روزنامه جمهوري اسلامي 03/09/1387 صفحه عقيدتي

  • اسلام گرايي نه صوفي گري و نه اشرافي گري
  • قدرت آگاهي انسان و دو اصل تربيتي آن
  • *****
    اسلام گرايي نه صوفي گري و نه اشرافي گري




  • گرايش اصيل و مشروع به ثروت دنيا مسير سالم نيل به حيات آخرت
    فرهنگ اسلامي نگاهي خاص به « ثروت » دارد و تفكر و بينشي ويژه به وجود مي آورد كه در آن نه افراط جاي دارد و نه تفريط .
    اين نگاه يكسويه نيست و مال و ثروت را مطلق نمي كند و نيز زيست انسان را در گرايش به آن محدود نمي نمايد بلكه ثروت را در كنار معنويت مي طلبد و بر ضرورت زندگي مادي همراه با زندگي معنوي اصرار مي ورزد.
    اين نگرش داراي اصالت است و ريشه در خلقت انسان دارد كه او مجموعه روح و جسم مي باشد و بر اين اساس و به طور فطري هم گرايشات معنوي دارد و هم تمايلات مادي هم روحش احساس نياز به تغذيه معنوي و روحاني مي كند و هم جسم و جوارحش به تغذيه مادي محتاج است و آن را مي جويد و پي مي گيرد.
    اين نگرش برخاسته از خلقت و متجلي در فرهنگ اسلامي بين دنيا و آخرت پيوند و ارتباط ايجاد مي كند و گستره خاك را بستري مناسب براي بهره وري از مال و ثروت و نعمت هاي الوان و گوناگون به منظور تامين نيازهاي معنوي و به دنبال آن رسيدن به حيات جاودان آخرت مي داند.
    كلام ذيل از حضرت امام محمدباقر(ع ) نمونه اي است از آموزه هايي كه در متون فرهنگ اسلامي درباره مال و ثروت ثبت گرديده است :
    « نعم العون الدنيا علي طلب الاخره »
    « دنيا براي دست يابي به آخرت ياور و ابزار خوب و مفيدي مي باشد. »
    اين روايت شريف ما را به معارف و بينش هايي رهنمون مي شود كه در آن ها تعمق مي كنيم :
    1 ـ دنيا به « ممدوح و پسنديده » و « مذموم و ناپسند » تقسيم بندي مي شود . يعني هرگز در متون فرهنگ اسلامي آثاري را نمي يابيم كه به طور مطلق و يك جانبه دنيا و بهره وري از آن را محكوم و طرد نمايند و انسان را از گرايش به مال و ثروت به عنوان يكي از بزرگترين جلوه هاي حيات دنيايي بازدارند. همچنين در متن فرهنگ اسلامي هرگز آثاري رانمي يابيم كه به طور مطلق و يكسويه انسان را به دنياگرايي ترغيب كنند و به كسب ثروت كثير و زراندوزي و غرقه گشتن در ماديات دعوت نمايند.
    در نگاه فرهنگ اسلامي دنيا و ثروت گرايي مي تواند ممدوح و مفيد باشد و نيز مي تواند مذموم و زيانمند گردد.
    دنيا و ثروت ممدوح و مفيد عبارت است از وسيله قرار دادن دنيا براي رسيدن به هدف متعالي حيات برتر يعني زندگي جاودان آخرت . در دنياگرايي ممدوح كسب نعمت ها و ثروت ها به طور مشروع صورت مي گيرد و در مسيرهاي حلال هزينه مي شود و از اين طريق همه بهره وري ها از آسايش و رفاه در پرتو مال و ثروت حلال بدون هيچ مانع و مشكلي تحقق مي يابد و اين نوع زندگي دنيايي كه در واقع حركت و تلاش اقتصادي بر مبناي تعاليم و قوانين اسلام مي باشد نوعي عبادت خدا به شمار مي رود.


