روزنامه جمهوري اسلامي 04/09/1387 صفحه سرمقاله
*****
آمريكا; پذيرش نظام چند قطبي


  • بسم الله الرحمن الرحيم
    « شوراي ملي اطلاعات آمريكا » طي گزارشي هشدار داد آمريكا بايستي خود را براي پذيرش « نظام چند قطبي » آماده كند. اين نهاد تحقيقاتي آمريكا با پيش بيني تحولات عمده تا 20 سال آينده در سطح جهاني 3 تغيير كليدي در مناسبات جهاني قدرت را مورد توجه و تاكيد قرار داد.
    1 ـ قدرت و نفوذ اقتصادي ـ سياسي و نظامي آمريكا در جهان طي 2 دهه آينده با ظهور قدرتهاي جديد كاهش خواهد يافت و دامنه تاثير تصميمات و اقدامات واشنگتن محدود شده و تضعيف مي گردد.
    2 ـ قدرتهاي جديد اقتصادي همانند چين و هند طي دهه هاي آينده ظهور مي كنند و نقش پررنگ تري را در محاسبات منطقه اي و جهاني براي خود جستجو خواهند كرد.
    3 ـ اقتصاد از ابعاد جهاني تري برخوردار شده و باعث انتقال قدرت از غرب به شرق مي گردد و با انتقال كانون هاي تاثيرگذار از غرب به شرق آسيا به كانون جديد قدرت مبدل خواهد شد.
    اين احتمال وجود دارد كه گزارش شوراي ملي اطلاعات آمريكا علاوه بر تحليل هاي عمومي و قابل انتشار حاوي مطالب طبقه بندي شده و تحليل هاي حساسي هم باشد كه احيانا به دلايل مختلفي منتشر نشده اند يا در محدوده خاصي براي مخاطبان ويژه منعكس شده باشند.
    حتي بدون در نظر گرفتن اين احتمال هم گزارش اين نهاد تحقيقاتي حاوي نكاتي است كه چرخش جدي و بنيادي در سطح سياست داخلي و خارجي آمريكا را ايجاب مي كند و مشخصا توصيه مي كند كه واشنگتن خود را براي پذيرش « نظام چند قطبي » در جهان آماده كند. اين بدين معني است كه حتي مراكز سياست گذاري و سياست بازي آمريكا نيز خود را ناچار به پذيرش واقعيت هاي جديد مي دانند و اگرچه هنوز هم براي حفظ شرايط فعلي سعي دارند زمينه هاي استمرار نظام تك قطبي را همچنان حفظ نمايند ولي خود را ناچار مي بينند كه توان و ظرفيت و قابليت هاي آمريكا براي پذيرش نظام چند قطبي و حفظ منافع واشنگتن در چنان فضاي متفاوتي را مورد بازنگري قرار دهند تا بلكه زيانهاي احتمالي بر اثر اين تحولات را به حداقل ممكن كاهش دهند.
    اين گزارش 120 صفحه اي حاوي نكات ديگري هم هست كه شايد مستقيما به ما نيز ارتباط يابد . اين ارزيابي مي افزايد : سه كشور در دو دهه آينده به صف قدرتهاي عمده جهاني مي پيوندند كه عبارتند از ايران تركيه و اندونزي كه هر سه مسلمان و غيرعرب هستند.
    علاوه بر اين به علت افول قدرت آمريكا در قلمرو سياسي نظامي و اقتصادي دلار آمريكا از اين پس « ارز مسلط » نخواهد بود و اعتبار بين المللي آن به تدريج از دست خواهد رفت .
    محتواي منتشره از اين گزارش شوراي اطلاعات ملي آمريكا نشان مي دهد نگراني در مورد افول قدرت آمريكا در سطح جهاني ديگر يك ارزيابي از سوي مخالفان سياستهاي واشنگتن محسوب نمي شود بلكه پيش بيني عالي ترين نهاد اطلاعاتي اين كشور درباره جدي ترين مسائل پيش روي نظام سلطه را فهرست كرده و محورهاي اصلي نگرانيهاي اين نهاد عالي اطلاعاتي را درخصوص « تهديدهاي امنيت ملي آمريكا » مطرح نموده است . شواهد و قرائني وجود دارند كه نشان مي دهند چنين جمع بندي هاي بدبينانه اي در مورد آينده ساختار قدرت جهاني نزد طراحان سياسي آمريكا تازگي نداشته و عملكرد ده ساله اخير واشنگتن با آگاهي كامل از همين ديدگاهها و دقيقا براي جلوگيري از تحقق همين پيش بيني ها صورت گرفته است .
