر كنند و عملكرد آنرا ارزيابي نمايند و از طرف ديگر خود بسيج نيز به محاسبه نفس بپردازد. براساس حديث « حاسبوا قبل ان تحاسبوا » قبل از ديگران خود بسيج بايد درصدد محاسبه نفس برآيد كه اگر چنين كند از ارزيابي صاحبنظران واقع بين و منصف سربلند بيرون خواهد آمد و البته به ثمرات ديگري نيز خواهد رسيد كه اين مقاله درصدد بيان اجمالي بخشي از آنهاست .
    1 ـ در اصالت و انقلابي بودن نهاد بسيج همين بس كه بنيانگذار آن بنيانگذار نظام مقدس جمهوري اسلامي است . امام خميني رضوان الله تعالي عليه به بسيج با عنوان « بسيج مستضعفان » به اين ديد نگاه مي كردند كه زمينه سازان حاكميت صالحان برروي زمين هستند و اين قدرت را به صورت بالقوه دارند كه وعده قرآني « ان الارض يرثها عبادي الصالحون » را تحقق بخشند.
    نهادي كه چنين رسالتي را برعهده دارد طبعا بايد در افقي بسيار بالاتر از انديشه هاي جناحي سير كند و خود را درگير امور جزئي ننمايد. براي بيان صحيح اين نكته حتي عبارت فراجناحي عمل كردن نيز قاصر است زيرا در اين افق انتظار از بسيج اينست كه فرامرزي بيانديشد همان انديشه اي كه راه را براي حكومت عدل جهاني حضرت ولي عصر امام زمان عليه السلام هموار مي كند.
    2 ـ بسيج چه در دوران 8 سال دفاع مقدس و چه بعد از آن كاملا نشان داده است كه به معناي واقعي كلمه « خدمتگزار ملت » است . رمز اين واقعيت را نيز در جوهر وجود خود بسيج مي توان يافت . بسيج متشكل از آحاد مردم و جوشيده از دل جامعه است و فلسفه وجودي خود را چيزي غير از خدمت به مردم نمي داند.
    3 ـ به دليل برخورداري از همين ويژگي ها ترديدي وجود ندارد كه بسيج دشمن هم دارد . دشمنان بسيج را نبايد فقط در آنسوي مرزها و يا در ميان معاندان نظام جمهوري اسلامي جستجو كرد. قطعا كساني كه با انقلاب و نظام جمهوري اسلامي دشمني دارند چه در داخل كشور باشند و چه در خارج مرزها دشمنان سرسخت بسيج هستند و هر كاري كه بتوانند عليه بسيج انجام مي دهند. اما محدود ساختن دشمنان بسيج به اين جماعت معاند ساده لوحي است . گروه ديگر از دشمنان بسيج كساني هستند كه در لباس دوست ظاهر مي شوند وتلاش مي كنند از بسيج استفاده ابزاري كنند تا به اهداف قدرت طلبانه و مطامع مادي و زياده خواهي هاي خود برسند. قطعا خطر اين گروه از دشمنان بسيج بسيار بيشتر از گروه اول است . گروه اول با چهره اي آشكار به جنگ بسيج مي آيد و به همين دليل بسيج تكليف خود را با او ميداند و بدون آنكه دچار ترديد شود با او وارد نبرد مي شود. ولي گروه دوم به دروغ و حيله و تزوير و اطلاعات غلط به صحنه مي آيد و در لباس دوست ظاهر مي شود و اگر افراد بسيج نتوانند به موقع به ترفندهاي آنها پي ببرند بدون آنكه خود بدانند و بخواهند طبق نقشه آنها عمل مي كنند و به راهي مي روند كه خواست آنان است نه منفعت و مصلحت بسيج و ملت و انقلاب و نظام و كشور.