    دنيا و ثروت گرايي مذموم و زيانمند كه عبارت است از هدف قرار دادن دنيا و رهاكردن معنويت و حيات آخرت مورد پذيرش فرهنگ اسلامي نيست و آيات قرآن و متون روايي اسلام به شدت از آن نهي مي كنند. زيرا گرايش به دنياي مذموم انسان را ـ كه از دو جنبه و جلوه معنوي و مادي و داراي نيازهاي روحي و جسمي خلقت يافته است ـ در ماده و خاك و لذت جسمي مطلق محصور و اسير مي سازد و موجودي ناقص و ناسالم مي پرورد.
    2 ـ در فرهنگ غني اسلام « دنيا مزرعه آخرت است » . يعني بايد در زمين بكر و آماده كشت دنيا بذرافشاني نمود و در رشد و پرورش آنها كوشيد و مراقبت ورزيد تا حاصل آن به صورت حيات سراسر نعمت و آرامش و سعادت آخرت ظاهر گردد.
    اصل و واقعيت مزرعه بودن دنيا براي آخرت داراي مراحل گوناگوني است كه در متن زندگي دنيا و از ابتدا تا انتهاي عمر انسان متجلي مي گردد. يعني تمام تلاش ها و فعاليت هاي سالم اقتصادي انسان براي كسب مال و ثروت حلال و سپس استفاده و بهره وري از آنها به صورت هزينه سازي براي كانون خانواده و اعضاي آن و تامين نيازهايي چون خريد خانه و ابزار مورد نياز زندگي و پوشاك و خوراك و تفريح و مسافرت و ساير برخورداري هاي متداول مراحلي از به ثمر رسيدن بذرهايي است كه در زمين بكر دنيا به رشد و نمو درآمده و حاصل و ثمر داده اند. زيرا در اين نگاه و نگرش اصيل تمام اين فعاليت هاي اقتصادي و هزينه ها و بهره وري ها از مال و ثروت هاي مشروع و حلال در مسير خدا و در انطباق كامل با تعاليم اسلامي صورت گرفته است و اين خود عبادت خداوند محسوب مي شود و اجر و پاداش اخروي به بار مي آورد. ضمن اين كه در كنار اين بهره وري هاي صحيح و خداپسندانه از مال و ثروت مشروع انفاق در راه خدا و تامين نيازهاي محرومان و پرداخت خمس و زكات نيز از ديگر مصاديق بذرافشاني در زمين دنيا براي سرسبزكردن مزرعه آخرت مي باشد و اين ها همه در طول يكديگر قرار دارند و منتهي به جلب رضوان و خشنودي حضرت پروردگار و طي مراحل رشد معنوي و نيل به قرب الهي مي باشد.
    3 ـ اصل ابزار مفيد بودن دنيا و هدف نگرديدن آن و بروز تفكري سالم به نام دنياي ممدوح و پسنديده كه به صورت بهره وري مشروع از نعمت هاي الوان دنيا محقق مي گردد و نيز اصل مزرعه بودن دنيا براي آخرت اصل سومي را تثبيت مي نمايد و آن عبارت است از « دنيا و آخرت در كنار هم و با گرايش منتهي به پرورش انسان هايي كه هم به نيازهاي معنوي و روحي توجه دارند و هم به نيازهاي مادي و جسمي » .
    اين اصل در متن فرهنگ اسلامي به اين صورت بينش آفريني و راهگشايي مي نمايد كه « هيچ انساني حق ندارد دنيا را براي آخرت ترك كند و نيز هيچ انساني حق ندارد آخرت را براي دنيا رها سازد. »
    آميزه اي از تلاش هاي اقتصادي سالم براي كسب مال و ثروت حلال و فعاليت هاي عبادي و اخلاقي براي نيل به معنويت زلال انسان مورد نظر اسلام را مي پرورد و چنين انساني داراي شخصيتي جامع مي گردد كه نگرش هاي ظاهري و سطحي به معارف دين ندارد و فعاليت هاي اقتصادي را به طور طبيعي و متناسب با استعداد و تواني كه خداوند به او عنايت كرده است انجام مي دهد. و نيز آخرت را براي كسب دنيا و مال و ثروت رها نمي سازد و اسير سكه هاي زر و سيم و زرق و برق زندگي يكسويه و مطلق مادي نمي گردد.