    خوبست براي لحظه اي مهمترين رئوس سياست خارجي آمريكا در سالهاي اخير را مرور كنيم تا بهتر دريابيم كه واشنگتن پيشاپيش براي جلوگيري از قدرت گرفتن ساير رقباي احتمالي دست به چه جناياتي زده است
    الف ـ لشكركشي به افغانستان ظاهرا براي سركوب تروريسم صورت گرفت ولي عملا براي استقرار نيروهاي آمريكائي و ساير ارتشهاي ناتو در پشت مرزهاي روسيه هند چين و ايران از اين فرصت ها سواستفاده شد. بعلاوه امروز واشنگتن اصرار دارد بطور همزمان ارتشهاي ناتو را در پشت مرزهاي روسيه مستقر نمايد و ناتو را ملزم به تغيير نگرش كند تا در خارج از مرزهاي جغرافيائي كشورهاي عضو هم حضور يابند.
    ب ـ اشغال عراق و ايجاد بزرگترين سفارتخانه در بغداد كه استعداد فعاليت 3 تا 5 هزار كارمند را دارد قطعا با اهداف آينده واشنگتن هماهنگي كامل دارد. بوش در نخستين ماههاي اشغال عراق گفته بود : « پنجاه سال ديگر خواهيد فهميد كه ما براي چه منظوري به عراق لشكركشي كرديم » . اشغال اين دو كشور آسيائي توسط آمريكا دقيقا با ارزيابي شوراي اطلاعات ملي در مورد انتقال كانون قدرت از غرب به شرق و تمركز آن در آسيا هماهنگي كامل دارد.
    ج ـ طرح ناكام واشنگتن در مورد ايجاد « خاورميانه بزرگ » نيز با اين ارزيابي سازگاري دارد. البته آن طرح در نطفه خفه شد ولي واشنگتن با دستكاري در پيمان طرح آنرا براي سالهاي آينده « بازسازي » خواهد كرد و طرح تبديل اسرائيل به سرپل غرب در قلب دنياي اسلام را بطور جدي پيگيري كرده و مي كند. حتي سياست هاي مشترك اروپا و آمريكا براي به چالش كشيدن قدرتهاي آسيائي همچون ايران هم با اين ارزيابي ها تطابق دارد و نشان مي دهد واشنگتن در اين مقوله با تكيه بر اهداف و برنامه هاي خود ديگران را هم به بازي گرفته و براي تامين اهداف خود زمينه سازي مي كند.
    د ـ اكنون انگيزه صدور بيانيه ها و گزارش هاي باصطلاح حقوق بشري درخصوص وضعيت حقوق بشر در كشورهاي آسيائي بهتر قابل درك است . در واقع هدف اينست كه ساختار سياسي ـ اجتماعي اين كشورها در سطح جهاني به زير سئوال برود و اين كشورها در لاك دفاعي فرو بروند و براي دفاع از خود مجبور شوند به حركات و اقداماتي دست بزنند كه در شرايط عادي در اين زمينه اجباري ندارند.
    تصادفي نيست كه وضعيت حقوق بشر در كشورهاي آسيائي به « سيبل » اصلي براي بمباران سياسي ـ تبليغاتي توسط غرب اعم از سياستمداران دولتمردان و رسانه ها تبديل شده است . هدف اصلي اينست كه كشورهاي آسيائي هميشه از موضع دفاعي به جهان پيرامون خود بنگرند و كمتر در فكر احراز شرايط بهتر باشند. همين فرصت ها غرب را براي تاخير انداختن سقوط امپراطوري آمريكا ياري كند و مانع فراهم شدن زمينه ها براي استقرار نظام چند قطبي در جهان شود.
    انتشار گزارش شوراي ملي اطلاعات آمريكا نشان مي دهد از ديدگاه اين نهاد عالي اطلاعاتي آمريكا واشنگتن در اين زمينه هم شكست خورده و ناچار است خود را براي پذيرش نظام چند قطبي در جهان آماده كند.