    4 ـ دشمنان نقاب دار خطرناك ترند زيرا مي توانند بسيج را به درگيري هاي حاشيه اي مشغول كنند و فرصت هاي طلائي را از اين لشكر مخلص خدا بگيرند و آنرا صرف تحقق اهداف قدرت طلبانه خود كنند. اين دشمن شكار خود را بيش از همه در ميان قشر جوان جستجو مي كند قشري كه در سالهاي انقلاب در صحنه حضور نداشته تاريخ انقلاب را از روايت ها خوانده يا شنيده و با واقعيت هاي آن دوران سرنوشت ساز بطور ملموس آشنائي ندارد. دشمنان نقاب دار با آدرس هاي غلطي كه مي دهند مي توانند با سواستفاده از خلوص و پاكي جوانان آنها را حتي نسبت به اركان انقلاب و نظام بدبين كنند كاري كه درصدر اسلام صورت گرفت و دشمنان نقاب دار توانستند مسلمانان بي خبر ولي خوش نيت را حتي به مولي الموحدين حضرت علي عليه السلام آنچنان بدبين كنند كه قتل او را واجب و تنها راه حل مشكلات جامعه اسلامي تصور كنند!
    5 ـ راه گريز از كيد دشمنان نقاب دار بالا بردن سطح آگاهي هاست . بسيج همانگونه كه اصيل و انقلابي و خدوم است بايد آگاه ترين قشر جامعه هم باشد. اين آگاهي فقط از راه آزادانديشي و پرهيز از تحليل هاي سفارشي حاصل مي شود. اينكه عده اي در محافل سياسي گروهي و جناحي خود براي ديگران تصميم بگيرند و تحليل بدهند و مقرر كنند كه اين را بخوانيد و آنرا نخوانيد بجاي آگاهي بخشي موجب سلب آگاهي مي شود و با « الذين يستمعون القول فيتبعون احسنه » كه فرموده خداي متعال است منافات دارد. آگاهي از طريق عمل به اين توصيه قرآني به دست مي آيد و با اين آگاهي است كه بسيجي در برابر انواع تهاجم هاي بيروني و دروني مصونيت پيدا مي كند و قدرت مقابله با همه آنها را به دست مي آورد و در همه ميدان هاي فكري پيروز و سربلند خواهد بود.
    6 ـ آگاهي همواره مقدمه « استقلال فكري » است و « استقلال فكري » سرمايه اصلي بسيج است . ايمان و تقواي بسيج كه شاكله اصلي آنرا تشكيل ميدهند هنگامي كارساز خواهند بود كه با « استقلال فكري » همراه باشند. بدون استقلال فكري براي دشمن آسان است كه حتي ايمان و تقوا را به نفع خود مصادره كند و با استفاده از آن اهداف قدرت طلبانه خود را تامين نمايد. ايمان تقوا آگاهي و استقلال فكري از روشن ترين اصول اسلام و انقلاب هستند و بدون آنها نمي توان اصولگرا بود.
    7 ـ پرچمدار اصولگرائي رهبر معظم انقلاب است . خط را بايد از رهبري گرفت و فقط با درك صحيح آنچه از رهبري به ما مي رسد مي توان به صحيح بودن راهي كه مي پيمائيم اطمينان داشته باشيم . به واسطه هائي كه اهداف و اغراض خود را پيوست مي كنند و خود را مفسر خط رهبري جا مي زنند نبايد اعتماد كرد. در بسياري موارد غرض آلود بودن اين پيوست ها آشكار شده و حتي خود رهبري براي تصحيح آنها به ميدان آمده اند. بنابر اين يكي از مهمترين اصول صيانت از تفكر بسيجي كنار گذاشتن واسطه ها و بهره گيري مستقيم از خط ترسيم شده توسط امام خميني و خلف صالح ايشان حضرت آيت الله خامنه اي است . با عمل به اين اصل است كه بسيج همچون گذشته مي تواند اصيل و انقلابي و خدوم باقي بماند و استقلال فكري خود را حفظ كند و در نبرد با دشمنان نقاب دارو بي نقاب همواره پيروز ميدان باشد.