    نگرش سطحي و قشري به دين كه عامل ترك دنيا براي رسيدن به آخرت مي گردد موجب شكل گيري رهبانيت و صوفي گري مي شود كه همواره در طول تاريخ اسلام زمينه ساز جذب گروه هايي از مسلمانان به زهد مطلق با كناره گيري از زن و همسر و خانواده و خزيدن در گوشه هاي عزلت و انجام اذكار و اعمال خاص شده است .
    در نقطه مقابل گرايش افراطي به دنيا نيز باعث ترك آخرت براي دست يابي به ثروت هاي كثير و سرشار و روبه تزايد مي شود و عامل شكل گيري اشرافي گري مي گردد كه اين نيز در طول تاريخ همواره اسلام و جامعه مسلمين را آزرده است و آفت و آسيب توليد نموده و در نهايت باعث شده است كه گروه هايي به نام مسلمان و با حفظ پوسته اي از دين و با انجام عبادات و اعمال ظاهري و فاقد محتوا غرق در سرمايه داري و زراندوزي و زندگي اشرافي شوند.
    در تاريخ اسلام از اين هر دو گروه ـ يعني رهبانيت گرايان و تاركان دنيا و متمايلان به عرفان صوفيانه و هم مسلمانان شيفته و آلوده سرمايه داري لجام گسيخته با انتخاب زندگي اشرافي گري و در عين حال خود را عامل به دين دانستن !ـ وجود داشته و زيان رسانده اند.
    اين دو نوع گرايش هرگز نمي توانند از مال و ثروت به عنوان ياور و مددرسان براي نيل به حيات جاودان آخرت بهره برداري كنند و به همان ترتيب كه توضيح داديم قادر نيستند در مراحل مختلف زندگي و از ابتدا تا انتهاي عمر با فعاليت هاي مشروع اقتصادي مزرعه آخرت را سرسبز و پرثمر نمايند.
    گروه سوم كه هرگز دنيا را براي رسيدن به آخرت و آخرت را براي رسيدن به دنيا ترك نمي كنند « اسلام گرايان واقعي و راستين » هستند كه به جامعيت قوانين و اهداف ديني توجه دارند و شخصيت سالم و همه جانبه اي به دست مي آورند و به اين ترتيب بايد در جامعه اسلامي و براي توده هاي مردم به ويژه جوانان اينگونه فرهنگ سازي كنيم كه اصل ثابت و محوري نيل به سعادت دنيا و رستگاري آخرت عبارت است از : « اسلام گرايي نه صوفي گري و نه اشرافي گري » .
    نگاه فرهنگ اسلامي به « ثروت » يكسويه نيست و آن را مطلق نمي كند و نيز زيست انسان را در گرايش به آن محدود و سخت نمي نمايد بلكه ثروت را در كنار معنويت مي طلبد و بر ضرورت زندگي مادي همراه با زندگي معنوي اصرار مي ورزد. اين نگرش داراي اصالت است و ريشه در خلقت انسان دارد كه او مجموعه روح و جسم مي باشد و به طور فطري و طبيعي هم روحش احساس نياز به تغذيه معنوي و روحاني مي كند و هم جسم و جوارحش به تغذيه مادي محتاج است
    نگرش سطحي و قشري به دين كه موجب ترك دنيا براي رسيدن به آخرت مي گردد عامل شكل گيري رهبانيت و صوفي گري مي شود كه همواره در طول تاريخ اسلام زمينه ساز جذب گروه هايي از مسلمانان به زهد مطلق و رهاسازي فعاليت هاي سالم اقتصادي و و خزيدان در گوشه هاي عزلت شده است . همواره اسلام و جامعه مسلمين را آزرده است و آفت و آسيب توليد نموده و در نهايت باعث شده كه گروه هايي به نام مسلمان و با حفظ پوسته اي از دين و با انجام عبادات و اعمال ظاهري و فاقد محتوا غرق در سرمايه داري و زندگي اشرافي شوند
    در تاريخ اسلام هم رهبانيت گرايان و تاركان دنيا و متمايلان به عرفان صوفيانه و هم مسلمانان شيفته و آلوده سرمايه داري لجام گسيخته با انتخاب اشرافي گري و در عين حال خود را عامل به دين دانستن ! وجود داشته و زيان رسانده اند. گروه سوم كه هرگز دنيا را براي رسيدن به آخرت و آخرت را براي رسيدن به دنيا ترك نمي كنند « اسلام گرايان واقعي و راستين » هستند كه به جامعيت قوانين و اهداف ديني توجه دارند و بر مبناي آن شخصيت سالم و همه جانبه اي به دست مي آورند

  • *****
    قدرت آگاهي انسان و دو اصل تربيتي آن




  • انسان موجودي است كه مي تواند آگاه شود و بايد آگاه شود : « والله اخرجكم من بطون امهاتكم لا تعلمون شيئا و جعل لكم السمع والابصار والافئده لعلكم تشكرون » (1 ) . به شما چشم و گوش و دل داد تا آنها را به كار اندازيد و از آن وضع « لا تعلمون شيئا » بيرون بياييد و عالم شويد. در اينجا مي توانيم يكي از تعاليم تربيتي را استخراج كنيم .
    الف . ضرورت علم دوستي
    اولين اصل ضرورت علم دوستي و علم طلبي است كه معمولا در اصول تعليم و تربيت اسلامي روي آن تكيه مي كنيم . بايد متربي ما يعني آن فرد يا آن گروه يا آن جامعه اي را كه مورد تربيت ما قرار مي گيرند طوري بار بياوريم كه بخواهد عالم شود و علم دوست و علم طلب باشد. با توجه به آيات روايات داستانها و شواهد تاريخي كه در زمينه علم بيان شده است ديگر لازم نيست ما در اين زمينه شواهدي را ذكر كنيم .
    بنابراين ما بايد متربي خود را به علم تشويق كنيم و زمينه هاي عالم شدن او را فراهم سازيم ; بايد روشهاي بهتر عالم شدن را كشف كنيم و به كار بنديم ; بايد علومي را كه براي آگاهي انسان بيشتر موثر است و براي مسائل بعدي او بيشتر فايده دارد در اختيار انسان قرار دهيم يعني علومي كه او را در جهت اين مسائل كه قدرت انتخاب داشته باشد و خودساز و جامعه ساز باشد رهبري كند.
    پس اين يك مسئله بود با تمام شاخ و برگهايي كه در زمينه بحث درباره علم مي توانيم داشته باشيم .....
    ب . روش درست انديشيدن
    دومين اصل اين است كه بايد انديشه انسان را به كار بيندازيم و روش درست انديشيدن و به ثمر رسيدن انديشه ها را در مورد متربي خود به كار بريم .
    انسان موجودي است كه مي تواند آگاه شود; پس بايد آگاه گردد و براي آگاه شدن بايد بينديشد و فكرش را به كار اندازد. در اينجا تمام آياتي كه تعبيرات « افلا يتفكرون » « افلا يتدبرون » « افلا يعلمون » « الم تر » و « افلم يسيروا في الارض » را دارد و تمام مواردي از اين قبيل كه ما را داخل طبيعت تاريخ و جامعه مي سازد كه درباره اين زمينه ها تدبر و مطالعه كنيم اشاره به اين اصل مي كنند. پس تمام اينها مي تواند شاهد اين اصل تربيتي ما باشد كه انساني كه مي خواهد براساس تربيت اسلامي پرورش يابد بايد انديشه اي فعال داشته باشد.
    پاورقي :
    1 ـ سوره نحل آيه 78
    2 ـ گفتارهاي تربيتي اثر حجت الاسلام والمسلمين شهيد باهنر ص 74 و 75